راهبرد اسکالپینگ در فارکس

 

راهبردهای اسکالپینگ در میان معامله گران مبتدی از محبوبیت بالایی برخوردار است اما این محبوبیت شاید چندان هم قابل توجیه نباشد. معامله با ''بسامد بالا'' (نگه داشتن موقعیت برای مدتی بسیار کوتاه و سپس بستن آن برای کسب سودی کوچک High-Frequency Trading) امکان دستیابی به سود سریع و جلوگیری از وقوع سوآپ را فراهم می آورد. باید اشاره داشت که تمرین کردن راهبرد اسکالپینگ بر روی یک اکانت دمو فرد تازه کار را قادر می سازد تا سرعت واکنش خود را افزایش داده و به قول معروف شم بازار را دردست بگیرد، یعنی بفهمد که رفتار معامله گران در بازارهای مالی چگونه است. اگرچه، بهتر است در نهایت معامله گر وارد معاملات واقعی در بازه های زمانی طولانی مدت تر شود. با خواندن مطالب ذیل یاد می گیریم که راهبرد اسکالپینگ چیست و چه مزایا و معایبی دارد. همچنین، مثال هایی عملی در خصوص راهبردهای ساده ی اسکالپینگ را با هم مطالعه خواهیم کرد.

 

اسکالپینگ در معاملات فارکس به چه معنا است: انواع اسکالپینگ، سیگنال های اسکالپینگ در فارکس، مزایا و معایب

استراتژی های اسکالپینگ در فارکس: مثال های عملی با چند اسکرینشات از متاتریدر ۴

راهبرد اسکالپینگ برای معامله گران مبتدی: قواعد ابتدایی، انواع راهبرد، توصیه های معاملاتی، و مثال های عملی

راهبرد اسکالپینگ در فارکس متضمن انجام معامله با بسامد بالا در حالی است که در یک بازه ی کوتاه زمانی با انجام چندین معامله به سود می توان دست یافت. برای معامله گرانی که تازه شروع به انجام معامله می کنند این نوع از راهبرد معاملاتی خطرناک محسوب می شود زیرا روند در نمودارهای کوتاه مدت وضعیتی ناآرام دارد (به این ایده تاثیر اختلالی قیمت می گویند) و بنابراین به سختی می توان آن را پیش بینی کرد. از سویی دیگر، من معتقدم یک فرد تازه کار باید اسکالپینگ را پیش از راهبردهای معاملاتی میان مدت و بلند مدت یاد بگیرد. اسکالپینگ به معامله گر کمک می کند که حواس و سرعت واکنش خود را تمرین دهد و در واقع این راهبرد خطاهای بصری را برجسته می کند. این را باید توجه داشت که به هنگام استفاده از اسکالپینگ باید تمرکز بسیار بالایی داشته باشیم و از نظرهیجانی از ثبات برخوردار باشیم. اگر بحث را از لحاظ نظری متوجه شویم راهبرد اسکالپینگ در واقع یک راهبرد شبیه ساز برای تقویت مهارت های نامبرده خواهد بود.

سرفصل هایی که در ذیل به آن ها خواهیم پرداخت عبارتند از:

  • راهبرد اسکالپینگ در فارکس چیست؟
  • انواع اسکالپینگ و مثال هایی کلی در خصوص راهبردهای ساده ی اسکالپینگ
  • مزایا و معایب راهبردهای اسکالپینگ
  • مثال های عملی استفاده از راهبردهای اسکالپینگ در فارکس: قواعد عمومی ورود به معاملات خرید (لانگ) و فروش (شرت)، قواعد تعیین حد ضرر (استاپ لاس) و خروج از معامله

راهبرد اسکالپینگ در فارکس چیست؟

راهبرد اسکالپینگ در معاملات فارکس چیست؟ اینگونه گفته شده که اسکالپینگ نوعی معامله است که در آن معامله گر در یک بازه ی زمانی کوتاه مدت وارد چندین معامله شده و از معاملات خود ظرف چند دقیقه خارج می شود. به نظر می رسد که این تعریف یک تعریف دقیق نیست. اسکالپینگ متضمن قراردادن برخی دستورها با فاصله ای کم از نقطه ی ورود و باز شدن معامله است. معامله گر به محض اینکه قیمت حداقل چند پیپ تغییر پیدا کند (از جمله اسپرد) در یک بازه ی زمانی کوتاه مدت از معامله خارج می شود. حتی اگر تنها یک معامله بر اساس این روش انجام گیرد اسمش اسکالپینگ است. از لحاظ منطقی کسی که اسکالپینگ انجام می دهد باید در یک روز چندین معامله ی اینگونه انجام دهد تا بتواند سود کسب کند، اما تعداد این معاملات چندان اهمیتی ندارد.

کلید کسب موفقیت در اسکالپینگ انتخاب لحظه ای مناسب برای ورود به معامله در ارتباط با نوسان قابل پیش بینی ای است که اتفاق می افتد.

انواع اسکالپینگ و مثال هایی کلی در خصوص راهبردهای ساده ی اسکالپینگ

۱. اسکالپینگ با اخبار: در لحظه ی منتشر شدن اخبار یا آمارهای اقتصادی مهم، میزان نوسانات بازار و حجم معاملات افزایش پیدا می کند و این می تواند از چند دقیقه تا چند ساعت طول بکشد. این زمان بهترین زمان ممکن برای افرادی است که از اسکالپینگ استفاده می کنند. دو نوع روش معاملاتی در این خصوص می تواند وجود داشته باشد:

  • - چند دقیقه قبل از انتشار آمار و اخبار دستورهای معلقی که با هم متضاد هستند قرار می دهیم و دستور معلقی که موثر واقع نخواهد شد را پس از انتشار آمار یا اخبار لغو می کنیم
  • -  برای جفت هایی که به طور مستقیم با یکدیگر همبستگی دارند در چند دقیقه ی اولی که اخبار و آمار منتشر می شوند در جهت کلی روند وارد چند معامله ی کوتاه مدت می شویم

کسب سود با استفاده از این راهبرد بسیار سخت است. هر دو روشی که در بالا به آن اشاره شد مزایا و معایب خود را دارند. می توانید این مطلب را برای کسب اطلاعات بیشتر بخوانید.

۲. انواع اسکالپینگ بر اساس بازه های زمانی

  • پایپینگ: این یک راهبرد ساده ی اسپکالپینگ در فارکس است که گفته شده بیشترین میزان سودآوری و مطابق آن بیشترین میزان ریسک را دارا است، البته در خصوص سودآور بودن آن اختلاف نظر زیادی وجود دارد. معامله در بازه ی زمانی M1 انجام می شود و معاملات برای تنها چند دقیقه در بازار نگه داشته می شوند. گاهی اوقات ایجاد تغییر ۱-۲ واحدی برای معامله کننده ی استفاده کننده از اسکالپینگ کافی است زیرا ممکن است از لوریج حداکثری (گاهی اوقات ۱:۱۰۰۰) استفاده کند.
  • اسکالپینگ میان مدت: این راهبرد معاملاتی مستلزم ورود به تعداد کمتری از معاملات است و زمانی که در آن معاملات نگه داشته می شوند حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه است. همچنین، در این راهبرد بازه ی زمانی مورد استفاده M5 بوده و میزان لوریج به وسیله ی معامله گر تعیین می گردد.
  • اسکالپینگ محتاطانه: مدتی که معاملات در بازار نگه داشته می شوند ''تا ۳۰ دقیقه'' است و از بازه ی زمانی M15 استفاده می شود.

۳. انواع اسکالپینگ بر اساس راهبردهای تحلیل تکنیکال

  •  اسکالپینگ با تحلیل چندین بازه ی زمانی: از این راهبرد در معامله با روند کوتاه مدت استفاده می شود. روند هر لحظه ممکن است معکوس شود پس استفاده از راهبردهای متداولی که با استفاده از آن ها معامله در جهت روند انجام می شود در اینجا کارگشا نخواهند بود. روند کوتاه مدت می تواند مثلا در وقفه کوتاهی که پیش از انتشار اخبار به وجود می آید پدیدار شود. پیش بینی های موجود در خصوص اخبار فوق الذکر احتمالا وضعیتی بحث برانگیز را به نمایش خواهد گذاشت. همچنین، روند کوتاه مدت نامبرده ممکن است در طی تعادل موقتی که بین قدرت خریداران و فروشندگان ایجاد می شود پدیدار گردد. در این نوع راهبرد اسکالپینگ که شرح دادیم روند در بازه ی زمانی H1-H4 توسط یک اندیکاتور و یا یک اوسیلاتور تایید کننده شناسایی می گردد. پس از آن، باید بازار را تحلیل کنیم و در بازه ی زمانی M5 به دنبال سیگنال باشیم. به یک مثالی عملی در خصوص این راهبرد کمی بعد اشاره خواهیم کرد.
  • معامله بر اساس جفت های ارزی عمده: جفت ارزی عمده همان جفتی است که معامله گر ''بر اساس آن'' تصمیمات معاملاتی خود را تنظیم می کند، البته اشاره به این نکته ضروری است که جفتی که معامله گر ''با آن'' معامله می کند جفتی است که با جفت ارزی عمده همبستگی دارد و با مقداری فاصله ی زمانی شاخص خود را با جفت عمده تنظیم می کند. به طور مثال، جفت یورو - دلار آمریکا (جفت ارزی عمده) به انتشار آمار اقتصادی آمریکا سریعا واکنش نشان می دهد و اگر شاخص این جفت به همراه جفت دلار آمریکا - ین ژاپن (که آن نیز یک جفت ارزی عمده است) افزایش پیدا کند، آن گاه شاخص جفت یورو - ین ژاپن (جفتی که معامله گر ''با آن''‌ معامله ممکن است انجام دهد) نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
  • اسکالپینگ حسی: با توجه به اینکه معامله گر استفاده کننده از اسکالپینگ زمان اندکی برای اخذ تصمیم دارد عده ای از معامله گران وجود دارند که از حس معاملاتی خود استفاده می کنند. آن ها در واقع آنقدر بازار را خوب می شناسند که به استفاده از اندیکاتورهای تکنیکال نیاز ندارند.

باید اشاره کنم که در اینجا به زیرشاخه های موارد بالا بر اساس نوع اندیکاتورها (گرافیکی، تحلیل سطحی و غیره) نخواهم پرداخت اما دسته بندی فوق می تواند گسترده تر شود. از شما خوانندگان محترم ممنون خواهم شد اگر نوع های مختلف راهبرد اسکالپینگ که در نظرتان مناسب است را در بخش نظرات زیر این مقاله برایم بنویسید.

بهترین بروکر ECN واقعی طبق چندین  سال تحقیق فعلا بروکر زیر میباشد که همه ارز های سود ده را ارزانتر از همه جا ارائه میکند و7روز هفته  میشود ترید کرد وحساب سنتی نیز دارد وواریز وبرداشت ریالی  امن وقابل اعتماد دارد  حتی مبالغ  بالای 50000 دلار را بدون مشکل اجازه برداشت میدهد  تنها  بعضی اوقات اتصال سرور ضعیف میشود که این مشکل را همه بروکر های ای سی ان در ایران دارند  با کلیک روی لینک  زیر رایگان  ثبت نام کنید و بونوس 100 % بگیرید واز خدمات رایگان اموزشی ورباتیک واندیکاتوری مورتین استفاده کنید
https://lite.forex/fa/?uid=240422727&cid=38408    
اطلاعات بیشتر ایدی تلگرامی  https://t.me/MORTIN1353 وایدی رباتیک تلگرامی  https://t.me/robot206    &&  https://t.me/forexmortin2000

قواعد معامله ی موفق با اسکالپینگ:

  • کارگزار (بروکر) نباید محدودیتی برای استفاده از این راهبردها تعیین کند: منظور این است که نباید در خصوص تعداد معاملات باز و حداقل زمانی که معامله باید باز نگه داشته شود محدودیتی قرار داده شود.
  • اجرای آنی: این موضوع بسیار به کارگزار، فراهم آورندگان سرمایه، نوع اینترنت اتصالی، و درگاه معاملاتی بستگی خواهد داشت.
  • لوریج قابل توجه: معامله گران استفاده کننده از اسکالپینگ از لوریج ۱:۵۰۰ تا ۱:۱۰۰۰ و بالاتر استفاده می کنند اما باید توجه داشت که مطابق قوانین اروپا حداکثر میزان لوریجی که می تواند استفاده شود ۱:۵۰ است.
  • همچنین، ابزار معاملاتی باید از بهترین حالت گردش سرمایه برخوردار باشد.

به گمانم تا به اینجا متوجه شدیم که اسکالپینگ چیست. حال می خواهیم مزایا و معایب استفاده از راهبرد اسکالپینگ را مورد بررسی قرار دهیم:

مزایای استراتژی های اسکالپینگ:

  • معامله بر اساس تحلیل فاندمنتال: اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال به دلیل اختلالات و نوسانات قیمتی در بازه زمانی کوتاه مدت به عنوان ابزارهایی تکمیلی استفاده می شوند. علیرغم آنکه به معامله گران مبتدی توصیه نمی شود که بر اساس اخبار معامله کنند، استفاده از عوامل فاندمنتال در تمرین و در شبیه سازها بسیار جذاب تر از تحلیل تکنیکال به نظر می رسد. البته باید دانست که همه چیز به شخص معامله گر بستگی دارد، اما در هر حال به نظرم آنچه در خصوص آن نوشتم یکی از مزایای اسکالپینگ است.
  • امکان دستیابی به سود زیاد: همه چیز نسبی است، اما اگر یک معامله گر حرفه ای هستید باید بدانید که معاملات با بسامد بالا (High Frequency Trading) از بازده بیشتری در مقایسه با استراتژی های معاملاتی یک روزه (Day Trading) برخوردارند. در اسکالپینگ معامله گر تلاش دارد تقریبا از هر تفاوت قیمتی ای که در هر دو جهت ایجاد می شود سود کسب کند و این در حالی است که در معاملات میان روز (Intraday) بخشی از سود به دلیل ایجاد پولبک (Pullback) و حرکت های اصلاحی (کارکشن) از بین می رود. باید اشاره داشت که اسکالپینک وابستگی چندانی به روند ندارد.
  • اسکالپینگ امکان کسب سود در شرایطی که شاخص در حال حرکتی صاف است (Flat) را فراهم می آورد: منظور از حرکت صاف حرکتی است که در آن شاخص نقاط اوج و کف جدیدی به وجود نمی آورد بلکه در دامنه ی نقاط اوج و کف قبلی به حرکت می پردازد.
  • برای باز نگه داشتن پوزیشن ها تا روز معاملاتی بعدی هزینه ی سوآپ وجود ندارد.

از نظر من  بزرگترین مزیت تمرین معامله با اسکالپینگ است. به دلیل انجام معامله با ''بسامد بالا'' معامله گر یاد می گیرد تا مبانی ورود و خروج از معاملات، ماهیت بازار، و چگونگی تمرین دادن حس معاملاتی خود را بهتر بفهمد. پس از حرفه ای شدن در اسکالپینگ (که خیلی پیچیده تر به نظر می رسد)، انجام دادن معاملات میان روز و استراتژی های بلند مدت آسان تر خواهند بود.

معایب استراتژی های اسکالپینگ:

  • اسپرد: مهم نیست پوزیشن معاملاتی شما چقدر باز مانده، اسپرد همچنان یکسان می ماند و این موضوع باعث می شود که بیشتر سودهای اسکالپینگ گرفته شوند.
  • مشکلات تکنیکال: لغزش های بصری، تاخیر در اجرای دستورهای معاملاتی، خرابی ترمینال معاملاتی و غیره.
  • در اسکالپینگ گاه ثانیه ها تعیین کننده اند: وقوع تاخیر می تواند منجر به ضرری شود که از سود اندکی که قرار بود به به دست آید بسیار فراتر رود.
  • اختلالات و نوسانات قیمتی بازار: نوسانات تصادفی قیمت (که در بازه ی زمانی بلند مدت اهمیت چندانی ندارد) می تواند در بازه ی زمانی کوتاه مدت دستور معامله را به وسیله یک استاپ لاس ببندد.
  • گزینه های محدود: تنها جفت های ارزی دارای چرخش سرمایه ی خوب و نوسانات متعادل مناسب انجام اسکالپینگ در فارکس هستند. جفت های ناآشنا در این خصوص مناسب نیستند.
  • کیفیت داده های اقتصادی بازار و محدودیت های تعیین شده توسط کارگزار (بروکر): برخی شرکت ها یا اسکالپینگ را ممنوع می کنند و یا در خصوص حداقل زمانی که معامله باید باز بماند محدودیت هایی را تعیین می کنند.
  • استرس هیجانی: باید هموار بر معاملات کوچک متمرکز باشید، معاملات خود را همواره تحت نظر قرار دهید، و تصمیمات سریعی اتخاذ کنید. به همین دلیل، معامله گر دیر یا زود از نظر هیجانی به اشباع می رسد و تمرکز خود را از دست می دهد. البته بخشی از این مشکل می تواند به وسیله ی اسکریپت ها (Scripts) و ربات های معاملاتی رفع شود.

برای کسب سود از اسکالپینگ باید از لوریج بالا استفاده کرد، امری که منجر به افزایش ریسک می شود. علیرغم تمامی معایب معامله با اسکالپینگ در فارکس، استفاده از آن از هیجان زیادی برخوردار است و به همین دلیل است که بسیاری از معامله گران اسکالپینگ را خیلی دوست دارند.

بهترین جفت های ارزی فارکس برای انجام اسکالپینگ

اهمیت انتخاب ابزار معاملاتی در اسکالپینگ زمانی معلوم تر می شود که بدانیم با هر تغییر قیمت معامله گر می خواهد به سود دست پیدا کند و در صورتی که تغییر قیمتی چشمگیر باشد ضرر هنگفتی متوجه او خواهد شد.

شرایط اساسی جفت ارزی مورد استفاده در اسکالپینگ

  • گردش سرمایه ی بالا و سطح پایین اسپرد شناور (Low Floating Spread):  این شرط در جفت هایی که به طور متناوب معامله می شوند و حجم معاملاتی بالایی دارند محقق می شود، مثل جفت های یورو - دلار آمریکا و پوند - دلار آمریکا. برای مقایسه کردن اسپرد جفت های مختلفی که کارگزارهای متفاوت ارائه می دهند می توانید از اطلاعاتی که در MyFxBook استفاده کنید.
  • نوسان متعادل: گردش سرمایه و نوسان در رابطه ی همبستگی معکوس قرار دارند. این یعنی خرید یا فروش یک جفت ارزی که نوسان بالایی دارد سخت است. برعکس، وقتی جفت های ارزی دارای گردش سرمایه بالا هستند نوسانشان کمتر است. مهم است که همیشه تعادل حفظ شود و در این خصوص ''ماشین حساب نوسان'' می تواند به شما برای انجام این کار کمک کند. مطابق این ماشین حساب بهترین جفت ارزی برای انجام اسکالپینگ یورو - دلار آمریکا است.

برای اسکالپینگ شبانه ( که به آن Flat Scalping هم می گویند) می توانیم جفت هایی که نوسان نسبتا کمی دارند را انتخاب کنیم مانند دلار آمریکا - دلار کانادا و دلار استرالیا - دلار آمریکا. می خواهم بر روی این نکته تاکید کنم که معنی ''بهترین ارزی که در اسکالپینگ می توان آن را معامله کرد'' کاملا به شخص معامله گر بستگی دارد. حرکت قیمتی هم به عوامل بیرونی اقتصاد کلان و هم به دست کاری در بازار فارکس توسط سرمایه گذاران بزرگ (ایجاد کنندگان بازار) بستگی خواهد داشت. دقیقا به همین دلیل است که در زمان های مختلف جفت های ارزی عمده و یا سایر جفت های ارزی می توانند به بهترین ابزار معاملاتی برای اسکالپینگ تبدیل شوند. به همین دلیل باید به برخی نکات در خصوص چگونگی انتخاب بهترین جفت برای اسکالپینگ اشاره کرد:

  • در زمان انجام معامله باید احساس راحتی کنید: روش معاملاتی خود را تنظیم کنید، جفت ارزی ای که در نظرتان از همه بهتر است را پیدا کنید، و هر چقدر نیاز دارید در یک اکانت دمو به تمرین بپردازید.
  • انعطاف داشته باشید: ممکن است امروز از معامله ی یک جفت ارزی خاص نتایج مثبت کسب کنید و فردا احتمال دارد پس از انجام اسکالپینگ با یک جفت دیگر به سود برسید.
  • ریسک های فارکس را مدیریت کنید: علاوه بر قواعد کلی مدیریت ریسک در خصوص حجم معاملات باز، یکی قاعده ی دیگر نیز در خصوص اسکالپینگ وجود دارد و آن این است که نباید برای دو جفت ارزی ای که شاخص آن ها به طور همزمان در حال افزایش است به طور همزمان وارد معامله شوید. درست است که این کار سود احتمالی شما را دو چندان می کند، اما باید بدانیم که ریسک های احتمالی هم دوبرابر می شوند زیرا حرکت شاخص هر دو جفت امکان دارد معکوس گردد.

در خصوص بهترین اندیکاتورها و بهترین ابزارهای تکنیکالی که می توان در اسکالپینگ استفاده کرد توصیه ی خاصی وجود ندارد و همه چیز به شخص معامله گر بستگی دارد. برخی از اندیکاتورهای استاندارد موجود در متاتریدر ۴ راضی هستند و برخی دیگر ابزارهای خاصی را بر روی سیستم خود نصب می کنند.

استراتژی های اسکالپینگ در فارکس: مثال های عملی

اسکالپینگ مستلزم این است که معامله گر به طور مداوم وضعیت معاملات و پوزیشن های بازشده را تحت نظر داشته باشد. استراتژی هایی که در زیر به آن ها اشاره می شود مطابق اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال تعیین می گردند اما می توانند به عنوان ابزاری کمکی برای معامله ی حسی-شناختی و تجربیات عملی هم مورد استفاده قرار گیرند. پیش از استفاده از این راهبردهای معاملاتی در یک اکانت واقعی، آن ها را بارها و بارها بر روی یک اکانت دمو تمرین کنید تا بتوانید از این پس به طور خودکار از آن ها استفاده کنید.

چگونگی نصب قالب های اسکالپینگ بر روی متاتریدر ۴

هر یک از سیستم های معاملاتی ای که در ذیل به آن ها اشاره می شود مستلزم استفاده از ترکیبی از اندیکاتورها هستند که در متاتریدر ۴ و سایر پلتفرم ها به طور عادی از آن ها استفاده نمی شود. در هر مطلب بر روی لینکی که شما را به آرشیو متصل می کند می توانید کلیک کنید و پس از دانلود کردن به متاتریدر ۴ اضافه کنید. هر آرشیو دارای ۲ فایل می باشد - یک اندیکاتور ( .mq4 یا ex4.) و یک قالب (.tpl) که به شکل زیر نصب می شوند: در متاتریدر ۴ بر روی گزینه ی "Menu - Open Data Catalog" کلیک کنید:

  • اندیکاتور: پوشه ی MQL4/Indicators را باز کنید و فایل را به همراه extension مربوطه در آنجا بریزید.
  • قالب (Template): پوشه ی  ''Templates'' را باز کنید و فایل های مربوط به تمپلیت را در آنجا بریزید، سپس پلتفرم را دوباره راه اندازی کنید. اکنون قالب نامبرده می تواند به نمودار جفت ارزی اضافه شود.

اندیکاتور نصب شده می تواند در قسمت ''Custom indicators'' پیدا شود و قالب بارگذاری شده در بخش''Charts/Templates'' قرار خواهد داشت. بر اساس نوع سیستم نام پوشه ها ممکن است فرق کند. اگر نتوانستید آن را بیابید و پاسخ را در اینترنت نیز پیدا نکردید لطفا در بخش نظرات پایین مقاله موضوع را بنویسید و من کمکتان خواهم کرد.

۱. روش اسکالپینگ کلاسیک بهترین استراتژی معاملاتی برای معامله گران مبتدی است

این استراتژی بر اساس ترکیب ۴ ابزار تحلیل تکنیکال در یک قالب واحد ساخته شده است: دو میانگین حرکتی ساده که به ترتیب RSI و MACD نام دارند. دلیل کلاسیک بودن این استراتژی این است که بر اساس اصل ''دوباره کاری نکن، یاد بگیر که بازار را حس کنی'' ایجاد شده است. بازه ی زمانی ای که استفاده از آن توصیه می شود M5 است. بازه ی زمانی ۱ دقیقه سیگنال های کاذب زیادی می فرستد. افزون بر این، می توانید در بازه های زمانی غیراستاندارد مانند ۵ و ۱۵ دقیقه به دنبال سیگنال باشید. جفت هایی که معامله با آن ها توصیه می شود و برای آن ها سیگنال های موثری به وجود می آید عبارتند از: یورو - ین ژاپن و یورو - پوند

  • فایده ی استراتژی اسکالپینگ برای معامله گران مبتدی: آنچه یاد می گیرید اعمال مهارت های مربوط به اندیکاتورهای استاندارد و بهبود چگونگی تمرکز خواهد بود. آنچه مورد آخر را تقویت می کند این است که وضعیت را بررسی می کنید تا همه ی شرایط در لحظه ای واحد موجود باشند.

می توانید قالب استراتژی اسکالپینگ را در این لینک دانلود کنید.

تنظیمات اندیکاتورها به شرح ذیل می باشد:

  • МАCD:  سریع ЕМА (12), آهسته. تدریجی ЕМА (26), MACD SMA (9), درخواست به — نزدیک .
  • RSI: عادت زنانه (26). تنظیمات سطح ممکن است پیش فرض باشد - (50). درخواست به — نزدیک .
  • LWМА (linearly weighted moving average): عادت زنانه (10), درخواست به - نزدیک . تغییر مکان — 0.
  • EМА (Exponential Moving Average): عادت زنانه - (20), درخواست به - نزدیک . تغییر مکان — 0.

بهترین زمان برای انجام اسکالپینگ در بازه ی معاملاتی اروپا است. در این زمان جفت های ارزی نامبرده به طور فعال معامله می شوند و گردش سرمایه ی بازار در بالاترین حد خود قرار دارد.

شرایط ورود به معامله ی خرید:

  • اندیکاتور МАCD برای مدتی پایین تر از سطح صفر بوده باشد و سپس بالاتر از صفر یک گراف ایجاد کند
  • اندیکاتور RSI در یک دامنه ی کندل استیک یکسان از سطح ۵۰ به شکل صعودی عبور کند
  • اندیکاتور LWМА (خط نارنجی) بالاتر از اندیکاتور EMA (خط آبی) قرار گیرد. شرایط ایده آل جایی به وجود می آید که LWМА در فاصله ی زمانی یکسان از سمت پایین از EMA عبور کند

زمانی که شرط عمده محقق شود (عبور MACD از سطح صفر)  می توانید در کندل استیک بعدی وارد معامله شوید. بقیه ی سیگنال ها سیگنال های تایید کننده هستند اما تا زمانی که همه ی شروط محقق نشده اند نباید وارد معامله شوید. همچنین، سود قابل انتظار ۵ پیپ است (البته اسپرد را در بر نمی گیرد). زمانی که به تارگت سود دست می یابید می توانید ریسک معامله را به وسیله ی یک Trailing Stop و یا خارج شدن از معامله رفع کنید. حالت دوم امنیت بیشتری را برایتان فراهم می آورد.

LiteForex: استراتژی اسکالپینگ در فارکس | Liteforex

قسمت ها و فلش های صورتی در نمودار شاخص های اندیکاتور را نمایان می کند و شاخص ها سیگنال های همسان را نشان می دهند. خطوط افقی قرمز از بالا به پایین کشیده شده اند: حد سود (تیک پرافیت)، نقطه ی ورود به معامله، و توقف (استاپ). همچنین، از اسکرینشات مشخص است که معامله می توانست به اندازه ی یک کندل استیک زودتر انجام گیرد. باید خاطر نشان گردد که جایی که اخبار مهم منتشر می شود این استراتژی موثر واقع نخواهد شد.

شرایط ورود به معامله ی فروش:

  • اندیکاتور МАCD برای مدتی بالاتر از سطح صفر بوده و سپس پایین تر از آن یک گراف ایجاد کند
  • اندیکاتور RSI در یک دامنه ی کندل استیک یکسان از سطح ۵۰ از سمت بالا عبور کند
  • اندیکاتور LWМА (خط نارنجی) پایین تر از اندیکاتور EMA (خط آبی) باشد. شرایط ایده آل جایی به وجود می آید که LWМА در فاصله ی زمانی یکسان از سمت بالا از EMA عبور کند.

به شکلی مشابه وارد معامله می شویم: به محض آنکه MACD از سطح صفر عبور کند می توانیم وارد معامله شویم.

LiteForex: استراتژی اسکالپینگ در فارکس | Liteforex

نباید بر روی سود عمده حساب زیادی باز کنیم، این استراتژی مستلزم کسب سود در مقیاس تنها چند پیپ است. سیگنال ها تقریبا هر روز به وجود می آیند بنابراین بهتر است با بیش از ۱ یا ۲ جفت ارزی معامله نکنیم. اگر موفق به شناسایی محل شروع یک روند شدید مطابق آن به معامله بپردازید و آنگاه حجم تارگت سود هم می تواند افزایش پیدا کند.

۲. اسکالپینگ در بازار اشباع شده

هدف این استراتژی اسکالپینگ استفاده از لحظه ای است که حالت اشباعی بازار به حداکثر خود می رسد. این وضعیت در جایی است که روند در حال به اشباع رسیدن باشد و حرکت شاخص پیش از معکوس شدن روند بسیار کند و یا ساکن شود.

در این استراتژی از اندیکاتور حجم لاگر (Laguerre Volume Indicator) استفاده می شود و این اندیکاتور به شما کمک می کند که لحظه ی به اشباع رسیدن حجم بازار را شناسایی کنید. در سال ۱۹۷۰ جان الرز، طراحی کننده ی این اندیکاتور، در وهله ی نخست از آن در پردازش سیگنال های فضایی استفاده می کرد ولی از آنجا که وی طرفدار تئوری چرخه ها بود اندیکاتور را با این تئوری تطبیق داد و سپس لاگر که یک ریاضیدان فرانسوی بود در آن تغییراتی ایجاد کرد.

فایده ی این اندیکاتور بروز دادن سیگنال های مربوط به شروع و پایان میکرو روندها (Micro-trends) است. توصیه نمی کنم که تلاشی برای فهم فرمول محاسباتی این اندیکاتور داشته باشید مگر اینکه در سطوح عالی ریاضی و برنامه نویسی متخصص باشید. تنها چیزی که به آن نیاز دارید این است که قالب این اندیکاتور را دانلود کنید. همچنین، این استراتژی مناسب کسانی است که تازه شروع به اسکالپینگ می کنند، زیرا بازه ی زمانی M15 امکان تخمین زدن سیگنال را بدون هر گونه عجله فراهم کرده و در واقع به معامله گر زمان بیشتری برای اتخاذ تصمیم می دهد. جفت ارزی مورد استفاده در اینجا دلار آمریکا - دلار کانادا است و زمانی به معامله پرداخته می شود که پس از به اشباع رسیدن روند شاخص اصطلاحا حرکتی صاف (Flat) را آغاز کرده باشد (لطفا به توضیحاتی که بالاتر در خصوص حرکت صاف اشاره شد مراجعه نمایید).

  • مزایای این استراتژی معاملاتی برای افراد مبتدی: این استراتژی ساده بوده و نیازی نیست تا معامله گر تمرکز بسیار بالایی داشته باشد و یا متحمل استرس شود.

تنظیمات حجم اندیکاتور لاگر: گاما = ۰.۶۱۸، تعداد خطوط = ۵۰۰۰، سطوح= ۱، ۰.۷۵، ۰.۵، ۰.۲۵، ۰ . شاخص گاما برای محاسبه ی سطوح اندیکاتور مورد استفاده قرار می گیرد. هر چقدر که شاخص بالاتر باشد خطی که به دست می آید مسطح تر خواهد بود. شاخص ۰.۶۱۸ در اینجا نشانگر تعادل دلخواه میان مسطح بودن و عقب ماندگی خط است (Lagging).

شرایط ورود به معامله ی خرید:

  • معامله در بازه ی زمانی ۰۰:۰۰ تا ۰۷:۰۰ (مقیاس زمانی EET) که در آن حرکت شاخص به میزان زیادی Flat است انجام می شود. پس از آنکه در بازه ی معاملاتی اروپا به طور فعالانه معامله انجام شد شاخص وارد یک فاز جدید می گردد که در آن معلوم است حرکاتش به اشباع رسیده و کند و ساکن شده است.
  • اندیکاتور لاگر اول از سطح ۱ عبور کرده و به آن سطح دست پیدا می کند. در طی رسیدن اندیکاتور به سطح ۱ یک کندل استیک در حال رشد مشاهده می شود که بدنه ی آن کمتر از ۳ پیپ نیست.

می توانید در کندل استیک بعدی وارد معامله شوید و ریسک های مربوط به آن را با یک حدضرر (استاپ لاس) با فاصله ی ۸ تا ۱۰ پیپ پوشش دهید. تارگت سود ۵ پیپ است و پس از آن می توانید یکی از کارهای ذیل را انجام دهید: الف- موقعیت (پوزیشن) را به طور کامل ببندید ب- بخشی از موقعیت را بسته و استاپ را به نقطه ی ورود به معامله منتقل کنید و ج- موقعیت را باز نگه دارید و از آن از طریق یک Trailing Stop محافظت کنید

LiteForex: استراتژی اسکالپینگ در فارکس | Liteforex

شرایط باز کردن معامله ی فروش:

  • معامله از ساعت ۰۰.۰۰ تا ۰۷.۰۰ در مقیاس زمانی EET انجام می گیرد. اندیکاتور لاگر اول از سطح ۱ عبورعبور کرده و به آن سطح دست پیدا می کند. در طی رسیدن اندیکاتور به سطح ۱ یک کندل استیک کاهشی مشاهده می شود که بدنه ی آن کمتر از ۳ پیپ نیست.

اصول ورود به معامله ی آن شبیه به مورد قبل است.

LiteForex: استراتژی اسکالپینگ در فارکس | Liteforex

اینطور نیست که حجم اندیکاتور لاگر همیشه به طور صاف و یکنواخت از ۰ تا ۱ صعود داشته باشد. گاهی اوقات می بینم که پولبک (Pullback) ایجاد می شود و سپس شاخص دوباره صعود می کند. به همین دلیل است که اگر مثلا شاخص اندیکاتور به سطح ۰.۹ برسد و سپس معکوس و نزولی شود بهتر است اقدام به معامله نکنید. هرچقدر که خط سیر اندیکاتور به سمت سطح ۱ صاف تر باشد سیگنالی که برای ما نمایان می شود هم دقیق تر خواهد بود. افزون بر این، همانطور که در تصویر بالا نشان داده شده اگر اندیکاتور سطح نامبرده را ۲ بار تست کند نباید اقدام به معامله کنیم. می توانید این استراتژی را بر روی برخی جفت ها از جمله دلار استرالیا و نیوزلند استفاده کنید اما جفت های ارزی دیگر نباید با این استراتژی معامله شوند.

بهترین بروکر ECN واقعی طبق چندین  سال تحقیق فعلا بروکر زیر میباشد که همه ارز های سود ده را ارزانتر از همه جا ارائه میکند و7روز هفته  میشود ترید کرد وحساب سنتی نیز دارد وواریز وبرداشت ریالی  امن وقابل اعتماد دارد  حتی مبالغ  بالای 50000 دلار را بدون مشکل اجازه برداشت میدهد  تنها  بعضی اوقات اتصال سرور ضعیف میشود که این مشکل را همه بروکر های ای سی ان در ایران دارند  با کلیک روی لینک  زیر رایگان  ثبت نام کنید و بونوس 100 % بگیرید واز خدمات رایگان اموزشی ورباتیک واندیکاتوری مورتین استفاده کنید
https://lite.forex/fa/?uid=240422727&cid=38408    
اطلاعات بیشتر ایدی تلگرامی  https://t.me/MORTIN1353 وایدی رباتیک تلگرامی  https://t.me/robot206    &&  https://t.me/forexmortin2000

۳. استراتژی اسکالپینگ با استفاده از خط روند‌ (Trend Line)

بر خلاف سایر سیستم های معاملاتی، این راهبرد مستلزم ورود به چند معامله در ابتدایی ترین نقطه ی شروع یک روند است. از لحاظ نظری می توان یک نقطه ی ورود واحد قرار داد و موقعیت را تا زمانی که روند معکوس شود نگه داشت اما باید بدانیم که در اسکالپینگ امکان کسب سود از پولبک ها و حرکات اصلاحی (کارکشن ها) نیز وجود دارد. علاوه بر آن، این استراتژی امکان کسب سود در روند های کوتاه را فراهم می کند.

این استراتژی از اندیکاتورهای Stochastic Oscillator و Awesome Oscillator استفاده می کند. دو میانگین حرکتی نامبرده خط روند را در بازه ی زمانی ساعتی تحلیل می کنند.

  • مزایای استراتژی برای افراد مبتدی: این استراتژی مثالی خوب در خصوص کسب سود در اسکالپینگ با اضافه کردن بازه ی زمانی ای است که کمی طولانی مدت تر است.

جفت ارزی مورد استفاده پوند انگلیس - دلار آمریکا است و در آن از تایم فریم اصلی M5 استفاده می شود، تایم فریم کمکی نیز H1 است. همچنین، معامله در بازه ی معاملاتی اروپا انجام می شود. می توانید قالب این استراتژی را از اینجا دانلود کنید.

تنظیمات اندیکاتور:

  • Stochastic: %К - 14, %D - 7, Slowing — 7, Moving Average Method - Simple, levels - 20 and 80 (default).
  • Awesome Oscillator: all settings are default.
  • SMA 1: Period 50 (red line), Apply to - Close.
  • SMA 2: Period 200 (blue line), Apply to - Close.

شرایط ورود به معامله ی خرید:

  • تحلیل بازه ی زمانی H1: هر دو میانگین حرکتی به سمت بالا جهت گیری شده اند و میانگین حرکتی قرمز بالاتر از میانگین حرکتی آبی قرار دارد.

LiteForex: استراتژی اسکالپینگ در فارکس | Liteforex

  •  تحلیل بازه ی زمانی M5: اندیکاتور استوکستیک در محدوده ی ''بیش فروش'' (Oversold) قرار دارد ( در بازه ی ۰ تا ۲۰) و در جایی که سیگنال کندل استیک به وجود می آید فراتر از محدوده ی نامبرده می رود. اوسیلاتور Awesome نیز یک ستون سبز پایین تر از سطح صفر به وجود می آورد.

هر چقدر که اندیکاتور استوکستیک عمودی تر خارج از محدوده ی ''بیش فروش'' (Oversold) حرکت کند سیگنال نیز دقیق تر خواهد بود. پس از آنکه تمامی شروط کندل استیک بعدی محقق شود می توانید وارد معامله شوید. تارگت سود نیز حدود ۱۰ تا ۱۵ پیپ می باشد. دستور توقف (استاپ) می تواند با فاصله ای یکسان و یا کمی آنطرف تر قرارداده شود.

LiteForex: استراتژی اسکالپینگ در فارکس | Liteforex

شرایط ورود به معامله ی فروش:

  • تحلیل بازه ی زمانی H1: هر دو میانگین حرکتی به سمت پایین جهت گیری شده اند و میانگین حرکتی قرمز پایین تر از میانگین حرکتی آبی قرار دارد.

LiteForex: استراتژی اسکالپینگ در فارکس | Liteforex

  • تحلیل بازه ی زمانی M5: اندیکاتور استوکستیک در محدوده ی ''بیش خرید'' (Overbought) قرار دارد ( در بازه ی ۸۰ تا ۱۰۰) و در جایی که سیگنال کندل استیک به وجود می آید فراتر از محدوده ی نامبرده می رود. اوسیلاتور Awesome یک ستون قرمز بالا تر از سطح صفر به وجود می آورد.

LiteForex: استراتژی اسکالپینگ در فارکس | Liteforex

قواعد ورود به معامله نیز یکسان است. اگر روند قوی باشد می توانید وارد چند معامله شوید.

۴. استراتژی سطوح روانی در اسکالپینگ:

معامله با سطوح روانی متضمن ۲ سناریو است: الف- شکست (بریک آوت) مرز کانال معاملاتی و آغاز روندی جدید یا ب- بازگشت شاخص از مرز نامبرده (سطح حمایت/سطح مقاومت) حرکت مجدد به میانه ی کانال ( که همان سطح بالانس یا تعادل می باشد). این سناریو یک سناریوی ایده آل است اما در عمل همه چیز ممکن است متفاوت اتفاق افتد:

  • شکست (بریک آوت) مرز کانال معاملاتی می تواند در واقع همان کند شدن و ساکن شدن حرکت شاخص باشد و احتمال دارد روندی جدید به وجود نیاید. در اینجا شاخص ممکن است پس از حرکتی کوتاه دوباره به کانال قیمتی نامبرده بازگردد. حرکت شاخص درون کانال معاملاتی نیز می تواند ناآرام باشد. پس از بازگشت شاخص از مرز کانال معاملاتی، قیمت نه تنها ممکن است به نقطه ی مرزی مخالف نرسد بلکه احتمال دارد حتی به میانه ی کانال هم نرسد و بنابراین معکوس شود.

تمام این ها برای استراتژی معامله در کانال معاملاتی روزانه متضمن ریسک است اما چنین ریسکی در اسکالپینگ موجود نیست زیرا در اسکالپینگ امکان کسب سود هم در جایی که کانال شکسته می شود (بریک آوت) و هم در جایی که قیمت درون کانال نوسان پیدا می کند وجود دارد. سطوح روانی در اینجا به عنوان تارگت های ارجاعی عمل می کنند. این تارگت های ارجاعی به شما کمک می کنند تا حداقل بتوانید به طور تقریبی و فرضی نقاط پیووت داخل کانال معاملاتی را تعیین کنید.

در این استراتژی اندیکاتور استوکستیک احتمال شکست مرزهای کانال معاملاتی را نشان می دهد و سطوح داخلی نیز در واقع بر اساس سطوح فیبوناچی تعیین می شوند. از اندیکاتور استوکستیک در اینجا به عنوان ابزاری تکمیلی استفاده می شود. همچنین، سطوح داخلی و همچنین سطوحی که ضریبشان ۶۱.۸، ۱۶۱.۸، ۲۶۱.۸، و ۳۶۱.۸ است در قالب یک اندیکاتور واحد ترکیب می شوند. میانگین های حرکتی اندیکاتور به شکل روبه رو به دست می آید: ۳ LWMA با شاخص های دوره ی ۳۰، ۵۰، و ۱۰۰ جمع می شوند و سپس منطبق با ضریب قیمت بسته شده می شود.

  • مزیت این استراتژی برای افراد مبتدی: ترکیب فوق العاده ی اسکالپینگ و استراتژی معامله در کانال معاملاتی

تایم فریم: М5 یا همان ۵ دقیقه، جفت ارزی: یورو - دلار آمریکا، قسمت MaEnv: تنظیمات اولیه.

تنظیمات استوکستیک: بخش %К: معادل ۱۴، بخش %D: معادل ۳، بخش Slowing: معادل ۳، بخش Prices:  Low/High، متد میانگین های حرکتی: ساده (Simple). همچنین، Level ها باید استاندارد باشند (۲۰،۸۰).

شرایط باز کردن موقعیت خرید:

  • کندل استیک پایین تر از خط قرمز بسته شود.
  • زمانی که قیمت پایین تر از خط قرمز قرار دارد اوسیلاتور در جهت پایین وارد محدوده ی ''بیش فروش'' (Oversold) شود (پایین تر از سطح ۲۰).
  • قیمت و استوکستیک نباید بیش از ۱۰ خط پایین تر از خط قرمز باشند.
  • قیمت بالاتر از خط قرمز رود.

پس از آنکه کندل استیک بالاتر از خط قرمز بسته بشود باید وارد معامله شده و دستور توقف (استاپ) را با فاصله ای حدود ۱۰ پیپ قرار دهیم. زمانی که شاخص به خط نارنجی دست پیدا کند (سطح ۶۱.۸ فیبوناچی) باید از معامله خارج شویم.

LiteForex: استراتژی اسکالپینگ در فارکس | Liteforex

شرایط ورود به معامله ی فروش:

  •  کندل استیک بالا تر از خط قرمز بسته شود.
  •  زمانی که قیمت بالا تر از خط قرمز قرار دارد اوسیلاتور در جهت بالا وارد محدوده ی ''بیش خرید'' (Overbought) شود (بالا تر از سطح ۸۰).
  •  قیمت و استوکستیک نباید بیش از ۱۰ خط بالا تر از خط قرمز باشند.
  • قیمت پایین تر از خط قرمز رود.

شرایط خروج از معامله نیز یکسان است. سایر خطوط نقش کمکی دارند اما اگر شروع به نشان دادن معکوس شدن روند کنند و در صورتی که سود حاصل شده اسپرد را پوشش داده باشد، توصیه این است که از معامله خارج شده و منتظر باشید که قیمت برای بار بعدی از محدوده خارج شود. اگر قیمت برای مدتی طولانی بین خطوط قرمز و آبی قرار گیرد ( کندل های ۸-۱۰ و بالاتر) و یا اگر خارج از خط قرمز واقع شود نباید وارد معامله شویم.

LiteForex: استراتژی اسکالپینگ در فارکس | Liteforex

نتیجه گیری: اسکالپینگ یکی از استراتژی های معاملاتی مناسب برای جفت های ارزی و سایر ابزارهای مالی CFDs بوده و اعمال آن در جایی که معامله ی flat می خواهد انجام شود مناسب است (=بازار در حال ایجاد روند نباشد). برخی افراد معتقدند که استفاده از اسکالپینگ بسیار سود زا است و بقیه می گویند که بسیار ریسک دارد. در هر حال، پیش از استفاده از هرگونه راهبرد اسکالپینگ، باید بر روی آن در یک اکانت دمو تمرین انجام شده و بهبود یابد. امیدوارم مطالب عملی ای که ارائه شد به سوالاتی که ممکن است داشته باشید پاسخ داده باشد و اگر هنوز به این سوالات پاسخ داده نشده لطفا آن ها را در بخش نظرات زیر بنویسید. تلاش خواهیم کرد که همه ی آن ها را با هم پاسخ دهیم. از شما دعوت می کنم که در خصوص بهترین و بهینه ترین استراتژی های اسکالپینگ در بخش نظرات دیدگاه های خود را مطرح نمایید و یا آن ها را با افراد مبتدی به اشتراک گذارید. امیدوارم در معاملات خود موفق باشید!

بهترین بروکر ECN واقعی طبق چندین  سال تحقیق فعلا بروکر زیر میباشد که همه ارز های سود ده را ارزانتر از همه جا ارائه میکند و7روز هفته  میشود ترید کرد وحساب سنتی نیز دارد وواریز وبرداشت ریالی  امن وقابل اعتماد دارد  حتی مبالغ  بالای 50000 دلار را بدون مشکل اجازه برداشت میدهد  تنها  بعضی اوقات اتصال سرور ضعیف میشود که این مشکل را همه بروکر های ای سی ان در ایران دارند  با کلیک روی لینک  زیر رایگان  ثبت نام کنید و بونوس 100 % بگیرید واز خدمات رایگان اموزشی ورباتیک واندیکاتوری مورتین استفاده کنید
https://lite.forex/fa/?uid=240422727&cid=38408    
اطلاعات بیشتر ایدی تلگرامی  https://t.me/MORTIN1353 وایدی رباتیک تلگرامی  https://t.me/robot206    &&  https://t.me/forexmortin2000

ابزارهای مالی دارای ریسک پذیری پایین و پورتفولیوی سرمایه گذاری متعادل

 

 

پس از بحران های دات کام و وام های رهنی تحلیلگران مالی بر اساس تئوری موج ها یک رکود اقتصادی بین المللی جدید را پیش بینی کرده بودند. رشد شاخص تولید ناخالص داخلی آمریکا طی ۱۰ سال پیاپی در حال افزایش بوده است و این نوعی رکورد محسوب می شود. البته کاهش رشد اقتصادی جهانی، جنگ تجاری میان آمریکا و چین، و مشکلات ژئوپلیتیک همه می توانند سیگنال هایی زودهنگام باشند که نشان دهند اقتصاد جهانی می تواند در سال ۲۰۲۰ وارد یک دوره ی رکود اقتصادی شود. چگونه می توانید تحت چنین شرایطی از سرمایه گذاری خود محافظت کنید؟ سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین چیستند؟ عامل بتا (Beta) چیست و در متنوع سازی سبد سرمایه گذاری شما چه نقشی را ایفا می کند؟ چگونه می توانید سبد سرمایه گذاری خود را متعادل کنید و ریسک ها را در صورت وقوع یک بحران مالی جهانی دیگر به حداقل برسانید؟ در این مطلب می خواهیم پاسخ به این سوال ها و بسیاری از سوالات دیگر را پیدا کنیم.

مقاله شامل موضوعات زیر می باشد:

ابزارهای مالی دارای ریسک پذیری پایین و راهی برای کسب سود

در سال ۲۰۱۸ همه می گفتند که صعود شاخص های سهام آمریکا چیزی جز یک حباب اقتصادی نیست. شاخص های سهام آمریکا برای سه سال از تاریخ ژانویه-فوریه ۲۰۱۶ به بعد صعود داشتند و بر ارزششان افزوده می شد و تنها برخی حرکات اصلاحی نزولی کم شدت را تجربه می کردند. وضعیت بازارهای مالی اروپا نیز در پی خوب بودن وضعیت بهترین اقتصاد دنیا مثبت بود. افزون بر این، بازارهای آسیا نیز وضعیت خوبی را تجربه می کردند البته باید گفت که شرایط در آسیا کمی دشوارتر بود.

اما در ماه دسامبر سال ۲۰۱۸ بازارهای مالی تاوان بدی را دادند. تنها ۳ ماه از اکتبر تا دسامبر طول کشید که تا پایان این سال:

 

  • شاخص S&P 500 ضرر سالیانه ی ۷ درصدی را تجربه کرد
  • ارزش شاخص NASDAQ که یکی از مقاوم ترین ها در برابر رکود اقتصادی است ۵ درصد افت داشت
  • شاخص DAX به نقطه ی کف دو ساله رسید. در این رابطه، حرکت نزولی این شاخص حدود ۱۷ درصد بود
  • شاخص Nikkei 225 ژاپن برای نخستین بار طی ۷ سال در محدوده ی قرمز بود. سقوطی که این شاخص داشت حدود ۱۲ درصد بود

سرمایه گذاران که بر روی یکی از پیشرو ترین ابزارهای مالی اقتصاد دنیا سرمایه گذاری کردند تنها در اواخر سال ۲۰۱۸ سرمایه خود را از دست دادند. البته من رمزارزها را در این خصوص مدنظر قرار نمی دهم زیرا به دلیل نوسانات بالایی که دارند نمی توان آن ها را یک ابزار سرمایه گذاری بلند مدت در نظر گرفت.

آینده برای سرمایه گذاران سهام در سال ۲۰۱۹ تاریک به نظر می رسید. البته حالا قطعا با توجه به بازیابی اقتصادی سریع ممکن است برخی با قطعیت بگویند که شاخص های سهام آمریکا چشم اندازی امیدوار کننده دارند اما در سال ۲۰۱۹ همه چیز متفاوت به نظر می رسید.

LiteForex: سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین و متعادل سازی سبد سرمایه گذاری در معامله چیست؟  | Liteforex

در اوایل سال ۲۰۱۹ تحلیلگران سرعت سقوط شاخص های سهام را با رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ مقایسه می کردند و تنها سوالی که در آن زمان مطرح بود این بود که آیا چیزی که به وقوع پیوسته یک رکود است و یا حباب اقتصادی به پایان رسیده است؟ خوشبختانه پیش بینی هایی که سرمایه گذاران در آن زمان می کردند تا کنون به حقیقت نپیوسته است.

جنگ تجاری آمریکا و چین پایه های نظام اقتصاد بین المللی را لرزان می کند. هر چقدر که به پایان سال ۲۰۱۹ نزدیک تر می شدیم نگرانی ها در خصوص افزایش بدهی عمومی آمریکا، برگزیت، و ناآرامی های سیاسی در ایتالیا بیشتر می شد. بانک مرکزی آمریکا نیز با نگرانی هایی که در خصوص رکود اقتصادی بین المللی داشت نرخ بهره را پایین آورد.

تحلیلگران بر اساس تحلیل موجی بار دیگر در سال ۲۰۱۹ پیش بینی کرده بودند که آینده ای نه چندان روشن در پیش است و اگر شاخص تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال ۲۰۱۹ افزایش می یافت یک رکورد جدید از لحاظ مدت زمان ثبت می شد. تحلیلگران یادآوری کرده بودند که رکورد ۱۰ ساله ی قبلی با بحران دات کام به پایان رسید و پس از آن بحران وام های رهنی به وقوع پیوست.

برای محافظت از سرمایه در برابر تورم و افزایش آن در چه چیزی می توان سرمایه گذاری کرد؟

در چنین شرایطی متنوع سازی ریسک کاملا منطقی به نظر می رسد، به طور مثال:

  • شاخص های Adobe System (NASDAQ) علیرغم کاهش کلی ای که در بخش صنعتی داشتند در سال ۲۰۱۸ با افزایش قیمت مواجه شدند. البته وضعیت در خصوص شاخص Cisco بدتر است. علیرغم اینکه شاخص نامبرده به سرمایه گذاران در سال ۲۰۱۸ سود داد اما در سال ۲۰۱۹ چندان امیدوار کننده به نظر نمی رسید.

شاخص نفت نیز در بلند مدت چشم انداز مثبتی برای سرمایه گذاران نداشت. سیاست های اوپک، جنگ های تجاری، مسائل ژئوپلیتیک مرتبط با ایران و ونزوئلا و همچنین نفت شل همه قیمت ها را بالا و پایین کردند و این تنها معاملات کوتاه مدت را ممکن می ساخت. نمی توانم بگویم که این ابزار مالی برای یک سبد سرمایه گذاری بلند مدت آینده ی خوبی دارد.

معاملات آتی گاز در اواخر سال ۲۰۱۸ نشانگر صعود قدرتمندی بود که برای آخرین بار در سال ۲۰۱۴ میلادی مشاهده شده بود. علیرغم آنکه صعود قیمت کوتاه مدت بود (تنها چند ماه ادامه داشت) به خوبی توانست ضررهایی که با سرمایه گذاری در شاخص های سهام ایجاد شده بود را جبران نماید.

LiteForex: سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین و متعادل سازی سبد سرمایه گذاری در معامله چیست؟  | Liteforex

در اینجا می خواهم به مفهوم ابزارهای مالی دارای ریسک پذیری پایین بپردازم. با خواندن این مطلب خواهیم فهمید که چه اموالی در دسته سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین قرار خواهند گرفت و چگونه می توانید از آن ها برای بالانس کردن سبد سرمایه گذاری خود استفاده کرده و ریسک ها را با توجه به بحران اقتصادی بین المللی به حداقل برسانید.

سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین چیستند و چگونه می توان بر اساس آن ها معامله کرد؟

سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین ابزارهایی هستند که انتظار می رود ارزششان باقی بماند و یا در طی دوره های رکود حتی بر ارزششان افزوده شود. قیمت این ابزارهای مالی به طور تدریجی تغییر می کند و به طور کلی به اقتصاد وابستگی ندارد و به همین خاطر در وضعیت های بحرانی تقاضای زیادی برای آن ها وجود دارد.

یک سرمایه ی دارای ریسک پذیری پایین ویژگی های خاصی دارد که عبارتند از:

  • وضعیت پایدار بدون توجه به نوسانات کلی بازار: وضعیت های اضطراری و فورس ماژور نباید تاثیر چشمگیری بر روی سرمایه های دارای ریسک پذیری کم بگذارد. بر خلاف آن، در وضعیت فورس ماژور سرمایه ها وارد ابزارهای مالی ای می شوند که نقش محافظتی دارند زیرا در صورت وقوع عدم ثبات اطمینان سرمایه گذاران به این ابزارها افزایش پیدا می کند
  • محافظت در برابر تورم: هر چقدر سود بالاتر باشد ریسک هم بالاتر می رود. به همین دلیل است که ابزارهای مالی دارای ریسک پذیری پایین آینده ی پرسودی را از خود نشان نمی دهند اما قاعدتا باید به همراه رشد تورم بر ارزششان افزوده شود.
  • قرارگرفتن حداقلی در معرض نوسانات قیمتی: یعنی این ابزارهای مالی باید کمترین نوسانات و بیشترین گردش نقدینگی را داشته باشند.

گاهی اوقات ابزارهای مالی ای که با کاهش قیمت سایر ابزارهای مالی بر قیمتشان افزوده می شود به اشتباه ''دارای ریسک پذیری پایین'' تفسیر می شوند. به طور مثال، گاز طبیعی نمی تواند یک ابزارمالی دارای ریسک پذیری پایین در برابر نفت تفسیر شود زیرا عوامل فاندمنتال خاص خود را دارد که بر روی قیمت تاثیر می گذارد. بنابراین، گاز طبیعی همبستگی ای با نفت ندارد و یا همبستگی اش با نفت ضعیف است. وضعیتی که در آن قیمت نفت کاهش و قیمت گاز افزایش می یابد را می توان کاملا تصادفی فرض کرد.

به طور طبیعی ابزار مالی دارای ریسک پذیری پایین نباید وابسته با شرایط ژئوپلیتیک و اقتصاد جهانی باشد و باید همچنان از گردش نقدینگی بالایی برخوردار باشد. درست است که شرایط کاملا ایده آل را نمی توان متصور شد اما به هر حال برخی ابزارهای مالی وجود دارند که این ویژگی ها را خیلی بیشتر از ابزارهای مالی پرسود دارا هستند. معامله گران دو گزینه می توانند داشته باشند: در سبد سرمایه گذاری خود یا می توانید ابزارهای مالی ای را قرار دهید که با سایر ابزارها همبستگی منفی داشته باشند (اگر قیمت یک ابزار کاهشی شود قیمت دیگری افزایش می یابد)، و یا اینکه سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین را بخرید. دومین گزینه قابل اطمینان تر است زیرا اینطور نیست که همبستگی منفی همواره موثر واقع شود.

مدت زمانی که تحلیل آن مناسب است بازه ی زمانی سال های ۲۰۰۸-۲۰۰۹ است که در آن یک بحران مالی بلند مدت رخ داد. بسیاری از شرکت ها اقدام به عرضه ی خصوصی اولیه ی سهام های خود پس از این بحران کردند. در زیر می توانیم به برخی چارت های مختلف نگاه کنیم.

۱. طلا

طلا یک سرمایه ی متداول دارای ریسک پایین است که سرمایه ی سرمایه گذاران در شرایط مشکلات شدید اقتصادی به سوی آن روانه می شود. عوامل اصلی ای که باعث ثبات قیمتی طلا می شود عرضه و تقاضای محدود در بخش صنعتی است.

پیش از سال ۲۰۰۸ میلادی قیمت آتی طلا این ایده را ایجاد کرده بود که طلا در مقایسه با ارز، سهام و کالاهای اساسی احتمالا قابل اطمینان ترین ابزار مالی است. این برداشت متداول تاریخی در طی بحران سال ۲۰۰۸ میلادی کاملا از بین رفت.

LiteForex: سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین و متعادل سازی سبد سرمایه گذاری در معامله چیست؟  | Liteforex

در طی بحران سال های ۲۰۰۸-۲۰۰۹ ارزش طلا در حال پایین آمدن بود و علیرغم به اوج رسیدن قیمت آن در سال ۲۰۱۲ سرمایه گذاری های بلند مدت چندان سود زا نبودند. به محض آنکه بازارهای سهام به شرایط پیش از بحران باز گشتند شاخص طلا نیز بلافاصله نزولی شد. دایره ی سبز پایان سال ۲۰۱۸ را نشان می دهد که شاخص های سهام سقوط کردند. علیرغم این که این یک مثال نشان دهنده ی این است که طلا یک سرمایه ی دارای ریسک پذیری پایین است، توجه به روند کلی طلا باعث می شود که این مثال چندان قانع کننده نباشد.

نتیجه: تنها در زمان ناارامی اقتصادی کوتاه مدت می توان طلا را یک سرمایه ی دارای ریسک پذیری پایین در نظر گرفت. پس از آن پول سرمایه گذاران در سیستم مالی می ماند و فقط از یک بازار به بازار دیگر می رود. اما در صورت وقوع یک بحران جهانی سرمایه گذاران پول خود را از تمامی بازارها بیرون می کشند. همانطور که تاریخ نشان می دهد شاخص طلا نیز در طی این بحران بین المللی کاهش می یابد. روند بلند مدت طلا شبیه به چارت یک ابزارمالی دارای ریسک پذیری پایین که قابل اعتماد باشد به نظر نمی رسد.

مشکل دیگری که در خصوص طلا وجود دارد شکل فیزیکی آن است زیرا آلیاژ طلا تمایل به اکسیده شدن دارد. همچنین، باید اشاره کنیم که برای معاملات آتی طلا به یک سرمایه ی اولیه ی بزرگ نیاز است (سرمایه ی اولیه ی چند هزار دلاری) و دشواری هایی در خصوص مسائل مالیاتی وجود دارد.

۲. سهام های دارای ریسک پذیری پایین

قیمت این نوع سهام ها نسبتا ثبات دارد و چندان واکنشی به روندهای صعودی در بازار نشان نمی دهند. سهام های دارای ریسک پذیری پایین برای معامله گران اهل گمانه زنی چندان جالب نیست زیرا در طی مدتی که بازار به شکل کلی آهنگ صعودی به خود می گیرد این سهام ها حرکت افزایشی سریعی را تجربه نمی کنند. این نوع سهام ها ویژگی های زیر را دارند:

  • بدون توجه به ساختار بازار جهانی سطح تقاضای معینی برای تولیدات شرکتی که سهام متعلق به آن است وجود دارد.
  • این تولیدات از نظر استراتژیک مهم هستند
  • این شرکت چندان عملکرد مالی شاخصی ندارد و دولت از آن حمایت می کند

در وضعیتی که رشد اقتصادی جهانی به وجود آمده سرمایه گذاران به شرکت های موجود در اقتصادهای پیشرفته توجه می کنند، شرکت هایی که سهامشان در طی بحران اقتصادی جهانی سقوط خواهد کرد. در این وضعیت ابزارهای مالی دارای ریسک پذیری پایین در واقع سهام شرکت هایی هستند که در بازار های نوظهور وجود دارند. آینده دار ترین بخش های صنعتی در این رابطه صنعت اکتشاف معادن (فلزات کمیاب، الماس) و تولیدات انرژی هستند.

مثال هایی خوب در این رابطه را می توان برخی شرکت ها در روسیه که یک کشور دارای بازار نوظهور است پیدا کرد. چارت دو مورد از شرکت های روس که وضعیت ۱۰-۱۱ سال پیش تا کنون را به نمایش گذاشته در زیر مشاهده می کنیم.

LiteForex: سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین و متعادل سازی سبد سرمایه گذاری در معامله چیست؟  | Liteforex

این چارت وضعیت شاخص یک شرکت دولتی یعنی PJSC Gazprom را نشان می دهد. همانطور که بالاتر هم نوشتم شاخص های موجود در صنعت نفت و گاز را نمی توان دارای ریسک پذیری پایین توصیف کرد و این موضوع را با نگاهی به چارت بالا نیز می توان فهمید. پس از سقوطی که شاخص ها در سال ۲۰۰۹ تجربه کرده بودند دیگر نتوانستند به سطح پیش از بحران باز گردند.

LiteForex: سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین و متعادل سازی سبد سرمایه گذاری در معامله چیست؟  | Liteforex

این چارت شاخص سهام یک شرکت اکتشاف معادن طلا در روسیه (PJSC Polyus) را نشان می دهد. بحران سال ۲۰۰۸ میلادی چندان بر روی این شرکت تاثیر نگذاشت و پس از تغییراتی که در شاخص رخ داد سرمایه گذاری در این شرکت کاملا سودزا بود. برای اقتصادهای پیشرفته یک روش خاص در این رابطه وجود دارد و آن روش بر مبنای این ایده است که حتی در طول شرایط بحرانی اشخاص عادی همچنان برای خورد و خوراک خود هزینه می کنند و اشخاص ثروتمند کالاهای تجملی را خریداری می کنند.

زمانی که بیشتر بازارهای سهام در سال های ۲۰۰۸-۲۰۰۹ حرکتی نزولی را طی می کردند شاخص سهام مک دونالد بر خلاف شرایط بازار پس از نزولی کوتاه یک حرکت صعودی را طی کرد. توجه داشته باشیم که در پایان سال ۲۰۱۸ در خصوص شرکت های تکنولوژیک شرایط دیگری حکم فرما بود. به طور مثال، شاخص اپل که بحران سال ۲۰۰۸ را نسبتا آسان پشت سر گذاشته بود با افتی چشمگیر در پایان سال ۲۰۱۸ مواجه شد. شاخص سهام IBM در سال ۲۰۰۸ بیش از ۳۰ درصد کاهش پیدا کرده بود و از آن سو سهام شرکت های Tesco و Walmart که نمایانگر بخش خرده فروشی هستند شرایطی مشابه وضعیت مک دونالد را تجربه کرده بودند. اگرچه، طی سالیان پس از آن شاخص این شرکت ها افت ارزش شدیدی را تجربه کردند و به همین دلیل باید گفت که شاخص های سهام بخش مصرف کننده و صنعت غذا مطمئن تر از شاخص های بخش خرده فروشی عمل کرده اند.

نتیجه گیری: نمی توان به طور کلی در خصوص شاخص هایی که دارای ریسک پذیری پایین هستند سخن گفت و این موضوع در زمان های مختلف متفاوت است. اگرچه، همانطور که در خصوص شرکت مک دونالد مشاهده شد شاخص برخی سهام ها به طور تدریجی در حال صعود هستند و توجه ها را به خود جلب می کنند.

باید اشاره داشته باشیم که قاعده ی کلی ای برای شناسایی یک سرمایه ی دارای ریسک پذیری پایین وجود ندارد. بنابراین، سرمایه گذاران باید در فضای اقتصادی موجود قضاوت کنند که بهترین سرمایه ی دارای ریسک پذیری پایین کدام نوع سرمایه است. لازم است به یاد داشته باشیم که آنچه که یک سرمایه را در طی حرکت نزولی بازاری خاص دارای حالت ریسک پذیری پایین می کند ممکن است در یک بازار دیگر این حالت را نداشته باشد.

  • نکته ی مهم! در مقایسه با طلا و اوراق قرضه ی دولتی کمتر به شاخص های سهام دارای ریسک پذیری پایین اشاره می شود. درست است که این شاخص ها در طی شرایط بحرانی کمتر سقوط می کنند اما زمانی که سایر سهام ها در زمانی متفاوت صعودی می شوند شاخص های مذکور ضررده می گردند. مناسب است شاخص های سهام را تنها زمانی دارای ریسک پذیری پایین بدانیم که در بازه ی زمانی مشخصی بر بازار حرکت کاهشی حاکم می شود و پس از آن باید در خصوص تک تک شاخص های سهام شرکت ها به شکل انفرادی تصمیم گیری کرد.

سرمایه گذاران قطعا نباید شاخص های سهام موجود در صنعت نفت و گاز و صنایع تکنولوژیک و بیوتکنولوژی را در نظر بگیرند مگر اینکه این صنایع تحت کنترل دولت باشد. همچنین، نباید سهام های به اصطلاح رده دوم (یا دسته دوم) را دارای ریسک پذیری پایین دانست زیرا سرمایه گذاران معمولا در طی بحران می خواهند خود را از آن ها خلاص کنند. هر چقدر که ورود سرمایه به یک شرکت بیشتر باشد شانس اینکه از جانب دولت حمایت مالی شود نیز بیشتر است. شرکت هایی که سرمایه ی کمتری دارند با ریسک بالایی مواجهند و به جای آن ها می توانید در صندوق های سرمایه گذاری در سهام های شاخص ( که در زبان انگلیسی به آن Index Fund می گویند)  سرمایه ی خود را وارد کنید.

۳. اوراق قرضه ی دولتی

به اوراق قرضه ی دولتی اوراق حاکمیتی نیز می گویند. این اوراق یکی از امن ترین ابزارهای مالی محسوب می شوند البته نمی توان گفت حالت طبیعی و اولیه ی همه ی این اوراق وضعیت ''ریسک پذیری پایین''‌ را دارا هستند. یکی از مواردی که ریسک پذیری پایینی دارد اوراق قرضه ی دولتی آمریکا (اوراق خزانه) است که ریسک عمل نکردن به تعهدات آن در نزدیکی سطح صفر قرار دارد. برخی نکات مهم در خصوص اوراق قرضه:

  • اوراق قرضه ی کوتاه مدت (کمتر از ۳ سال) اولویت دارند. اوراق بلند مدت به نوسانات بازار بیشتر واکنش نشان می دهند.
  • اوراقی که نرخ های شناور دارند اولویت دارند
  • اوراق قرضه ی کشورهای دارای اقتصاد پیشرفته برای بازار اولویت دارند. اوراق قرضه ی مربوط به قسمت های جغرافیایی یک کشور و همچنین اوراق کشورهای دارای بازارهای نوظهور نوسانات پایینی دارند.

یکی از نقاط ضعف اوراق قرضه ی دولتی سود پایین آن ها است و به همین دلیل اینطور نیست که همیشه بتواند تورم را پوشش دهد. در وضعیتی که یک روند نزولی بر بازار حاکم است سرمایه ای که سودزا باشد تقریبا نادر است و به همین علت می توان به اوراق قرضه ی دولتی فکر کرد.

اوراق قرضه ی شرکتی را نمی توان دارای ریسک پذیری پایین دانست. در طی شرایط بحرانی بیشترین تعداد ورشکستگی شرکت های مختلف از جمله شرکت های بزرگ را مشاهده می کنیم. اگر همچنان می خواهید سهام های شرکتی را به سبد سرمایه گذاری خود وارد کنید بر روی موضوعاتی همانند شاخص های اعتباری، درآمدهای حاصله از تبدیل ارز، و امکان حمایت دولتی تمرکز کنید.

۴. ارز

دلار آمریکا تا کنون از معدود ارزهایی بوده که تحلیلگران پیشنهاد کرده اند به سبد سرمایه گذاری معامله گران با هدف متنوع سازی آن افزوده شود. اعتماد عمومی به این ارز علیرغم بدهی رو به افزایش دولت آمریکا بالا است. یورو در شرایط مشکلات اقتصادی داخلی و یا در وضعیتی که بحران ها طولانی شوند سقوط می کند و بنابراین نمی توان یورو را یک سرمایه ی دارای ریسک پذیری پایین محسوب کرد.

در طی شرایط بحرانی تقاضا برای فرانک سوییس بالا می رود اما مشکلی که در خصوص این ارز وجود دارد میزان نقدینگی آن است. به طور مثال، سرمایه گذاران در آفریقا، هند، و روسیه خرید یا فروش سریع فرانک سوییس را سخت می دانند. ین ژاپن نیز گاهی اوقات یک سرمایه ی دارای ریسک پذیری پایین محسوب می شود. این ارز سابقا چنین حالتی داشت اما در وضعیت کنونی که ژاپن برای مدتی طولانی در تلاش بود تا کاهش نرخ تورم را جبران کند ین ژاپن را دیگر نمی توان یک سرمایه ی دارای ریسک پذیری پایین محسوب کرد.

سایر سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین:

  • اموال غیرمنقول: برخی تحلیلگران این ایده را مطرح می کنند که اموال غیر منقول را می توان سرمایه ی دارای ریسک پذیری پایین دانست. همه چیز در این خصوص البته نسبی است. اگر پیشتر در حوزه ی مدیترانه (مثلا در اسپانیا) تقاضا برای اموال غیرمنقول وجود داشت اما در طی بحران مالی این تقاضا به شدت کاهش یافت و قیمت اموال غیرمنقول نیز کاهش پیدا کرد. علاوه بر این، هزینه های خدماتی مرتبط با معاملات اموال غیرمنقول را باید در نظر گرفت (و اجاره بها معمولا این هزینه های خدماتی را پوشش نمی دهد) و به همین دلیل سرمایه گذاری در اموال غیرمنقول چندان آینده دار به نظر نمی رسد.
  • صندوق های مشترک (Mutual Funds) و صندوق های مبادلات تجاری (ETF): این موارد را نیز می توان سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین محسوب کرد زیرا سرمایه ها در آن ها حالت متنوع دارند (Diversification). در طی بحران مالی عملکرد این صندوق ها در خصوص بحث پوشش ریسک (Hedging) تضعیف شده و قیمتشان به همراه سایر سرمایه ها کاهش پیدا می کند. سرمایه گذاری در این صندوق ها مسوولیت شکل دهی به یک سبد سرمایه گذاری متنوع را از روی دوش سرمایه گذاران بر می دارد اما ریسک خطا در مدیریت منابع مالی این صندوق ها همچنان پابرجا است.
  • سپرده های بانکی: این سپرده ها بین معامله گران قابل اطمینان ترین ابزارهای سرمایه گذاری که محافظه کاران از آن استفاده می کنند محسوب می شود. نظام بانکی یک کشور توسط بانک مرکزی و دولت حمایت می شود و بنابراین احتمال وقوع ورشکستگی بانک های بزرگ حتی در طول بحران اقتصادی کم است (البته استثنائاتی نیز وجود دارد). صندوق های بیمه به شکل کامل یا جزئی در شرایط فورس ماژور ضررهای حاصله در سپرده را جبران می کنند. البته سپرده ها یک مشکل دارند و آن هم این است که در اقتصادهای پیشرفته بانک های مرکزی هر کاری می کنند تا پول های ملی شان کارگشا باشند. به همین دلیل نرخ های سود سپرده گاهی کفاف تورم را نمی دهند.

متعادل سازی و متنوع سازی سبدهای سرمایه گذاری

سوالی رایج وجود دارد که چگونه می توان با هدف بهینه سازی کسب سود و میزان ریسک یک سبدسرمایه گذاری ایجاد کرد؟ آیا ممکن است یک سبد سرمایه گذاری را ایجاد کرد که قادر باشد از لحاظ سود دهی از سهام شرکتی بهتر عمل کند و اگر پاسخ مثبت است ریسک سرمایه گذاری در این خصوص چگونه است؟ پاسخ به این سوال را پیشتر ریاضیات و آمار به ما داده اند.

نسبت های زیر میزان بهینگی و موثر بودن یک استراتژی سرمایه گذاری را نشان می دهند:

  • شاخص α میزان پیش بینی شده ی بازده مالی را نشان می دهد
  • از شاخص β برای تخمین میزان ریسک استفاده می شود

از آنجا که در این مطلب به سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین و به حداقل رساندن ریسک می پردازیم در مطلب پایین به طور خلاصه ضریب بتا را بررسی خواهم کرد.

از نسبت ریسک (β) استفاده می شود تا سبدهای سرمایه گذاری را قابل پیش بینی تر کند. روش ارزش گذاری شبیه به تحلیل پورتفولیو با استفاده از نسبت شارپ است که به وسیله ی آن می توان دو سرمایه و دو سبد سرمایه گذاری را تحلیل کرد. ضریبی که در سبد سرمایه گذاری وجود دارد را معمولا با اندیکاتور میانگین بازار مقایسه می کنند. همچنین، دو ابزار مالی مشابه با هم مقایسه می شود و به طور مثال مقایسه ی شهام های شرکتی با اوراق قرضه کاری اشتباه محسوب می گردد. همچنین، برداشتن اطلاعات از بازه های زمانی مشابه در خصوص ابزارهای مالی کاری صحیح محسوب می گردد.

متداول ترین فرمولی که وجود دارد به شرح زیر است:

LiteForex: سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین و متعادل سازی سبد سرمایه گذاری در معامله چیست؟  | Liteforex

 

حرف r نشان دهنده ی میزان بازده یک ابزار مالی خاص و در واقع شاخصه ای است که با توجه به آن با این ابزار مالی مقایسه و تطبیق انجام می شود. حرف () نیز یک ضریب چند متغیره در خصوص حجم بازده می باشد. مخرج این دو نیز متغیری است که عددی تصادفی در خصوص سوددهی بازار را در ارتباط با پیش بینی های ریاضی نشان می دهد.

نیازی نیست که ضریب شاخص را به شکل دستی محاسبه کنید. می توانید در نرم افزار اکسل یک مدل بسازید اما باید بدانیم که ضریب مذکور به هنگام تحلیل اندیکاتورهای مالی در بسیاری از منابع تحلیلی محاسبه شده است. البته این موارد بسته به منابع مختلفی که وجود دارد ممکن است متفاوت باشد و دلیل آن تفاوت هایی است که در روش های جمع آوری اطلاعات و مبانی محاسباتی وجود دارد. بنابراین، از ضریب مذکور برای مقایسه ی نسبی سبدهای سرمایه گذاری و ابزارهای مالی استفاده می شود.

هرچقدر که β به صفر نزدیک تر باشد میزان واکنش پذیری ابزارمالی یا سبد سرمایه گذاری به شرایط بازار کمتر است. اگر یک سرمایه گذار شخصی ابزاری مالی را با فرض صعودی شدن آن بخرد آنگاه شاخص β باید بزرگتر از 1 باشد. این بدان معنی است که با صعود کلی شاخص ها در بازار سودی که به طور مثال یکی سهام خریداری شده داشته بهتر از وضعیت ایندکس عمل می کند. اگر انتظار نوسانات بالا در بازار مالی وجود داشته باشد انگاه یک ابزار مالی دارای وضعیت β

هر چقدر که β از ۱ بزرگتر باشد ریسک سرمایه گذاری در ابزار مالی مربوطه نیز بالاتر است.

در خصوص بهینه ترین ساختاری که یک سبد سرمایه گذاری می تواند داشته باشد باید بگوییم که این موضوع کاملا شخصی است. در یک فضای بازاری که نشانه ای در خصوص بحران در آن وجود ندارد تحلیلگران پیشنهاد کرده اند که ۲۰ تا ۲۵ درصد سرمایه باید در ابزارهای مالی دارای ریسک پذیری پایین وارد شود (طلا، اوراق قرضه، و فرانک سوییس). ابزارهای مالی دارای ریسک پذیری بالا نیز حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد سبد را تشکیل می دهد. بقیه را می توان در سهام های شرکتی، ارزها، و کالاهای اساسی سرمایه گذاری کرد. در سبد سرمایه گذاری باید به طور مداوم بازنگری و متعادل سازی صورت گیرد تا بتوان سود پیش بینی شده را کسب کرد و از ابزارهای مالی ضررده رها شد.

مشکلی که در خصوص متعادل سازی سبد سرمایه گذاری وجود دارد این است که برای شروع کار به حجم بالایی از پول احتیاج وجود دارد (چند هزار دلار و بیشتر). به عنوان جایگزین می توانید از ابزارهای مالی فارکس استفاده کنید که تقریبا شامل همه چیز از سهام های شرکتی و ارز و طلا و سایر کالاهای اساسی می شوند. در چنین حالتی برای شروع کار سرمایه گذاری به حجم بالایی از پول نیاز ندارید.

نتیجه گیری: قاعده ی یکسانی برای چگونگی تنظیم یک سبدسرمایه گذاری متعادل وجود ندارد، دقیقا همانطور که هیچ ابزار مالی واحدی که سودزا باشد و در طی شرایط بحران بین المللی یا داخلی کمترین ریسک را داشته باشد از پیش تعریف نشده است. همانطور که تجربه نشان می دهد، هر بحرانی به سرمایه هایی خاص وضعیت ''ریسک پذیری پایین'' را اعطا می کند و به طور مثال گاهی طلا دارای این شرایط می شود و گاهی این وضعیت را از دست می دهد. همه چیز به معامله گر و میزان ریسک پذیری او، میزان سود مورد نظر، چشم انداز سرمایه گذاری، و میزان سرمایه ی اولیه بستگی دارد. امیدوار هستم که توصیه هایی که در مقاله ی حاضر ارائه شده به شما برای تنظیم یک سبد سرمایه گذاری متعادل کمک کند. 

تقویم اقتصادی فارکس

تقویم اقتصادی فارکس چیست؟

برای استفاده از آموزش های تخصصی و بهره مندی از ربات های سودمند ورایگان در بروکر زیر ثبت نام نموده وبه ایدی تلگرامی مراجغه فرمایید @mgeuq ادرس بروکر : https://www.litefinance.org/fa/?uid=240422727

تقویم اقتصادی فارکس حاوی اطلاعاتی در خصوص گزارش آتی اخبار اقتصادی مهم از لحاظ تحلیل تکنیکال، گزارشات آماری و یا سخنرانی مقامات اقتصادی دنیا است که می تواند وضعیت ارز یا شاخص های سهام را در بازار تحت تاثیر خود قرار دهد. این تقویم آمارهای ماهیانه، سه ماهه، و سالیانه را در خصوص وضعیت مالی یک کشور، اندیکاتورهایی مانند بودجه، بالانس های پرداختی، نرخ بهره ی مرتبط با وام های باقی مانده (Balance Rate)، و همچنین اطلاعات مرتبط با بازار کالاهای اساسی و مالی و علاوه بر آن رویکرد بانک های مرکزی را در رابطه با سیاست پولی شامل می شود.

مزایای تقویم اقتصادی فارکس:

  • تقویم اقتصادی به شما در خصوص زمان و ساعت و کشوری که در آن اطلاعات مربوط به تحلیل فاندمنتال منتشر می شود آگاهی می دهد. البته تفسیر و استفاده ی از این اطلاعات تصمیم شخصی معامله گران است.
  • تقویم اقتصادی به شما در خصوص زمان و کشوری که در آن تعطیلی رسمی وجود دارد (تعطیلات بانکی) اطلاعات می دهد.
  • تقویم اقتصادی اخبار مرتبط با تحلیل فاندمنتال را بر أساس اهمیتشان رتبه بندی می کند و در واقع نوعی پیش بینی تحلیلی ارائه می دهد.
  • پس از انتشار اخبار و واکنش نشان دادن بازار، تقویم اقتصادی کمک می کند تاثیر عوامل فاندمنتال را بر روی نظر سرمایه گذاران تحلیل کنیم.

روش های استفاده از تقویم اقتصادی در معاملات فارکس

در صورت استفاده از تحلیل فاندامنتال بر اساس اطلاعات اقتصادی منتشر شده معامله خواهیم کرد. آمار های اقتصاد کلان، شاخص های اقتصادی، بیانیه های بخش ها، اظهارات بانک های مرکزی و دیگر گزارشات اقتصادی، عواملی هستند که می توانند احساست حاکم بر بازار را به شدت تغییر دهند، بنابراین این عوامل می توانند نرخهای فارکس، کالاها و اوراق بهادار را تحت تاثیر قرار دهند. معامله گران به این دلیل به تحلیل فاندامنتال و اعلانات فارکس علاقه مند هستند که بر خلاف تحلیل تکنیکال در این روش نیازی به آشنایی عمیق با اندیکاتور های تحلیل تکنیکال ندارند. بنابراین، معاملات خبری برای تمامی سرمایه گذاران مناسب خواهند بود. یکی از ابزار اصلی تحلیل فاندامنتال برای معامله گر، تقویم اقتصادی می باشد، که در این مقاله با نکات مهم آن آشنا خواهیم شد.

کاربرد عملی تقویم اقتصادی FX

تقویم اقتصادی FX لیستی از رویدادهای پیشرو می باشد (تقویمی از رویداد ها) که بر اساس کشور، اهمیت (مقدار تاثیر در نرخ های فارکس)، و غیره دسته بندی شده است. اجرا شدن یک رویداد که قبلا در تقویم برنامه ریزی شده است، تاثیر مستقیمی بر ارز کشور مورد نظر و شرایط بازار خواهد داشت.

مهم ترین رویداد های کشور آمریکا که می تواند بر روی نماد های معاملاتی تاثیر بگذارد:

  • تصمیم بانک فدرال برای تغییر نرخ صندوق های فدرال (معمولا این خبر، 1 – 3 بار در سال منتشر می شود). این خبر می تواند بر میزان علاقه سرمایه گذاران به دلار آمریکا تاثیر گذار باشد. افزایش نرخ بهره می تواند با رشد ارزش دلار آمریکا در مقابل ارزهای دیگر همراه شود.
  • گزارش اشتغال غیر کشاورزی (گزارش ماهانه اشتغال در امریکا). شما می توانید با استفاده از این لینک، با نحوه تاثیر گذاری این گزارش در بازار ارزهای خارجی آشنا شده و با نحوه درآمدزایی توسط آن آشنا شوید.
  • گزارش تولیدات نفت خام و تعداد سکو های نفتی (به صورت ماهیانه منتشر می شود). این گزارشات تاثیر کوتاه مدتی در معاملات آتی نفت دارند. اگر تولید نفت کاهش یابد، معمولا تقاضا افزایش می یابد. در صورت افزایش تعداد قردادهای سکوهای نفتی، میزان عرضه کاهش می یابد. در هر دو مورد، قیمت نفت افزایش خواهد یافت.

رویدادهای مهم دیگری که بر نرخ های فارکس تاثیر می گذارند:

  • تصمیمات و سیاست های پولی بانک مرکزب اروپا: در این رویداد، سیاست هایی در قبال تورم، انتشار اوراق قرضه، حجم عرضه پول، نرخ بهره و قرضه، اتخاذ می شود.
  • آمارهای اقتصاد کلان. در این آمار میزان تعادل پرداخت، نرخ GDP و تولیدات صنعتی، نرخ تورم، شاخص های قیمت، و دیگر آمار های اقتصادی ارائه داده می شوند. انتشار این آمار بر روی نرخ ارز های محلی و دلار آمریکا تاثیر می گذارد.

مثال های بالا فقط چند مورد از رویداد هایی هستند که نشان دهنده ارتباط موجود بین نرخ های ارز و رویداد های اقتصادی هستند.

نمونه ای از یک استراتژی معاملاتی خبری در فارکس. درآمدزایی در بازار فارکس، در زمان سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلستان.

تاریخ فعلی (به عنوان مثال 2020/01/09) را در تقویم اقتصادی انتخاب کنید و اهمیت رویداد را وارد کنید (اهمیت بسیار بالا را انتخاب کنید). در زمان ارائه شده، فقط دو رویداد مهم ثبت شده است: سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلستان (BoE) و رئیس بانک مرکزی سیلان (BoC). منطقه زمانی خود را در تقویم اقتصادی FX انتخاب کنید (برای مثال با انتخاب GMT+2، سخنرانی در ساعت 11.30 به وقت محلی آغاز خواهد شد).

LiteForex: تقویم اقتصادی فارکس، چگونگی معامله با اخبار فارکس.

بیایید ببینیم آیا می شود از رویداد اول یعنی سخنرانی رئیس BoE، مارک کارنی، سود برد. نمودار قیمتی GBP/USD را باز کرده و نمودار ساعتی را به صورت زنده بررسی کنید.

LiteForex: تقویم اقتصادی فارکس، چگونگی معامله با اخبار فارکس.

در ده روز گذشته، نمودار قیمت یک مثلث را تشکیل داده است. این بدان معناست که قیمت می تواند مرز بالا یا پایین الگو را در هر زمان بشکند. سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلستان، احتمالا موجب شکست این مثلث خواهد شد (از طریق بخش فیلتر، اخبار مهم هفته جاری انگلستان را انتخاب کنید، شما خواهید دید، به جز این سخنرانی خبر مهم دیگری ثبت نشده است).

تایم فریم M5 را برای جفت ارز GBP/USD انتخاب کنید و تا ساعت 11.30 صبر کنید. به عنوان یک هشدار، خاطرنشان می کنم که وارد شدن به معامله در دقایق اول، بسیار خطرناک می باشد، چرا که نظر اکثریت در مورد رویداد مشخص نشده است و جهت انتخابی می تواند اشتباه باشد. سفارش را تا 30 دقیقه باز نگه دارید (قیمت می تواند پس از انتشار برخی اخبار مهم تا چند ساعت تحت تاثیر قرار بگیرد)، اما اگر روند در حال خسته شدن باشد (کندل ها دارای بدنه کوچی باشند، و یا جهت خود را تغییر دهند)، زودتر از معامله خارج شوید.

LiteForex: تقویم اقتصادی فارکس، چگونگی معامله با اخبار فارکس.

مارک کارنی اعلام کرده است که بانک مرکزی انگلیس مایل است در صورت ادامه ضعف اقتصاد انگلستان، نرخ بهره را از 0.75 درصد به 0.5 درصد کاهش دهد سپس وی گزارش عمومی از وضعیت بازار ارائه داد. این خبر باعث قدرت پوند در مقابل دلار آمریکا شد و باعث شد به کف دو هفته گذشته خود برسد. با استفاده از این خبر، یک فرد می تواند تا حدود 40 پوینت در 30 دقیقه سود کند.

به یاد داشته باشید شما نیازی به گوش داد به سخنرانی رئیس بانک مرکزی انگلستان ندارید (گرچه این کار می تواند مفید باشد). فقط کافیست روند را دنبال کنید، و در این حالت، روند، بر اساس نظر اکثریت مردم، تعیین می شود. هرچند، اگر با کمی تاخیر وارد بازار شوید ریسک نیز وجود خواهد داشت. بنابراین، من همچنان توصیه می کنم تا اخبار را خوانده و یا مستقیما به خود سخنرانی گوش دهید، تا از ابتدا متوجه جهت روند جدید شده و معاملات را شروع کنید.

چند نکته برای معامله گرانی که بر اساس تحلیل فاندامنتال معامله می کنند:

  • شما همیشه باید داده های فعلی را با پیشبینی ها (forecast) مقایسه کنید. اگر گزارشی مثبت می باشد اما به اندازه پیش بینی شده نرسد، نماد مورد نظر با کاهش ارزش رو به رو خواهد شد.
  • مراقب فیلتر ها باشید. اگر فقط کشور آمریکا را در فیلتر انتخاب کرده اید، اطلاعات اقتصادی منطقه یورو را از دست خواهید داد. این اطلاعات می توانند تاثیر چشمگیری در بازار داشته باشند.
  • شما باید به صورت کامل پتانسیل تاثیر گذاری اخبار را درک کنید. به یاد داشته باشید، اگر نتیجه رویداد از قبل قابل پیشبینی و مورد انتظار اکثریت باشد، احتمالا پس از انجام شدن رویداد، قیمت تغییر محسوسی نخواهد داشت در اصل قیمت قبل از انجام شدن رویداد تثبیت شده است. برای مثال، یک تغییر نسبتا قابل پیشبینی در نرخ سود فدرال ررزو تاثیر کمی بر نرخ دلار آمریکا خواهد داشت.

مثال عملی استفاده از استراتژی های فارکس بر اساس تقویم اقتصادی

مهم! بسیاری از سایت ها استراتژی معاملاتی فارکس خود را بر اساس تقویم اقتصادی و به عنوان ابزاری بهینه برای معامله گران مبتدی ترتیب می دهند. باید تاکید گردد که کسب سود به دلیل نوسانات ناشی از اخباری که منتشر می شود نسبتا آسان است. اما همینجا است که ممکن است نقاط ضعف احتمالی ای هم پیدا شود. افراد حرفه ای به افراد مبتدی توصیه می کنند که ۳۰ دقیقه قبل و پس از انتشار اخبار مهم فاندمنتال به دلیل وقوع نوسانات بالا معامله انجام ندهند.

توصیف استراتژی فارکس بر اساس تقویم اقتصادی در صورتی از همه دقیق تر خواهد بود که مهم ترین اخبار را مد نظر قرار دهیم. مثال چنین اخبار مهم تاثیر گذاری بر نظرات سرمایه گذاران آمار مرتبط با شاخص اشتغال بخش غیرکشاورزی آمریکا است. این گزارش که از لحاظ اهمیت پس از گزارش نرخ بهره ی آمریکا است تغییرات مرتبط با شاخص اشتغال را در صنعت های مختلف آمریکا به غیر از بخش کشاورزی این کشور نشان می دهد. این گزارش در اولین روز جمعه ی هر ماه زر ساعت ۸:۳۰ صبح به وقت آمریکا منتشر می شود. در این رابطه، قوی ترین واکنشی که از بازار می توان مشاهده کرد حدود ۳۰ الی ۶۰ دقیقه طول می کشد.

مهم! در چند دقیقه ی اول پس از انتشار ین گزارشچارت های فارکس می توانند در جهت های مختلف به شکل نامنظمی حرکت کنند. در این رابطه خیلی مهم است که سپرده ی کافی داشته باشیم و استاپ لاس خود را در نقطه ای دور قرار دهیم (البته این کار برای کسانی که قلبشان ضعیف است زیاد مناسب نیست!) و صبر کنیم که جهت اصلی روند مشخص گردد. روند اصلی در اغلب موارد زمانی شروع می شود که عدد ''فعلی'' اندیکاتور از عدد ''پیش بینی شده'' برای بیش از ۴۰ هزار واحد منحرف شود.

LiteForex: تقویم اقتصادی فارکس، چگونگی معامله با اخبار فارکس.

منظور از ''فعلی'' عدد ایندیکاتور است که پس از انتشار گزارش مشخص می شود (همانطور که می بینید برای ماه آگوست هنوز اطلاعاتی منتشر نشده است). منظور از ''پیش بینی شده'' نیز عدد مورد انتظار است و یک عدد دیگر نیز وجود دارد که آن را عدد ''قبلی'' می نامیم و منظور از آن عددی است که پیشتر به ثبت رسیده است. در ماه آگوست این عدد هنوز تغییر نکرده است (209 K).

مثالی واضح در خصوص استراتژی معاملاتی موفق گزارشی است که در تاریخ ۵ می ۲۰۱۷ منتشر شد و به دلیل اینکه داده های واقعی مثبت ظاهر شدند و مطابق پیش بینی ها عمل کردند شاخص دلار در فارکس آنلاین رشد کرد.

LiteForex: تقویم اقتصادی فارکس، چگونگی معامله با اخبار فارکس.

یک استراتژی معاملاتی جالب دیگر نیز وجود دارد که مبنای آن این توضیح است که گزارش هایی مانند گزارش شاخص اشتغال غیر کشاورزی در هر حال منجر به تغییر گسترده ی روند می گردد. این استراتژی این است که ۵ دقیقه قبل از انتشار اخبار دو پوزیشن معاملاتی مساوی اما در جهت خلاف یکدیگر باز می کنیم تا بدین ترتیب ریسک پوشش داده شود. باید به هنگام انتشار گزارش نامبرده و همچنین روند قوی ایجاد شده ی نزدیک به پوزیشن ضررده شاخص دلار را تحت نظر بگیریم. ضرری که ایجاد شده معمولا با یک رشد قیمتی قوی جبران می شود. پوزیشن سودده نیز باید پس از دستیابی شاخص به تارگت (۲۰-۴۰-۶۰ دقیقه) و یا زمانی که معکوس شدن روند به وقوع می پیوندد (الگوی پین بار و غیره) بسته شود.

به همین منوال می توان بر اساس گزارشات دیگر هم اقدام به معامله کرد. قبل از تست کردن استراتژی ها در یک اکانت دمو یا سنت پیشنهاد می کنم چارت فارکس چند سال گذشته تا کنون را تحلیل کنید تا ببینید سرمایه گذاران چگونه نسبت به انتشار اخبار واکنش نشان می دهند و چه عواملی تاثیر قدرتمندتری در مقایسه با داده های آماری دارند.

معایب استراتژی معاملاتی مبتنی بر تقویم اقتصادی فارکس:

  • اشتباه رایج معامله گران مبتدی این است که فکر می کنند که در صورت مثبت بودن یک گزارش شاخص ها صعودی می شوند. آنچه واقعیت دارد این است که سرمایه گذاران از مدت ها قبل پیش بینی های خود را انجام داده اند و پول خود را سرمایه گذاری کرده اند. اگر داده های واقعی ای که در مقایسه با داده های دوره ی قبل وضعیت بهتری داشته اند معلوم شود که بدتر از آنچه انتظار می رفت عمل کرده آنگاه شاخص ابزار مالی مدنظر کاهش پیدا می کند.
  • اخبار فاندمنتال را تنها باید در راستای سایر اخبار تحلیل کرد. به طور مثال، فرض کنید که دو خبر در مورد جفت یورو-دلار آمریکا به طور همزمان منتشر شده است: خبر اصلی مربوط به شاخص اعتباری آمریکا است و خبر بعدی در مورد بانک مرکزی این کشور است. فرض کنید این انتظار وجود دارد که افزایش شاخص اعتباری باعث شود شاخص دلار هم افزایش پیدا کند اما در واقع این اتفاق نمی افتد. دلیل این اتفاق می تواند این باشد که عوامل صعودی کننده ی دلار پیشتر در صعود فعلی این شاخص لحاظ شده است و این در حالی است که در حقیقت خبر مرتبط با سیاست پولی اروپا می تواند نوعی سورپرایز برای سرمایه گذاران بوده باشد.
  • در زمان انتشار اخبار نوسانات افزایش پیدا می کنند. به بیانی دیگر، در چنین شرایطی همه می خواهند یک ابزار مالی را بخرند و هیچ کس نمی خواهد آن را بفروشد. به همین دلیل است که دستورات معاملاتی با تاخیر اجرایی می شوند و نه با قیمتی که معامله گر آن را انتظار داشته است.

نتیجه گیری: تقویم مالی می تواند به خودی خود یک استراتژی معاملاتی باشد اما من مایلم آن را به عنوان یک تاکتیک معاملاتی دارای ریسک بالا طبقه بندی کنم.

توصیه های من:

  • زمانی که با تحلیل فاندمنتال کار می کنیم باید چندین الگوی تکنیکال مرتبط با معکوس شدن روند را هم مد نظر قرار داد (پین بار، سر و شانه، گوه (wedge) انبساطی) و تارگت ها را با دقت تعیین کرد (این تارگت ها در واقع سطوح حمایت و مقاومت هستند).
  • اینطور نیست که معامله بر اساس انتشار اخبار همیشه با سودآوری همراه باشد زیرا معامله گر ممکن است چیز مهمی را از دست بدهد. باید از ابزارهای تحلیل تکنیکال استفاده کرد (اوسیلاتورها، اندیکاتورهای روند و غیره) و پیش بینی ها را تحت نظر قرار داد.
  • بهتر است که به دنبال دست یابی به یک سود بی پایان نباشیم. پس از دست یابی شاخص به تارگت بهتر است پوزیشن را بسته و از استاپ لاس دنباله ای استفاده نماییم.
  • درست کردن یک فایل اکسل ساده و محاسبه ی سطوح مارجین کال و استاپ آوت موثر است. همچنین، فهم حجم و اندازه ی هر لات، شرایط معامله در پلتفرم بروکر و سطح نوسانات به محاسبه ی میزان ارزش حرکت شاخص برای سپرده ی شما و پوزیشنتان کمک می کند.
  • حجم حداکثری پوزیشن های باز شده نباید بیشتر از ۱۵-۲۰ درصد سپرده باشد
  • باید به خودتان باور داشته باشید، در یک اکانت دمو یا سنت تمرین کنید، تجربه کسب کنید، و از ریسک کردن نترسید.

برای استفاده از آموزش های تخصصی و بهره مندی از ربات های سودمند ورایگان در بروکر زیر ثبت نام نموده وبه ایدی تلگرامی مراجغه فرمایید @mgeuq ادرس بروکر : https://www.litefinance.org/fa/?uid=240422727

ارز دیجیتال

چه عواملی بر قیمت ارز های دیجیتال تاثیر می گذارند؟

 

برخلاف سال 2017، از ژانویه سال 2018، سرمایه گذاری در بازار ارزهای دیجیتال با نوسانات شدیدی همراه بوده است. در ژانویه این سال، کل ارزش بازار کریپتوکارنسی به 820 میلیارد دلار رسید اما در عرض چند هفته این رقم به زیر 400 میلیارد دلار کاهش یافت. در این بازه زمانی، با یک موج پنیک بسیاری از سرمایه گذاران سرمایه خود را از بازار خارج کردند که این اتفاق نمی تواند متاثر از یک دلیل باشد و قطعا دلایل زیادی در کنار هم باعث ایجاد این روند شد. حال بازار ارز های دیجیتال با سرمایه ای بین 250 - 500 میلیارد دلار در حال فعالیت است و در هر زمان می تواند هر یک از این سطوح را بشکند. اما چه چیزی می تواند بر قیمت ارزهای دیجیتال تاثیر بگذارد؟ در این مقاله به این سوال مهم جواب خواهیم داد.

6 عامل موثر در قیمت ارزهای دیجیتال

از اوایل سال 2018، ارزش کل بازار رمزارز ها با سقوط شدیدی رو به رو بوده است. یک روند صعودی شدید در سال 2017 شروع شد که درا این زمان افراد خوشبین احتمال رسیدن قیمت بیتکوین به 50000 دلار را نیز می دادند، اما در آن زمان، ارزش بازار قبل از رسیدن به عدد روانی 1 ترلیون دلار سقوط کرده و از 850 میلیارد دلار شروع به ریزش کرد. در این ریزش که بازار 2.5 برابر کل ارزش خود را از دست داد، سرمایه گذاران زیادی در این بازه زمانی ضرر کردند. افراد ساده ای که فکر می کردند با افزایش نرخ قیمت ها به سادگی سود خواهند کرد با ضرر های سرسام آوری رو به رو شدند. در محافل حرفه ای، بعضی ها معتقد بودند این یک واکنش بازار بوده که بعدا منجر به رشد بازار خواهد شد. آنها حتی پیشبینی می کردند در بهاری که پیش رویشان بود قیمت ها منفجر خواهد شد. هر چند با شروع تابستان ارزش کل بازار به سختی به 450 میلیارد دلار رسید و سپس مجددا سقوط کرد.

LiteForex: بیایید عواملی که بر  قیمت ارز های دیجیتال تاثیر می گذارد را باهم بررسی کنیم

این وضعیت به صورت کامل نشان داد که هیچ کس واقعا نمی تواند تشخیص دهد که چرا نرخ ارزهای دیجیتال در یک جهت و یا جهت های دیگر حرکت می کند. هنگامی که ریزش شدیدی رخ می دهد و یا قیمت ها به شدت بالا می رود سپس تحلیل گران عامل های تاثیر گذار بر این روند را پیدا می کنند. تا به امروز هم دلیل مشخصی برای سقوط ناگهانی ارزش کل بازار (یعنی قیمت تمامی ارز های دیجیتال) در ژانویه سال 2018 یافت نشده است. دلایل بسیاری وجود داشت اما شاید تمامی این دلایل را باید باهم در نظر بگیریم؟ در این مقاله من در مورد دلایل اصلی که ارزش کل بازار را تحت تاثیر قرار می دهند، صحبت خواهم کرد.

عواملی که بازار ارز های دیجیتال را تحت تاثیر قرار می دهند

با وجود اینکه بیش از چندین ماه از این اتفاق می گذرد هنوز دلیل مشخصی برای ریزش ارزش کل بازار از 800 میلیارد به 400 میلیارد دلار از تاریخ 7 تا 17 ام ژانوی یافت نشده است. البته من با کنجکاوی خاصی شروع خواهم کرد:

  • یکی از انتشارات تحلیلی معتبر در روسیه مقاله ای منتشر کرد که در این مقاله عامل اصلی ریزش بازار را براندون چز که مالک31 ساله سایت coinmacetcap می باشد، معرفی کرده است. طبق این مقاله در 7 ام ژانویه آقای چز به صورت یک جانبه تصمیم گرفت معاملات سایت مبادلاتی کره جنوبی را از الگوریتم سایت حذف کند. به نظر شخصی یکی از همراهان وی، آمار مبادلات این اکسچنج باعث شده بود نرخ BTC بیش از حد واقعی به نظر برسد. نقش چز در سقوط آن زمان قیمت BTC توسط Mati Greenspan تحلیل گر سایت eToro نیز تایید شده است.
  • یکی از تئوری های دیگر در مورد عامل ریزش بازار، تاثیر چینی ها می باشد. طبق این نظریه، چینی ها برای خریدن هدایا سال نو، ارز های دیجیتال خود را می فروختند و باعث افزایش عرضه در بازار شدند.

یکی دیگر از نظریه ها در مورد عامل اصلی ریزش بازار، فروش سرمایه های فردی به نام Mt.Gox می باشد و بعضی ها هم یکی از دلایل ریزش های بازار را هک شدن صرافی Coincheck می دانند (که البته خبر هک شدن این صرافی پس از ریزش منتشر شده بود)، و بعضی از افراد نیز این ریزش را حاصل فروش دارایی های سرمایه داران بزرگ می دانستند که باعث شد کل ارزش بازار به عدد 1 ترلیون دلار نرسد. به هر حال، ریزش جدیدی که در ژوئن سال 2018 ایجاد شد همزمان با هک شدن صرافی ژاپنی Coinrail بود که باعث ضرر 40 میلیون دلاری صرافی شد و ارزش کل بازار دراین زمان به پایین 300 میلیون دلار ریزش کرد. با توجه به اینکه این صرافی در بین 100 صرافی مطرح بازار ارزهای دیجتال نمی باشد این نظریه کمی مشکوک می باشد.

چه عواملی می تواند بر نرخ ارزهای دیجیتال تاثیر گذار باشد

1. عوامل روانی. همانطور که در قسمت قبلی نیز خواندیم عوامل روانی در این بازار می توانند تاثیرات چشمگیری داشته باشند. اخبار می توانند به عنوان یک کاتالیزور عمل کنند، اما فروش احساسی (پنیک) شدید ترین تاثیرات را بر روند ریزشی یا صعودی بازار می گذارد. سرمایه گذاران را می توان بر این سه دسته مختلف تقسیم کرد: سرمایه گذاران بزرگ، که در واقع کنترل بازار را توسط گردش مالی بالایی که در دست دارند کنترل می کنند، دسته دیگر سرمایه گذاران هوشمند می باشند که در حال ساخت استراتژی های خود هستند و دسته سوم همستر هایی هستند که از بالا رفتن نرخ ها خوشحال می شوند و کافیست کمی به آنها فشار بیاورید تا پولشان به سوی بازار ارزهای دیجیتال روانه شود همچنین دلایل بسیاری نیز برای ایجاد شدن وحشت بین این همستر ها وجود دارد.

واقعیت های جالب: زمانی که اخباری در مورد محدودیت های احتمالی برای معاملات منتشر می شود، قیمت ها با ریزش چشمگیری همراه می شوند. اما چنین خبرهایی با نظم عجیبی در این سال ها منتشر شد و بازار همچنان در حال ریکاوری و صعود می باشد. می توان با قطعیت گفت که هیچ محدودیتی نمی تواند تاثیر قابل توجهی در بلاکچین داشته باشد. بنابراین منطقی است که فرض کنیم فشار برای فروش یا خرید توسط مهره های بزرگ تر بازار انجام می شود و همستر ها تحت تاثیر این پنیک ها و طمع ها می شوند. در این مقاله می توانید اطلاعات بیشتری در مو

2. تصیمات رگولاتوری ها در مورد ارز های دیجیتال (مخصوصا رگولاتوری های ژاپن، کره جنوبی و امریکا). سیاست های اتخاذ شده از سمت رگولاتوری ها (سازمان های نظارتی) اغلب باعث به دردسر افتادن سرمایه گذاران می شود. برای مثال در انتهای سال میلادی گذشته سازمان SEC (کمیسیون اوراق بهادار ایالات متحده آمریکا) راه اندازی معاملات آتی بیتکوین را برای IOE  و CME مجاز اعلام کرد. در آغاز ماه ژوئن سال 2018 اطلاعاتی منتشر شد که SEC قصد دارد صندوق ETF بیتکوین را راه اندازی کند که به نظر می رسید نشانی از وفاداری این سازمان به حوزه ارزهای دیجیتال باشد. اما از طرف دیگر، محدودیت های زیادی درباره تبلیغات ارز های دیجیتال (اطلاعات بیشتر در این لینک) و قوانینی در مورد در دسترس بودن اطلاعات شخصی کیف پول های ارز های دیجیتال تصویب شد.

رگولاتوری ژاپنی نیز وضعیت مشابهی داشت، دوره اولیه آزاد سازی ارز های دیجیتال سرانجام منجر به ممنوعیت خرید و فروش سکه های ناشناس پس از هک شدن صرافی Coincheck شد هر چند که این اتفاق قبل از این هک شدن صرافی رخ داده بود. 

و سرانجام، ارزهای دیجیتال در اروپا با توجه به بخش نامه ای که در ماه می منتشر گردید با استقبل خوبی رو به رو نشد. طبق این سند، واحد های مالی باید اطلاعات صاحبان کیف پول ارزهای دیجیتال را مشخص می کردند و مقامات اتحادیه اورپا امکان مانیتور کردن کیف پول ها و تراکنش آنها را داشتند. البته این حقیقت هم وجود دارد که فقط 30 درصد از اکانت ها با نام های واقعی ثبت شده اند و 18 ماه بازه زمانی برای اجرایی شدن این تصمیم در کل کشورهای اتحادیه اورپا، در نظر گرفته شد.

3. تحرکات سرمایه گذاران بزرگ. بازار توسط قانون عرضه و تقاضا هدایت می شود. وقتی تقاضا بیشتر از عرضه باشد قیمت در حال رشد خواهد بود و زمانی که تقاضا از عرضه کمتر باشد قیمت ها با روند کاهشی رو به رو خواهند شد. پس قدرت تاثیر این عامل منطقی به نظر می رسد اما این بدان معناست که امکان دستکاری بازار نیز وجود دارد:

  • در سال 2017، زمانی که قیمت بیت کوین 5000 دلار بود، تعدادی از سیاستمداران آمریکا با انتقاد از ارزهای دیجیتال، نرخ آن را به 3000 دلار رساندند. ولی این عامل مانع از خرید رمزارزها در کمترین قیمت نشد. نمونه بارز دیگر، جورج سوروس می باشد که در ژانویه 2018 علنا بازار بیتکوین را حباب خواند (بازار رمز ارزها نوعی توهم است که بر اساس یک سو تفاهم شکل گرفته است).  پس از ریزش 41 درصدی قیمت بیتکوین وی نظر خود را به یک باره تغییر داد و با شروع ماه می، شعبه نیویورک صندوق سرمایه گذاری سوروس (که مدیریت 26 میلیون دلار سرمایه را به عهده دارد) وعده داد که در بازار رمز ارز ها فعال خواهد بود.
  • سرمایه هایی با مقیاس بزرگ، می توانند در بازار ارزهایی که حجم گردش مالی اندکی دارند باعث به وجود آمدن پ
  • Mt.Gox . این پاراگراف به صورت جداگانه ارزش بررسی دارد. ظهور پتانسیلی به ارزش 200,000 بیتکوین و بیتکوین کش به لطف مدیر آن، یعنی کوبایاشی باعث ایجاد ریزش قابل توجهی شد. در عرض 15 دقیقه کل این مبلغ به فروش گذاشته شده که باعث ریزش مبلغ از 20,000 دلار به زیر 7000 دلار شد. خود کوبایاشی تاثیر اقدامات خود در بازار را انکار می کند، هر چند که اگر هم واقعا این کار را انجام داده باشد هیچ قانونی را زیر پا نگذاشته است. می ت

به هر حال در 10 ام ژانویه 2018، وارن بافت اظهار داشت که بازار ارزهای دیجیتال، سرنوشت مطلوبی نخواهد داشت. در 17 ام ژانویه، اولین قرداد آتی به پایان رسید، و مردم سریعا شروع به فروش بیتکوین های خود کردند. در اینجا دو دلیل دیگر وجود دارد که می تواند کار ارزهای دیجیتال را در ژانویه به اتمام برساند.

با در نظر گرفتن این حقیقت که امروزه سرمایه گذاران بزرگی همچنان، سرمایه خود را در این بازار حفظ کرده اند، می توانیم تا حدودی به این بازار امیدوار باشیم. به عبارت دیگر، بعید است این بازار به پایین تر از سطحی که هم اکنون در آن قرار دارد سقوط کند(مطابق تصویر اول مقاله، کف 250 میلیارد دلار کاملا مشهود می باشد).

4. ورشکستگی و هک شدن صرافی های ارز دیجیتال. با وجود اینکه به نظر میرسد این دلیل یکی از عوامل اصلی بی ثباتی ارز های دیجیتال می باشد، اما اینطور نیست. حتی با بزرگترین هک تاریخ ارز های دیجیتال که در سایت معروف Coincheck  ایجاد شد، ریزش ایجاد شده در مقایسه با عوامل تاثیرگذار دیگر، چندان شدید نبود. دلایل بیشتری برای این عامل وجود دارد:

  • میزان پول سرقت شده در مقایسه با ارزش کلی بازار مقدار قابل توجهی نمی باشد. علاوه بر این، همه هک ها موفق نیستند و می توانند فقط تنش روانی ایجاد کنند. 
  • سرمایه گذاران بسیاری معتقدند که تمامی هک ها نمی توانند به دارایی آن ها آسیبی برساند و آنها به اعتماد خود نسبت به بازار های رمز ارزها ادامه می دهند. هک شدن یکی از ریسک های غیر قابل اجتناب می باشد که سرمایه گذاران به صورت خودکار با آن موافقت کرده اند و این ریسک نمی تواند دلیلی برای امتناع از سرمایه گذاری در بازاری باشد که با سرعت زیادی در حال رشد است.

سرمایه گذاران می توانند از قبل شروع این اتفاقات، آنها را در بورس اوراق بهادار پیشبینی کنند (این امر تا حد زیادی از طریق ارتباطات در انجمن های تخصصی به وجود آمده است)، بنابراین آنها می توانند از اکسچنج دیگری برای انجام مبادلات استفاده کنند. ضرر های ایجاد شده از هک ها در استراتژی های معاملاتی لحاظ شده است.

5. انشعاب ها (فورک) و  تغییرات ساختاری (این عامل اکثرا فقط روی یک ارز دیجیتال تاثیر می گذارد). سرمایه گذاران به هر گونه اخبار و تغییراتی که توسط توسعه دهندگان مطرح می شود واکنش نشان می دهند. درست فهمیدید این واکنش همیشه افزایش تقاضا نمی باشد. جالب است بدانید یک خبر می تواند تاثیر متفاوتی بر رمز ارزهای مختلف داشته باشد. در مقالات قبلی، مثالی را بررسی کردیم که انشعاب BTC در اگوست، با استقبال مثبتی رو به رو شد اما خبری مشابه در مورد ETN  با همچنین واکنشی رو به رو نشد. واکنش سرمایه گذاران قابل درک است: عواقب انشعاب ها مشخص نمی باشد. اگرچه اخیرا تعداد بسیاری از افراد  وجود دارند که از ایجاد شدن تغییرات اساسی می ترسند، امروزه خبرهای مربوط به انشعاب ها مثبت تلقی می شوند.

مهمترین اخبار :

  • پیوستن شرکت کنندگان بزرگ به سیستم؛
  • درج گزارش در مورد نحوه اجرای برنامه هایی که در نقشه راه پروژه پیشبینی شده بود؛
  • اطلاعاتی در مورد موفقیت هایی که از توسعه پروژه حاصل شده است.

6. میزان علاقه استخراج کنندگان به ارزهای دیجیتال. یکی از مزیت های الگوریتم PoW نسبت PoS  نیاز به هزینه  انرژی می باشد که در قیمت گذاری ارزها تاثیر می گذارد. اگر قیمت سقوط کرد، استخراج کنندگان به خرید مسقیم روی می آورند، و نرخ را بالا برده و آن را به منطقه سود دهی برمیگردانند. به گفته تحلیلگر کمپانی Fundstrat Global Advisors تام لی، هزینه استخراج یک بیتکوین حدود 6000 دلار می باشد که تا حدودی در تصویر زیر نیز تایید شده است (اطلاعات برای فبریه 2018 می باشد.)

LiteForex: بیایید عواملی که بر  قیمت ارز های دیجیتال تاثیر می گذارد را باهم بررسی کنیم

تام لی باور داشت استخراج گنندگان اجازه نخواهند داد تا قیمت بیتکوین به زیر 6000 دلار برسد. اگرچه هنوز هم مشخص نیست که چگونه انها خواهند توانست در مقابل فشاری که از طرف سرمایه گذاران اصلی سکه ها اعمال می شود، مقاومت کنند.

با ظهور الگوریتم های جدید، استخراج ارزهای دیجیتال به صورت انفرادی با استقبال بیشتری مواجه شده است و هر چقدر افراد بیشتری درگیر آنها می شوند، علاقه بیشتری برای سکه ها ایجاد می شود. از لحاظ تئوری، رشد تعدا د  استخراج کنندگان می تواند نرخ را پایین تر بیاورد، اما در عمل فقط باعث تحریک احساسات می شود. اگر BTC به دلیل نیاز به تجهیزات ASIC از نظر منفعتی سود کمتری داشته باشد، سکه های رده پایین جالب تر به نظر می رسند. مثال : Siacoin یا Decred و Ethereum (استخراج دوگانه).

جمع بندی. من فکر می کنم دلایل بیشتری را می توانیم به این لیست اضافه کنیم اما عوامل فوق را می توان به عنوان عناوین اصلی در نظر گرفت. افسوس، اکنون اکثر این دلایل نمی تواند به نفع بازار ارزهای دیجیتال ایفا نقش کند، این بدان معنیست که دیگر هیچ دلیلی برای خوشبینی وجود ندارد. حداقل، من که اعتقاد ندارم در آینده نزدیک اقدام مثبت یکی از رگولاتوری ها یا یکی از عوامل فاندامنتالی دیگر باعث به وجود آمدن اعتماد بنفسی جدید در دل همستر ها شود و این بدان معنیست که به زودی ICO ها به کاهش چشمگیری رو به رو خواهند شد و بازار از وجود “رمز ارز های بی ارزش” پاک خواهد شد، همانطور که در سال 2000 حباب دات کام از بین رفت.

چگونه سرمایه گذاران می توانند از این مساله برای منفعت خود استفاده کنند:

  • انتظار نداشته باشید که ارزش کل بازار ارزهای دیجیتال در آینده نزدیک افزایش چشمگیری داشته باشد. این امر فقط زمانی امکان پذیر است که این بازار توسط رگولاتوری ها و سرمایه گذاران بزرگ حمایت شود.
  • منابع اطلاعاتی مرتبط با رمز ارزها را تحت نظارت داشته باشید : CoinMarketCap (coinmarketcap.com), Forklog (forklog.com), bitcointalk.org forum;
  • دچار تنش احساسی (پنیک) نشده و هر چیزی را که در انجمن ها شنیدید یا سخنانی که از زبان افراد مشهور نقل می شود، باور نکنید.

در این زمان، روند بازار بیشتر خرسی می باشد و یک راه حل ساده در این نوع بازار باز کردن سفارشات فروش در مقابل ارز های پایه می باشد. اگر از وجود چند استثنا چشم پوشی کنیم اکثر صرافی ها از ریزش نرخ های مبادلات سودی برای شما نخواهند داشت پس فارکس بهترین راه برای کسب درامد در این بازار می باشد. اگر گزینه دیگری سراغ دارید که می تواند قیمت ها را تحت تاثیر بگذارد از شما دعوت می کنم در این مورد اطلاعات خود را از طریق کامنت با ما در میان بگذارید.

مقایسه کارگزاری های بزرگ وصرافی ها وکیف پول ها

کارگزاری های فارکس، صرافی ها و کیف پول های ارز دیجیتا

امروزه، سرمایه داران می توانند به روش های مختلفی در حوزه رمز ارزها سرمایه گذاری کنند. این روشها شامل خود پرداز های بیت کوین و قردادهای آتی بیت کوین می باشد. اما محبوب ترین این روش ها، همچنان انجام معاملات در صرافی ها، فارکس و نگهداری ارز در کیف پول شخصی می باشد. صرافی ها می توانند هک شوند و استفاده از کیف پول ها نیاز به پرداخت کارمزد بیشتری داشته و تراکنش ها زمان بیشتری می برند؛ با این حال فارکس قدرت انتخاب اندکی برای انتخاب رمز ارز ها ارائه می دهد و هزینه ای برای سواپ دریافت می کند. در این مقاله شما با مزایا و معایب تمام این روشها آشنا شده و همچنین خواهیم فهمید که هر کدام از این روش ها مناسب کدام استراتژی معاملاتی می باشد.

مروری بر مزایا و معایب معاملات ارز های دیجیتال در کارگزاری های فارکس، صرافی ها و ذخیره دارایی در کیف پول های ارز دیجیتال. روشهای انجام معاملات بر اساس یک استراتژی مشخص

صرافی ها، کیف پول یا فارکس: بهترین روش معامله ی ارز های دیجیتال چیست

در سال 2017، رمز ارزها به سودده ترین دارایی دنیا تبدیل شدند. با این حال، بعدها مشخص شد که ریسک سرمایه گذاری در رمز ارز ها بسیار بیشتر از نمادهای سرمایه گذاری سنتی و غیر سنتی دیگر می باشد. همچنین رمز ارز ها غیر قابل لمس بوده و شما نمی توانید هیچ ارزی را مشاهده کرده یا آنها را لمس کنید. نیاز سریع به رمز ارزها باعث به وجود آمدن ده ها صرافی رمز ارز و صدها کیف پول و نرم افزار دیگر شد. علاوه بر این، حتی یک صنعت جداگانه نیز به منظور تولید کارت گرافیک های مختص ماینینگ به وجود آمد. کارگزاری های فارکس نیز به این روند ملحق شدند. آنها یک نماد جدید که مطابق استاندارد های موجود قبلی نبود به نماد های قابل معامله خود اضافه کردند. گرچه در ابتدا معامله گران فارکس، انجام معاملات بر روی دارایی های معمولی را ترجیح می دادند (جفت ارزها، فلزات، سهام)، اما با توجه به پرسود بودن این نمادها، به تدریج معاملات ارزهای دیجیتال را نیز به معاملات خود اضافه کردند. در این مقاله با روشهای معاملات ارز های دیجیتال، مزایا و معایب آنها آشنا خواهید شد.

راه های معاملات رمز ارز ها

امروزه، معامله گران می توانند تقریبا در همه جای دنیا از صرافی ها و یا خودپرداز های ارز دیجیتال، بیت کوین تهیه کنند. اگرچه این خودپردازها فقط ارز بیت کوین را ارائه می دهند اما شما می توانید با استفاده از این دستگاها در کمتر از ده دقیقه و بدون خطر هک شدن، بیت کوین تهیه کنید.

راه های مختلفی برای خرید و فروش رمز ارزها وجود دارد:

  • قردادهای آتی. در سال 2017، دو بازار بزرگ بورس آمریکا، یعنی CME (بازار بورس شیکاگو) و CBOE (بورس آپشن شیکاگو) معاملات آتی بیت کوین را آغاز کرده و بیت کوین را به یک دارایی تمام اعیار تبدیل کردند.
  • صرافی ارز دیجیتال. معامله گر پس از ثبت نام در صرافی، یک نماد را خریداری کرده و با فروش در قیمت بالا تر به سود می رسد؛
  • کیف پول ها. در این روش نیز معامله گر، ارز مورد نظر خود را از صرافی یا دلالان خریداری می کند و در کیف پول خود نگهداری می کند، در صورتی که قیمت فروش بیشتر از خرید باشد، سود کرده است.
  • کارگزاری. معامله گران توسط یک کارگزاری فارکس از معاملات رمز ارزها به سود دهی می رسند.

توضیحات بیشتر در مورد مزایا و معایب موارد بالا.

1. قردادهای آتی بیت کوین

با راه اندازی قرداد های آتی بیت کوین، معامله گران سهام که معمولا سرمایه های نسبتا زیادی در اختیار دارند، فرصتی برای سرمایه گذاری در رمز ارز ها پیدا کردند، در این حالت آنها بدون قرار دادن سرمایه های خود در صرافی هایی که هیچ رگولاتوری ندارند و امکان هک شدن آنها نیز وجود دارد، امکان معاملات ارز های دیجیتال را پیدا کرده بودند. در ابتدا، ورود این حجم از سرمایه باعث خرسی شدن بازار شد، اما آغاز به کار این بازار، در نهایت تاثیر ناچیزی در نرخ بیت کوین گذاشت. مشکل اصلی این روش سرمایه گذاری، مقدار زیاد سرمایه مورد نیاز برای انجام معاملات و همچنین موضوع مالیات – همان جریان به رسمیت شناختن بیت کوین، به عنوان یک روش پرداخت می باشد، که در این صورت تحت تاثیر قوانین مالیاتی خواهد بود. دومین مشکل این روش اینجاست که شما باید در ابتدا با نحوه کار قردادهای اتی CBOE و CME و همچنین قوانین معاملات سهام در آمریکا آشنا باشید. معامله گران عادی و سرمایه گذاران بلند مدت کیف پول های رمز ارز و صرافی ها را بهتر درک می کنند.

LiteForex: مقایسه کارگزاری های فارکس، کیف پول ها و صرافی ها برای انجام معاملات ارز های دیجیتال

2. انجام معاملات در صرافی های ارز دیجیتال

طبق آمار سایتCoin Market Cap ، بیش از 1300 ارز دیجیتال در دنیا وجود دارد و تعداد آنها همواره در حال افزایش است. هر رمز ارز حداقل در یک صرافی قابل معامله می باشد، و تعداد زیادی از این صرافی ها هم اکنون در حال فعالیت می باشند. این صرافی ها تعداد زیادی از رمز ارزها را لیست کرده اند و شما می توانید پس از ثبت نام، با کیف پول صرافی خود آنها را خریداری کنید. همچنین شما می توانید ارز های دیجیتال را توسط صرافی ها استخراج کنید، برای مثال صرافی Criptoria امکان استخراج بیش از 220 فورک را ارائه می دهد. شما می توانید در انجمن صرافی ها می توانید نظرات خود را در مورد قیمت آینده رمز ارزها با بقیه معامله گران به اشتراک بگذارید.

LiteForex: مقایسه کارگزاری های فارکس، کیف پول ها و صرافی ها برای انجام معاملات ارز های دیجیتال

مزیت دیگر صرافی ها این است که شما می توانید با استفاده از اختلاف قیمت برای یک ارز در بین صرافی های مختلف سود داشته باشید (آربیتراژ). این بدین معنیست که شما می توانید یک ارز دیجیتال را در یک صرافی با قیمت کمتری خریداری کرده و آن را به صرافی دیگری که با قیمت بیشتری درخواست خرید ثبت شده انتقال داده و با قیمت بالاتری بفروشید. اگرچه تعداد ارزهایی که می توان با آن ها این کار را انجام داد محدود بوده و برای سود دهی کافی، هزینه انتقال آنها باید بسیار کم باشد، اما همچنان سودگیری توسط این روش امکان پذیر می باشد.

معایب صرافی ها:

  • ریسک از دست دادن سرمایه. برای مثال، هک صرافی Mtgox وBTC-e . هیچ رگولاتوری (سازمان نظارتی) برای نظارت بر اعمال کلاهبردارانه صرافی ها وجود ندارد. در چنین شرایطی معامله گران به سختی متوجه خواهند شد که آیا واقعا دزدی انجام شده و یا صرافی کلاه برداری کرده است. اگر هک یا سو رفتاری از سمت اکسچنج ها رخ دهد، هیچ ارگانی برای دریافت شکایت وجود ندارد؛
  • نمی توان سفارشات شورت (فروش) باز کرد. معامله گران می توانند یک ارز را خریداری نمایند، و منتظر رشد آن بوده و سپس آن را با قیمت بیشتری به فروش رسانند. صرافی ها امکان سود دهی هنگام کاهش قیمت رمز ارز ها را فراهم نمی کنند. سفارشات شورت یک نوع اعتبار قرض داده شده برای معامله گر محسوب می شوند که پس از بسته شدن سفارش به کارگزاری پس داده می شود. اما صرافی ها به این شکل کار نمی کنند. فقط بعضی از آنها (پولونیکس و بیترکس) به صورت تکنیکال می توانند بدون هیچ گارانتی، به معامله گران ارز قرض دهند؛
  • محدودیت برای کار با ارزهای فیات مختلف. مثلا یکی از برترین صرافی های کره ای یعنی bithump فقط با ارز ون کره، کار می کند؛
  • مشکلات احراز هویت؛

3. ذخیره سازی ارز های دیجیتال در کیف پول

برخلاف صرافی ها، امنیت کیف پول ها، بسیار بالاتر است؛ آنها معمولا کمتر هک می شوند، هرچند این اتفاق نیز می تواند رخ دهد. با این حال، برای متحمل شدن ریسک کمتر، نسبت به صرافی های رمز ارز، معامله گران باید کارمزدی به این کیف پول ها پرداخت کنند و تکمیل تراکنش زمان بیشتری طول خواهد کشید (در مورد کیف پول های آنلاین). بعضی از معامله گران ترجیح می دهند فقط با کیف پول ها کار کنند و به صرافی ها اعتماد ندارند، برخی نیز از کیف پول ها برای سرمایه گذاری بلند مدت استفاده می کنند. کیف پول های ارز دیجیتال، نوعی ابزار برای معامله گری هستند و بهتر است به آنها به چشم سرمایه گذاری نگاه نکنیم.

4. انجام معاملات رمز ارز توسط کارگزاری فارکس

بر خلاف روش های قبلی، فارکس پیشنهاد می دهد تا از دارایی واقعی استفاده نشود، بلکه از CFD (قرداد های ما به التفاوت) برای انجام معاملات استفاده می شود. معامله گران به صورت فیزیکی به رمز ارزها دسترسی ندارند، بلکه آنها از پیش بینی انجام شده برای حرکت قیمت سود خواهند کرد. اما نحوه درآمد زایی، همانند صرافی ها خواهد بود: اختلاف قیمت خرید و فروش.

کارگزاری ها به دلایل زیر، در مقایسه با صرافی ها و کیف پول ها، امن تر به نظر می رسند:

  • کارگزاری ها تحت نظر رگولاتوری های رسمی و حسابرسان مستقل قرار دارند؛
  • دارایی های کاربران در حساب های جداگانه ای (جدا از دارایی های شرکت)، یعنی در بانک های مشهور و مطرح دنیا نگه داری می شوند.
  • حساب های کارگزاری، ریسک هک شدن بسیار کمتری نسبت به صرافی ها دارند.
  • صندوق هایی وجود دارند که در صورت سهل انگاری کارگزاری، امکان پرداخت بخشی از خسارات معامله گران را دارند. به عنوان مثال، کمیسیون مالی، خساراتی تا حداکثر 20000 دلار را جبران می کند.

همانند دیگر صرافی های ارز دیجیتال، کارگزاری ها نیز گاها ورشکست می شوند. اما، یک کارگزاری با سابقه معاملاتی ده ساله اعتماد به نفس بیشتری نسبت به یک صرافی تازه تاسیس خواهد داشت. همچنین کارگزاری ها از نظر فنی گاها ممکن است دچار مشکل شوند اما این اتفاق در صرافی ها مخصوصا در شرایط بحرانی، بیشتر رخ می دهد.

مزایای معاملات ارز های دیجیتال در فارکس:

  • عدم محدودیت در اعمال استراتژی های مختلف. شما می توانید هم وارد معاملات فروش و هم وارد معاملات خرید شوید (کارگزاری ها به معامله گران وام می دهند). آنها اجازه می دهند هج کنید (باز کردن دو معامله در خلاف جهت یکدیگر به صورت هم زمان)؛
  • اجرای سریع سفارشات. با این حال، اسلیپیج (لغزش قیمت) نیز در فارکس وجود دارد و ممکن است تا چند ثانیه طول بکشد. در صرافی ها، سرعت مبادلات وابسته به کارمزد معاملات می باشد و می تواند تا چندین ساعت زمان بر باشد. همچنین در فارکس می توانید معاملات اسکالپینگ را اجرا کنید.
  • امکان استفاده از ربات های معاملاتی.

با توجه به مزایایی آشکار انجام معاملات در فارکس نسبت به انجام معاملات در صرافی ها، فارکس معایبی نیز دارد.

  • محدودیت در انتخاب ارز های دیجیتال. در صرافی های رمز ارز، ارزهای بسیاری قابل خرید و فروش هستند این در حالیست که کارگزاری ها بیشتر فقط از BTC و ETH پشتیبانی می کنند. تعداد بیشتر ارزهای ارائه شده می تواند شامل، بیت کوین، اتریوم، بیت کوین کش، بیت کوین گلد، اتریوم کلاسیک، ریپل و دش باشد.
  • هرچند، کارگزاری هایی وجود دارند که گزینه های بیشتری برای انتخاب رمز ارزها و دارایی های دیجیتال ارائه می دهند، با این حال، تعداد این نوع کارگزاری ها بسیاد محدود می باشد. راه اندازی معاملات رمز ارز، برای حداقل 20 ارز برتر بازار، از نظر فنی کار بسیار دشواری است؛
  • هیچ فرصتی برای ری فلو (reflowing) کردن سرمایه وجود ندارد. صرافی ها امکان تبدیل یک ارز به ارز دیگر را امکان پذیر می کنند. برای مثال، تبدیل دش به استلار، استلار به مونرو و غیره. در فارکس، شما فقط می توایند سفارش یک نماد را بسته و یک سفارش دیگر باز کرده و هزینه مربوط به اسپرد آن را پرداخت کنید.
  • سوآپ. اصلی ترین دلیلی که معامله گران همچنان صرافی ها را ترجیح می دهند، سوآپ است. در بازار، جایی که نوسان می تواند به 20 تا 30 درصد در روز برسد، حفظ آرمش اهمیت بسزایی دارد. صبوری تا بیرون رفتن از دوره ضرر تا زمانی که یک دوره جدید رشد آغاز شود بسیار مهم می باشد. کارگزاری ها هزینه ای برای سواپ دریافت می کنند، این کارمزد مبلغی برای نگه داری معامله تا روز بعدی (روز معاملاتی) می باشد. صرافی ها آخر هفته و تعطیلات ندارند، اما کارگزاری ها هزینه سوآپ دو برابری برای آخر هفته در نظر می گیرند.
  • استاپ-اوت. یک معامله باز می تواند در صورت رسیدن به حداقل سطح تعیین شده توسط کارگزاری، به صورت اتوماتیک بسته شود. شما می توانید ارزهای خود را تا زمانی که دوست دارید در کیف پول های خود نگه دارید، اما هنگام استفاده از اهرم مالی در فارکس، قبل از کاهش ارزش کوین مورد نظر، موجودی شما صفر خواهد شد (در صورت استفاده از حجم های بالا).

جمع بندی. غیر ممکن است تا بتوانیم با اطمینان بگوییم، کدام یک از روشهای سرمایه گذاری بدتر یا بهتر از بقیه می باشد. هر کدام از آنها می توانند در شرایط مختلف مناسب باشند.

  • صرافی، مناسب افرادی می باشد که تمام روز خود را در مقابل کامپیوتر گذرانده و دهها تراکنش با ارزهای مختلف در صرافی های مختلف انجام می دهند. در این حالت پتانسیل ریسک با مقدار حجم معاملات پوشش داده می شود.
  • کیف پول، مناسب افرادی می باشد که می خواهند ریسک را کاهش داده و  متانسب با استراتژی های بلند مدت معامله کنند، این افراد انتظار رشد قیمت در آینده را دارند. این معامله گران می توانند ارزهای خود را در کیف پول های سخت افزاری یا نرم افزاری تا سال ها نگهداری کنند.
  • فارکس برای افرادی مناسب است که می خواهند از معاملات روزانه سود کرده و هزینه ای برای سوآپ پرداخت نکنند و ریسک متوسطی را متحمل شوند. اگر یک معامله گر قبلا در کارگزاری حساب داشته باشد نیازی به افتتاح حساب کاربری جدید در صرافی نخواهد داشت.

شما می توانید همه روش ها را با هم ترکیب کرده و دامنه ریسک متفاوتی داشته باشید. نظرات خود را با ما در میان بگذارید: کدام روش برای معاملات رمز ارز ها از نظر کارایی، ریسک، هزینه ها مناسب می باشد.

بهترین صندوق های سرمایه گزاری  بورس

برترین صندوق های درآمد ثابت با پرداخت سود ماهیانه (منتهی به 16 مرداد 99

برترین صندوق های درآمد ثابت با پرداخت سود ماهیانه (منتهی به 16 مرداد 99)

در این گزارش بهترین صندوق های درآمد ثابت با پرداخت سود ماهیانه در ماه منتهی به 16 مرداد 99 لیست شده‌اند.

بازار سرمایه، جذاب و پر مخاطب

بازار سهام، داغ تر از گذشته شده و هر روز سهامداران جدیدی به جمع فعالان بازار بورس اضافه می شوند. شاخص کل بورس از ابتدای سال 99 تا کنون حدود 300 درصد رشد کرده است و سرمایه گذاران زیادی را به سمت خود کشانده است.

با اینحال بازار ابزارهای مالی با پرداخت سود ثابت، مثل همیشه پرطرفدار مانده است و کسانی که نمی خواهند ریسک زیادی متوجه سرمایه شان باشد به سمت سرمایه گذاری در صندوق های با درآمد ثابت گرایش پیدا کرده اند. صندوق های سرمایه گذاری درآمد ثابت نوعی از صندوق های سرمایه گذاری فعال در بازار سرمایه کشور می باشد که بیشترین سرمایه گذاری خود را در اوراق با درآمد ثابت نظیر اوراق بدهی یا اسناد خزانه اسلامی (اخزا) و سپرده های بانکی انجام می دهند و با توجه به سرمایه کلانی که در سرمایه گذاری انجام میدهند امکان دریافت سود سپرده های بالاتر را فراهم می کنند.

در این گزارش ده صندوق سرمایه گذاری درآمد ثابت برتر با پرداخت سود ماهانه در ماه منتهی به 16 مرداد99 منتشر می شوند. این صندوق ها همانند بانک ها در بازه زمانی یک ماهه پرداخت سود دارند.

 به طور کلی صندوق های سرمایه گذاری با درآمد ثابت از نظر پرداخت سود به چند دسته مختلف تقسیم می شوند. برخی به صورت یک ماهه و در تاریخ مشخص سودهای محقق شده را به حساب مشتریان شان واریز می کنند. برخی در بازه های زمانی سه یا شش ماهه تقسیم سود می کنند. صندوق های دیگری نیز هستند که بدون تقسیم سود فعالیت می کنند و سرمایه گذاران صرفا از محل افزایش خالص ارزش دارایی ها و افزایش قیمت واحدهای صندوق(NAV) کسب سود می کنند.

برترین صندوق‌های با درآمد ثابت و با پرداخت سود ماهانه

تاریخ پرداخت سود در همه صندوق های با درآمد ثابت شبیه به هم نیست و هر کدام از صندوق ها در تاریخ خاصی اقدام به پرداخت سود می کنند. در ضمن نوع پرداخت سود نیز در صندوق ها ممکن است مطابق با بازدهی کسب شده نباشد. بازدهی های آورده شده در جدول زیر از روی اطلاعات منتشر شده در سایت صندوق ها استخراج شده است. معمولا صندوق های با درآمد ثابت برای محاسبه پرداخت سود دوره ای، فرمول های منحصربفرد خود را دارند. بنابراین اگر بازدهی صندوق برای شما جذاب است، بهتر است قبل از اقدام به سرمایه گذاری در صندوق با روابط عمومی آن تماس بگیرید و از نحوه محاسبه سود و نحوه دریافت آن مطلع شوید.

برترین صندوق سرمایه گذاری  درآمد ثابت در یک ماه اخیر صندوق مشترک البرز بود که 8.41%  بازدهی کسب نمود.

این صندوق در سال 98 از نوع سهامی به درآمد ثابت تغییر پیدا کرد.

صندوق مشترک البرز تحت مدیریت شركت شركت سبدگردان اميد نهايت نگر فعالیت می کند.

در حالی که خالص ارزش دارایی این صندوق به حدود 100 میلیارد رسیده است؛ هم اکنون به دلیل پر شدن سقف صدور واحد سرمایه گذاری در صندوق، امکان سرمایه گذاری جدید در آن وجود ندارد.

صندوق گسترش فردای ایرانیان که در جدول برترین ها رده سوم را بدست آورده است ارزشمندترین صندوق سهامی در بین 10 صندوق برتر درآمد ثابت با پرداخت سود ماهانه می باشد. این صندوق تحت مدیریت شركت كارگزاري بانك آينده فعالیت می کند و ارزش خالص دارایی های آن بیش از 9 هزار و 200 میلیارد تومان است.

در جدول زیر لیست 10 صندوق برتر با درآمد ثابت با پرداخت سود ماهانه در ماه منتهی به 16 مرداد99 آمده است:

نام صندوقبازده ماهانه (درصد)معادل سالیانه(درصد)
مشترک البرز8.41100.92
پاداش سرمایه بهگزین7.2587
گسترش فردای ایرانیان5.6067.2
گنجینه الماس بیمه دی5.5967.08
مشترک گنجینه الماس پایدار5.2763.24
مشترک اندیشه فردا4.5854.96
یکم کارگزاری بانک کشاورزی4.1649.92
پاداش سهامداری توسعه یکم3.7344.76
امین یکم فردا3.3440.08
مشترک کارگزاری کارآفرین3.3039.6

 

تحلیل حجمی  فارکس

مقدمه ای بر تحلیل حجمی (اربابان بازار. قسمت 1)

چگونه می توان قدرت بازار را سنجید؟ چگونه می توان گفت بازاری قوی یا ضعیف شده است؟

تحلیل حجمی: حجم، تراکم، توزیع، سهامداران قوی و ضعیف، خرید و فروش در سقف و کف ها

دوستان عزیز!

در این مقاله، من متد جالب تحلیل بازار بر اساس حجم معاملات و تحلیل حجمی (VSA) را توضیح خواهم داد که توسط تحلیل گر معروف بازار های مالی یعنی تام ویلیامز توسعه داده شده است. این روش یک روش غیر معمول می باشد که بر اساس چگونگی دستکاری بازار و سوء استفاده از رفتار های هیجانی شرکت کنندگان کوچک، توسط مارکت میکر ها توسعه داده شده است.

در اینجا قصد ندارم مطالب را فقط از روی کتاب توضیح دهم، بنابراین، در این سری مقالات، بر روی کاربرد عملی این متد به همراه نمونه های عملی ارز های دیجیتال، تمرکز خواهیم کرد.

در درس اول، به اصول نظریه شکل گیری بازار و نحوه تاثیر گذاری معامله گرانی که سرمایه کلانی دارند خواهم پرداخت. در مقاله اولی، مفاهیم اصلی که در کل دوره استفاده خواهیم کرد را توضیح خواهم داد. بنابراین، اگر به VSA علاقه مند هستید و می خواهید از نحوه رفتار معامله گران بزرگ سر در بیاورید، باید این مقاله را مطالعه کنید.

در انتها، یک مثال از یکی از پایه ای ترین اصول های درک بازار را ارائه خواهم کرد که توسط آن خواهید توانست قدرت بازار را تشخیص دهید.

خب، بیایید شروع کنیم!

حجم معاملات چیست؟

حتی اگر به تازگی وارد دنیای معاملات شده اید، احتمالا با عبارت “زمانی که تقاضا از عرضه پیشی بگیرد بازار رشد خواهد کرد” و بر عکس (در صورت پیشی گرفتن مقدار عرضه از تقاضا بازار ریزش خواهد کرد) برخورد کرده اید. بیایید اصول پیشنهادی این عبارت را بررسی کنیم تا بفهمیم حجم معاملات به چه معنی می باشد.

برای آن دسته از خوانندگان که با شرایط مشابه رو به رو نشده اند باید توضیح دهم که، در معاملات تعداد لات های معامله شده در بازار طی یک بازه زمانی مشخص انجام می شوند. قبل از هر چیز باید بدانیم که، در صورتی که فقط از حجم استفاده کنید، اطلاعات چندانی بدست نخواهید آورد. هرچند، اگر حجم فعلی را با مقدار آن در روز گذشته و یا هفته و ماه قبل محاسبه کنید می توانید به صورت واضح میزان تغییرات فعالیت های معاملاتی را مشاهده کنید.

برای درک بهتر فرایند های بازار، بیایید تغییرات حجم را با توجه به اسپرد قیمت (مترجم: در اینجا منظور از "اسپرد قیمت" همان محدوده ی قیمتی می باشد که اگر بخواهیم آن را با توجه به یک کندل توضیح دهیم، همان نقاط های و لو یک کندل می باشند) مقایسه کنیم. در این صورت می توان احساسات معامله گران بزرگ را تشخیص داد. به یاد داشته باشید، اسپرد، میزان تفاوت قیمت سقف و کف در یک بازه زمانی خاص می باشد.

زمانی که میزان تقاضا بیشتر از عرضه باشد، قیمت افزایش خواهد یافت.

 

LiteForex: تحلیل حجمی: چگونه می توانیم بگوییم بازار ضعیف یا قوی است؟

 

برای نشان دادن این موضوع، من میزان اسپرد BTCUSD در ماه اکتبر را با رنگ آبی مشخص کرده ام.

در عمل، تحرکات قیمت همیشه مطابق با فعالیت فعلی بازار واکنش نشان نمی دهند. اغلب، دیده شده است که با کمی افزایش حجم، قیمت به شدت بالا می رود، و معامله گران بسیاری را گیج می کند. اما شما با مفهوم اینرسی آشنا هستید. زمانی که شما با توجه به این مفهوم به بازار نگاه کنید، همه چیز برای شما روشن می شود. در چنین شرایطی، بازار می تواند شبیه خودرویی باشد که با سرعت بسیار بالایی در حال بالا رفتن از سربالایی می باشد و حتی زمانی که راننده پای خود را از گاز بر می دارد، ممکن است حرکت کند شود اما خودرو همچنان به حرکت خود ادامه می دهد.

تحلیل حجمی چیست؟

تحلیل حجمی، متدی می باشد که یک روش پیچیده برای تحلیل بازار ارائه می دهد، و نشانگر روابط بین قیمت، اسپرد (محدوده قیمت) و حجم می باشد. همیشه حجم نشان دهنده میزان فعالیتی است که در حال انجام شدن است و اسپرد قیمت نشان دهنده تحرکات قیمت در آن حجم می باشد.

ما رابطه بین این دو پارامتر را تعیین کرده و نرخ عرضه و تقاضا که معمولا از معاملات معامله گران بزرگ حاصل می شود و  علت اصلی حرکت بازار در یک جهت را مشخص خواهیم کرد. بنابراین ما می توانیم علت حرکت قیمت را درک کرده و از این طریق، قیمت آینده را حدس بزنیم.

اصول حرکت قیمت در بازار های مالی

حجم، همانند روند، می تواند صعودی و یا نزولی باشد. حجم گاوی، به معنای افزایش حجم در حرکت های به سمت بالا، و کاهش حجم در حرکات های به سمت پایین می باشد. حجم خرسی، به معنای افزایش حجم در حرکت های به سمت پایین و کاهش حجم در حرکت های به سمت بالا می باشد.

در ادامه، من مفاهیم تراکم و توزیع را توضیح خواهم داد.

تراکم (Accumulation) به معنای خرید حداکثر میزان ممکن از یک سهم می باشد، بدون آن که باعث افزایش چشم گیر بازار شود (مترجم: منظور مناطقی از بازار ساید وی می باشد که در آنها، حجم قابل توجهی وجود دارد اما قیمت حرکت چندانی از خود نشان نمی دهد)، این خرید تا زمانی ادامه پیدا می کند که مقدار کمی از سهم مورد نظز باقی بماند، یا سهم در سطحی که شما خرید کرده اید در دسترس نباشد. این خرید معمولا بعد از یک حرکت نزولی در بازار سهام انجام می شود و بهترین قیمت برای ورود به معامله ی لانگ شناخته می شود.

پس از آنکه تعداد زیادی از سهم ها از دست بقیه معامله گران خارج شد (افراد عادی شخصی)، مقدار کمی باقی خواهد ماند و یا هیچ سهام داری در بازار سفارش فروش ثبت نخواهد کرد. این یعنی مقاومت در برابر حرکت صعودی برداشته شده است. بنابراین، در این شرایط، تا زمانی که معامله گران سندیکا شروع به فروش نکرده اند، می توانیم روند را صعودی در نظر بگیریم.

توزیع، به معنای فروش حداکثر میزان ممکن از یک سهم می باشد، بدون آن که باعث کاهش چشم گیر بازار شود. این فرایند برای بدست آوردن سود حاصل از فروش در قله بازار گاوی انجام می شود. بعلاوه بیشتر معامله گران بزرگ سفارشات حجیمی را نه با قیمت فعلی بلکه در یک محدوده قیمتی مشخص، ثبت می کنند.

اگر فروش به اندازه ای پر حجم باشد که قیمت مجبور به پایین آمدن شود، فروش متوقف شده و قیمت حمایت خواهد شد. که به مارکت میکر و بقیه معامله گران این اجازه را می دهد که مقدار بیشتری از دارایی های خود را در موج صعودی بعدی بفروشند. زمانی که حرفه ای ها بیشتر دارایی های خود را فروختند، بازار خرسی آغاز می شود چرا که بازار ها، بدون حضور بازیگران بزرگ، تمایل به سقوط دارند.

حالا، شما متوجه می شوید که سرمایه داران بزرگ هر دو طرف بازار را به صورت همزمان ارزیابی می کنند، که مزیت بزرگی در مقابل معامله گران عادی می باشد. برای اینکه بازار را بهتر بشناسید، بگذارید چنین مفاهیمی را برای سرمایه گذاران (سهامداران) ضعیف و قوی بررسی کنیم.

سهامداران قوی معامله گران حرفه ای هستند که در جهت درست بازار قرار گرفته اند. میزان سرمایه آنها بسیار زیاد بوده و معمولا می توانند با دقت بالایی بازار را تحت نظر داشته باشند. با وجود این مهارت، سهامداران قوی هم ممکن است ضرر کنند ولی مقدار ضرر آنها ناچیز خواهد بود، چرا که آنها یاد گرفته اند چگونه سریعا از معاملات در حال ضرر خارج شوند. آنها ضرر های کوچک را به عنوان هزینه معاملات در نظر می گیرند.

سهامداران ضعیف، معمولا غشر مبتدی بازار هستند. این افراد معمولا، سرمایه کمی داشته و به راحتی نمی توانند در مقابل ضررها مقاومت کنند مخصوصا اگر قسمت بزرگی از سرمایه آنها درگیر معامله و در حال ضرر باشد. این افراد در چنین شرایطی تصمیمات احساسی می گیرند و همین امر باعث ضرر بیشتر آنها می شود.

اگر این مفاهیم را با مفاهیم ذکر شده در قسمت بالا ترکیب کنیم، می توانیم به این نتیجه برسیم: یک بازار گاوی زمانی شکل می گیرد که مقدار زیادی سهام از سهامداران ضعیف به سهامداران قوی منتقل می شود و معمولا این انتقال به ضرر سهامداران ضعیف خواهد بود. یک بازار خرسی زمانی رخ می دهد که مقدار قابل توجهی سهام، از سهامداران قوی به سهامداران ضعیف منتقل شود، که معمولا هم این انتقال به سود سهامداران قوی می باشد.

زمانی روند اصلی بازار به یک روند اصلی دیگر تبدیل می شود، رویدادی رخ خواهد داد که به آن قله خرید یا فروش گفته می شود. به طور خلاصه، این مفهوم به معنی عدم تعادل عرضه و تقاضا می باشد که باعث می شود یک بازار گاوی به بازار خرسی و یا بالعکس تبدیل می شود.

اوج خرید زمانی رخ می دهد که تقاضای شدیدی برای خرید یک سهم وجود داشته باشد، و معامله گران سندیکایی و مارکت میکر ها شروع به واگذاری سهام های خود می کنند که در این شرایط رسیدن به قیمت های بالاتر غیر ممکن می باشد. علاوه بر این، در میله گاوی، حجم بسیار بالایی مشاهده می شود، که همراه با یک های جدید و محدوده قیمتی بزرگ نشان داده شده است. در انتهای اوج خرید، بازار در میانه یا سقف میله بسته می شود.

اوج فروش، همانطور که از اسمش مشخص است، دقیقا بر عکس اوج خرید می باشد و زمانی رخ می دهد که مقدار زیادی از یک سهم برای فروش گذاشته شود. این فرایند با حجم زیادی از حرکت به سمت پایین و محدوده ی قیمتی بزرگ همراه است و در اینجا قیمت به منطقه کف جدید انتقال پیدا می کند. در آخرین مرحله اوج فروش، قیمت در میانه و یا کف میله بسته می شود.

علل برگشت قیمت

برشگت های قیمتی در روند های بلند مدتی به دو دلیل اتفاق می افتند:

  1. اکثر معامله گران، پس از مشاهده یک سقوط قابل توجه در بازارها (که معمولا به علت خبر بد ایجاد می شود) دچار وحشت شده و معمولا تحت تاثیر غریزه و احساسات سهام خود را می فروشند. اپراتور های حرفه ای به نوبه خود متفاوت فکر می کنند و این سوال را از خود می پرسند که، "آیا معامله گران سندیکای و مارکت میکر ها آمادگی جذب فروش هایی که از وحشت ایجاد شده را دارند یا خیر؟" اگر جواب بله باشد، این نشانه خوبی است که نشانگر قدرت بازار می باشد.
  2. بعد از یک افزایش قابل توجه قیمت، اکثر معامله گران به دلیل جا ماندن از این حرکت پر قدرت رو به بالا، نارحت می شوند و معمولا با اخبار خوبی که منتشر می شود خرید انجام می دهند. همچنین این روند شامل معامله گرانی هم که قبلا خرید کردند نیز می شود که با مساعد دیدن شرایط مقدار خرید خود را بیشتر می کنند. در این مرحله، حرفه ای ها از خود می پرسند، "آیا معامله گران سندیکای و مارکت میکر ها، نماد مورد نظر را در مقابل سفارش خرید افراد دیگر خواهند فروخت؟" اگر جواب بله باشد، یک فروش پر حجم ایجاد خواهد شد، که نشانه ضعف شدید بازار می باشد.

اصول خواندن بازار

در ابتدا، این موضوع را باید درک کنید که هر حرکت بازار، یک فاز یا مرحله محسوب می شود. با مشاهده تغییرات حجم و اسپرد های قیمت، می توانیم شکل ساختار بازار را برای مرحله بعدی پیشبینی کنیم. مراحل طولانی تر باعث ایجاد حرکت بزرگ می شوند و مراحل کوتاه تر منجر به حرکات کوچکتر می شوند. علاوه بر این، ما در تحلیل های خود اسپرد ها (محدوده های قیمتی) را به ابعاد عریض، باریک و متوسط گروه بندی خواهیم کرد.

چگونه ضعف یا قدرت یک بازار را تشخیص دهیم

سفارشات خرید و فروش تمام معامله گران جهان، با معاملات مارکت میکر ها مطابقت داشته و به صورت همزمان پردازش می شوند. شغل آنها بازار سازی می باشد. برای ساختن یک بازار آنها باید مالک مقدار زیادی از یک سهم باشند تا بتوانند با آن معامله کنند. اگر مقدار سرمایه لازم برای انجام معامله در سطح فعلی را نداشته باشند، می توانند قیمت را به یک سطح مناسب تر انتقال داده و در آنجا اقدام به بازکردن سفارشات خود کنند.

اغلب اوقات شرایطی به وجود می آید که به دنبال یک حرکت گاوی، یک سفارش خرید در بازار ثبت می کنید، شاید به نظر خودتان سهم را با قیمت خوبی از کف بازار جمع کرده اید. چرا شما در قیمت خوبی وارد می شوید؟ آیا متخصصان گردن کلفت از شما خوششان آمده و تصمیم گرفته اند مقداری از سود خود را با شما سهیم شوند؟ دلیل چیز دیگریست. ممکن است میزان سودی که مارکت میکر ها برای خود در نظر گرفته اند، کمتر از میزانی باشد که شما برای معامله ی خود در نظر گرفته اید، چرا که آنها هنگام شکار سفارشات فروش، سود خوبی کسب کرده اند و حالا از این بازار نزولی و یا در بهترین حالت بازار ساید وی، به سرعت خارج خواهند شد (مترجم: گاهی اوقات ممکن است با مشاهده یک حرکت یا کندل صعودی قدرتمند وارد معامله خرید شوید با این فرض که در راستای روند اصلی وارد شده اید اما در این حال مارکت میکر ها و بازیگران بزرگ از بازار خارج شوند، و بدیهی است که بدون حضور آنها در بازار، روند به شکل ساید وی یا نزولی در خواهد آمد).

چنین اقدامی، بار ها و بار ها توسط خریداران دیگر تکرار می شود، که با محدود کردن انتهای بالای رینج قیمت، تمایل دارند اسپرد روزانه را محدود نگه دارد. در چنین شرایطی، اگر مارکت میکر ها دید صعودی نسبت به بازار داشته باشند، آنها قیمت را در منطقه ای که سفارشات خرید شما قرار دارند، علامت گذاری خواهند کرد و طوری با قیمت بازی خواهند کرد که شما تصور کنید تصمیم اشتباهی گرفته اید. با تکرار شدن این جریان، محدوده ی قیمت در طول روز افزایش می یابد.

بنابراین فقط با مشاهده ی میله ها و کندل های بازار، می توانیم با نظرات افرادی که در هر دو طرف بازار را حضور دارند آشنا شده و از آنها یاد بگیریم و در بهترین حالت حرکات بعدی آنها را پیش بینی کنیم.

مثال دیگر برای زمانی است که گپ (شکاف) های قیمت را مشاهده می کنید. این مرحله در تحلیل تکنیکال به شرایطی اتلاق می شود که یک فضای خالی بین قیمت بسته شدن میله قبلی و قیمت باز شدن میله بعدی به وجود می آید. برای مثال، زمانی گپ قیمتی ایجاد می شود که مارکت میکر ها سعی می کنند تا حد امکان بسیاری از معامله گران را وارد یک بازار ضعیف کنند و باعث شوند آنها ضرر کرده و تنش اضافی ایجاد شود. به عنوان یک قاعده کلی، گپ های ضعیف، معمولا در سقف های جدید و زمانی که اخبار مثبت منتشر می شوند، به وجود می آیند. در این شرایط گاوها فکر می کنند وضعیت مثبت بازار تا ابد ادامه خواهد داشت.

باید توجه داشته باشیم که در بازارهای قدرتمند نیز ممکن است، انواع مشابهی از اقدامات عملی برای ایجاد گپ وجود داشته باشد، اما در این حالت شما با یک ناحیه مسطح معاملاتی روبرو خواهید شد. معامله گرانی که در  چنین کانالی به دام افتاده اند (که گاها به چنین محدوده هایی، "ساید وی" گفته می شود)، فقط یک آرزو دارند، که در قیمتی که وارد معامله شده اند، از آن خارج شوند. آنها یا در حال خرید در سقف قیمتی بوده و به صعود امیدوار هستند و یا در کف خریداری کرده اند و شاهد حرکت قابل توجهی از قیمت در روند صعودی نیستند و به دلیل کم بودن سود روحیه شان ضعیف شده است.

در چنین شرایطی، معامله گران حرفه ای که دید صعودی نسبت به بازار دارند با تشویق معامله گران قدیمی قفل شده به نگه داشتن سهام های خود، به منظور یافتن نقاط بهتر برای خروج از معاملات خودشان، باعث ایجاد گپ در بازار می شوند.

 

LiteForex: تحلیل حجمی: چگونه می توانیم بگوییم بازار ضعیف یا قوی است؟

 

بیایید شرایطی را در نظر بگیریم که قیمت تحت تاثیر اقدامات معامله گران حرفه ای با یک افزایش ناگهانی مواجه می شود، و از دیدگاه کسی که نمودار روزانه قیمت BTCUSD را در آن زمان، گاوی فرض کرده بود، به نمودار نگاه کنیم. منطقه ای که معامله گران قفل شده در آن هستند با رنگ قرمز مشخص شده است. سپس منطقه سبز نشان گر افزایش گپ های به وجود آمده توسط معامله گران حرفه ای می باشد که در این لحظه حالت گاوی به خود گرفته اند. در این حال، حجم معاملات نیز افزایش یافته و حجم به طور قابل توجی، حرکت را پشتیبانی می کند. این حالت نشان دهنده ی یک تله نمی باشد، چرا که حجم حرکت را پشتیبانی کرده و مارکت میکر ها بازار را قوی دیده اند.

اسپرد عریض (محدوده قیمتی بزرگ) معمولا به این دلیل طراحی می شود که تعداد زیادی از معامله گران قفل شده خارجی  را به جای کشیدن به سمت بازار، از بازار دور نگه دارند. این کار باعث می شود که خرید خود را متوقف کنند چرا که این طبیعت انسان می باشد که از خرید چیزی که دیروز می توانست ارزان تر بخرد امتناع می کند. این عامل همچنین باعث ایجاد وحشت در آن دسته از معامله گرانی می شود که در آخرین کف بازار به علت اخبار بدی که منتشر شده بود و به نظر می رسید کف بازار دستکاری شده بود، سفارش فروش ثبت کرده اند.

بنابراین، می توان به یک نتیجه گیری کلی دست یافت. حجمی که نشانگر یک صعود سالم و اساسی می باشد حجم گاوی است. با این حال. حجم بیش از حد، هیچ وقت نمی تواند نشانه خوبی باشد؛ چرا که این امر نشان دهنده توانایی عرضه برای تحت الشعاع قرار دادن تقاضا می باشد. حجم کم نیز درباره یک حرکت تله گذاری شده به سمت بالا هشدار می دهد. اگر قیمت بالا تر رفت و حجم پایین بود، این به معنی کمبود تقاضا در بازار می باشد؛ بنابراین حرفه ای ها بازار را ضعیف دیده و از مشارکت در حرکت صعودی خودداری می کنند. روند سایدوی که قبل از روند صعودی کم حجم تشکیل می شود نشانگر این شرایط می باشد.

شما همچنین باید حجم های کم در میله های رو به پایین را زیر نظر داشته باشید. این عامل نشان دهنده تشکیل یک روند صعودی جدید و قدرتمند می باشد.

برای یک حرکت خرسی، همه چیز بر عکس حالت قبل می باشد، یک روند خرسی زمانی قوی می باشد که میله های رو به پایین با حجم زیادی همراه باشند.

با این حال، حجم بیش از حد این هشدار را می دهد که ممکن است افت قیمت طبیعی نبوده و تقاضا بتواند عرضه را تحت الشاع قرار دهد.

اگر حجم در میله های خرسی، در حال کمتر شدن باشد و فشار فروش نیز در حال کاهش باشد، این بدان معناست که حرفه ای ها علاقه ای به این ریزش قیمت ندارند. ممکن است بازار کم تحرک بوده و برای مدت بیشتری نزولی باشد، اما قیمت به دلیل نبودن عرضه کافی، با افزایش مواجه خواهد شد.

 

LiteForex: تحلیل حجمی: چگونه می توانیم بگوییم بازار ضعیف یا قوی است؟

 

منطقه قرمز نشان دهنده معامله گران قفل شده در نمودار می باشد (روند ساید وی). در مرحله بعد، یک ریزش ناگهانی قیمت با افزایش حجم را مشاهده می کنیم (نقطه آغازین منطقه سبز). علاوه بر این، حجم در کل منطقه سبز رنگ بسیار بیشتر شده است که نشان می دهد معامله گران بزرگتر به روند نزولی علاقه مند شده اند. هرچه به سمت راست می رویم، میزان حجم نیز کاهش می یابد. با این حال، قیمت بیت کوین برای مدتی با بی تحرکی راه خود را ادامه می دهد و این امر نشان دهنده ضعف روند نزولی است.

استراتژی لاکپشت جدید

سوپ لاک پشت ۱+

 

ویژگی های سیستم معاملاتی

کسانی که تصمیم می گیرند برای تصمیماتشان مسوولند. تصمیمی که یک معامله گر برای باز کردن یک معامله می گیرد جزو اختیارات وی است و باید در این تصمیم خود سایر افراد حرفه ای فعال در بازار و ویژگی های رفتار جمعی را مورد نظر خود قرار دهد. خیلی از معامله گران هم هستند که برای انجام معامله اول صبر می کنند تا روز معاملاتی به پایان برسد. به طور مثال، معامله گرانی که از استراتژی سوپ لاکپشت استفاده می کنند مدتی زمان در اختیار دارند تا در خصوص معاملات آتی خود فکر کنند. این امکان وجود دارد که معامله ی معامله گری که از این استراتژی استفاده می کند به روز معاملاتی بعدی کشیده شود و به همین دلیل این استراتژی به روز رسانی شده را استراتژی سوپ لاکپشت ۱+ می نامند.

طراح این استراتژی لیندا راشکه است که شرایط ذیل را برای شکل دهی به سیستم معاملاتی تعیین کرده است:

- شاخص به نقطه ی کف ۲۰ خط-کندل نزول کند

- نقطه ی کف ۲۰ خط-کندل قبلی باید حداقل در ۳ بازه ی معاملاتی زودتر شکل گرفته باشد (در چارت روزانه)

در صورتی که شرایط فوق محقق شود

- می توان یک دستور معلق برای خرید در نقطه ی کف خط-کندل ۲۰ تایی قبلی در دومین روز شکل گیری نقطه ی کف ۲۰ خطی جدید قرار داد

- در صورتی که دستور خرید معلق عمل کرده باشد می توان یک دستور استاپ را در سطح مینیمم نقطه ی کف ۲۰ خط-کندل جدید و یا در سطح مینیمم روز آینده بسته به اینکه کدامشان پایین تر باشد قرار داد

- می توان بخشی از سود را در ۲ تا ۶ روز معاملاتی تثبیت کرد و با استفاده از یک دستور استاپ معلق بقیه ی پوزیشن معاملاتی را کنترل نمود

شرایط لازم برای جفت دلار آمریکا-ین ژاپن در چارت روزانه در اوایل ماه می به وجود آمده است: یک نقطه ی مینیمم برای ۲۰ خط-کندل به وجود آمده و نقطه ی مینیمم ۲۰ خط-کندل قبلی ۵ روز قبل تر ایجاد شده است. معامله گر در اینجا صبر می کند تا روز معاملاتی به پایان برسد و سپس یک دستور معلق خرید را روز بعد از ایجاد نقطه ی مینیمم ۲۰ خط-کندل جدید قرار می دهد. فعال شدن دستور معلق اجازه ی قرار دادن دستور استاپ را در نقطه ی مینیمم منهای چند واحد و سپس نظاره کردن معکوس شدن حرکت شاخص فراهم می کند. بخشی از پوزیشن معاملاتی بسته شده و سپس شاخص ۴.۵ واحد رشد می کند.

استراتژی سوپ لاکپشت ۱+ در چارت روزانه ی جفت دلار آمریکا - ین ژاپن

 

LiteForex: سوپ لاکپشت ۱+ : استراتژی معاملاتی موثر در فارکس

   

 

معامله گر با در اختیار داشتن مقداری زمان  می تواند وضعیت را در تایم فریم های مختلفی بررسی کند. به طور مثال، مشاهده می شود که RSI در چارت H1 و در جفت دلار آمریکا-ین ژاپن به محدوده ی بیش فروش منتقل شده و این می تواند یک سیگنال تایید کننده در خصوص ایجاد یک حرکت اصلاحی و یا معکوس شدن روند نزولی باشد.

استراتژی سوپ لاکپشت ۱+ در چارت H1 در جفت دلار آمریکا-ین ژاپن

 

LiteForex: سوپ لاکپشت ۱+ : استراتژی معاملاتی موثر در فارکس

  

 

 

همین شرایط در خصوص شرایط صعودی در بازار و روند نزولی نیز مصداق پیدا می کند:

- شاخص به سطح نقطه ی اوج ۲۰ خط-کندل صعود می کند

- نقطه ی اوج ۲۰ خط-کندل قبلی باید حداقل در ۳ بازه ی معاملاتی قبلی شکل گرفته باشد

- دستور معلق فروش باید در سطح ماکزیمم ۲۰ خط-کندل پیشین در دومین روز پس از ایجاد نقطه ی اوج ۲۰ خط-کندل قبلی قرار داده شود

- در صورتی که دستور معلق اجرایی شده باشد دستور استاپ در سطح ماکزیمم نقطه ی اوج ۲۰ خط-کندل جدید و یا نقطه ی ماکزیمم روز بعد (بسته به اینکه کدام در سطحی بالاتر قرار گرفته باشد) قرار داده می شود

- بخشی از سود را می توان طی ۲ تا ۶ روز معاملاتی تثبیت کرد

- از یک دستور استاپ معلق برای کنترل کردن بقیه پوزیشن معاملاتی استفاده می شود

مثالی خوب در این خصوص وضعیت چارت دلار آمریکا-دلار کانادا است. فاصله ی میان نقاط ماکزیمم ۲۰ کندل-خطی جدید و قبلی ۸ خط بوده و پوزیشن در روزی باز شده که ساختار نامبرده شکل گرفته است.

استراتژی سوپ لاکپشت ۱+ در چارت روزانه ی جفت دلار آمریکا-دلار کانادا

 

LiteForex: سوپ لاکپشت ۱+ : استراتژی معاملاتی موثر در فارکس

 

  

با داشتن مدتی زمان معامله گر می تواند به سراغ تایم فریم پایین تر رفته و به وضوح واگرایی ای که در اندیکاتور MACD به وجود آمده را ببیند، اتفاقی که یکی از سیگنال های مهم در خصوص معکوس شدن روند در تحلیل تکنیکال است.

استراتژی سوپ لاکپشت ۱+ در چارت H1 در جفت دلار آمریکا-دلار کانادا

 

LiteForex: سوپ لاکپشت ۱+ : استراتژی معاملاتی موثر در فارکس

 

 

 

به نظرم استراتژی سوپ لاکپشت ۱+ از خود سوپ لاکپشت جذاب تر است و در آن نیازی به واکنش فوری معامله گر نیست و وی مدتی زمان دارد تا در خصوص معامله ی خود فکر کند. از سویی دیگر، معامله گر ممکن است در حین انتظار برای شکل گرفتن خط دوم (خطی که پس از نقطه ی انتهایی ۲۰ کندل-خط ایجاد می شود) فرصت یک معامله ی جدید را از دست بدهد

فاندامنتال این هفته

دلار بالاخره کار خودش را کرد!

۰۵ژوئن.۲۰۱۹:۳۵

آیا دلار دلیل ایجاد این وضعیت دیوانه کننده در بازارهای سهام است؟ 

زمانی که بازار سهام آمریکا پس از بحران سال ۲۰۰۹ میلادی بازیابی شد این اتفاق را ''منفور ترین حرکت صعودی بازار در تاریخ''‌ نامیدند. بیشتر سرمایه گذاران در آن زمان هدف بدبینی های خود قرار گرفتند زیرا این عقیده را داشتند که چنین رکود بزرگی منجر به سقوط شاخص اس اند پی ۵۰۰ در سطحی بسیار بالاتر از آنچه در عمل اتفاق افتاد خواهد شد. 

بازیابی اقتصادی فعلی شاخص های سهام آمریکا حدود ۱۰ ماه ادامه داشته و به یک حرکت صعودی ''منفور'' جدید تبدیل شده است! وضعیت بازار به واقعیات چندان همخوانی ندارد و شاخص اس اند پی ۵۰۰ شبیه به یک خانم واقعی عمل می کند. خانم ها معمولا زیبا بودن را به باهوش بودن ترجیح می دهند زیرا مردها اغلب تماشا کردن را به فکر کردن ارجح می دانند. 

 

LiteForex: آیا دلار دلیل اصلی صعود شدید شاخص اس اند پی ۵۰۰ بوده است؟

 

مقامات کمیته ی فدرال بازار آزاد، متخصصان وال استریت ژورنال، کمیته ی اقتصادی Ways and Means و سایر نهادهای صلاحیت دارد همه می گویند که بازیابی اقتصادی V شکل در آمریکا دیگر به وقوع نخواهد پیوست اما بازار ظاهرا در جستجوی حرف انگلیسی دیگری نیست! بنابر گزارش ها شاخص بیکاری آمریکا به سطح ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده و این کشور عمیق ترین رکود اقتصادی خود از زمان رکود بزرگ دهه ی ۳۰ قرن گذشته را تجربه کرده است. در این میان ترامپ همچنان بر روی چین فشار وارد می کند و چین از آن سو واردات کالاهای کشاورزی آمریکا را متوقف کرده است. علیرغم همه ی این ها شاخص اس اند پی ۵۰۰ هیچ توجهی به فضای ژئوپلیتیک و رکود و اعتراضات گسترده ی عمومی نمی کند! 

- گوش کن! حتی فکر استفاده از پول تقلبی در مغازه ها را هم نکن! 

- من رو به خاطر این کار خفه نمی کنند و انقلاب راه بیندازند! اینطور نیست؟ 

 

LiteForex: آیا دلار دلیل اصلی صعود شدید شاخص اس اند پی ۵۰۰ بوده است؟

 

اگر تعداد مبتلایان جدید ویروس کرونا در میان تظاهرات گسترده ی آمریکا در چند روز آینده به سرعت رشد نکند خیلی عجیب خواهد بود. همچنین، نمایندگان بانک مرکزی آمریکا اشاره به بسته های محرک اقتصادی جدید داشته اند و گفته اند که بازیابی اقتصادی در آمریکا به شکل حرف W انگلیسی خواهد بود زیرا موج دوم کرونا در راه است. اگرچه، در فضایی که شاخص های سهام به این سرعت رشد می کنند احساس ترس هم در بازار از بین می رود. خیلی ها نگران از دست دادن موقعیت خرید هستند و به خاطر همین می خرند و می خرند و می خرند! 

مادر به من می گوید که تو یک احمقی! مادر خودت! 

بعضی چیزها اصلا معنی نمی دهند: شایعاتی در بازار وجود دارد که دلیل اصلی صعود شاخص اس اند پی ۵۰۰ ضعف شاخص دلار بوده است. به گفته ی برخی سقوط شاخص دلار فضای رقابتی میان شرکت های آمریکایی را افزایش می دهد و سودشان را زیادتر می کند. اما برای اینکه چنین حرفی به حقیقت بپیوندد باید میان این دو اتفاق یک فاصله ی زمانی به وجود بیاید. من ترجیح می دهم به این باور داشته باشم که خرید گسترده ی سهام، سهم دلار را در سبدهای سرمایه گذاری افزایش داده است. شاخص دلار در واقع یک ابزار پوشش ریسک مرتبط با ضعیف شدن شاخص ریسک پذیری جهانی است البته شاخص ریسک پذیری تا کنون ضعیف تر نشده و با بازیابی اقتصادی در کشورهای مختلف دنیا وضعیت بدتری پیدا نخواهد کرد. پس یک سری ها هستند که فقط می خواهند از شر دلار خلاص شوند، اما برای انجام این کار خیلی زود نیست؟ 

 

LiteForex: آیا دلار دلیل اصلی صعود شدید شاخص اس اند پی ۵۰۰ بوده است؟

 

هر چقدر که هیجانات آنی در بازار بیشتر باشد میزان نا امیدی نیز بیشتر خواهد بود. حواستان باشد! شاخص اس اند پی هنوز دلایل زیادی برای سقوط دارد و هر لحظه ای خریداران ممکن است گول بخورند! 

استراتیژی مهم تحلیل وترید کریپتو کارنسی ها

SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

SK-FX یک استراتژی معاملاتی بادقت بالا می باشد، که امروزه بسیاری از معامله گران آن را دست کم می گیرند.

در این مقاله قصد دارم اصول و قواعد اولیه ی استراتژی SK-FX را بیان کنم. من نحوه استفاده از این استراتژی و همچنین الگوی تصمیم گیری را نشان خواهم داد.

دوستان عزیز، 

تا به حال این سوال برای شما پیش آمده است که "یک استراتژی ایده آل برای معامله گری باید چگونه صفاتی داشته باشد"؟ در پاسخ به این سوال 5 ویژگی اصلی برای آن تعریف کردم.

1. میتوان در هر زمانی از آن استفاده کرد

2. میتوان در هر تایم فریمی از آن استفاده کرد

3.در تمام پلتفرم ها و ابزارهای مالی (بازار سهام، فارکس، ارزهای دیجیتال) به خوبی کار کند

4. هیچ سیگنال غلطی نداشته باشد

5. سیگنال های آن قطعی و واضح باشند و نیاز به تایید گرفتن نباشد

الآن با خود می گویید "چنین استراتژی وجود ندارد و غیر ممکن است یک استراتژی بتواند با تمام شرایط بالا مطابقت داشته باشد"، که البته این حرف کاملا درست است؛ اما بعضی از استراتژی ها وجود دارند که به صورت فوق العاده ای به این شرایط نزدیک هستند. این استراتژی در سال 2009 توسط Sergey Kucher برای عموم منتشر شد. متاسفانه، خود من به تازگی این استراتژی را آموخته ام. بعد از اینکه یکی از دنبال کنندگان من یک مقاله راجب SK-FX برای من فرستاد، در مورد آن تردید زیادی داشتم. بالاخره کنجکاوی من تشدید شد و تصمیم گرفتم زمانی را برای مطالعه ی دقیق آن اختصاص دهم. و بسیار خوشحالم که چنین کاری را انجام دادم. استراتژی SK-FX تقریباً تمام جنبه های نظری را شامل می شود، من در مقاله های قبلی درباره آنها صحبت کردم.

اولا، سازنده ی استراتژی تاکید می کند که دشمن اصلی معامله گران، عدم اطمینان به استراتژی معاملاتی می باشد، زیرا دقیقاً همین امر باعث می شود تا تریدرها تصمیمات غیر منطقی بگیرند و پول خود را از دست دهند. بنابراین، باید در تمام حرکات قیمت به دنبال دلیل بگردید. هر چیزی که، مطابق با منطق باشد، می تواند به عنوان یک الگو اسفاده شود و این الگوی را می توان در به شکل یک سیستم در آورد. اگر هیچ منطقی در حرکات قیمت نمی بینید، تا زمانی که آن را بیایید معاملات خود را متوقف کنید.  اصل بعدی، SK-FX این است که "بازار یک سیستم تماشایی" است.

یعنی، بازار توسط بازیگران بزرگ هدایت می شود، بنابراین، میتوان فعالیت های آنها را مشاهده کرد و منطق یا دلیل آنها را متوجه شد. ممکن است بازار برای شما گیج کننده و نامطمعن به نظر برسد اما وقتی فعالیت های بازیگران بزرگ را زیر نظر بگیرید و دلیل کارهای آنها را متوجه شوید، تمام حرکات بازار برای شما مفهوم پیدا خواهند کرد و تشخیص روند آینده آسانتر خواهد شد. SK-FX نشان می دهد که بازار یک سیستم خود تنظیم شده است و تنها یک متغیر در حال تغییر دارد - عرضه / تقاضا.

بازیگران بزرگ این متغییر را تحت تاثیر قرار می دهند، و بازار تغییر می کند و در نتیجه ی سیگنال های عدم تعادل بازار به ما داده می شود که اثر آن باعث می شود تیکر دوباره به سطح تعادل خود باز گردد. بازار همیشه در جهت حفظ سطح تعادل (یعنی تعادل عرضه و تقاضا) حرکت می کند. 

دیگر ایده ی مهمی که SK-FX بر اساس آن ساخته شده است، این است که فقط یک نمودار قیمتی واقعی در بازار وجود دارد، و آن نمودار ماهانه است. بقیه تایم فریم ها فقط جزعیات تایم فریم بالاتر از خود ا نشان می دهند.

یک اصل کلیدی دیگر SK-FX ، اصل گنجاندن مدل های فراکتالی (شکل قرارگیری امواج) در ویژگی های آن است. میتوان نتیجه گرفت که در طی برگشت یک روند اصلی، باید در تمام تایم فریم های کوچکتر نیز برگشت روند انجام شود. از آنجا که بازار همیشه تمایل به تعادل عرضه و تقاضا دارد، بنابراین هر سطحی را که الگوی موج در آن کامل شده باشد می توان سطح تعادل بازار دانست. این بدان معناست که سطوح حمایت و مقاومت را باید بر اساس عرضه و تقاضا در نظر گرفت نه سطوحی که قیمت قبلا به آن ها رسیده و بازگشت انجام داده است.

از آنجایی که هدف اصلی SK-FX ارائه ی سیگنال های دقیق و واضح است، در این استراتژی از تحلیل امواج و تایین سطوح حمایت و مقاومت به روش کلاسیک، استفاده نمی شود.

دقیت استراتژی SK-FX به دلیل استفاده از چندین تایم فریم، زیاد است. در این استراتژی یک ابزار مالی در 8-9 تایم فریم (از ماهانه تا یک دقیقه) تحلیل می شود. نویسنده ی استراتژی این روش را "دید همه جانبه" نامگذاری کرده است. از آنجایی که بعد از اضافه کردن خاصیت "خود مقیاس گذاری" به چارت، تحلیل های دیگر از بین می روند، نوسینده پیشنهاد می کند اندیکاتور های دیگر را در یک صفحه ی جداگانه باز کنید.

برای مثال، می توانید در زیر دید همه جانبه ی نمودار BTCUSD را از ماهانه تا 5 دقیقه ای مشاهده کنید:

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

 

مزایای دید همه جانبه:

1.می توانید در هر زمانی از وضعیت بازار به صورت دقیق آگاه شوید. گذشته نگر، به صورت مداوم در نمودار اختلال ایجاد نمی کند.

2. از آنجایی که خود مقیاس گذاری (self-scaling) در یک پنجره ی جداگانه نمایش داده می شود، فاصله ی زمانی بین حرکات قیمت و سیگنال اندیکاتور کاهش می یابد

3.سیگنال های برگشتی تایم فریم های بزرگتر به راحتی در تایم فریم های کوچکتر قابل مشاهده هستند

4.سیگنال های پیشرو را میتوان به راحتی پیدا کرد

5. قابلیت دیدن همبستگی در تایم فریم های مختلف

استراتژی SK-FX پیشنهاد می کند، پیشبینی های خود را براساس تحلیل دینامیک انجام دهید.

تجزیه و تحلیل دینامیک، ترکیبی از تجزیه و تحلیل کیفی (تجزیه و تحلیل منطق بازار) و کمی (تجزیه و تحلیل فرآیندهای فعلی) است. اندیکاتور های دینامیک از حساس ترین اندیکاتور ها تشکیل شده اند (یعنی اسیلاتور ها و اندیکاتورهای روند نما، میانگین های متحرک).

در حالت کلی، تحلیل SK-FX به این شکل است:

1. در تایم فریم های بزرگتر، لحظه ی برگشت یا اصلاح قیمت تایین می شود

2. در تایم فریم های کوچک تر، نقاط ورود و خروج مشخص می شوند

برای تشخیص روند یا برگشت قیمت، سازنده ی استراتژی توصیه می کند از اندیکاتور هایی که حداکثر همبستگی خطی با قیمت را دارند، استفاده کنید. برای اندیکاتور همبستگی خطی، میانگین های متحرک توصیه شده اند؛ برای اسیلاتورها، می توانید از انواع اندیکاتور مکدی (MACD) استفاده کنید. هدف اصلی این استراتژی، شناسایی عدم تعادل بازار نسبت به نقطه تعادل است. SK-FX تاکید دارد که بازار همیشه به سطح تعادل دینامیک گرایش دارد. در همین راستا، اولین کاری که یک تریدر در زمان ساختن برنامه ی معاملاتی خود باید انجام دهد این است که جهت درست بازار را پیدا کند، زیرا بازار در یک لحظه ی معین از نقطه ی تعادل منحرف می شود؛ و شناسایی نقطه ی تعادل نیز امری بسیار مهم است.

به عنوان مثال از نمودار ماهانه ی BTCUSD استفاده می کنم:

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

 

برای مشخص کردن سطح تعادل اصلی از تایم فریم ماهانه استفاده می کنیم، برای این کار از دو میانگین متحرک کمک میگیریم:

• میانگین متحرک (MA) کوتاه – با دوره ی 5

• میانگین متحرک (MA) بلند – با دوره ی 21

• باید بر روی قیمت بسته شدن تنظیم شوند

در حال حاضر میانگین متحرک بلند در سطح 5,453 دلار قرار دارد، بنابران، برنامه ی میان مدتی ما، پوزیشن های فروش با هدف 6,000 دلار می باشند(هدف باید با تغییر اندیکاتور در ماه آینده مشخص شود).

به همین ترتیب، انحراف قیمت از سطح تعادل توسط میانگین های متحرک کوتاه مدت و بلند مدت MACD مشخص می شوند. در نمودار بالا می توانید نمونه ای از این اندیکاتور را در پنجره دوم مشاهده کنید.

برای نشان دادن تجزیه و تحلیل دینامیک ، نمودار زیر را ارائه می دهم:

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

 

در نمودار روزانه که در سمت چپ قرار دارد، یک فاصله ی بزرگ بین میاگین های (MA) کوتاه مدت و بلند مدت مشاهده می کنیم، که نشان دهنده ی انحراف شدید بازار از سطح تعادل می باشد. مکدی کوتاه مدت در بالای بوردر پنجره قرار دارد، که یعنی در شرایط فعلی، اشباع خرید شدیدی در بازار وجود دارد و به زودی روند برگشت خواهد داشت. در نمودار 12 ساعته، همان شرایط قبلی را با جزعیات بیشتر مشاهده می کنیم، همچنین اختلاف شدیدی بین دو میانگین متحرک دیده می شود؛ و MACD در حال حاضر نشان دهنده واگرایی در آخرین سقف (high) می باشد. در نمودار 4 ساعته، شرایط شبیه نمودار 12 ساعته است. سیگنال های برگشتی در تایم فریم های پایین تر نشان داده شده اند که میتواند شرایط مناسبی برای پوزیشن فروش باشد.

برای انجام این کار باید به تایم فریم های پایین تر نگاه کنیم:

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

 

ماه مارس را مورد بررسی قرار می دهیم، قصد داریم نمودار ساعتی را تحلیل کنیم وضعیت را در 5 مارس بررسی کنیم. در اینجا واگرایی شدیدی (نمودار سمت چپ) را مشاهده می کنیم. یرای پیدا کردن یک نقطه ی ورود مناسب، میانگین های متحرک را در پنجره دوم قرار داده ایم. همگرایی مکدی کوتاه با میانگین متحرک در بوردر (مرز) بالایی پنجره، یک سقف قیمتی را نشان می دهد که باید با یک اصلاح همراه باشد. در نمودار 15 دقیقه ای، ما سیگنال مشابهی از MACD کوتاه را که با میانگین متحرک همگرا است، می بینیم، که یک نقطه ی ورود دقیق برای ما فراهم میکند.

در نتیجه ی این تحلیل، ما یک مومنتوم قدرتمند برگشتی را بدست می آوریم (در چارت پایین نمایش داده شده است):

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

 

نقطه ی خروج نیز با یک روش مشابه تعیین می شود:

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

 

صبر میکنیم تا مکدی به مرز پایینی پنجره در تایم روزانه برسد(نمودار سمت چپ). هدف ما بررسی واگرایی ها در تایم فریم های پایین ترمی باشد، و با وجود نقاط همگرایی میانگین های متحرک و MACD در نمودارهای دقیقه ، یک نقطه خروج مناسب با حداکثر سود (نمودارهای وسط و راست) را مشخص می کنیم.

 استراتژی SK-FX  مفهوم جهش قیمت، واگرایی و همگرایی 

در اینجا جهش های قیمتی، واگرایی و همگرایی را تعریف خواهیم کرد. من تمام خصوصیات، چگونگی استفاده و سیگنال های آنها را به طور کامل توضیح خواهم داد.

دوستان عزیز!

به دلیل استقبال اعضا از مقالات من درباره ی SK-FX ، تصمیم گرفتم قسمت دوم آن را منتشر کنم، در مقالات بعدی نیز بیشتر در مورد آن صحبت خواهیم کرد.

اول با مفهوم "جهش قیمت" شروع می کنیم.

فعالیت های بازیگران بزرگ بازار و فشار های روانی معامله گران، در اغلب اوقات باعث ایجاد جهش های قیمتی و بر هم ریختن تعادل عرضه و تقاضا در بازار می شوند.

پیشبینی ابن جهش ها و درک آنها به معامله گران کوتاه مدت یا بلند مدت کمک زیادی در تحلیل بازار و حرکات قدرتمند آن می کند. 

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

در نمودار بالا، چهار جهش قیمتی رخ داده است. و چهار انحراف (فاصله زیاد بین دو میانگین) بین میانگین های متحرک مشاهده می شود.

تمام جهش ها ویژگی های زیر را دارند:

  1. همیشه بعد از پرش های قیمتی، بازار سعی در جبران آن حرکت می کند و قیمت به نقطه ی قبل از پرش (نقطه ی تعادل) باز می گردد
  2. جهش های قیمتی در تایم فریم های بزرگتر، اهمیت بیشتری دارند.
  3. وقتی بازار به نقطه ی تعادل می رسد، جهش جدیدی به دنبال خواهد داشت. بازار نمی تواند برای مدت طولانی در نقطه ی تعادل باقی بماند.

به صورت کلی دونوع جهش در بازار وجود دارد: "جهش های خلاف روند" (جهش 1,2,3) و "جهش در جهت روند جدید" (جهش 4).

شاید این پرش ها شبیه به هم به نظر برسند اما از نظر فاندامنتالی با یکدیگر تفاوت دارند. "جهش های خلاف روند" همیشه نشانه ی ادامه ی روند می باشند؛ اما "جهش های در جهت روند" نشانه ی تشکیل یک روند جدید می باشند.

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

در نمودار بالا، می توانید مشاهده کنید که بین جهش های 1 و 2 در نمودار ساعتی (نمودار سمت چپ)، هیچ واگرایی قیمتی در داخل اندیکاتور وجود ندارد اما یک واگرایی نزولی بین جهش های 2 و 3 دیده می شود.

علاوه براین، حرکت روند گسترش یافته است و واگرایی نزولی 4-3 به وجود آمده است. همانطور که می دانید، جهش 4 آخرین حرکت روند صعودی می باشد و می تواند باعث برگشت قیمت و در نهایت تشکیل یک روند جدید شود.

برای فیلتر کردن چنین جهش هایی و تشخیص اینکه کدام یک می تواند باعث برگشت روند شود، باید تایم فریم بالاتر را بررسی کنیم. در مورد از تبم فریم H4 استفاده کردم.

در چارت بالا می بینید که، جهش های 1،2،3 باعث به وجود آمدن واگرایی در تایم فریم 4 ساعته نشده اند. فقط در آخرین جهش قیمتی، با توجه به همگرایی (همگرایی نزولی مخفی) ایجاد شده در تایم فریم بالاتر، سیگنال برگشت قیمت داده شده است. می بینیم که بعد از آخرین جهش، اسیلاتور MACD به نقطه ی های (اوج قیمتی) قبلی خود رسیده است، اگرچه چنین چیزی در نمودار دیده نمی شود.

بنابراین، جهش های برگشتی در جهت روند جدید، همیشه با یک همگرایی یا واگرایی (در داخل اسیلاتور) در تایم فریم فعلی یا تایم فریم بالاتر، همراه هستند.

از آنجایی که در استراتژی SK-FX اندیکاتور های روند نما و اسیلاتور ها با هم ترکیب می شوند، یادگیری و درک صحیح این ابزارها اهمیت زیادی دارد!

اغلب تریدر ها کم و بیش با روش کار کرد اندیکاتور های روند نما آشنا هستند، اما بسیاری از آنها هنوز در کار کردن با اسیلاتور ها مشکل دارند. یکی از مهم ترین کاربرد های اسیلاتورها، تشخیص واگرایی ها می باشد! من در این مورد یک مقاله ی کامل نوشته ام (در اینجا مشاهده کنید). پیشنهاد می کنم برای آشنایی بیشتر با اسیلاتور ها، حتما این مقاله را بخوانید.

امروز می خواهم چگونگی استفاده از استراتژی SK-FX و فیلتر کردن سیگنال های نادرست را برای شما شرح دهم. Sergey Kucher استفاده از اندیکاتورهای که بر اساس میانگین های متحرک طراحی شده اند را توصیه می کند مثل OsMA یا MACD. طراح این استراتژی یک سری نکات مهم را درباره ی واگرایی ها بیان کرده است.

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

  1.  سطح صفر را از ذهن خود بیرون کنید. این سطح همان سطحی است که اندیکاتور را از وسط نصف می کند(با فلش آبی نمایش داده شده است). ممکن است این سطح در هنگام تشخیص واگرایی ها، برای تحلیل گر مزاحمت ایجاد کند.
  2. قدرت واگرایی مخفی (هم سو با روند) و واگرایی داخل روند (واگرایی معمولی) باهم برابر است
  3. هرچه تایم فریم بالاتر باشد، واگرایی قوی تر است.
  4. آخرین واگرایی، قدرتمند تریت واگرایی می باشد

* همین شرایط برای همگرایی ها نیز صدق می کند. طبق تحلیل کلاسیک، همگرایی زمانی اتفاق می افتد که، قیمت به بیشترین یا کمترین حد خود در اندیکاتور می رسد.

 یک همگرایی یا واگرایی زمانی رخ می دهد که:

1. واگرایی خلاف روند: شکسته شدن سطح ایجاد شده توسط های (اوج قیمتی) قبلی در نمودار قیمت

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

2. واگرایی خلاف روند: شکسته شدن سطح ایجاد شده توسط های (اوج قیمتی) قبلی در نمودار قیمت

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

3.  همگرایی در جهت روند: شکسته شدن سطح ایجاد شده توسط لو (کف قیمتی) قبلی در نمودار قیمت

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

4. همگرایی در جهت روند: شکسته شدن سطح ایجاد شده توسط های (اوج قیمتی) قبلی در اندیکاتور

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

باید به این نکته توجه داشته یاشید که تشکیل شدن یک واگرایی به تنهایی نمیتواند سیگنال برگشت روند باشد، برای تایید سیگنال بهتر است در تایم فریم های پایین تر نیز از واگرایی تایید بگیرید.

برای افزایش حساسیت استراتژی SK-FX ، سازنده ی آن مفاهیم واگرایی (همگرایی) عمومی یا محلی را معرفی می کند. واگرایی عمومی به واگرایی گفته می شود که در لبه ی دو موج تشکیل می شود. واگرایی محلی به واگرایی گفته می شود که در لبه ی دو موج آخر اتفاق می افتد. بنابراین واگرایی محلی نشان دهنده ی تغییر در ساختار موج است.

سازنده ی استراتژی SK-FX وقت زیادی را برای مطالعه و بهبود سیگنال دهی واگرایی و همگرایی ها صرف کرده است.

با جمع بندی مطالعات وی، به این نتیجه می رسیم که به یکسری از سیگنال های ارائه شده توسط اسیلاتور باید بیشتر توجه شود:

  1. واگرایی (همگرایی) اندیکاتور، نسبت به حرکات قیمت
  2. بازتاب اندیکاتور از مرزهای پنجره. (indicator reflection from the window borders)
  3. جهش های اندیکاتور در جهت یا خلاف جهت روند
  4. سیگنال فاز (phase signal) در جهت یا خلاف جهت روند ("سیگنال فاز" را در بخش مربوطه توضیح خواهم داد)

این نکته بسیار مهم است که، واگرایی یا همگرایی به تنهایی یک سیگنال پیشرو محسوب می شود. یعنی سیگنال های آن نقاط برگشتی آینده را نشان می دهد و بنابراین نقاط برگشتی در سطوح مختلف را به شما نشان می دهد. به عنوان یک قانون کلی، مدت زمان بین مرحله ی سیگنال دهی و شروع شدن برگشت، 1 تا 3 میله طول می کشد.

 علاوه براین، معامله گران در هنگام پدیدار شدن واگرایی باید دقت زیادی داشته باشند، زیرا تا زمانی که واگرایی به طور کامل تشکیل نشده است، هر اتفاقی ممکن است برای آن بی افتد. ممکن است قیمت در طول واگرایی تغییر کند و الگوی واگرایی را بر هم بزند.

در عین حال، سیگنال یک واگرایی یا همگرایی کامل، هیچ وقت اشتباه نبوده است. با این حال، این سیگنال را می توان به اشتباه تفسیر کرد.

حال بیاید مثال های واگرایی عمومی و محلی را بررسی کنیم.

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

در سمت چپ نمودار، دو واگرایی در تایم فریم ساعتی دیده می شود. واگرایی 1 عمومی است، واگرایی 2 محلی می باشد. برای تایید واگرایی ها باید تایم فریم های بالاتر را بررسی کنیم. در سمت راست نمودار، مشاهده می کنیم که واگرایی 1 نامعتبر است، اما واگرایی 2 به صورت واضح دیده می شود. دیگر نشانه ی واگرایی محلی، محل قرار گرفتن آن در امواج می باشد.

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

همانطور که گفته شد، واگرایی محلی همیشه بین دو موج آخر در یک ترکیب موج قرار می گیرد.

هر کدام از این نشانه ها به صورت مستقل عمل می کنند اما ترکیب آنها، سیگنال برگشت روند را به صورت 100% تضمین میکند.

  1. جهش های قیمتی همیشه به نقطه ی تعادل باز می گردند
  2. جهش های در جهت روند جدید باید یک واگرایی را در تایم فریم فعلی یا تایم فریم بالاتر نشان دهند.
  3. واگرایی ها، سیگنال های پیشرو محسوب می شوند
  4. همه ی واگرایی ها با هم برابر هستند (مثلا قدرت برابر دارند)
  5. هر واگرایی یک سیگنال برگشتی محسوب می شود به شرطی که واگرایی مورد نظر در تایم فریم های پایین تر نیز دیده شود
  6. اعتبار واگرایی ها توسط تایم فریم سنجیده می شود، اول محل تشکیل شدن واگرایی بسیار مهم است، سپس باید آن را توسط تایم فریم های بالاتر تایید کنید.

تمام مطالب گفته شده در مورد واگرایی ها، برای همگرایی ها نیز صدق میکند.

 استراتژی SK-FX  روند های بلند و کوتاه، سیگنال تایم فریم های بالاتر و سیگنال فاز 

امروز، به مطالعه ی روند های کوتاه و بلند می پردازیم و در مورد سیگنال تایم فریم های بالا و سیگنال های فاز، بیشتر برای شما توضیح خواهم داد.

دوستان عزیز،

در این مقاله به ادامه ی آموزش استراتژی SK-FX خواهیم پرداخت.

سازنده ی این استراتژی یعنی سرگئی کوچر، در مطالعات خود بر اهمیت تفسیر صحیح سیگنال های واگرایی (همگرایی) تأكید زیادی کرده است. این استراتژی یک استراتژی با دقت محسوب می شود زیرا ویژگی های اصلی اندیکاتور در ترکیب با منطق به دست آمده از تحلیل چند تایم فریم، استفاده می شود.

متاسفانه، سیگنال واگرایی هیچ اطلاعاتی در مورد طول یا عمق حرکت قیمت ارائه نمی دهد. برای فهمیدن آن، به اندیکاتور های روند نما احتیاج خواهیم داشت (مثل میانگین های متحرک). همچنین، عمق حرکت قیمت را می توان توسط سیگنال های خلاف جهت، برآورد کرد.

 

LiteForex: استراتژی SK-FX برای معامله ی ارزهای دیجیتال. روند های کوتاه و بلند مدتی. آنالیز سیگنال ها در تایم فریم های بالاتر. سیگنال فاز.

 

همانطور که در نمودار بالا مشاهده می کنید، در چارت H4 یک سیگنال واگرایی، به طور واضح قابل مشاهده است. این واگرایی در نتیجه ی اصلاح قیمتی تشکیل شده است؛ و بعد از آن بازار دوباره به تعادل رسیده است. میله ای (یا کندل) که میانگین های متحرک کوتاه و بلند مدت با هم بر خورد انجام داده اند یعنی جایی که تعادل بازار به هم ریخته است را می توان به عنولن سیگنالی برای تثبیت سود در نظر گرفت.

سیگنال دوم، تعیین کننده ی عمق تاثیر این واگرایی می باشد. این سیگنال توسط برخورد دو میانگین متحرک MACD مشخص شده است (با دایره ی قرمز نمایش داده شده است):

 

LiteForex: استراتژی SK-FX برای معامله ی ارزهای دیجیتال. روند های کوتاه و بلند مدتی. آنالیز سیگنال ها در تایم فریم های بالاتر. سیگنال فاز.

 

نشانه ی دیگری که به ما می گوید سیگنال واگرایی (همگرایی) دیگر اعتبار ندارد، یک واگرایی (همگرایی) دیگر در جهت مخالف است.

در نمودار بالا، میتوان مشاهده کرد که پس از تشکیل یک واگرایی نزولی بلافاصله یک همگرایی برگشتی، در داخل موج اصلاحی تشکیل شده است. این سیگنال نمایانگر ضعف واگرایی قبلی می باشد، بنابراین این سیگنال به ما اصلاح پوزیشن را توصیه می کند.

علاوه براین، ما همیشه باید سیگنال های دریافتی را در تایم فریم های بالاتر نیز تایید کنیم.

پلتفرم های مدرن تحلیل تکنیکال به شما اجازه می دهند تا از هرگونه تایم فریمی (حتی تایم فریم هایی که توسط خودتان تنظیم شده) استفاده کنید. در آینده می توانید از این گزینه در ترکیب با استراتژی SK-FX بیشتر استفاده کنید. در حال حاضر، در بخش آموزشی، نظمی را که نویسنده پیشنهاد کرده است، تغییر نمی دهم.

سازنده ی این استراتژی، سرگی کوچر، تایم فریم های زیر را پیشنهاد می کند (از کوچک به بزرگ):

M1 – M5 – M30 – H1 – H4 – H12 – D1 – W1 – M1

تایم فریم های دقیقه ای به منظور یافتن نقاط دقیق ورود، استفاده می شوند، و تایم فریم ماهانه برای تشخیص روند اصلی قیمت و یافتن نقاط نامتعادل بازار استفاده می شود.

بنابراین، تمام تایم فریم های متوسط (یعنی تایم فریم های بین ماهانه تا دقیقه ای) به منظور تایید یا رد سیگنال های ارائه شده در تایم فریم های پایین تر استفاده می شوند که در کنار هم، یک زنجیره یکپارچه از سیگنال های متوالی را تشکیل می دهند و این امکان را برای شما فراهم می کند تا تصمیم درست را بگیرید.

انتخاب تایم فریم بستگی به نوع برنامه ی معاملاتی شما دارد و نسبت به مدل معاملات شما به دسته های زیر تقسیم بندی می شود:

  • برای استراتژی های بلند مدتی، تایم فریم های H4 تا M1 مناسب می باشد
  • برای استراتژی های میان مدتی، H1 تا W1
  • برای استراتژی های کوتاه مدتی، M30 تا D1
  • برای معاملات روزانه یا اینتر دی (باز و بسته کردن معاملات در طول یک روز)، M15 تا H4
  • برای اسکالپ، M1 تا H1

البته ممکن است بعضی افراد این تقسیم بندی را قبول نداشته باشند زیرا استراتژی و برنامه ی معاملاتی تریدر ها و دیدگاه های آنها، متفاوت است؛ با این حال می توان این تقسیم بندی را به عنوان یک تقسیم بندی پایه در نظر گرفت و هرکس باید نسبت به شخصیت و وضعیت روانی خود یکی از دسته های بالا را انتخاب کند. اگر نتوانید به درستی انتخاب کنید ممکن است درگیر هیجانات بازار شده و از هر سوینگ نوک تیز بازار وحشت کرده و در نتیجه در تشخیص روند اصلی بازار به مشکل خواهید خورد. این تقسیم بندی استفاده از استراتژی و فیلتر سیگنال های غلط را برای شما آسان تر خواهد کرد.

بعد از انتخاب تایم فریم باید این نکته ی مهم را به خاطر بسپارید "یک سیگنال زمانی ارائه می شود که کندل مورد نظر به طور کامل بسته شده باشد". این مسئله به این دلیل اهمیت دارد که، اندیکاتور شرایط فعلی بازار را بر روی نمودار نمایش می دهد؛ و اگر در طول یک ساعت، یک حرکت نوک تیز وجود داشته باشد و سپس برگشت قیمتی انجام شود، اندیکاتور با مشاهده ی حرکت اول یک سیگنال ارائه میدهد و بعد از انجام شدن حرکت دوم، سیگنال از بین می رود، که این امر ممکن است باعث سردرگمی تریدر های تازه کار شود.

بعد از انتخاب تایم فریم، باید روند بلند مدت و کوتاه مدتی را مشخص کنید (طبق توصیه های سازنده ی استراتژی):

  • روند بلند مدتی، همان روند اصلی در تایم فریم های بزرگ تر می باشد
  • روند کوتاه مدتی با ارزیابی جهت جهش های قیمتی مشخص می شود. اینگونه روند ها موقتی هستند.

به منظور مشخص کردن روند اصلی، باید به تایم فریم های بالاتر مراجعه کنیم.

به طور مثال، شما مثل من یک تریدر کوتاه مدتی هستید. بنابراین بزرگ ترین تایم فریم شما، تایم روزانه (D1) خواهد بود.

 

LiteForex: استراتژی SK-FX برای معامله ی ارزهای دیجیتال. روند های کوتاه و بلند مدتی. آنالیز سیگنال ها در تایم فریم های بالاتر. سیگنال فاز.

 

در اینجا برای مشخص کردن روند، از اندیکاتور OsMA (9, 21, 5) استفاده خواهیم کرد. میانگین های متحرک در این اندیکاتور، جهت روند بلند مدتی را مشخص خواهند کرد.

اگر میانگین متحرک کوتاه بالاتر از میانگین متحرک بلند، حرکت کند (همانند نمودار بالا که با فلش آبی مشخص شده است) روند بلند مدتی، صعودی خواهد بود. برعکس این حالت نیز روند نزولی خواهد بود. همان طور که می دانید، معامله در خلاف جهت روند اصلی، ریسک بالایی به همراه دارد، به خصوص برای معاملات روزانه (اینتر دی). معامله گران روزانه می توانند خط روند اصلی خود را بر پایه ی نمودار 4 ساعته رسم کنند.

سپس، در داخل نمودار به دنبال واگرایی ها می گردیم. در نمودار بالا، دو همگرایی به صورت همزمان مشخص شده است، می بینیم که پس از همگرایی صعودی (که با خطوط ابی مشخص شده است) یک همگرایی نزولی (خطوط قرمز) تشکیل شده است. بنابراین، همگرایی آخر (قرمز) معتبر تر است.

برای تایید قدرت این سیگنال، آن را در تایم فریم های بالاتر بررسی می کنیم. طبق مثالی که در این مقاله آورده شده است باید از تایم فریم هفتگی استفاده کنیم.

 

LiteForex: استراتژی SK-FX برای معامله ی ارزهای دیجیتال. روند های کوتاه و بلند مدتی. آنالیز سیگنال ها در تایم فریم های بالاتر. سیگنال فاز.

 

در نمودار بالا یک روند نزولی هفتگی (روند اصلی) مشخص شده است. این بدان معناست که سیگنال همگرایی، اعتبار بالایی دارد. و حالا به منظور تایید آن باید تایم فریم های کوتاه تر را بررسی کنیم:

LiteForex: استراتژی SK-FX برای معامله ی ارزهای دیجیتال. روند های کوتاه و بلند مدتی. آنالیز سیگنال ها در تایم فریم های بالاتر. سیگنال فاز.

 

در تایم فریم 12 ساعته میتوان پس از یک واگرایی نزولی (خطوط قرمز) یک واگرایی صعودی را به طور کامل مشاهده کرد. با توجه به واگرایی نزولی در تایم فریم بالاتر، نتیجه می گیریم که رشد قیمت پس از آخرین سیگنال صعودی به شدت محدود است. بنابراین، برای تایید واگرایی نزولی در تایم فریم روزانه، ما باید یک واگرایی نزولی دیگر در تایم فریم 12 ساعته بیابیم.

همانطور که میدانیم، یک واگرایی نزولی بدون رشد قیمت ظاهر نمی شود، بنابراین، احتمال رشد قیمت به وجود خواهد آمد، پس سیگنال ارائه شده در تایم فریم بالاتر، به درستی عمل کرده است.

در مجموع به ترکیب تمام این واگرایی ها، سیگنال فاز می گویند. به عبارتی دیگر، سیگنال فاز یک سیگنال برگشتی قدرتمند است که از دو (یا گاهی اوقات سه) واگرایی برگشتی و یک واگرایی (هم جهت با واگرایی های قبلی) در تایم فریم کوتاه تر، تشکیل می شود. این الگو معمولا بعد از جهش های شدید قیمتی به وجود می آید (در مثال ما این جهش در 12 آپریل اتفاق افتاده است).

متاسفانه، سیگنال فاز، همانند سیگنال های واگرایی (همگرایی)، عمق و اندازه ی حرکت برگشتی را مشخص نمی کنند. با این وجود، آنها فرایند تحلیل را روشن تر کرده و به معامله گر کمک می کنند تا بهترین موقعیت را برای ورود به معامله پیدا کند.

بیاید این مقاله را خلاصه کنیم:

  1. پیدا کردن "روند بلند مدت" اهمیت بالایی دارد و باید استراتژی خود را بر پایه ی آن برنامه ریزی کنید.
  2. سیگنال های برگشتی در تایم فریم های بالاتر همیشه باید توسط سیگنال های برگشتی در تایم فریم های پایین تر، تایید شوند.
  3. اگر سیگنال برگشتی شما تایید نشده باشد، به هیچ عنوان نباید خلاف جهت روند اصلی معامله کنید
  4. سیگنال برگشتی را در تایم فریم های بالاتر بررسی کنید
  5. همیشه مراقب سیگنال های فاز باشید زیرا از قوی ترین سیگنال های برگشتی محسوب می شوند
  • سیگنال فاز، بعد از یک جهش قیمتی ظاهر می شود
  • شامل چندین واگرایی (همگرایی) در تایم فریم یکسان می باشد
  • همیشه توسط تایم فریم بزرگ تر تایید می شود.
  • به مطالعه استراتژی SK-FX ادامه دهید. در اینجا به مطالعه سیگنال های فانتوم خواهیم پرداخت. ما چگونگی رسم کانال های انطباق پذیر را یاد خواهیم گرفت. اهداف قیمتی استراتژی خود را مشخص خواهیم کرد و تمام اطلاعات این سری مقالات را جمعبندی کرده و یک الگوریتم معاملاتی بدست خواهیم آورد.

    در این قسمت  سیگنال های  فانتوم و کانال های انطباق پذیر را بررسی خواهیم کرد. ما همچنین تمام مقالات آموزشی را خلاصه کرده و به یک نتیجه گیری کلی خواهیم رسید.

     

    من در این قسمت سیگنال "فانتوم" را توضیح خواهم داد که به گفته ی نویسنده استراتژی، یکی از سیگنال های بسیار مهم بوده و در زمان هایی که هیچ سیگنال قابل اعتمادی وجود ندارد می توانید از آن استفاده کنید.

    نویسنده به دو مدل از این این سیگنال ها اشاره می کند: سیگنال فانتوم موافق روند و سیگنال فانتوم مخالف روند.

     

    LiteForex: SK-FX، یک استراتژی دقیق برای معاملات ارز های دیجیتال. نتیجه گیری کلی و اهداف قیمتی.

     

    در نمودار بالا، یک نمونه از سیگنال فانتوم در خلاف جهت روند، نشان داده شده است. در نمودار مرکزی، ما یک جهش قیمتی را مشاهده می کنیم که به سختی می توان در مکدی، این واکنش را تایید کرد (در قسمت پایینی نمودار)؛ این حرکت برخلاف جهت روند، به سمت پایین حرکت خود را ادامه میدهد.

    برای نشان دادن آن، یک میانگین متحرک با دوره 5، در MACD قرار داده شده است. من روند صعودی را با فلش آبی مشخص کرده ام و حرکت معکوس مکدی با فلش قرمز نشان داده شده است. همانطور که در همان پنجره دیده می شود، یک واگرایی در مرکز ایجاد شده است، با این حال توصیه میکنم که ترکیب سیگنال ها در اینجا الزامی نیست.

    ای سیگنال برگشتی باید در تایم فریم های کوتاه مدت نیز تایید گردد. در قسمت راست نمودار، می توانیم ببینیم که تایم فریم H1 وجود یک واگرایی نزولی را دقیقا قبل از شروع اصلاح، نشان می دهد. همچنین بهتر است سیگنال شما در تایم فریم بالاتر، تایید شود.

    در نمودار سمت چپ، یک واگرایی نزولی در تایم فریم 12 ساعته مشاهده می شود. ترکیب این دو سیگنال ارائه شده در تایم فریم های کوتاه مدت و بلند مدت، قطعی بودن اصلاح را تایید می کند.

     

    LiteForex: SK-FX، یک استراتژی دقیق برای معاملات ارز های دیجیتال. نتیجه گیری کلی و اهداف قیمتی.

     

    در نمودار مشاهده می شود که، این سیگنال فانتوم با یک اصلاح قوی همراه است. در اینجا، باید به سطحی توجه کنیم که سیگنال در آن، به همراه MACD و میانگین های متحرک قرار می گیرد. هر چه سیگنال به مرز پنجره بالایی نزدیک تر باشد، قوی تر خواهد بود. بنابراین، وقتی سیگنال عمل می کند، نوسان قیمت شدید تر خواهد بود.

    همانطور که قبلا گفتم، سیگنال فانتوم در جهت روند نیز تشکیل می شود. این سیگنال در تایم فریم های دقیقه ای به ندرت مشاهده می شود.

     

    LiteForex: SK-FX، یک استراتژی دقیق برای معاملات ارز های دیجیتال. نتیجه گیری کلی و اهداف قیمتی.

     

    نمودار بالا، شاید مثال خوبی از این سیگنال نباشد اما اصل موضوع در آن حفظ شده است. به طور کلی، زمانی که تیک قیمت پایین می رود، میانگین متحرکی که درون اسیلاتور قرار دارد، حرکت نمی کند. سیگنال "فانتوم در جهت روند"، نشانه ی ادامه روند می باشد. این سیگنال نشان می دهد که بازار پتانسیل قدرتمندی برای برگشت روند ندارد و به احتمال زیاد، روند به حرکت خود در جهت فعلی ادامه خواهد داد.

    در نمودار بالا مشاهده می کنیم که پس از وقوع سیگنال، قیمت شروع به رشد کرده است و پس از یک جهش قیمتی، برگشت انجام داده است. این جهش قیمتی باعث تشکیل یک واگرایی شده و هشدار برگشت روند را به ما داده است. یکی دیگر از ابزار های پیشبینی در استراتژی SK-FX، ترسیم کانال های انطباق پذیر می باشد. این ابزار برای تشخیص رود اصلی در تایم فریم فعلی (یعنی هر تایم فریمی که بر روی آن تحلیل انجام می دهید) استفاده می شود.

    همانطور که در مقاله قبلی اشاره کردم، این استراتژی فقط زمانی اجازه می دهد برخلاف روند معامله کنیم که، سیگنال برگشت روند، در تایم فریم های پایین تر تایید شده باشد. بنابراین، این ابزار اهمیت بسزایی برای افزایش بازدهی استراتژی ما دارد. ترسیم این کانال بسیار ساده است. شما باید یک میانگین متحرک نه میله ای (یعنی با دوره 9) که از میانگین متحرک 5 میله ای کوتاه بدست آمده، به نمودار قیمت اضافه کنید.

     

    LiteForex: SK-FX، یک استراتژی دقیق برای معاملات ارز های دیجیتال. نتیجه گیری کلی و اهداف قیمتی.

     

    در نمودار بالا، با رنگ زرد نشان داده شده است. به طور کلی، میانگین های محرک را باید به این صورت ترتیب بندی کنیم: 5 و 9 و 21. زمانی که خطوط زرد و سبز زیر میانگین متحرک کوتاه هستند (یعنی 5)، روند صعودی خواهد بود.

    روند نزولی، برعکس شرایط بالا می باشد. زمانی که میانگین متحرک از خط زرد عبور می کند، به معنی برگشت روند می باشد؛ در نمودار به صورت یک صلیب به نظر می رسد.

    شکسته شدن میانگین متحرک کوتاه، به سمت بالا: نشان دهده شکست صعودی.

    شکسته شدن میانگین متحرک کوتاه، به سمت پایین: نشان دهده شکست نزولی.

    در جدید ترین چارت های نویسنده ی استراتژیSK-FX ، اغلب یک اندیکاتور وجود دارد که شبیه کانال کلتنر (Keltner Channel) می باشد. من منبع موثقی برای تایید اینکه نویسنده دقیقا از این اندیکاتور استفاده می کند پیدا نکردم، اما از آنجایی که نسبت به قیمت، کاملا خطی می باشد، به نظر می رسد درست باشد.

     

    LiteForex: SK-FX، یک استراتژی دقیق برای معاملات ارز های دیجیتال. نتیجه گیری کلی و اهداف قیمتی.

     

    اگر کانال را در میانگین متحرک 21 قرار دهیم، به طور کامل مطابق اصول استراتژی عمل کرده ایم. با این کار، نه تنها نقطه تعادل بازار، بلکه اهداف قیمتی اصلی نیز در طی مسیر مشخص خواهند شد. مثلا، در مثال قبلی، ما نمودار روزانه BTCUSD را بررسی کردیم و دیدیم که تیک قیمت آن بالا تر از سطح تعادل بازار می باشد و همانطور که به یاد داریم، این سطح داینامیک بوده و توسط آخرین مقدار MA 21 تعیین شده است.

    بنابراین، اهداف اصلاح قیمت در نمودار روزانه به تریتیب زیر می باشد:

    هدف 1 - 8522  دلار (مرز بالای کانال کلتنر)؛

    هدف 2 - 8039 دلار (MA 21 و مرکز کانال کلتنر)؛

    هدف 3 - 7555 دلار (مرز پایین کانال کلتنر).

    در اینجا، رسیدن به مرز کانال پایین تر مبتنی بر عدم تحرک بازار می باشد. در صورت برگشت روند، این سطح اولین منطقه حمایتی ما خواهد بود.

    در نهایت، ما حداقل ابزار تنظیم شده برای کار با استراتژی SK-FX را داریم.

    در نمودار قیمت، به این شکل می باشند:

  • میانگین های متحرک با دوره های 5 و 21، که بر اساس کلوز (یا نقطه ی بسته شدن) کندل تنظیم شده اند؛
  • میانگین های متحرک (با دوره ی نه)، که بر اساس میانگین متحرک 5 تنظیم شده است؛
  • کانال کلتنر (Keltner channel) با دوره نه، که بر اساس کلوز کندل تنظیم شده اند.
  • همچنین در بعضی از نسخه های تغییر یافته، میانگین های (MA) کوتاه مکدی نیز وجود دارند، اما به دلیل شلوغ نشدن بیش از حد نمودار، من این گزینه را اضافه نمی کنم.

    در پنجره اندیکاتور ها، ابزار به این شکل خواهند بود:

  • مکدی به شکل یک خط + میانگین های متحرک آن با دوره های 9،21، 5
  • میانگین های متحرک با دوره 5 و 21، که برای کلوز کندل اعمال شده اند.
  • در بعضی از نمودار های جدید نوسینده، اندیکاتوری همانند اندیکاتور Aroon مشاهده می شود. من این اندیکاتور را در بخش آموزشی خود توضیح نمی دهم، چرا که نویسنده اطلاعات بیشتری درباره آن ارائه نداده است، و عملکردهای آن توسط کانال انطباق پذیر و MACD قابل انجام می باشند.

    در نتیجه، ترکیب این اندیکاتور سیگنال های زیر را ارائه می دهد:

  • انحراف قیمت از سطح تعادل بازار؛
  • قطع داینامیک اندیکاتور طولانی تر توسط اندیکاتور کوتاه تر؛
  • جهش های قیمت؛
  • واگرایی و همگرایی خطوط MACD  و خود MACD با نمودار قیمت؛
  • سیگنال برگشتی و اصلاحی؛ در زمان هایی که اندیکاتور به مرزهای پنجره نزدیک می باشد؛
  • سیگنال های فاز؛
  • سیگنال های فانتوم؛
  • به طور خلاصه می توان گفت که فرآیند استراتژی SK-FX عبارت است از: نظارت بر واگرایی و همگرایی ها در تایم فریم بالاتر و بررسی اندیکاتور ها در تایم فریم پایین تر، و همچنین بررسی اندیکاتور ها در تایم فریم های مختلف و ارزیابی مکان فعلی قیمت نسبت به سطح تعادل.

    علاوه بر این، تحلیل همیشه از تایم فریم های بالا تر شروع می شود، ما دورنمای بازار را بر اساس میزان انحراف سیگنال های تعادلی و برگشتی شناسایی خواهیم کرد. در تایم فریم های کوتاه تر، برای باز کردن یک سفارش مناسب، باید زمان برگشت روند را مشخص کنیم.

    در اینجا، باید تاکید کنم که استفاده از این استراتژی برای یک معامله گر حرفه ای پیشنهاد می شود پس قبل از عملیاتی کردن آن در معاملات واقعی، تمام اندیکاتور ها را با دقت مطالعه نمایید تا با نحوه کار کردن و تعامل با آن ها به خوبی آشنا شوید.

    در ضمن، هیچ وقت مدیریت ریسک را فراموش نکنید!

    همیشه از حد ضرر و حد سود استفاده کنید!

    در اینجا بخش آموزشی SK-FX  را به اتمام می رسانم.

    می خواهم یک بار دیگر تاکید کنم که، گرچه من سعی کردم همه اطلاعات ارائه شده نویسنده را برای شما خلاصه کنم، اما شاید مطالب ارائه شده من با آخرین اصلاحات نویسنده، تفاوت داشته باشند.

    علاوه بر این، استراتژی دارای اشکالاتی می باشد. در مرحله اول، اگر در حال حاظر فراتر از سطح تعادل بازار قرار دارید، شناسایی اهداف روند غیرممکن می باشد و متاسفانه اندیکاتور های اعمال شده در استراتژی، کمکی به حل این مساله نمی کنند.

    به نظرم مشکل دیگری که وجود دارد، رد کلی تحلیل حجمی می باشد که می تواند شناسایی تحرکات بازار را ساده تر کرده و کارایی استراتژی را بهبود بخشد. پس، من در این قسمت کار خود را تمام نکرده و با آزمایش اندیکاتور های ارائه شده توسط نویسنده و اضافه و کم کردن یکسری از موارد بر اساس تجربیات شخصی خودم، سعی در بهبود عملکرد این استراتژی و سود دهی بیشتر آن خواهم کرد.

ارزش واقعی دلار

ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

شاخص Big Mac یا ارزش دلار ؟

چگونه می توان کاهش یا افزایش ارزش یک ارز را تشخیص داد؟ برای جواب دادن به این سوال شما می توانید شاخص Big Mac  یک کشور را بررسی کنید.

“Burgernomics”  یک شاخص مطلق برای ارزش گذاری قیمت یک ارز نمی باشد اما این شاخص هم اکنون به یک استاندارد جهانی تبدیل شده است و در بعضی از کتاب های اقتصادی و مطالعات دانشگاهی مورد بحث می باشد.

در مورد این شاخص در ابتدا مطلبی در مجله اکونومیست در سال 1967 منتشر شد. در آن زمان همبرگر 47 سنت قیمت داشت. بیست سال بعد این قیمت به 1.6 دلار رسید. هم اکنون قیمت یک    Big Mac حدودا 4.3 دلار می باشد. بنابراین می توان از این اعداد این نتیجه را گرفت که دلار در مدت 50 سال گذشته ده برابر بی ارزش تر شده است اما نمی توان گفت که دلار مجددا در 50 سال آینده 10 برابر ارزش خود را از دست خواهد داد ولی یک روند در این آمار آشکار می باشد.

چطور می توان با استفاده از شاخص بیگ مک، ارزش واقعی دلار را تعیین کرد؟

شاخص بیگ مک به عنوان یک ابزار غیر رسمی، برای محاسبه تعادل قدرت خرید استفاده می شود. برای مثال با استفاده از این شاخص به سادگی می توانم ارزش واقعی دلار در مقابل یورو را محسابه کنم، چطور؟ مک دونالد قوانین سفت و سختی برای محصولات خود در منو شعبه های واگذار شده تعیین می کند. بطور مثال، همبرگر در سراسر جهان از مواد اولیه یکسان و با استفاده از دستگاه های یکسان به عمل می آید هچنین تمام شعبات این رستوران زنجیره ای، هنگام پخت و پز یک رویه مشخص را دنبال می کنند. به زبان ساده تر، این بدان معناست که یک بیگ مک با یک فرمول ثابت در تمام دنیا تولید می شود. بنابراین، هزینه های انجام شده برای تولید این محصول در تمام دنیا یکسان می باشد. همچنین یک بیگ مک حاوی مقادیری از مواد تشکیل دهنده دیگر می باشد (نان ، پنیر ، گوشت ، سبیزیجات) که می توان آن را یک نمونه ی کوچک از کل اقتصاد ملی یک کشور در نظر گرفت. بیگ مک در منو مک دونالد هر کشوری به چشم می خورد. پس، نیازی به صرف زمان در سایت مک دونالد برای پیدا کردن قیمت نخواهید داشت، چرا که تعداد زیادی از وب سایت ها و منابع اطلاعاتی مخصوص وجود دارند که این قیمت ها را در سراسر جهان بررسی کرده و آنها را توسط نمودار ها نمایش می دهند.

برای مثال، زمانی که در سال 2018 در آمریکا، یک بیگ مک معادل 5.5 دلار قیمت داشت، در کشور آلمان، یک بیگ مگ به قیمت 3.66 یورو فروخته می شد. اگر 3.99 یورو را به 5.51 تقسیم کنید عدد 0.72 را بدست خواهید آورد، که این نرخ تقریبا معادل با ارزش واقعی دلار در مقابل یورو می باشد. پس در صورت استفاده از شاخص بیگ مک قیمت هر دلار، 0.72  یورو می باشد. بیایید نرخ EURUSD را در نمودار فارکس بررسی کرده و نظرات خود را در مورد دلایل اختلاف فاحش بین نرخ بیگ مک و فارکس، با ما به اشتراک بگذارید. ایده های خود را در این باره در قسمت نظرات بنویسید.

نرخ معاملاتی دلار به چه عواملی بستگی دارد؟

بیایید به این شکل نگاه کنیم که شاخص های اقتصاد کلان، تصمیمات فدرال رزرو و اخبار جهانی چه تاثیری بر نرخ خرید و فروش دلار می گذارند. و یا ممکن است حتی، رفتار شاخص دلار آمریکا کاملا به این بستگی داشته باشد که امروز دونالد ترامپ از کدام طرف تختخواب خود بیدار شده است (از کدوم دنده از خواب بیدار شده).

چندی پیش، افرادی به شوخی عنوان کردند که تغییرات قیمت نفت تحت تاثیر حالات شخصی شاهزاده عربستان سعودی می باشد، با این حال، اغلب افراد بر این باورند که تاثیر رئیس جمهور آمریکا بر روی شاخص های مالی، بیشتر از یک اصیل زاده ی اهل ریاض می باشد.

مالک کاخ سفید، بیشترین تاثیرات را بر روی بازار فارکس می گذارد، اگرچه حساسیت بازار نسبت به سخنان وی در سالهای اولیه ریاست جمهوری با عنصر غافلگیری همراه بود. قبل از ترامپ، بندرت کسی از سران کشورها با تأثیرگذاری بر سیاست های پولی تنظیم شده توسط بانکهای مرکزی، در امورات بازار فارکس مداخله می کرد. به تدریج، بازار به این شرایط عادت کرد و از سخنان ترامپ در مورد خطرات قدرت گرفتن بیش از حد دلار، چشم پوشی کرد. در اصل، تفاوت زیادی بین حرف و عمل وی وجود دارد. سیاست ترامپ تقویت ارز ملی بود و اما وی هنگام صحبت در اینباره آن را تضعیف می کرد. در همین راستا، محبوبیت روز افزون رئیس جمهور آمریکا منجر به تغییراتی در نرخ دلار شد.

از دیدگاه تئوری، نرخ یک ارز تحت تاثیر جریان مالی ایجاد شده از تجارت و سرمایه گذاری های انجام شده می باشد. سالهاست که تقاضا برای ارز خارجی با توجه به علاقه به محصولات تولید شده در این کشور تعیین می شود. هرچند، با بزرگ شدن اقتصاد و بیشتر شدن بدهی دولت، اندازه بازار های سهام و اوراق بهادار نیز افزایش می یابد. صادر کنندگان جدید اوراق بهادار پدیدار می شوند، و تقاضاهایی به وجود می آید که باعث تغییرات نرخها می شود که این روند شامل دلار هم می شود. هم اکنون، جریان سرمایه گذاری بزرگ تر و پر تحرک تر شده است. با این حال، وقتی که می خواهیم نرخ ارز را بررسی کنیم معاملات خارجی را نباید از یاد ببریم.

زمانی که یک سرمایه گذار تصمیم می گیرد در سهام آمریکا و یا دیگر بازار های سهام سرمایه گذاری کند، او بر مبنای وضعیت اقتصادی آن کشور قضاوت کرده و تصمیم خواهد گرفت. به طور کلی قبول داریم که نرخ تولید ناخالص کلی جهان سریع تر از نرخ تولید ناخالص آمریکا رشد می کند چرا که در این آمار نرخ جهانی تحت تاثیر اقتصاد کشور های در حال توسعه و چین می باشد. برای امپراطوری آسمانی، 6 درصد رشد، یک عدد طبیعی می باشد، برای آمریکا 3 درصد یک نرخ شگفت انگیز محسوب می شود. وقتی اقتصاد جهانی سریع تر از اقتصاد آمریکا رشد می کند، جریان نقدینگی به بازار های بین المللی نوظهور سرازیر می شود. برعکس، تقویت نرخ تولید ناخالص کشور آمریکا توسط کاهش مالیات و یا توسعه سیاست های پولی فدرال باعث به وجود آمدن فرصت های مناسب برای خرید ارز و سهام های آمریکایی می شود.

در این راستا، یک محرک بیرونی مانند جنگ معاملاتی یا ویروس کرونا باید یک عامل سرنوشت ساز برای اقتصاد جهان و اقتصاد امریکا تلقی شود. حالت دوم ثابت مانده است، در ابتدا، تحت تاثیر ویروس کرونا تولید ناخالص چین شروع به کند شدن شد. در نتیجه، دلار حتی با وجود کاهش نرخ صندوق های فدرال در حال تقویت می باشد.

بنابراین، مهم نیست که ترامپ چگونه می خواهد دلار را تضعیف کند، اگر قصد دارد تولید ناخالص داخلی را به 3٪ برساند و به رکورد جدید S&P 500 برسد، کاهش ارزش فراموش خواهد شد. حمایت از رئیس جمهور آمریکا و شعار " America First!" به معنای زیر پا گذاشتن دیگران برای رسیدن به هدف می باشد. مالک کاخ سفید از کسری تجاری خارجی امریکا ناراضی می باشد و قصد دارد تا حد امکان آن را کاهش دهد. چرا که بهبود جریان تجاری رابطه مستقیمی با به رشد ارزش ارز ملی خواهد داشت!

در این میان، شرایط بازار سهام، تعادل معاملات و خزانه داری نیز بر ارزش اسکناس یک کشور تاثیر می گذارد. در دوره های که آشفتگی و ترس در بازار حاکم است و با توجه به سیاست های پولی فدرال رزرو، تقاضا برای خرید دارایی های امن افزایش پیدا می کند. نرخ صندوق های فدرال ایالات متحده در حال حاظر بالاتر از همتایان خود در سایر کشور های در حال توسعه می باشد. در نتیجه، بازده اوراق خزانه داری آمریکا بیشتر می باشد. آنها پر سود تر از اوراق اوروپایی و ژاپنی به نظر می رسند که این امر به انتقال سرمایه به آمریکا و تقویت نرخ دلار کمک می کند.

افزایش یا کاهش نرخ یک ارز

نوسانات ارزی تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد دارند، اما چون بیشتر مبادلات با ارز ملی انجام می شود اکثر مردم جهان توجه خاصی به آن نمی کنند و توجه اشخاص زمانی به قیمت ارز جلب می شود که قصد خارج شدن از کشور و قصد انجام نقل و انتقالات پولی با خارج از کشور را دارند. مردم یک کشور از داشتن یک ارز محلی قدرتمند لذت خواهند برد چرا که هزینه مصارف وارداتی و سفر های خارجی کاهش می یابد. اما ممکن است یک ارز قدرتمند با ارزش بالا در چشم انداز بلند مدت کل اقتصاد را تحت تاثیر قرار دهد. سود صنایع کمتر می شود و بسیاری از افرادی که در این صنایع شاغل بودند بیکار می شوند. مردم عادی از کاهش ارزش ارز محلی نارحت می شوند چرا که هزینه های سفرهای توریستی و اجناس وارداتی بیشتر می شود ولی گاها ارزی با ارزش پایین تر فواید زیادی برای اقتصاد ملی را دارا می باشد. در اصل نرخ خرید و فروش ارز، یک ابزار مالی مهم برای بانک مرکزی به منظور تدوین سیاست های پولی می باشد. ارزش گذاری نرخ ارز و کاهش یا افزایش نرخ آن بر روی بسیاری از متغییر های اقتصادی، به صورت مستقیم و غیر مستقیم تاثیر می گذارد. این عامل بر نرخ بهره، بازده سبد های سرمایه گذاری، قیمت کالا ها و خدمات و میزان اشتغال تاثیر می گذارد. بیایید تغییرات نرخ ارز را با استفاده از چندین مثال، بررسی کنیم:

 

LiteForex: ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

 

در نمودار ماهانه USD/JPY روشن است که ین در برابر دلار آمریکا قوی تر شده است. این روند به خوبی می تواند ادامه پیدا کند چرا که شاخص BigMac نشان از کاهش ارزش ین در مقابل دلار را دارد  لذا ممکن است کاهش ارزش ین در مقابل دلار در ماه های بعدی نیز ادامه پیدا کند. کاهش ارزش ین در مقابل دلار حدودا 36.58 درصد می باشد که می تواند اقتصاد ژاپن را تحت تاثیر قرار دهد. اما این احتمال نیز وجود دارد که ژاپن به این عدم تعادل قیمت ارز علاقه داشته باشد چرا که قصد دارد اجناس خود را به فروش برساند و برای رسیدن به این مقصود نرخ خرید و فروش ارز ملی خود را به طور مصنوعی کاهش داده است. باید یادآوری کنیم که نرخ ین در ژاپن به شدت تحت کنترل بوده و ما بارها شاهد کاهش یا افزایش بدون دلیل نرخ آن بوده ایم. به همین دلیل است که پیشبینی نرخ ین همچنان جز یکی از سخت ترین پیشبینی ها می باشد.

در مورد نرخ دلار نیوزلند در مقابل دلار آمریکا نیز ارزش این نماد نیوزلندی در مقابل دلار کاهش یافته است و بعدا می تواند ارزش آن بیشتر شود. طبق شاخص Big Mac نرخ این ارز 16.37 درصد کاهش داده شده است. نرخ این ارز به طور شدیدی به میزان بازدهی تولیدات و مواد غذایی نیوزلندی وابسته است و این نرخ می تواند در آینده افزایش پیدا کند. اگرچه این امکان نیز وجود دارد که نرخ این ارز به مدت طولانی در هر دو جهت حرکت کرده و حالت ساید وی داشته باشد. در نمودار می توانید ببینید قیمت در حول مرکز دامنه معاملات در حال حرکت است. یورو نیز در برابر دلار 16.37 درصد کمتر ارزش گذاری شده است بنابراین می تواند در ادامه افزایش قیمت داشته باشد. هرچند نرخ EUR/USD  هم می تواند تا 1.23 افزایش و یا تا 1.035 کاهش یابد. فارکس همیشه تعجب آور و غیر قابل پیشبینی بوده است، نرخ فعلی 1.23 دلار می باشد که حاکی از آن است که نرخ یورو کاهش داده شده است.

طبق شاخص Big Mac ارزش دلار استرالیا 14.57 درصد کاهش یافته است. ارز AUD یک ارز ارزان محسوب می شود ولی این شرایط به زودی می تواند تغییر کند. اگر به نمودار دقت کنید مشخص است که AUD/USD  به سطح محلی خود نزدیک است. نمودار قیمت تا 1.10 دلار برای یک واحد ارز استرالیایی افزایش قیمت داشته است. البته انتظار نمی رود این اتفاق مجددا رخ دهد، صعودی بودن روند این جفت ارز کاملا محتمل می باشد.

 

LiteForex: ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

 

به عنوان مثال وضعیت اقتصاد و بخش های مالی استرالیا ارتباط مستقیمی با ارزش طلا دارد. اگر قیمت فلزات گرانبها کاهش یابد، این کاهش بر اقتصاد استرالیا تاثیر منفی می گذارد. اما نمودار های طلا و AUD/USD دقیقا مانند یکدیگر نیستند. علاوه بر طلا، استرالیا مقدار زیادی آهن، زغال سنگ، و مواد غذایی در لیست محصولات صادراتی خود دارد. بیشتر شدن قیمت این محصولات می تواند پشتیبان ارز ملی استرالیا باشد و برعکس کاهش قیمت اقلام صادراتی استرالیا می تواند باعث کاهش ارزش ارز ملی استرالیا شود. در پی دلار استرالیا، ارزش دلار کانادا نیز کاهش خواهد یافت. اگر شاخص Big Mac  را برای این ارز مطالعه کنید، می بینید که 12.16 درصد از ارزش این ارز کاهش یافته است. USD/CAD با نرخ 1.60 و 1:1 مبادله شده است.

 

LiteForex: ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

 

آیا دلار کانادا قوی تر خواهد شد؟ هیچ کس نمی تواند در این مورد نظر قطعی داشته باشد اما شاخص Big Mac به خوبی می تواند نشان گر این مساله باشد و دلار آمریکا می تواند در مقابل دلار کانادا با کاهش ارزش رو به رو شود و قطعا این روند در بلند مدت امکان پذیر خواهد بود. جفت ارز فرانک سوئیس در مقابل ین ژاپن یک نمونه بسیار بازر از یک ارز قوی در مقابل یک ارز ضعیف می باشد. ین نسبتا ضعیف بوده (-36.58 درصد) و فرانک سوئیس با (27.2 درصد) قوی ترین در بین همه ارز ها می باشد. شاخص Big Mac نشان می دهد که به احتمال زیاد ین قوی تر خواهد شد و ارزش فرانک پایین تر خواهد آمد و نرخ جفت می تواند به خوبی پایین بیاید.

 

LiteForex: ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

 

در جفت ارز دلار آمریکا و رند آفریقا جنوبی نیز همین مساله کاملا نمایان است. رند به طور کامل قابل توجهی (57.34 درصد) با کاهش ارزش مواجهه بوده است. هرچند، اخیرا ارزش آن افزایش یافته است، پس پیشبینی روند این ارز کار دشواری می باشد. طبق نمودار ماهانه، می توانیم این فرض را داشته باشیم که روند فعلی ادامه خواهد یافت.

البته ، شما باید نه تنها به شاخص Big Mac بلکه باید به چگونگی حرکت نمودار قیمتی آن نیز توجه کنید.

 

LiteForex: ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

 

زمانی که قیمت عمق پیدا می کند، احتمال رشد شدید آن افزایش پیدا می کند و برعکس زمانی که قیمت یک جهش قیمتی رو به بالا انجام میدهد، احتمالا افت خواهد کرد. وضعیت رند نیز مانند ارز استرالیایی ارتباط مستقیمی با قیمت طلا دارد. آفریقا جنوبی یکی از بزرگترین تولید کنندگان طلا می باشد. اقتصاد و شاخص های مالی این کشور به قیمت طلا بستگی دارد. علاوه بر طلا آفریقا جنوبی بزرگترین تولید کننده پلاتین بوده و زغال سنگ و سنگ آهن و کبالت را نیز تولید می کند. در صورتی که می خواهید با این جفت ارز کار کنید باید نوسانات تمامی این محصولات را زیر نظر بگیرید.

اگر USD/ZAR را خرید و فروش می کنید باید بدانید که نا آرامی های اجتماعی مانند اعتصاب و یا حمله به مراکز تولید طلا و دیگر آشفتگی ها در این منطقه زیاد رخ می دهند و اگر از این قبیل مشکلات در آفریقا وجود داشته باشد. نمی توان از شاخص Big Mag  به عنوان اساس تصمیم گیری برای انجام معاملات استفاده کرد. اگر سرمایه گذاران، سرمایه های خود را از این کشور خارج کنند، کارخانه ها تعطیل شده، معدن های طلا بسته شده و ارزش ارز ملی به شدت پایین خواهد آمد.

ارزش دلار نیز می تواند با سرعت زیاد کاهش یابد چرا که هر چند قیمت طلا همیشه در حال تغییر است اما قیمت گذاری دلار نیز با مبنا استاندارد طلا انجام نشده است(یعنی چاپ پول به ازای ذخیره طلا در کشور انجام نمی شود). اگر صندوق فدرال ایالات متحده بخواهد نرخ بهره را تغییر دهد، این عامل از هر نظر اهمیت زیادی خواهد داشت. پس مهم نیست که قیمت Big Mac چقدر می باشد. برای مثال در سال 2008 که نرخ بهره به 0%-0.25% تغییر یافت، دلار با کاهش قیمت رو به رو شد.

علاوه بر فرانک سوئیس، ارزش کرونی نروژ و کرون سوئد به ترتیب 11 و 9.79 درصد کاهش یافته است. قیمت این ارزها به طور سنتی افزایش یافته بود. هر چند این عامل در هنگام انجام معاملات، باید توسط تریدر لحاظ شود. ارزهایی که قیمتشان بیش از ارزش واقعی خود افزایش یافته اند می توانند به راحتی با کاهش ارزش روبه رو شوند. این کاهش در مقابل ارزهایی که قیمتشان کاهش داده شده است بیشتر ملموس می باشد.

بیگ مک ارزان و گران

 

LiteForex: ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

 

چرا این همبرگر در سوئیس بسیار گران تر می باشد؟ اولین دلیل این گرانی، گران بودن نیروی کار در سوئیس می باشد. برای مثال یک کارگر در سوئیس ده ها برابر بیشتر از یک کارگر مصری حقوق دریافت می کند. همچنین شاخص Big Mac می تواند تحت تاثیر فاکتور های دیگری مانند آب و هوا باشد. سوئیس به مدت شش ماه دارای آب و هوای بسیار سرد می باشد و پرورش دام در این آب و هوا بسیار سخت می باشد و آنها مجبور هستند ساختمانها را برای این کار گرم نگه دارند و غیره...

هزینه کار در سوئد و فنلاند نیز بسیار گران می باشد. همچنین شرایط آب و هوایی در این کشورها نیز زیاد مساعد نمی باشد و با وجود این دلایل جای تعجبی نیست که یک همبرگر در این کشور ها گرانتر از سایر کشور هاست.

ارتباط زیادی با نرخ تورم دارد، به عنوان مثال در آرژانتین در سال 2001، هنگامی که در این کشور بحران شدیدی وجود داشت، بیگ مک بسیار ارزان بود چرا که این کشور دارای نیروی کار بسیار ارزانی بود اگر محصولات به ارز آزاد خارجی تبدیل می شد کالا ها دارای قیمت ها تمام شده بسیار کمتری بودند.

هرچند که باید شاخص Big Mag را همواره در نظر داشته باشیم اما شما نمی توانید عملکرد کلی اقتصاد یک کشور را فقط با سنجش این معیار تخمین بزنید. برای مثال شاخص Big Mag ژاپن و تایلند به هم دیگر نزدیک است این در حالی است که درامد ژاپنی ها و تایلندی ها را حتی نمی توان با هم مقایسه کرد. تایلند از مزیت نیرو کار ارزان بهره مند است و ژاپن از قدرت اتوماسیون در بسیاری از صنعت ها و استفاده بهینه از نیرو کار بهره می برد. برای مثال برای انجام دادن یک سری وظایف به چند نفر نیرو انسانی تایلندی نیاز داریم این در حالیست که همین کار را یک اپراتور ژاپنی به راحتی انجام می دهد.

حال چرا این همبرگر در کانادا بسیار گران است؟ در این کشور محصولات زیادی مانند گاو، روغن و غیره تولید می شود ولی شرایط آب و هوایی این کشور نیز مساعد نمی باشد. برای مثال در روسیه، در برخی از مناطق می توان گیاهان گرمسیری را پرورش داد اما در کشور کانادا انجام این کار کاملا غیر ممکن است چرا که هزینه تامین گرمایش مخصوصا در زمستان های سرد این کشور بسیار بالا می باشد. جریان فعلی لابرادور کشور را به شدت خنک کرده و شرایط را برای پرداخت کنندگان مالیات و همچنین کارفرمایان بسیار سخت می کند. به هر حال ، شاخص Big Mac برای معامله گران کشور های غربی با ارز های قوی بیشتر از کشور های توسعه نیافته، در نظر گرفته می شود.

جمع بندی:

با توجه به شاخص Big Mac  در معاملات جفت ارز ها چه نتیجه ای می توان گرفت؟ این شاخص نمی تواند به عنوان یک شاخص کاملا دقیق و مرجع اصلی برای انجام معاملات در نظر گرفته شود اما به کمک این شاخص می توان قضاوت نسبتا صحیحی را برای کم ارزش بودن و یا با ارزش بودن یک ارز انجام داد.

ارزش واقعی دلار

ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

شاخص Big Mac یا ارزش دلار ؟

چگونه می توان کاهش یا افزایش ارزش یک ارز را تشخیص داد؟ برای جواب دادن به این سوال شما می توانید شاخص Big Mac  یک کشور را بررسی کنید.

“Burgernomics”  یک شاخص مطلق برای ارزش گذاری قیمت یک ارز نمی باشد اما این شاخص هم اکنون به یک استاندارد جهانی تبدیل شده است و در بعضی از کتاب های اقتصادی و مطالعات دانشگاهی مورد بحث می باشد.

در مورد این شاخص در ابتدا مطلبی در مجله اکونومیست در سال 1967 منتشر شد. در آن زمان همبرگر 47 سنت قیمت داشت. بیست سال بعد این قیمت به 1.6 دلار رسید. هم اکنون قیمت یک    Big Mac حدودا 4.3 دلار می باشد. بنابراین می توان از این اعداد این نتیجه را گرفت که دلار در مدت 50 سال گذشته ده برابر بی ارزش تر شده است اما نمی توان گفت که دلار مجددا در 50 سال آینده 10 برابر ارزش خود را از دست خواهد داد ولی یک روند در این آمار آشکار می باشد.

چطور می توان با استفاده از شاخص بیگ مک، ارزش واقعی دلار را تعیین کرد؟

شاخص بیگ مک به عنوان یک ابزار غیر رسمی، برای محاسبه تعادل قدرت خرید استفاده می شود. برای مثال با استفاده از این شاخص به سادگی می توانم ارزش واقعی دلار در مقابل یورو را محسابه کنم، چطور؟ مک دونالد قوانین سفت و سختی برای محصولات خود در منو شعبه های واگذار شده تعیین می کند. بطور مثال، همبرگر در سراسر جهان از مواد اولیه یکسان و با استفاده از دستگاه های یکسان به عمل می آید هچنین تمام شعبات این رستوران زنجیره ای، هنگام پخت و پز یک رویه مشخص را دنبال می کنند. به زبان ساده تر، این بدان معناست که یک بیگ مک با یک فرمول ثابت در تمام دنیا تولید می شود. بنابراین، هزینه های انجام شده برای تولید این محصول در تمام دنیا یکسان می باشد. همچنین یک بیگ مک حاوی مقادیری از مواد تشکیل دهنده دیگر می باشد (نان ، پنیر ، گوشت ، سبیزیجات) که می توان آن را یک نمونه ی کوچک از کل اقتصاد ملی یک کشور در نظر گرفت. بیگ مک در منو مک دونالد هر کشوری به چشم می خورد. پس، نیازی به صرف زمان در سایت مک دونالد برای پیدا کردن قیمت نخواهید داشت، چرا که تعداد زیادی از وب سایت ها و منابع اطلاعاتی مخصوص وجود دارند که این قیمت ها را در سراسر جهان بررسی کرده و آنها را توسط نمودار ها نمایش می دهند.

برای مثال، زمانی که در سال 2018 در آمریکا، یک بیگ مک معادل 5.5 دلار قیمت داشت، در کشور آلمان، یک بیگ مگ به قیمت 3.66 یورو فروخته می شد. اگر 3.99 یورو را به 5.51 تقسیم کنید عدد 0.72 را بدست خواهید آورد، که این نرخ تقریبا معادل با ارزش واقعی دلار در مقابل یورو می باشد. پس در صورت استفاده از شاخص بیگ مک قیمت هر دلار، 0.72  یورو می باشد. بیایید نرخ EURUSD را در نمودار فارکس بررسی کرده و نظرات خود را در مورد دلایل اختلاف فاحش بین نرخ بیگ مک و فارکس، با ما به اشتراک بگذارید. ایده های خود را در این باره در قسمت نظرات بنویسید.

نرخ معاملاتی دلار به چه عواملی بستگی دارد؟

بیایید به این شکل نگاه کنیم که شاخص های اقتصاد کلان، تصمیمات فدرال رزرو و اخبار جهانی چه تاثیری بر نرخ خرید و فروش دلار می گذارند. و یا ممکن است حتی، رفتار شاخص دلار آمریکا کاملا به این بستگی داشته باشد که امروز دونالد ترامپ از کدام طرف تختخواب خود بیدار شده است (از کدوم دنده از خواب بیدار شده).

چندی پیش، افرادی به شوخی عنوان کردند که تغییرات قیمت نفت تحت تاثیر حالات شخصی شاهزاده عربستان سعودی می باشد، با این حال، اغلب افراد بر این باورند که تاثیر رئیس جمهور آمریکا بر روی شاخص های مالی، بیشتر از یک اصیل زاده ی اهل ریاض می باشد.

مالک کاخ سفید، بیشترین تاثیرات را بر روی بازار فارکس می گذارد، اگرچه حساسیت بازار نسبت به سخنان وی در سالهای اولیه ریاست جمهوری با عنصر غافلگیری همراه بود. قبل از ترامپ، بندرت کسی از سران کشورها با تأثیرگذاری بر سیاست های پولی تنظیم شده توسط بانکهای مرکزی، در امورات بازار فارکس مداخله می کرد. به تدریج، بازار به این شرایط عادت کرد و از سخنان ترامپ در مورد خطرات قدرت گرفتن بیش از حد دلار، چشم پوشی کرد. در اصل، تفاوت زیادی بین حرف و عمل وی وجود دارد. سیاست ترامپ تقویت ارز ملی بود و اما وی هنگام صحبت در اینباره آن را تضعیف می کرد. در همین راستا، محبوبیت روز افزون رئیس جمهور آمریکا منجر به تغییراتی در نرخ دلار شد.

از دیدگاه تئوری، نرخ یک ارز تحت تاثیر جریان مالی ایجاد شده از تجارت و سرمایه گذاری های انجام شده می باشد. سالهاست که تقاضا برای ارز خارجی با توجه به علاقه به محصولات تولید شده در این کشور تعیین می شود. هرچند، با بزرگ شدن اقتصاد و بیشتر شدن بدهی دولت، اندازه بازار های سهام و اوراق بهادار نیز افزایش می یابد. صادر کنندگان جدید اوراق بهادار پدیدار می شوند، و تقاضاهایی به وجود می آید که باعث تغییرات نرخها می شود که این روند شامل دلار هم می شود. هم اکنون، جریان سرمایه گذاری بزرگ تر و پر تحرک تر شده است. با این حال، وقتی که می خواهیم نرخ ارز را بررسی کنیم معاملات خارجی را نباید از یاد ببریم.

زمانی که یک سرمایه گذار تصمیم می گیرد در سهام آمریکا و یا دیگر بازار های سهام سرمایه گذاری کند، او بر مبنای وضعیت اقتصادی آن کشور قضاوت کرده و تصمیم خواهد گرفت. به طور کلی قبول داریم که نرخ تولید ناخالص کلی جهان سریع تر از نرخ تولید ناخالص آمریکا رشد می کند چرا که در این آمار نرخ جهانی تحت تاثیر اقتصاد کشور های در حال توسعه و چین می باشد. برای امپراطوری آسمانی، 6 درصد رشد، یک عدد طبیعی می باشد، برای آمریکا 3 درصد یک نرخ شگفت انگیز محسوب می شود. وقتی اقتصاد جهانی سریع تر از اقتصاد آمریکا رشد می کند، جریان نقدینگی به بازار های بین المللی نوظهور سرازیر می شود. برعکس، تقویت نرخ تولید ناخالص کشور آمریکا توسط کاهش مالیات و یا توسعه سیاست های پولی فدرال باعث به وجود آمدن فرصت های مناسب برای خرید ارز و سهام های آمریکایی می شود.

در این راستا، یک محرک بیرونی مانند جنگ معاملاتی یا ویروس کرونا باید یک عامل سرنوشت ساز برای اقتصاد جهان و اقتصاد امریکا تلقی شود. حالت دوم ثابت مانده است، در ابتدا، تحت تاثیر ویروس کرونا تولید ناخالص چین شروع به کند شدن شد. در نتیجه، دلار حتی با وجود کاهش نرخ صندوق های فدرال در حال تقویت می باشد.

بنابراین، مهم نیست که ترامپ چگونه می خواهد دلار را تضعیف کند، اگر قصد دارد تولید ناخالص داخلی را به 3٪ برساند و به رکورد جدید S&P 500 برسد، کاهش ارزش فراموش خواهد شد. حمایت از رئیس جمهور آمریکا و شعار " America First!" به معنای زیر پا گذاشتن دیگران برای رسیدن به هدف می باشد. مالک کاخ سفید از کسری تجاری خارجی امریکا ناراضی می باشد و قصد دارد تا حد امکان آن را کاهش دهد. چرا که بهبود جریان تجاری رابطه مستقیمی با به رشد ارزش ارز ملی خواهد داشت!

در این میان، شرایط بازار سهام، تعادل معاملات و خزانه داری نیز بر ارزش اسکناس یک کشور تاثیر می گذارد. در دوره های که آشفتگی و ترس در بازار حاکم است و با توجه به سیاست های پولی فدرال رزرو، تقاضا برای خرید دارایی های امن افزایش پیدا می کند. نرخ صندوق های فدرال ایالات متحده در حال حاظر بالاتر از همتایان خود در سایر کشور های در حال توسعه می باشد. در نتیجه، بازده اوراق خزانه داری آمریکا بیشتر می باشد. آنها پر سود تر از اوراق اوروپایی و ژاپنی به نظر می رسند که این امر به انتقال سرمایه به آمریکا و تقویت نرخ دلار کمک می کند.

افزایش یا کاهش نرخ یک ارز

نوسانات ارزی تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد دارند، اما چون بیشتر مبادلات با ارز ملی انجام می شود اکثر مردم جهان توجه خاصی به آن نمی کنند و توجه اشخاص زمانی به قیمت ارز جلب می شود که قصد خارج شدن از کشور و قصد انجام نقل و انتقالات پولی با خارج از کشور را دارند. مردم یک کشور از داشتن یک ارز محلی قدرتمند لذت خواهند برد چرا که هزینه مصارف وارداتی و سفر های خارجی کاهش می یابد. اما ممکن است یک ارز قدرتمند با ارزش بالا در چشم انداز بلند مدت کل اقتصاد را تحت تاثیر قرار دهد. سود صنایع کمتر می شود و بسیاری از افرادی که در این صنایع شاغل بودند بیکار می شوند. مردم عادی از کاهش ارزش ارز محلی نارحت می شوند چرا که هزینه های سفرهای توریستی و اجناس وارداتی بیشتر می شود ولی گاها ارزی با ارزش پایین تر فواید زیادی برای اقتصاد ملی را دارا می باشد. در اصل نرخ خرید و فروش ارز، یک ابزار مالی مهم برای بانک مرکزی به منظور تدوین سیاست های پولی می باشد. ارزش گذاری نرخ ارز و کاهش یا افزایش نرخ آن بر روی بسیاری از متغییر های اقتصادی، به صورت مستقیم و غیر مستقیم تاثیر می گذارد. این عامل بر نرخ بهره، بازده سبد های سرمایه گذاری، قیمت کالا ها و خدمات و میزان اشتغال تاثیر می گذارد. بیایید تغییرات نرخ ارز را با استفاده از چندین مثال، بررسی کنیم:

 

LiteForex: ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

 

در نمودار ماهانه USD/JPY روشن است که ین در برابر دلار آمریکا قوی تر شده است. این روند به خوبی می تواند ادامه پیدا کند چرا که شاخص BigMac نشان از کاهش ارزش ین در مقابل دلار را دارد  لذا ممکن است کاهش ارزش ین در مقابل دلار در ماه های بعدی نیز ادامه پیدا کند. کاهش ارزش ین در مقابل دلار حدودا 36.58 درصد می باشد که می تواند اقتصاد ژاپن را تحت تاثیر قرار دهد. اما این احتمال نیز وجود دارد که ژاپن به این عدم تعادل قیمت ارز علاقه داشته باشد چرا که قصد دارد اجناس خود را به فروش برساند و برای رسیدن به این مقصود نرخ خرید و فروش ارز ملی خود را به طور مصنوعی کاهش داده است. باید یادآوری کنیم که نرخ ین در ژاپن به شدت تحت کنترل بوده و ما بارها شاهد کاهش یا افزایش بدون دلیل نرخ آن بوده ایم. به همین دلیل است که پیشبینی نرخ ین همچنان جز یکی از سخت ترین پیشبینی ها می باشد.

در مورد نرخ دلار نیوزلند در مقابل دلار آمریکا نیز ارزش این نماد نیوزلندی در مقابل دلار کاهش یافته است و بعدا می تواند ارزش آن بیشتر شود. طبق شاخص Big Mac نرخ این ارز 16.37 درصد کاهش داده شده است. نرخ این ارز به طور شدیدی به میزان بازدهی تولیدات و مواد غذایی نیوزلندی وابسته است و این نرخ می تواند در آینده افزایش پیدا کند. اگرچه این امکان نیز وجود دارد که نرخ این ارز به مدت طولانی در هر دو جهت حرکت کرده و حالت ساید وی داشته باشد. در نمودار می توانید ببینید قیمت در حول مرکز دامنه معاملات در حال حرکت است. یورو نیز در برابر دلار 16.37 درصد کمتر ارزش گذاری شده است بنابراین می تواند در ادامه افزایش قیمت داشته باشد. هرچند نرخ EUR/USD  هم می تواند تا 1.23 افزایش و یا تا 1.035 کاهش یابد. فارکس همیشه تعجب آور و غیر قابل پیشبینی بوده است، نرخ فعلی 1.23 دلار می باشد که حاکی از آن است که نرخ یورو کاهش داده شده است.

طبق شاخص Big Mac ارزش دلار استرالیا 14.57 درصد کاهش یافته است. ارز AUD یک ارز ارزان محسوب می شود ولی این شرایط به زودی می تواند تغییر کند. اگر به نمودار دقت کنید مشخص است که AUD/USD  به سطح محلی خود نزدیک است. نمودار قیمت تا 1.10 دلار برای یک واحد ارز استرالیایی افزایش قیمت داشته است. البته انتظار نمی رود این اتفاق مجددا رخ دهد، صعودی بودن روند این جفت ارز کاملا محتمل می باشد.

 

LiteForex: ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

 

به عنوان مثال وضعیت اقتصاد و بخش های مالی استرالیا ارتباط مستقیمی با ارزش طلا دارد. اگر قیمت فلزات گرانبها کاهش یابد، این کاهش بر اقتصاد استرالیا تاثیر منفی می گذارد. اما نمودار های طلا و AUD/USD دقیقا مانند یکدیگر نیستند. علاوه بر طلا، استرالیا مقدار زیادی آهن، زغال سنگ، و مواد غذایی در لیست محصولات صادراتی خود دارد. بیشتر شدن قیمت این محصولات می تواند پشتیبان ارز ملی استرالیا باشد و برعکس کاهش قیمت اقلام صادراتی استرالیا می تواند باعث کاهش ارزش ارز ملی استرالیا شود. در پی دلار استرالیا، ارزش دلار کانادا نیز کاهش خواهد یافت. اگر شاخص Big Mac  را برای این ارز مطالعه کنید، می بینید که 12.16 درصد از ارزش این ارز کاهش یافته است. USD/CAD با نرخ 1.60 و 1:1 مبادله شده است.

 

LiteForex: ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

 

آیا دلار کانادا قوی تر خواهد شد؟ هیچ کس نمی تواند در این مورد نظر قطعی داشته باشد اما شاخص Big Mac به خوبی می تواند نشان گر این مساله باشد و دلار آمریکا می تواند در مقابل دلار کانادا با کاهش ارزش رو به رو شود و قطعا این روند در بلند مدت امکان پذیر خواهد بود. جفت ارز فرانک سوئیس در مقابل ین ژاپن یک نمونه بسیار بازر از یک ارز قوی در مقابل یک ارز ضعیف می باشد. ین نسبتا ضعیف بوده (-36.58 درصد) و فرانک سوئیس با (27.2 درصد) قوی ترین در بین همه ارز ها می باشد. شاخص Big Mac نشان می دهد که به احتمال زیاد ین قوی تر خواهد شد و ارزش فرانک پایین تر خواهد آمد و نرخ جفت می تواند به خوبی پایین بیاید.

 

LiteForex: ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

 

در جفت ارز دلار آمریکا و رند آفریقا جنوبی نیز همین مساله کاملا نمایان است. رند به طور کامل قابل توجهی (57.34 درصد) با کاهش ارزش مواجهه بوده است. هرچند، اخیرا ارزش آن افزایش یافته است، پس پیشبینی روند این ارز کار دشواری می باشد. طبق نمودار ماهانه، می توانیم این فرض را داشته باشیم که روند فعلی ادامه خواهد یافت.

البته ، شما باید نه تنها به شاخص Big Mac بلکه باید به چگونگی حرکت نمودار قیمتی آن نیز توجه کنید.

 

LiteForex: ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

 

زمانی که قیمت عمق پیدا می کند، احتمال رشد شدید آن افزایش پیدا می کند و برعکس زمانی که قیمت یک جهش قیمتی رو به بالا انجام میدهد، احتمالا افت خواهد کرد. وضعیت رند نیز مانند ارز استرالیایی ارتباط مستقیمی با قیمت طلا دارد. آفریقا جنوبی یکی از بزرگترین تولید کنندگان طلا می باشد. اقتصاد و شاخص های مالی این کشور به قیمت طلا بستگی دارد. علاوه بر طلا آفریقا جنوبی بزرگترین تولید کننده پلاتین بوده و زغال سنگ و سنگ آهن و کبالت را نیز تولید می کند. در صورتی که می خواهید با این جفت ارز کار کنید باید نوسانات تمامی این محصولات را زیر نظر بگیرید.

اگر USD/ZAR را خرید و فروش می کنید باید بدانید که نا آرامی های اجتماعی مانند اعتصاب و یا حمله به مراکز تولید طلا و دیگر آشفتگی ها در این منطقه زیاد رخ می دهند و اگر از این قبیل مشکلات در آفریقا وجود داشته باشد. نمی توان از شاخص Big Mag  به عنوان اساس تصمیم گیری برای انجام معاملات استفاده کرد. اگر سرمایه گذاران، سرمایه های خود را از این کشور خارج کنند، کارخانه ها تعطیل شده، معدن های طلا بسته شده و ارزش ارز ملی به شدت پایین خواهد آمد.

ارزش دلار نیز می تواند با سرعت زیاد کاهش یابد چرا که هر چند قیمت طلا همیشه در حال تغییر است اما قیمت گذاری دلار نیز با مبنا استاندارد طلا انجام نشده است(یعنی چاپ پول به ازای ذخیره طلا در کشور انجام نمی شود). اگر صندوق فدرال ایالات متحده بخواهد نرخ بهره را تغییر دهد، این عامل از هر نظر اهمیت زیادی خواهد داشت. پس مهم نیست که قیمت Big Mac چقدر می باشد. برای مثال در سال 2008 که نرخ بهره به 0%-0.25% تغییر یافت، دلار با کاهش قیمت رو به رو شد.

علاوه بر فرانک سوئیس، ارزش کرونی نروژ و کرون سوئد به ترتیب 11 و 9.79 درصد کاهش یافته است. قیمت این ارزها به طور سنتی افزایش یافته بود. هر چند این عامل در هنگام انجام معاملات، باید توسط تریدر لحاظ شود. ارزهایی که قیمتشان بیش از ارزش واقعی خود افزایش یافته اند می توانند به راحتی با کاهش ارزش روبه رو شوند. این کاهش در مقابل ارزهایی که قیمتشان کاهش داده شده است بیشتر ملموس می باشد.

بیگ مک ارزان و گران

 

LiteForex: ارزش واقعی دلار آمریکا چقدر می باشد؟

 

چرا این همبرگر در سوئیس بسیار گران تر می باشد؟ اولین دلیل این گرانی، گران بودن نیروی کار در سوئیس می باشد. برای مثال یک کارگر در سوئیس ده ها برابر بیشتر از یک کارگر مصری حقوق دریافت می کند. همچنین شاخص Big Mac می تواند تحت تاثیر فاکتور های دیگری مانند آب و هوا باشد. سوئیس به مدت شش ماه دارای آب و هوای بسیار سرد می باشد و پرورش دام در این آب و هوا بسیار سخت می باشد و آنها مجبور هستند ساختمانها را برای این کار گرم نگه دارند و غیره...

هزینه کار در سوئد و فنلاند نیز بسیار گران می باشد. همچنین شرایط آب و هوایی در این کشورها نیز زیاد مساعد نمی باشد و با وجود این دلایل جای تعجبی نیست که یک همبرگر در این کشور ها گرانتر از سایر کشور هاست.

ارتباط زیادی با نرخ تورم دارد، به عنوان مثال در آرژانتین در سال 2001، هنگامی که در این کشور بحران شدیدی وجود داشت، بیگ مک بسیار ارزان بود چرا که این کشور دارای نیروی کار بسیار ارزانی بود اگر محصولات به ارز آزاد خارجی تبدیل می شد کالا ها دارای قیمت ها تمام شده بسیار کمتری بودند.

هرچند که باید شاخص Big Mag را همواره در نظر داشته باشیم اما شما نمی توانید عملکرد کلی اقتصاد یک کشور را فقط با سنجش این معیار تخمین بزنید. برای مثال شاخص Big Mag ژاپن و تایلند به هم دیگر نزدیک است این در حالی است که درامد ژاپنی ها و تایلندی ها را حتی نمی توان با هم مقایسه کرد. تایلند از مزیت نیرو کار ارزان بهره مند است و ژاپن از قدرت اتوماسیون در بسیاری از صنعت ها و استفاده بهینه از نیرو کار بهره می برد. برای مثال برای انجام دادن یک سری وظایف به چند نفر نیرو انسانی تایلندی نیاز داریم این در حالیست که همین کار را یک اپراتور ژاپنی به راحتی انجام می دهد.

حال چرا این همبرگر در کانادا بسیار گران است؟ در این کشور محصولات زیادی مانند گاو، روغن و غیره تولید می شود ولی شرایط آب و هوایی این کشور نیز مساعد نمی باشد. برای مثال در روسیه، در برخی از مناطق می توان گیاهان گرمسیری را پرورش داد اما در کشور کانادا انجام این کار کاملا غیر ممکن است چرا که هزینه تامین گرمایش مخصوصا در زمستان های سرد این کشور بسیار بالا می باشد. جریان فعلی لابرادور کشور را به شدت خنک کرده و شرایط را برای پرداخت کنندگان مالیات و همچنین کارفرمایان بسیار سخت می کند. به هر حال ، شاخص Big Mac برای معامله گران کشور های غربی با ارز های قوی بیشتر از کشور های توسعه نیافته، در نظر گرفته می شود.

جمع بندی:

با توجه به شاخص Big Mac  در معاملات جفت ارز ها چه نتیجه ای می توان گرفت؟ این شاخص نمی تواند به عنوان یک شاخص کاملا دقیق و مرجع اصلی برای انجام معاملات در نظر گرفته شود اما به کمک این شاخص می توان قضاوت نسبتا صحیحی را برای کم ارزش بودن و یا با ارزش بودن یک ارز انجام داد.

گزارش اشتغال غیر کشاورزی

گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست؟

گزارش اشتغال غیر کشاورزی چه زمانی و توسط چه کسی منتشر می شود و چگونه می توان آن را تحلیل کرد؟ استراتژی های پر سود بر اساس اشتغال غیر کشاورزی و مشکلاتی که ممکن است برای افراد مبتدی ایجاد کند

گزارش اشتغال غیر کشاورزی (NFP) به عنوان یکی از مهمترین گزارشاتی شناخته می شود که مستقیما بر نرخ ارز آمریکا تاثیر می گذارد. این گزارش یکی از مهم ترین رویداد های تقویم اقتصادی بوده و پایه استراتژی هایی فاندامنتال می باشد. با وجود ساده بودن تفسیر آمار، سودگیری از این گزارش دشوار است و حتی بسیاری از معامله گران حرفه ای معتقدند زمانی که این گزارش منتشر می شود، باید از انجام معاملات خود داری کرد. در این مقاله خواهیم آموخت که اشتغال غیر کشاورزی چیست، چه کسی آن را منتشر می کند، چگونه می توان آن را آنالیز کرد، چه استراتژی هایی بر اساس آن وجود دارد، چرا سودگیری از آن سخت است و چه تله هایی در انتظار افراد مبتدی می باشد.

گزارش اشتغال غیر کشاورزی چه مفهومی دارد و چگونه می توان از طریق آن کسب سود کرد؟

معامله گران فاندامنتال، از تقویم اقتصادی زیاد استفاده می کنند. به همین دلیل، با استفاده از نوسانات شدیدی که بعد از انتشار گزارشات اقتصادی به وجود می آیند این فرصت به وجود می آید که سودی که یک معامله گر در طول یک هفته و یا حتی زمان بیشتر در یک بازار آرام کسب می کند، در عرض چند ساعت بدست آورند. کاملا منطقی به نظر می رسد که معامله گران مبتدی احساس کنند که می توان با استفاده از این اخبار به سادگی درامد کسب کرد اما دقیقا اینجاست که میفهمند سخت در اشتباه بودند. گزارش اشتغال غیر کشاورزی یکی از مهم ترین رویدادهای اقتصادی است که میتواند تاثیرات عظیمی بر روی شاخص بگذارد و به همین دلیل بسیاری از معامله گران، انجام معاملات در هنگام این خبر را عاقلانه نمی دانند. در این مقاله سر فصل های زیر را خواهید خواهید گرفت:

  • گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست، چه زمانی منتشر می شود، و کجا می توان اطلاعاتی از آن بدست آورد؛
  • چگونه می توان مقدار اهمیت آن را تحلیل کرد و چگونه می توان با آن درامد کسب کرد؛
  • چه چالش هایی وجود دارد، و چرا معامله بر اساس اخبار برای معامله گران مبتدی خطرناک می باشد؛

گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست؟ (تئوری)

گزارش اشتغال غیر کشاورزی یکی از مهم ترین گزارشاتی است که در مورد بازار کار ایالات متحده آمریکا منتشر می شود و تاثیر شدیدی بر نرخ دلار می گذارد. از نظر اهمیت، این گزارش بعد از گزارش نرخ تنزیل (نرخ تنزیل، نرخ بهره ‌ای است که از بانک های تجاری و سایر مؤسسات سپرده گذاری، برای وام های دریافتی از بانک فدرال رزرو آمریکا گرفته می‌شود) رتبه دوم را به خود اختصاص داده است. این گزارش تعداد افراد شاغل در حوزه های غیر کشاورزی را نشان می دهد. این آمار بر اساس تعداد کارمندان دولت، بخش خصوصی و شرکت های غیر انتفاعی (ناسودبر) بدست می آید. تعداد کل افراد شاغل در این بخش 80 درصد (20 درصد از شاغلین بخش کشاورزی در این آمار در نظر گرفته نمی شود، زیرا شغل این افراد فصلی تلقی می شود) نرخ تولید ناخالص داخلی کشور آمریکا را در بر می گیرند. تحلیل کلی به این شکل است:

  • اگر رقم واقعی (actual) بالاتر از رقم پیشبینی شده (forecast) باشد، معامله گران در بازار حالت گاوی خواهند داشت. (از آنجایی که این نرخ نشانگر رشد اقتصاد می باشد، باعث رشد دلار در مقابل بقیه ارزها خواهد شد)؛
  • اگر رقم واقعی (actual) کمتر از رقم پیشبینی (forecast) باشد، معامله گران حالت خرسی به خود خواهند گرفت. (چرا که نرخی که از رشد اقتصاد پیشبینی می شد کمتر می باشد و باعث کاهش ارزش دلار در مقابل ارزهای دیگر خواهد شد)

 

LiteForex: گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست.

 

این تصویر نشان دهنده ی آمار موجود در تقویم اقتصادی می باشد. برای مثال، بیایید آمار را از نهم سپتامبر 2018 (برای آگوست) بررسی کنیم. زمانی که تغییر در تعداد افراد شاغل، 191 هزار نفر پیش بینی می شد، عدد واقعی 201 هزار نفر اعلام شد. به دلیل اینکه این عدد بیشتر از مقدار پیشبینی شده بود، با رنگ سبز نشان داده شده است. این گزارش توسط سرمایه گزاران مثبت طلقی شد (این مورد در مثال بخش بعد به صورت کامل بررسی خواهد شد). همانطور که در عمل نشان داده شده است، بازار به اختلاف بیش از 40 هزار واحد، بین مقدار قبلی (previous) و واقعی، (که البته در مثال ما این عدد 54 هزار واحد بود: 201 - 147 = 54K) واکنش قابل توجی نشان می دهد.

به یاد داشته باشید در نهم سپتامبر 2018، مقدار واقعی با مقدار قبلی، در 5 اکتبر 2018 یکسان بودند. این تنها مثالی است که این اعداد با هم دیگر برابر هستند. چرا ؟ آمار همیشه دقیق نبوده و گاها در معرض تجدید نظر قرار می گیرد. در حالی که در مقادیر واقعی ارائه شده، تغییر تعداد کارمندان از تاریخ 3 اوت 2018 در مجموع 175 هزار نفر بوده است و پس از تجدید نظر در ابتدای دوره گزارش (مقدار قبلی ثبت شده در 9ام سپتامبر 2018 )، این رقم به 147 هزار تبدیل شد. از آنجا که مقداری که در تجدید نظر بدست آمده است بیشتر می باشد، عدد 147 با رنگ قرمز نشان داده شده است.

این گزارش جمعه اول هر ماه در ساعت 3:30 بعد از  ظهر (4:30 بعد از ظهر وابسته به فصل) به زمان مسکو منتشر می شود. منبع اطلاعات، تحقیقاتی است که از 400 شرکت مختلف آمریکایی انجام می شود، محاسبات توسط دفتر آمار اشتغال آمریکا (BLS) انجام شده و نویسنده این گزارش وزارت کار آمریکا می باشد.

این گزارش نسبت به تغییرات میانگین دستمزد ساعتی، که ممکن است کل آمار را دستخوش تغییر کند، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. در اینجا به گزارشات مهمی که انجام می شوند، اشاره شده است:

  • گزارش، شرکت پردازش داده های خودکار. این شرکت بزرگترین اپراتوری است که در حال دریافت صورت درامد ها می باشد. این گزارش یک روز قبل تر از گزارش اشتغال غیر کشاورزی اعلام می شود و می تواند برای براورد اولیه اشتغال (حقوق متوسط در هر ساعت) مورد استفاده قرار گیرد. با وجود این واقعیت که می توان آن را فقط در اخبار (به عنوان مثال رویترز) ردیابی کرد، بانک های سرمایه گذاری پس از انتشار این آمار، پیشبینی های خود را از گزارش اشتغال غیر کشاورزی، بازبینی می کنند.
  • گزارش ادعای بیکاری- تغییر در تعداد درخواستهای دریافت مزایای بیمه بیکاری که به صورت هفتگی در روزهای پنجشنبه منتشر می شود. اگر تعداد آنها کاهش یابد، احتمالا میزان شاخص حقوق. اشتغال غیر کشاورزی افزایش خواهد یافت.

معامله گران همچنین می توانند داده های مربوط به  PMI(شاخص فعالیت تجاری) و ISM (شاخص خوشبینی در تجارت) و شاخص انتظارات مصرف کننده را توسط آژانس های خبری دنبال کنند. به نظر می رسد تجزیه و تحلیل داده ها در مورد بیکاری (اشتغال) و بخش های اصلی مانند تولید، ساخت و ساز، تجارت، حمل و نقل، حوزه درمان و دارو و همچنین گردشگی و حوزه رستوران کاربردی باشد.

فدرال رزرو بر روی داده های بازار کار متمرکز شده است: رشد پایدار شغل منجر به تقاضای بیشتر و به تبع آن بالا رفتن قیمت ها می شود. برای مهار تورم، فدرال رزرو نرخ تنزیل را افزایش می دهد که در فارکس نیز تاثیر می گذارد.

چگونگی درامد زایی از گزارش اشتغال غیر کشاورزی (تمرین)

با تلاش زیاد سود خواهید کرد. باتوجه به نوسانات و تاثیر کوتاه-مدت این گزارش، برخی از منابع تحلیلی از انجام پیشبینی روی این شاخص خود داری می کنند. تصویر زیر دلیل این امر را نشان می دهد:

 

LiteForex: گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست.

 

واکنش به گزارش اشتغال غیر کشاورزی با رنگ زرد نشان داده شده است. به نظر من بدهی است که نوسانات بسیار قوی تری نسبت به تحرکات بعد از انتشار گزارش وجود دارند، که همیشه قابل پیشبینی نمی باشند.

با این وجود چندین استراتژی معاملاتی مختلف را به شما معرفی می کنم:

  • خرید و فروش جفت ارزهایی که نوسانات بالایی دارند: یورو به دلار آمریکا، دلارهای کانادا و نیوزلند، پوند انگلستان و یا فرانک سوئیس. معامله باید در اولین ثانیه ها و در جهت مقدار واقعی پیشبینی شده باز شود. پوزیشن شما باید دو ثانیه های اول و در جهت مقدار واقعی پیشبینی شده، باز شود. اگر گفته شده است که مقدار واقعی بزرگتر از پیش بینی می باشد، باید یک پوزیشن لانگ (خرید) باز کنید، و اگر واقعی از پیش بینی کوچک تر بود، معامله ی شورت (فروش). توجه داشته باشید در اینجا مقدار قبلی ارزش خاصی ندارد. برای مثال: اگر مقدار قبلی = 250 باشد، و عدد پیشبینی شده 180 بوده و مقدار واقعی = 220 باشد، با وجود اینکه مقدار واقعی کمتر از مقدار قبلی است، پوزیشن باید به عنوان خرید ثبت گردد. دلیل: پیشبینی برای مدت طولانی در بازار تاثیر خود را گذاشته است و بازار قبلا بر اساس این پیشبینی در مقایسه با ارزش قبلی (دوره قبلی) معامله شده است. اگر پیشبینی شما برای مقدار واقعی درست نباشد - شما بد شانسی آورده اید.
  • قرار دادن دو سفارش در حال انتظار قبل از انتشار خبر. نقطه ورود به صورت جداگانه مشخص می شود. هر دو سفارش توسط تریلنگ استاپ و حد سود بیمه شده اند. اگر روند در جهت یکسان حرکت کند، شما می توانید سود خوبی در عرض چند دقیقه کسب کنید. و اگر هر دو سفارش به علت نوسانات بالا فعال شوند، معامله گر ضرر خواهد کرد.

سوال اصلی در معاملاتی که بر اساس اخبار انجام می شود این است که ، چه زمانی باید وارد معامله شویم: قبل یا بعد از انتشار گزارش؟ در حالت اول خطر اشتباه کردن وجود دارد و در حالت دوم احتمال تاخیر در ورود به معامله وجود دارد.

بیایید یک مثال را در نظر بگیریم. در تاریخ 7 سپتامبر 2018، در ساعت 15:30 گزارش اشتغال غیر کشاورزی منتشر شد.

 

LiteForex: گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست.

 

در ماه جولای (گزارش از 3 آگوست 2018)، تعداد مشاغل جدید ایجاد شده به 157 هزار نفر کاهش یافت (بعدا، پس از تجدید نظر در آمار، این مقدار به 147 هزار نفر تغییر کرد). با این حال، پیشبینی های تحلیل گران حاکی از افزایش 191 هزار نفری در آگوست بود، اما آمار از پیشبینی ها فرا تر رفت و 201 هزار شاغل جدید به وجود آمده بود. این عدد بیش از حد خوشبینانه است چرا که پیشبینی ماه سپتامبر کاهش به عدد 185 هزار نفر را تخمین زده بود.

سرمایه گذاران بلافاصله با شرط بندی روی دلار به این گزارش پاسخ دادند (کندل پنج دقیقه ای قرمز در ساعت 15:30 ). کسانی که این لحظه را از دست دادند با ریسک به مراتب بالا و سود کمتر وارد بازار شدند. لطفا به یاد داشته باشید که در انتهای بخش، کسانی که روی فروش یورو شرط بسته بودند کم کم سفارشات خود را بستند. از نظر منطقی، در پایان روز کاری نرخ بالا تر رفت. در اینجا باید به سخنان ترامپ هم اشاره کنیم که در این تاریخ، وی عنوان کرد برای اولین بار در 12 سال گذشته رشد اقتصاد (4.2 درصد) از نرخ بیکاری (3.9 درصد) پیشی گرفت.

 

LiteForex: گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست.

 

این رقم نشان می دهد که در آستانه انتشار گزارش، روند نسبت به واکنشی که به دیگر عوامل فاندمنتال داشته است، شیب کمتری داشته است. با توجه به پیشبینی تحلیل گران از بازار کار، معامله گران در حال حاظر شروع به قرار دادن سفارش فروش یورو کرده و روی رشد دلار شرط بستند. پس از انتشار آمار، نرخ EUR/USD کاهش یافت، و در 11 سپتامبر نرخ ریکاور شد (یعنی قیمت به محل اولیه خود بازگشت). در این مورد، پوزیشن ما می توانست بیش از 3 ساعت باز بماند، اما خطر سواپ سه برابر و فشار نوسانات بزرگ، سود گیری از آن را غیر ممکن کرده بود.

مختصر و مفید: 1. ما رفتار روند را پس از گذشت سه ساعت از انتشار آمار، بررسی کردیم و آنرا با پیشبینی های انجام شده مقایسه کردیم. اگر روند افقی باشد بهتر است. 2.  با توجه به امکان وجود افت و خیز در بازار ، ما معامله را توسط استاپ اوردر ها بیمه کردیم. 3. دقیقا پس از ارائه شدن آمار، یک پوزیشن باز کردیم، پنج دقیقه تاخیر می تواند باعث شکست معاملات شود. 4. حریص نباشید و دچار پنیک نشوید: معامله را پس از 30 دقیقه ببندید، اگر روند برگشت انجام نداد، یک تریلنیگ استاپ تعیین کنید و یا پس از گذشت 1.5 الی 2 ساعت از  باز شدن معامله، از بازار خارج شوید.

مشکلات اشتغال غیر کشاورزی

در نگاه اول، کلیت استراتژی مشخص است. اما بیایید یک حالت فرضی را در نظر بگیریم: وقتی در ساعت 15:30، خبر منتشر می شود، با توجه به مثبت بودن نتایج گزارش همه برای خرید دلار عجله می کنند. فرض کنید افرادی هم وجود دارند که سفارش فروش دلار ثبت می کنند. سوال: چه کسی معاملات را خواهد بست و در چه نقطه ای؟ بعضی از افراد از سودی که بعد از گذشت 3 تا 10 دقیقه بدست آورده اند (اسکالپر) کاملا خوشحال هستند. هر سفارش خرید یا فروش (باز کردن و یا بستن یک پوزیشن) بر روی جهت روند تاثیر گذار می باشد و در تایم فریم های طولانی مدت، روند نسبتا یکنواخت و رو به بالا خواهد بود، پس در یک تایم فریم کوتاه (M1, M5) نوسان وجود خواهد داشت، چرا که در این لحظه هزاران سفارش خرید و یا فروش انجام می شود.

این وضعیت فرضی می باشد، اما به زبان ساده توضیح می دهد که چرا این روند در جهت معینی قدرت نخواهد داشت، بلکه نشان گر نوسانی است که پس از انتشار گزارش ایجاد می شود. گاهی اوقات در دقایق اول روند در یک جهت تقویت می شود، حد ضرر ها را فعال می کند و حالت شارپ به خود می گیرد.

مشکلات گزارش اشتغال غیر کشاورزی:

غیر قابل پیشبینی بودن. در اینجا به تصویر قبلی برمیگردیم. بگذارید یاد آوری کنیم که با افزایش تعداد مشاغل در تاریخ 7  سپتامبر 2018، رسیدن 147 هزار به 201 هزار، شاهد افزایش شدید نرخ دلار شدیم. و حالا بیایید به خط قبلی نگاهی بیندازیم:

 

LiteForex: گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست.

 

اگر یادتان باشد در 7 سپتامبر 2018، اختلاف بین عدد واقعی و مقدار قبلی به 54 هزار بوده و اختلاف مقدار واقعی و پیشبینی ها به 10 هزار واحد رسید. و این دلیل کافی بود تا دلار رشد چشمگیری داشته باشد. چیزی که ما در سوم اکتبر 2018 دیدیم: تفاوت بین عدد واقعی با مقدار قبلی آن منفی 91 هزار واحد بود، اختلاف مقدار پیشبینی شده با مقدار واقعی به منفی 36 هزار عدد رسید و بازار نسبت به ماه سپتامبر باید واکنش بسیار شدیدی به این آمار نشان می داد.

 

LiteForex: گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست.

 

همانطور که در تصویر مشاهده می کنید، به جای رشد ارزش یورو، شاهد کاهش نرخ آن هستیم. نکته جالب اینجاست که، تحلیلگران این واقعیت را نادیده می گیرند و سعی می کنند نظری درباره آن نداشته باشند. یکی دیگر از نسخه های اعتماد به نفس بالای سرمایه گذاران، در مورد قدرت زیاد آمریکا در جنگ تجاری آمریکا و چین بود. و تا حدی این نسخه قابل قبول می باشد. زمانی که به علت جنگ اقتصادی، لیر ترکیه سقوط کرد، اورپا بیشتر از این که تحت تاثیر آمار اشتغال غیر کشاورزی باشد، تحت تاثیر قدرت آمریکا در جنگ تجاری ایجاد شده قرار گرفت و در نتیجه نرخ یورو با کاهش رو به رو شد.

در هر حال، اینها تنها نظراتی هستند که به روشنی خطر معاملات کوتاه مدت را در تحلیل فاندامنتال نشان می دهند. آیا شما هنور هم می خواهید بر پایه گزارشات اشتغال غیر کشاورزی معامله کنید؟

  • نرخ جفت ارز در حال حاظر در پیشبینی تحلیل گران مشخص شده است. تا حدودی، در نمودار قسمت قبل نیز قابل مشاهده می باشد. من قبلا هم این موضوع را بررسی کرده ام که تقریبا سه ساعت قبل از ارائه آمار، معامله گران شروع به شرط بندی روی تقویت دلار کردند. و همچنین من متذکر شدم که شما فقط می توانید تا 3 ساعت بعد از ارائه شدن گزارش اشتغال غیر کشاورزی با آن درامد کسب کنید. اگر آمار اشتغال در ماه سپتامبر، معامله گرانی که در اول صف بودند را نا امید کرده بود، حتی آمار های مثبت نیز می توانستند برخلاف دلار ظاهر شوند.
  • عدم در نظر گرفتن پیشبینی بازار و احتمال وقوع تجدید نظر در آمار. من بارها در مورد این موضوع صحبت کرده ام: حتی آمارهای مثبت اگر بدتر از میزان پیشبینی شده باشند، می توانند باعث سقوط دلار شوند.
  • غیر عادی بودن. داستانی وجود دارد که باعث متحیر ماندن تمام معامله گران شد. گزارش اشتغال غیر کشاورزی منتشر شده در اکتبر 2013 مثبت بوده، اما نرخ دلار در زمان ارائه شدن این آمار سقوط شدیدی را تجربه کرد. هیچ دلیل خاصی برای این امر وجود نداشت و آخرین باری که چنین شرایطی در اوایل سال 2000 اتفاق افتاده بود. یکی از تئوری های ممکن این است که یکی از بازیگران اصلی بازار مقدار زیادی از ارز خود را در بازار فروخته است ولی هیچ سندی برای تایید این تئوری در دست نیست.

نظر من: بهتر است معاملات دلار قبل از گزارشات اشتغال غیر کشاورزی بسته شوند و از درگیر شدن با این نوسان دوری کنید. و یا شانس خود را امتحان کرده و از ریسک لذت ببرید.

نتیجه. گزارش اشتغال غیر کشاورزی یکی از شاخص های اقتصاد آمریکا می باشد، و برای درامدزایی از آن به کمی شانس نیاز خواهید داشت. علاوه بر تحقیق عمیق، شما به یک درک درست از روانشناسی بازار و سرعت عمل بالا نیاز خواهید داشت. برندگان این بازی کسانی خواهند بود که بازی را در مقابل رقبا به بهترین شکل مدیریت کرده، سریع واکنش نشان داده و از پر سرعت ترین کارگزاری ها استفاده می کنند. افسوس، معامله گرانی که تصمیم می گیرند با سرعت بالایی درامد کسب کنند به دلیل بالا بودن نوسان بازار، به سرعت ضرر می دهند. پیشنهاد می شود معامله گران مبتدی بر اساس اخبار معامله نکنند. 

گزارش اشتغال غیر کشاورزی

گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست؟

گزارش اشتغال غیر کشاورزی چه زمانی و توسط چه کسی منتشر می شود و چگونه می توان آن را تحلیل کرد؟ استراتژی های پر سود بر اساس اشتغال غیر کشاورزی و مشکلاتی که ممکن است برای افراد مبتدی ایجاد کند

گزارش اشتغال غیر کشاورزی (NFP) به عنوان یکی از مهمترین گزارشاتی شناخته می شود که مستقیما بر نرخ ارز آمریکا تاثیر می گذارد. این گزارش یکی از مهم ترین رویداد های تقویم اقتصادی بوده و پایه استراتژی هایی فاندامنتال می باشد. با وجود ساده بودن تفسیر آمار، سودگیری از این گزارش دشوار است و حتی بسیاری از معامله گران حرفه ای معتقدند زمانی که این گزارش منتشر می شود، باید از انجام معاملات خود داری کرد. در این مقاله خواهیم آموخت که اشتغال غیر کشاورزی چیست، چه کسی آن را منتشر می کند، چگونه می توان آن را آنالیز کرد، چه استراتژی هایی بر اساس آن وجود دارد، چرا سودگیری از آن سخت است و چه تله هایی در انتظار افراد مبتدی می باشد.

گزارش اشتغال غیر کشاورزی چه مفهومی دارد و چگونه می توان از طریق آن کسب سود کرد؟

معامله گران فاندامنتال، از تقویم اقتصادی زیاد استفاده می کنند. به همین دلیل، با استفاده از نوسانات شدیدی که بعد از انتشار گزارشات اقتصادی به وجود می آیند این فرصت به وجود می آید که سودی که یک معامله گر در طول یک هفته و یا حتی زمان بیشتر در یک بازار آرام کسب می کند، در عرض چند ساعت بدست آورند. کاملا منطقی به نظر می رسد که معامله گران مبتدی احساس کنند که می توان با استفاده از این اخبار به سادگی درامد کسب کرد اما دقیقا اینجاست که میفهمند سخت در اشتباه بودند. گزارش اشتغال غیر کشاورزی یکی از مهم ترین رویدادهای اقتصادی است که میتواند تاثیرات عظیمی بر روی شاخص بگذارد و به همین دلیل بسیاری از معامله گران، انجام معاملات در هنگام این خبر را عاقلانه نمی دانند. در این مقاله سر فصل های زیر را خواهید خواهید گرفت:

  • گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست، چه زمانی منتشر می شود، و کجا می توان اطلاعاتی از آن بدست آورد؛
  • چگونه می توان مقدار اهمیت آن را تحلیل کرد و چگونه می توان با آن درامد کسب کرد؛
  • چه چالش هایی وجود دارد، و چرا معامله بر اساس اخبار برای معامله گران مبتدی خطرناک می باشد؛

گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست؟ (تئوری)

گزارش اشتغال غیر کشاورزی یکی از مهم ترین گزارشاتی است که در مورد بازار کار ایالات متحده آمریکا منتشر می شود و تاثیر شدیدی بر نرخ دلار می گذارد. از نظر اهمیت، این گزارش بعد از گزارش نرخ تنزیل (نرخ تنزیل، نرخ بهره ‌ای است که از بانک های تجاری و سایر مؤسسات سپرده گذاری، برای وام های دریافتی از بانک فدرال رزرو آمریکا گرفته می‌شود) رتبه دوم را به خود اختصاص داده است. این گزارش تعداد افراد شاغل در حوزه های غیر کشاورزی را نشان می دهد. این آمار بر اساس تعداد کارمندان دولت، بخش خصوصی و شرکت های غیر انتفاعی (ناسودبر) بدست می آید. تعداد کل افراد شاغل در این بخش 80 درصد (20 درصد از شاغلین بخش کشاورزی در این آمار در نظر گرفته نمی شود، زیرا شغل این افراد فصلی تلقی می شود) نرخ تولید ناخالص داخلی کشور آمریکا را در بر می گیرند. تحلیل کلی به این شکل است:

  • اگر رقم واقعی (actual) بالاتر از رقم پیشبینی شده (forecast) باشد، معامله گران در بازار حالت گاوی خواهند داشت. (از آنجایی که این نرخ نشانگر رشد اقتصاد می باشد، باعث رشد دلار در مقابل بقیه ارزها خواهد شد)؛
  • اگر رقم واقعی (actual) کمتر از رقم پیشبینی (forecast) باشد، معامله گران حالت خرسی به خود خواهند گرفت. (چرا که نرخی که از رشد اقتصاد پیشبینی می شد کمتر می باشد و باعث کاهش ارزش دلار در مقابل ارزهای دیگر خواهد شد)

 

LiteForex: گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست.

 

این تصویر نشان دهنده ی آمار موجود در تقویم اقتصادی می باشد. برای مثال، بیایید آمار را از نهم سپتامبر 2018 (برای آگوست) بررسی کنیم. زمانی که تغییر در تعداد افراد شاغل، 191 هزار نفر پیش بینی می شد، عدد واقعی 201 هزار نفر اعلام شد. به دلیل اینکه این عدد بیشتر از مقدار پیشبینی شده بود، با رنگ سبز نشان داده شده است. این گزارش توسط سرمایه گزاران مثبت طلقی شد (این مورد در مثال بخش بعد به صورت کامل بررسی خواهد شد). همانطور که در عمل نشان داده شده است، بازار به اختلاف بیش از 40 هزار واحد، بین مقدار قبلی (previous) و واقعی، (که البته در مثال ما این عدد 54 هزار واحد بود: 201 - 147 = 54K) واکنش قابل توجی نشان می دهد.

به یاد داشته باشید در نهم سپتامبر 2018، مقدار واقعی با مقدار قبلی، در 5 اکتبر 2018 یکسان بودند. این تنها مثالی است که این اعداد با هم دیگر برابر هستند. چرا ؟ آمار همیشه دقیق نبوده و گاها در معرض تجدید نظر قرار می گیرد. در حالی که در مقادیر واقعی ارائه شده، تغییر تعداد کارمندان از تاریخ 3 اوت 2018 در مجموع 175 هزار نفر بوده است و پس از تجدید نظر در ابتدای دوره گزارش (مقدار قبلی ثبت شده در 9ام سپتامبر 2018 )، این رقم به 147 هزار تبدیل شد. از آنجا که مقداری که در تجدید نظر بدست آمده است بیشتر می باشد، عدد 147 با رنگ قرمز نشان داده شده است.

این گزارش جمعه اول هر ماه در ساعت 3:30 بعد از  ظهر (4:30 بعد از ظهر وابسته به فصل) به زمان مسکو منتشر می شود. منبع اطلاعات، تحقیقاتی است که از 400 شرکت مختلف آمریکایی انجام می شود، محاسبات توسط دفتر آمار اشتغال آمریکا (BLS) انجام شده و نویسنده این گزارش وزارت کار آمریکا می باشد.

این گزارش نسبت به تغییرات میانگین دستمزد ساعتی، که ممکن است کل آمار را دستخوش تغییر کند، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. در اینجا به گزارشات مهمی که انجام می شوند، اشاره شده است:

  • گزارش، شرکت پردازش داده های خودکار. این شرکت بزرگترین اپراتوری است که در حال دریافت صورت درامد ها می باشد. این گزارش یک روز قبل تر از گزارش اشتغال غیر کشاورزی اعلام می شود و می تواند برای براورد اولیه اشتغال (حقوق متوسط در هر ساعت) مورد استفاده قرار گیرد. با وجود این واقعیت که می توان آن را فقط در اخبار (به عنوان مثال رویترز) ردیابی کرد، بانک های سرمایه گذاری پس از انتشار این آمار، پیشبینی های خود را از گزارش اشتغال غیر کشاورزی، بازبینی می کنند.
  • گزارش ادعای بیکاری- تغییر در تعداد درخواستهای دریافت مزایای بیمه بیکاری که به صورت هفتگی در روزهای پنجشنبه منتشر می شود. اگر تعداد آنها کاهش یابد، احتمالا میزان شاخص حقوق. اشتغال غیر کشاورزی افزایش خواهد یافت.

معامله گران همچنین می توانند داده های مربوط به  PMI(شاخص فعالیت تجاری) و ISM (شاخص خوشبینی در تجارت) و شاخص انتظارات مصرف کننده را توسط آژانس های خبری دنبال کنند. به نظر می رسد تجزیه و تحلیل داده ها در مورد بیکاری (اشتغال) و بخش های اصلی مانند تولید، ساخت و ساز، تجارت، حمل و نقل، حوزه درمان و دارو و همچنین گردشگی و حوزه رستوران کاربردی باشد.

فدرال رزرو بر روی داده های بازار کار متمرکز شده است: رشد پایدار شغل منجر به تقاضای بیشتر و به تبع آن بالا رفتن قیمت ها می شود. برای مهار تورم، فدرال رزرو نرخ تنزیل را افزایش می دهد که در فارکس نیز تاثیر می گذارد.

چگونگی درامد زایی از گزارش اشتغال غیر کشاورزی (تمرین)

با تلاش زیاد سود خواهید کرد. باتوجه به نوسانات و تاثیر کوتاه-مدت این گزارش، برخی از منابع تحلیلی از انجام پیشبینی روی این شاخص خود داری می کنند. تصویر زیر دلیل این امر را نشان می دهد:

 

LiteForex: گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست.

 

واکنش به گزارش اشتغال غیر کشاورزی با رنگ زرد نشان داده شده است. به نظر من بدهی است که نوسانات بسیار قوی تری نسبت به تحرکات بعد از انتشار گزارش وجود دارند، که همیشه قابل پیشبینی نمی باشند.

با این وجود چندین استراتژی معاملاتی مختلف را به شما معرفی می کنم:

  • خرید و فروش جفت ارزهایی که نوسانات بالایی دارند: یورو به دلار آمریکا، دلارهای کانادا و نیوزلند، پوند انگلستان و یا فرانک سوئیس. معامله باید در اولین ثانیه ها و در جهت مقدار واقعی پیشبینی شده باز شود. پوزیشن شما باید دو ثانیه های اول و در جهت مقدار واقعی پیشبینی شده، باز شود. اگر گفته شده است که مقدار واقعی بزرگتر از پیش بینی می باشد، باید یک پوزیشن لانگ (خرید) باز کنید، و اگر واقعی از پیش بینی کوچک تر بود، معامله ی شورت (فروش). توجه داشته باشید در اینجا مقدار قبلی ارزش خاصی ندارد. برای مثال: اگر مقدار قبلی = 250 باشد، و عدد پیشبینی شده 180 بوده و مقدار واقعی = 220 باشد، با وجود اینکه مقدار واقعی کمتر از مقدار قبلی است، پوزیشن باید به عنوان خرید ثبت گردد. دلیل: پیشبینی برای مدت طولانی در بازار تاثیر خود را گذاشته است و بازار قبلا بر اساس این پیشبینی در مقایسه با ارزش قبلی (دوره قبلی) معامله شده است. اگر پیشبینی شما برای مقدار واقعی درست نباشد - شما بد شانسی آورده اید.
  • قرار دادن دو سفارش در حال انتظار قبل از انتشار خبر. نقطه ورود به صورت جداگانه مشخص می شود. هر دو سفارش توسط تریلنگ استاپ و حد سود بیمه شده اند. اگر روند در جهت یکسان حرکت کند، شما می توانید سود خوبی در عرض چند دقیقه کسب کنید. و اگر هر دو سفارش به علت نوسانات بالا فعال شوند، معامله گر ضرر خواهد کرد.

سوال اصلی در معاملاتی که بر اساس اخبار انجام می شود این است که ، چه زمانی باید وارد معامله شویم: قبل یا بعد از انتشار گزارش؟ در حالت اول خطر اشتباه کردن وجود دارد و در حالت دوم احتمال تاخیر در ورود به معامله وجود دارد.

بیایید یک مثال را در نظر بگیریم. در تاریخ 7 سپتامبر 2018، در ساعت 15:30 گزارش اشتغال غیر کشاورزی منتشر شد.

 

LiteForex: گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست.

 

در ماه جولای (گزارش از 3 آگوست 2018)، تعداد مشاغل جدید ایجاد شده به 157 هزار نفر کاهش یافت (بعدا، پس از تجدید نظر در آمار، این مقدار به 147 هزار نفر تغییر کرد). با این حال، پیشبینی های تحلیل گران حاکی از افزایش 191 هزار نفری در آگوست بود، اما آمار از پیشبینی ها فرا تر رفت و 201 هزار شاغل جدید به وجود آمده بود. این عدد بیش از حد خوشبینانه است چرا که پیشبینی ماه سپتامبر کاهش به عدد 185 هزار نفر را تخمین زده بود.

سرمایه گذاران بلافاصله با شرط بندی روی دلار به این گزارش پاسخ دادند (کندل پنج دقیقه ای قرمز در ساعت 15:30 ). کسانی که این لحظه را از دست دادند با ریسک به مراتب بالا و سود کمتر وارد بازار شدند. لطفا به یاد داشته باشید که در انتهای بخش، کسانی که روی فروش یورو شرط بسته بودند کم کم سفارشات خود را بستند. از نظر منطقی، در پایان روز کاری نرخ بالا تر رفت. در اینجا باید به سخنان ترامپ هم اشاره کنیم که در این تاریخ، وی عنوان کرد برای اولین بار در 12 سال گذشته رشد اقتصاد (4.2 درصد) از نرخ بیکاری (3.9 درصد) پیشی گرفت.

 

LiteForex: گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست.

 

این رقم نشان می دهد که در آستانه انتشار گزارش، روند نسبت به واکنشی که به دیگر عوامل فاندمنتال داشته است، شیب کمتری داشته است. با توجه به پیشبینی تحلیل گران از بازار کار، معامله گران در حال حاظر شروع به قرار دادن سفارش فروش یورو کرده و روی رشد دلار شرط بستند. پس از انتشار آمار، نرخ EUR/USD کاهش یافت، و در 11 سپتامبر نرخ ریکاور شد (یعنی قیمت به محل اولیه خود بازگشت). در این مورد، پوزیشن ما می توانست بیش از 3 ساعت باز بماند، اما خطر سواپ سه برابر و فشار نوسانات بزرگ، سود گیری از آن را غیر ممکن کرده بود.

مختصر و مفید: 1. ما رفتار روند را پس از گذشت سه ساعت از انتشار آمار، بررسی کردیم و آنرا با پیشبینی های انجام شده مقایسه کردیم. اگر روند افقی باشد بهتر است. 2.  با توجه به امکان وجود افت و خیز در بازار ، ما معامله را توسط استاپ اوردر ها بیمه کردیم. 3. دقیقا پس از ارائه شدن آمار، یک پوزیشن باز کردیم، پنج دقیقه تاخیر می تواند باعث شکست معاملات شود. 4. حریص نباشید و دچار پنیک نشوید: معامله را پس از 30 دقیقه ببندید، اگر روند برگشت انجام نداد، یک تریلنیگ استاپ تعیین کنید و یا پس از گذشت 1.5 الی 2 ساعت از  باز شدن معامله، از بازار خارج شوید.

مشکلات اشتغال غیر کشاورزی

در نگاه اول، کلیت استراتژی مشخص است. اما بیایید یک حالت فرضی را در نظر بگیریم: وقتی در ساعت 15:30، خبر منتشر می شود، با توجه به مثبت بودن نتایج گزارش همه برای خرید دلار عجله می کنند. فرض کنید افرادی هم وجود دارند که سفارش فروش دلار ثبت می کنند. سوال: چه کسی معاملات را خواهد بست و در چه نقطه ای؟ بعضی از افراد از سودی که بعد از گذشت 3 تا 10 دقیقه بدست آورده اند (اسکالپر) کاملا خوشحال هستند. هر سفارش خرید یا فروش (باز کردن و یا بستن یک پوزیشن) بر روی جهت روند تاثیر گذار می باشد و در تایم فریم های طولانی مدت، روند نسبتا یکنواخت و رو به بالا خواهد بود، پس در یک تایم فریم کوتاه (M1, M5) نوسان وجود خواهد داشت، چرا که در این لحظه هزاران سفارش خرید و یا فروش انجام می شود.

این وضعیت فرضی می باشد، اما به زبان ساده توضیح می دهد که چرا این روند در جهت معینی قدرت نخواهد داشت، بلکه نشان گر نوسانی است که پس از انتشار گزارش ایجاد می شود. گاهی اوقات در دقایق اول روند در یک جهت تقویت می شود، حد ضرر ها را فعال می کند و حالت شارپ به خود می گیرد.

مشکلات گزارش اشتغال غیر کشاورزی:

غیر قابل پیشبینی بودن. در اینجا به تصویر قبلی برمیگردیم. بگذارید یاد آوری کنیم که با افزایش تعداد مشاغل در تاریخ 7  سپتامبر 2018، رسیدن 147 هزار به 201 هزار، شاهد افزایش شدید نرخ دلار شدیم. و حالا بیایید به خط قبلی نگاهی بیندازیم:

 

LiteForex: گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست.

 

اگر یادتان باشد در 7 سپتامبر 2018، اختلاف بین عدد واقعی و مقدار قبلی به 54 هزار بوده و اختلاف مقدار واقعی و پیشبینی ها به 10 هزار واحد رسید. و این دلیل کافی بود تا دلار رشد چشمگیری داشته باشد. چیزی که ما در سوم اکتبر 2018 دیدیم: تفاوت بین عدد واقعی با مقدار قبلی آن منفی 91 هزار واحد بود، اختلاف مقدار پیشبینی شده با مقدار واقعی به منفی 36 هزار عدد رسید و بازار نسبت به ماه سپتامبر باید واکنش بسیار شدیدی به این آمار نشان می داد.

 

LiteForex: گزارش اشتغال غیر کشاورزی چیست.

 

همانطور که در تصویر مشاهده می کنید، به جای رشد ارزش یورو، شاهد کاهش نرخ آن هستیم. نکته جالب اینجاست که، تحلیلگران این واقعیت را نادیده می گیرند و سعی می کنند نظری درباره آن نداشته باشند. یکی دیگر از نسخه های اعتماد به نفس بالای سرمایه گذاران، در مورد قدرت زیاد آمریکا در جنگ تجاری آمریکا و چین بود. و تا حدی این نسخه قابل قبول می باشد. زمانی که به علت جنگ اقتصادی، لیر ترکیه سقوط کرد، اورپا بیشتر از این که تحت تاثیر آمار اشتغال غیر کشاورزی باشد، تحت تاثیر قدرت آمریکا در جنگ تجاری ایجاد شده قرار گرفت و در نتیجه نرخ یورو با کاهش رو به رو شد.

در هر حال، اینها تنها نظراتی هستند که به روشنی خطر معاملات کوتاه مدت را در تحلیل فاندامنتال نشان می دهند. آیا شما هنور هم می خواهید بر پایه گزارشات اشتغال غیر کشاورزی معامله کنید؟

  • نرخ جفت ارز در حال حاظر در پیشبینی تحلیل گران مشخص شده است. تا حدودی، در نمودار قسمت قبل نیز قابل مشاهده می باشد. من قبلا هم این موضوع را بررسی کرده ام که تقریبا سه ساعت قبل از ارائه آمار، معامله گران شروع به شرط بندی روی تقویت دلار کردند. و همچنین من متذکر شدم که شما فقط می توانید تا 3 ساعت بعد از ارائه شدن گزارش اشتغال غیر کشاورزی با آن درامد کسب کنید. اگر آمار اشتغال در ماه سپتامبر، معامله گرانی که در اول صف بودند را نا امید کرده بود، حتی آمار های مثبت نیز می توانستند برخلاف دلار ظاهر شوند.
  • عدم در نظر گرفتن پیشبینی بازار و احتمال وقوع تجدید نظر در آمار. من بارها در مورد این موضوع صحبت کرده ام: حتی آمارهای مثبت اگر بدتر از میزان پیشبینی شده باشند، می توانند باعث سقوط دلار شوند.
  • غیر عادی بودن. داستانی وجود دارد که باعث متحیر ماندن تمام معامله گران شد. گزارش اشتغال غیر کشاورزی منتشر شده در اکتبر 2013 مثبت بوده، اما نرخ دلار در زمان ارائه شدن این آمار سقوط شدیدی را تجربه کرد. هیچ دلیل خاصی برای این امر وجود نداشت و آخرین باری که چنین شرایطی در اوایل سال 2000 اتفاق افتاده بود. یکی از تئوری های ممکن این است که یکی از بازیگران اصلی بازار مقدار زیادی از ارز خود را در بازار فروخته است ولی هیچ سندی برای تایید این تئوری در دست نیست.

نظر من: بهتر است معاملات دلار قبل از گزارشات اشتغال غیر کشاورزی بسته شوند و از درگیر شدن با این نوسان دوری کنید. و یا شانس خود را امتحان کرده و از ریسک لذت ببرید.

نتیجه. گزارش اشتغال غیر کشاورزی یکی از شاخص های اقتصاد آمریکا می باشد، و برای درامدزایی از آن به کمی شانس نیاز خواهید داشت. علاوه بر تحقیق عمیق، شما به یک درک درست از روانشناسی بازار و سرعت عمل بالا نیاز خواهید داشت. برندگان این بازی کسانی خواهند بود که بازی را در مقابل رقبا به بهترین شکل مدیریت کرده، سریع واکنش نشان داده و از پر سرعت ترین کارگزاری ها استفاده می کنند. افسوس، معامله گرانی که تصمیم می گیرند با سرعت بالایی درامد کسب کنند به دلیل بالا بودن نوسان بازار، به سرعت ضرر می دهند. پیشنهاد می شود معامله گران مبتدی بر اساس اخبار معامله نکنند. 

مناطق عرضه وتقاضا

مناطق عرضه و تقاضا فارکس

راهنمای شناسایی سطوح عرضه و تقاضا در فارکس

در این مقاله می خواهیم مفاهیمی را باهم بررسی کنیم که نه تنها در انجام معاملات بلکه در کل اقتصاد اهمیت بسزایی دارند - عرضه و تقاضا. طبق معمول، در این مقاله نیز قصد داریم به پاسخ یکسری از سوالات مهم این بخش بپردازیم، این سوالات عبارت اند از: عرضه و تقاضا چیست؟ چگونه می توان عرضه و تقاضا یک ارز را محاسبه کرد؟ عرضه و تقاضا در دنیای واقعی چگونه کار می کند؟ چطور می توانیم عرضه و تقاضا را در معاملات خود دخیل کنیم؟ نواحی عرضه و تقاضا چیست؟ همچنین من، نظر شخصی خودم را درباره یک استراتتژی ساده با شما در میان خواهم گذاشت.

عرضه و تقاضا در اقتصاد

تا زمانی که با مفهوم اصلی عرضه و تقاضا آشنا نشویم، نمی توان در مورد نحوه استفاده از آن در معاملات صحبت کرد. بیشتر افراد تحصیل کرده با این مفهوم در کلاس های اقتصاد دانشگاه آشنا شده اند. امروزه اصول اساسی اقتصاد حتی در مدارس نیز تدریس می شود و من این دوره را در چند مدرسه برگزار می کنم. قبل از اینکه به کاربرد این قوانین بر روی تریدینگ بپردازیم، بیایید این مفاهیم را از نظر منبع اصلی آن یعنی قوانین کلاسیک اقتصاد، بررسی کنیم.

تقاضا، درخواست خریدار یا مصرف کننده برای خرید کالا یا خدمات است. تقاضا از یک طرف نشان دهنده ی نیاز خریدار به کالا یا سرویس مورد نظر بوده و تمایل آنها به خرید این کالا یا سرویس را در یک مبلغ معین نشان می دهد، از طرفی دیگر نشان دهنده ی قدرت خرید تقاضا کنندگان در یک بازه ی قیمتی مشخص است.

عرضه، فرصت و تمایل فروشنده برای ارائه محصولات با یک قیمت مشخص است. از نظر کمی، میزان عرضه، با بررسی اندازه و حجم، مشخص می شود. حجم یا اندازه ی عرضه، میزان کالایی (کالا یا سرویس) است که فروشنده متناسب با در دسترس بودن یا قابلیت تولید، می خواهد برای مدتی معین، با قیمتی مشخص به بازار فروش ارائه دهد.

تعریف: در کل به وضعیت فرصتهای بین خریداران و فروشندگان در یک بازه ی زمانی مشخص، عرضه و تقاضا می گویند.

بر اساس این تعاریف، ما دو قانون اساسی به نام قانون عرضه و قانون تقاضا در اقتصاد داریم. من این قوانین را به طور کامل توضیح نخواهم داد، اما خلاصه از آن را ارائه خواهم کرد. هر چقدر قیمت چیزی گران تر باشد، عرضه آن هم بیشتر خواهد شد و این قانون در مورد تقاضا برعکس است، هر چقدر قیمت یک محصول پایین تر باشد، تمایل خریدار به خرید این محصول نیز بیشتر خواهد شد. ما در طول مدت زندگی روزمره، با این قوانین رو به رو می شویم. اگر به عنوان یک خریدار در فروشگاهی خرید می کنیم، می خواهیم کالاها را با کیفیتی که در نظر داریم، با کمترین قیمت ممکن خریداری کنیم، اگر فروشنده هستیم، علاقه داریم که کالا های خود را به بالاترین قیمت بفروشیم. همچنین یک مفهوم به نام رضایت از عرضه و تقاضا وجود دارد. این مفهوم بدان معناست که عرضه و تقاضا نمی توانند همیشه درحال رشد باشند، دیر یا زود، لحظه ای فرا می رسد که یک نقطه عطف در روند به وجود آید و یا قیمت آن محصول آنقدر گزان می شود که دیگر کسی توان خرید آن را ندارد و یا برعکس تعداد بسیار کمی از یک کالا با قیمنت پایین در بازار وجود دارند و مردم زیادی مایل به خرید آنها هستند.

چگونگی استفاده از این مفاهیم در بازار فارکس:

  1. تقاضا یعنی تمایل به خرید؛
  2. عرضه یعنی تمایل به فروش؛
  3. عرضه و تقاضا می توانند کاهش یا افزایش یابند؛
  4. اصلی ترین عامل تاثیر گذار در عرضه و تقاضا زمان است؛
  5. هر دو عامل عرضه و تقاضا، تابع حجم هستند.

عرضه و تقاضا در بازار بورس

تقاضا در بورس به شرایطی گفته می شود که یک خریدار می خواهد در یک مقطع زمانی خاص، مقداری سهم را با قیمت مناسب خریداری کند.

عرضه در بورس به موقعیتی اطلاق می شود که فروشنده می خواهد در یک بازه زمانی خاص، مقداری سهم را با قیمت مناسب بفروشد.

همانطور که می بینید، این تعاریف تقریبا با تعاریفی که در اقتصاد کلاسیک مطرح کردیم یکسان هستند، اما در اینجا تاکید ویژه ای بر عوامل دخیل در معاملات یعنی حجم و زمان وجود دارد.

چه زمانی تعداد زیادی از شرکت کنندگان بازار تمایل به فروش دارند؟ به نظرم همه جواب این سوال را می دانند - زمانی که قیمت کالا یا سهام مورد نظر به بیشترین حد خود (قله) رسیده باشد. تمایل به خرید در تعداد زیادی از شرکت کنندگان زمانی ایجاد می شود که قیمت سهم یا کالا بسیار پایین آمده باشد. این قانون اساسی بازار می باشد که از آغاز به وجود آمدن اقتصاد وجود دارد - زمانی که گران است بفروش، زمانی که ارزان است بخر.

اما چگونه می توانیم تعیین کنیم که چه زمانی ارزان است و چه زمانی گران؟ در بورس، زمان آنقدر فشرده است که درک وضعیت قیمت در یک لحظه خاص تقریبا غیر ممکن است اما راه هایی نیز وجود دارد و جواب در خود سوال پنهان شده است - جواب سوال زمان است. عرضه و تقاضا یا بهتر بگوییم میل به خرید و فروش همیشه وابستگی واضحی به زمان دارند. تقاضا ممکن است در یک لحظه خاص بیشتر از عرضه باشد و در زمانی دیگر همه چیز به کل تغییر کند. به این ترتیب که اگر می خواهید نواحی عرضه و تقاضا را در نمودار قیمت پیدا کنید باید نحوه گره زدن آنها به یک نقطه در زمان را یاد بگیرید.

نواحی عرضه و تقاضا

نمودار بالا یک ناحیه ی احتمالی عرضه را مشخص کرده است. با توجه به برگشت های قیمت از این سطح، می توان درک کرد که چرا این ناحیه به عنوان ناحیه ی عرضه در نظر گرفته شده است.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

ناحیه عرضه، ناحیه ای در نمودار است که با رسیدن قیمت به آن، تعداد و قدرت (تمایل) فروشندگان بیشتر از خریداران می شود. تمایل می تواند با استفاده از حجم تعریف شود، بنابراین در این منطقه، حجم فروش از حجم خرید فرا تر خواهد رفت – و به اصطلاح عدم تعادل عرضه و تقاضا ایجاد شده است. اگر این نسبت در یک لحظه از زمان صحیح باشد،  قیمت رشد خود را متوقف کرده و شروع به کاهش خواهد کرد. شاید بزرگترین آرزو هر معامله گر این باشد که چگونه می توان نقطه دقیق این معکوس شدن را مشخص کرد. با بازگشت به نمودار، ما می بینیم که در این منطقه به دلیل عدم وجود تعادل، قیمت در حال معکوس شدن است و قبلا هم این اتفاق 5 بار تکرار شده است.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

نمودار بعدی نشان دهنده ناحیه تقاضا می باشد. منطقه تقاضا، ناحیه ای در نمودار است، که با رسیدن قیمت به آن، افزایش تمایل خریداران نسبت به فروشندگان را مشاهده خواهیم کرد یا به عبارتی دیگر حجم خرید بیشتر از حجم فروش می باشد. اگر این نسبت در یک مقطع زمانی خاص صادق باشد، کاهش قیمت متوقف شده و رشد شروع خواهد شد. این هم یک برگشت قیمتی است که این بار در یک بازار نزولی رخ می دهد. یافتن نواحی عرضه و تقاضا کاری است که هر معامله گر باید قادر به انجام دادن آن باشد.

چگونگی کارکرد عرضه و تقاضا

حالا  بیایید در مورد خود این نواحی صحبت کنیم. یکی از سوالات متداول مردم عبارت است از: چرا باید این مناطق را به صورت ناحیه در نظر بگیریم؟ برای جواب به این سوال، بیایید تئوری شکل گیری یک پوزیشن در بازار سهام را بررسی کنیم. قیمت در بورس به این علت حرکت می کند که در زمان های مختلف شرکت کنندگان بازار اقدام به خرید و فروش می کنند و طبق پیشبینی خود در سهام های مختلف پول (حجم) واریز می کنند. فرض کنیم، من می خواهم یک سهام را در قیمت 100 بخرم و به نظر من این قیمت برای خرید مناسب است. من یک سفارش به بازار ارسال می کنم که تمایل من به خرید با قیمت 100 را به عنوان یک سفارش خرید ثبت می کند. در همان لحظه، ممکن است فردی وجود داشته باشد که فکر کند قیمت 100 برای فروش بسیار مناسب است. در لحظه ای که قیمت سهم به این عدد رسید، سفارش خرید من و سفارش فروش فرد مقابل در یک زمان اجرا می شود. در آینده، قیمت به جهاتی با حجم های بیشتر حرکت خواهد کرد. اگر من 5 لات در قیمت 100 خریداری کرده باشم، و فروشنده 4 لات در قیمت 100 فروخته باشد، تا زمانی که حجم خرید، بالا تر از حجم فروش باشد، قیمت افزایش خواهد یافت. در چنین حالتی، در یک نقطه خاص حرکت برگشتی خواهیم دید. اما در واقعیت اینگونه نیست. چرا؟ زیرا علاوه بر ما، بازیگران زیادی در بازار در حال فعالیت و انجام کارهای مشابه هستند بنابراین، قیمت بالا و پایین رفته و نقطه عطف واقعی بعد از مدتی رخ خواهد داد. به عبارتی دیگر، ممکن است معامله گران در هر لحظه، قیمت های متفاوتی را برای خرید و فروش مناسب ببینند و هرکدام از آنها نظرات مختلفی راجب قیمت داشته باشند. به همین دلیل است که لحظه برگشت قیمت را به صورت یک سطح در نظر نمی گیریم و آن را همانند یک ناحیه می بینیم و هرچه بازه ی زمانی شما بزرگتر باشد، این نواحی نیز بزرگتر می شوند.

نواحی عرضه و تقاضا نسبت به زمان

علاوه بر حجم معاملات، یک پارامتر مهم دیگر وجود دارد - زمان. بیایید در مورد بازه ی زمانی نمودار (تایم فریم) صحبت کنیم.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

در شکل بالا نواحی عرضه و تقاضا در بازه های زمانی مختلف به تصویر کشیده شده اند. نمودار اول از سمت چپ نشان دهنده رفتار قیمت در تایم فریم M1 (یک دقیقه) می باشد. در این نمودار برگشت قیمت از ناحیه ی تقاضا، به صورت واضح قابل مشاهده است. هرچند زمانی که به تایم فریم M15 (پانزده دقیقه) مراجعه می کنیم مشخص می شود که ناحیه ی تعیین شده در تایم فریم یک دقیقه، در بازه های زمانی بالاتر تر، آن قدر ها هم مهم نیست و در هر زمان قیمت می تواند از آن عبور کرده و پایین تر برود چرا که قیمت در راستای حجم قوی تری حرکت می کند که از ناحیه تقاضای قبلی هدایت می شود. زمانی که از تایم فریم H1 (یک ساعته) استفاده می کنیم، می توانیم به وضوح ببینیم که منطقه تقاضا در بازه زمانی M15  چندان قوی نسیت، یک حجم قوی تر نیز وجود دارد که از ناحیه ی تقاضای واقع شده در نمودار یک ساعته، ناشی می شود. بنابراین، می توانیم بازه زمانی را بیشتر و بیشتر افزایش دهیم و در هر کدام ناحیه هایی پیدا خواهیم کرد که قوی تر بوده و از ناحیه هایی که در تایم فریم های کوتاه تر قابل مشاهده بود اهمیت بیشتری دارند.

بر این اساس، ما باید قانون اساسی انجام معاملات بر اساس نواحی عرضه و تقاضا را مشخص کنیم – در هنگام استفاده از این نواحی برای دریافت سیگنال های برگشتی، بهتر است که از یک تایم فریم خاص استفاده کرده و طبق همان تایم فریم معاملات خود را انجام دهید. بیایید این قانون را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم. در ابتدا، اگر ما نواحی تقاضا را در بازه زمانی M15 تعیین کنیم، نمی توانیم از تایم فریم های بالاتر تر و نواحی موجود در آنها استفاده کنیم. دوما، این نواحی، دارای مدت زمان عملیاتی هستند. این بدان معنیست که هر منطقه فقط برای مدت زمان خاصی کاربرد دارد و پس از آن اعتبار خود را از دست خواهد داد. این به دلیل حجم معاملات می باشد. خریدار پوزیشن خرید خود را می بندد و دیگر حجم آن در بازار نشان داده نمی شود بنابراین، تعادل عرضه و تقاضا تغییر می کند. اگر حجمی که ناحیه را به وجود آورده، از بازار خارج شود، دیگر نمیتوان روی آن ناحیه حساب کرد و در این حالت ناحیه به منطقه ای جدید منتقل می شود. بنابراین، نواحی عرضه و تقاضا به زمان حساس می باشند. به عبارت دیگر، ناحیه موجود در تایم فریم M1 بعید است بیشتر از چند ساعت وجود داشته باشد و ناحیه در بازه زمانی 1H  تا چند روز به طول می انجامد. بر این اساس، معامله در این مناطق باید در این بازه های زمانی مدریت شده و انجام گردند.

اندیکاتور های نواحی عرضه و تقاضا

اندیکاتور های مختلفی وجود دارد که ادعا دارند می توانند مناطق عرضه و تقاضا را به طور شگفت انگیزی محاسبه کنند. اما برای ارزیابی اثربخشی آنها، عصاره این مفاهیم را بررسی خواهیم گرد. عرضه و تقاضا حجم های خرید و فروش هستند. بنابراین، این اندیکاتور ها باید توانایی محاسبه ی حجم معاملات را داشته باشند (یعنی مقدار واقعی ارز که خرید یا فروخته شده است). من همچنین بارها در مقالات خود عنوان کرده ام که به دلیل غیر تمرکز گرا بودن بازار، نمی توان به اطلاعات مربوط به میزان واقعی حجم ها در بازار فارکس دست یافت. یک بانک دارای تعداد مشخصی سفارش است بانک دیگر هم به اندازه کمتر یا بیشتر سفارشات مختص خود را دارد، حتی اگر سیستم تبادل اطلاعاتی بین بانکی نیز وجود داشته باشد، هرگر نمی توانیم تشخیص دهیم کدام یک از این سفارشات دارای حجم واقعی هستند و کدام یک با استفاده از اهرم شکل گرفته اند. بر این اساس تقریبا ساختن اندیکاتور عرضه و تقاضا امکان پذیر نمی باشد. متاسفانه، تمام این اندیکاتور ها حاصل تخیل وحشتناک نویسندگان آنهاست که اغلب از الگوریتم های ریاضی برای مرزبندی نواحی حمایتی و مقاومتی استفاده می کنند. تنها حجمی که در بازار فارکس قابل ردیابی است فقط حجم تیک ها می باشد (کوچک ترین تغییرات قیمت در واحد زمان). بر اساس حجم تیک ها، می توانیم فرضیاتی در مورد مناطق مشابه (مناطق اشباع خرید و فروش) با نواحی تقاضا و عرضه ارائه دهیم. شما می توانید این مناطق را در اسیلاتور های اصلی مانند RSI  و CCI پیدا کنید.

نواحی اندیکاتور RSI

اسیلاتور RSI یک اندیکاتور ناحیه ای می باشد. این اندیکاتور ورود و خروج قیمت را از نواحی اشباع خرید و فروش، اطلاع رسانی می کند. زمانی که این اندیکاتور ها ساخته شدند، نواحی اشباع خرید و فروش نیز برای اولین بار بوجود آمدند. مناطق اشباع خرید زمانی شکل می گیرند که بازار با سفارشات خرید اشباع شده باشد و فروشندگان شروع به عرضه کنند. منطقه اشباع فروش زمانی شکل می گیرد که بازار با سفارشات فروش اشباع شده و خریداران شروع به تقاضا می کنند. اگر این تعاریف را با تعاریف عرضه و تقاضا مقایسه کنیم متوجه می شویم که آنها دقیقا یکسان هستند.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

در حقیقت، این اندیکاتور ناحیه هایی با عرضه و تقاضای بیش از حد را مشخص می کند، یعنی دقیقا همان چیزی است که ما به دنبال آن هستیم. هنگامی که خطوط اندیکاتور وارد یکی از نواحی شده و در آنجا باقی بماند، می توان گفت که یک هشدار برگشت قیمت به ما داده شده است و زمانی که خطوط اندیکاتور بالا تر از مرزهای مناطق می رود، اعتقاد بر این است که سیگنال برگشت قیمت، شروع به شکل گیری کرده است.

استراتژی برگشت قیمت بر اساس نواحی عرضه و تقاضا

برای پایان دادن این مقاله در مورد عرضه و تقاضا، میخواهم شما را با یک استراتژی ساده که می توانید از آن در فارکس استفاده کنید آشنا کنم.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

برای استفاده از این استراتژی، به یک جفت ارز و اندیکاتور RSI نیاز داریم. بازه زمانی نمودار قیمت چندان مهم نیست، اما نباید خیلی کوتاه باشد. من 30 دقیقه را انتخاب می کنم. دوره اندیکاتور را روی میزان استاندارد آن یعنی 14 تنظیم می کنیم.

دریافت سیگنال

برای دریافت سیگنال، به یک منطقه بالقوه در نمودار قیمت نیاز داریم تا آن را با نواحی اشباع اندیکاتور تطبیق دهیم:

  1. جهت اندیکاتور را در نمودار قیمت تعیین کنید. در این لحظه، روند صعودی در نمودار در حال رخ دادن است. بنابراین، ما سعی خواهیم کرد تا منطقه ای که پتانسیل برگشت قیمت و تبدیل شدن به روند نزولی را دارا می باشد، شناسایی کنیم؛
  2. شما نیاز خواهید داشت تا سطح مقاومت نسبتا قو  روند را پیدا کنید. ساده ترین راه برای این کار، پیدا کردن کانال های جانبی موجود در نمودار است. یکی از این کانال ها با حرف “A” در نمودار نشان داده شده است؛
  3. کانال را بر خلاف مقادیر اندیکاتور بررسی کنید. اگر اندیکاتور در منطقه اشباع خرید باشد، ناحیه ی ترسیم شده در نمودار صحیح می باشد. در مورد مثال ما، ناحیه ی ترسیم شده در نمودار با نواحی اندیکاتور مطابقت ندارد زیرا قیمت در زیر ناحیه ی اشباع خرید اندیکاتور می باشد. بنابراین، این منطقه کارساز نخواهد بود؛
  4. در صورت وجود نداشتن سطوح مشابه، باید منتظر اندیکاتور باشیم تا وارد منطقه اشباع خرید شود؛
  5. در منطقه “B”، اندیکاتور وارد منطقه اشباع خرید شده است، که به این معنی است که نقطه ای که در آن انتظار معکوس شدن روند را داشتیم، در حال نزدیک شدن است؛
  6. حال نگاهی به نقطه ورود قبلی به ناحیه اشباع فروش در تاریخچه اندیکاتور بیندازید و آن را برخلاف نمودار قیمت بررسی کنید. اگر ناحیه ای در آن قسمت از نمودار قیمت موجود باشد، آن را با قیمت فعلی مقایسه می کنیم. قیمت فعلی باید هم سطح با همین منطقه باشد. در نمودار ما که این شرایط به طور کامل محقق شده اند. بنابراین، سیگنال صحیح می باشد؛
  7. زمانی که اندیکاتور از منطقه اشباع خرید بیرون آمد می توانیم یک سفارش فروش ثبت کنیم؛
  8. حد ضرر دقیقا بالاتر از منطقه عرضه در نمودار تعیین کنید؛
  9. حد سود زمانی است که اندیکاتور به منطقه اشباع فروش رسیده باشد.

جمع بندی

برای جمع بندی، نظر خودم را در مورد استفاده از این مناطق در انجام معاملات تکرار می کنم. من این روش را تست کردم و به این جمع بندی رسیده ام که در فواصل زمانی روزانه بازار بسیار بی ثبات بوده و امکان استفاده کارامد از این مناطق را دشوار می کند. از طرفی دیگر استفاده از آنها برای بازه های زمانی بلند مدت به دلیل خطاهای مارجین و اندازه بزرگ نواحی، بسیار سود آور می باشد.

 

دوستان عزیز برای درک  بهتر اموزش ودیدن  یک  دوره  کامل اموزش  میتوانند  با گروه تلگرامی مون  که در  اول وبلاگ  ثبت شده   ( https://t.me/forexmortin2000x  )   ویا به ایدی مورتین   ( https://t.me/MORTIN1353  )مراجعه نمایند واز ویدئوهای ما استفاده کنند 

تعریف درست مارجین واهرم ( لوریج ) در فارکس

فارکس مارجین چیست؟

۰۱آوریل.۲۰۱۷:۰۰

یکی از مهمترین عوامل مدریت سرمایه

من امروز می خواهم مفهوم مارجین در فارکس را برای شما توضیح دهم که یکی از کلیدی ترین عواملی است که در معاملات فارکس دخیل می باشد. در این مقاله پاسخ این سوالات را خواهید یافت: مارجین در معاملات فارکس به چه معنی می باشد؟ حدقال سطح مارجین در فارکس چه سطحی می باشد؟ چطور می توان سطح مارجین را محاسبه کرد؟ و البته توضیح خواهم داد که چرا اساسا ما به شناسایی مارجین در فارکس نیازمندیم.

مقدمه

تقریبا در هر مقاله من به اهدافی که برای شروع فعالیت در بازار های مالی آن را دنبال می کنیم اشاره کرده ام. هدف اصلی سود آوری است. از آن جایی که تمام فعالیت های بورس های جهانی به منظور اهداف مختلف انجام می شود، از اهداف معمول مانند دلالی در بازار های مالی (ترید کردن) و افزایش دارایی نقدی اکانت گرفته تا استراتژی های پیچیده ای که به منظور حمایت از بیزنس ها و یا افزایش سرمایه گذاری انجام می شده است، نمی توان نتیجه مالی انواع این فعالیت ها را سود بنامیم. در دنیای اقتصاد، پول مارجین نام گرفته است و  با توجه به اهداف هر کدام از این مارجین ها، به دسته های مارجین اختلافی، مارجین آزاد، مارجین محافظت شده و مارجین قفل شده و بسیاری از انواع فرعی آن تقسیم شده اند. هنگام مشخص کردن نرخ بهره بانک مرکزی یا کمیسیون معاملات در بازار بورس ملی،  این مساله می تواند یکی از بزرگترین دغدغه های موسسات ایالتی مانند فدرال رزرو باشد. در هر صورت مفهوم ثابت می باشد، همه این اهداف فرعی به پول مربوط است. به عبارت ساده تر، مارجین در فارکس میزان تفاوت بین قیمت باز شدن سفارش و قیمت فعلی آن است. ممکن است بگویید من فاکتور های زیادی در این تعریف لحاظ نکرده ام. به عنوان مثال، کمیسیون و هزینه های مختلف، اما همه این عوامل در مفهوم مارجین گنجانده شده اند. پس ما نیازی به اختراع چیز جدیدی نداریم، مارجین شما همان سود یا ضرر شما بر اساس نتیجه ی معاملاتتان می باشد.

معاملات بر اساس مارجین

در بین موضوعات مرتبط با مارجین، یکی از مسائل مهم در این باره مارجین تردینگ (معاملات اهرمی) می باشد. که حتما تا به حال با این مفهوم در بورس آشنا شده اید. هرچند تعریف متداول برای این مساله اهرم های مالی است. مارجین تردینگ به معاملاتی گفته می شود که در آن ها  از اهرم های اقتصادی استفاده می شود و یا به عبارتی دیگر وام مارجین گرفته می شود. در این روش شما می توانید به کمک مبلغی که از بروکر قرض می گیرید سرمایه درگیر در معامله را چند برابر کنید. در واقع مارجین تردینگ یا معاملات اهرمی یک سرویس وام دهی کوتاه مدت است که توسط آن بروکر به شما تا زمانی که یک معامله بسته شود مبلغ خاصی را قرض می دهد. البته این سرویس نمی تواند رایگان باشد. بروکر یک سازمان خیریه نبوده و هدف اصلی کار یک بروکر مانند هدف شما درامد مالی است. بروکر برای تامین اهرم کارمزد آن را کسر می کند. میزان کارمزد کسر شده به اندازه وام گرفته شما بستگی دارد.

مفهوم مهم دیگر در مارجین تردینگ، مارجین دپوزیت می باشد. در معاملات سهام، مارجین دپوزیت به عنوان وثیقه تراکنش های مالی شما در نظر گرفته می شود. سپرده یا دپوزیت مقدار دارایی است که وجود آن در اکانت شما برای تکمیل شدن تراکنش الزامی می باشد. به عبارت دیگر مارجین دپوزیت به عنوان ضمانت برای تامین تعهداتتان توسط بروکر از شما دریافت می شود. چه زمانی تعهد دارید؟ تعهد ها زمانی که وارد معامله می شوید ظاهر می شوند. بروکر اهرم مالی معاملات شما را فراهم می کند و شما باید ضمانت کنید که دارایی لازم را برای پوشش دادن ریسک بروکر تامین خواهید کرد. البته نیازی به دادن تهعد کتبی یا شفاهی نمی باشد، بروکر کاملا می داند که آیا شما سرمایه لازم را در اکانت خود دارید یا خیر. اگر مس زان سرمایه کافی نباشد شما قادر نخواهید بود با پارامتر های دلخواه وارد معامله شوید و مجبور خواهید بود اندازه اهرم را تا زمانی که میزان وثیقه کمتر یا برابر سرمایتان باشد، کاهش دهید.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

بنابراین تا اینجا گزینه های مختلف تامین مارجین برای سفارشات را توضیح دادم، اما یک حالت برعکس نیز وجود دارد که با افزایش مقدار اهرم مالی مقدار ابزار مارجین نیز افزایش خواهد یافت. ولی گزینه دیگری نیز وجود دارد که با استفاده از آن، با افزایش مقدار اهرم مالی میزان ابزار مارجین کاهش می بابد. در هنگام کار کردن در حساب خود میتوانید از هرکدام از این موارد استفاده کنید. علاوه بر اهرم برای پوزیشن، اهرم مالی دیگری برای اکانت شما وجود دارد. اهرم دوم می تواند راهی برای کاهش ابزار مارجین شما باشد. این موقعیت در بیشتر اکسچنج های استاندارد ارائه نمی شود، اگر توسط بروکر های فارکس هم پشتیبانی نمی شد، امروز تعداد معامله گران خیلی کمتری در فارکس در حال فعالیت بودند چرا که اندازه این اهرم فرصتی را فراهم می کند که امکان انجام معاملات با سپرده های اندک نیز فراهم شود. در واقع طبق قوانین معاملاتی تنها در صورتی که بودجه کافی در حساب معاملاتی وجود داشته باشد می توانید معاملات با حجم یک لات انجام دهید (یعنی در بازار بین بانکی حداقل میزان حجم یک لات می باشد). من یک راز را با شما در میان می گذارم، نمی توان حجم معاملاتی کمتر از 1 لات داشت چرا که عملی به نظر نمی رسد، در حالی که ما از اعداد اعشاری (همانند 0.1 یا 0.01) برای تعیین میزان حجم استفاده می کنیم (بروکر این امکان به مسشتریان میدهد تا افراد با سرمایه های پایین بتوانند معامله انجام دهند). اگر بروکرها هیچگونه اهرمی برای مشتریان خود ارائه نمی دادند، فرصتی برای انجام معاملات توسط همه امکان پذیر نبود.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

شکل بالا نشان می دهد که اندازه اهرم مالی شما چگونه در ابزار مارجین تاثیر می گذارد. این شکل حداقل مارجین برای خرید و فروش جفت ارزها با استاندارد ثابت حجم 1 لات را نشان می دهد. همانطور که می دانید یک لات استاندارد معادل 100000 واحد از یک ارز در بازار فارکس می باشد. بنابرین هنگام انجام معامله یک لات بدون استفاده از  اهرم، مارجین شما عدد 100000 خواهد بود. یک پوزیشن بدون اهرم به صورت 1:1 تعریف می شود. سپس در مرحله بعد می بینید که به محض افزایش مقدار اهرم استفاده شده در حساب معاملاتی، مارجین نیز با همین نسبت کاهش می یابد. اگر اهرم را 10 برابر افزایش دهید و عدد 1:10 نشان داده شود، مارجین موردنیاز 10 برابر کاهش پیدا خواهد یافت و 10000 واحد ارزی خواهد بود. با ماکسیمم مقدار اهرم، یک معامله به مقدار کمی مارجین در حد 100 واحد ارز به عنوان تضمین تراکنش یک لات نیاز خواهد داشت.

اهرم مالی

اصولا این مفهوم اشاره به مارجین تردینگ دارند اما می خواهم توجه بیشتری به این مفهوم داشته باشم. گرچه همه چیز در مورد اهرم حساب مشخص است، کار با اهرم معاملاتی کار ساده ای نمی باشد. زمانی که شما معامله ای انجام می دهید اطلاع ندارید که چه مقدار از اهرم را استفاده می کنید. شما فقط از مقدار معامله خود اطلاع دارید. بسیاری از معامله گران تا زمانی که یکسری از موارد را به صورت یک پارامتر مشخص در ترمینال معاملاتی مشاهده نکنند، اصلا به سراغ محاسبه ی آن هم نمی روند مثلا در همین مورد: میزان اهرم در ترمینال ثبت نمی شود بنابراین بسیاری از معامله گران در هنگام انجام معامله آن را در نظر نمی گیرند. اما اگر به عنوان معامله گری که مبتدی نیست، فعالیت تجاری خود را جدی بگیرید باید مقدار اهرم به کار رفته در معامله را بدانید. من دلیلش را توضیح خواهم داد.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

علی رغم یک هدف واحد، فقط دو نوع رفتار معاملاتی برای رفتار یک معامله گر فارکس وجود دارد. تهاجمی (پر ریسک) و محافظه کار. به بیان ساده تر این رفتار به میزان تحمل ریسک یک فرد بستگی دارد که یک فرد می تواند ریسک پذیر باشد یا خیر. و دسته بندی این دو گروه معامله گران فارکس مستقیما به اندازه اهرم اقتصادی مورد استفاده آنها بستگی دارد. معاملات تهاجمی همیشه مقدار زیادی ریسک در بر دارند و هر جا ریسک بالا وجود دارد، پتانسیل گرفتن سود بیشتر نیز وجود دارد. پس اگر شما 100 دلار به حساب معاملاتی خود واریز کردید و می خواهیم 10000 دلار در هفته سود داشته باشید باید از یک استراتژی معاملاتی تهاجمی استفاده کنید یا مجبور به قرار گرفتن در این شرایط خواهید بود. در استراتژی معاملاتی تهاجمی مقدار اهرم 1:11 تا 1:1000 قابل تغییر است .استراتژی که ریسک زیادی در بر نمی گیرد نمی تواند سود چشمگیری هم برای شما داشته باشد. در صورت استفاده از این استراتژی محافظه کارانه مقدار اهرم عددی بین 1:1 تا 1:10 خواهد بود. البته این پارامتر ها تقریبی بوده ولی اکثر اوقات به این شکل می باشند. هر کس می تواند نوع استراتژی معاملاتی خود را انتخاب کند. برای اینکه استراتژی معاملاتی مناسب خود را پیدا کنید اول باید مشخص کنید که می خواهید یک تریدر تهاجمی باشید یا محافظ کار، سپس باید مقدار اهرمی که با شرایط شما برای باز کردن پوزیشنی با حجم 0.75 لات و با سرمایه 2000 دلار مطابقت دارد را انتخاب کنید. برای محاسبه این عدد، فرمول ساده ای وجود دارد.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

وقتی وارد یک معامله می شوید باید تمام اطلاعات را در مورد آن بدانید. خوب بگذارید با هم حساب کنیم. به عنوان مثال، شما  تراکنشی با جفت EURUSD  انجام می دهید. بنابراین فرمول به این شکل خواهد بود: اهرم = (1.13120*75000)/2000 = 42.42 و یا 1:42 . مقدار اهرم مالی بدست آمده در محدوده معاملات تهاجمی می باشد، بنابراین شما در حال انجام معامله ای با ریسک بالا هستید. اگر می خواهید ریسک زیادی نکرده و معامله خود را با استراتژی محافظه کارانه ادامه دهید سه راه برای این کار ما توانید داشته باشید: میزان قیمت جفت ارز خود را با انتخاب ارز دیگر کاهش دهید، مقدار لات معامله خود را کاهش دهید، سپرده خود را افزایش دهید. آسان ترین و سریع ترین راه ممکن کاهش حجم معامله می باشد. حال بیاید اهرم یک معامله مشابه با معامله قبلی اما با حجم 0.15 لات را محاسبه کنیم. اهرم= (1.13120*15000 )/2000 = 8.48 یا 1:8 .مقدار اهرم محاسبه شده در محدوده استراتژی محافظه کارانه می باشد. و اگر می خواهید به این شیوه عمل کرده و معامله امنی داشته باشید، راه پیش روی شما کاهش حداکثری میزان حجم معامله می باشد.

چطور مارجین معاملات را مشاهده کنیم؟

بیشتر ترمینال های معاملاتی پارامتر های پایه یکسانی برای نشان دادن مقدار مارجین دارا می باشند.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

  1. Balance (موجودی حساب). این عدد نشان گر میزان دارایی شما در حساب معاملای شما می باشد که فقط شامل معاملات تکمیل شده شما می باشد. معاملات باز شما بر روی میزان بالانس تاثیری نمی گذارند.
  2. Equity (سود خالص). این فیلد نشان دهنده میزان دارایی است که شما در حال حاظر در اکانت خود دارید. این عدد شامل پوزیشن های بسته و باز می باشد. به عبارت دیگر،  Equity = Balance - profit or loss 
  3. Margin (مارجین). این فیلد نشان دهنده مقدار سرمایه شما که به عنوان وثیقه نگه داشته شده می باشد یا به عبارت ساده تر مقدار سرمایه ای که برای انجام معامله درگیر کرده اید
  4. Free margin (مارجین آزاد). این فیلد نشان دهنده میزان دارایی شماست که درگیر پوزیشن های فعلی نمی باشد و شما می توانید توسط آن پوزیشن های جدید باز کنید.
  5. Margin level  (سطح مارجین). این قسمت نشان دهنده رابطه دارایی و مارجین حساب شماست که به صورت درصد نشان داده می شود.

چطور مارجین را در فارکس محاسبه کنیم؟

دو راه اساسی برای محاسبه مارجین در فارکس وجود دارد: یک راه ساده و یک راه بسیار ساده

راه ساده

این روش برای کسانی مناسب است که استعداد خوبی در ریاضیات دارند. برای استفاده از این روش کافیست قیمت جفت ارزی که قصد معامله با آن را دارید و اندازه لات و اهرم اکانت معاملاتی خود را بدانید.

 

 

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

مارجین= اهرم استفاده شده / (قیمت * لات)

ما مقادیر را در این فرمول قرار می دهیم:

مارجین: 31.34$ =400/(1.25373* 10000)

بنابراین، ما مقدار مارجین مورد نیاز برای  انجام معامله با پارمترهای دلخواه خود را بدست اوردیم.

راه خیلی ساده

این راه  برای همه مناسب است، مخصوصا کسانی که نمی خواهند این اعداد را خودشان دستی حساب کنند. شما در این روش به یک محاسبه گر مارجین نیاز خواهید داشت که این محاسبه گر از امکانات معمول اکثر بروکر ها می باشد.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

پارامتر های معامله ی خود را وارد کنید: در ابتدا مقدار اهرم، جفت ارز، حجم معامله، نوع معامله، و قیمت ورود را وارد نمایید این محاسبه گر در همان لحظه تمام جزئیات معاملاتی شما از جمله مارجین را محاسبه کرده و نشان خواهد داد.

سطح مارجین و مارجین آزاد

قبلا در مورد سطح مارجین توضیحات لازم را داده ام. این سطح در اصل رابطه ای بین دارایی معامله گر و مارجین (به صورت درصد نشان داده شده) می باشد. سطح مارجین با مفاهیم مهمی مانند کال مارجین (margin call) و استاپ اوت (stop out) همراه است. کال مارجین زمانی اتفاق می افتد که سطح دارایی های های آزاد شما منفی و یا صفر شود و در این حال شما نخواهید توانست معامله جدیدی باز نمایید و دارایی شما تبدیل به وثیقه برای معامله باز شما خواهد شد. بعد از مارجین کال شدن، در مرحله بعدی می تواند استاپ اوت نیز رخ دهد. در معاملات فارکس، سطح استاپ اوت سطحی است که سطح مارجین شما به درصد خاصی سقوط کند که پس از این مرحله معامله به صورت اتوماتیک بسته می شود. بروکر از معاملاتی که بیشترین میزان ضرر را دارند شروع به بستن معاملات مشتری (“liquidated”) می کند تا از انجام معاملات جدید توسط او جلو گیری کند و وضعیت حساب از قرمز بیرون بیاید.

معامله گرانی که استراتژی تهاجمی به کار می برند با این مفهوم در بعضی از معاملات خود به خوبی آشنا شده اند. البته این تجربه اصلا دلپذیر نبوده و ممکن است تمام سپرده به یک باره از دست برود. معامله گرانی که استراتژی محافظه کارانه در پیش گرفته اند ممکن است هیچ گاه با این شرایط رو به رو نشوند.

بیایید ببینیم چطور می توان  سطح مارجین را متوجه شد و همچنین چطور می توان سطح آزاد مارجین را محاسبه کرد.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

مارجین آزاد، اختلاف سود خالص و مارجین استفاده شده می باشد.

سود خالص - مارجین = مارجین آزاد

419856.12 – 31.34 = 419824.78

سطح مارجین، مقدار درصد بر اساس نسبت سود خالص (Equity) به مارجین استفاده شده می باشد.

سطح مارجین = (مارجین / سود خالص)* 100%

133952.39% = 100% * (31.34÷  419856.12)  

نتیجه گیری

اگر مارجین معاملاتی خود را درست اعمال کنید، می توانید عملکرد استراتژی معاملاتی خود را به صورت چشم گیری افزایش دهید. با این حال این بدان معنی نیست که شما با انتخاب بالا ترین حالت اهرم، انتظار وقوع یک معجزه را خواهید داشت. کاربرد معقول این قابلیت به این معناست که شما باید مقدار اهرمی که با آن احساس راحتی می کنید را انتخاب کنید و مقدار تعیین شده باید به گونه ای باشد که روند انجام معامله با احساس فشار همراه نباشد. نمی توان یک مقدار مشخص از اهرم برای همه معامله گران پیشنهاد داد اما هر چقدر شما احساس نگرانی و ترس کمتری داشته باشید تصمیمات عاقلانه تری در جریان معاملات خود خواهید گرفت پس شانس بیشتری نیز برای داشتن سود خواهید داشت. همیشه باید به یاد داشته باشید که هرچه مقدار اهرم مالی بیشتر باشد ریسک معامله نیز بالا تر خواهد بود پس اگر یک معامله گر مبتدی هستید به جای افزایش سود در ابتدا باید به فکر حفظ سرمایه خود باشید. زمانی که به طور کامل یاد گرفتید که چطور سرمایه خود را حفظ کنید، شروع به سود گرفتن خواهید کرد.

بازار سهام  CFD

بازار سهام: معاملات CFD ها - قراداد هایی برای اختلاف ارزش یک سهم (قرارداد های ما به التفاوت)

در این مقاله در مورد CFD ها بحث خواهیم کرد. در مورد روش مارتینگل و سافت مارتینگل و معاملات پله ای (میانگین سازی)، در بازار سهام نکاتی را مرور خواهیم کرد. همچنین با کاربرد و مزایای انجام معاملات به صورت اتوماتیک، بیشتر آشنا خواهید شد.

CFD یک قرداد قابل معامله بین کارگزار و کاربر می باشد که معامله گران سود خود را از اختلاف قیمت فعلی با قیمت نهایی یک سهم یا یک نماد مالی دیگر به دست می آورند. این نوع معاملات، برای اولین بار در بورس اوراق بهادار لندن معرفی شد.

CFD به مشتریان کارگزاری ها این امکان را می دهد تا بر روی سهام تمام شرکت های جهان معامله انجام دهند. که می توان به این طریق معاملات را به صورت روزانه و میان مدت و همچنین پوزیشن تریدینگ انجام داد. در بازار های بورس امکان اعمال استراتژی روزانه برای خرید و فروش سهم ها فراهم نمی باشد.

مانع بزرگ بالا بودن کارمزد، محدودیت ایجاد شده روی خرید و فروش و میزان اهرم می باشد که میزان اهرم را نمی توان بیشتر از 1:3 تعیین کرد. CFD محدودیتی در خرید و فروش کوتاه مدت ندارد همچنین با این امکان معامله گران فقط هزینه اسپرد را پرداخت می کنند و میزان اهرم را می توان تا 1:20 تعیین شود.

 

LiteForex: روش های درامدزایی در CFD ها

 

سهام های سریع

اصلی ترین ابزار موفقیت در معاملات روزانه نوسانات قیمت نماد مالی مد نظر شما می باشد. قیمت سهام ها باید نسبت به اخبار روزانه واکنش سریعی داشته باشند. ویژگی های این اوراق بهادار عبارتند از: نوسانات و میانگین تغییر قیمت به صورت روزانه یا تغییرات سالانه قیمت، که به صورت درصد بیان شده است.

زمانی که اشخاص خارجی کنترل بازار را در دست می گیرند

سهام CFD ها در بازار های جهانی بورس توزیع می شوند؛ هر یک از آنها دارای فهرست خاص خود هستند که بر اساس لیکویدیی (نقد شوندگی) سهام ها محاسبه می شوند. این شاخص، نشان دهنده ی روند کلی اقتصاد می باشد که معمولا تمام دارایی های موجود در بورس توسط آن ارزیابی می شوند. یک معامله گر، قبل از باز شدن بازار به دنبال افراد خارجی می باشد تا سهام هایی که قابلیت “rocket-stocks” شدن (یا تبدیل شدن به سهام های موشکی) را دارند را شناسایی کند. این افراد خارجی، پس از واگرایی روند کلی می توانند رالی چشمگیری را در بازار ایجاد کنند.

معامله در “محیط های آشنا”

خودتان را اذیت نکنید، باید سهام شرکت هایی را معامله کنید که با آن ها آشنایی کامل دارید در غیر این صورت تمام تکنیک ها و روش های مورد استفاده کاربردی نخواهد داشتد. آمارهای منفی یا مثبت، سود شرکت، تغییر در مدیریت آن و ادغام های انجام شده می تواند مقدار قیمت را تا چند درصد در روز تغییر دهد. بنابراین انتخاب شما باید همیشه از بین برند های مشهور باشد. اتفاقاتی که در شرکت های بین المللی و جهانی می افتد هرچند منفی یا مثبت باشد توسط رسانه ها پوشش داده می شود. یک معامله گر می تواند در طول یک روز “فرصت های مناسب را شکار کند” بدون آنکه دلیل ریزش CFD های یک کمپانی ناشناخته را تشخیص دهد.

مارتینگل و "سافت" مارتینگل

این سیستم معاملاتی به صورتی عمل می کند که در صورت ضرر کردن در یک معامله، حجم معامله بعدی را دو برابر می کنند. این روش در بازار فارکس که دارای ریسک های زیادی می باشد اعمال می شود پس می توان از آن در بازار سهام نیز استفاده کرد. همچنین در روش سافت مارتیتگل (یا مارتینگل نرم) میزان افزایش حجم معامله بعدی به جای دو برابر شدن 20 درصد تا 50 درصد تعیین می گردد اما این روش همیشه کارساز نمی باشد.

میانگین سازی

میانگین سازی (انجام معاملات به صورت پله ای) در بازار سهام خطر کمتری نسبت به بازار فارکس دارد. گاها، میانگین سازی سود خوبی نیز هم به همراه دارد. میانگین سازی پوزیشن ها و وارد بازار خرسی شدن بسیار خطرناک می باشد. تصور کنید شما مقداری سهام به قیمت هر واحد 140 $ خریده اید سپس مقدار بیشتری با قیمت 135 دلار می خرید. قیمت سود خالص می تواند همچنان رشد کند و در نهایت شما باید سرمایه حساب معاملاتی خود را افزایش دهید. اگر سهم مورد نظر ارزان تر شده و هر بار 5 دلار از ارزش خود را از دست دهد و شما به خریدن ادامه دهید در نهایت هیچ سرمایه ای در اکانت خود نخواهید داشت. در هر صورت اگر تصمیم به اعمال شیوه میانگین سازی کردید سعی کنید این کار را تا انتها ادامه دهید و با ضرر های سنگین از بازار خارج نشوید. این توصیه برای روش مارتینگل نیز صادق می باشد.

آنالیز بر اساس الگوهای شمعی 

الگوهای شمعی به نشانه هایی از آینده معروف هستند. آنها  توسط یک فرد ژاپنی که از این الگو ها برای پیشبینی قیمت برنج استفاده می کرد معرفی شده اند. وی تلاش می کرد به وسیله این الگو ها بازده محصول، قیمت سهام برنج، نرخ ارز های خارجی، قیمت کلاها و غیره را پیشبینی کند. “Morning star” و “Evening star” الگو های مورد علاقه معامله گران در نمودار روزانه می باشند. ترکیب الگوی کمربند گاوی و کمربند خرسی نیز بسیار آموزنده می باشند.

 

LiteForex: روش های درامدزایی در CFD ها

 

انجام معاملات خودکار

انجام معاملات توسط نرم افزار های ناشناخته ی اینترنتی، کار عاقلانه ای نیست. به عنوان یک قاعده کلی، این ربات ها که به نام “سوپر سیستم ها ” در اینترنت نشر یافته اند بر اساس معاملات مارتینگل پایه گذاری شده اند و تعجب انگیز نیست که در نهایت نتایج مطلوبی برای شما نداشته باشند. پیدا کردن رباتی که واقعا کارامد باشد، کار دشواری است.معامله گران حرفه ای ادعا می کنند که از بین تمام ربات های رایگان در اینترنت کمتر از 1 درصد آنها می توانند سود ده باشند. اگر هنگام انجام معاملات استرس دارید و یا آسیب پذیر هستید، می توانید روش معاملاتی خود را در یک ربات معاملاتی اعمال کرده و ربات خود را توسعه دهید. بهتر است به جای توسعه آن توسط خودتان از یک برنامه نویس کامپیوتر کمک بگیرید. ربات های معاملاتی هنگام شروع بازار گاوی کاملا می توانند کارآمد باشند، اما بعد از مدتی سوددهی آنها کمتر و کمتر می شود.

امیدواری در معاملات CFD 

یک معامله گر باید به چه جیزی در بازار ایمان داشته باشد؟ پاسخ این سوال نظم فردی و سودمندی شیوه معاملاتی شما می باشد. آیا استراتژی معاملاتی خود را در بلند مدت آزمایش کرده اید؟ آیا در این مدت سودی در بازار کسب کرده اید؟  آگر شناختی از بازار نداشته باشید بازار شما را شکست خواهد داد. آیا بازار طبق سناریو شما حرکت نمی کند؟ منطقی نیست که به شانس اعتماد داشته باشید: باید نسبت به نوسانات قیمت واکنش نشان دهید. بازار شما را متحیر کرده است: مقدار حجم معاملات خود را کاهش دهید. این کار را دوباره و دوباره انجام دهید. شاید علاقه ای به کاهش مقدار معاملات خود نداشته باشید ولی باید این کار را انجام دهید در غیر این صورت بازار شما را نابود خواهد کرد. به یاد داشته باشید: امیدواری بیش از حد دشمن شماست.

طمع معاملات CFD

به عنوان یک قاعده کلی ، معامله گران فارکس اغلب طمع بیشتری نسبت به معامله گران سهام دارند. کارگزاران فارکس امکان اعمال مقدار اهرم بیشتری نسبت به کارگزاران سهام ایجاد کرده اند. بنابراین بازار فارکس حالت قمار گونه بیشتری نسبت به بازار سهام دارد. اگر معاملات CFD ها را انجام دهید، معاملات شما کمتر شبیه به قمار خواهد بود و این اولین قدم در راه موفقیت می باشد!

استرس معاملات CFD 

 

LiteForex: روش های درامدزایی در CFD ها

 

هر چند ، به نظر می رسد بازار سهام استرس کمتری نسبت به بازار فارکس داشته باشد اما نوع استرس وارد شده در بازار فارکس تفاوت بسیاری با بازار سهام دارد. چگونه می توانید میزان استرس را در این بازار کاهش دهید؟ در ابتدا  باید حجم معاملات خود را کاهش دهید. در این حالت بیشتر احساس امنیت خواهید داشت. بعضی اوقات می توانید از دارو های کاهش دهنده استرس استفاده کنید اما همیشه این کار را انجام ندهید. اگر همیشه از قرص استفاده کنید احتمال موفقیت شما رفته رفته کاهش خواهد یافت (مترجم: بهتر است از روش های بدون دارو، همانند مدیتیشن استفاده کنید).

تحلیل تکنیکال در بازار سهام 

به دلیل این که در این بازار قیمت ها طبق قوانین خاصی حرکت می کنند، بیشتر معامله گران از تحلیل تکنیکال در معاملات CFD ها استفاده می کنند. اگر شما با تاریخچه قیمت در گذشته به طور کامل آشنایی داشته باشید می توانید تا حدودی آینده را نیز پیشبینی کنید.

تحلیل فاندامنتال در بازار سهام 

اگر بخواهید به موفقیت پایداری در این بازار دست یابید باید اخبار را نیز زیر نظر داشته و تحلیل فاندامنتال را در معاملات خود اعمال کنید. هر چندقیمت ها واکنش سریعی به اطلاعات منتشر شده می دهند اما معامله گران به ندرت از انتشار اخبار سود میگیرند. باید چگونگی تحلیل پشت پرده اخبار را یاد بگیرید.

روانشناسی و ریاضیات در بازار 

هرچند معامله گرانی که در بورس موفق هستند می توانند شغل های مختلفی از جمله یک خلبان گرفته تا یک کشیش را داشته باشند اما با توجه به آمار، روانشناسان بسیاری بین معامله گران موفق وجود دارد.

چرا “لاک پشت ها ” ساکت هستند؟

لاک پشت ها معامله گرانی هستند که طبق الگو های خاصی معامله می کنند. آنها افراد موفقی در معاملات هستند. لاک پشت ها معمولا در بازار سهام معامله می کنند و از روش های خاصی برای پیدا کردن سهام هایی که رشد خواهند کرد استفاده می کنند. آنها راز های معملاتی خود را فاش نمی کنند. تا به حال، بعضی از نویسندگان سعی کردند در مورد برخی از ترفندهای آنها مصاحبه کنند ولی این معامله گران اطلاعات خاصی را ارائه ندادند. لاک پشت ها در مورد نکات عادی مانند “سهام در حال رشد می باشد یا در حال سقوط می باشد” صحبت می کنند که تمام معامله گران به این اطلاعات دسترسی دارند. لاک پشت ها  چرا سکوت می کنند؟ یک جواب برای این سوال وجود دارد و آن هم این است که اگر بعضی از  سیستم های معاملاتی به صورت گسترده استفاده شوند کارایی خود را از دست می دهند. شاید این اصل مخالفان زیادی داشته باشد اما بسیاری از معامله گران حرفه ای با این حرف موافق هستند و چند بار به صورت مستقیم به این نکته اشاره کرده اند. اگر یک سیستم معاملاتی پیدا کردید که در بازار منجر به سود دهی می شود و کارایی بالایی دارد درباره آن با کسی حرف نزنید.

NLP و هیپنوتیسم

اگر درگیر قمار کردن، شده اید ممکن است NLP به شما کمک کند. متاسفانه در این حوزه افراد حرفه ای زیادی وجود ندارد. شما می توانید در یک شهر بزرگ به سادگی فردی که توانایی هیپنوتیسم کردن را دارد پیدا کنید اما باید بتوانید توضیح دهید که دقیقا به چه چیز نیاز دارید. هیپنوتیسم می تواند به شما کمک کند از شر اعتیاد به قمار راحت شوید. اگر به پزشکی مراجعه کنید که سواد کافی در این زمینه را نداشته باشد، وی با هیپنوتیزم کردن شما، به مغز تان القاء می کند که "هیچ وقت در بازار های مالی معامله انجام نده"، و همین باعث بد تر شدن شرایط شما خواهد شد، زیرا از طرفی این کار را دوست دارید و از طرفی این القائات ذهنی جلوی تمرکز شما را خواهند گرفت.

بهتر است با یک سیستم خوب ضرر کنیم یا با یک سیستم بد سود کنیم؟

کدام یک بهتر است؟ بیشتر افراد حرفه ای خواهند گفت که بهتر است با یک سیستم هوشمند شکست خورد. هیچکس از خطاها در امان نیست، مهم ترین نکته این است که روش مورد نظر منجر به ورشکستگی نشود

داستان خود من

من معاملات فارکس را در سال 2005 شروع کردم. یک سال بعد، متوجه شدم معامله و سود خالص CFD ها خیلی بیشتر بوده و ثبات بیشتری هم دارد. در سال 2006 بدون اینکه متحمل ریسک زیادی شوم توانستم سرمایه ام را با خریدن سهم مک دونالدز دو برابر کنم.

 

LiteForex: روش های درامدزایی در CFD ها

 

از زمانی که بازار خرسی در انتها سال 2007 شروع شد معامله کردن دشوار تر از قبل شد. از این نقطه به بعد سرمایه من شروع به کاهش کرد. من شروع به فروش می کردم اما فایده ای نداشت چرا که افت شدید بازار منجر به سقوط های شدیدی شده بود. پیشبینی روند بازار نسبت به یک بازار گاوی بسیار سخت تر بود. بازار سهام در سال 2009 شروع به افزایش کرد و من هم سرمایه ام را افزایش دادم. متاسفانه من در آن زمان پول زیادی برای واریز به اکانت معاملاتی خود نداشتم. با این وجود من لذت موفقیت در بازار را حس کرده بودم و با پولی که از بازار بدست آورده بودم زندگی می کردم. در سال 2011 مرکز خرید و فروشی که من در آن فعالیت می کردم نماد های مالی زیادی از جمله سهام CFD را از لیست نماد های معاملاتی خود حذف کرد و این مساله برای من ضرر زیادی را در پی داشت

اما مشکل بزرگتر را خودم برای خوم به وجود آوردم. به جای اینکه مبلغی که بدست آورده ام را از بازار خارج کنم و با یک کارگزار قابل اطمینان کار کنم شروع به خرید طلا کردم. در آن زمان سیگنال های مثبت زیادی برای طلا وجود داشت و انتظار می رفت طلا به رکورد قیمت جدیدی برسد که به جای صعود، قیمت طلا سقوط کرد و من ورشکسته شدم.

چطور می توان از ورشکستگی دوری کرد؟

زمانی که به علت عدم دسترسی به سهام مورد نظرم، متضرر شدم باید سرمایه خودم را از آنجا خارج می کردم و با کارگزاری دیگری شروع به فعالیت می کردم. من در بازار CFD به خوبی عمل می کردم اما از معاملات طلا سر رشته ای نداشتم. در آن زمان من باید سهام های خود و حجم معاملات خود را طبق "هرم حمله به بازار" (نوعی روش مدیریت سرمایه به نام pyramid) افزایش می دادم. آیا چنین استراتژی می توانست کارامد باشد؟ البته! در آن زمان بورس سهام رشد بیشتری نسبت به الان داشت و من می دانستم این میزان رشد برای بازار طبیعی است. در همان زمان من به شدت احساس می کردم قیمت طلا نیز افزایش خواهد یافت همچنین کارشناسان و تحلیل گران معروف هم در مورد این مساله حرف میزدند. یک جوک بین معامله گران معروف است : “مهمترین قانون وال استریت این است که گوش خود را از کار بیندازید ”متاسفانه هرکسی نمی تواند از این قانون پیروی کند.

فاندامنتال تغییر قیمت

عوامل فاندامنتالی بازار ارزهای خارجی: نرخ سود قرضه، شاخص های اقتصاد کلان، آمار و اخبار مهم، عوامل روانی

در کل فارکس برای بدست آوردن سود از نوسانات ارزی شکل گرفته است. معالمه گران باید اخبار و شاخص های کلان و عوامل روانی را که می تواند بر قیمت ارز ها تاثیر گذار باشد را به صورت مستمر آنالیز کنند. شما در این مقاله با عوامل بنیادبن (فاندامنتال) که می تواند روی قیمت ارز ها تاثیر گذار باشد آشنا شده و یاد خواهید گرفت که چگونه این اطلاعات را آنالیز کنید. همچنین در این مقاله واکنش بازار به این عوامل را بررسی خواهیم کرد و برای نمونه با عملکرد صندوق سرمایه گذاری George Sorosدر مقابل بانک مرکزی انگلیس آشنا خواهیم شد.

عوامل تاثیر گذار بر نرخ ارز های خارجی 

این مقاله در ابتدا برای معالمه گرانی مفید خواهد بود که به تازگی پا در بازار فارکس گذاشته اند و می خواهند عوامل بنیادین تاثیرگذار بر روند بازار و قیمت ارزها را بهتر درک کنند. احتمالا معامله گران حرفه ای تاثیرات عواملی که در این مقاله ارائه می شود را قبلا تجربه کرده باشند ولی بحث های انجام شده برای این افراد نیز می تواند مفید باشد.

قیمت ارز: اصل قیمت گذاری در فارکس، عوامل بنیادین و عوامل روانی تاثیر گذار

معاملات فارکس بیشتر بر اساس حدس و گمان انجام می شوند چرا که شما در این بازار خود کالا را خرید و فروش نمی کنید و فقط می توانید ارزش آن را معامله کنید. بنابراین اگر کسی از رشد قیمت ارز سود ببرد در مقابل فرد دیگری پول خود را از دست خواهد داد. یک عامل کلی در بازار وجود دارد، به محض اینکه کل سرمایه موجود در بازار کاهش یابد، ارزش کلیه ارز ها کاهش می یابد.

برای مثال، اگر نرخ دلار در برابر یورو 1:1 باشد و این شاخص به 1:2 تغییر کند (یعنی شما می توانید با یک دلار ، دو یورو بخرید)، به این معنیست که یورو ارزان تر شده و قدرت دلار در بازار افزایش یافته است. اگر نسبت دلار به یورو 1:1 بماند اما شما تا دیروز با هر دلار 10 گرم طلا می خریدید ولی امروز می توانید با یک دلار 5 گرم طلا بخرید، ارزش طلا در مقابل هر دو ارز بیشتر شده است یا به عبارت دیگر این ارز ها نسبت به طلا ارزان تر شده اند.

قیمت ارز یک مفهوم نسبی می باشد، زیرا همیشه ارزش آن به نسبت یک شاخص دیگر تعریف می شود. به همین دلیل است که دلار به عنوان مبنا قرار گرفته است و قیمت سایر ارز ها به نسبت قیمت دلار سنجیده می شود.

 

LiteForex: چه عواملی بر قیمت ارز های خارجی تاثیر می گذارد؟

 

اگر می خواهیم ارزش دو ارز در مقابل یک دیگر به عنوان مثال پوند در مقابل ین ژاپن را تشخیص دهیم باید قیمت خرید و فروش فعلی آن ها را در مقابل یک ارز سوم مشخص کنیم. حال در این مقاله عواملی که هنوز هم می توانند در ارزش گذاری یک ارز تاثیر گذار باشند را باهم بررسی خواهیم کرد.

قیمت ارز ها به چند روش تعیین می شوند:

  • ثابت. این قیمت گذاری توسط بانک های مرکزی برای بازه زمانی مشخصی انجام می شود.
  • شناور. این ارزش گذاری بر اساس عوامل تاثیر گذار(عرضه/تقاضا) بر بازار تعیین می گردد. بانکهای مرکزی به طور غیر مستقیم بر روی بازار تاثیر می گذارند برای مثال به عنوان خریدار در بازار ظاهر می شوند یا در زمان لازم فروشنده یک ارز خاص می شوند.

فرانک سوئیس نمونه بارز از این دخالت ها را به خود دیده است و زمانی که در ژانویه 2015 بانک مرکزی سوئیس اعلام کرد دیگر نمی تواند قیمت فرانک را در مقابل یورو ثابت نگه دارد قیمت فرانک افزایش یافت و باعث ناراحتی افرادی شد که روی دلار شرط بسته بودند.

نحوه تاثیر گذاری اقتصاد کلان در قیمت ارز

در هر کشور، بانک مرکزی مسئولیت ثبات نرخ ارز ملی را بر عهده دارد. تمامی فعالیت هایی که بانک مرکزی برای رسیدن به این هدف انجام می دهد سیاست های پولی نامیده می شود. بانک مرکزی وظیفه دارد تا شرایطی به وجود بیاورد که برای همه سودمند بوده و در نهایت از توسعه اقصاد کشور حمایت شود. برای مثال :

  • کاهش ارزش یورو در مقابل دلار برای صادرکنندگان اورپایی مفید می باشد. آنها محصولات خود را به دلار می فروشند در حالی که بهای نیرو کار و مواد اولیه کمتری می دهند.
  • تقویت یورو در مقابل دلار(تضعیف دلار) برای واردکنندگان مفید می باشد.

به عبارت ساده تر، بانک های مرکزی همیشه سعی دارند که تعادل را در بازار حفظ کنند ولی همیشه موفق نمی شوند. ابزار های بانک های مرکزی شامل موارد زیر می شود:

1.نقدینگی بالا و مداخلات در فارکس. مقدار فعلی پول موجود در کشور عرضه پول نامیده می شود. قیمت یک محصول به طور غیر مستقیم بستگی به عرضه پول دارد. اگر بانک مرکزی به صورت کنترل نشده پول عرضه کند ( پول ملی بیشتری چاپ کند) اما حجم تولید محصولات یکسان بماند، قیمت محصولات افزایش می یابد و از آنجایی که دلار آمریکا و ارز های کشور های دیگر می توانند یک نوع کالا محسوب شوند، نرخ ارز ملی در مقابل این ارز ها نیز کاهش می یابد.

کاهش ارزش ارز ملی یک کشور را تورم می نامند. از نظر اقتصادی، تورم متوسط منجر به افزایش تولید می شود. در ایالات متحده و اورپا تورم به صورت هدفمند 2 درصد در نظر گرفته شده است. بنابراین در کشور هایی که تورم های بالا تر یا ابر تورم وجود دارد، به دلیل تثبیت نرخ ارز، عرضه پول کمتر می شود و برعکس در کشور هایی که تورم بیش از حد کاهش می یابد نرخ بهره سپرده منفی می شود.

یک واقعیت جالب: در سال 1969، میلتون فریدمن، با ایده “هلیکوپتر پول”برنده جایزه نوبل شد. مدت زیادی است که در اورپا و ژاپن با افت قیمت ها مواجه هستیم. نرخ بهره سپرده منفی ( نرخ بهره سپرده: زمانی که فرد پولی در بانک نگه داری می کند نه تنها سود نمی گیرد بلکه باید مبلغی هم پرداخت کند) هم نتوانسه است این مشکل را حل کند. در آن زمان ایده ای ارائه شد که به زنان خانه دار پول پرداخت شود. آن ایده عملی نشد چرا که به دلیل اینکه فقط میزان نگه داری پول در خانه بالا می رفت و در نتیجه تاثیری در کنترل شرایط نداشت. در مقابل در کشور هایی مانند زیمباوه همه تلاش خود را به کار گرفته اند تا ابرتورم کشور را کنترل کرده و قیمت ارز خود را افزایش دهند.

جمعبندی: نقدینگی بیش از حد و مداخله ارزی در نهایت باعث کاهش ارزش ارز ملی در برابر ارز های دیگر خواهد شد.

2. نرخ سود قرضه. این عامل شاخصی برای ارزش گذاری پول در کشور است. این نرخی است که بانکهای مرکزی برای بانک های شخصی و سایر موسسات مالی تعیین می کنند که طبق این سود وام هایی باید به بخش های مورد نیاز اعطا شود. نرخ بهره پایین ( سود بازپرداخت وام کمتر ) باعث رشد اقتصاد می شود. در نتیجه افزایش تولید ناخالص و افزایش مصرف تاثیر مثبتی بر روی نرخ ارز ملی خواهد داشت. از طرفی دیگر، نرخ سود پایین به معنای کاهش ارزش پول ملی است و سرمایه گذاران با این روش تشویق خواهند شد تا دارایی های سود آور تری نگه داری کنند. در آمریکا نرخ قرضه تاثیر چشم گیری بر قیمت دلار دارد، با افزایش نرخ بهره قیمت دلار افزایش می یابد.

3.تعادل هزینه ها. تراز صادرات و واردات مستقیما بر نرخ ارز تاثیر می گذارد. اگر یک کشور بیشتر از میزانی که صادر می کند واردات داشته باشد به این معنی است که کشور برای بدست آوردن کالا و خدمات باید ارز خارجی بیشتری پرداخت کند در حالی که میزان ارز وارد شده کمتر از میزانی است که به آن نیاز دارد. این امر می تواند با جذب سرمایه گذاری خارجی برطرف شود که باعث ایجاد تعادل بین صادرات و واردات خواهد شد. گزینه دیگر برای مهار واردات بیش از حد، بیشتر کردن تعرفه واردات است که منجر به توسعه تولیدات داخلی و تقویت ارز ملی خواهد شد.

4.ذخایر ارزی و طلا. ابزار دیگری که بانکهای مرکزی می توانند توسط آن عرضه پول را کنترل کنند ذخایر ارزی و طلا می باشد. ذخایر کشور عمدتا به صورت طلا، ارز های خارجی (که این روش برای دلار آمریکا سودمند است چرا که بیشترین ذخایر ارزی کشور ها دلار آمریکا می باشد) و یا به صورت اوراق بهادار نگه داری می شوند. اگر ارزش ارز یک کشور در حال کاهش باشد و تقاضا داخلی برای ارزهای خارجی به شدت افزایش یابد بانک مرکزی می تواند تا حدودی با عرضه دلار در بازار تقضا را برطرف کرده و بدین ترتیب مازاد پول ملی را کاهش داده و تورم را مهار کند.

جمعبندی: اگر ذخایر ارزی و طلا کشور کاهش یابد، ممکن است بانک مرکزی تصمیم بگیرد تا ارزش پول ملی را کاهش دهد. (اگر بانک مرکزی نتواند با شیوه دیگری رشد تورم را مهار کند).

5. آمار کلان اقتصادی:

  • GNP (تولید ناخالص ملی) و GDP(تولید ناخالص داخلی). رشد این دو شاخص اثری مثبت بر ارزش ارز ملی یک کشور دارد. اگر نرخ تولید ناخالص داخلی افزایش یابد نشانی از پیشرفت و بهبود اقتصاد یک کشور می باشد که باعث جلب توجه سرمایه گذاران می شود. ورود سرمایه های خارجی ارز ملی یک کشور را تقویت می کند. این شاخص ها به صورت دینامیکی و نسبت به تغیرات در بازه های زمانی مختلف مورد بررسی قرار می گیرند. اگر سرعت رشد تولید ناخالص داخلی سالانه کندتر از مدت مشابه قبل باشد، این شاخص عددی منفی خواهد شد.
  • نرخ بیکاری. این شاخص یکی دیگر از شاخص های مهم وضعیت اقتصادی یک کشور است که می تواند بر نرخ ارز یک کشور تاثیر گذار باشد. کاهش نرخ بیکاری باعث تقویت ارز ملی می شود. در ایالات متحده، گزارش های مربوط به حقوق و دستمزد همه مشاغل به غیر از حوزه کشاورزی (این عدد میزان شغل اضافه شده یا از دست رفته به جز شغلهایی که در حیطه صنعت کشاورزی هستند را برای مدت معینی اندازه گیری می کند) تعریف می شود که یکی از اساسی ترین پارمتر تاثیرگذار پس از نرخ بهره در نرخ دلار است که از محاسبه نرخ دستمزد میانگین در کشور به دست می آید.
  • نرخ تورم. قدرت خرید مصرف کننده بر نرخ ارز تاثیر می گذارد. رشد تورم نرخ ارز را به پایین هل داده و تاثیر منفی بر روی ارز ملی کشور دارد. برای اقتصاد هایی که وابسته به فعالیت های خارجی هستند نرخ تورم اثر چشمگیر تری بر نرخ ارز دارد بنابراین در کنار تورم، شاخص قیمت مصرف کننده و سایر آمارهای مشابه نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
  • تعادل بودجه و مخارج کشور. کسری بودجه که با نقدینگی اضافه پوشش داده می شود، نرخ تورم را افزایش داده و منجر به کاهش ارز پول کشور می شود
  • بدهی دولتی یا ملی. حتی اگر مساله اصلی نباشد، در بازار های نو ظهور شاخص مهمی محسوب می شود. افزایش بدهی ملی نشانگر تضعیف پول ملی است. برای مدیریت بدهی ملی یک کشور نیاز بیشتری به ارز وجود خواهد داشت و همین عامل باعث گران شدن ارز خارجی در مقابل ارز ملی خواهد شد. از این سو بیشتر شدن ریسک، سرمایه گذاران را دلسرد می کند و سرمایه خارجی کمتری وارد کشور می شود و باعث ایجاد کسری می شود هرچند استثنائاتی برای این شاخص وجود دارد مانند دولت آمریکا!

6. ژئوپولیتیک. که شامل موارد زیر می شود:

  • انتخابات. نمونه بارز تاثیر این شاخص، واکنش دلار به پیروزی ترامپ است. در پاییز 2016 به دنبال انتخابات، دلار به نسبت 9 ارز دیگر، به بالاترین حالت ممکن رسید. در این رویداد سیاسی توقعاتی برای سرمایه گذاران ایجاد شد که بعدها هم این توقعات برطرف شد.
  • جنگهای تجاری برای مثال می توان جنگ چین و آمریکا را در نظر گرفت. در این جنگ وضعیت چندان واضح نیست. فرضا جنگ های تجاری باید تاثیر منفی بر نرخ دلار می گذاشت (سرمایه گذاران سرمایه امن تر از دلار برای نگه داری انتخاب می کردند) اما از آنجایی که ایلات متحده دارای اقتصادی نسبتا غیر وابسته است بعد از این اتفاقات دلار بر خلاف انتظار قوی تر شد! و یوان چین به پایین ترین نرخ در سال 2017 رسید. این بدان معنی است که سرمایه گذاران معتقدند ایالات متحده در جنگ تجاری بین چین حضور موفق تری خواهد داشت و از این طریق بازار و اقتصاد ملی تقویت خواهد شد.
  • تحریم های بین اللملی. در اینجا برای مثال روسیه را بررسی می کنیم زمانی که تحریم های آمریکا علیه روسیه در سپتامبر اجرایی شد روبل با 15 درصد کاهش ارزش مواجه شد.

همچنین عوامل ژئوپولیتیکی شامل درگیری های مسلحانه و انواع پیام های رهبران کشور ها و ایجاد اتحادهای اقتصادی بین کشور های مختلف نیز می شود. یک مثال بارز از این موضوع: تاثیرات ملموس همه پرسی انگلستان (Brexit) که نرخ GBP را در سال 1985 بیش از 11 درصد کاهش داد.

نتیجه گیری: معامله گران باید تقویم های اقتصادی را دنبال کرده و تحولات بین المللی را زیر نظر داشته باشند. اما تصمیم گیری در مورد تاثیر نهایی تحولات رخ داده در سطح جهان قابل پیشبینی نبوده و به عوامل متعددی می تواند بستگی داشته باشد.

عومل روانی 

بازار ارز های خارجی بازای سوداگرانه است که سرمایه دارانی که نقش کلیدی دارند به راحتی می توانند کنترل بازار را در دست بگیرند. کسانی که مقدار زیادی از سرمایه در گردش بازار را در اختیار دارند یا همان مارکت میکر ها، بانکهای سرمایه گذاری و کسانی که دارای مقدار زیادی ارز هستند می توانند بر روی قیمت ارز ها تاثیر بگذارند. علاوه بر این در بعضی از جفت ارزها (برای مثال جفت ارز رند آفریقا در مقابل دلار آمریکا) این تاثیر عجیب غریب بیشتر به چشم می خورد و بازار را به آسانی تحت تاثیر قرار می دهد. در ارتباط با این عامل یکی از بدترین نمونه از معاملات ثبت شده در تاریخ “چهارشنبه ی سیاه” نام دارد. در اوایل دهه 50، کشور های اورپایی تصمیم گرفتند سازمانی (نمونه اولیه اتحادیه اوروپا) ایجاد کنند که توسط آن سازمان، نرخ ارز با هماهنگی هایی که از پیش تعیین شده، انجام شود و منافع همه اعضا در قیمت گذاری ارزهای کشور های شرکت کننده در نظر گرفته شود. آلمان به عنوان پایه در نظر گرفته شد چرا که در آن زمان به عنوان یکی از توسعه یافته ترین اقتصاد های جهان شناخته شده بود. اعضا مجمع توافق کردند که ارزش ارزهای محلی خود و دوچ مارک را با دامنه 6 درصد حفظ کنند. تاثیرگذار ترین مکانیسم برای کنترل نرخ ارز در محدوده توافق شده کنترل نرخ بهره و حفظ ذخایر ارزی خود کشور ها تعیین شده بود.

در سال 1990، بریتانیا با مشکلات اقصادی متعددی رو به رو شد که نرخ بالا تورم، کاهش تولید، قدرت رقابت پایین در بازار های خارجی را به دنبال داشت. تمام این مشکلات انگلستان را مجبور کرد تا به مکانیسیم کنترل قیمت ارز اورپا بپیوندد. از آن لحظه به بعد قیمت ارز انگلیس طبق شرایط اتحادیه اورپا تعیین نشده بود اما اعضا با ورود این ارز به اتحادیه موافقت کردند. زمانی که انگلستان وارد این اتحادیه شد پوند انگلیس نسبت به دوچ مارک 2.98 قیمت داشت که انگلستان متعهد شد این قیمت را در محدوده 2.78 -3.13 حمایت کند.

دولت انگلستان امیدوار بود که با پیوستن به اتحادیه اوروپا به راننده ای تبدیل شود که می تواند مسیر درست اقتصاد جهان را به همه نشان دهد و مشکلات اقتصادی را حل نماید، حتی در دو سال اول هم اوضاع به این گونه پیش می رفت و از آنجایی که دولت نمی توانست خودسرانه قیمت ارز کشور را تغییر دهد و نرخ تورم کاهش یافت و همچنین نرخ بیکاری پایین تر آمد. اما در سال 1992 کشور تحت تاثیر رکود جهانی قرار گرفت و دولت انگلیس نمی توانست عملی برخلاف تعهدنامه در مقابل این رکود انجام دهد. کاملا مشخص بود که ارزش گذاری پوند انگلیس بیش از حد واقعی آن انجام شده بود و نرخ به تنهایی توسط بانک مرکزی تضمین شده بود.

در 16 سپتامبر 1992، سخن رانی مدیر Bundesbank از رسانه ها منتشر شده که برای اولین بار در این سخنرانی در حال سقوط بودن بعضی از ارزهای اوروپایی مطرح شد. وی متعقد بود حتی تلاش آلمانی ها هم برای حل این مشکل کارساز نخواهد بود. سرمایه گذار ها این خبر را به عنوان یک سیگنال مهم دریافت کردند. صندوق عظیم جورج سورس در یک سفارش به ارزش 1.5 میلیارد در پوند استرلینگ ثبت کرد که بعدا حجم این سفارش را به 10 میلیارد دلار افزایش داد.

خب حال ببینیم این سفارش چه تاثیری بر روند بازار می گذارد، فرض کنید شما شریکی دارید که حاظر است مقداری پوند انگلیس با سود بسیار کم به شما قرض دهد شما 10 پوند پول قرض کرده و با آن 29.5 دویچه آلمان خریداری می کنید. حال کاهش قیمت پوند در مقابل دویچه سودمند خواهد بود چرا که می توانید با فروش آن 29.5 دویچه، برای مثال 12 پوند بخرید و 10 پوند شریکتان را پس دهید و مقداری هم (به صورت مشروط) سود کنید. این حالت زمانی می تواند رخ دهد که شما از پایین آمدن نرخ ارز پوند مطمئن باشید.

صندوق سرمایه گذاری سورس بیش از 10 میلیارد پوند انگلیس را قرض گرفته بود و در همان زمان هم این مقدار را فروخت. مثالی که برای شما و شریکتان استفاده کردیم در این صندوق سرمایه گذاری نیز اتفاق افتاد. با شروع روز کاری در انگلستان در تاریخ 17 سپتامبر، میلیار ها پوند فروخته شد. ارزش ارز انگلیس به شدت سقوط کرد. بانک مرکزی انگلیس فاقد نقدینگی بوده و نتوانست این مقدار پوند را با قیمت بازار که طبق مکانیسم اتحادیه تعریف شده بود خریداری کند. برای تشویق سرمایه گذاران به خرید پوند، سود سپرده را به 5 درصد افزایش داد اما بازهم نتیجه ای در بر نداشت چرا که بازار ضعف پوند را به صورت قاطعانه پذیرفته بود. پس از آنکه دولت نتوانست پوند را بالاتر از حداقل قیمت توافق شده در (ERM) نگه دارد، در انتها مجبور شد پوند استرلینگ را از مکانسیم نرخ ارز اوروپایی (ERM) خارج کند. ارزش پوند بلافاصله 15 درصد در مقابل دویچه آلمان و 25 درصد در مقابل دلار کاهش یافت.

این داستان یکی از بهترین مثال های چگونگی تاثیر عوامل روانی در بازار می باشد. اگر صندوق سرمایه گذاری در یک کشور بیش از ذخایر بانک مرکزی، پول در اختیار داشته باشد، عملا می تواند کنترل قیمت را بر عهده بگیرد و بانکی مرکزی هم ابزار لازم برای کنترل بازار را نخواهد داشت 

نتیجه گیری: نرخ ارز فارکس تحت تاثیر چندین فاکتور محلی و جهانی می باشد که یک معامله گر حرفه ای باید توانایی تشخیص این فاکتور ها را داشته باشد. همچنین نباید دستکاری های احتمالی که در بازار ممکن است توسط رسانه ها اتفاق بیفتد را نادیده بگیرد. شاید با خود فکر کنید در نظر گرفتن تمامی این پارامتر ها برای آنالیز بازار کار سختی است؟ البته که سخت است. بنابراین من فقط می توانم یک رویکرد برای رفع این مشکل برای شما پیشنهاد کنم، بینش و تجربه خود را در بازار افزایش دهید و با تمامی ریسک های موجود در بازار آشنا شوید. برای دست یافتن به این حد از تجربه توصیه می کنم با باز کردن یک حساب دمو و پیروی از نکاتی که در این مقاله گفته شد به صورت عملی با نکات آشنا شوید. اگر به نظرتان مطالبی که در این مقاله ارائه شد جالب بود می توانید نظرات و سوالت خود را در این باره در قسمت کامنت با ما در یمان بگذارید.

همبستگی ارزهای دیجیتال

بررسی همبستگی نمودارهای قیمتی و حجم ارز مبادله شده. برای توضیح این مسئله مثال هایی از ارز بیت کوین آورده شده است. 

دوستان عزیر،

هدف هر سرمایه گذار درآمد زایی با استفاده از سرمایه ی خود می باشد. ولی ما تصمیمات خرید و یا فروش خود را بر اساس چه مساله ای خواهیم گرفت؟ معمولا تازه وارد ها برای سفارش گذاری از تحلیل تکنیکال استفاده می کنند. آن ها سطوح مقاومتی و حمایتی را تشکیل می دهند و سطوح فیبوناتچی را رسم می کنند و تلاش می کنند بفهمند کدام یک از امواج الیوت در حال حاظر می تواند برای نمودار قیمتی نماد مورد نظر استفاده شود. معامله گرانی که تجربه بیشتری دارند شاخص های فاندامنتال را نیز بررسی می کنند.

در این مقاله، ما تاثیر دو اندیکاتور مهم را بررسی خواهیم کرد که می توان تاثیر آن ها را نوعی تاثیر فاندامنتال در نظر گرفت:

  • حجم کل رمز ارز مبادله شده در شبکه بلاکچین
  • جداسازی نقل و انتقالات حجیم بین کیف پول های بلاکچین

در این مقاله از نمودار بیت کوین برای ارائه ی مثال ها استفاده می شود.

در مقاله اول حجم کل مبادله شده را بررسی خواهیم کرد.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

برای بررسی وابستگی تغییر قیمت بیت کوین نسبت به افزایش حجم معاملات، از تب “sent in USD” سرویس سایت  bitinfocharts.comاستفاده خواهیم کرد. نمودار فوق نشان دهنده تاریخچه تحرک حجم مبادله شده بیت کوین می باشد. ما در این قسمت می توانیم روند رشد را از اواخر سال 2013 به صورت مداوم مشاهده کنیم که روند قیمت تمایل به تکرار شدن به صورت هر دو سال یک بار را دارد. به جای شناسایی الگو، ما به ترتیب هر یک از این قله ها را بررسی خواهیم کرد و آن را با حرکت قیمت مقایسه خواهیم نمود.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

اولین قله قابل مشاهده در نمودار (نمودار بیتکوین های ارسال شده) را در حوالی 26 نوامبر 2013 مشاهده می کنیم (قله توسط  فلش قرمز در نمودار بالا نشان داده شده است). اگر به تاریخ قله نگاه کنید، افزایش نسبی حجم معاملات از نوامبر 2013 شروع شده و به طور پیوسته ادامه یافته است (فلش سبز). این یک سیگنال است که نشان می دهد یک ناهنجاری در شبکه بلاکچین به وجود آمده است.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

اگر این نمودار را با نمودار قیمتی بیتکوین ترکیب کنیم، خواهیم دید که ناهنجاری در اندیکاتور حجم سکه های ارسالی، همزمان با آغاز موج صعودی قوی، رخ داده است که نشان دهنده افزایش 300 درصدی قیمت می باشد. در این نمودار  می توانیم حجم سکه های ارسال شده را ببینید که سقف آن در 26 نوامبر 2013 به وجود آمده است و پس از آن، علی رغم رشد قیمت، هیچ واگرایی قیمتی در تصویر دیده نمی شود (حرکت غیر همسان اندیکاتور و نمودار قیمت).

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

در تاریخ 3 ام دسامبر 2013، یک شکست در روند نمودار حجم سکه های ارسال شده رخ داده است (در تصویر فوق، شکست با رنگ آبی نمایش داده شده است).

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

همانطور که در نمودار بیتکوین هم مشاهده می کنید، در این قسمت قیمت اندکی به سمت بالا حرکت می کند. به طور کلی این نقطه مناسب ترین زمان برای بستن معامله می باشد، بنابراین در این حالت، سیگنال های حجمی نقاط ورود و خروج را به صورت بسیار دقیق نشان می دهند.

برای اطمینان داشتن از صحت  الگو، بیایید ببنیم قیمت چه رفتاری در قله های صعودی سکه های ارسال شده داشته است.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

یکی دیگر از نمونه های حرکت غیر عادی حجم بیت کوین، در اواخر سال 2015 و اوایل 2016 ایجاد شده است. در نمودار فوق، فلش سبز نشانگر شکستن کریدور (راهرو) اندیکاتور حجم می باشد، یعنی می توانیم سیگنالی را  از شروع یک رشد غیر طبیعی دریافت کنیم. فلش قرمز قله را نشان می دهد، و فلش آبی رنگ نشان گر لحظه عبور از خط روند فرض را نشان می دهد.

بییاید ببینیم این نقاط چگونه در نمودار قیمت بیتکوین قرار می گیرند.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

در نمودار بالا اولین ناهنجاری در کلوزآپ قابل مشاهده است. روند افزایشی نمودار حجم، در 28 ام اکتبر 2015 شروع شده است (فلش سبز). در 4 ام نوامبر 2015 قله با سقوط مواجه شده است. نقطه ی خروج در زیر خط روند می باشد یعنی در 15 ام نوامبر، که با فلش آبی نشان داده شده است.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

در نمودار بالا می بینیم که فلش سبز که در ابتدای ناهنجاری قرار دارد به صورت همزمان ابتدای روند صصعودی را نیز نمایش می دهد، با این حال، بیشینه ی حجم همزمان با اوج قیمت بسته شده است که در پیش بینی ما کمک زیادی نمی تواند بکند. فلش آبی که نشانگر تاریخ شکست روند رو به رشد بیتکوین می باشد، در انتهای اصلاح روند نزولی قرار دارد.

بنابراین این سیگنال هیچ کاربردی برای انجام پیشبینی های معاملاتی ندارد.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

حرکت عجیب بعدی، از 25 نوامبر 2015 شروع شده است. قله حجم بیتکوین های منتقل شده در 21 دسامبر 2015 به وجود آمده است و دقیقا بعد از این اتفاق در 26 دسامبر 2015، ما می توانیم خروج از خط روند را مشاهده نماییم.

ویژگی این ناهنجاری این است که حالت ایمپالسی ندارد، بلکه تراکم و یکنواختی حجم در یک بخش با گذشت مدت زمان زیادی ایجاد می شود.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

در نمودار قیمت، وضعیت به همان گونه ای است که در مورد قبلی بحث کردیم. فلش سبز نشانگر آغاز غیر طبیعی رشد حجم بیتکوین های منتقل شده می باشد که همزمان با آغاز روند صعودی می باشد. در همین زمان، قله حجم در قسمتی از محدوده نمودار قیمت قرار می گیرد که روند در حال انتقال به منطقه منفی می باشد که این عامل می تواند به عنوان اولین هشدار روند ریزشی تلقی شود چرا که واگرایی نمودار قیمت و اندیکاتور کاملا قابلا مشاهده می باشد.

فلش آبی نشان دهده ی شکسته شدن روند رشد حجم بیتکوین های ارسال شده می باشد که همزمان با ایمپالس نزولی قیمت می باشد و هیچ کارایی برای فردی که یک پوزیشن طولانی مدت باز کرده است، ندارد.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

ناهنجاری بعدی حجم بیتکوین های منتقل شده در 17 ژانویه 2016 آغاز شده است. عموما می توانیم از فلش سبز ببینیم که این سیگنال چند روز قبل از پالس (pulse) داده شده است. با این حال، قله ی نمودار حجمی (مشخص شده توسط فلش قرمز)، پس از یک اصلاح قوی نزولی، در حال برگشت می باشد به عبارت دیگر ما نمی توانیم روی قیمت های بالا سفارش فروش ثبت کنیم. در اینجا می توان در مورد واگرایی صحبت کرد که باعث معکوس شدن روند می شود. مکان اصلی شکست روند مشخص شده توسط یک فلش آبی همزمان با حرکت خرسی دیگری است و دیگر کاربردی برای خروج اولیه ندارد. به عبارت دیگر، این سیگنال در این زمان کاربردی برای معامله گر ندارد.

حال بیایید پر بار ترین دوره صنعت رمز ارز ها را بررسی کنیم که در این دوره قیمت بیت کوین به سقف تاریخی خود رسید.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

بین اکتبر سال 2017 و ژانویه 2018، شاهد حجم عظیمی از نقل و انتقالات هستیم، آغاز این ناهنجاری حدودا از 17 اکتبر شروع شده است که این سیگنال توسط فلش سبز مشخص شده است. در آن زمان، حجم بیت کوین های انتقالی به صورت چشم گیری افزایش یافته است. در نمودار تغییرات مهمی را مشاهده نمی کنیم. این سیگنال تا چند روزی در بازار رهبری می کرد.

علاوه بر این، نکته اصلی سقف حجم ثبت شده در 18 دسامبر 2017 می باشد. در اینجا می توانیم واگرایی با نمودار قیمتی را به صورت واضح ببینیم که نتوانسته است بر سقف تاریخی خود غلبه کند.

همچنین اگر به نقطه خروج از روند نمودار حجم که حدودا در 13 ژانویه قرار دارد، توجه داشته باشیم متوجه می شویم در این زمان قیمت ریزش زیادی نداشته است و افرادی که پوزیشن های خرید باز کرده بودند، شانس سودگیری را در حوالی قیمت 14000 دلار داشتند.

و آخرین افزایش در حجم بیت کوین، قوی ترین موج گاوی سال 2019 می باشد.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

برای شروع بیایید نگاه دقیق تری به نمودار واقعی حجم بیتکوین های منتقل شده داشته باشیم. ناهنجاری های رخ داده در سال 2019 از نظر طولانی بودن و قدرت با بقیه ناهنجاری ها متفاوت است. همچنین، این تنها رشد ناهنجاری است که شما می توانید توسط آن با اطمینان بیشتری در مورد شکست روند حرف بزنید (با دایره قرمز مشخص شده است).

علاوه بر این، در این بازه زمانی بعد از موج اصلی صعودی، می توانیم شدید ترین افزایش میزان بیتکوین های منتقل شده را مشاهده کنیم (با دایره سبز مشخص شده است)

بیایید این سه سیگنال را در نمودار قیمت نیز بررسی کنیم

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

همانطور که در تصویر بالا هم قابل مشاهده است، سیگنال شروع ناهنجاری در همان ابتدا روند صعودی واقع شده است - به فلش سبز توجه کنید.

اوج رشد حجم - به فلش قرمز در 22 ژوئن نگاه کنید - مانند موارد قبل، با واگرایی همراه می باشد در نتیجه پایان موج صعودی را تایید می کند.

شکسته شدن روند با یک فلش آبی در تاریخ 28 ژوئن مشخص شده است و همزمان با انتهای اصلاح روند نزولی می باشد. از این رو برای انجام معاملات کاربردی نمی باشد.

رشد تاریخی در میزان بیتکوین های منتقل شده که برای مطالعات ما مورد توجه خاصی قرار گرفته بود، تاثیری در نمودار نداشته است - به دایره سبز توجه کنید. در این روز یعنی 21 ام آگوست، یک اصلاح کوچک در نمودار رخ داده است که قابل مقایسه با حجم مبادله شده در بلاکچین نمی باشد.

جمع بندی 

به طور کلی، شش مورد بررسی شده در مقاله ارائه شده کافیست تا صحت برخی الگو ها را قبول کنیم و بتوان در مورد برخی همبستگی ها حرف زد.

اولین همبستگی که واگرایی بین اندیکاتور و قیمت می باشد، قابل فهم تر بوده و قابلیت درک بهتری دارد. سیگنال زمانی به صورت دقیق کار می کند که: "نمودار حجم بیت کوین های ارسال شده سقف جدیدی ثبت کند در حالی که نمودار قیمت چنین رفتاری ندارد". در هر چهار مورد ارائه شده، این سیگنال 100 درصد صحیح کار کرده است. و در این شرایط روند حرکت ارز رمز، معکوس شده است. 

به اولین مورد بررسی شده توجه کنید که در آن واگرایی نیز تشخیص داده شده است اما زمانی که شرایط معکوس شده است قیمت سقف جدیدی ثبت کرده است، درحالی که اندیکاتور چنین شرایطی ندارد. این موارد به اندازه کافی کمیاب هستند که نمی توان در مورد قابل اطمینان بودن آنها حرف زد. اما همچنان این مورد یک واگرایی می باشد که به همین دلیل می توانیم آن را در دسته ی سیگنال های موفق خود قرار دهیم.

دومین سیگنال مهم  افزایش شدید میزان بیتکوین های ارسال شده در شبکه بلاکچین می باشد. در تمامی این موارد، این اتفاق قبل از روند صعودی رخ داده است. علاوه بر این، تمامی سیگنال ها قدرت زیادی در دوره اصلی رشد داشته اند. با توجه به اینکه اندیکاتور تغییرات حجم بیتکوین های ارسال شده در تایم فریم های روزانه کار می کند، برای انجام معاملات با این اندیکاتور، باید چشم انداز سرمایه گذاری بلند مدتی داشته باشید. بنابراین، هنگامی که برای باز کردن موقعیت جدید از سیگنال این اندیکاتور استفاده می کنیم، آماده خواهیم بود که حرکت اصلی در عرض 3 یا 4 روز به وقوع بپیوندد. در موارد نادر، شاید نیاز باشد تا یک هفته نیز صبر کنید. در عین حال، با توجه به نوسانات نماد مورد نظر شاید حرکاتی بر خلاف موقعیتی که شما در نظر گرفته اید نیز انجام پذیرد که باید با لحاظ کردنSTOP LOSS  در معاملات، می توانید ضرر خود را تا حد زیادی کنترل کنید.

سیگنال سومی که در نظر گرفتیم، شکست خط روند می باشد. این سیگنال می تواند قابل استفاده باشد ولی به دلیل داشتن تاخیر زیاد عملا کاربرد زیادی در انجام معاملات نداشته و ارزش کمتری برای معامله گران دارد و به جز تایید، چیزی که در نمودار هم قابل مشاهده است (یعنی پایان یافتن روند صعودی)، چیز دیگری برای گفتن ندارد.

چه نتیجه ای می توان گرفت؟ این مقاله نشان داد که اندیکاتور "ارز های دیجیتال ارسال شده" پتانسیل بالایی برای معامله گران داشته و قابلیت سیگنال دهی برای ورود به معامله در ابتدای ناهنجاری و خارج شدن در اوج و بهترین موقعیت را دارا می باشد و می تواند ما را از وجود واگرایی های آگاه کند. بدیهی است، همانطور که در مثال آخر هم دیدیم، این ابزار جادویی نبوده و می تواند سیگنال های غلط هم بدهد. یکی دیگر از معایب قابل توجه اندیکاتور "حجم ارزهای منتقل شده"، این است که فقط در شرایط صعودی کاربرد دارد. در یک روند نزولی، این شاخص سیگنال های با کیفیتی ارائه نمی دهد. محدودیت دیگر این اندیکاتور این است که بر اساس تایم فریم روزانه ساخته است و برای معامله گرانی که معاملاتی با استراتژی کوتاه مدتی دارند، کاربرد چندانی ندارد. با این وجود این اندیکاتور می تواند برای پوزیشن تریدر ها و سرمایه گذران بلند مدتی بسیار کارامد باشد.

بدیهی است، که کل حجم بیتکوین های ارسالی شامل انتقال های خصوصی هم می شود پس برای فیلتر کردن سیگنال های دریافت شده از آنالیز کلی حجم ها، مهم است که بتوانیم حجم ها و جهت های اصلی و کیلیدی را ببینیم و درک کنیم. در مقاله بعدی، این ابزار را با جزئیات بیشتری بررسی خواهیم کرد و خواهیم دید که تشخیص و فیلرینگ سیگنال های غلط ارائه شده از "حجم ارزهای ارسال شده" چه اهمیتی دارد و چه کاربردی برای تشخیص سریع تر سیگنال ها و ورود به موقع به بازار دارد.

موفق باشید!

بزرگ ترین ریسک های موجود درفارکس وراه کم کردن انها

بزرگترین ریسک ها در بازار فارکس. ریسک های معاملاتی و راه های مدیریت آن. تنوع بخشی و روش های تکنیکال به حداقل رساندن ریسک در فارکس، پوشش ریسک. چگونگی توسعه ی یک سیستم مدیریت ریسک در فارکس.

ریسک اولین چیزی است که معامله گری که می خواهد معامله یا سرمایه گذاری کند باید به آن توجه نماید. ریسک از دست دادن سرمایه به دلیل شرایط خارج از اراده (مثلا به علت دستکاری در بازار توسط بازیگران بزرگ بازار، خطاهای تحلیل تکنیکال، و یا غفلت از یک عامل مهم در تحلیل فاندمنتال) همیشه وجود دارد و نمی توان به طور کامل از آن ها دوری جست، اما می شود آن را به حداقل رساند. در مقاله ی حاضر به چگونگی به حداقل رساندن و بهینه سازی ریسک های معاملاتی و روش ایجاد سبد سرمایه گذاری متعادل می پردازیم.

انواع ریسک معاملاتی و روش به حداقل رساندن ریسک سرمایه گذاری: راهنمایی کوتاه در خصوص مدیریت ریسک برای اشخاص مبتدی

در روز ۱۵ ژانویه ۲۰۱۵ بانک مرکزی سوییس به یکباره اعلام کرد که دیگر در مقایسه با ۳ سال پیش نسبت دارایی های فرانک به یورویی که در اختیار دارد را به وسیله ی نرخ ثابت تبدیل ارز معین نخواهد کرد. این موضوع یک شوک روانی به بازار وارد کرد  و در نتیجه ارزش فرانک در برابر دلار و یورو بیش از ۳۰ درصد افزایش یافت. از سویی دیگر، ارزش سهام در بازار سهام سوییس حدود ۱۰ درصد کاهش پیدا کرد و موجب شد که صادرکنندگان آسیب ببینند. همچنین، این اتفاق برای معامله گران یک فاجعه محسوب می شد، زیرا کسانی که معامله ی فروش فرانک باز کرده بودند (پوزیشن شرت) در چند ثانیه سپرده هایشان را از دست دادند. بروکر ها هم آسیب دیدند: چندین بروکر گزارش کردند که با مشکل گردش سرمایه مواجه شده اند.

در روز شنبه ۱۴ سپتامبر سال ۲۰۱۹ تاسیسات نفتی عربستان سعودی به وسیله ی چند پهباد مورد حمله قرار گرفت، اتفاقی که باعث تعلیق ۵۰ درصد از مجموع صادرات نفت عربستان که معادل ۵ درصد از مجموع نفت صادراتی در جهان است شد. ۲ روز بعد یعنی در روز دوشنبه شاخص معاملات آتی نفت برنت حدود ۱۹ الی ۲۰ درصد با سرعت افزایش پیدا کرد. صعود میان روزی که شاخص نفت پس از واقعه ی نامبرده تجربه کرد از زمان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ تا کنون بی سابقه بود. حمله به تاسیسات نفتی عربستان باعث شد معامله گرانی که از معاملات فروش (پوزیشن های شرت) خود قبل از تعطیلات آخر هفته خارج نشده بودند ضرر مالی زیادی کردند.

 

LiteForex: ریسک های معاملاتی فارکس: روش های بهینه سازی ریسک، معامله ی کم ریسک در فارکس

 

هر دو مثال مذکور ریسک های معاملاتی هستند. بله، ما نمی توانیم تمام ریسک ها را در بازار فارکس پیش بینی کنیم زیرا همیشه احتمال وقوع شرایط فورس ماژور وجود دارد، اما همیشه می توانیم ریسک ها را کاهش دهیم. البته، هرچقدر که ریسک ها بالاتر باشند سود احتمالی هم بالاتر خواهد رفت. به طور مثال، در خصوص افزایش سریع شاخص نفت که بالاتر به آن اشاره کردیم کسانی که در معاملاتشان بر روی صعود شاخص نفت حساب باز کرده بودند تنها در ۱ روز حدود ۲۰ درصد سود کردند.

در ادامه ی مطلب موارد ذیل را مطالعه خواهیم کرد:

عوامل ایجاد کننده ی ریسک عمده در معاملات فارکس و ویژگی هر یک از آن ها

راه های کاهش ریسک های معاملاتی و انواع متنوع سازی سبد سرمایه گذاری

در زیر به دو جنبه از به حداقل رساندن ریسک ها اشاره خواهم کرد و به سراغ اشتباهاتی که در استفاده از تحلیل تکنیکال می شود خواهم رفت. همچنین، اشاره ای به برخی خطاهایی که در معاملات فارکس و در تنظیم سبدهای سرمایه گذاری به طور کلی می شود خواهم داشت. موارد زیر صرفا نظر شخصی من است و پیشنهاد می کنم در بخش نظرات به بحث در خصوص آن ها بپردازیم:

چگونگی کاهش ریسک معاملاتی و نحوه ی پوشش سرمایه گذاری در برابر عوامل مختلف ایجاد کننده ی ریسک

تقسیم بندی های مختلفی از ریسک های معاملاتی وجود دارد و نمی توان به یک دسته بندی مشخص بسنده کرد. افزون بر این، نام های متفاوتی بر روی تقسیم بندی ها گذاشته می شود و این می تواند موجب سردرگمی گردد.

انواع ریسک در معاملات فارکس

  • ریسک معاملاتی یا ریسک بازار: ریسک ضرر مالی که دلیل آن یا عوامل تاثیر گذار بر روی جهت حرکتی قیمت است و یا خطاهایی که در تحلیل (پیش بینی) وضعیت بازار رخ می دهد
  • ریسک های تکنیکال: ریسک ضرر مالی که ناشی از مشکلات تکنیکال و یا وجود نقصان و قصور است. این نقصان می تواند از جانب پلتفرم معاملاتی، عمل نکردن دستورات معلق (اوردرها) و یا به دلیل حقه بازی بروکر (کارگزار) به وجود آید
  • ریسک های روانی (رفتاری): ریسک اتخاذ تصمیمات معاملاتی اشتباه که دلیل آن هیجانات معامله گر و یا وضعیت روانی اوست. منظور از هیجانات برخی حالات روانی مانند استرس، خستگی، ترس، و طمع نقش می باشد.

در این جا می خواهم به ریسک معاملاتی یا ریسک بازار بپردازم:

ریسک معاملاتی به معنی عدم قطعیتی و عدم اطمینانی است که در خصوص حرکات قیمتی شاخص در آینده می تواند وجود داشته باشد و دلیل این عدم اططمینان می تواند برخی عوامل بازاری با غیر بازاری باشد. اصولا زمانی که موقعیت معاملاتی باز داشته باشید با یک ریسک مواجه هستید و آن ریسک این است که در عمل مشخص شود حرکت احتمالی قیمت در آینده را به اشتباه شناسایی کرده بودید. اگر شاخص قیمت در جهت مخالف آنچه معامله گر از ابتدا پیش بینی کرده بود جلو برود معامله گر ضرر مالی خواهد کرد.

اگر پوزیشن معاملاتی هنوز باز نشده باشد ریسکی که وجود دارد پیش بینی اشتباه جهت حرکتی قیمت در آینده و یا معکوس شدن آن خواهد بود. در اینجا باید اشاره داشته باشم که تعریف یکسانی از مفهوم ''روند'' وجود ندارد و معامله گران آن را به شکل های متفاوتی ممکن است درک کنند. هر معامله گر برای خود محدوده ای که حاضر است در آن با معکوس شدن حرکت قیمت ریسک کند را معین می کند (Amplitude - Price Reversal) و در واقع برای خودش حد ریسک (Risk Limit) تعیین می کند، البته این موضوع به میزان سپرده گذاری معامله گر بستگی خواهد داشت. به بیانی دیگر، یک معامله گر ممکن است با کاهش ۱۰۰ واحدی یک شاخص مشکلی نداشته باشد و دیگری حتی کاهش ۲۰ امتیازی را هم نتواند تحمل کند. باز هم تکرار می کنیم که هر معامله گری حد ریسک خود را خود تعیین می کند. حال زمان آن رسیده که ریسک های معاملاتی را از لحاظ ماهوی مورد بررسی قرار دهیم.

ریسک های معاملاتی از کجا می آیند؟

  • خطاهای موجود در تحلیل و پیش بینی بازار: هر گونه آمار راجع به وضعیت اقتصادی، انتشار جزییات نشست بانک مرکزی آمریکا، نشست سایر بانک های مرکزی و … هر کدام تاثیرات خود را دارند. پرسش اساسی ای که می توان مطرح کرد این است که آیا سرمایه گذاران به درستی اهمیت هر یک از این اخبار را تحلیل کرده اند؟ آیا پیش بینی هایی که توسط اکثریت انجام شده به حقیقت پیوسته است؟ معامله گران باید همه ی این موارد را تحت نظر داشته باشند. در این حین اشتباهاتی نیز ممکن است رخ دهد و به همین دلیل اگر اتفاق مهمی را معامله گر از قلم بیندازد و یا اشتباه تحلیل کند نهایتا منجر به یک پیش بینی اشتباه خواهد شد.
  • فورس ماژور: که می تواند به اشکال مختلفی اتفاق افتد: تصمیمات سیاسی غیرمنتظره، فجایع به وجود آمده به دست انسان، حملات تروریستی، اکتشاف منابع معدنی یا طبیعی جدید، ورود یک ابزار مالی جدید به بازار، ورشکستگی ناگهانی یک نهاد خاص و غیره. فورس ماژور می تواند تاثیرات فوری و بلند مدت داشته باشد. مثال تاثیرات بلند مدت ''حباب اقتصادی دات کام'' و بحران وام در آمریکا است که به بقیه ی نقاط دنیا هم سرایت کرد. البته این وسط کسانی هم هستند که از این بحران ها سود می برند. در این خصوص پیشنهاد می کنم فیلم The Big Short که در آمریکا ساخته شده را ببینید زیرا خیلی خوب در آن توضیح داده شده که چگونه می توان از وضعیت بحرانی سود کسب کرد.
  • عوامل انسانی: تفسیر اشتباه الگوهای معاملاتی به دلیل خستگی، عدم توجه، استرس و غیره.

دسته بندی دیگری در خصوص ریسک های معاملاتی وجود دارد که ریسک های معاملاتی را به خطاهای مربوط به پیش بینی در تحلیل تکنیکال، تحلیل فاندمنتال، و عوامل انسانی مرتبط می داند. در قسمت بالا در بخش فورس ماژور عوامل فاندمنتال را توضیح دادم و حال می خواهم بیشتر به خطاهایی که در تحلیل تکنیکال به وجود می آید بپردازم.

1. نوسانات بالا در زمان ورود به معامله: هر چقدر نوسانات بالاتر باشند یعنی مقیاس حرکت قیمت بیشتر است و بنابراین بیشتر و سریعتر می توان از آن سود کسب کرد. آنچه که در اینجا ریسک به وجود می آورد تحلیل این نوسان است زیرا اگر قیمت بر خلاف تحلیل هایتان جلو رود ممکن است بیش از آنکه سود کسب کنید متضرر شوید. داده هایی که اندیکاتور ها به دست می دهند و همچنین ماشین حساب های اندازه گیری کننده ی نوسان حالت نسبی دارند. 

 پیشنهادم این است که نوسانات را به طور بصری و چشمی شناسایی کنید. دامنه ی قیمتی در این حالت فاصله ی میان نقاط حداکثری فراکتال شاخص که در مقابل هم قرار دارند می باشد.

2. استراتژی معاملاتی سطوح افقی: این استراتژی روشی کاملا شخصی است. معامله گر در این روش وارد معامله شده و انتظار دارد که یا سطحی مشخص شکسته شود و یا با وقوع بازگشت قیمتی (ریباند) از آن سود کسب کند. برخی معامله گران از سطوح حمایت یا مقاومت برای تنظیم حدضرر (استاپ لاس) استفاده می کنند. حوزه ای در اطراف سطوح فراکتال در تایم فریم های کوتاه مدت وجود دارد که به آن ''حوزه ی تلاطم'' می گویند و در آن قیمت در دامنه ای باریک در جهت های متفاوتی حرکت می کند. در این حوزه تلاش برای پیش بینی حرکات قیمتی چندان فایده مند نخواهد بود.

پیشنهاد: از سطوح افقی تنها به عنوان نوعی ارجاع در معاملات خود استفاده کنید. فراتر از این سطوح وارد معامله شوید و استاپ لاس را در سطوح حمایت یا مقاومت قرار ندهید زیرا این سطوح توسط معامله گران بزرگ استفاده می شود (این افراد تعیین کننده ی حرکات شاخص در بازار هستند و در آینده در خصوص آن ها مطالبی را خواهم نوشت). اگر معامله پیش از این در جهت سطوح نامبرده وارد شده پیشنهاد می کنم که پیش از دستیابی قیمت به آن ها ازمعامله خارج شوید. در غیر این صورت، وقوع ریباند (بازگشت) با مقداری افت قیمتی ممکن است و این می تواند عملکرد مورد انتظار را بدتر کند.

در تحلیل خود باید به این سوالات پاسخ دهید: آیا وقوع شکست (بریک آوت) یا ریباند (بازگشت) از یک سطح حقیقی است (روند) و یا غیرواقعی (کارکشن). آیا ریسک کردن توجیه پذیر است؟

3. ورود به معامله در حوزه های ''بیش خرید'' (Overbought) یا ''بیش فروش'' (Oversold): این ریسک در خصوص باز کردن موقعیت در جایی است که روند در حال پایان یافتن است و جایی مصداق پیدا می کند که وقتی هنوز روند در جریان است اقدام به باز کردن معامله شود. در نقطه ی اوج رشد شاخص معامله گران بزرگ بازار از بازار خارج می شوند و محصول کار معامله گرانی که با هوشمندی کمتری عمل کرده اند را درو می کنند.

به نظر می رسد که استفاده از اندیکاتورهای RSI یا استوکستیک قابل توجیه باشد اما باید بدانیم که این اندیکاتورها نقش چندانی در به حداقل رساندن ریسک ندارند. این اندیکاتورها معمولا تاخیر دارند و با برخی مشکلات دیگر مواجه هستند. بنابراین، حتی زمانی که از آن ها برای تعیین حوزه های مختلف استفاده می کنید کماکان امکان وقوع خطا وجود دارد.

پیشنهاد: می توانید به روش زیر نشانه های به اشباع رسیدن روند را شناسایی کنید: نوسانات قیمتی را در سه بخش فراکتالی که در کنار هم هستند و در تایم فریم M1 مقایسه می کنید (به اشباع رسیدن روند در آن جا به وضوح مشاهده می شود). اگر دامنه محدود تر شود به این معنی است که روند در حال به اشباع رسیدن است.

ساده ترین و عاقلانه ترین توصیه این است که در ابتدای روند وارد معامله شوید و سعی نکنید از اکثریت تبعیت کنید. در خصوص سیگنال هایی که اندیکاتورها از خود بروز می دهند مراقب باشید. هیچ اندیکاتوری وجود ندارد که کامل و بی نقص باشد.

4.  ورود به معامله در جایی که روند مشخصی وجود ندارد: برخی موقعیت ها وجود دارند که در آن معامله گر یک کارکشن و یا یک نوسان داخلی قیمت را اشتباها یک روند می پندارد. این اتفاق معمولا در حرکت های افقی (بازه های ثبات) می افتد. فهمیدن این مسئله دشوار است، مخصوصا اگر معامله گر تجربه کافی در تشخیص پایان یافتن حرکت افقی شاخص نداشته باشد، مخصوصا اینکه این حرکت آغاز و پایان مشخصی ندارد.

پیشنهاد: باز هم پیشنهاد می کنم دامنه های قیمتی را درون حرکت های افقی شاخص (ثبات) مورد بررسی قرار دهید. اگر در تایم فریم کوتاه مدت حرکت قیمتی ای وجود دارد که دامنه اش به شدت متمایل به منحرف شدن از سطح میانگین است باید مراقب باشید. بلافاصله وارد معامله نشوید زیرا اولین نوسان قیمتی ای که به وجود می آید ممکن است یک حرکت اصلاحی (کارکشن) باشد. تایم فریم های مختلفی را مورد بررسی قرار دهید. تایم فریم های زمانی که سیگنال مخابره می کنند М1-М5 می باشد و تایم فریم های تایید کننده بازه های زمانی بلندمدت تر می باشد.

متاسفانه توصیه ی عمومی ای در خصوص چگونگی کاهش ریسک در این وضعیت نمی توان مطرح کرد. ریسک شناسایی اشتباه جهت روند و یا ریسک وارد شدن دیر به بازار در جایی که روند به درستی شناسایی شده همچنان وجود دارد.

5. پارامتر اشتباه در اندیکاتورها: پارامتر اشتباه در اندیکاتورها باعث ایجاد تفسیر غلط از سیگنال ها می شود.

پیشنهاد: پیش از شروع استفاده از یک اندیکاتور با پارامترهای تنظیم شده در یک اکانت واقعی (نه اکانت دمو)، از تست کننده هایی مانند MT4 strategy tester و FxBlue استفاده کنید.

6.استفاده از دستورات معلق: از دستورات معلق در استراتژی هایی استفاده می شود که در آن به هنگام شکست دامنه ی ثبات (بریک آوت در کانسالیدیشن) معامله گر وارد معامله می شود. دستورهای معلق در جهت های مخالف قرارداده می شود و در آن معامله گر امید دارد که یکی از این دستورات موثر واقع گردند. ریسک به این دلیل ایجاد می شود که دستورات معلق بیشتر به طور ''حسی'' تعیین می شوند تا بر اساس حرکات واقعی قیمت. میزان فاصله بر اساس درصدی از عدد میانگین حرکت قیمتی در محدوده ی ثبات (کانسالیدیشن) تعیین می گردد. این ریسک نیز وجود دارد که  قیمت از این حوزه خارج شود و به سطحی که برای آن دستور معلق قرار داده شده برخورد کند و سپس در جهتی مخالف به حرکت بپردازد.

پیشنهاد: برای کاهش ریسک از قرار دادن دستورات معلق خودداری کنید.

7.  افت شدید قیمت زمانی که موقعیت خرید باز شده است: مثال هایی وجود دارند که نشان می دهد قیمت تنها در چند دقیقه ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ واحد تغییر کرده است. به طور طبیعی تقریبا نمی توان واکنش نشان داد، تصمیم گرفت، و وارد معامله شد.

پیشنهاد: همیشه از استاپ لاس (حد ضرر) استفاده کنید.

8. بازیگران بزرگ بازار: یک معامله گر که به طور انفرادی به معامله می پردازد نقش مهره ی پیاده در بازی شطرنج را بر عهده داشته و صحنه گردان این بازی بازیگران بزرگ تر بازار هستند زیرا سرمایه ی عظیمی در اختیار دارند. آن ها می توانند به وسیله ی پیش بینی ها و تحلیل هایشان اطلاعات مورد نیاز را برای تزریق به رسانه ها، انجمن ها، و سایر منابع ایجاد کنند.

اما این تنها چیزی که بازیگران بزرگ در اختیار دارند نیست. آن ها همچنین می توانند ببینند که دستورات معلق خرید و فروش (استاپ لاس و غیره) در کجا متمرکز شده است. تجربه نشان می دهد که بیشتر معامله گران حد ضرر خود را در نقاط انتهایی داخلی قیمت، در جاهایی که اعداد گرد شده (اعداد روند) وجود دارد، و یا در سطوح حمایت و مقاومت قرار می دهند. بازیگران بزرگ بازار معمولا بر خلاف جهت بازار به حرکت می پردازند و قیمت را به سطوحی می رسانند که دستورات نامبرده در آنجا متمرکز شده اند تا علیرغم تمام پیش بینی ها کاری کنند که استاپ لاس هایی که قرار داده شده موثر واقع گردند.

به طور مثال: بازیگران بزرگ بازار می خواهند ارزی خاص را با قیمتی بهتر بفروشند و می بینند که چندین استاپ لاس بالاتر از سطح فعلی قیمت قرار داده شده (خط افقی سبز در اسکرینشات پایین) (=Ask Order). از سویی دیگر، دستورات معلق دیگری نیز در همان محدوده ی قیمتی می تواند وجود داشته باشد که نمی گذارد قیمت بالاتر رود (تعادل حجم ها).

 

LiteForex: ریسک های معاملاتی فارکس: روش های بهینه سازی ریسک، معامله ی کم ریسک در فارکس

 

قیمت به وسیله ی دستورات معلق کوچکی که قرار داده می شود به سطح مورد نیاز صعود می کند و سپس بازیگران بزرگ بازار به وسیله ی استاپ لاس ها ( Ask Order) حجم مورد نیاز خود را پر می کنند. با توجه به تعداد دستورات فروشی که در این رابطه قرار داده می شود قیمت تقریبا افزایش نخواهد یافت.

پیشنهاد: وارد جنگ شدن با بازیگران بزرگ بازار چندان توجیهی پذیر نیست پس باید حوزه هایی که از نظر باالقوه دستورات معلق در آنجا می توانند قرار گرفته باشند را شناسایی کرده و سعی بر دوری کردن از آن ها داشته باشید. این را نیز باید در نظر گرفت که اندیکاتورها نمی توانند اقدامات احتمالی بازیگران بزرگ بازار را نشان دهند. پس اینکه کمتر به اندیکاتورها اعتماد کنیم و بیشتر به سطوح قیمتی، الگوها، و اطلاعات مبادلاتی (=حجم معاملات، جدول دستورات معاملاتی…) توجه داشته باشیم توجیه پذیر است.

اگر با ریسک دیگری در تحلیل تکنیکال آشنا هستید می توانید آن را در بخش کامنت ها بنویسید. حال می خواهیم به سایر راه هایی که با آن ها می توان ریسک های معاملاتی را کاهش داد بپردازیم.

در خصوص کاهش ریسک وقوع پیش بینی های اشتباهی که بر اساس تحلیل بنیادین (فاندمنتال) انجام می شوند می توان چند توصیه را مطرح کرد:

  • به چیزهایی که در رسانه ها مطرح می شود را چشم بسته اعتماد نکنید و در خصوص تحلیل های تخصصی ای که انجام می شود بسیار مراقب باشید. همواره به ''آمار ها و داده های رسمی'' ای که در رسانه ها و منابع رسمی منتشر می شود ارجاع دهید.
  • از ابزارهای تحلیل جانبی مانند تقویم های اقتصادی و استاک اسکرینر ها (Stock Screeners) استفاده کنید
  • وضعیت فعلی داده های اقتصادی را به پیش بینی های قبلی تحلیلگران و با گزارش های قبلی ای که در خصوص آن داده ها منتشر شده مقایسه کنید.

و در آخر در همه لحظات آماده ی واکنش نشان دادن به شرایط فورس ماژور باشید.

استراتژی Hedging یا قفل کردن پوزیشن ها به عنوان نوعی بیمه در برابر ریسک

در این استراتژی وارد دو معامله ی متضاد می شوید. فرض کنید معامله گر یک معامله ی خرید (پوزیشن لانگ) باز می کند اما قیمت نزولی می شود. اگر معامله گر در عین حال یک معامله ی فروش با حجمی مشابه باز کرده باشد، ضرری که معامله ی اول به همراه می آورد به وسیله ی سود حاصل شده از معامله ی دوم جبران می گردد.

مزایای این روش:

  • اگر پوزیشن های متضاد را به درستی و از نظر زمانی به طور دقیق باز و بسته کنید حتی می توانید از این روش سود کسب کنید. حتی می توان نوعی استراتژی بر اساس شبکه ای از دستورهای معاملاتی معلق ایجاد کرد.
  • این روش امکان مدیریت ضرر شناور را به طوری که بالانس حساب و یا آمار معاملاتی معامله گر تاثیر منفی نبیند فراهم می آورد

اگرچه، روش قفل کردن پوزیشن ها یک نقص عمده نیز دارد. در صورت باز شدن اشتباه معامله ی اصلی اول و معامله ی متضاد دوم احتمال اینکه معامله گر از هر دو معامله و به دلیل اسپرد ضرر کند بالاتر می رود. به همین دلیل، این استراتژی (مثل تئوری احتمالات مارتینگل) برای معامله گران مبتدی مضمن ریسکی بالا است اما معامله گران پیشرفته می توانند از آن استفاده کنند.

می توان در خصوص این استراتژی مطالب دیگری نوشت و قواعد آن را با جزییات بیشتری مورد بررسی قرار داد، اگر مایل به وقوع چنین اتفاقی هستید لطفا در بخش کامنت ها یادداشت کنید. 

چگونگی کاهش ریسک و توصیه هایی کلی برای شکل دهی به سبد سرمایه گذاری

1.متنوع سازی: این بهترین توصیه ی ممکن در خصوص حفاظت از سرمایه گذاری ها در برابر ریسک های معاملاتی است. متنوع سازی سرمایه گذاری هنری است که باید با مهارت انجام شده و به طور مداوم بازتنظیم شود.

اقسام متنوع سازی:

  • متنوع سازی بر اساس نوع سرمایه: این نوع متداول ترین روش متنوع سازی است. می توانید نه تنها در خصوص جفت های ارزی یا سهام های مختلف، بلکه در رابطه با اکانت های سپرده گذاری، فلزات گرانبها، ارزها دیجیتال، اموال غیرمنقول و … هم این روش را به کار بگیرید.
  • متنوع سازی بر اساس سطح ریسک: سرمایه هایی وجود دارند که در صورت وقوع شرایط فورس ماژور قیمتشان افزایش می یابد (مثل طلا). از سویی، برخی سرمایه ها نیز حتی در صورت وجود نوسانات شدید قیمتی در بازار قیمتشان به سختی یا خیلی کم تغییر می کند. برخی از سرمایه ها نوسان روزانه شان ۵ درصد است. سرمایه گذاری بر روی دارایی های مختلف با سطوح مختلف نوسان، ریسک، و در نتیجه سود دهی نوعی روش متنوع سازی ریسک می باشد. پیشنهاد می کنم مطلبی که در خصوص سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین نوشته بودم را بخوانید.
  • متنوع سازی نهادی: این به معنی کار کردن با نهاد های مختلف در رابطه با معامله است: کارگزاران (بروکر) مختلف، نهاد های مبادلاتی (اکسچنج ها)، موسسات مدیریت سرمایه و غیره. اگر در صورت وقوع شرایط فورس ماژور (همانند مثالی که در خصوص فرانک سوییس دیدیم) یکی از طرفین ورشکسته شود می توانیم حداقل بقیه پول را از شخص دوم بگیریم.
  • متنوع سازی عملی: به معنی توزیع سرمایه ها میان استراتژی های معاملاتی با سطوح مختلف ریسک می باشد، به طور مثال: استفاده از تئوری احتمالات مارتینگل و یا روش های محتاطانه معامله، اسکالپینگ و استراتژی های بلند مدت، معاملات دستی و معاملات الگوریتمی
  • متنوع سازی آماری: این نوع متنوع سازی در خصوص همبستگی های مثبت و منفی مصداق می یابد. به طور مثال، شاخص قیمتی قرارداد های آتی ذرت و گندم اغلب موارد هم جهت هستند و از سویی دیگر حرکت قیمتی شاخص های دلار و طلا مخالف هم اند. ایجاد سبد سرمایه گذاری که در آن سرمایه ها با هم همبستگی منفی دارند سودزایی کمتری دارد، اما کماکان امن تر است زیرا با کاهش قیمتی یک سرمایه شاخص سرمایه ی دیگر افزایش پیدا می کند و این اتفاق باعث جبران شدن ضرر می گردد.

گستره ی استراتژی متنوع سازی ریسک را ایده پردازی معامله گر و توانایی او در تحلیل بازار و همچنین میزان ریسک پذیری او تعیین می کنند. هر چقدر ریسک بالاتر رود سود احتمالی نیز افزایش پیدا می کند و به همین دلیل است که ریسک های معاملاتی و ریسک های روانی به نوعی در هم تنیده هستند.

2. پوشش تکنیکال ریسک های معاملاتی:

استاپ لاس (حد ضرر) تعیین کنید: در اینجا می خواهم حالتی را بیان کنم که در آن رانندگان به برخی دلایل از قانون بستن کمربند خودداری می کنند. سخت است بگوییم چرا برخی افراد اقدامات حفاظتی انجام نمی دهند. اما با قرار دادن استاپ لاس می توان از آسیب هایی که وجود گپ قیمتی به دلیل شرایط فورس ماژور به وجود می آورد خودداری کرد. در صورتی که معامله گر نتواند به دلیل نوسانات بازار در زمانی مناسب واکنش دهد، استاپ لاس حد اقل بخشی از سپرده را حفظ می کند.

تمامی معاملات خود را برای تعطیلات آخر هفته (روز های شنبه و یکشنبه) ببندید: گاهی اوقات شرایط بازار تنها در ۱ ساعت می تواند دستخوش تغییراتی اساسی شود. فرض کنیم مثلا معامله گر ۲۴ ساعته در حال معامله کردن است و در روزهای عادی هفته می تواند به شرایط فورس ماژور واکنش نشان دهد. اما در تعطیلات آخر هفته و زمانی که بازار بسته است اتفاقات غیرمنتظره ای ممکن است رخ دهد. یک مثال در این خصوص حملات اخیر به تاسیسات نفتی عربستان سعودی است. شرایط وقتی بد می شود که با باز شدن بازار در روز دوشنبه یک شاخص معاملاتی خاص با یک فاصله قیمتی (گپ قیمتی) چشمگیر شروع به فعالیت کند.  

استفاده ی معقول از اهرم معاملاتی (لوریج): اگر از لوریج بالا استفاده کنید، حتی فورس ماژوری که از درجه ی اهمیتش چندان بالا نیست هم می تواند پوزیشن های معاملاتی شما را ببندد.

محاسبه ی میزان لات بر اساس حجم سپرده: سطح ریسک مبادله ی مالی و سپرده و سایر عوامل. در این خصوص این مطلب را مطالعه کنید.

نتیجه گیری: آیا همه ی ریسک های معاملاتی فارکس باید به حداقل برسند؟ اینطور فکر نمی کنم. کسانی که می خواهند تمام عوامل ایجاد کننده ی ریسک در فارکس را حذف کرده و یا به حداقل برسانند بهتر است اصلا وارد معاملات فارکس نشوند و سرمایه ی خود را در بانک سپرده گذاری کنند. ریسک باید به وسیله ی تحلیل فرصت ها و همچنین توانایی معامله گر در تحمل ضرر بهینه سازی شود. باید قبل از اینکه به شکل واقعی معامله کنید اول یک استراتژی مدیریت ریسک ایجاد کرده و پس از ورود به معامله قواعد مدیریت پولی را رعایت کنید. این تنها خود شما هستید که باید سیستم مدیریت ریسک خود را ایجاد کنید زیرا هیچ توصیه ی کلی ای که مناسب همه ی سرمایه گذاران باشد را نمی توان پیشنهاد داد.