فارکس چیست

فارکس چیست؟

توضیح نحوه کارکرد فارکس به زبان ساده

سلام!

امروز، می خواهم به زبانی ساده توضیح دهم که فارکس چیست و چگونه کار می کند

هر مقاله در مورد فارکس به این روش نوشته شده است که در ابتدا یک تازه وارد معنی کلمه فارکس را می آموزد (بازار ارز خارجی) سپس باید با 5 ترلیون دلار گردش روزانه در این بازار آشنا شود. به نظر می رسد هر نویسنده معتقد است که این داده ها برای سال 2016 محتوای تکان دهنده ای محسوب می شدند و باید این اطلاعات را با خواننده در میان گذاشت

در مرحله بعد این بازار را با بازار سهام مقایسه می کردند و می فهمیدیم که فارکس بزرگترین بازار جهان می باشد و دیگر بازار ها به بزرگی آن حسودی می کنند. در اینجا من یک سوال از شما دارم، کاربرد دانستن این اطلاعات چیست؟  ☺

بیایید بر خلاف بقیه در این مقاله فقط در مورد مزایا و  قوانین کلیدی بازار فارکس حرف بزنیم.

فارکس به زبان ساده به چه معنی می باشد؟

فارکس (FX) بازاری برای مبادلات ارز است که در آن بسیاری از ارز های ملی کشور ها با یکدیگر مبادله می شوند. شرکت کنندگان در این بازار، ارز کشور های مختلف را خرید و فروش می کنند (یک ارز در مقابل ارز دیگر) و از طریق اختلاف قیمت این ارز ها درامد کسب می کنند.

این بازار اسرار  آمیز چگونه شکل گرفته است؟

خب بیایید این مطلب طولانی را به تکه های کوچکتر تقسیم کنیم، بازار فارکس چگونه کار می کند؟

همه چیز واضح است دقیقا مانند هر بازار دیگری در این بازار هم نهنگها یا افراد قدرتمند (بانک های مرکزی و بانکهای تجاری)، ماهی های کوچک (صندوق های بازنشتسگی و سرمایه گذاری)، معامله گران خرد (شرکت های مختلف وارداتی و صادراتی و سرمایه گذاران شخصی) و معامله گران عادی (مانند من و شما) در کنار هم نقش آفرینی کرده و ارزهای مختلف را خرید و فروش می کنند.

یکی از عقیده هایی که بین افراد وجود دارد این است که همه چیز طبق نظر “افراد قدرتمند” و ماکرت میکر ها، قانون گذاری می شود و قیمت توسط آنها بر اعضا کوچتر بازار تحمیل می گردد.

اما اگر  نگاهی نزدیک به این قضایا داشته باشیم خواهیم دید وضعیت تقریبا به صورت زیر می باشد:

 

LiteForex: فارکس چیست؟ فارکس چگونه کار می کند؟

 

وقتی خرید و فروش در بازار فارکس را شروع می کنید، نباید از این بترسید که وال ها یا مهره های قدرتمند بازار قدرت زیادی را در بازار به خود اختصاص داده اند. آن ها هم درست مانند بقیه اعضا بازار، خود را با شرایط بازار سازگار می کنند و اجزا کوچک زمانی که به صورت جمعی حرکتی انجام دهند قدرتی خواهند داشت که می توانند در مقابل بازیگر های اصلی ایستادگی کنند.

طبق این تعریف، پس بازیگزان کوچک در بازار چه نقشی دارند؟ و آیا ما هم می توانیم در بازار تاثیر گذار باشیم؟ بله منطقی  به نظر می رسد که ما تاثیر مستقیمی نمی توانیم داشته باشیم ولی از طریق واسطه ها می توانیم تاثیر گذار باشیم:

  • اگر برای انجام سفرهای خارجی مبلغی از ارز های خارجی را بخریم یا بفروشیم بانکهای تجاری در این زمینه به ما کمک خواهند کرد.
  • اگر قصد داشته باشیم از تفاوت موجود بین نرخ ارز ها و قیمت آتی آنها سود کسب کنیم باید با یک کارگزاری فارکس همکاری کنیم. شما نمی توانید برای استفاده شخصی از این کارگزاری ها ارز بخرید چرا که این کارگزاری ها صرافی ارز نیستند بلکه شما می توانید توسط آنها امکان انجام معاملات ارز را داشته باشید.

بنابراین ، معاملات ما با حجم کمی هم که دارند به اندازه خود می توانند در بازار و در مقابل” مهره های بزرگ تر” تاثیر داشته باشند. حال بیایید ببینیم چطور می توان در فارکس درآمد کسب کرد؟☺

چگونه می توان در فارکس کسب درآمد کرد؟

کاش می دانستید که چقدر دلم می خواست در این باره چیزی ننویسم. چرا که حرف زدن در مورد این مساله بسیار سخت بوده و برای درک بازار باید کمی اطلاعات پایه ای داشته باشید، البته امیدوارم مطالبی که ارائه می شود کافی باشد. امیدوارم این مقاله همانند بسیاری از مقالات  مختلفی که در سطح اینترنت نشر یافته است خسته کننده نباشد.

خوب، بیایید در ادامه به بررسی سوالات متداول بپردازیم که در نتیجه شما یک دید کلی از بازار فارکس و معاملات فارکس خواهید داشت.

معمولا افراد می پرسند چگونه می توانیم از طریق فارکس درامد کسب کنیم؟ یا اینکه قصد دارم ارز خاصی را خریداری کنم چرا که در هفته یا ماه آینده سود ده خواهد بود، چطور می توانم این کار را انجام دهم؟

 

LiteForex: فارکس چیست؟ فارکس چگونه کار می کند؟

 

اولین چیزی که می تواند شما را دلسرد کند، مقدار سرمایه اولیه می باشد که  حدود 100,000 دلار می باشد. فرض کنید مغازه ای وجود دارد که ارزان ترین محصول آن 100,000 دلار ارزش دارد چطور می خواهید چیزی بخرید در حالی که چنین مبلغی را در کیف پول خود ندارید؟ ساده است شما باید از شخص دیگری کمک بگیرید. برای مثال اگر شما 1000 دلار داشته باشید، شخص دیگری 10000 دلار و یکی 5000 دلار و مثلا 50 نفر دیگر نیز وجود داشته باشند شما می توانید مقدار پول مورد نیاز  برای خرید ان محصول را تهیه کرده و آن را بخرید.

کارگزاری هایی همچون لایت فارکس، همانند شخصی عمل می کنند که برای کلیه افراد و شرکت ها خرید انجام می دهند. برای مثال، کسی می خواهد دلار یا یورو بخرد. یک کارگزاری فارکس، با در نظر گرفتن درخواستهای افراد “خرید های بزرگی” را انجام می دهد. این امکان به معامله گران خرد اجازه می دهد تا بدون داشتن 100,000 دلار بتوانند در فارکس ارز خرید و فروش کنند.

دومین قابلیتی که توسط کارگزاری فارکس ارائه می شود اهرم مالی می باشد. باید بدانید که اهرم مالی یک نوع ابزار می باشد، مانند چکش و  یا هر ابزار دیگری که کارایی آن بسته با مهارت هر فرد متفاوت است.

اهرم مالی به این معناست که اگر 1 دلار داشته باشید می توانید با تعیین مقدار اهرم به میزان 100/1 به مقدار 100 دلار ارز خرید کنید.

 

LiteForex: فارکس چیست؟ فارکس چگونه کار می کند؟

 

ترس داشت نه؟ ☺

بیاید دریابیم که چگونه این مساله امکان پذیر است. فرض کنید نرخ یورور و دلار 1.10250 می باشد.

حالا فرضا من با سرمایه اولیه خود 1000 یورو خریداری می کنم. پس برای خرید این مقدار باید 1102.5 دلار خرج کنم (طبق این فرمول 1.10250*1000=$1102.5 ).

حال اگر نرخ یورو به دلار به 1.10000 کاهش یابد و من نا امید شده و یورو های خود را بفروشم 1100 دلار دریافت خواهم کرد (1.10000*1000 = $1100).

اگر نرخ یورو به دلار به 1.10450 افزایش یابد و من در این سطح از بازار خارج شوم 1104.5 دلار دریافت خواهم کرد(1.10450*1000 = $1104.5).

در این مثال اگر بعد از باز شدن پوزیشن خرید، با کاهش نرخ به عدد ذکر شده من 2.5 دلار از دست خواهم داد و با افزایش قیمت 4.5 دلار سود خواهم کرد (1102.5-1100 = $2.5).

و در اینجا یک معامله گر می تواند به کمک اهرم مالی، حجم معاملات خود را افزایش دهد بنابراین سود حاصل شده نیز افزایش خواهد یافت. اگر در این معامله اهرم 100/1 استفاده شود، در صورت موفق بودن، سود من 100 برابر بیشتر خواهم بود، یعنی 450 دلار سود خواهم کرد. انقدر ها هم بد نیست نه؟

بنابراین، با استفاده از اهرم مالی من با داشتن 250 دلار می توانم یورو را به اندازه 100 هزار دلار خریداری کنم و اگر 2500 دلار داشته باشم می توانم به اندازه یک میلیون دلار یورو خریداری کنم. در نتیجه می توان نتیجه معاملات را در مقدار اهرم ضرب کنیم. مساله دیگر اینجاست که آیا ارزشش را دارد همه چیز را در معرض خطر قرار دهیم؟

فارکس - سودگیری بدون در نظر گرفتن روند بازار

بازار فارکس برای همه سرمایه گذاران مناسب است چرا که می توانید از هر دو بازار نزولی و رو به رشد درامد کسب کنید.

بیایید جفت ارز EUR/USD  را در نظر بگیریم، نرخ در اینجا به چه معنی می باشد؟ به عنوان مثال عدد 1.1000 یعنی چه.

این بدان معنیست که می توانید 1 یورو را به قیمت 1.1 دلار خریداری کنید در اینجا یورو ارز پایه است.

به عنوان مثال تصور کنید که من یک تاجر قرون وسطایی هستم و متخصص روابط تجاری می باشم. مقداری پوست خز ارزن دارم.

 

LiteForex: فارکس چیست؟ فارکس چگونه کار می کند؟

 

حال می توان گفت، یک فرد می تواند پوست خز را با 2 کیسه ارزن خریداری کند حال اگر این دو را جفت خز/ارزن بنامیم نرخ آن 1/2 خواهد بود که با  2.000 نیز نشان داده می شود.

سپس اگر انتظار دارم خز ارزشش افزایش یابد، با ارزن پوست خز تهیه می کنم پس من جفت خز/ ارزن را خریداری خواهم کرد.

اگر فکر می کنم پوست ارزشش را از دست خواهد داد و آسیاب کردن ارزن پر سود تر به نظر می رسد، بهتر است ارزن را در مقابل خز خریداری کنم یا به عبارتی دیگر من در جفت خز/ارزن فروشنده خواهم بود.

همین مساله در مورد ارزها هم صادق است بیایید فرض کنیم ارزش یورو در مقابل دلار افزایش پیدا خواهد کرد پس ما در مقابل فروش دلار یورو دریافت خواهیم کرد.

اگر پیش بینی می کنیم که دلار رشد خواهد داشت و یورو سقوط می کند، ما در مقابل فروش یورو، دلار خریداری خواهیم کرد. به عبارتی دیگر ما فروشنده جفت ارز EUR/USD خواهیم بود.

به همین ترتیب که ما جفت خز/ارزن را معامله کردیم، من پوست های خز را در مقابل دادن دو کیسه ارزن خریدم، آن را به سه بسته برای پوست فروختم و سود 1 ارزن را بدست آوردم.

بنابراین، افزایش نرخ EUR/USD به معنای افزایش ارزش یورو در برابر دلار می باشد، کاهش نرخ EUR/USD به این معنی است که ارزش دلار در مقابل یورو افزایش می یابد.

نتیجه گیری به این شکل می باشد که هم هنگام خرید یک جفت ارز و هم در هنگام فروش یک جفت ارز معامله گر یک ارز را فروخته و ارز دیگر را خریداری می کند. هنگام خرید EUR/USD معامله گر با دلار یورو می خرد که این معامله زمانی می تواند سود ده باشد که یورو در مقابل دلار گران تر شود. زمانی که EUR/USD می فروشد یک معامله گر در مقابل فروش یورو دلار می خرد که این معامله زمانی می تواند سود ده باشد که ارزش یورو در مقابل دلار کاهش یابد. پس، می توان از رشد و سقوط یک جفت ارز سود بدست آورد. و نتیجه معاملات به مهارت یک معامله گر بستگی دارد. بیایید امتحان کنیم.

مزایای دیگر معاملات فارکس چه هستند؟

بیایید نگاه مختصری به بقیه مزایا داشته باشیم:

بازار فارکس به صورت 24 ساعته در حال فعالیت است

شما می توانید در هر زمانی که برایتان مناسب می باشد معامله کنید. اگر صبح زود بیدار شوید یا شب بیدار شوید می توانید به انجام معاملات بپردازید، آیا به دور دنیا سفر می کنید؟ هر زمان که بخواهید می توانید در فارکس معامله داشته باشید و در تمام روز های هفته به جز آخر هفته ها معاملات خود را ادامه دهید، فارکس آخر هفته ها (مترجم: شنبه و یکشنبه) تعطیل می باشد.

 

LiteForex: فارکس چیست؟ فارکس چگونه کار می کند؟

 

تمام  چیزی که برای انجام معاملات در فارکس به آن نیاز دارید، اینترنت، یک کامپیوتر و یک ترمینال معاملاتی می باشد.

ترمینال معاملاتی نرم افزار ویژه ای است که از هر پلتفرم معاملاتی، روی کامپیوتر شما نصب می گردد، البته می توانید از ترمینال های آنلاین نیز استفاده کنید که نیاز به نصب از طریق بروزر (جستجوگر) ندارند و قابلیت فهم بیشتری دارند. آیا نحوه خرید و فروش در فارکس را آموخته اید؟ اگر اکانت خود را باز کرده و به شهر یا کشور دیگری نقل مکان کنید درامد شما حفظ خواهد شد. و نیازی به پیدا کردن شغل جدید در مکان جدید و شروع کسب و کار جدید نخواهید داشت.

معاملات فارکس جالب می باشند

چرا؟ خرید و فروش ارز های خارجی یکی از سخت ترین چالش هایی می باشد که می توانید در زندگی خودتان تجربه کنید. تعداد معامله گران پر درامد و موفق زیاد نیست. چه چیزی می تواند بهتر از این باشد که خودتان را به چالش بکشید و بررسی کنید که آیا می توانید به لیست موفق ترین معامله گران بپیوندید یا نه؟ ☺

آیا اصلا کسی به نام معامله گر موفق وجود دارد؟

منظورم معامله گرانی است که از معاملات خود سود ثابتی دارند.

وقتی یک معامله گر ضرر می کند، شکست می خورد، و یا اشتباهات اولیه خود را مرتکب می شود، با خود فکر می کند که درامد زایی در فارکس غیر ممکن است، اینطور به نظرش می رسد که یک شخص به صورت عمدی قیمت ها را بر علیه این معامله گر دستکاری می کند و غیره.

و این فکر به ذهنش خطور می کند که تمامی  افرادی که در فارکس درامد دارند جعلی بوده و در کل هیچ معامله سود آوری وجود ندارد.

اگر بتوانید با این احساسات “درامد زایی با انجام معاملات غیر ممکن است” کنار بیایید متوجه خواهید شد که معامله گری در فارکس یک شغل بوده و شما فقط در حالتی موفق خواهید شد که تجارب و مهارت های خود را افزایش دهید و برای تبدیل شدن به یک معامله گر موفق باید تجربیات زیادی کسب کنید. اگر بتوانید با وجود تمامی تردیدی که وجود شما را فرا گرفته، وجود مشکلات مختلف و حس عدم توانایی، به معامله و تمرین ادامه دهید و بر این مشکلات غلبه کنید به شما قول میدهم معجزه برای شما نیز اتفاق خواهد افتاد و تنها کلید موفقیت در این بازار صبر و پشتکار است☺ . در واقع معامله گرانی وجود دارند که از معاملات خود سود کسب می کنند و تعداد این معامله گران کم نیست.

قبل از شروع معاملات خود ، نگاهی به آمار معاملاتی بقیه معامله گران نیز داشته باشید شاید بتوانید از آنها الهام بگیرید.

 

 

LiteForex: فارکس چیست؟ فارکس چگونه کار می کند؟

 

چگونه می توان در فارکس درامد کسب کرد؟

اسطوره های بسیار زیادی برای کسب درآمد واقعی در فارکس وجود دارد قبل از هر چیز باید به صورت حرفه ای بدانید قیمت ها از چه عواملی نشعت می گیرند. شما با ایده های معاملاتی بی شماری رور به رو خواهید شد “که مانند بسیاری از معامله گران باعث ضرر دهی شما خواهد شد، چرا که پیشبینی نرخ ها در فارکس کار ساده ای نمی باشد” من حتی بیشتر پیش خواهم رفت و می گویم پیشبینی نرخ ارز تقریبا غیر ممکن است. نرخ ارز های خارجی به عوامل بسیار زیادی وابسته هستند و نرخ ارز های خارجی توسط بسیاری از عوامل سیاسی، اقتصادی و سایر بازار های مالی، بانکهای مرکزی و بانکهای تجاری، صندوق ها و شرکت های بزرگ تعیین می گردد. نرخ ها در فارکس حتی می تواند با بحث هایی که در جامعه ایجاد می شود و شایعات دست خوش تغییر شود.

اما در واقع پیش بینی قیمت عامل تاثیر گذار نیست.

اصل کار آنجاست که شما به مقدار زیادی تمرین و انجام معامله نیاز دارید تا در معامله گری حرفه ای تر شده و بتوانید از انجام معاملات به سود دهی برسید. اما مغز همه افراد به این گونه کار می کند که این فرایند زمان گیر بوده و به تلاش زیادی نیاز دارد و حتی گاها می تواند خسته کننده نیز باشد. به این خاطر است که شما می خواهید به این باور برسید که “روزی استراتژی که همیشه باعث سود دهی می شود را کشف کرده و از آن به بعد همشه قیمت ارزها را درست پیشبینی خواهم کرد و تمام معاملات خود را با سود خواهم بست.”

یک پزشک را تصور کنید که معتقد است روزی دارویی کشف می کند که 100 درصد بیماری ها را درمان می کند یا کارآفرینی را تصور کنید که شغلی کشف کرده که 100 درصد اوقات به سود دهی می رسد.

 

LiteForex: فارکس چیست؟ فارکس چگونه کار می کند؟

 

در معامله گری نیز مانند هر بیزنس دیگری، باید از اصول اولیه شروع کنید :

  • در ابتدا ببینید بازار ارزهای خارجی چگونه فعالیت می کند.
  • با ابزار های تحلیل تکنیکال و فاندمنتال آشنا شوید. آنهارا در عمل امتحان کنید و در یابید که کدام رویکرد می تواند باری شما سود بیشتری داشته باشد و با روحیات شما سازگاری بیشتری دارد.
  • مقالات مربوط به مبتدیان این بازار را در وبلاگ های معاملاتی بخوانید.
  • بعضی از استراتژی هایی که برای افراد مبتدی در نظر گرفته شده است را بیابیید و سعی کنید آن ها را به کار بگیرید و آنالیز کنید که دنبال کردن کدام استراتژی برای شما مناسب تر است سپس مهارت های خود را با انجام معاملات از طریق این استراتژی ها بهبود دهید.

فارکس از تئوری تا عمل

اگر می خواهید معاملات فارکس را شروع کنید پیشنهاد می کنم در ابتدا اولین قانون مهم فارکس را در نظر داشته باشید:

قانون شماره یک فارکس: هیچ وقت کل سرمایه خود را در یک معامله دخیل نکنید.

درک می کنم که شما می خواهید در اولین فرصت انجام معامله با پول واقعی را شروع کرده و درامد واقعی کسب کنید.

پس بگذارید کمی حدس بزنیم. در هر بیزنسی، در ابتدا شما نیاز دارید تا آنجا که می توانید تجربه کسب کنید باید با شغلی که می خواهید در آن فعالیت کنید آشنا شده و تمامی اصول را فرا بگیرید. پس بدین منظور، راه حل ایده آل رسیدن با این هدف در این بازار انجام معاملات با حجم کم می باشد. شما باید بتوانید تا زمانی که تجربه ی کافی در این بازار را بدست می آورید سرمایه ی خود را حفظ کنید.

کمترین مقدار قابل خرید و فروش در فارکس 0.01 لات می باشد.

شما می توانید بازخورهای زیادی از افرادی که تجربه زیادی کسب کرده اند و توانسته اند یک معامله گر موفق شوند کسب کنید. همه این افراد یک عقیده مشترک داشته اند که شکست معامله گران به خاطر بازار و عوامل آن نیست، بلکه فقط مهارت معامله گر می تواند دلیل اصلی موفقیت او باشد. اگر واقعا قصد دارید یک معامله گر موفق در فارکس باشید، باید به تمرین و استمرار ادامه دهید، مطمئن باشید به هدف خود خواهید رسید.

اموزش فیبوناچی

آموزش ابزارها و سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال (Fibonacci)

برای استفاده از آموزش های تخصصی و بهره مندی از ربات های سودمند ورایگان در بروکر زیر ثبت نام نموده وبه ایدی تلگرامی مراجغه فرمایید @mgeuq ادرس بروکر : https://www.litefinance.org/fa/?uid=240422727

سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال یکی از مهمترین روش ها برای تحلیل بازارهای مالی و بورس می باشد. خیلی از تحلیل گران تکنیکال با استفاده از سطوح فیبوناچی تریدهای خود را انجام می دهند و به سودهای بسیار بالایی می رسند. سطوح فیبوناچی نسبت هایی هستند که با این اعداد می توان نقاط ورود به سهم و حتی نقاط خروج از سهم را مشخص کرد و بر اساس این سطوح معاملات را برنامه ریزی نمود. فیبوناچی در زمان خود یکی از ریاضیدان برجسته جهان غرب بود. اعداد و نسبت های فیبوناچی یکی از ابزارهای بسیار کاربردی در تحلیل تکنیکال می باشند که توسط این ریاضیدان ایتالیایی بوجود آمدند.

البته نسبت های فیبوناچی الهام گرفته از طبیعت هستند و به مرور زمان معامله گران در بازارهای مالی متوجه شدند که نسبت های فیبوناچی در بازارهای مالی کاربرد دارند. با استفاده از نسبت های فیبوناچی می توان نقاط ورود و خروج سهم را به دست آورد و سرمایه گذاری در بورس را با اطمینان انجام داد. در این مقاله به طور کامل در مورد آموزش سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال صحبت شده است. امیدوارم شما هم از جمله افرادی باشید که به استفاده از ابزارهای فیبوناچی در تحلیل تکنیکال علاقه داشته باشید و از این مطلب آموزشی نهایت استفاده را ببرید.

همچنین می توانید از دو محصول حرفه ای که به صورت اختصاصی در وب سایت ثروت آفرین کد نویسی شده است دیدن کنید. محصولکه سهم های با بازدهی 10 تا 30 درصد ماهیانه را به معامله گران سیگنال می دهد. محصول دیگری با عنوان نیز برای شناسایی ورود پول بزرگان بازار مورد استفاده قرار می گیرد.

خرید و فروش بر پایه سطوح فیبوناچی

سطوح فیبوناچی یکی از ابزارهای بسیار قدرتمند در تحلیل تکنیکال است.

خیلی از معامله گران بر اساس سطوح فیبوناچی خرید و فروش های خود را انجام می دهند و برخی دیگر سطوح فیبوناچی را با نمودار های شمعی و اندیکاتور ها ترکیب می کنند. برای استفاده از ابزار فیبوناچی و تحلیل تکنیکال با این روش می بایست حداکثر و حداقل قیمت سهم در مدت چند روز و یا چند هفته را بررسی کرد.

برای این کار باید ابزار فیبوناچی بر روی پلتفرم معاملاتی در مدت مورد نظر فعال شود.

فیبوناچی چه کمکی به معامله گران در بورس می کند؟

منظور از فیبوناچی در بازارهای مالی و بورس خطوط حمایت و مقاومت می باشد.

قیمت سهم در بین این سطوح حمایتی و مقاومتی در حرکت است.

این خطوط بر اساس ریشه طلایی اعداد فیبوناچی بوجود می آید و بواسطه آن می توان روند قیمت یک سهم در آینده را پیش بینی کرد.

دلایل محبوبیت استفاده از نسبت های فیبوناچی

با استفاده از سطوح فیبوناچی می توان نقاط حمایت و مقاومت سهم را شناسایی کرد.

کار با استفاده از سطوح اصلاحی فیبوناچی بسیار راحت است و تحلیل گران تکنیکال به سادگی می توانند از این ابزار کاربردی استفاده کنند.

در صورت استفاده صحیح از سطوح فیبوناچی می توان سودهای مستمر و پیاپی در بازار کسب نمود.

مهمترین نسبت های فیبوناچی که توسط تحلیل گران تکنیکال استفاده می شود:

سطح ۱۶۱٫۸%

سطح ۶۱٫۸%

سطح ۳۸٫۲%

این سه سطح در بورس و بازارهای مالی کاربرد فراوان دارد و تحلیل گران تکنیکال برای ورود و خروج از این نسبت ها استفاده زیادی می کنند.

فیبوناچی دارای ابزارهای بسیار زیادی می باشد ولی سه مورد آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است:

1- ابزار فیبوناچی اصلاحی (Retracement)

2- ابزار فیبوناچی اکستنشن یا گسترشی (Extension)

3- ابزار فیبوناچی پروجکشن یا بازتاب دهنده (Projection)

ابزار فیبوناچی اصلاحی (retracement)

مهمترین ابزار و کاربردی ترین ابزار فیبوناچی که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می گیرد ابزار فیبوناچی اصلاحی است.

با استفاده درست از فیبوناچی اصلاحی می توان سطوح احتمالی حمایت، در برگشت یک حرکت اصلاحی را پیش بینی کرد.

فیبوناچی اصلاحی دارای چندین سطوح می باشد و همه این اعداد زیر 100 هستند.

تحلیل گران تکنیکال سطوح فیبوناچی را درصدهای داخلی می نامند.

این درصدها عبارت است از:

سطح 23.6%

سطح 38.2%

سطح 50%

سطح 61.8%

سطح 78.6%

این درصدها از مهمترین سطوح در فیبوناچی اصلاحی هستند.

در بین درصدهای ذکر شده سطوح 61.8 که به درصد طلایی معروف است از اهمیت ویژه ای برای تحلیل گران تکنیکال برخوردار است.

جالب است بدانید بیشتر حرکات نزولی و اصلاحی سهم در سطح 61.8 به پایان می رسند.

نکته بسیار مهم دیگری که درباره سطوح اصلاحی باید بدانید این است که سطح 50 از سطوح اعداد فیبوناچی نمی باشد.

بسیاری از معامله گران عقیده دارند که هرگاه قیمت سهم به سطح 50% می رسد سهم واکنش های خیلی خوبی از خود نشان می دهد.

به همین دلیل است که درصد 50 جزو سطوح فیبوناچی اصلاحی قرار داده شده است.

باید توجه داشته باشید که فیبوناچی اصلاحی بهتر است بر روی موج اصلی ترسیم شود.

در پلتفرم متاتریدر از مسیر Insert و سپس Fibonacci و retracement می توانید به ابزار فیبوناچی اصلاحی دسترسی داشته باشید.

در تصویر زیر نقطه شروع فیبوناچی اصلاحی از پایین به بالا ترسیم شده است.

نقطه شروع فیبوناچی اصلاحی از پایین به بالا

در تصویر زیر نقطه شروع فیبوناچی اصلاحی از بالا به پایین ترسیم شده است.

نقطه شروع فیبوناچی اصلاحی از بالا به پایین

فیبوناچی اکستنشن یا گسترشی (Extension)

فیبوناچی گسترشی یا Fibonacci Extension ابزاری است که برای تعیین اهداف قیمتی در یک سهم مورد استفاده قرار می گیرد.

البته خیلی از معامله گران از Fibonacci Extension برای بدست آوردن نقاط ورود به سهم استفاده می کنند و برای این کار از فیبوناچی پروجکشن به صورت ترکیبی استفاده می کنند.

فیبوناچی اکستنشن اعداد بالاتر از 100% را در بر می گیرد. اعداد فیبوناچی اکستنشن عبارت است از:

127.2

161.8

261.8

423.6

نکات مهم در مورد سطوح فیبوناچی اکستنشن

از بین نسبت های ذکر شده تحلیل گران تکنیکال از سطوح 127.2 و 161.8 به دلیل نزدیکی قیمت و قابل دسترس بودن بیشتر استفاده می کنند.

البته سطوح 261.8 و 423.6 برای اهدا ف دورتر مورد استفاده قرار می گیرد که کاربرد کمتری نسبت به سطوح قبلی دارد.

برای اینکه بتوان فیبوناچی اکستنشن را ترسیم نمود از ابزاری به نام فیبوناچی استفاده می شود.

ابزار فیبوناچی در بیشتر پلتفرم های تحلیلی وجود دارد و در پلتفرم متاتریدر از مسیر Insert و سپس Fibonacci و retracement می توانید به ابزار فیبوناچی اکستنشن دسترسی داشته باشید.

فیبوناچی اکستنشن بهتر است بر روی موج اصلاحی ترسیم شود تا اهداف موج اصلی به دست بیاید.

در تصویر زیر فیبوناچی اکستنشن با موج صعودی ترسیم شده است.

فیبوناچی اکستنشن با موج صعودی

در تصویر زیر فیبوناچی اکستنشن با موج نزولی ترسیم شده است.

یبوناچی اکستنشن با موج نزولی

فیبوناچی اصلاحی (retracement) و فیبوناچی گسترشی (extension) چه تفاوتی با هم دارند؟

سطوح اصلاحی فیبوناچی، بیانگر سطوح کمتر از ۱۰۰ درصد موج قیمتی سهم را نشان می دهد.

سطوح گسترش، نقاط بالاتر از ۱۰۰ درصد را نمایش می دهد.

همانطور که قبلا گفته شده سطوح فیبوناچی در بورس و بازارهای مالی به عنوان سطوح حمایت و مقاومت سهم مورد استفاده قرار می گیرد.

با استفاده از این نقاط می توان هدف قیمتی یک سهم را پیش بینی نمود.

فیبوناچی پروجکشن یا بازتاب دهنده (projection)

تحلیل گران تکنیکال از فیبوناچی پروجکشن برای بدست آوردن اهداف قیمتی در یک سهم استفاده می کنند.

همچنین فیبوناچی پروجکشن برای پیدا کردن نقاط ورود به سهم نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

در فیبوناچی پروجکشن از سه نقطه برای ترسیم کردن سطوح استفاده می شود.

ابزار فیبوناچی پروجکشن دارای دو سطح ۱۰۰ و ۱۶۱٫۸ است.

سطح ۱۰۰% در فیبوناچی پروجکشن برای حرکات متقارن استفاده می شود و برای همین دارای اهمیت زیادی است.

در خیلی از موارد با رسیدن قیمت سهم به سطح ۱۶۱٫۸ شاهد واکنش های خوبی از سهم خواهیم بود.

در پلتفرم متاتریدر از مسیر Insert و سپس Fibonacci و Expansion می توانید به ابزار فیبوناچی پروجکشن دسترسی داشته باشید.

چگونه فیبوناچی پروجکشن را ترسیم کنیم؟

برای ترسیم کردن فیبوناچی پروجکشن سه نقطه مورد نیاز می باشد:

این سه نقطه با حروف B ، A و C نشان داده می شوند.

برای ترسیم نقاط B ، A و C باید به گونه ای باشند که نقطه C بخشی از حرکت A تا B را اصلاح کرده باشد و تنها در این وضعیت است که می توان فیبوناچی پروجکشن (projection) را به درستی ترسیم نمود.

در تصویر زیر فیبوناچی پروجکشن با موج صعودی ترسیم شده است.

فیبوناچی پروجکشن با موج صعودی

در تصویر زیر فیبوناچی پروجکشن با موج نزولی ترسیم شده است.

فیبوناچی پروجکشن با موج نزولی

نحوه استفاده عملی از ابزارهای فیبوناچی در تحلیل تکنیکال :

برای درک مطلب و استفاده صحیح از ابزارهای فیبوناچی در تحلیل تکنیکال به مثال زیر توجه کنید.

فرض کنید قیمت نماد خودرو در مهرماه از 2000 ریال به 2500 ریال رسیده است و قیمت سهم در حال حاضر در حال افت می باشد. نکته اینجاست افرادی که می خواهند از ابزارهای فیبوناچی در تحلیل تکنیکال استفاده کنند از کجا باید بفهمند که قیمت سهم تا چه سطحی ریزش می کند و مجددا به رشد خود ادامه می دهد؟

با استفاده از فیبوناچی اصلاحی به راحتی روند سهم قابل پیش بینی می باشد.

برای استفاده از آموزش های تخصصی و بهره مندی از ربات های سودمند ورایگان در بروکر زیر ثبت نام نموده وبه ایدی تلگرامی مراجغه فرمایید @mgeuq ادرس بروکر : https://www.litefinance.org/fa/?uid=240422727

نحوه رسم فیبوناچی اصلاحی

برای تشخیص روند قیمت سهم ابتدا باید ابزار فیبوناچی اصلاحی را در برنامه تحلیلی انتخاب کرد.

سپس از ابتدای حرکت قیمت سهم یعنی از قیمت 2000 ریال تا انتهای حرکت یعنی قیمت 2500 ریال را با کمک ابزار فیبوناچی اصلاحی ترسیم کرد.

زمانی که قیمت به سطح 61.8% می رسد می بایست سهم واکنش نشان داده و شاهد رشد سهم باشیم.

نکته بسیار مهم برای افرادی که از ابزارهای فیبوناچی در تحلیل تکنیکال استفاده می کنند این است که در زمان ترسیم فیبوناچی اصلاحی دقت زیادی داشته باشید و فیبوناچی را به شکل معکوس ترسیم نکنید.

برای اینکه فیبوناچی را به صورت معکوس ترسیم نکنید این اصل را به یاد داشته باشید:

هرگاه یک حرکت صعودی در سهم داشته باشیم و قیمت سهم یک حرکت اصلاحی نزولی را تجربه می کند، فیبوناچی اصلاحی باید از ابتدا تا انتهای حرکت صعودی یعنی از پایین به بالا ترسیم شود. با این تعریف هرگاه یک حرکت نزولی در سهم داشته باشیم و قیمت سهم یک حرکت اصلاحی صعودی را تجربه می کند فیبوناچی اصلاحی باید از ابتدا تا انتهای حرکت نزولی یعنی از بالا به پایین ترسیم شود.

با یادگیری اصول بالا دیگر نگران اشتباه ترسیم کردن فیبوناچی نباشید.

بعد از رسیدن قیمت به سطوح فیبوناچی می توان با قاطعیت سهمی را خرید و فروش کرد؟

در تحلیل تکنیکال باید توجه داشت که رسیدن قیمت سهم به هر کدام از سطوح فیبوناچی دلیلی بر رشد و یا افت سهم نمی باشد و امکان دارد این سطوح شکسته شوند به عنوان مثال در خیلی از موارد سطوح 23.6 و 38.2 نمی توانند حمایت خوبی از سهم داشته باشند. پس در صورتی که با یک اصلاح کلی مواجه باشیم این سطوح به راحتی شکسه خواهند شد. ولی سطوح 50 و 61.8 در خیلی از موارد حمایت خوبی از سهم نشان می دهند و در تحلیل های تکنیکالی بیشتر می شود به این سطوح اعتماد کرد. در هر صورت با تحلیل های خود در صورتیکه قیمت به سطوح 50 و 61.8 رسید حتما باید یک سیگنال تکنیکالی و کمک کننده داشته باشیم تا بتوانیم با قاطعیت بیشتری خرید خود را انجام دهیم.

پس نکته مهم دیگر این است که برای اطمینان از خرید بهتر است از یک سیگنال کمک کننده استفاده شود.

سیگنال های کمک کننده در سطوح فیبوناچی

1- استفاده از الگوهای کندل استیک:

استفاده از الگوهای شمعی ژاپنی در تحلیل تکنیکال و در نزدیکی سطوح فیبوناچی بسیار معتبر می باشند.

نمودار های شمعی ژاپنی برای هشدار در پایان بازگشت هم بسیار کاربردی هستند.

به عنوان مثال زمانی که قیمت سهم از سطوح پایین به سطح 61.8 رسید و در این حالت اگر بخواهیم برای فروش اقدام کنیم در ابتدا کمی صبر می کنیم تا الگوی کندل استیک Pinbar مشاهده شود و بعد از آن می توان نسبت به فروش اقدام کرد.

همینطور الگوی کندل استیک Bearish Engulfing نیز می تواند برای فروش مورد توجه قرار گیرد.

با استفاده از این الگوها علاوه بر استفاده از سطوح فیبوناچی از یک سیگنال کندلی بهره برده ایم.

این روش کمک می کند تا بدون دلیل خاصی خرید و فروش انجام ندهیم.

2- استفاده از سطوح حمایت و مقاومت و همچنین تبدیل سطوح فیبوناچی:

اعتبار این روش تحلیل تکنیکالی نسبت به الگوهای کندلی خیلی بیشتر است چون از یک الگوی قیمتی قوی بهره میبریم.

به عنوان مثال در فیبوناچی اصلاحی هرگاه قیمت به سطح 61.8% رسیده باشد و در گذشته هم یک سطح حمایتی 61.8% داشته باشیم و این سطح در گذشته شکسته شده باشد باید دقت نمود که این سطح حمایت پس از اینکه شکسته شد تبدیل به مقاومت شده است. پس جالب است که ما در اینجا همزمان یک سطح فیبوناچی در 61.8% و یک ناحیه تبدیل سطح در گذشته داریم و با دیدن این سطوح با اطمینان خیلی بیشتری می توان نسبت به فروش اقدام کرد.

این روش یکی از اصول مهمی است که هر تحلیل گر تکنیکالی باید از آن پیروی کند.

تعیین حد سود و حد ضرر بر اساس سطوح فیبو ناچی

کاربرد درصدهای فیبوناچی در تعیین حد سود:

فیبوناچی در تعیین حد سود نقش بسیار مهمی ایفا می کند. برای درک بهتر به مثال زیر توجه کنید.

در فیبوناچی اصلاحی که از پایین به بالا ترسیم شده است نقطه ورود در تراز 61.8% می باشد.

در این حالت حد سود اول در تراز 50%، حد سود دوم در تراز 38.2، حد سود سوم در تراز 23.6 و همینطور حد سود چهارم در پایان نقطه ای می باشد که سطوح فیبوناچی بر روی آن ترسیم شده است.

کاربرد درصدهای فیبوناچی در تعیین حد ضرر:

یکی از مهمترین کاربردهای سطوح فیبوناچی در تعیین حد ضرر می باشد.

به عنوان مثال در فیبوناچی اصلاحی که از پایین به بالا ترسیم شده است نقطه ورود در تراز 61.8% می باشد.

در این حالت می بایست حد ضرر را کمی پایین تر از تراز 78.6% قرار داد و در صورتی که قیمت سهم از این تراز عبور کرد باید نسبت به فروش سهم اقدام نمود. ضمن اینکه باید به این نکته توجه داشت در صورتیکه فاصله این دو سطح ورود و حد ضرر زیاد باشد بهتر است از روش های متداول دیگری که در تحلیل تکنیکال استفاده می شود برای تعیین نمودن حد ضرر بهره برد.

نتیجه گیری

اگر شما هم جزو معامله گرانی هستید که به سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال تاکنون توجه نداشته اید پیشنهاد می کنم حتما آموزش هایی که در مورد سطوح فیبوناجی در این مقاله گفته شد را با دقت فرا بگیرید. با استفاده صحیح از سطوح فیبوناچی، در معاملات خود به موفقیت های بیشتری دست پیدا خواهید کرد.

نکتات بسیار مهم در مورد استفاده از سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال :

1- بهتر است این سطوح را با روش های دیگر و کندل استیک های ژاپنی ترکیب کنید.

2- سطوح فیبوناچی را با کندل استیک های ژاپنی ادغام کنید. این کار می تواند نتایج شگفت انگیزی برای هر معامله گری در بازار های داخلی و خارجی بوجود آورد.

3- در زمان استفاده از سطوح فیبوناچی بهتر است از سطوحی که قدرت بیشتری دارند پیروی کنید.

4- سطوحی که از اعتبار کمتری برخورار هستند را با روش های تحلیل تکنیکالی دیگر ترکیب کنید.

البته ادغام سطوحی که از اعتباز بیشتری برخوردارند مانند تراز 61.8% با یک و یا چند روش دیگر بسیار کار آمد می باشد و موفقیت در بازارهای مالی و بورس را تا چندین برابر افزایش می دهد.

برای استفاده از آموزش های تخصصی و بهره مندی از ربات های سودمند ورایگان در بروکر زیر ثبت نام نموده وبه ایدی تلگرامی مراجغه فرمایید @mgeuq ادرس بروکر : https://www.litefinance.org/fa/?uid=240422727

انواع فیبوناچی  وروش استفاده انها

ابزارهای فیبوناچی و کاربرد آن‌ها در تحلیل تکنیکال

 

 

انواع ابزارهای فیبوناچی در بازارهای مالی، روشی برای تحلیل بازگشت یا ادامه روند هستند. به بیان دیگر ابزارهای فیبوناچی نقاط حمایت و مقاومت هستند که با ابزارها و روش‌های گوناگون رسم می‌شوند. در استفاده از ابزارهای مذکور درصدها اهمیت فوق‌العاده‌ای دارند. لازم است بدانید فیبوناچی شامل طیف گسترده‌ای از ابزارها می‌شود که چهار مورد از آن‌ها بیشتر از بقیه اهمیت دارند.

ابزارهای فیبوناچی:

  • فیبوناچی اصلاحیFibonacci Retracement (RET)
  • فیبوناچی خارجی Fibonacci Extension (EXT)
  • فیبوناچی انبساطی Fibonacci Expansion (EXP)
  • فیبوناچی پروژكشن Fibonacci Projection (PRO)

فیبوناچی اصلاحی (Fibonacci Retracement)

شاید بتوان گفت که مهمترین ابزار فیبوناچی همین ابزار فیبوناچی اصلاحی است. در واقع فیبوناچی اصلاحی کاربرد بسیار بیشتری نسبت به سایر موارد دارد.

با استفاده از فیبوناچی اصلاحی می‌توانیم درصدهای احتمالی برای پایان یک حرکت اصلاحی را تخمین زده و نقاط ورود مناسبی را بدست بیاوریم. پیش از آنکه درباره این ابزار توضیح دهیم، لازم است با درصدهای فیبوناچی اصلاحی آشنا شوید. سطوح کلیدی در این ابزار شامل پنج سطح «۲۳.۶ درصد»، «۳۸.۲ درصد»، «۵۰ درصد»، «۶۱.۸ درصد»، «۷۸.۶ درصد» است.

درصدهایی که اشاره شد، مهمترین درصدهای فیبوناچی اصلاحی هستند، البته از بین این درصدها، ۶۱.۸ که معروف به درصد طلایی است، اهمیت بیشتری دارد و اکثر حرکات اصلاحی در ۶۱.۸ به اتمام می‌رسند.

همچنین توجه داشته باشید که نسبت ۵۰ درصد جزو اعداد اصلی فیبوناچی نیست، اما معامله‌گرها اعتقاد دارند که قیمت به سطح ۵۰ درصد واکنش خوبی نشان می‌دهد، به همین دلیل است که عدد ۵۰ نیز در این ابزار گنجانده شده است.

در ابتدا می‌خواهیم فیبوناچی اصلاحی(RET) را برایتان شرح دهیم. زمانی که بازار در روندی خاص در حرکت است، در مقاطعی تمایل برای اصلاح قیمتی دارد که در این‌گونه اصلاح هرگز از کف و سقفی که ما فیبوناچی را رسم کرده‌ایم، فراتر نمی‌رود.

شیوه رسم این ابزار:

۱ابتدا باید یک‌ روند خاص را مشخص کنیم. این روند می‌تواند صعودی یا نزولی باشد.

۲نکته‌ای که باید توجه داشته باشیم، این است که تشخیص استفاده از ابزار کاملا شخصی است و بی‌شک تجربه می‌تواند اولین مؤلفه‌ مهم در استفاده از آن باشد و برای تشخیص نقاط کف و سقف، تجربه به‌طور محسوس خود را نشان می‌دهد.

۳برای رسم باید در روند صعودی پس از انتخاب ابزار، کف را به سقف و در روند نزولی سقف را به کف وصل کنیم.

۴برای نحوه‌ معامله باید منتظر واکنش معامله‌گران در یکی از سطوح فیبوناچی باشیم. به‌بیانی برای تشخیص اینکه این سطح حمایت یا مقاومت است، باید تمام پارامترهایی که برای یک حمایت یا مقاومت در حالت عادی بررسی می‌کردید، را لحاظ کنید. در این میان نسبت‌های ۶۱.۸ درصد و ۳۸.۲ درصد از اهمیت برگشتی بیشتری برخوردار هستند. ابتدا باید روی تراز ۳۸.۲ درصد حساس بود و درصورتی‌که این تراز را رد کرد، به ۶۱.۸ درصد حساس شد و درصورتی‌که از این تراز عبور کند، تراز بعدی ۷۸.۶ درصد خواهد بود و درصورتی‌که این سطح بشکند، احتمالا با کف قیمتی برخورد می‌کند و به‌احتمال‌زیاد این کف را می‌شکند.

با این تفاسیر اگر روند صعودی باشد، ما می‌توانیم از این ابزار برای بررسی حمایت‌های آن استفاده کنیم که در مثال‌های زیر این امر به‌وضوح مشخص‌ شده است. بعد از انتخاب، نقطه یک را به دو وصل می‌کنیم تا سطوح به دست بیاید.

فراموش نكنید كه این دو نقطه یك حداقل و حداكثر هستند.

نمودارهای زیر برای به دست آوردن حمایت‌ها در داخل روند استفاده ‌شده است، می‌توانیم برای به دست آوردن مقاومت‌ها در داخل یک‌روند صعودی هم به دست بیاوریم. توجه كنید كه حالت اصلاحی مربوط به داخل یک كف و سقف است.



فیبوناچی خارجی Fibonacci Extension

فیبوناچی خارجی(EXT) ابزاری است که برای پیش‌بینی سطوح قیمتی بیش از ۱۰۰ درصد به‌کار می‌آید، به‌صورتی که اگر سهمی از سقف قبلی خود عبور کند، برای اینکه بتوانیم سطوح مقاومتی جدید سهم پس از عبور از سقف قبلی را شناسایی کنیم، می‌توانیم از این ابزار استفاده کنیم.

شیوه رسم این ابزار:

برای رسم فیبوناچی خارجی کافی است که دقیقا برعکس حالت اصلاحی نقطه حداکثر سقف قبلی را به کف وصل کنیم. همان‌طور که در شکل زیر مشاهده می‌کنید، برای سهم زیر به این صورت توانستیم نقاط مقاومت جدید را شناسایی کنیم. همین امر برای حالت برعکس نیز صادق است، به‌صورتی که در این حالت سهم از کف قبلی خود عبور می‌کند و این بار با وصل کردن نقطه حداقلی به حداکثر قبلی خود می‌توانیم سطوح جدید سهم را شناسایی کنیم. لازم به ذکر است که این ابزار را با اصلاحFibonacci Expansion (EXP) نیز معرفی می‌کنند.

در این حالت نقطه یک را به دو وصل می‌کنیم تا نقاط خارجی به دست بیاید؛ بنابراین برای یک حالت خارجی و به‌دست آوردن نقاط مقاومتی از این الگو استفاده‌ شده كه هم در روند صعودی و هم در روند نزولی می‌توانیم از آن استفاده کنیم.

توجه داشته باشید كه فیبوناچی خارجی برای خارج یک كف و سقف است؛ به مثال‌های زیر توجه کنید.



فیبوناچی پروژكشن Fibonacci Projection

فیبوناچی پروژكشن(PRO) در متاتریدر به‌اشتباه از فیبوی Exp نام‌برده شده است، درحالی‌که Pro باید نام گذاری می‌شد، ولی در Dynamic Trader به عنوان Apps نامیده می‌شود.

شیوه رسم این ابزار:

برای استفاده از فیبوناچی پروژكشن باید از سه‌نقطه استفاده شود که این سه‌نقطه شامل نقطه‌ کف، سقف و یک اصلاح چه در صعود و چه در نزول است که به ترتیب باید این سه‌نقطه را با نمودار تیک زد؛ یعنی ابتدا کف یا سقف سپس سقف یا کف و در آخر با کشیدن ابزار تا نقطه اصلاح نقاط خارج از بازه را برای ما به دست می‌آورد.

با توجه به اشکال زیر همان‌طور که مشاهده می‌کنید، این ابزار بیشتر در روندهای صعودی یا نزولی تکرار می‌شوند که به‌اصطلاح به آن‌ها رالی می‌گویند و اعتبار بیشتری دارد.

طبق الگوی زیر زمانی كه از محور خط‌چین افقی و خط A عبور كنیم، می‌توانیم برای پیش‌بینی قیمت از سه‌نقطه استفاده كنیم و ابزار را به‌صورت زیر رسم كنیم. ابتدا نقطه اول ابزار روی یک، سپس نقطه دوم روی دو و در نهایت تا نقطه سه می‌کشیم تا نقاط مقاومت در آینده به دست بیاید.



 

استراتژی تستر رایگان

شبیه ساز فارکس برای تست استراتژی های معاملاتی

تستر فارکس (شبیه ساز فارکس)، یک نرم افزار ساده برای آزمایش استراتژی ها

شبیه ساز فارکس (Forex Simulator) یک نرم افزار ساده و کاربر پسند است که پس از دانلود قیمت ها، به شما اجازه می دهد انواع استراتژی های معاملاتی را بر روی تایم فریم های مختلف تست کنید. این برنامه، یکی از زیر مجموعه های نرم افزار MT4 می باشد که به شما اجازه می دهد ابزار های این نرم افزار را با پلتفرم اصلی ادغام کنید. گزارش خلاصه نتایج بدست آمده برای تحلیل های استفاده شده می تواند در فرمت های مختلف دانلود شود. گزینه تست سریع این امکان را به شما می دهد تا یک دید کلی از نحوه عملکرد سیستم معاملاتی خود بدست آورید. آزمایش های متعدد با این روش نزدیک ترین نتایج، به نتایج معاملات واقعی را به شما می دهد. در این مقاله شما با کارکرد ها و تنظیمات تستر استراتژی، و اصول استفاده از آن بیشتر آشنا خواهید شد.

شبیه ساز فارکس - بهترین تستر برای استراتژی های دستی

از کجا می توان متوجه شد استراتژی که ساخته اید یا از اینترنت پیدا کرده اید، واقعا کارآمد است یا خیر؟ شاید اولین فکری که به ذهنتان می رسد این است که برای این کار  از حساب دمو استفاده کنید اما  حساب دمو مشکلات زیر را هم به دنبال دارد:

  • چه پارامتر هایی باید در تنظیمات اندیکاتور لحاظ شود؟
  • کدام سیگنال های اندیکاتور باید به عنوان سیگنال اصلی در نظر گرفته شود و کدام یک اهمیت کمتری دارد؟
  • حد ضرر را کجا باید قرار داد؟ و در کدام مرحله باید از دنبال کردن استراتژی دست بردارید و به فکر اصلاح آن باشید؟
  • چه مدت باید استراتژی خود را قبل از ورود به بازار واقعی در اکانت دمو تست کنید؟
  • چه انتظاری از این استراتژی می توانیم داشته باشیم؟

دانلود یک بک تست از mt4 برای تست استراتژی در دوره های اولیه می تواند پاسخ تمامی این سوالات را بدهد اما این احتمال قطعی نبوده و گاها شاید با خطاهایی نیز مواجه شوید: برای مثال قیمت ها با قیمت اصلی تفاوت داشته یا متد های تست شده و توابع کارگزاری ها می توانند کل نتایج را به هم بریزند. بنابراین بهترین گزینه این است که خودتان آن را تست کنید.

شبیه ساز فارکس یک نرم افزار رایگان و ساده است که برای تست استراتژی های دستی تحت MT4 توسعه داده شده است. در این مقاله نحوه کار این برنامه، مزیا و معایب آن و همچنین مقایسه آن با تستر داخلی  MT4را بررسی خواهیم کرد.

بررسی شبیه ساز فارکس یا Forex Simulator

استفاده از شبیه ساز ها به شما اجازه می دهد تا استراتژی خود را در بازه های زمانی متفاوتی همچون سالانه و یا چند ساعته تست کنید. تست انجام شده اطلاعاتی مانند، بیشینه حالت ضرر یا سود، درصد معاملات سود ده یا ضرر ده، میانگین سطوح حد ضرر، امکان پذیری استراتژی در طی ضربات محکم فاندامنتال و غیره ... را ارائه می دهد. شما می توانید برای  دریافت اطلاعات بیشتر در مورد روش ها و پارمتر های ارزیابی سیستم های معاملاتی از این لینک استفاده کنید.

هیچ شبیه ساز بی نقصی در دنیا وجود نداشته و هر کدام دارای نقاط قوت و ضعف مخصوص به خود هستند که در توابع، خود را نمایان می کنند Forex Simulator یک تستر ساده است که بدون درخواست اطلاعات خاصی می تواند اکثر نیاز های یک تریدر را برطرف کند.

امکانات Forex Simulator :

  • سازگاری با ابزار های تحلیلی MT4 . این نرم افزار با ابزار های تحلیلی اصلی بدون هیچ مشکلی کار می کند اما کار با ابزار های خاص و ترکیبی کمی پیچیده تر است. اکثر افراد معتقدند نمی توان تستر را با  تمام ابزار های خاص ترکیب کرد. این مساله را باید خودتان هم امتحان کنید.
  • تست در سرعت های مختلف. این تستر به شما اجازه می دهد منطاقی که هیچ سیگنال خاصی ارائه نمی دهد به عقب برگردانید. در بخش های مختلف می توانید با برگرداندان تستر به عقب تغییراتی را ایجاد کرده و استراتژی را مجددا اجرا کنید.
  • آزمایش همزمان در تایم فریم های مختلف. در اینجا ما در مورد استراتژی هایی صحبت می کنیم که مبتنی بر تجزیه تحلیل چند بازه زمانی به طور همزمان می باشند. تریدر برای تطابق دادن روندهای کوتاه مدت و بلند مدت می تواند سه اسکرین شات مختلف با فواصل زمانی بر اساس دقیقه، ساعتی و روزانه باز کند.
  • تایم فریم ها و نمودار های مختلف. شما می توانید فواصل زمانی H3، M2 و غیره را انتخاب کنید. این قابلیت در نسخه ساده MT4 امکان پذیر نمی باشد ولی با اضافه کردن یک اسکریپت می توانید به این قابلیت در MT4 دسترسی داشته باشید. با داشتن Forex Simulator نیازی به آن نخواهید داشت.
  • ارائه دهندگان قیمت – Dukascopy و TrueFx . داده های تاریخی این تامین کنندگان یکی از منابع معتبر برای قیمت دهی در نظر گرفته شده است. اگر گزینه دیگری مد نظر شما می باشد می توانید قیمت های خود را بارگذاری کنید. به عنوان مثال، می توانید از قیمت های کارگزاری که با آن کار می کنید استفاده کنید.
  • تقویم هماهنگ. می توانید برای دیدن تاثیرات فاندامنتال، رویداد های تقویم اقتصادی را به نمودار در حال تست خود اضافه کنید.
  • تنظیم راه اندازی سفارشات به صورت خودکار و پیروی از پارامتر های مدریت ریسک. این مورد بیشتر برای شبیه ساز هایی که با سیستم های معاملاتی اتوماتیک کار می کنند مناسب می باشد ولی می توان برای استراتژی های دستی هم به کار گرفت.

نتایج بدست آمده از کل تست یا یک دوره خاص با جداسازی یا ادغام معاملات باز می تواند به یک فایل اکسل منتقل شود. پس از دانلود قیمت ها نرم افزار می تواند به صورت افلاین هم کار کند.

شما می توانید نمونه های شبیه ساز دیگر را با عملکرد های مشابه پیدا کنید اما این امکانات بیشتر در نرم افزار های پولی در نظر گرفته شده است. اگر شبیه ساز دیگری را سراغ دارید که همچنین امکاناتی را دارا می باشند، می توانید آن را در قسمت کامنت با ما در اشتراک بگذارید و من گزارش کامل عملکرد آنها را به شما ارائه خواهم داد.

1 نصب و راه اندازی Forex Simulator

بر خلاف شبیه ساز های کلاسیک و تستر هایی مانند System Creator، این شبیه ساز فقط با MT4 و در سیستم عامل ویندوز قابلیت اجرا دارد. رم مورد نیاز برای اجرا نرم افزار حداقل 4 گیگ و بیشتر بوده و بعضی از کاربران معتقدند برای استفاده از تستر باید Microsoft.NET Framework 4.5 خود را مجددا نصب کنید. اگر سیستم به صورت اتومایتک آپدیت شد، نیازی به این کار نخواهید داشت. حداقل من که نداشتم.

مرحله 1. نصب. تستر را مانند یک ربات معاملاتی معمولی نصب می کنیم. فایل های نرم افزار را دانلود کنید و به دنبال فایلی با فرمت .ex4 باشید (می توانید از اینجا  موارد لازم را دانلود کنید). سپس MT4 را  اجرا کرده و به قسمت File و  Open Data Catalog  بروید.

 

LiteForex: Forex Simulator یکی از اندیکاتورهای فارکس برای تست استراتژی های دستی می باشد.

 

MT4 خود را ری استارت کرده و در قسمت سمت راست ترمینال در پنجره “Navigator” منو “Advisors” را باز کنید. اگر تمام مراحل را به طور صحیح انجام دهید، Forex Simulator همانند تصویر بالا نمایش داده خواهد شد (خط چهارم در بخش "Expert Advisors"). گاها خطاهایی هنگام نصب رخ می دهد. مسیر نصب باید کاملا به صورت لاتین نوشته شود. اگر مشکلی در این بخش دارید، آن را از طریق کامنت با ما در میان بگذارید تا در صورت امکان آن را حل کنیم.

بعد از ری استارت Mt4 به قسمت Service - Setting - Advisors رفته و تیک قسمت نشان داده شده در تصویر پایین را فعال کنید

 

LiteForex: Forex Simulator یکی از اندیکاتورهای فارکس برای تست استراتژی های دستی می باشد.

 

مرحله 2. شروع. تستر به جای نمودار در پنجره MT4 راه اندازی می شود. لطفا توجه داشته باشید که راه اندازی این برنامه به طور خودکار تمام اندیکاتور های موجود قبلی را حذف می کند. آنها پس از شروع به کار تستر، مجددا نمایش داده می شوند.

برنامه فقط با دو کلیک موس اجرا می شود (به عنوان یک نرم افزار استاندارد) همچنین می توانید با کشیدن و رها کردن شبیه ساز در MT4 آن را اجرا کنید. پس از اجرا، یک فرم ثبت نام با تب های زیر نمایش داده می شود :

  • بخش "About the program" . اطلاعات کامل نرم افزار را در اختیار شما قرار می دهد.
  • بخش "General Settings" کاملا واضح است. صدای هشدار، اجازه انجام معاملات به صورت خودکار. همچنین تستر برای اعمال استراتژی های دستی نیز طراحی شده است اما به هر حال توصیه می کنم این قسمت را نیز تیک بزنید.
  • بخش "Input Parameters" .در قسمت ایمیل، آدرس ایمیل و کد فعال سازی خود را وارد کنید، در هر صورت به این بخش نیازی نخواهید داشت. “Always on Top” - با ست کردن “false” سفارشات را بر اساس بهترین قیمت های بازار تنظیم خواهد کرد. در تب بعدی می توانید سفارشات خرید یا فروش خود را تعیین کنید. در این قسمت به عنوان پیشفرض “Buy” در ابتدا نمایش داده می شود ولی می توانید این مورد را نیز شخصی سازی کنید.
  • بخش "Dependencies". فایل های مشخص شده در این قسمت قابل تغییر دادن نیستند.

روی “ok”  کلیک کنید. اگر مراحل را به صورت صحیح انجام داده باشید تصویر زیر نمایش داده می شود.

 

LiteForex: Forex Simulator یکی از اندیکاتورهای فارکس برای تست استراتژی های دستی می باشد.

 

اولین دکمه برای شروع یک شبیه سازی جدید می باشد (در مثال ما، همان موردی است که ما به آن نیاز داریم). دکمه دوم برای دانلود شبیه ساز قبلی می باشد. دکمه سوم برای دانلود اطلاعات از آرشیو Dukascopy می باشد.

انجام هر تستی یا  تولید استراتژی خاص نیاز مند آپلود تاریخچه قیمتی می باشد. شما می توانید همه آن ها را یک جا (اما چرا؟) یا به صورت جفت ارز های جدا شده آپلود کنید. در ابتدا باید اطلاعات قیمتی مورد نیاز در تستر را آپلود کنیم برای انجام این کار از گزینه “Data Center” (دکمه سوم در تصویر بالا) استفاده خواهیم کرد. در پنجره نشان داده شده، تیک گزینه ارز های دلخواه خود را فعال کنید (نیازی به دانلود تمامی قیمت ها نخواهید داشت چرا که این کار باعث فشار آمدن بیش از حد به MT4 خواهد شد)، آدرسی که قیمت ها از آن باید آپلو شوند را با کلیک روی دکمه “Change Folder” تعیین کنید.

همانطور که قبلا گفته شد، قیمت های ارائه شده در Dukascopy را می توان به عنوان یکی از معتبر ترین قیمت ها فرص کرد. می توانید قیمت ها را از طریق MT4 نیز دانلود کنید و یا قیمت ها را از آرشیو کارگزاری خود یا MetaQuotes دانلود کنید. برای انجام این کار :

  • در منو بالایی MT4 روی قسمت “Service - Quots Archive” کلیک کنید. همچنین می توانید از کلید F2 استفاده کنید.
  • در پنجره “Symbols” نمادهایی که به قیمت آن نیاز دارید را از لیست نشان داده شده انتخاب کنید. برای مثال در تصویر پایین از آمار سایت لایت فارکس استفاده کرده و قیمت ها را برای شاخص ها، کالا ها، ارز های دیجیتال پایه، انتخاب می کنیم. برای دانلود کردن قیمت ججفت ارز مورد نظر، باید بر روی آن جفت ارز دوبار کلیک کنید (دابل کلیک) سپس پنجره ای برای دانلود قیمت ها باز خواهد شد. من تاریخچه دوره یک دقیقه ای را دانلود می کنم.

 

LiteForex: Forex Simulator یکی از اندیکاتورهای فارکس برای تست استراتژی های دستی می باشد.

 

MT4 را ری استرات کرده و نمودار جفت ارزی که تاریخچه قیمت آن را دانلود کرده اید را باز کنید (File – New Chart) سپس نمودار را به سمت چپ اسکرول کرده و به ابتدا چارت بروید (برای انتقال سریع تر به ابتدا چارت می توانید از کلید های ترکیبی Ctrl + Home استفاده کنید). قبل از این کار یادتان باشد اسکرول اتوماتیک را غیر فعال کرده باشید.

 

LiteForex: Forex Simulator یکی از اندیکاتورهای فارکس برای تست استراتژی های دستی می باشد.

 

شبیه ساز باید از شروع نمودار قیمت ها تاریخچه را نمایش دهد اگر  اتو اسکرول را خاموش کرده باشید حرکت جدید قیمت در امروز به صورت اتومایتک در نمودار ظاهر می شود ( یعنی انتهای نمودار را مشاهده خواهید کرد).

دوباره به Forex Simulator برگشته و آن را مجددا اجرا می کنیم. در پنجره تنظیمات که نمایش داده می شود گزینه های زیر را لحاظ کنید :

  • ارائه دهنده یا Provider. در این قسمت شما سه گزینه دارید: DukasCopy, TrueFx, Metatrader. من گزینه ی سوم را انتخاب می کنم.
  • نماد (ابزار) های مالی. در این قسمت نمادهایی را برای تست کردن انتخاب کنید (برای مثال، یک جفت ارز خاص).
  • تایم فریم. من در این قسمت M1 را انتخاب می کنم.

 

LiteForex: Forex Simulator یکی از اندیکاتورهای فارکس برای تست استراتژی های دستی می باشد.

 

قسمت بعدی:

  • تاریخ شروع شبیه سازی. به طور پیش فرض، شبیه سازی باید از ابتدا دوره قیمتی آپلود شده شروع شود ( من داده های تاریخی را برای 11 سال گذشته آپلود کرده ام) می توانید شبیه سازی را بر روی یک بخش خاص تنظیم کنید.
  • نوع ارز واریز شده.
  • مقدار واریز.

Rewinding Allowed  - تیک زدن این گزینه این امکان را به شما می دهد که توانایی برگشت به عقب را در تاریخچه داشته باشید.

  • اندازه پوینت. این پارامتر، تعیین می کند چند رقم اعشار در قیمت ها در نظر گرفته شود (به عنوان مثال 4 یا 5 رقم اعشار)
  • اندازه لات. تقریبا همیشه برابر با 100000 واحد پول پایه می باشد، اما استثاناعاتی هم وجود دارد به عنوان مثال “به منظور استفاده از سه نوع حساب در یک حساب به طور همزمان” مقدار لات، 10000 واحد تعیین شده است.
  • اسپرد. این پارامتر را می توانید خودتان تعیین کنید، برای مثال، به منظور آزمایش یک استراتژی در یک بخش بخصوص و در حالت استرس، میزان اسپرد باید به صورت پیشفرض تایین شود که در قسمت بررسی بازار شرح داده شده است (در منو View و وقتی فعال باشد در پنجره چپ MT4  رو به رو Navigator نشان داده شده است).
  • تعداد روز برای به عقب برگرداندن. حداکثر مقدار 100000 روز می باشد.

شبیه ساز را اجرا کنید. تستر به شما پیشنهاد خواهد داد یکی از گزینه های شبیه سازی را انتخاب کنید :

  • مدل جامع ساخته شده از اطلاعات هر تیک قیمت
  • مدل ساخته شده بر اساس نمودار شمعی، که قیمت باز شدن معاملات/ بسته شدن و سقف و کف ها، در آن دقیق تر است.

تفاوت این دو گزینه در زمان تست و دقت آنها می باشد. اگر قصد دارید یک استراتژی را به طور کلی بررسی کنید و ببینید که این استراتژی کارایی دارد یا خیر، بهتر است از گزینه ی دوم استفاده کنید. قبل از اجرای استراتژی در حساب واقعی من پیشنهاد می کنم آن را با استفاده از گزینه اول تست کنید.

بعد از شروع شبیه سازی، یک پنجره دیگر برای شما باز می شود که در این قسمت باید پارامتر های اساسی را در استراتژی لحاظ کنید. برای فراخوانی سفارش، دوباره دکمه شروع شبیه سازی (simulation) را انتخاب کرده و سفارش در حالت مکث برای شما ظاهر خواهد شد.

 

LiteForex: Forex Simulator یکی از اندیکاتورهای فارکس برای تست استراتژی های دستی می باشد.

 

گزینه های زیر را لحاظ کنید :

  • میزان حجم (لات). مقدار لاتی که برای معامله انتخاب می شود. حداقل مقدار لات باید در بیشتر مواقع 0.01 لات تعیین شود.
  • Visual Mode. فعال بودن یا غیر فعال بودن پنجره با مقدار حد ضرر و حد سود.
  • Templates. این پنجره به شما اجازه می دهد از قالب های مدریت ریسکی که از قبل ذخیره شده است استفاده کنید (Apply Templates tab) یا  یک الگو جدید ایجاد کرده و آن را ذخیره کنید (Create New Template).

 

LiteForex: Forex Simulator یکی از اندیکاتورهای فارکس برای تست استراتژی های دستی می باشد.

 

  • بخش Trades. تمامی سفارشات در این قسمت ذخیره شده اند. این قسمت شامل تاریخچه و آمار نیز می باشد. پنجره نشان داده شده می تواند تا انتهای تست باز بماند.
  • بخش News. تقویم اقتصادی با نرم افزار شبیه ساز، همگام سازی شده است. متاسفانه من نمی توانم این گزینه را فعال کنم - Forex Simulator اعلام می کند که تقویم برای قیمت های دریافت شده از Metatrader قابل استفاده نمی باشد.
  •  بخش Charts. تایم فریم مورد نظر خود را تایین کنید. از آنجا که قیمت ها در بازه زمانی 1 دقیقه ای لود شده اند، من M1 را در اینجا نیز اعمال خواهم کرد.

قسمت راست برای مدریت سفارشات طراحی شده است :

  • بخش Market. در این تب دکمه هایی برای خرید یا فروش دارایی با امکان بسته شدن تمام معاملات در نظر گرفته شده است.
  • بخش Pending. مدریت سفارشات در حال انتظار از طریق این بخش انجام می شود: این گونه سفارشات را باید در فاصله مورد نیاز از قیمت فعلی قرار دهید، در این بخش می توانید یک سفارش در حال انتظار را کنسل کرده و یا تمام آنها را ببندید.
  • بخش Presets. تنظیمات تریلینگ استاپ، فعال سازی کامنت سفارشات و تنظیم شرایط لغو سفارشات در حال انتظار از طریق این بخش انجام می شود.

 

LiteForex: Forex Simulator یکی از اندیکاتورهای فارکس برای تست استراتژی های دستی می باشد.

 

  • بخش Account. گزارشات مربوط به معاملات فعلی: اطلاعاتی مربوط به سود و زیان، مقدار سرمایه، سود خالص (equity) در این قسمت نمایش داده می شوند.
  • بخش Save. ذخیره کلیه اطلاعاتی که به شبیه ساز وارد کرده اید، گزارش های آپلود شده و غیره.

تنطیمات ورودی زیادی وجود ندارد، شبیه ساز می تواند بدون خواندن فرمان ها، با سرعت زیادی اجرا شود.

2 . شروع شبیه سازی و تجزیه و تحلیل آمار

در پنجره سفارش (order)، زیر دکمه “Templates” دکمه ای با نام “Chart” وجود دارد، که توسط آن پارامتر هایی وارد سیستم خواهید کرد. رویش کلیک کرده و تعداد نمودار های شمعی که می خواهید تست شود را انتخاب کنید. سپس روی دکمه ADD کلیک کنید و در قسمت ظاهر شده گزینه “Open” را انتخاب کنید.

 

LiteForex: Forex Simulator یکی از اندیکاتورهای فارکس برای تست استراتژی های دستی می باشد.

 

یک صفحه کنترل کوچک در گوشه بالا سمت راست ظاهر می شود، می توانید فعلا آن را مینیمایز (کوچک) کنید. اگر نتوانید کنترل پنل را به صورت دستی وارد کنید شکل 1-4 مکان جایگیری آن را نشان می دهد .

 

LiteForex: Forex Simulator یکی از اندیکاتورهای فارکس برای تست استراتژی های دستی می باشد.

 

در تصویر بالا و در مستطیل زرد رنگ، سرعت شکل گیری نمودار های شمعی نشان داده شده است. تا زمانی که نشان گر کشویی در سمت چپ قرار دارد سرعت آن یک تیک بر ثانیه خواهد بود. اگر در انتها سمت راست قرار بگیرد 2.5 میلیون تیک بر ثانیه را لحاظ خواهد کرد. همچنین شما می توانید سرعت اجرا را مطابق با بازار واقعی تنظیم کنید.

حال شبیه ساز در حالت مکث قرار دارد، که در هدر سفارش نیز مشخص شده است. پس از تعیین تمام پارامتر ها، شما می توانید شبیه ساز را اجرا کنید. برای انجام این کار دکمه مشخص شده با رنگ قرمز در تصویر را انتخاب کنید. با انتقال نشانگر کشویی سرعت نمودار، می توانید تغییرات اعمال شده در ساخت نمودار را مشاهده کنید.

برای توفق شبیه سازی در زمان دلخواه می توانید از دکمه play/Pause استفاده کنید.کنار دکمه paly دکمه ای با سه نقطه وجود دارد که توسط آن می توانید توقف را تحت شرایط زیر به صورت اتوماتیک متوقف کنید.

  • وقتی قیمت به سفارش استاپ برسد.
  • هنگامی که سفارش در حال انتظار، فعال شود.
  • وقتی روند به قیمت از پیش تعیین شده برسد.

دکمه pause زمانی کاربرد خواهد داشت که اتفاق خاصی رخ داده باشد و شما نیاز به مقایسه آن با عوامل فاندمنتال داشته باشید. در قسمت “Navigator” شما می توانید رویداد ها را به عقب یا جلو برگردانید.

در نمودار شبیه ساز می توانید تمام دسته بندی سطوح را وارد کرده، نوع نمایش نمودار های شمعی را تغییر دهید و از نمودار ها و الگو های گرافیکی استفاده کنید و تمام کارهایی که در نمودار استاندارد MT4 قابل اجرا می باشند را می توانید در اینجا هم اعمال کنید.

قسمت کاری نمایش داده شده در «Trades»به ترتیب خوانده می شود. تب اول “Market & Pending”  می باشد که نوع سفارشات باز و در حال انتظار را نشان می دهد. همچنین قیمت و میزان لات و دیگر موارد نیز در این قسمت نمایش داده شده است. تب History معاملات بسته شده را با نتایج مختلف نشان می دهد.

 

LiteForex: Forex Simulator یکی از اندیکاتورهای فارکس برای تست استراتژی های دستی می باشد.

 

در تب statistics شما می توانید تمام اطلاعات اساسی مانند سود خالص (equity) را مشاهده کنید.

بیایید مطالب مربوط به شبیه سازی را به صورت خلاصه بیان کنیم:

  • Forex Simulator را مانند یک ربات معاملاتی در MT4 نصب کنید. اطلاعات قیمت را دانلود کرده و به ابتدای بازه زمانی تست در نمودار MT4 بروید.
  • شبیه سازی را آغاز کرده و پارامتر های مربوط به مدیریت ریسک را اعمال کنید.
  • مرحله به مرحله، در طول شبیه سازی، اندیکاتور های تحلیل تکنیکال را در هر بخشی که علاقه دارید، اضافه کنید و معاملات را به صورت دستی در شبیه ساز باز کنید (می توانید سفارشات در حال انتظار را وارد کنید و یا پوزشین خود را ببندید و...)
  • به انتهای بازه زمانی تست برسید. منتظر پیام پایان فرایند شبیه سازی باشید، حال می توانید نتایج بدست آمده را مشاهده کرده و در فرمت دلخوه آپلود کنید.

در این مقاله امکانات اساسی شبیه ساز Forex Simulator را در مقایسه با تستر MT4 بررسی کردیم. در مقایسه با تستی که در اکانت دمو MT4 می توان انجام داد این روش به علت استفاده از اطلاعات قبلی و تنظیم سرعت اجرا، زمان شما را تلف نمی کند.

جمع بندی. Forex Simulator یک نرم افزار MT4 می باشد که تستر استاندارد پلتفرم را تکمیل تر می کند. برخلاف بیشتر تستر های حرفه ای سیستم های اتوماتیک، این برنامه امکانات زیادی را دارا می باشد. در نرم افزار های دیگر، هیچ تست استرس داخلی وجود نداشته و یک استراتژی به صورت جداگانه در روی جفت ارزهای مختلف تست می شود. این کار زمان زیادی از شما می گیرد ولی شما می توانید با در نظر گرفتن عوامل فاندامنتال نقاط ورودی و خروجی بازار را آنالیز کنید. این نرم افزار رایگان بوده، و پیشنهاد می کنم حداقل یک ساعت زمان برای بررسی آن در نظر بگیرید. من از شما دعوت می کنیم نقاط قوت و ضعف این نرم افزار را از طریق کامنت با ما در میان بگذارید.

تئوری امواج الیوت رابرت پریچر. قسمت 2.

تئوری امواج الیوت رابرت پریچر. قسمت 2. درجه امواج و راهنمای تکمیلی در مورد تناوب موج

برای استفاده از آموزش های تخصصی و بهره مندی از ربات های سودمند ورایگان در بروکر زیر ثبت نام نموده وبه ایدی تلگرامی مراجغه فرمایید @mgeuq ادرس بروکر : https://www.litefinance.org/fa/?uid=240422727

درجات موج بر اساس نظریه پریچر. راهنمای شناسایی موج و تناوب ساختارهای موج.

دوستان عزیر!

در مقاله آموزشی قبلی، تحلیل امواج الیوت را بر اساس کتاب تحلیل گر معروف آمریکایی رابرت پریچر، آغاز کردیم. همچنین من سعی کردم نظریه پریچر را با نظریه تحلیل گر معروف دیگر، یعنی بیل ویلامز مقایسه کنم. برای آشنایی با نظریه بیل ویلیامز، قسمت 1 و قسمت 2 را مطالعه نمایید.

امروز به مطالعه امواج الیوت بر اساس نظریه پریچر ادامه خواهیم داد. ما با درجات موج شروع کرده و سپس دستور العملی را با هم مرور خواهیم کرد که به کمک آن بتوانید ساختار موج را به درستی تشخیص داده و پیش بینی های دقیقی بر روی قیمت انجام دهید!

البته باید به یاد داشته باشیم که این دستور العمل نمی تواند برای تمام مدل های امواج الیوت کارساز باشد (بستگی به تریدر ها دارد که بتوانند با این روش کار کنند یا خیر). علاوه بر این، دستور العمل هایی همانند، سیگنال ها، می توانند اطلاعاتی تکمیلی در مورد آینده ی بازار و تشکیل شدن انواع مختلف امواج به ما بدهند. برای درک بهتر، من دستور العمل ها را به صورت کامل توضیح داده و مثال هایی از بازار گاوی (صعودی) ارائه خواهم داد. این شرایط معمولا به طور برابر در بازار های خرسی نیز رخ می دهند،که در این صورت تمامی تصاویر و مفاهیم برعکس خواهد شد.

درجات موج

همه می دانیم که امواج الیوت می توانند در اندازه های متفاوت ظاهر شوند، و هر موج از یک درجه بالاتر، شامل ساختار های کوچک تر است. برای درک بهتر برخی از دستور العمل ها باید این بازه های زمانی را با جزئیات بیشتری مطالعه کنیم.

بالاترین درجه موج، درجه موج جهانی یا سوپر سایکل بزرگ “Grand supersyle” می باشد. شما می توانید این چنین امواجی را فقط در تایم فریم های طولانی مانند 12 ماهه مشاهده کنید. علاوه بر این، دوره یک موج می تواند سالها یا حتی دهه ها ادامه داشته باشد. امواج فرعی گرند سوپر سایکل از درجه پایین تر یعنی سوپر سایکل می باشد. بر همین اساس، سوپر سایکل نیز به درجات اصلی و غیره، تقسیم بندی می شود. همانطور که قبلا هم اشاره کردم، در کل نه درجه مختلف در مطالعات کلاسیکال رابرت پریچر وجود دارد:

  1. سوپر سایکل بزرگ؛
  2. سوپر سایکل؛
  3. سایکل؛
  4. درجات اصلی؛
  5. درجات میان رده؛
  6. درجات کوچک؛
  7. درجات ریز؛
  8. مینوت؛
  9. ساب مینوت؛

شناسایی دقیق درجات موج یکی از سخت ترین مراحل تئوری امواج الیوت می باشد چرا که مبتنی بر هیچ داده، قیمت و چرخه زمانی خاصی نمی باشد. با یک تشخیص اشتباه در درجات، خطا خواهید داشت اما این خطا تاثیر چندانی در صحت پیشبینی شما نخواهد داشت.

علاوه بر این، طرفداران نظریه رابرت پریچر، 6 درجه دیگر را معرفی کرده اند، نموداری از امواج الیوت که جزئیات را به کامل ترین صورت ارائه می دهد، به این شکل است:

  1. سوپر ملینیوم؛
  2. ملینیوم؛
  3. ساب ملینیوم؛
  4. سوپر سایکل بزرگ؛
  5. سوپر سایکل؛
  6. سایکل؛
  7. درجه اصلی
  8. درجه میان رده
  9. درجه کوچک
  10. درجه ریز
  11. مینوت
  12. ساب مینوت
  13. میکرو؛
  14. ساب میکرو؛
  15. مینیسکول

در اینجا درجه کوچک به زیر مجموعه های مینوت، ساب مینوت، میکرو ، ساب میکرو و مینیسکول تقسیم شده است.

در این بازه زمانی، درجه سوپر ملینیوم باید شکل موج را که با تعداد بسیار زیادی از میلنیوم ها و مینوسکل ها اندازه گیری شده، توصیف کند و مینیسکول ها حرکات بسیار ریز را در بر خواهد گرفت.

بزرگترین و کوچک ترین درجات، از نظر تحلیل تکنیکال ارزش بالایی برای ما ندارند، پس من در این مقاله نه درجه کلاسیکال پریچر را توضیح خواهم داد.

دستور العمل ها

چندین دستورالعمل مهم وجود دارند که به طور قابل توجهی پروسه شناسایی ساختار موج را تسهیل می کنند. این دستور العمل ها به این شکل می باشند:

  • تناوب؛
  • عمق امواج اصلاحی؛
  • ترسیم کانال؛
  • ویژگی های موج؛
  • دستورالعمل های دیگر؛

سه دستور العمل اول را در این مقاله آموزشی توضیح خواهم داد.

تناوب

اکثر معامله گران، به ویژه افراد تازه کار، به طور غریزی تصور می کنند که، چون چرخه بازار در گذشته به یک شکل خاص رفتار کرده است، در آینده نیز این کار را تکرار کرد. با این حال، رفتار امواج تمایل به تغییر کردن دارند. این امر از یک طرف شناسایی ساختار های موج را پیچیده تر می کند از طرفی دیگر اصل تناوب موج اجازه می دهد تا بتوانید به طور حرفه ای ماهیت موج را شناسایی کنید. برای مثال، در مقالات آموزشی قبلی اشاره کردم که امواج، به احتمال زیاد از طول مساوی برخوردار نیستند و اگر یکی از امواج منبسط شود، امواج دیگر کوتاه تر خواهند بود.

تناوب در امواج جنبشی

اگر موج دو در یک دنباله پنج موجی یک اصلاح شدید باشد و با افت شدید قیمت همراه شود، باید انتظار داشت که موج چهارم به صورت یک حرکت سایدوی باشد یا بلعکس. اگر موج یک اصلاح سایدوی باشد، موج چهارم یک اصلاح شدید خواهد بود.

یکی از خواص اصلاحات شدید این است که، اصلاحات شدید هرگز شامل یک بیشینه (نقاط حداکثر یا همان های و لو ها) جدید نمی باشند، منظور قله ای می باشد که بعد از نقطه پایانی ارتودکس موج جنبشی فعلی، تشکیل شده است. علاوه بر این، چنین اصلاحی تقریبا همیشه به صورت زیگزاگ (تک، دوگانه، سگانه) ایجاد می شود یا می تواند به صورت دوگانه ستایی باشد که با یک زیگزاگ شروع شده است.

برعکس، اصلاحات جانبی اغلب حاوی بیشینه قیمتی هستند. آنها می توانند شامل فلت ها، مثلث ها و ترکیب های دوتایی و سه تایی باشند. در موارد نادر، یک مثلث معمولی (یکی که شامل بیشینه قیمتی جدید نمی باشد) در موقعیت موج چهارم جای خود را به یک اصلاح شدید می دهد و توسط نوعی دیگر از الگوی سایدوی در موج دوم دنبال می شود.

همچنین ساختارهایی وجود دارند که تناوب میان موج فرعی 2 و 4 را نشان نمی دهند. این ساختار ها مثلث های مورب هستند. اکستنشن ها به متناوب بودن تمایل دارند. در بسیاری از موارد، موج اول کوتاه بوده، موج سوم انبساطی بوده، و موج پنجم دوباره کوتاه خواهد بود. اکستنشن هایی که معمولا در موج 3 رخ می دهند، گاها در در موج 1 و 5 نیز رخ می دهند، که نمونه ای دیگری از تناوب هستند.

LiteForex: رابرت پریچر - درجات موج. راهنمای تشخیص و تناوب ساختار امواج

نمودار نشان دهنده دنباله ای می باشد که موج 2 یک اصلاح سایدوی، موج 3 کوتاه ترین موج دنباله، و موج 5 یک موج گسترشی می باشند. من دنباله پنج موجی را با خطوط آبی مشخص کرده ام. در موج دوم یک حرکت ساید وی وجود دارد، در موج چهارم، طبق قوانین تناوب، یک اصلاح شارپ قابل مشاهده است؛ و یک موج جنبشی کوتاه (یعنی موج 3) توسط موج گسترشی 5 تناوب یافته است.

تناوب در امواج اصلاحی

اگر موج A یک فلت باشد که دارای ساختار a-b-s است، باید در ساختار موج B، انتظار یک زیگزاگ a-b-c را داشته باشید و برعکس.

LiteForex: رابرت پریچر - درجات موج. راهنمای تشخیص و تناوب ساختار امواج

مثال بالا نشان دهنده تناوب یک موج اصلاحی می باشد. موج (a) به عنوان یک زیگزاگ در حال توسعه می باشد که توسط موج (b) که به شکل فلت می باشد، دنبال می شود.

نمونه های دیگر امواج، بسیار پیچیده تر هستند. برای مثال، موج A یک زیگزاگ ساده a-b-c می باشد، موج B به صورت زیگزاگ های سگانه پیچیده تر و یا به صورت امواج پیچیده تر ظاهر خواهد شد که با یک الگوی دیگر ترکیب شده است. با این حال، بر عکس این حالت، یعنی شرایطی که امواج بعدی ساده تر باشند بسیار کمتر رخ می دهد.

LiteForex: رابرت پریچر - درجات موج. راهنمای تشخیص و تناوب ساختار امواج

نمودار 5 دقیقه ای BTCUSD در بالا نمونه ای از اصلاح سه موجه با پیچیدگی پشت سر هم را نشان می دهد. در این نمودار موج (a) یک زیگزاگ ساده بوده، موج دوم یک زیگزاگ سه گانه و موج سوم ساختار پیچیده تری را دارا می باشد که به سه مثلث دیگر تقسیم شده است. امواج اصلی در نمودار با خطوط قرمز مشخص شده اند، امواج فرعی با خطوط آبی مشخص شده و امواج میانی ساختار پیچیده با حروف بنفش نشان داده شده است.

عمق امواج اصلاحی

تئوری امواج الیوت نمونه کم یابی از یک ابزار تحلیل تکنیکال است که اطلاعاتی درباره نقطه و زمان، تمام شدن بازار خرسی ارائه می کند. دستور العمل اصلی یک اصلاح خواهد بود. بخصوص اگر این موج اصلاحی خود، موج چهارم باشد و به ماکسیمم ریتریسمنت (برگشت) خود در محدوده ی موج چهارم یک درجه پایین تر قبلی برسد، که اکثرا در سطح نقطه نهایی خود خواهد بود.

LiteForex: رابرت پریچر - درجات موج. راهنمای تشخیص و تناوب ساختار امواج

خطوط سبز در نمودار فوق نشان دهنده ساختار پنج موجی ابتدایی هستند، خطوط آبی نشان دهنده ساختار هایی از درجات کمتر هستند. خط بنفش افقی، نشان دهنده نقطه ی پایان موج چهارم از موج جنبشی اصلی می باشد. همانطور که می بینید، این المان با نقطه شروع اصلاح درجه پایین تر همزمان شده است. پس، شرط فوق از نظر فنی براورده می شود.

رابرت پریچر پس از انجام تحقیقات گسترده در بازار های مختلف متوجه یک نظم دیگر در روند شد، اگر موج اول در یک موج جنبشی گسترشی باشد، اصلاحی که بعد از موج پنجم ایجاد می شود، نهایتا به اندازه ی لو (کف) موج دوم پیش روی می کند.

من می خواهم یک بار دیگر تاکید کنم که این این دستور العمل ها، برخلاف قوانینی که در مقاله قبلی گفته شد، ممکن است به درستی عمل نکنند. گاهی اوقات، اصلاحات فلت یا مثلث ها، به ویژه مواردی که دنبال کننده اکستنشن ها هستند نمی توانند به منطقه موج چهارم برسند. این از تأثیر قدرت قوی ناشی می شود که بازار در جهت یک موج جنبشی حرکت می کند.

در مقابل، زیگزاگ ها، گاها به منطقه موج دوم درجات کمتر می رسند، همچنین این اتفاق به طور انحصاری زمانی اتفاق می افتد که زیگزاگ ها به عنوان موج دوم شکل می گیرند.

اصلاح های دنبال کننده اکستنشن موج پنجم.

پریچر یک قانون را از بقیه قوانین جدا کرده است که امکان درست عمل کردن آن از بقیه قوانین بیشتر می باشد. زمانی که موج پنجم یک اکستنشن (موج گسترشی) می باشد، اصلاح آن شارپ بوده و با حمایت قوی در کف موج دوم اکستنشن، رو به رو خواهد شد.

LiteForex: رابرت پریچر - درجات موج. راهنمای تشخیص و تناوب ساختار امواج

نمودار فوق نشان دهنده یک موج جنبشی می باشد، که با خطوط سبز مشخص شده و با موج پنجم توصعه داده شده، و اصلاح آن با خطوط قرمز مشخص شده است. خطوط آبی اکستنش را در موج پنجم از موج جنبشی اصلی، مشخص کرده است. کف موج دوم در دنباله با خطوط بنفش مشخص شده است. این موج انحراف زیادی از نقطه پایانی موج A پیدا نکرده است، که نشان دهنده وجود حمایت قوی در این منطقه می باشد.

اکستنش های موج پنجم معمولا با یک اصلاح شدید دنبال می شوند. در این حالت، ظاهر شدن چنین ساختار هایی باید سیگنالی از برگشت روند در یک سطح خاص تلقی شوند.

اگر موج گسترشی پنجم (اکستنشن)، با یک اصلاح فلت دنبال شود، اصلاح معمولا پایین تر از کف زیر موج دوم اکستنشن خاتمه می یابد. با این حال، موج A در انتهای موج دوم داخل اکستنشن خاتمه خواهد یافت، دنباله پنج-موجه توسط یک روند گاوی دنبال خواهد شد.

ترسیم کانال

الیوت در پروسه توسعه تئوری خود، به این واقعیت توجه داشت که مرزهای بالایی و پایینی امواج جنبشی را می توان توسط دو خط موازی رسم کرد. بیایید بفهمیم که چرا این اتفاق می افتد.

دستور العمل برابری امواج

یکی از موارد معمول، این حالت است که دو موج جنبشی در یک دنباله پنج-موجه تمایل به برابر بودن در زمان و اندازه دارند. این قانون معمولا زمانی برای دو موج استاندارد صادق است که یکی از موج ها اکستنشن باشد، مخصوصا اگر موجی که اکستنشن است موج سوم نیز باشد. این دو موج در اغلب موارد برابر هستند اما در مواردی خاص، نسبت آنها به 0.618 نیز می رسد. به هر حال، این دستور العمل با دستور العمل تناوب موج مطابق دارد. اگر یکی از سه موج جنبشی کاملا متفاوت با دو موج دیگر باشد، باید دو مورد دیگر شبیه یکدیگر باشند.

LiteForex: رابرت پریچر - درجات موج. راهنمای تشخیص و تناوب ساختار امواج

از نمودار BTCUSD مشخص است که امواج اول و سوم، سه پارامتر مشابه دارند: شکل ظاهری، طول واقعی (موج 3 کمی بلند تر از 101 درصد موج 1 می باشد) و زمان (موج اول 12 میله بوده، موج دوم 11 میله می باشد).

رابرت پریچر برای مشخص کردن دقیق تر امواج، پیشنهاد می دهد تا از عبارات حسابی و یا درصد برای امواج میانرده یا با درجات کمتر استفاده شود. برای امواجی با درجه بالاتر، ما باید فقط از مقادیر درصدی استفاده کنیم چرا که استفاده از مقادیر حسابی به دلیل بالا بودن نوسانات در طول دوره روزانه، برای این بخش مناسب نمی باشد. برای مثال، یک بازاری که در ابتدا آرام به نظر می رسد و تغییرات 100 پوینتی تحرکات قابل توجی در نظر گرفته می شود می تواند بعد از سالها به بازار بی ثباتی تبدیل شود که چنین تغییریاتی تاثیرات چشم گیری در بازار نداشته باشد.

LiteForex: رابرت پریچر - درجات موج. راهنمای تشخیص و تناوب ساختار امواج

برای مثال، بیایید نمودار BTCUSD را از 2014 تا امروز مطالعه کنیم. رنگ قرمز نشان دهنده مناطقی هستند که نوسانات بالایی دارند. مناطق دیگر نشان دهنده مناطقی هستند که دارای نوسان کمتری بوده و حتی تغییرات محدود قیمت قابل توجه می باشد.

تکنیک ترسیم کانال

کاربرد اصلی کانال ها، تشخیص جهت آینده ی روند می باشد. معمولا، قله های امواج جنبشی با دقت قابل توجهی در مرزهای به خصوصی قرار می گیرند و پس از رسم حرفه ای کانال ها به تحلیل گران اجازه می دهد تا نقاط برگشتی که در آینده خواهیم داشت را پیشبینی کنند. در مقالات قبلی برای تشخیص روند از یکسری اندیکاتور ها و نقاط ابتدا و انتهای امواج استفاده می کردیم، اما کانال ها می توانند جایگزین مناسب تری برای تشخیص روند باشند.

برای ترسیم کانال، حداقل به سه نقطه احتاج دارید. مرز بالایی با اتصال قله های امواج 1 و 3 رسم می شود و مرز پایینی مطابق با انتهای موج دوم رسم می شود. مرز پایینی یک خط موازی با مرز بالایی می باشد.

این تکنیک تا حدودی مرز موج چهارم را مشخص می کند. این روش نباید برای شناسایی موج پنجم به کار گرفته شود. این بدین علت است که امواج همیشه به صورت ایده آل و یکسان توسعه نمی یابند، بنابراین نمی توان با اطمینان گفت که کانال مطابق سه نقطه به صورت دقیق رسم شده است.

LiteForex: رابرت پریچر - درجات موج. راهنمای تشخیص و تناوب ساختار امواج

تصویر بالا سه موج تکمیل شده در یک کانال را نشان می دهد که موج چهارم آنها در حال تشکیل شدن است. طبق قله های امواج، ما مرز بالا و جهت کانال را ترسیم می کنیم؛ طبق نقطه انتهایی موج 2، ما یک خط موازی رسم کنیم که مرز پایینی کانال می باشد. با تحلیل مرز های کانال، می توان فرض کرد که موج چهارم در دامنه 8400-8600 به پایان می رسد. با این حال، می توان پیشبینی اولیه را هنگام مشاهده جهت و ظاهر موج 4 که در حال شکل گیری می باشد، مشخص کرد.

LiteForex: رابرت پریچر - درجات موج. راهنمای تشخیص و تناوب ساختار امواج

اگر موج چهارم با رسیدن به خط موازی (یا همان مرز پایینی) پایان یابد، کانال اولیه یک اصلاح نمی باشد. اما غالبا ممکن است مواردی وجود داشته باشد که موج به مرز کانال نرسد و یا فراتر برود. از آنجا که هنوز این کانال ابتدایی می باشد این حالت عادی است.

در این موارد، پریچر برای تخمین مرز موج 5، پیشنهاد می دهد کانال از ابتدا بازسازی شود. اول، انتهای امواج دو و چهار را به هم وصل کنید. اگر امواج منظم باشند، خط بالا، انتهای موج پنج را هنگام لمس قله موج سه پیش بینی می کند.

اگر موج سه بیش از حد قوی باشد و قیمت هنگام شکل گیری موج به شدت افزایش یابد، در این شرایط خط موازی رسم شده از قله آن ممکن است خیلی بالا تر برود. در این شرایط، شما باید یک خط موازی دیگر بر اساس قله موج اول رسم کنید.

LiteForex: رابرت پریچر - درجات موج. راهنمای تشخیص و تناوب ساختار امواج

در مثال ما، موج 3 طبیعی به نظر می رسد، پس، مرز بالا را به شکلی رسم خواهیم کرد که قله آن را لمس کند. فلش سبز نشان دهنده نقطه ای است که انتظار داریم موج پنج در آن به پایان برسد، یعنی محدوده 9600 تا 9800.

گاها، ساختار موج می تواند به قدری پیپچیده باشد که انتخاب روش محسابه مرز بالایی غیر ممکن به نظر برسد. در این موارد؛ پریچر توصیه می کند هر دو خطی که پتانسیل مرز بالایی را دارند رسم شوند. خط پایینی هدف ابتدایی خواهد بود؛ زمانی که قیمت از آن عبور کرد، خط مقاومتی بعدی، خط بالایی خواهد بود.

برای استفاده از آموزش های تخصصی و بهره مندی از ربات های سودمند ورایگان در بروکر زیر ثبت نام نموده وبه ایدی تلگرامی مراجغه فرمایید @mgeuq ادرس بروکر : https://www.litefinance.org/fa/?uid=240422727

LiteForex: رابرت پریچر - درجات موج. راهنمای تشخیص و تناوب ساختار امواج

در انتها، موج پنجم تقریبا در مرز کانال پایان می یابد و تجربه نشان داده است که نقطه بیشینه موج چهارم فقط در نیمی از موارد به درستی تشخیص داده شده است. با این حال، هنگامی که مرزهای کانال مشخص شود، نقطه انتهایی موج پنجم دقیق تر خواهد بود. البته، از این روش می توان برای تعیین اهداف در مثلث های منقبض شونده نیز استفاده کرد.

برای امروز کافیست. در مقاله آموزشی بعدی، مفهوم مهم دیگری با عنوان ماهیت امواج را توضیح خواهم داد، که چشم انداز دقیق تری از شکل گیری امواج برای شما ارائه خواهد کرد.

با آرزوی موفقیت برای شما.

شناسایی روند وترفند های ان

روند به کدام جهت خواهد رفت؟

 

چگونگی تشخیص روند قیمت در بازار

شناسایی صحیح روند قیمت، موفقیت در معاملات را برای شما تضمین می کند. چطور می توان روند ها را به طور صحیح تشخیص داد؟ چطور می توان با شناسایی کف (لو) و سقف (های) روند را تشخیص داد؟ خطوط روند توماس دیمارک چگونه ساخته می شوند؟ منظور از خط روند داخلی چیست؟ آیا میانگین متحرک واقعا می تواند به تریدر ها کمک کند؟ پاسخ این سوالات را در این مقاله خواهید آموخت!

شناسایی روند با استفاده از نقاط، های (سقف) و لو (کف) قیمتی

یکی از تعاریف روند صعودی، تناوب سقف های بالاتر (higher high) و کف های بالاتر (higher low) می باشد. در واقع روند صعودی تا زمانی که سطوح کف قبلی مرتبط با این روند شکسته نشود، از بین نخواهد رفت. وقتی این اتفاق می افتد بدین معناست که احتمالا روند خواهد شکست. با این حال باید توجه داشته باشیم که دنباله بلند ترین سقف و بلند ترین کف ها باید فقط به عنوان یک سیگنال معاملاتی تلقی شوند و نمی توان از آنها به عنوان یک نظریه قطعی برای شکسته شدن یک روند صعودی بلند مدت استفاده کرد. این نکته در روند نزولی هم صادق است. روند های صعودی و نزولی معمولا با خطوط مستقیم در نمودار ها مشخص می شوند. یک خط روند صعودی چند کف را به هم متصل می کند و یک خط روند نزولی چندین سقف را به هم وصل می کند. یک روند شاید سال ها ادامه بیدا کند، برای مثال روند صعودی طلا برای بیش از یک دهه است که دارد به مسیر خود ادامه می دهد.

قوانین زیر برای خطوط روند و کانال ها اعمال می شوند :

  1. کاهش قیمت در نزدیکی خط روند صعودی و افزایش قیمت در نزدیکی خط روند نزولی، معمولا فرصت خوبی برای ورود به معاملات در جهت روند اصلی می باشند.
  2. شکسته شدن خط روند صعودی (بهتر است اینگونه شکست ها را توسط نقطه ی بسته شدن کندل روزانه تایید کنید) یک هشدار فروش می باشد؛ شکسته شدن خط روند نزولی سیگنالی برای خرید می باشد. تایید شکست می تواند کمترین درصد تغییر قیمت و یا  کوچک ترین تغییر در نقطه ی بسته شدن کندل روزانه در بیرون از خط روند، در نظر گرفته شود.
  3. خط بالای روند صعودی و پایین ترین خط کانال نزولی دارای پتانسیل بالایی برای قرار دادن حد سود میان مدتی در بازار سهام می باشند.

کانال ها و خطوط روند می توانند در تحلیل بازار بسیار کارآمد باشند، اما اهمیت آنها معمولا اغراق آمیزتر از آنچه که هستند توصیف می شوند. معمولا بسیاری از تریدر ها بعد از نتیجه گرفتن از خطوط روند، به آنها بیش از اندازه اعتماد می کنند. اما این نکته فراموش می شود که، خطوط روند صعودی یا نزولی در طول زمان نیاز به نو سازی و آپدیت شدن دارند.

 

LiteForex: روند به کدام جهت خواهد رفت؟

 


 

LiteForex: روند به کدام جهت خواهد رفت؟

 

مثال بالا نشان می دهد که شکسته شدن خط روند، یک اتفاق معمولی در بازار می باشد. واقعیت این است که خطوط روند برای توسعه یافتن باید شکسته شوند، بنابراین اغلب خطوط روند هنگامی که توسط تریدر ها شناسایی (قابل رویت) می شوند شروع به تغییر می کنند. از این مثال می توان نتیجه گرفت، تحلیل گرافیکی پس از  وقوع  یک روند، کار پیچیده ای نیست و شکسته شدن یک خط روند معمولا تله ای برای معامله گران می باشد.

خطوط روند توماس دی مارک  (TD)

نویسنده این تئوری معتقد است که ترسیم خطوط روند تقریبا یک امر تصادفی است. در هر نمودار هر معامله گر می تواند خطوط روند را به طور متفاوتی از دیگران رسم کند و حتی یک شخص می تواند هر بار برای یک نمودار چندین خط روند مختلف را رسم کند.

دلیل این اتفاق بسیار روشن است. در یک قاعده ی کلی خطوط روند کف و سقف های مرتبط به هم را به یکدیگر وصل می کنند. اگر فقط دو نقطه وجود داشت شما می توانستید به راحتی خطوط روند را به صورت دقیق رسم کنید ولی زمانی که بیش از 3 نقطه به هم وصل می شوند، فقط زمانی می شود خطوط روند را درست رسم کرد که نقاط با هم ارتباط خطی داشته باشند یعنی خط رسم شده فقط دو کف یا سقف را از این سه نقطه به هم وصل کند. ترسیم ترند لاین صحیح فقط به طرز دیدن نمودار توسط تریدر بستگی دارد.

نویسنده معتقد است که برای رسم صحیح و دقیق خطوط روند فقط باید دو نقطه در نظر گرفته شود.

دی مارک خاطر نشان می کند که شما باید خطوط را از سمت راست به چپ ترسیم کنید چرا که عملکرد فعلی قیمت، مهم تر از رفتار آن در گذشته است.

 

LiteForex: روند به کدام جهت خواهد رفت؟

 


 

LiteForex: روند به کدام جهت خواهد رفت؟

 

خطوط روند داخلی

خطوط روند به طور معمول از طریق ارتباط کف ها و سقف ها بدست می آیند. اما طبق یک نظریه، احساسات بیش از حد معماله گران، روی قیمت های روزانه تاثیر روانی می گذارد بنابراین شاید نقاط تشخیص داده شده مطابق با روند واقعی بازار نباشند.خطوط روند داخلی به ما کمک میکنند تا بتوانبم با استفاده از نقاط بیشینه ی قیمت، در حرکات احساسی بازار نیز معامله انجام دهیم. خطوط روند داخلی باید در در نزدیکی سقف ها و کف ها رسم شوند (هرچه تعداد آنها بیشتر باشد خط شما معتبر تر است) و به طور کلی باید بالاترین سقف (های های) و پایین ترین کف (لور لو) را نادیده بگیرید. ممکن است گاهی اوقات خطوط روند داخلی با خط وصل کننده ی نقاط بیشینه، اشتباه گرفته شود.

 

LiteForex: روند به کدام جهت خواهد رفت؟

 


 

LiteForex: روند به کدام جهت خواهد رفت؟

 

شما می توانید ترند لاین (خط روند) دوقلو تعیین شده در نمودار سهام paypal را مشاهده نمایید.

در حقیقت چندین روش برای ترسیم خط روند داخلی در نمودار وجود دارد. تجربه نشان داده است خطوط روند داخلی در شناسایی مناطق مقاومتی و حمایتی مهم، کارایی بیشتری نسبت به خطوط روند معمولی داشته اند. تحلیل ها نشان داده است که به عنوان یک قاعده کلی خط روند داخلی حرکات بازار را بهتر پیشبینی می کنند.

مطمئنا این تعداد از مثال ها نمی تواند مفید بودن خط روند داخلی را نسبت به خط روند استاندارد مشخص نماید. ما به راحتی می توانیم با برش قسمت های دلخواه از نمودار های مختلف، صد ها مثال برای شما بیاوریم تا حرف خود را اثبات کنیم اما ترجیح می دهیم در مقالات خود چنین کاری انجام ندهیم و معامله گران را با مفاهیم کلی آشنا کرده و آنها با استفاده از آزمون و خطا به درک صحیحی از این مقالات برسند. مقایسه های انجام شده در  این نمودار ها برای این نشان داده شد که برای تریدر ها مشخص شود که مناطق حمایتی و مقاومتی را با این روش می توان بهتر شناسایی کرد.

اگر من معتقد باشم خطوط روند داخلی بسیار کارآمد تر از خطوط روند معمولی هستند، باز هم نمیتوان هیچ چیز را اثبات کرد چرا که فقط مشاهده ی یک معامله گر کنجکاو نمی تواند به عنوان یک اصل علمی در نظر گرفته شود.

با در نظر گرفتن سلیقه ای بودن خطوط روند داخلی، آزمایش قابل اعتماد بودن آن ها دشوار خواهد بود. اما همچنان خطوط روند داخلی بیشتر توسط یک تحلیل گر مورد توجه قرار می گیرند. من معتقدم معامله گری که خط روند داخلی را بررسی می کند از فردی که خطوط روند اصلی را بررسی می کند، نتایج بهتری را دریافت خواهد کرد.

دلایل تشخیص روند

چرا باید روند را تشخیص دهم؟ بسیاری از معامله گران در هنگام شروع کار این سوال را از خود نمی پرسند و از نظر آنها فقط سود آوری مهم است و بقیه مسائل بعدا برایشان مشخص خواهد شد. معمولا بسیاری از معامله گران اشتیاق زیادی برای کسب درآمد از طریق انجام معاملات ندارند و فقط به دنبال حس هیجان این کار هستند. اگر شما هم جوابی برای این سوال ندارید بهتر است ترید را کنار بگذارید. در این حوزه فقط معامله گرانی که واقعا به کسب درامد نیاز دارند، روند ها را صحیح تشخیص خواهند داد. اگر معامله گری را به عنوان سرگرمی در نظر بگیرید، جز باخت چیزی عایدتان نخواهد شد.

سه نوع مختلف از روند -گاوی (صعودی) و خرسی (نزولی) و ساید وی (بی روند)

چطور می توان روند قیمت را تشخیص داد؟ اگر قیمت برای مدت طولانی بالا رفته باشد روند صعودی می باشد. روندی خرسی زمانی اتفاق می افتد که قیمت به سمت پایین حرکت کند. اما روند می تواند ساید وی نیز باشد، در این روند قیمت برای مدت طولانی بالا و پایین می شود و این به معنی تغییر نکردن قیمت نمی باشد. زمانی که روند ساید وی به بازار حاکم است به دلیل عدم مشخص بود حرکت بعدی قیمت، سخت ترین زمان برای انجام معاملات می باشد.

روند ها در بازار سهام

شاید اینطور به نظر برسد که رفتار روند ها در تمامی بازار ها یکسان است. اما در واقع این طور نمی باشد. در بازار سهام، روند ممکن است تا ماه ها یا سال ها ادامه داشته باشد. بسیاری از کارشناسان معتقدند  اگرچه بعضی از مشکلات بخصوص در این بازار وجود دارد اما بازار سهام یکی از راحت ترین بازار ها برای کسب درامد می باشد. در بازار سهام روند های صعودی قابلیت اعتماد بیشتری دارند و وضعیت بازارهای سهام معمولا در دو سال اول، بعد از یک بحران مالی گاوی بوده و قیمت ها بالا می روند.

روند ها در فارکس

تشخیص روند بازار ارز های خارجی یک عمل نسبتا دشوار است. با این وجود فارکس برای معامله گران جذابیت بشتری دارد زیرا در آن ابزاری همانند اهرم برای معامله گران در نظر گرفته شده است. برای مثال مقدار این اهرم می تواند در فارکس یک به هزار تعیین شود که تعیین این اهرم برای بازار سهام بسیار زیاد می باشد. پایا بودن روند در بازار ارز می تواند به نسبت جفت های ارزی تعیین شده متفاوت باشد و شرایط برای ارز های قوی و ضعیف بازار متفاوت است. برای مثال شرایط جفت ارز دلار و لیر ترکیه یا رئال برزیل و دلار و... باهم متفاوت می باشد. اما در این نمودار ها می توانید حرکت های متقابل بسیار قوی بازار را نیز مشاهده کنید که تا ماها و سال ها ادامه دار می شوند. هنگامی که ارز مشهوری مانند دلار آمریکا ، ین ژاپن ، یورو در بازار ارز ها در حال رقابت با یکدیگر هستند شناسایی یک روند مشخص می تواند کار دشواری باشد و خیلی کم امکان دارد روند با قطعیت به سادگی تشخیص داده شود.

روند در بورس کالا

کسب درآمد در بورس کالا از بازار فارکس آسان تر است، زیرا روند این بازار ها نسبتا بلند مدت می باشند اما به اندازه بازار بورس سهام قوی و هدایت شده نمی باشند. با این حال، روند در بازار های طلا، نقره، محصولات زراعی و برخی کالا های دیگر به مدت طولانی ادامه دار هستند.

شناسایی روند و تنش های احساسی

وقتی معامله گران سعی می کنند روندی را انتخاب کنند ممکن است دچار اختلالات احساسی شوند. برای موفق شدن، نه تنها به شناسایی صحیح روند نیاز دارید بلکه باید حجم معاملات را نیز صحیح انتخاب کنید. شما باید اطلاعات مشخصی برای تعیین جهت روند داشته باشید همچنین استفاده از خطوط روند، اسیلاتور ها، اندیکاتور ها و سایر ابزار مهم تحلیل تکنیکال، کمک زیادی به شما خواهند کرد.

حجم پوزیشن ها و قدرت روند ها

قدرت روند به حجم پوزیشن شما بستگی دارد، ولی اگر مقدار لات (حجم) خود را درست انتخاب نکنید، روند می تواند تمامی سرمایه شما را از بین ببرد. گاها، معامله گران با ماکزیمم لات وارد معامله می شوند و این مقدار می تواند به کمک یک روند قوی حمایت شود. علاوه بر این، یک معامله گر می تواند پوزیشن های روزانه ی زیادی باز کند و مقدار درامد خود را به صورت تصاعدی بالا ببرد (البته تمام اینها فرض هستند و همه می دانیم که در عمل چنین تریدر هایی در عرض چند ساعت سرمایه ی خود را نابود می کنند). اما چنین شانسی برای همه وجود ندارد.

روند بازار و روش نظریه معکوس

اگر تعداد زیادی از معامله گران با وجود استفاده از تحلیل های گرافیکی، سرمایه خود را از دست دهند، پس شاید منطقی باشد همه کارها را برخلاف چیزی که به نظر می رسد انجام دهید. معامله گرانی وجود دارند که مخالف نظر اکثریت حرکت می کنند و به سود دهی نیز می رسند. آیا چنین افرادی نیاز به شناسایی روند دارند؟ آنها در صورتی که به خوبی بتوانند روند ها را به صورت صحیح تشخیص دهند می توانند شانس خود را برای موفقیت با استفاده از تئوری معکوس بیشتر کنند.

آیا همه به دنبال روند هستند؟

بعضی از معامله گران بازار سهام نیازی به انتخاب یک روند قوی و شناسایی صحیح آن ندارند. برای مثال کسانی که به شیوه مارتینگل معامله انجام می دهند برایشان مهم نیست بازار در آینده به چه سمتی خواهد رفت؛ برای آنها فقط مهم است که معاملاتشان سود داشته باشد اما یک حرکت قدرتمند بازار می تواند منجر به ورشکستگی این قبیل افراد شود.

قیمت می تواند در یک زمان مشخص همزمان به طرف بالا و پایین حرکت کند

این نکته همان چیزی است که در فرمول Black-Scholes مطرح می شود. هرچند این تئوری منتقدان بسیاری دارد. آنها ادعا می کنند که هرچه قیمت به مدت طولانی تری در یک جهت حرکت کند احتمال حرکت برگشتی آن به اندازه ی حرکت قبلی، زیاد تر می شود. با این وجود، بسیاری از روند های یک طرفه، چند سال یک بار طرفداران و مخالفان این تئوری را گیج می کنند.

چگونه می توان از گیر افتادن در یک تله گاوی یا خرسی جلوگیری کنیم؟

شما می توانید وارد بازاری شوید که روند صعودی دارد ولی بعد از گذشت مدتی از زمان ورود متوجه می شوید روند شکسته و برعکس پیش می رود. باید یادتان باشد که روند ها اغلب در بازار فارکس و گاها در بازار سهام جهت خود را تغییر می دهند. اگر با میکرو لات ها کار کنید، زنجیر وار خرید کنید و حد ضرر معاملات خود را تعیین کنید به احتمال زیاد در بازار موفق خواهید بود و حتی اگر بازار معکوس شود شما نیز می توانید روند انجام معاملات خود را معکوس کنید. برای موفق شدن در بازار باید روندهایی که برای مدت طولانی کارگردانی شده اند را در زمان تشکیل شدن تشخیص دهید.

مزیت شناسایی روند بازار

صرفا تشخیص صحیح روند برای شما کافی نیست. شما برای موفقیت، باید یک قدم از بازار جلوتر حرکت کنید و تشخیص صحیح روند برای رسیدن به این هدف کمک شایانی خواهد کرد. همچنین شما با انجام استراتژی pyramiding (یک استراتژی برای افزایش حجم معاملات برنده است) می توانید شانس خود را بیشتر کنید. بسیاری از معامله گران ادعا می کنند که با استفاده از چندین اندیکاتور توانسته  اند یک روش جادویی اختراع کنند که البته من این ادعا را رد نمی کنم. اما خود من به شخصه در طول 14 سال معامله گری در بازار های مالی چنین چیزی پیدا نکردم و کارامد ترین ابزار هایی که یافتم تشخیص درست خط روند و pyramiding بوده است.

چقدر می توان با روند مشابه سود کسب کرد؟

هیچ روندی تا بی نهایت دوام نخواهد آورد. قیمت ممکن است برای مدت طولانی مثلا 10 سال یا بیشتر در یک جهت حرکت کند اما در نهایت روزی این شرایط تغییر خواهد کرد. اگر توانستید یک روند را به درستی تشخیص دهید سعی کنید تا حد ممکن از آن سود ببرید در غیر این صورت مثل این است که با آبکش می خواهید آب جمع کنید و در آخر فعالیتتان بیهوده خواهد بود. آیا روند به جهت فعلی خود ادامه خواهد داد؟ اگر اینطور باشد که بسیار عالی است، اما پیشنهاد می شود زمانی که سرمایه خود را دو یا سه برابر کردید سود خود را از بازار خارج کنید.

روند و اسکالپر ها

اسکالپر ها در تایم فریم های کوتاه مدت سود کسب می کنند. آنها معمولا فقط یک تیک را دنبال می کنند. آیا روند ها می توانند به اسکالپر ها کمک کنند؟ نسبت به معامله گران معمولی تشخیص روند برای اسکالپر ها اهمیت کمتری دارد اما همچنان می تواند کارآمد باشد. اگر یک اسکالپر در هنگام یک روند صعودی قدرتمند معامله انجام دهد، به احتمال زیاد بیشتر معاملات او خرید خواهد بود.

روند و انجام معاملات روزانه (کوتاه مدت)

تریدر های روزانه بیشتر از اسکالپر ها و کمتر از پوزیشن تریدر ها به تشخیص صحیح روند نیاز دارند. به عنوان یک قاعده کلی آن ها باید بیشتر از مقداری که از دست می دهند سود کسب کنند و اساس کار آنها بر اساس الگو های کندل استیک می باشد.

روند و پوزیشن تریدینگ

پوزیشن تریدر ها بیشتر از دیگر تریدر ها نیاز دارند تا روند های قدرتمند را تشخیص دهند. همچنین شناسایی به موقع روند نیز اهمیت زیادی دارد. در بیشتر موارد پوزیشن تریدر های بازار های مالی، معاملات زیادی را در یک جهت برای بلند مدت باز می کنند و تا زمان رسیدن به سود، هفته ها و  یا سال ها صبر می کنند.

چگونه روند را گم نکنیم؟

گاها بازار معامله گر را عقب می گذارد و قیمت در برخی مواقع به صورت تیز بالا می رود. بعضی از معامله گران فکر می کنند در چنین زمان هایی برای ورود به بازار باید تا زمانی که قیمت کمی پایین تر بیاید صبر کنند. اما قیمت به جای پایین آمدن بالا تر می رود. تریدر ها فکر میکنند در چنین زمان هایی نباید وارد معامله شوند اما آنها در اشتباه هستند. بگذارید این مسئله را با ذکر یک مثال توضیح دهم؛ درست است که پریدن داخل یک قطار در حال حرکت ریسک زیادی دارد اما در چنین شرایطی تنها راه چاره است.

آیا روند گاوی و خرسی مثل هم حرکت می کنند؟

همانطور که بسیاری از افراد فکر می کنند روند نزولی همانند روند صعودی حرکت نمی کند. تصور کنید سهم به خصوصی به سرعت در حال رشد می باشد، وقتی این سهام وارد فاز نزولی می شود، قیمت با همان سرعت کاهش پیدا نمی کند؛ قیمت معمولا تغییر جهت شدیدی می دهد و بالا تر می رود. حتی اگر در فارکس برای مثال جفت دلار/لیر را در نظر بگیریم به عنوان یک قاعده کلی، لیر کاهش بسیار سریعی دارد ولی افزایش قیمت آن به کندی پیش خواهد رفت. هیچ کس نمی تواند روند را برای این جفت معکوس کند و باعث شود روند در خلاف جهت حرکت کند.

باید قدرت روند را بشناسید یا خودتان را؟

پیش بینی روند آینده ی بازار کار دشواری است. اما شما می توانید رفتار خودتان را پیش بینی کنید. بسیاری از معامله گران حرفه ای به شما پیشنهاد می دهند به جای شناسایی قدرت روند، خودتان را بشناسید. شما نمی توانید تشخیص دهید بازار چه رفتاری خواهد داشت. شما همیشه باید برنامه شفافی برای شرایط موجود بازار داشته باشید و قوانین مدریت سرمایه را همواره رعایت کنید، معاملات و واکنش های احساسی شما در آینده باعث شوکه شدن و نارحتی شما نخواهد شد.

 

LiteForex: روند به کدام جهت خواهد رفت؟

 

روند را بدون هیچ تلاشی شناسایی کنید

شما باید بدون تلاش زیاد بتوانید روند را شناسایی کنید. اگر دائما در حال مطالعه کتاب های ریاضی هستید، از محاسبات پیچیده استفاده کنید و همیشه از اسیلاتور ها برای انجام معاملات خود استفاده کنید، هیچ وقت موفق نخواهید شد. تریدینگ باید ساده و لذت بخش باشد. تمام افرادی که در مورد سخت بودن این حرفه صحبت می کنند فقط بلوف میزنند، زیرا بعضی از معامله گران حرفه ای و افراد سود جو به دنبال گیج کردن افراد مبتدی هستند. حال چرا این کار را می کنند؟ برای القا کردن اهمیت خودشان و گاهی اوقات برای جذب سرمایه و غیره. معامله گری همانند رژیم غذایی است، روش مشخص و ساده ای دارد اما پیروی مداوم از آن دشوار است.

روند و مارتینگل

طرفداران مارتینگل کمتر از بقیه به شناسایی روند ها نیاز دارند. آنها حرکت های خود را با کمترین میزان کارگردانی انجام می دهند و با یک ضد حرکت وارد می شوند. اما همچنان قدرت روند مورد توجه طرفداران این سبک از معاملات می باشد.

چه چیزی را می توانیم مشابه روند تلقی کنیم؟

برای مثال بوکس، فوتبال و والیبال همه از یک نوع ورزش هستند که حریف می تواند برای مدت طولانی حمله کند. این مهم است که توانایی دفع حمله را داشته باشیم و آماده انجام یک ضد حمله باشیم. یک روند همچنین می تواند مطابق با سناریو شما حرکت نکند و شما باید این امکان را داشته باشید که آن را مدریت کنید. روند را می توان با یک مبارزه مقایسه کرد. روند شبیه دریا و اقیانوس است که می تواند گاها آرام یا طوفانی و دارای امواج موافق و یا مخالف شما باشد.

چه زمانی روند می تواند به جای یک دوست، دشمن شما باشد؟

هر چقدر هم پیشبینی روند شما دقیق باشد، ممکن است برخلاف تصور شما روند به جای یک رفیق، دشمن شما باشد. زمانی که شما حرکات بدی در گذشته داشته اید و یا سرمایه خود را قرض گرفته اید روند سریعا با شما دشمن می شود. شاید به یاد داشته باشید چقدر از معامله گران چینی و بقیه معامله گران زمانی که در سال 2008 با بحران مالی مواجه شدند خود را از پنجره به بیرون پرت کردند این می تواند درس خوبی برای شما باشد که همیشه با سرمایه اضافی خود معامله انجام دهید.

شناسایی روند توسط ربات معاملاتی

ربات ها نمی توانند مانند انسان ها فکر کنند، اما آنها می توانند معکوس شدن روند و شروع یک روند جدید را اطلاع دهند. اما همچنان نباید از ربات های معاملاتی چشم پوشی کنید گاها می توان توسط آنها شروع شدن یک روند جدید را به موقع تشخیص داده و این امکان مخصوصا در بازار سهام بسیار کاربردی می باشد.

MA، الگوهای شمعی و روند

میانگین های متحرک به تشخیص نقاط ورود کمک می کنند. اما آنها نمی توانند آینده را پیشگویی کنند. نمودار های شمعی ژاپنی می توانند بسیار آموزنده باشند اما شما باید توانایی خواندن صحیح آنها را نیز داشته باشید. استفاده ی درست از این دو ابزار در کنار خطوط روند کمک زیادی به شما خواهد کرد.

جمعبندی

موفقیت در هر نوع معامه نیازمند تشخیص صحیح روند می باشد. برای تصمیم گیری صحیح، شما باید آمادگی استفاده از راه های مختلف برای تشخیص روند را داشته باشید. شما می توانید یک روند را با استفاده از روش های شناسایی کف و سقف ها، خطوط روند توماس دیمارک، خطوط روند داخلی و میانگین های متحرک تشخیص دهید. کاربردی ترین روش برای تشخیص روند، روش شناسایی ترکیبی است که شامل چندین نوع تحلیل نموداری می باشد. علاوه بر این، شما باید روشی را پیدا کنید که مختص خودتان باشد که با استفاده از آن بتوانید شرایط بازار را بهتر آنالیز کنید.

تئوری امواج الیون  نظریه  رابرت پریچر

تئوری امواج بازار نوشته رابرت پریچر. قسمت 1. انواع و ساختار الگو های امواج الیوت

انواع و ساختار الگو های امواج الیوت طبق قوانین پریچر. ویژگی های اعجاب انگیز امواج مختلف

 

طراحی و عملکرد امواج

همانطور که می دانید، ویلیامز دو نوع موج را به عنوان امواج اصلی می شناسد: امواج جنبشی (که در جهت روند حرکت می کنند) و امواج اصلاحی (که بر خلاف روند حرکت می کنند). پریچر دسته بندی پیچیده تری در این باره ارائه می دهد. او بر اساس حالت موج، امواج را به این صورت دسته بندی می کند:

  • ساختار های محرک که می توانند به پنج  زیر موج تقسیم شوند.
  • ساختار های اصلاحی که می توانند به سه موج تقسیم شوند.

با توجه به کارکرد و جهت نسبی، دو حالت زیر به وجود می آید:

  • اکشنری یا امواج روند. امواجی هستند که در جهت روند حرکت می کنند
  • ری اکشنری ها یا امواج خلاف جهت روند. به امواجی اطلاق می شود که در خلاف جهت روند حرکت می کنند.

بسیاری از الگوهای اکشنری، امواج محرک هستند. هرچند، ممکن است یکسری از امواج اکشنری در حالت اصلاحی نیز دیده شوند. یعنی آنها به سه زیر موج و یا به انواع دیگری تقسیم بندی می شوند. شما در انتهای این مقاله با چگونگی تشکیل شدن این امواج آشنا خواهید شد. با این حال، تمام امواج ری اکشنری در حالت اصلاحی توسعه می یابند.

امواج محرک

یکی از ویژگی های متمایز این الگوها این است که در امواج محرک، موج 2 هیچ گاه بیشتر از 100 درصد موج 1 پیشروی نمی کند، و موج 4 هیچگاه بیش از 100 درصد موج 3 پیشروی نمی کند. موج 3، همیشه فراتر از انتهای موج 1 حرکت می کند. علاوه بر این ، موج 3 اغلب طولانی ترین موج بوده و هیچ گاه در بین سه موج اکشنری (1،3 و 5) کوتاه ترین نخواهد بود.

دو نوع موج محرک وجود دارد:

  • جنبشی
  • مثلث های مورب

بیایید هر نوع را مطالعه کنیم.

امواج جنبشی

این مورد  یکی از رایج ترین نوع امواج محرک می باشد. در یک موج جنبشی، موج 4 هیچ وقت با موج 1 همپوشانی ندارد. اگر این حالت در بازار های اهرمی (بازاری که از سرمایه قرضی استفاده شده است) رخ دهد، هم پوشانی معمولا محدود به نوسانات قیمت بازه روزانه و بازه های کوتاه تر (اینترادی) بوده و حتی در این حالت نیز احتمال هم پوشانی خیلی کم است. دومین شرط مورد نیاز این است که زیر موج های اکشنری (1 ، 2 و 3) از یک موج جنبشی، خودشان موج محرک بوده و زیر موج 3 همیشه جنبشی است.

اکستنشن (ادامه دار شدن)

بیشتر امواج جنبشی شامل اکستنش ها هستند. اکستنشن ها ایمپالس های (امواج جنبشی) طولانی با زیر موج های بیش از حد هستند. در این موارد ، شمارش نه موج بسیار آسان تر از شمارش توالی پنج موجی که در مقاله قبلی خواندیم می باشد.

 

LiteForex: رابرت پریچر- اصل امواج الیوت

 

در نمودار BTCUSD ساختار نه موجه نشان داده شده است. در این مورد موج 3 اکستنشنی است که برای راحتی بیشتر به قسمت های بیشتر بخش بندی شده است.

یادآوری می کنم که در معاملات اولیه ی خودم، تشخیص امواج اکستنشن برایم کار دشواری بود. خوشبختانه، این یک تناقض مهم نیست چرا که تحت سیستم الیوت، شمارش نه و پنج اهمیت تکنیکالی یکسانی دارد.

با این وجود نباید از اکستنشن ها چشم پوشی کرد چرا که آنها اطلاعات کاربردی برای پیشبینی طول موج های بعدی، ارائه می دهند. به عنوان مثال، اگر موج اول و سوم دارای طول یکسانی باشند، احتمالا موج پنجم یک موج بلند و دنباله دار خواهد بود. در مقابل، اگر موج 3 طولانی باشد، موج پنجم باید به سادگی گسترش یافته و کوتاه باشد.

ترانکیشن (کوتاه شدن)

زمانی که موج پنجم نمی تواند از نقطه ی پایانی موج سوم فراتر رود، پریچر این حالت را ترانکیشن یا کوتاه شدن می نامد.  ترانکیشن معمولا زمانی اتفاق می افتد که جریان مخالفی در موج سوم به وجود بیاید. برای اینکه مطمئن شویم این موج یک موج کوتاه (ترانکیشن) بوده و موج اصلاحی نمی باشد، باید آن را به پنج زیر موج تقسیم بندی کنیم. بیایید مثالی در این باره را بررسی کنیم.

 

LiteForex: رابرت پریچر- اصل امواج الیوت

 

نمودار 15 دقیقه BTCUSD نشان می دهد که یک افزایش قیمت شدید در ابتدا و انتهای موج سوم رخ داده است. اما بعد از آن، خریداران نتوانسته اند یک موج جنبشی قوی در انتهای موج ایجاد کنند. ترانکیشن موج پنجم از طریق تقسیم آن به یک توالی پنج موج از درجه پایینتر، تأیید شده  است.

مثلث های مورب

مثلث مورب یک الگوی محرک می باشد که فعلا یک موج جنبشی محسوب نمی شود، چرا که یک یا دو ویژگی اصلاحی دارد. در برخی از مکانهای خاص، مثلث های مورب در ساختار های موجی، جایگزین امواج جنبشی می شوند.

قوانین امواج جنبشی بر روی مثلث های موربی نیز صدق می کنند. هیچکدام از زیر موج های ری اکشنری، نباید به طور کامل از زیر موج های اکشنری فراتر روند، و سومین زیر موج، هیچ گاه نباید کوتاه ترین موج باشد. هرچند مثلث های مورب تنها ساختار های پنج موجی در جهت روند اصلی هستند که در آنها موج چهار تقریبا همیشه در قلمرو قیمتی (یعنی، همپوشانی) موج یک حرکت می کند. در موارد نادر، یک مثلث مورب ممکن است در انتهای یک ترانکیشن پایان یابد.

مورب پایانی

این الگو در صورتی که حرکت شدید قیمتی در موج سوم وجود داشته باشد، موج پنجم را جایگزین می کند. این الگو بندرت می تواند در موقعیت موج C از ساختار A-B-C رخ دهد. این الگو فقط به عنوان موج “C” از الگوهای ستایی دو گانه و ستایی سگانه ظاهر می شود(بعدا توضیح داده خواهد شد).

یکی از ویژگی های عجیب مثلث های پایانی، شکل وج (wedge) آنها در خطوط همگرا می باشد. تمامی زیر موج های این الگو، هم اکشنری و هم ری اشکنری، توسط “ستایی ها” تشکیل شده اند.

 

LiteForex: رابرت پریچر- اصل امواج الیوت

 

یک مثلث انتهایی در نمودار ساعتی BTCUSD وجود دارد. این مثلث در موقعیت موج پنجم قرار دارد. طبق قاعده، ساختار این سازه به صورت الگوی وج پنج قسمتی تشکیل شده است که با رنگ آبی مشخص شده است و با دو خط قرمزی که از قله های آن می گذرند همگرا می باشد.

لازم به ذکر است که موج پنجم همیشه در انتهای کانال، خاتمه نمی یابد. گاهی اوقات ممکن است در یک “پرتاب” کوتاه پایان یابد که یک وقفه کوتاه از اتصال خط روند با نقاط پایانی امواج یک و سه می باشد، این موج همواره اغلب با یک حجم بزرگ همراه است. در موارد نادر، قله موج پنجم زیر مقاومت خط روند قرار می گیرد.

یک مثلث صعودی سیگنال برگشت روند را ارسال می کند. که معمولا با یک افت شدید همراه می باشد و با فلش قرمز نشان داده شده است. بر این اساس، یک مثلث نزولی نشان دهنده حرکت قیمت به سمت بالا خواهد بود.

مورب پیشرو

یک مثلث می تواند از ابتدای یک ساختار و در موقعیت موج 1 ظاهر شود. به چنین الگوهایی مورب پیشرو گفته می شود. برخلاف مورب پایانی که با ساختار 3-3-3-3-3 ظاهر می شود، یک مورب پیشرو دارای ساختار کلاسیک 5-3-5-3-5 می باشد. این الگو بر خلاف زیر موج های امواج سه گانه که معمولا قبل از برگشت روند تشکیل می شوند، نوعی سیگنال برای ادامه روند می باشد.کلید اصلی برای شناسایی این الگو، کاهش سرعت تغییرات قیمت در پنجمین زیر موج از موج سوم است.

 

LiteForex: رابرت پریچر- اصل امواج الیوت

 

در نمودار ساعتی BTCUSD ، یک بخش از ساختار پنج موجی مشاهده می شود، که موج اول آن یک مورب پیشرو می باشد. برای مشاهده ی این فرضیه با جزعیات بیشتر، بیایید از یک بازه زمانی کوتاه تر استفاده کرده و ساختار مثلثی خود را مطالعه کنیم.

 

LiteForex: رابرت پریچر- اصل امواج الیوت

 

همانطور که میبنید، ساختار پنج موجه می تواند به راحتی به توالی موج هایی از درجه های پایین تر تقسیم شود. یک ساختار پنج موجی در موقعیت موج 1 وجود دارد، موج دوم یک توالی سه موجه می باشد که موج سوم آن از پنج قسمت کوچکتر تشکیل شده است. چهارمین موج، یک ساختار سه-موجه می باشد و موج پنجم از پنج موج تشکیل شده است (در نمودار با خطوط صورتی نشان داده شده است). پس، یک الگو 5-3-5-3-5  برای یک مورب پیشرو وجود دارد.

تمام الگو های شرح داده شده در بالا، بجز مورب پیشرو، سیگنالی از برگشت روند می باشند.گاها این الگو ها در ساختاری مشابه اتفاق می افتند، به طور مثال: یک مورب پیشرو و یک موج پنجم ترانکیشن. در این مورد، فشار در خلاف جهت روندی که در حال  حاظر موجود است، بیشتر می شود.

امواج اصلاحی

به گفته رابرت پریچر، تنها قانون الگو های اصلاحی این است که اصلاحی ها هیچ گاه پنج تایی نیستند. فقط امواج محرک پنج تایی هستند. گاهی اوقات ممکن است یک حرکت پنج قسمتی و اولیه برخلاف روند باشد، اما این انتهای یک اصلاح نخواهد بود، بلکه فقط قسمتی از آن می باشد.

فرآیند های اصلاحی در دو شکل انجام می شوند. اصلاحات قوی سریعا قابل تشخیص هستند، زیرا آنها نسبت به روند اصلی، زاویه می گیرند. همچنین نوع دیگری از اصلاحات وجود دارند که به آنها اصلاحات ساید وی گفته می شود و شناسایی آنها کمی سخت تر است. این حرکات اصلاحی، معمولا به سطح شروع خود باز می گردد و یا فراتر از آن می روند. بنابراین، ظاهر کلی آنها به صورت ساید وی ایجاد می شود.

چهار نوع الگو اصلی اصلاحی وجود دارد که هر کدام به چند دسته دیگر تقسیم بندی می شوند:

  • زیگزاگ
  • فلت (مسطح)
  • مثلث
  • الگو های ترکیبی

زیگزاگ ها

زیگزاگ ها ساختاری 5-3-5 دارند، که این ساختار می تواند زیگزاگ تنها (زیگزاگ ساده)، دوگانه و یا سگانه باشد. یک زیگزاگ تنها، ساده ترین الگویی می باشد که می توان با A-B-C نام گذاری کرد. ویلیامز از این الگو به عنوان یک اصلاح ساده یاد می کند. دنباله امواج فعلی 5-3-5، و قله موج B به طور قابل توجهی پایین تر از نقطه شروع موج A می باشد. زیگزاگ A در یک بازار خرسی به عنوان یک زیگزاگ برگشتی شناخته می شود.

 

LiteForex: رابرت پریچر- اصل امواج الیوت

 

نمودار ساعتی BTCUSD نشان دهنده یک زیگزاگ معمولی می باشد. به یاد داشته باشید که قله موج B به طور قابل توجهی پایین تر از نقطه شروع موج A می باشد.

در  بعضی موارد، یک اصلاح ممکن است از دو یا حتی سه زیگزاگ پشت سر هم تشکیل شود، هر زیگزاگ توسط یک حائل کننده “سه” از هم جدا شده است. در اصطلاح به این گونه ساختار ها، زیگزاگ های دوگانه و سگانه گفته می شود. این الگو ها معمولا زمانی اتفاق می افتند که اولین زیگزاگ به هدف خود نرسیده باشد. پریچر زیگزاگ های دوگانه را با W-X-Y نام گذاری می کند، زمانی که W اولین زیگزاگ ABC باشد، Y دومین خواهد بود. در این حالت، X موج پیوند را نشان می دهد. اگر یک اصلاح طولانی داشته باشیم و Z سومین زیگزاگ ABC را نشان دهد، ممکن است W-X-Y-X-Z را نشان دهد.

 

LiteForex: رابرت پریچر- اصل امواج الیوت

 

نمودار فوق یک زیگزاگ سگانه را نشان می دهد. خطوط قرمز نشان دهنده سه زیگزاگ متوالی می باشد؛ خطوط آبی “سه” های متصل به هم را  نشان می دهد.

فلت (مسطح ها)

این الگو به سه قسمت تقسیم می شود: منظم، گسترشی و در حال اجرا. بر خلاف زیگزاگ ها، اصلاحات مسطح دارای توالی زیر موج های 5-3-3 هستند. از آنجایی که اولین موج اکشنری یعنی موج A ، نیروی کافی برای تبدیل شدن به یک موج پنج قسمتی را ندارد، در این جا هم فاقد این نیروز است، موج B نیز به این کمبود فشار واکنش نشان داده و در نزدیکی نقطه ی شروع موج A به پایان می رسد. موجC ، به نوبه خود، عموما در کمی پایین تر از موج A پایان می یابد و به طور قابل توجهی فراتر از آنچه در زیگزاگ ها داشتیم پایان می یابد. در بازار نزولی، الگو ها دقیقا بر عکس این حالت خواهد بود.

اصلاحات فلت معمولا با یک روند بزرگتر تضعیف می شوند و تقریبا همیشه از اکستنشن ها پیروی می کنند. بنابراین، هر چقدر روند در هنگام شروع پر قدرت تر باشد، اصلاحات فلت کوتاه تر خواهند شد.

متداول ترین الگوی فلت "فلت گسترشی" می باشد. در این الگو نقطه ی های (قله) از بیشینه (های یا لو) موج جنبشی قبل فرا تر می رود. بنابراین، سقف موج B بالا تر (در بازار های نزولی، پایین تر) از نقطه شروع موج A می باشد.

 

LiteForex: رابرت پریچر- اصل امواج الیوت

 

در نمودار فوق یک فلت گسترشی دیده می شود که ساختار آن با خطوط قرمز نشان داده شده است. سقف موج B بالا تر از سقف موج پنجم قرار دارد (نقطه شروع موج A). همچنین، دو بخش ابتدایی این سازه به صورت "سه" می باشد، و موج سوم شامل پنج موج درجه پایین تر می باشد. امواج درجه پایین با خطوط آبی در نمودار مشخص شده است.

 

LiteForex: رابرت پریچر- اصل امواج الیوت

 

در الگوهای فلت منظم، که در نمودار بالا نمونه ای از آن ارائه شده است، سقف موج B تقریبا برابر با قله ی موج جنبشی قبلی تشکیل می شود و موج C کمی بالا تر از موج A خاتمه می یابد. این الگو کمتر از مسطح های گسترشی در بازار دیده می شوند. من یک مسطح منظم را با خط قرمز در نمودار مشخص کرده ام. سطوح ابتدایی و پایانی موج A ، با خطوط افقی بنفش مشخص شده است.

فلت های در حال اجرا، کمیاب ترین نوع فلت ها هستند. در این الگو هانند الگوی فلت گسترشی، موج B فراتر از نقطه شروع موج A تمام می شود، اما موج C نمی تواند به قله موج A برسد، و کمی کوتاه تر به نظر می رسد. در این مورد، نیروهایی در جهت روند بزرگتر آنقدر قدرتمند هستند که این الگو نمی تواند کل یک اصلاح را آشکار کند و در آن جهت خم می شود.

هنگامی که تجزیه و تحلیل می کنیم، بسیار مهم است که فلت در حال اجرا، در خطی با ساختار الگوی 5-3-3 قرار داشته باشد. برای مثال، اگر موج B به جای سه موج از پنج موج تشکیل شده باشد، به احتمال زیاد اولین موج صعودی یک ایمپالس (موج جنبشی) از موج صعودی بعدی با درجه بالاتر می باشد. ویژگی دیگر این ساختار این است که نقطه ی شروع مسطح در حال اجرا، باید با یک موج جنبشی قوی و سریع همراه باشد.

پریچر معتقد است به سختی می توان مثال هایی از این نوع اصلاح در تاریخچه های قیمتی یافت. بنابراین جای تعجب ندارد که نمونه ای از مسطح در حال اجرا در نمودار BTCUSD پیدا نمی کنیم.

مثلث های افقی

من قبلا هم در مورد مثلث های مورب نوشتم. اکنون، بگذارید به عنوان یک حرکت ساید وی آنها را تجزیه و تحلیل کرده و  شباهت های آنها را آشکار کنیم

مثلث ها شامل پنج نوع هم پوشانی هستند که به توالی سه-موج از درجه پایینتر تقسیم می شوند. به طور کلی، این الگو یک ترکیب 3-3-3-3-3 می باشد که به شکل  A-B-C-D-Eنامگذاری می شود.

به طور کلی دو  نوع مثلث وجود دارد:  منقبض شونده (جمع شونده) و منبسط شونده (گسترشی). مثلث های منقبض شونده متداول تر هستند، آنها به سه دسته زیر تقسیم می شوند:

  • صعودی. در بازار خرسی، سقف این مثلث به صورت فلت بوده و کف آن در حال افزایش است.

  • نزولی. سقف مثلث در حال کاهش بوده و کف ان به صورت مسطح (فلت) است.

  • متقارن. قسمت بالا رو به پایین بوده و قسمت پایین رو به افزایش است.

 

LiteForex: رابرت پریچر- اصل امواج الیوت

 

این نمودار مثلث های منقبض شونده را نشان می دهد. خطوط قرمز امواج اصلی را در این ساختار مشخص می کنند. هر دو خط آبی، که نوک های مثلث را به هم وصل می کنند، به تدریج در حال همگرا شدن هستند، پس، ما می توانیم نتیجه بگیریم که این مثلث یک مثلث متقارن جمع شونده می باشد.

مثلث منبسط شونده یا گسترشی، انواع مختلفی ندارد و فقط یک نوع می باشد.

 

LiteForex: رابرت پریچر- اصل امواج الیوت

 

این شکل نشان دهنده یک مثلث منبسط شونده، در دومین موج یک حرکت جنبشی می باشد. امواج آن توسط خطوط قرمز نشان داده شده اند، پاهای این الگو، با خط آبی نشان داده شده اند. بر عکس مثلث منقبض شونده، امواج ابتدایی در این مورد با امواج بعدی همپوشانی دارند. الیوت این ساختار ها را مثلث های معکوس نامیده است.

موج B در یک مثلث منقبص شونده معمولا از نقطه ابتدایی موج جنبشی پیش تر می رود. در این مورد، همانند اصلاحات فلت، ممکن است مثلث مورد نظر ما، یک مثلث در حال اجرا نیز نامیده شود.

یک نکته خیلی مهم دیگر وجود دارد. الگوی 3-3-3-3-3 برای مثلث ها الزامی نیست. موج C معمولا در یک ساختار پیچیده ظاهر می شود و می تواند زاویه یک فلت منظم، گسترشی و یا حتی زیگزاگ های پیچیده را به خود بگیرد. در موارد نادر، موج E از پنج زیر موج تشکیل شده است و خود نیز یک مثلث است.

مثلث ها در اغلب موارد، قبل تر از موج های اکشنری نهایی تشکیل می شوند. اگر یک مثلث، موج چهارم یک ایمپالس(موج جنبشی اصلی) باشد، موج پنجم باید فورا فاصله ای به اندازه عریض ترین قسمت مثلث را بپوشاند. الیوت برای این موج کوتاه محرک و سریع که دنبال کننده یک مثلث می باشد، از کلمه “رانش”  استفاده می کند. اگر موج پنجمی که پس از یک مثلث تشکیل شده است بتواند از یک رانش معمولی عبور کند، سیگنال یک موج طولانی را به ما می دهد.

در موارد معدودی، موج دوم در یک تکانه ممکن است مانند مثال بالا یک مثلث را تشکیل دهد. چنین مثلث هایی اغلب بخشی از ساختار ها یا ترکیب  های اصلاحی بزرگتر میباشند.

ترکیبات اصلاحی

ترکیبات اصلاحی نه تنها از الگوی ثابتی مانند زیگزاگ ها بلکه می توانند از الگو های مختلفی تشکیل شوند برای مثال، می توانند ترکیبی از زیگزاگ ها و فلت ها باشند. در این حالت، آنها “دوگانه ستایی” و “سگانه ستایی” نامیده می شوند. این الگو ها همانند زیگزاگ های پیچیده ساخته شده و نام گذاری می شوند، یعنی اولین الگوی ساده اصلاحی توسط یک موج ری اکشنری دنبال می شود که ممکن است هر شکل از الگوی اصلاحی را به خود بگیرید اما معمولا در بیشتر موارد شکل زیگزاگی را به خود می گیرد؛ سپس امواج اصلاحی دوم و سوم تشکیل می شوند و یک موج ری اکشنری بین آنها وجود خواهد داشت.

بیشتر اوقات، دوگانه ها و سگانه های ستایی، حالت افقی به خود می گیرند. پس، اولین الگوی ساده اغلب نشان دهنده ی یک ریتریسمنت (برگشت) است و می توان از آن به عنوان اهداف قیمتی استفاده کرد. علاوه بر این، به نظر می رسد، هرگز بیش از یک زیگزاگ یا بیش از یک مثلث در یک ترکیب وجود نداشته باشد.

کف ها و سقف های ارتدکس

معمولا نقطه انتهایی یک الگو با بیشینه های (قله و دره) قسمت به صورت همزمان تشکیل می شوند، اما همیشه این قاعده عملی نمی شود. گاهشی اوقات، بیشینه قیمت فقط یک های و لو در داخل الگو بوده و نقطه ی پایانی الگو "ارتدوکس" نامیده می شود.

نمونه ای از این الگو را در نمودار BTCUSD مشاهده خواهیم کرد (موج سبز رنگ).

 

LiteForex: رابرت پریچر- اصل امواج الیوت

 

قله موج پنجم پایین تر از قله موج سوم تشکیل شده است. بنابراین، های (high) اصلی قیمت در نقطه ی پایانی موج سوم قرار دارد و ارتدکس بالایی قیمت، در انهای موج پنجم می باشد.

امواج اصلاحی اکشنری

در این مقاله در مورد عملکر امواج و مدل های مختلف الگویی آنها به طور کامل توضیح دادم. احتمالا در فرآیند مطالعات این امواج متوجه یکسری امواج اکشنری خواهید شد که در داخل الگو های اصلاحی به وجود می ایند که عبارتند از:

  • امواج 1 ، 3 و 5 در مورب های پایانی؛
  • موج A در اصلاح مسطح (فلت)؛
  • امواج A، C و E در مثلث های افقی؛
  • امواج Y و W در زیگزاگ ها و اصلاحات دو گانه؛
  • موج Z در زیگزاگ ها و اصلاحات سگانه.

ما این امواج را امواج اصلاحی اکشنری در نظر خواهیم گرفت.

این نکات، مطالبی بود که باید در قسمت یک از تئوری امواج الیوت، در باره کاربرد های آن ها و ساختار هایشان یاد می گرفتید. در مقاله آموزشی بعدی، سیگنال هایی را مطالعه خواهیم کرد که راهنمای جایگزینی موج هستند.

با آرزوی موفقیت و معاملاتی پر سود!

دوستان عزیز برای درک  بهتر اموزش ودیدن  یک  دوره  کامل اموزش  میتوانند  با گروه تلگرامی مون  که در  اول وبلاگ  ثبت شده   ( https://t.me/forexmortin2000x  )   ویا به ایدی مورتین   ( https://t.me/MORTIN1353  )مراجعه نمایند واز ویدئوهای ما استفاده کنند 

امواج اصلاحی  قسمت دوم بیل ویلیامز

انواع امواج اصلاحی در فارکس. قسمت 2. بیل ویلیامز

انواع مختلف امواج اصلاحی، پنج گلوله. برنامه معاملاتی

انواع امواج اصلاحی. پنج گلوله. برنامه معاملاتی

امروز، انواع مختلف اصلاحات در فارکس، تفاوت آنها و قواعد تشکیل شدن یک موج را توضیح خواهم داد و با کامل شدن این توضیحات احتمال خطای شما در تشخیص امواج کاهش خواهد یافت و در نهایت توضیح می دهم که چگونه می توانید توسط الگوهای اموج الیوت و تشخیص روند، سود دهی معاملات خود را افزاش دهید.

انواع امواج اصلاحی

همانطور که در مقاله قبل نیز اشاره کردم، امواج اصلاحی معمولا به دو دسته ساده و پیچیده تقسیم بندی می شوند. بیایید ببینیم آنها چه تفاوتی با هم دارند.

اصلاح ساده

اصلاح ساده، به اصلاحات زیگزاگی اطلاق می شود که شامل سه عنصر A,B,C می باشند. موج اول، موج A می باشد که معمولا  شامل 5 موج کوچکتر است. بنابراین در ابتدای هر اصلاح، میتوانید تعداد موج های داخل موج A را بشمارید. بنابراین، اگر پنج موج در موج A قابل شناسایی باشند، می توان انتظار داشت که یک الگو زیگزاگ در حال شکل گیری است.

موج بعدی، یعنی موج B می باشد که معمولا شامل سه موج کوچکتر است. معمولا اندازه ی موج اصلاحیB ، بیش تر از 62 درصد موج A نمی باشد. به ندرت ممکن است، ابن عدد به 75 درصد برسد.

و موج نهایی، یعنی موجC ، همانند موج سوم در یک الگو جنبشی عمل می کند و معمولا بلند ترین موج الگو می باشد 100) الی 162 درصد، نسبت به موج A )، که یک شانس عالی برای سود گیری ایجاد می کند. این موج شامل 5 موج کوچکتر می شود.

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

نمودار فوق ساختار یک الگوی موج اصلاحی ساده را نشان می دهد.

اصلاحات پیچیده

بیل ویلیامز امواج اصلاحی پیچیده را به سه نوع تقسیم می کند :

  • اصلاح مسطح (فلت)
  • اصلاح منظم
  • اصلاح مثلثی

اصلاح مسطح (فلت)

یک اصلاح مسطح شامل سه موج با ساختار 3-3-5 می باشد. در یک اصلاح مسطح، موج ها با یکدیگر تقریبا برابر/یکسان می باشند.

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

نمودار BTCUSD فوق نمونه ای از یک اصلاح مسطح می باشد و امواج آن تقریبا با هم برابر می باشند.

اصلاح نامنظم

اصلاح نامنظم یک سازه سه موجه با ساختار 3-3-5 می باشد، که در آن موج B از قله آخرین موج جنبشی بالا تر می رود (موج 5). اصلاح از آنجایی پیچیده می باشد که اندازه موج B بیشتر از 75 درصد موج A می باشد. علاوه بر این، در بیشتر موارد، طول موج B در محدوده ی بین 115 الی 125 درصد موج A قرار می گیرد. بلند ترین موج، موج C می باشد که طول آن به طور میانگین بین 162 تا 262 درصد موج A می باشد.

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

نمودار BTCUSD یک اصلاح نامنظم را نشان می دهد. موج B از سقف (های) موج A فراتر رفته است، و بعد از تکمیل شدن موجB ، طولانی ترین موج الگو یعنی موج نزولی C پدیدار می شود که کف کف (لو) موج A را می شکند.

مثلث

اصلاح مثلثی، یک الگوی 5 قسمتی می باشد که معمولا در موج B یک ساختار سه موجی و یا قسمت چهارم یک موج جنبشی تشکیل می شود. تمام موجهای الگو روی هم می افتند. آنها توسط موج  کوچکترB ،C ،D و E ، موج بزرگ A را تشکیل می دهند. یکی از ویژگی های متمایز اصلاح های مثلثی این است که با یک نوسان شدید قیمتی در خلاف جهت موج E همراه هستند.

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

نمودار فوق یک مثلث را نشان می دهد. این مثلث با خطوط بنفش نشان داده شده است و حاکی از آن است که موج های بعدی در ساختار کوچکتر از نمونه های قبلی تشکیل خواهند شد. همانطور که در نمودار مشاهده می کنید، پایان موج E با یک اصلاح صعودی دنبال شده است.

نگاهی به سیستم Profitunity بیل ویلیامز

این مورد یکی از عمده ترین مشکلات تحلیل امواج الیوت می باشد. در مقاله قبلی، من در مورد اندیکاتور Money Flow Index یا همان (MFI) که در کتاب هرج و مرج معاملاتی به آن اشاره شده بود، توضیح دادم که چگونه می توانیم به کمک این اندیکاتور مشکل را حل کنیم. با این حال، بیل ویلیامز پا را فرا تر گذاشته و یک اندیکاتور تحلیلی دیگر را طراحی کرده است که حجم ها و MFI در کنار هم قرار بگیرند، یک اندیکاتور فوق دقیق که وضعیت فعلی بازار را به خوبی نشان می دهد.

شما می توانید این اندیکاتور را که شاخص Market Facilitation Index (MFI)  نامیده می شود را در پلتفرم تریدینگ ویو پیدا کنید. یک بار دیگر تاکید می کنم که این اندیکاتور تغییرات حجم را نسبت به تیک نشان می دهد و آن را با اندیکاتور حجمی کلاسیک اشتباه نگیرید. هر تیک، میزان تغییرات قیمت به ازای یک تیک در بازه تشکیل شدن میله را نشان می دهد. همچنین دقت کنید اندیکاتور Market Facilitation Index (MFI) را با اندیکاتور جریان پول (Money Flow Index) اشتباه نگیرید چرا که اسامی آنها یکسان به نظر می رسد.

تعاریف بیل ویلیامز از اندیکاتور Market Facilitation Index:

عملکردنام سیگنالرنگ میله در پلتفرمتریدینگ ویو (TradingView)
رشد میزان حجم و مقادیر MFIمیله سبزسبز
افت مقادیر اندیکاتور و میزان حجم به صورت همزمانملیه شکنندهقهوه ای
حجم تیک در حال کاهش اما مقادیر اندیکاتور در حال افزایشمیله کاذبآبی
حجم تیک در حال افزایش و اما مقادیر اندیکاتور در حال کاهشمیله اسکوات

صورتی

بیایید هر سیگنال را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم.

میله سبز

این میله نوعی چراغ سبز برای توصعه روند فعلی بازار می باشد. این بدین معنیست که تعداد معاملات انجام شده توسط معامله گران افزایش یافته و بازار در جهت فعلی حرکت قدرتمند تری خواهد داشت. بازیگران جدید با امید به آن که این روال ادامه خواهد داشت حجم های جدیدی را به بازار تزریق می کنند. در این شرایط بهترین کار، ورود به معامله در جهت روند می باشد.

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

در نمودار بالا، فلش های سبز میله های سبز را مطابق حرکت موج ها علامت گذاری می کنند، تقاطع قرمز نشان می دهد که میله در حال حرکت بر خلاف روند می باشد. همانطور که می بینید، بیشتر میله های سبز می توانند به عنوان یک تایید غیر مستقیم از ادامه روند در نظر گرفته شوند. هرچند، ممکن است در برخی از موارد نادر، این اندیکاتور سیگنال های غلط نیز ارائه کند، پس بهتر است آن را در کنار سیگنال های دیگر بررسی کنید.

میله شکننده

این شرایط زمانی به وجود می آید که حجم بازار و مقادیر اندیکاتور به طور همزمان سقوط کنند. معامله گران در این شرایط علاقه خود را به روندی که در جریان است از دست می دهند و ترجیح می دهند معاملات خود را ببندند، در نتیجه  روند آهسته تر می شود. در این مورد، اندیکاتور MFI نقطه قهوه ای رنگ نشان می دهد. این سیگنال نشان می دهد که قیمت فعلی، انتظارات معامله گران را برطرف نمی کند یا تا به این لحظه برطرف نکرده است.

میله های شکننده گاها می توانند در قله ی امواج الیوت دیده شوند، مخصوصا در موج شماره یک. از یک طرف، این مساله نشان دهنده این است که روند فعلی در مرحله نهایی خود می باشد، از طرفی دیگر، شما نباید آن را سیگنالی از یک روند قوی تلقی کنید. پس، زمانی که این میله ظاهر می شود، به معامله گر هشدار برگشت روند را می دهد.

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

میله های قهوه ای در شروع موج (با تیک های سبز رنگ نشان داده شده است) نشان دهنده یک نزاع در بازار است. بعضی از معامله گران قیمت بالاتری برای بیت کوین می خواهند در حالی که بقیه هنوز باوری به روند جدید ندارند، و معتقند که این روند فقط یک اصلاح می باشد. در قسمت دوم موج، دو میله شکننده ظاهر می شوند. آنها نشان می دهند که بعضی از معامله گران دیگر تمایلی به خرید ندارند، و قیمت به زودی اصلاح خواهد شد.

میله کاذب

این میله زمانی ظاهر می شود که MFI در حال رشد باشد اما حجم بازار در حال کاهش باشد.

در بعضی موارد؛ میله کاذب نشان دهنده یک استراحت کوتاه برای شروع حرکت جدید می باشد، در موارد دیگر، دستکاری  ها “حفره های معاملاتی” را نشان می دهد. این دستکاری ها زمانی اتفاق می افتند که پوزیشن تریدر ها تلاش می کنند قبل از شروع روند اصلی از حد ضرر های اعمال شده بقیه شرکت کنندگان بازار استفاده کنند.

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

میله کاذب به طور معمول در بازار اتفاق می افتد. بنابراین، من به بسیاری از میله های کاذب که بر خلاف روند اصلی ظاهر می شوند زیاد توجه نمی کنم. اگر نگاه دقیقتری داشته باشید، خواهید دید که حرکت رو به پایین طبیعی نمی باشد. در نمودار MFI تعداد زیادی از میله های آبی با مقدار صعودی وجود دارد. این بدین معنیست که معامله گران حرفه ای در حال استفاده از حد ضرر های رها شده بقیه می باشند.

میله اسکوات (چمباتمه زن)

این سیگنال یکی از نشانه هایی می باشد که می توان به آن امیدوار بود. تقریبا هر روند با یک میله اسکوات بسته می شود و به با یک اکستریم (نقاط بیشینه یا همان های و لو ها) محلی و یا محدوده آن برخورد می کند. این سیگنال حاکی از جدال بین خرس ها و گاو ها می باشد، که باتوجه به حجم بالایی که وارد بازار کرده اند نمی توانند از یک دیگر پیشی گرفته و در نتیجه قیمت حرکت چندانی انجام نمی دهد.

در سیستم معاملاتی ما، میله اسکوات یکی از سیگنال های اتمام موج فعلی بوده و نشان می دهد یک حرکت شمارنده جدید به زودی شکل خواهد گرفت. علاوه بر این، یک میله اسکوات ممکن است در اواسط یک روند ظاهر شود، مخصوصا اگر موج الیوت سوم در حال شکل گیری باشد. این حالت، اندازه گیری میله اسکوات نامیده می شود. اگر روند بعد از ظاهر شدن این سیگنال معکوس نشود، میله بعدی اسکوات می تواند بعد از بازه ای برابر با فاصله شروع روند و اولین میله اسکوات ظاهر شود. بنابراین، ما یک محدوده هدف جدید و البته باریک تر خواهیم داشت.

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

تیک های سبز در نمودار، نشان دهنده ی قله هایی هستند که میله اسکوات در آنها وجود دارد؛ تیک های قرمز نشان دهنده نقاطی هستند که سیگنالی در آنها وجود ندارد. همانطور که می بینید، در اغلب اوقات در قله موج ها یک میله ی اسکوات به وجود می آید. حتی اگر سیگنال ها درست عمل نکرده باشند، دقیقا پیش از بیشینه قیمت دو میله اسکوات وجود دارد، و قله نیز توسط میله کاذب نشان داده شده است.

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

در مثال موج 1، مشخص است که میله های اندازه گیری اسکوات (که با رنگ صورتی نشان داده شده اند) از دوره ی مشابه هستند. در عمل، چنین توالی هایی زیاد به چشم نمی خورند، اما به طور کلی بهتر است دوره های قدیمی برای پیشبینی میله های اسکوات آینده استفاده شوند.

پنج گلوله (Five bullets)

علاوه بر شناسایی صحیح امواج، مرحله مهم دیگر پیشبینی نقاط پایانی آنهاست. برای شناسایی انتهای یک روند، بیل ویلیامز از ابزاری به نام گلوله های جادویی (five magic bullets) استفاده می کند. من در مقاله قبلی درباره این مبحث به طور خلاصه توضیح داده ام.

زمانی که تمام 5 شرط مورد نظر برآورده شد و هر 5 گلوله ی جادویی قابل مشاهده بودند، میتوان نتیجه گرفت که موج فعلی در حال تمام شدن است و یک روند جدید در آغاز خواهد شد.

پنج گلوله جادویی عبارت اند از:

  1. میله مورد نظر، یک اکستریم (مترجم: بیشترین میزانی که یک کندل حرکت می کند یا همان نوک سایه های کند) در محدوده ی هدف ایجاد کند.
  2. یک واگرایی بین اندیکاتور MFI و قیمت وجود داشته باشد (به عنوان یک سیگنال مکمل، می تواند وارد منطقه اشباع خرید / اشباع فروش شود).
  3. یک فراکتال در سقف (یا کف) وجود داشته باشد.
  4. وجود یک میله اسکوات در میان سه میله بالایی یا پایینی
  5. تغییر ممنتوم در اندیکاتور MACD . ممنتوم بالا در بازار گاوی به سمت پایین تغییر جهت دهد، و ممنتوم پایین در بازار خرسی به سمت بالا تغییر جهت دهد.

بیایید هر یک از شرایط را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم.

محدوده هدف

زمانی که در حال توصیف ساختار موج ها و اصلاحات بودیم، درباره مناطق هدف بحث کردیم. برای امواج جنبشی، داریم:

  • موج 2 - 38 الی 62 درصد طول موج 1
  • موج 3 - 100 الی 162 درصد طول موج 1
  • موج 4 - 38 الی 50 درصد طول موج 3، در بعضی شرایط نادر، می تواند کمتر از 38 درصد نیز باشد.
  • موج 5 -  تفاوت بین نقطه شروع موج 1 و قله موج 3 را حساب کنید، سپس 62 الی 100 درصد به انتهای موج 4 اضافه کنید. محدود مشخص شده، منطقه هدف می باشد.

برای امواج اصلاحی :

  • ساده: موج B، 62 درصد طول موج A می باشد، به ندرت می تواند 75 درصد باشد. موج C ، 100 الی 162 درصد طول موج A می باشد.
  • مسطح یا فلت: موج B و C تقریبا برابر موج A هستند. 
  • نامنظم: موج B ، 115 الی 125 درصد موج A می باشد، موجC ، 162 الی 262 درصد موج A می باشد.
  • مثلثی: موج های بعدی از موج A طولانی تر می باشند.

اجازه دهید چگونگی تشخیص منطقه هدف را به کمک مثالی از BTCUSD توضیح دهم:

 

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

در نمودار فوق چیزی شبیه به یک اصلاح مثلثی دیده می شود که مهمترین شرط آن این است که موج بعدی کوتاه تر از موج قبلی باشد.

به طور کلی، زمانی که این شرایط برآورده شدند نوبت تشکیل موج E می باشد.

اندیکاتور MFI بیل ویلیامز

من این اندیکاتور را با جزئیات کامل در مقاله قبلی که به امواج الیوت تخصیص داده شده بود، توضیح دادم.

همانطور که در مقاله قبلی توضیح دادیم، دو سیگنال برای شناسایی انتهای موج وجود دارد:

  • واگرایی (هم گرایی) اندیکاتور و قیمت. ممکن است خیلی قبل تر از برگشت روند ظاهر شود.
  • اندیکاتور در محدوده بیشینه قیمت وارد مناطق اشباع خرید/اشباع فروش می شود.

بیل ویلیامز از سیگنال های MFI برای شناسایی صحیح امواج الیوت استفاده می کند. مقدار متوسط اندیکاتور برای موج 3 بیشترین مقدار می باشد. بنابراین، از انتها موج 3 و انتها موج 5 یک واگرایی در حال شکل گیری می باشد.

 

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

در مثال ما از شرایط فعلی بازار، یک همگرایی در MFI وجود داردکه تغییر موج را تایید می کند.

وضعیت مشابه زمانی رخ داده بود که موج C به موج D تغییر یافته بود. همگرایی نیز وجود داشت، برخلاف نمودار قیمت، اندیکاتور کف را نشکسته بود. بنابراین روند در نمودار قیمت و اندیکاتور در یک جهت بودند.

علاوه بر این، اندیکاتور MFI منطقه اشباع خرید را ترک کرد، که می تواند یک پیش سیگنال از معکوس شدن قیمت و تغییر موج باشد.

فراکتال ها

فراکتال ها الگو های برگشتی می باشند که معمولا در قله ها و کف های موج ظاهر می شوند. توصیه می کنم از اندیکاتور Williams Fractal (equals fixed) برای تشخیص فراکتال ها استفاده کنید.

 

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

در نمودار بالا، فراکتال ها با مثلث های قرمز و آبی مشخص شده اند. همانطور که می بینید، قله و کف هر موج با یک فراکتال برابر می باشد. یک سیگنال مشابه در بخش های دیگر به خوبی ظاهر می شود، و اثبات می کند که این سیگنال فقط باید به همراه گلوله های دیگر در نظر گرفته شود.

میله اسکوات

این سیگنال یکی از سوداور ترین نشانه هایی است که نقاط برگشتی بازار را به ما نشان می دهد. من قبلا این ابزار را با جزئیات کامل توضیح داده ام. اندیکاتور Market Facilitation Index (یا همان MFI)، سیگنال های MFI و حجم را با هم جمع بندی می کند و میله های اسکوات را به رنگ صورتی نمایش می دهد.

 

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

برای مشاهده ی روند اصلی بازار، من تایم فریم بزرگ تری را انتخاب کردم (نمودار هفتگی به جای روزانه)، هر چه قدر تایم فریم طولانی تر باشد، سیگنال قوی تری توسط MFI دریافت می شود. از نمودار بالا روشن است که (با یک فلش صورتی هایلایت شده است) که میله آخر، میله اسکوات می باشد، که یکی از گلوله ها را تایید می کند.

 

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

با مشاهده ی تاریخچه این اندیکاتور، به دقت آن پی خواهید برد. فقط یک خطا وجود دارد که با ضربدر قرمز مشخص شده است.

Profitunity MACD

شما همچنین می توانید از اندیکاتور سنتی MACD نیز برای تحلیل امواج الیوت استفاده کنید. هرچند، برای رسیدن به بهترین نتایج، من استفاده از Profitunity MACD بیل ویلیامز با دوره های 5/23/5 را پیشنهاد می کنم. بیل ویلیامز این روش را برای استفاده در موارد زیر توصیه می کند:

  1. شناسایی قله های موج 3،4و5 (بر اساس تجربه شخصی من، اندیکاتور می تواند برای تایید سیگنال های برگشتی در اصلاحات استفاده شود).
  2. مشخص کردن قدرت محرک (مومنتوم) برای تشخیص بهترین جهت معامله در بازار.

باید تاکید کنم که بیل ویلیامز پیشنهاد می کند از Profitunity MACD برای شناسایی امواج 100-140 میله ای استفاده کنید. اگر این شرایط براورده شود، اندیکاتور با بالاترین دقت بهترین سیگنال ها را ارائه خواهد داد.

 

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

دایره های آبی رنگ، مناطق بیشینه موج نهایی، یعنی موج پنج را مشخص می کند، همچنین امواج A,B,C,D,E ، در نمودار MACD سیگنال های برگشتی را مشخص می کند. به یاد داشته باشید، سیگنال های برگشتی MACD همان برخورد MA های اندیکاتور می باشد، همانند تغییر هیستوگرام از منطقه سبز به منطقه قرمز (به اصطلاح منطقه صفر) و برعکس. همانطور که می بینید، سیگنال های MACD کمی تاخیر دارند. با این حال، در  تایم فریم های کوتاه، میزان این تاخیر زیاد نمی باشد.

MACD می تواند سیگنال های همگرایی و واگرایی که در مثال خودمان داشیم را همانند سیگنال هایMFI ، ارسال کند. البته از همگرایی و واگرایی ها میتوان به عنوان سیگنال های تاییدی نیز استفاده کرد.

در نهایت، با تشکیل تمام 5 گلوله می توانیم انتظار برگشت روند و شروع روند نزولی را داشته باشیم. کافیست کمی صبر کرده تا نتیجه ی این تحلیل خودمان را ببینیم.

جمع بندی

توضیحات من در باره تئوری امواج الیوت بر اساس کتاب بیل ویلیامز در حال اتمام است. بیایید تمام نکاتی که با هم مرور کردیم را، جمع بندی کنیم.

زمانی که امواج الیوت را شناسایی می کنید، باید چند نکته ساده را رعایت کنید:

  • کف موج جنبشی 2 باید بالاتر از نقطه شروع موج اول باشد. اگر هم سطح با موج اول و یا از آن کمتر باشد، احتمالا روندی در حال شکل گیری نمی باشد.
  • قله سومین موج جنبشی در روند صعودی باید بلندتر از سقف موج 1 باشد (در روند نزولی کوتاه تر از کف آن باشد).
  • موج 3 نباید کوتاه ترین موج، بین سه موج جنبشی باشد.
  • کف موج 4 باید بالاتر از قله موج اول در روند صعودی تشکی شود (در روند نزولی برعکس). اگر این شرایط براورده نشد، به موج 5 نگاه کنید، قله آن باید بالا تر از سقف موج سوم باشد (در روند نزولی این فرایند معکوس می باشد). اگر این شرایط براورده نشد ، توالی موج به درستی شناسایی نشده است.
  • امواج اصلاحی که در داخل امواج جنبشی اصلی تشکیل شده اند، باید حداقل در یکی از پارمتر های اندازه، زمان تشکیل شدن و پیچیدگی با هم تفاوت داشته باشند. اگر هیچ تفاوتی وجود نداشته باشد، به جای تشکیل یک روند باید یک مدل اصلاحی پیچیده تشکیل شود.
  • زمان توسعه یافتن سه موجی که کنار هم در حال تشکیل شدن می باشند، باید با هم تفاوت داشته باشد.
  • یکی از امواج جنبشی باید به اندازه اسمی گسترش یابد، این موج باید بزرگتر از دو موج دیگر باشد.
  • این امواج باید به شما کمک کنند تا از تشخیص اشتباه توالی موج جلوگیری شود. پس، اگر حتی یکی از قوانین نقض شود باید معامله خود را بسته و در پیشبینی خود تجدید نظر کنید.

زمانی که پنج گلوله را تحلیل می کنید، در ابتدا، باید نقطه صفر را از  شروع توالی پنج موج محاسبه کنید. سپس، در طول کل موج اول، فرآیند شکل گیری روند را مشاهده خواهیم کرد و لحظه شروع شدن اولین اصلاح را خواهیم دید. برای انجام این کار، می توانیم از یک تایم فریم کوتاه تر استفاده کنیم و تشکیل توالی پنج موجه را با شکل گیری اولین موج ببینیم و به طور همزمان پنج گلوله برای این امواج از درجه های پایین تر را مشاهده کنیم.

اولین معامله فروش در نقطه شروع موج دوم باز خواهد شد. حد ضرر کمی بالاتر از سقف محلی تعیین خواهد شد. اگر نمی توانید بازار را به صورت مداوم رصد کنید، باید اصلاح بین 50 تا 62 درصد موج 1 را به عنوان هدف تعیین کنید. اگر در نظر دارید تا در بازه کوتاه مدت بازار را بررسی کنید، موج 2 باید به شکل پنج-موجی تقسیم بندی شود که انتهای موج پنجم، سیگنال خروج خواهد بود.

همچنین ممکن است شما نتوانید نقطه صفر را به درستی تشخیص دهید. در این مورد، قیمت پایین تر از سطحی که در آن قرار دارد خواهد رفت، پس باید از معاملات فعلی خود خارج شده و سیگنال های بیشتر را به عنوان اتمام اصلاحات طولانی در نظر داشته باشید.

زمانی که موج 3 در حال شکل گیری باشد، ویلیامز توصیه می کند حجم کمی را وارد معامله کنید. حد ضرر ها، همانند مورد قبلی باید در سقف یا کف موج 2 تنظیم می شوند.

هنگامی که طول موج جنبشی به مقدار 100 درصد یا بیشتر از موج 1 رسید می توانید حجم خود را افزایش دهید. با این کار می توانید از تشخیص صحیح موج 3 اطمینان حاصل کنید و سرمایتان را در خطر بزرگی قرار ندهید. هدف باید بین 150 تا 163 درصد اولین موج در نظر گرفته شود. علاوه بر این، اگر تا زمان رسیدن قیمت به هدف شما، هیچ سیگنال برگشتی دریافت نکردید نباید از معامله خارج شوید. در مورد مثال ما، یک موج گسترشی 3 در حال شکل گیری می باشد، بنابراین، باید توجه داشته باشید که موج 5 می تواند کوتاه باشد.

به همین شکل در موج چهارم و پنجم نیز معامله خواهید کرد، آنها را به تفکیک شکل گیری از درجه کمتر تقسیم بندی کرده  و هنگامی که پنج گلوله را مشاهده کردید از معاملات خارج شوید. برای دریافت بیشترین میزان سود، باید از مزایا امواج اصلاحی استفاده کنید. انتها موج پنجم نقطه صفر خواهد بود.

 

LiteForex: انواع امواج اصلاحی در فارکس و برنامه معاملاتی

 

در نمودار بالا، من تقریبا سیستم معاملاتی ویلیامز را شرح دادم. منطقه آبی، جایی که موج اول قرار دارد، به عنوان تایید تشکیل شدن روند استفاده شده است. منطقه سبز مناطق خرید را مشخص کرده است، مناطق قرمز - منطقه ای است که باید با معاملات فروش وارد بازار شوید.

 

دوستان عزیز برای درک  بهتر اموزش ودیدن  یک  دوره  کامل اموزش  میتوانند  با گروه تلگرامی مون  که در  اول وبلاگ  ثبت شده   ( https://t.me/forexmortin2000x  )   ویا به ایدی مورتین   ( https://t.me/MORTIN1353  )مراجعه نمایند واز ویدئوهای ما استفاده کنند 

تایم  فریم  یعنی چه وچقدر اهمیت  دارد

تایم فریم ها در معاملات فارکس: شاهکلیدی برای باز کردن در های موفقیت.

چرا تایم فریم انتخابی با میزان سود، رابطه مستقیم دارد؟

با سلام خدمت خوانندگان عزیز!

امروز قصد دارم یکسری از اصول ابتدایی اما مهم معامله گری را برای شما توضیح دهم. در این مقاله بازه های زمانی را با جزئیات کامل توضیح خواهم داد و کلمه تایم فریم که شاید برای بعضی از افراد مبتدی سخت به نظر برسد را به طور کامل شرح خواهم داد. در این مقاله ی آموزشی، به مفهوم بازه زمانی (تایم فریم) و چگونگی کسب سود از آن خواهیم پرداخت. شما در این مقاله جواب بسیاری از سوالاتی که موجب گیج شدن شما می شود را خواهید گرفت و پروسه معاملات را به طور کامل درک خواهید کرد. چه تفاوتی بین تایم فریم های معاملاتی وجود دارد؟ زمانی که تایم فریم ها را عوض می کنید چه تغییراتی در نمودار ایجاد می شود؟ در چه شرایطی روند حرکتی قیمت، با تغییر تایم فریم، تغییر می کند؟ چه تفاوت و ویژگی هایی بین تایم فریم های مختلف وجود دارد؟ چطور می توان بهترین تایم فریم را نسبت به شخصیت و استراتژی معاملاتی شما انتخاب کرد؟ شما جواب این سوالات و سوالات بسیار دیگر را در این مقاله خواهید یافت.

تایم فریم یعنی چه؟

تایم فریم به بازه زمانی گفته می شود که یک معامله گر انتخاب می کند تا در آن بازه معاملات را مدیریت کند. تایم فریم در تحلیل تکنیکال به بازه زمانی گفته می شود که در آن بازه  قیمت ها گروه بندی شده و المان های نمودار مانند میله ها، کندل ها و نقاط، در یک نمودار خطی رسم می شوند. به عبارت دیگر، یک بازه زمانی از یک المان قیمت واحد می باشد. به این علت است، که این مفهوم یکی از پارامتر های بسیار مهم در هر استراتژی معاملاتی فارکس می باشد.

 

LiteForex: کدام تایم فریم برای انجام معاملات بهتر است؟

 

به عنوان نزدیک ترین تعریف برای تایم فریم ها می توان آن ها را  میله و کندل استیک های ژاپنی در نظر گرفت، که همانند میز کار یک تریدر عمل می کند و تردیر تمام فعالیت های اصلی خود را بر روی آن تایم فریم انجام می دهد. معمولا نمودار های میله ای و کندلی، اطلاعات بیشتری نسبت به نمودار های نقطه ای در اختیار ما قرار می دهند.

در تصویر بالا نحوه تعیین تایم فریم در پلتفرم trading view نشان داده شده است. در صورت استفاده از نمودار کندلی یا میله ای، هر میله یا کندل نشان دهنده ی یک واحد از تایم فریم مورد استفاده ی شما است به طور مثال اگر تایم فریم شما H1 باشد، یعنی هر کندل برابر با یک ساعت می باشد. در تصویر بالا، تایم فریم D1 در نظر گرفته شده است. این بدان معنیست که هر یک میله (کندل در طول یک روز شکل می گیرد.

شما می توانید تایم فریم های محبوب بیشتر را در شکل زیر مشاهده کنید:

تایم فریم M1 (یا 1M) – یک دقیقه ای ؛

تایم فریم M5 (یا 5M) – پنج دقیقه ای ؛

تایم فریم M15 (یا 15M) – پانزده دقیقه ای ؛

تایم فریم M30 (یا 30M) – سی دقیقه ای ؛

تایم فریم H1 (یا 1H) – یک ساعته ؛

تایم فریم H4 (یا 4H) – چهار ساعته ؛

تایم فریم D1 (یا 1D) – یک روزه ؛

تایم فریم W1 (یا 1W) – یک هفته ای ؛

تایم فریم MN1 (یا 1M) – یک ماهه.

این تایم فریم ها در سه دسته کلی تقسیم بندی می شوند :

  • کوتاه مدت (بازه های زمانی بین M1 تا M30)
  • میان مدت (بازه های زمانی بین H1 تا H4)
  • بلند مدت (یازه های زمانی بین D1 تا MN1)

این تایم فریم ها بر اساس استراتژی های معاملاتی متفاوت، دسته بندی می شوند.

چگونگی تغییرات نمودار نسبت به بازه زمانی انتخاب شده

به عنوان یک قاعده کلی، کندل های تایم فریم بالاتر، اطلاعات کندل های تایم فریم پایین تر را به ما نشان می دهند. بنابراین، حرکات بزرگ و سقف و کف ها و روند های تایم فریم M15 در تایم فریم روزانه به صورت یک کندل دیده می شوند و کندل روزانه فقط روند غالب تایم فرم M15 را به صورت رنگی به ما نمایش می دهد.

 

LiteForex: کدام تایم فریم برای انجام معاملات بهتر است؟

 

شکل بالا نشان می دهد که یک کندل قرمز در تایم فریم D1 چه شکلی در تایم فریم H4 دارد، هر کندل روزانه به صورت 6 کندل 4 ساعته، تشکیل می شود.

کدام تایم فریم برای انجام معاملات مناسب تر است؟

قواعد انجام معاملات در بازه های زمانی مختلف

هنگام جابجایی بین تایم فریم ها، نمودار اطلاعات مربوط به روند ها و جهت آن تایم فریم را به شما نمایش خواهد داد. اگر در دوره های زمانی کوتاه مدت فعالیت داشته باشید، روند های نمایش داده شده، محلی خواهند بود که در روز، چندین بار تغییر می کنند. تایم فریم های بلند مدت روند های جهانی را نشان می دهند که سال ها یا دهه ها برای شکل گیری آنها زمان سپری شده است. این دلیل باعث می شود که مقدار سود شما در واحد پوینت، مستقیما به تایم فریمی که استفاده می کنید وابسته باشد.

بیایید مثال هایی از الگوی مثلث را در تایم فریم های مختلف بررسی کنیم.

در تصویر زیر، یک الگو در بازه زمانی H1 قابل مشاهده است. همانطور که از نمودار نیز مشخص است، پس از ورود به معامله، میزان سود حدودا  500 پوینت می باشد.

 

LiteForex: کدام تایم فریم برای انجام معاملات بهتر است؟

 

در تصویر بعدی نیز یک مثلث وجود دارد، اما سود حاصل از آن 5000 پوینت می باشد. همانطور که ملاحظه می کنید، تفاوت زیادی بین این دو عدد وجود دارد و این تفاوت به دلیل تایم فریم است. تایم فریم تصویر دوم D1 می باشد.

 

LiteForex: کدام تایم فریم برای انجام معاملات بهتر است؟

 

با این حال، سود مهمترین عامل انتخاب تایم فریم نیست. هنگام وارد شدن به یک معامله، میزان ریسکی که می کنید بسیار مهم تر است. اگر تصویری که در آن تایم فریم H1 نشان داده شده است را تحلیل کنید، خواهید دید که قیمت در پرشی که انجام شده به سمت سود آوری حرکت کرده است و غالبا جهت خود را تغییر داده است. این قسمت مهمترین بخش در تایم فریم های کوتاه مدت می باشد، چرا که می تواند نوسانات و سوئینگ های قیمت را در طول روز، به ما نشان دهد. ممکن است بسیاری از معاملات به دلیل همین نوسانات قیمتی به حد ضرر بخورند و من حتی به فشار های روانی اشاره نمی کنم که بسیاری از افراد را مجبور می کند قبل از اتمام کار از معاملات خود خارج شوند.

اگر به تایم فریم D1 نگاهی بی اندازید، خواهید دید که قیمت بدون ایجاد سوئینگ و یا تردید، مستقیما به سمت حد سود حرکت کرده است. در حقیقت، همیشه این گونه نیست اما در مثال ما نوسانات روزانه به سختی توانسته اند بر روی کندل های صعودی تاثیر گذار باشند زیرا در این جا هر کندل برابر با یک روز است و هیجانات تایم فریم های پایین تر بر روی آها تاثیر گذار نیستند. حد سود شما در تایم فریم های بزرگ، بالاتر قرار میگیرد و میزان ریسک شما نیز کمتر است زیرا حد ضرر شما در فاصله ی مناسبی نسبت به قیمت ورود قرار می گیرد و حرکات قیمت ناشی از هیجانات بازار، نیست.

چرا انجام معاملات در تایم فریم های بالاتر، کارآمدتر است؟

همانطور که می دانید، هرچقدر تایم فریم بالاتر باشد، مقدار حد سود بیشتر و مقدار ریسک کمتر می باشد. به منظور آزمایش صحت این حرف می توانید سیگنال های استراتژی شکست سه EMA (3 EMA breakouts) را در تایم فریم های مختلف بررسی کنید.

 

LiteForex: کدام تایم فریم برای انجام معاملات بهتر است؟

 

در تصویر می توانید ببینید که سیگنال ها  چگونه بر اساس این استراتژی در تایم فریم D1 عمل کرده است. همانطور که از نمودار نیز روشن است: بیش از 7 پوزیشن، طبق این استراتژی باز شده است و فقط یک مورد از آن ها با ضرر بسته شده است که در حد 92 پوینت می باشد. 6 معامله بعدی با 18050 پوینت برای یک نصف سال بسته شده اند و حال بیایید ببینیم سیگنال های همان استراتژی در تایم فریم های کوتاه تر مانند H1 چه بازدهی داشته اند:

 

LiteForex: کدام تایم فریم برای انجام معاملات بهتر است؟

 

همانطور که از نمودار نیز مشخص است، بیش از 8 پوزیشن طبق این استراتژی باز شده اند که فقط دو عدد از آنها به سود رسیده است و 6 معامله دیگر ضرر ده بوده است. این اتفاق به این دلیل افتاده است که نوسان در این بازه زمانی شدید تر می باشد و به همین نسبت خطای میانگین های متحرک نیز افزایش می یابد. اندیکاتور فقط به این دلیل خطا داده است که نمی توانسته به موقع نسبت به این حرکات واکنش نشان دهد.

در بازه های زمانی طولانی تر چنین جهش های قیمتی وجود ندارند، بنابراین، استراتژی فوق اثبات می کند که کارایی در تایم فریم های بالاتر، بیشتر است.

من مثال را بر اساس یک استراتژی به خصوص توضیح دادم؛ اما نتایج استراتژی های دیگر متفاوت نخواهد بود. چرا که اینجا استراتژی مهم نیست بلکه پویایی و تحرکات نوسانات قیمت روزانه بیشترین اهمیت را دارند.

استراتژی های خاصی برای انجام معاملات کوتاه مدت وجود دارد که به آنها اسکالپینگ می گویند. اسکالپینگ پیشنهاد می دهد که سود جزئی از معاملات داشته باشید در عوض نتایج معاملاتی خود را با انجام تعداد معاملات بیشتر بهبود دهید. در صورتی که به صورت دستی معامله می کنید تمام این استراتژی ها صدمات دائمی به سلامتی شما خواهد رساند و مانند افرادی خواهید شد که زمان زیادی را صرف انجام معاملات می کنند و در نهایت به سختی به نتایجی که انتظار داشتند می رسند. از این سو استراتژی های اسکالپینگ که بر اساس معامله خودکار طراحی شده اند، ارزش مطالعه را ندارند. آنها فقط به این درد می خورند که سرمایه هنگفتی را صرف اسپرد و کارمزد به بروکر کنید چرا که تعداد معاملات باز شده در این روش بسیار زیاد می باشد. (بیش از 300 عدد در روز)

از این گذشته، استراتژی های بسیار زیادی در این زمینه وجود دارند که هر کس می تواند با توجه به سلیقه خود انتخاب مناسبی داشته باشد. مهمترین موردی که باید رعایت شود، زمانی است که می خواهید برای هر معامله صرف کنید. طبق آمار های جهانی، کاربردی ترین استراتژی ها در تایم فریم های بالاتر، بهره وری دارند.

ساده سازی و صبر - کلید موفقیت در معاملات فارکس!

در نهایت، زمان آن رسیده است که دلیل توصیه ام را برای استفاده از تایم فریم های بالاتر را برای شما روشن سازم.

چندین معضل بزرگ وجود دارد که معامله گران کوتاه مدتی، همیشه با آنها رو به رو هستند. اما بنا به دلایل مختلف، آنها نمی توانند این مشکلات را شناسایی و از آنها دوری کنند.

1.نویز های قیمتی. به نوسانات جزئی قیمت، در بازه های کوتاه مدت به دلیل تعادل تقاضا/عرضه، نویز قیمتی گفته می شود. این عامل بیشتر به دلیل فعالیت مارکت میکرها ایجاد می شود و قابل پیشبینی نمی باشد؛ بنابراین برای معاملاتی با حد سود های کوچک خطرناک می باشد. به روند هایی که در تایم فریم های کوتاه تر از H1 تشکیل می شوند و بیشترین میزان سود دهی آنها به ندرت از نوسانات روزانه متوسط بالاتر می رود، روند های محلی گفته می شود. طبق آمار، میانگین سود دهی روند های محلی حدود 400-500 پوینت می باشد. با چنین میزان سودی، ریسک یا حد ضرر نیز باید نسبت به این اعداد تنظیم شود، که اغلب معامله گران نیز در همینجا مرتکب اشتباه می شوند. نویز قیمتی با نوسانات بازار رابطه ی مستقیم دارد و برای برخی از جفت ارزها بین 300 تا 400 پوینت متغییر می باشد. اگر حد ضرر شما از این محدوده تجاوز نکند، به احتمال 100 درصد با نویز های قیمت فعال خواهد شد، پس پوزیشن شما حدودا با احتمال 100 درصد با ضرر بسته خواهد شد. فقط در صورتی می توانید از فعال شدن استاپ لاس خود دوری کنید که حجم سفارش خود را افزایش دهید، که این عمل نیز باعث تغییر استراتزی شما خواهد شد و کار اشتباهی است.

2.احساسات و هیجانات. به واکنشات شما نسبت به تغییرات مکرر قیمت و تغییرات میزان سود یا ضرر هیجانات گفته می شود. می دانید که یکی از عوامل اساسی برای بهبود نتایج معاملاتی شما، کنترل استرس می باشد. حتی معامله گران حرفه ای که برای سال ها و دهه ها معامله کرده اند، از تنش روانی رنج می برند چه برسد به افرادی که تازه وارد بازار شده اند. 99 درصد آن ها از معاملات فقط به خاطر نا امیدی خارج می شوند.  دلایل ناشی از تنش روانی کاملا مشهور هستند، یعنی ترس و طمع. طمع مانع از تحلیل درست و بی طرفانه ی اوضاع می شود و هنگامی که باید اشتباهات و ضرر خود را بپذیرید مانع از انجام آن می شود و مدام شما را به برگشت قیمتی امیدوار می کند و شما هم به ضرر خود اجازه ی رشد  میدهید.

ترس زمانی اتفاق می افتد که معامله ی شما وارد سود می شود. ترس زمانی به سراغ شما می آید که فکر می کنید قیمت در هر لحظه ممکن است برگشت انجام داده و در خلاف جهت شما حرکت کند و شما سود خود را از دست بدهید. در بازه های زمانی کوتاه مدت، این عوامل به دلیل نوسانات مکرر حاد تر می شوند. هر چقدر تحرک قیمت سریع تر باشد شما با احساسات خود بیشتر درگیر خواهید شد و خطا های بیشتری انجام خواهید داد. هر چقدر تایم فریم بالاتر باشد، نوسانات قیمت کمتر به چشم خواهد آمد، بنابراین درگیری روانی شما کمتر خواهد شد و در هنگام معامله تصمیمات بهتری خواهید گرفت.

3 .معضل: بدنه یا دم. این یک سوال ابدی هر تحلیل گر تکنیکال می باشد که چطور باید سقف و کف قیمت را به درستی رسم کنیم، از بدنه کندل، یا دم آن (سایه)؟ نقاط ورود و خروج شما به طور مستقیم به نحوه ترسیم روند بستگی دارد، به خصوص نحوه قرار دادن روند در نمودار. در بازه های زمانی کوتاه، این سوال بسیار مهمی می باشد چرا که باید شما همیشه نویز های بازار را به روند اصلی اضافه کنید. راندمان معاملات معمولا به خط روند صحیح بستگی دارد. در تایم فریم های طولانی تر، اندازه دم ها، در مقایسه با بدنه چندان قابل توجه نیستند و نحوه ترسیم خط نیز چندان مهم نیست. بیشتر اوقات، روند در بازه های زمانی طولانی شبیه محدوده قیمت می باشد، بنابراین نقاط ورودی شما، به نحوه ترسیم خطوط بستگی ندارد.

4 .زمانی که برای انجام معاملات صرف می کنید. این نیز یکی از پارمتر های مهم دیگر است و یکی از مهم ترین مسائلی که به آن اشاره می کند، تاثیر معاملات بیش از حد بر روی سلامتی شما است. اگر شما بیش از نصف روز را پشت کامپیوتر بگذارنید به صورت ذهنی و جسمی خسته خواهید شد. این مساله منجر به  انجام خطاهای بیشتر، تحریک پذیری بیشتر و عوامل منفی دیگر خواهد شد. برای مثال اگر بخواهید از استراتژی های اسکالپینگ در معاملات خود استفاده کنید، مجبورید روزانه بیش از 10 ساعت پای مانیتور بنشینید. همه ی ما کم و بیش با فرآینده تریدنگ آشنا هستیم و می دانیم که معامله گری شغلی نیست که نیاز به صرف زمان بیش از اندازه داشته باشد و زمانی که ساعات زیادی را پشت مانیتور سپری می کنیم دیگر لذتی از انجام معاملات نخواهیم برد، بنابراین این عامل تاثیر بسیار بدی بر بیزنس ما خواهد گذاشت.

انجام معاملات در تایم فریم های کوتاه نیازمند مانیتور کردن مداوم بوده و اگر نتوانید از معامله خود زود تر خارج شوید، زمان بسیار بیشتری را در مقابل ترمینال صرف خواهید کرد. در تایم فریم های طولانی تر، شما باید بر پایه “خرید و فراموشی “ معامله کنید. در این حالت شما پارمتر های معاملاتی خود را از قبل تعریف می کنید و ضرورت های آن را پذیرفته و اجرا کرده اید.

سپس، شما فقط باید منتظر نتیجه باشید. از آنجایی که تایم فریم شما طولانی می باشد، نتیجه به یک باره حاصل نمی شود، و در چند هفته یا چند ماه به نتیجه خواهید رسید و چیزی که بسیار مهم است این است که اگر جهت قیمت را صحیح تشخیص داده باشید، حرکت نرم قیمت به منطقه ای که تشخیص داده اید را به آرامی مشاهده خواهید کرد. برای مانیتور کردن، فقط نیاز دارید تا ترمینال خود را برای چند دقیقه در روز باز کنید تا مطمئن شوید جهت را درست تشخیص داده اید. شما می توانید بقیه وقت خود را استراحت کرده و وقت خود را صرف فعالیت های روزانه خود کنید.

با توجه به دلایلی که در بالا ارائه شد، تایم فریم های بلند مدتی کم ریسک تر و پر بازده تر هستند اما تنها ایراد آنها کند بودن آنها است. اگر معامله گران بتوانند صبر خود را کمی افزایش دهند به راحتی می توانند در تایم فریم های بلند مدتی به سود دهی برسند.

چگونگی انجام معاملات در تایم فریم های بلند مدتی

 

LiteForex: کدام تایم فریم برای انجام معاملات بهتر است؟

 

در نمودار بالا، می توانید نمونه ای از چگونگی شناسایی و باز کردن یک پوزیشن بلند مدتی را در جفت ارزی AUDUSD ببینید، که شامل بازه زمانی w1 می باشد. در این نمودار هر کندل برابر یک هفته می باشد.

به عنوان مثال؛ نمودار نشان دهنده یک نوسان قدرتمند روزانه می باشد؛ این فقط یک کندل معمولی در این نمودار محسوب می شود که بدون تاثیر عوامل فاندامنتالی، با چنین قدرتی تشکیل شده است. اگر همان هفته را در بازه زمانی H1 بررسی کنید، خواهید دید که قیمت به شدت و به صورت مرتب پرش داشته است و باعث می شود که حد ضرر ها فعال شده و معامله گر با ضرر های هنگفتی رو به رو شود.

برای کار با تایم فریم های بلند، هرچه استراتژی شما ساده تر باشد، کارایی بیشتری خواهد داشت. ساده ترین و سود آورترین استراتژی همیشه استراتژی پایه ای “شکست خط روند” یا “برگشت روند” می باشد. فقط مهم است که قوانین این استراتژی را رعایت کرده و نقاط ورود و خروج را به درستی انتخاب کنید.

فقط کافیست منتظر شکست خط روند و خروج قیمت از کانال مانده و یک سفارش در حال انتظار (پندینگ) ثبت کنید. در این مثال یک سفارش فروش (سل استاپ) ثبت شده است. شما سفارش خود را در کف (لو) موج قبلی قرار می دهید. همانطور که در تصویر نیز مشاهده می کنید پس از شکست خط روند سفارش فروش ما فعال شده است (با خط سبز مشخص شده است).

حد سود شما در اولین کف (لو) ایجاد شده توسط روند قرار می گیرد؛ یعنی خط صورتی حد سود 1 می باشد. ما احتمال می دهیم که قیمت به این سطح خواهد رسید. سطوح دیگری نیز وجود دارد، اما آنها طبق نمودار خیلی پایین تر هستند و منطقی نیست قبل از رسیدن به هدف اول روی آنها حساب کنیم.

شما همچنین باید ضرر های احتمالی خود را محدود کنید و حد ضرر معامله را حتما تعیین کنید، خط قهوه ای حد ضرر می باشد. همانطور که از نمودار نیز مشخص است، سود و ریسک مورد انتظار تقریبا برابر است و حدود 6500 پوینت می باشد کافی است مراقب حد ضرر خود باشید تا به دلیل نوسانات بازار فعال نشود. البته همانطور که گفتیم در تایم فریم های بلند مدت، نویز های قیمتی وجود ندارند و زمانی که حد ضرر شما فعال شود بدان معناست که یک حرکت جهانی بر خلاف شما شکل گرفته است که چنین حرکت هایی به ندرت اتفاق می افتند.

اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، قیمت بدون پرش و بدون اینکه تنشی در احساسات شما ایجاد کند به سمت حد سود حرکت خواهد کرد. و به سود هدف گذاری شده ای که قبلا محاسبه کردید خواهید رسید و ترس یا طمع بیش از حدی در شما ایجاد نخواهد شد. به عبارت ساده، در صورتی که هیچ نوسان شدیدی وجود نداشته باشد، دلیلی هم برای نگرانی وجود نخواهد داشت. این مثال در زمان نگارش مقاله در نمودار واقعی شرح داده شده است. بنابراین، طی دو ماه، هر خواننده می تواند بررسی کند که آیا قیمت به سطح سود در نظر گرفته شده خواهد رسید یا نه.

 

LiteForex: کدام تایم فریم برای انجام معاملات بهتر است؟

 

بیایید یک مثال دیگر از یک سفارش باز شده در تایم فریم پایین تر را بررسی کنیم. تایم فریم این معامله D1 می باشد که هر کندل آن برابر با یک روز است. نمودار قیمتی USDCAD را مشاهده می کنید. باز هم، با موضوع جدیدی رو به رو نیستیم، در اینجا نیز از همان استراتژی برگشت روند محلی استفاده شده است. چرا محلی است؟ چون هنوز برای تشخیص برگشت روند جهانی، خیلی زود می باشد؛ اما معامله گران می توانند به راحتی در کانال صعودی محلی، معاملات خود را انجام دهند.

همانطور که می بینید. یک نقطه ورود مانند مثال قبل در سطح خط قهوه ای برای فروش قرار داده شده است. حد سود با خط بنفش نشان داده شده است. چرا همانند مثال قبل، حد سود در اولین کف (لو) روند قرار ندادیم؟ چون ایندفعه معامله ما با وجود این که بر اساس استراتژی شکست انجام شده است اما در اینجا ما یک کانال بلند مدتی تر داریم که در اصل یک کانال جهانی می باشد و طبق استراتژی نمی توانیم حد سود خود را بیرون این کانال قرار دهیم پس باید آن را نسبت به آخرین کف (لو) قیمتی قرار داد.

حد ضرر در آخرین سقف (های) قیمتی قبل از شکست، قرار می گیرد (با رنگ قرمز نشان داده شده است). مقدار حد ضرر 2000 پوینت تعیین شده، پس به این راحتی ها فعال نمی شود. حد سود در نظر گرفته شده 3200 پوینت می باشد پس نباید برای پایان معامله زیاد صبر کنید و این معامله می تواند از یک هفته تا یک ماه زمان بر باشد. من به شخصه این معامله را در بازار واقعی انجام داده ام و می توانید معامله من را دنبال کنید و ببینید که به حد سود می رسد یا خیر.


برای جمع بندی در بحث تایم فریم، می خواهم این نکته را نیز اضافه کنم که تایم فریم انتخابی، مستقیما بر روی بازدهی کار شما تاثیر گذار است. اگر اغلب از نتایج معاملات خود نا امید می شوید سعی کنید تایم فریم خود را تغییر دهید و در این صورت شاید نتایج معاملاتی شما بهتر شوند. از این گذشته، پس از انتخاب تایم فریم باید به شدت به استراتژی خود پایبند باشید و از قوانین محکمی برای مدیریت سرمایه ی خود پیروی کنید.

حال وقت آن رسیده است که تمرین کنید و تایم فریم های مختلف را خودتان امتحان کنید. مطالب بالا را مطالعه کرده وخودتان را به چالش بکشید - در یک حساب دمو در تایم فریم های مختلف وارد معامله شوید

استراتژی استوکاستیک رنگین کمان

استراتژی های معاملات روزانه در فارکس

سیستم های معاملاتی فارکس بر اساس اندیکاتورهای چندگانه: اصول اندیکاتور ها، اصول کاربردی، شرایط ورود و خروج از معاملات.

صدها استراتژی فارکس مبتنی بر تحلیل های تکنیکال و فاندامنتال وجود دارد. بعضی از معامله گران ترجیح می دهند سیستم های معاملاتی خود را بر اساس یک یا دو اندیکاتور ابتدایی ایجاد کنند، و بعضی دیگر به ترکیب ابزار های پیچیده تر علاقه مند هستند. اغلب افراد بر این باورند که وجود خطوط زیاد در نمودار، باعث سر در گمی معامله گر می شود، ولی من با مثال های عملی به شما ثابت خواهم کرد که این عقیده درست نمی باشد. در این مقاله، شما با تئوری اسپاد استوکاستیک (Spud stochastic)، اندیکاتور محدوده رنگین کمان (Rainbow range) و با اندیکاتور های بحث بر انگیز Alligator (تمساح) و AntiAlligator و دیگر استراتژی هایی که مبتنی بر این اندیکاتورها می باشند، آشنا خواهید شد.

چه زمانی باید از اندیکاتور های "چندگانه" استفاده کنیم. مثال هایی از استراتژی های اصلی به همراه اندیکاتور ها.

به نظر شما چند اندیکاتور کارآمد برای معاملات روزانه یا بلند مدت وجود دارند؟ منظورم این است که، برای مثال، شما می توانید از سه میانگین متحرک، اما با دوره های مختلف استفاده کنید؛ یا ترجیح می دهید با برسی چندین خط روند و تطبیق آنها با اندیکاتور ها و سپس تایید گرفتن از اسیلاتور ها معاملات خود را انجام دهید؟

مطمئنم که این سوال جواب های متفاوتی خواهد داشت. حتما نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید، من همیشه دوست دارم از نظرات مطرح شده در کامنت ها درس بگیرم. آنچه که من در اینترنت یافته ام:

  1. منطقی نیست که فقط با یک روش تحلیل خود را انجام دهید. اغلب تریدرهایی که فقط از یک روش (مثلا: فقط از اندیکاتور ها – کندل شناسی- خطوط حمایت و مقاومت) برای انجام تحلیل استفاده می کنند، ضررده هستند.
  2. بهترین ترکیب اندیکاتور ها، استفاده از اندیکاتور های تاخیر دار و پیشرو در کنار هم است. این دو در کنار هم بهترین ترکیب را میسازند.
  3. استفاده از چندین اندیکاتور در معاملات روزانه کار درستی نمی باشند:
  • بی فایده است. شما می توانید همزمان از استو کاستیک، RSI و دیگر اوسیلاتور ها در کنار هم استفاده کنید ولی مشاهده خواهید کرد، با وجود اینکه وظیفه ی تمام آنها نشان دادن نواحی اشباع خرید و فروش است، اما سیگنال های متفاوتی را اراعه می دهند. یک توضیح منطقی برای این مشکل وجود دارد؛ یک اوسیلاتور خاص برای یک نوع وضعیت بازار انتخاب شده است پس ترکیب آنها نمی تواند کارآمد باشد.
  • تحلیل چندین اندیکاتور در زمان کم، دشوار است. هرچقدر تعداد بیشتری خط در نمودار وجود داشته باشد، شما نیاز دارید بیشتر تمرکز کنید ( این مساله مربوط به معاملات روزانه می باشد، یعنی تعداد سیگنال های دریافتی شما زیاد است) و در این شرایط شما بیشتر با خطا مواجه خواهید شد و یا سیگنال های بیشتری را از دست خواهید داد. بیشتر معامله گران ترجیح می دهند به جای مانیتور کردن تمام وقت صفحه، از فلش ها و هشدار های صوتی استفاده کنند.

به نظر من این نظریه ها جای بیشتری برای بحث کردن دارند، پس من دوباره از خوانندگان این مقاله درخواست دارم نظرات خود را در این مورد در قسمت کامنت با ما به اَشتراک بگذارند. در این مقاله تعدادی از ابزار ها و استراتژی های جالبی که خود من از آنها استفاده می کنم را به همراه مثال های واقعی توضیح خواهم داد و اثبات خواهم کرد، استراتژی هایی که از اندیکاتور های چندگانه بهره می برند، همچنان می توانند کاربردی باشند.

بهترین استراتژی های فارکس با اندیکاتور های چندگانه

سوال بعدی. یک اندیکاتور چطور ساخته می شود؟ برای ساخت آن نه تنها باید تجربه معامله گری داشته باشید بلکه باید ریاضیات را نیز درک کنید، البته بحث کد نویسی و اصلاح آن نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. در حقیقت این کار ساده تر از چیزی است که به نظر میرسد. بگذارید مسئله را این طور بیان کنم، هیچ روش جدیدی در توسعه ی اندیکاتور های فارکس وجود ندارد. تمام این اندیکاتور ها بر پایه ی اندیکاتور های قدیمی همانند استوکاستیک و میانگین های متحرک بنا شده اند و خود این اندیکاتور های قدیمی نیز در اوایل پیدایش، برای فارکس طرحی نشده بودند. به طور مثال استوکاستیک برای محاسبه ی مقدار آهک در ساخت فولاد ایجاد شده بود و پس از گذشت مدتها، در فارکس نیز استفاده شد. بسیاری از اندیکاتور های پیچیده بر اساس میانگین های متحرک، استوکاستیک و غیره ساخته شده اند. استراتژی هایی که در این مقاله بررسی می کنیم، از این قاعده مستثنی نیستند.

1 . تئوریSpud Stochastic Thread

این سیستم معاملاتی در سال 2007 در یکی از فروم های معاملاتی معرفی شد. این شیوه به این علت جالب به نظر رسید که از اوسیلاتور استوکاستیک به صورت غیر معمول استفاده می کرد. استراتژی هایی که دارای دو اوسیلاتور باشند بسیار متداول هستند اما  توسعه دهندگان این روش، پا را فرا تر گذاشته و تصمیم گرفتند از اوسیلاتور هایی با پارامترهای مختلف، (دوره های %D با پیش فرض حرکت آرام و %K) استفاده کنند. استراتژی مقدماتی از 18 اوسیلاتور استوکاستیک استفاده می کند (البته می توانید تعداد آنها را به به سلیقه خود تغییر دهید)، که هنگام سیگنال دهی ما به صورت بصری یک “طناب” را می بینیم که در کف ها و سقف ها تشکیل می شود (یعنی هنگام تشکیل سیگنال تمام خطوط باهم فشرده شده و به صورت طناب دیده می شوند).

شما به 18 خط %K استوکاستیک که از 6 تا 24 (6,7,8,...,24) تنظیم شده اند، در همان تایم فریم  نیاز دارید. اصول این روش به گونه ای است که در اکثر موارد، خطوط استوکاستیک یک شبکه، به جهت های مختلفی حرکت می کنند. تایم فریم های پیشنهادی 1H و 4H می باشند. شما می توانید از تایم فریم M30  نیز استفاده کنید اما توصیه می کنم کمتر از این تایم فریم نروید زیرا در هنگام هیجانات قیمت، در ارزیابی بازار دچار مشکل خواهید شد.

تمام خطوط استوکاستیک معمولا از این سه گروه تشکیل شده اند:

  • .LTFSاستوکاستیک های تایم فریم های کوتاه تر (K: 6-13%)؛
  • استوکاستیک پایه، خط BS با %K = 14 ؛
  • HTFS. استوکاستیک تایم فریم های بلند تر (%K: 15-24).

در واقع، هیچ طناب ایده آلی وجود ندارد که توسط این خطوط نمایان شود، اما هر چقدر این طناب نازک تر باشد بهتر است. در اصل خطوط باید تا حد امکان به هم دیگر نزدیک تر شوند و بدون فظای خالی و تقاطع و تحرکات تصادفی در کنار هم قرار گیرند. همانطور که تجربه هم اثبات کرده است، طناب، قبل از یک یا دو کندل از ظهور یک قله نمایان می شود.

حال بیایید ببینیم این سیستم معاملاتی فارکس چگونه کار می کند.

در این استراتژی ما از اندیکاتور اصلاح شده اسپاد استوکاستیک استفاده کردیم. این اندیکاتور شامل 8 اوسیلاتور می باشد که نوعی طناب استوکاستیک را می سازد. این طناب ها برای "کند" و %D مقدار یکسانی دارند، اما در %K مقدار های متفاوتی ارائه می دهند. هنگامی که همه 8 خط در یک طناب قرار گیرند، سیگنال ورود دریافت می شود. زمانی که آنها از لحاظ بصری نزدیک به هم هستند و در حال معکوس شدن هستند، شما باید وارد معامله شوید.

لحظات مهم :

  • نقطه همگرایی طناب استوکاستیک، باید در مناطق کف یا سقف قرار گرفته باشد. اگر طناب در بالای سطح 20 یا  زیر سطح 80 شکل بگیرد و سپس شروع به باز شدن بکند، نباید وارد معامله شوید.
  • هنگامی که طناب خیلی زود تر از زمان رسیدن به اوج خود شکل بگیرد (یعنی خطوط به موازات هم و حداقل فظای خالی حرکت کنند)، نشان گر یک روند قوی می باشد. حتی اگر اسپاد استوکاستیک وارد منطقه اشباع خرید یا فروش شود، بهتر است از ورود به بازار خودداری کنید.

ابزار دیگر که در اینجا استفاده می شود یک نوع فیلتر می باشد، این اندیکاتور تحلیل گر، چرخه کوفر اکسترموس (Cycle Koufer Extremus) نام دارد. به ندرت از آن در استراتژی ها استفاده می شود، اما درموردی که ما بحث می کنیم بسیار کاربردی می باشد. این ابزار انتهای موج های روند را مشخص می کند و در اینجا می تواند به عنوان یک ابزار مکمل استفاده شود.

موارد مورد نیاز برای این استراتژی:

  • تایم فریم مورد استفاده شما نهایتا باید M30 باشد، بهتر است از تایم فریم های کوتاه تر استفاده نکنید.
  • این استراتژی بجز جفت ارز های اگزاتیک، بر روی تمامی جفت ارز ها کاربرد دارد (در جفت ارزهای اگزاتیک بیشتر می توانید از استراتژی های بلند مدتی تر استفاده کنید)

می توانید فلش های گرافیکی و هشدار های صوتی را به دلخواه فعال یا غیر فعال کنید (بسیاری از افراد  این ابزار ها را خاموش می کنند)، مقدار %D و کند برای هشت استوکاستیک باقی مانده، 3 می باشد. به عبارت دیگر %K از 6 به 24 به این گونه تغییر خواهد کرد : 6,9,12,14,16,19,21,24

همچنین من پیشنهاد می کنم سطح مشترک 20 و 80 را تغییر داده و محدود باریک تری برای مناطق اشباع خرید و فروش تعیین کنید یعنی 15 و 85. این تغیییر، تعداد سیگنال ها را کاهش داده و از ورود های اشتباه جلوگیری خواهد کرد. در تئوری اصلی اسپاد استوکاستیک، پیشنهاد شده است که از سطوح 23.6 و 76.4 در صد فیبوناچی، به عنوان مرز های کانال استفاده شوند.

تنظیمات چرخه کوفر اکسترموس: میانگین متحرک تند = 12، میانگین متحرک کند =24 ، کراس =50

(fast moving average (МА) = 12, slow moving average = 24, Crosses = 50)

بر اساس اینکه در کدام جفت ارز قصد انجام معاملات را دارید، پارامتر های اندیکاتور را تعیین کنید. تنظیمات پیشنهادی بهتر است برای ارزهای اساسی تنظیم گردد چرا که این تنظیمات در جفت EUR/USD سود ده بوده است. این استراتژی باید دائما بهینه شود. شما می توانید نمونه هایی از هر دو اندیکاتور را از طریق این لینک دانلود نمایید.

موارد مورد نیاز برای باز کردن یک پوزیشن خرید:

  • تمام خطوط استوکاستیک کنار هم جمع شده و یک نوع طناب تشکیل دهند. به طوری که تمام آنها تقریبا به صورت یکسان  دیده شوند.
  • بیشتر اسیلاتور ها (هرچه بیشتر بهتر) در زمان تشکیل کندل سیگنال، زیر سطح 15 قرار بگیرند. کندل سیگنال زمانی داده می شود که تمام الزامات به طور همزمان برآورده شوند.
  • چرخه کوفر اکسترموس نقطه قرمزی در نزدیکی سطح 0 ام در نمودار نشان دهد.

به محض اینکه اکثر استوکاستیک ها از منطقه اشباع فروش خارج شدند (یعنی وارد کریدور بین سطوح 15 و 85 می شوند)، شما باید یک پوزیشن باز کنید. نکته مهم آنجاست که نخ نباید هنگام خارج شدن از منطقه باز شود، در غیر این صورت نباید وارد معامله شوید (در هر صورت تصمیم با خودتان است). حد ضرر در فاصله 20 -30 پوینتی (پیپ) تعیین می گردد. استراتژی های معاملاتی فارکس به شما این امکان را می دهند که از برگشت روند نیز سود کسب کنید، که 40 الی 60 درصد سیگنال ورود دقیق ارائه می دهند. باید پوزیشن های خود را بعد از رسیدن بیشتر اسیلاتور ها (بیشتر از نصف آنها) به سطح مخالف (در مثال ما 85)، ببندید.

 

LiteForex: استراتژی های معاملات روزانه فارکس

 

تصویر بالا نشان می دهد که استوکاستیک در زیر سطح 15 در یک خط واحد جمع می شود، یک نقطه قرمز در سطح 0 ام مشخص شده است، و در حال خارج شدن از  منطقه کف می باشد (سطوح کندل های قبل از سیگنال، با مربع زرد رنگ در سمت چپ نشان داده شده اند). کندل سیگنال با رنگ صورتی مشخص شده است.

موارد مورد نیاز برای باز کردن یک پوزیشن فروش:

  • خطوط استوکاستیک در کنار هم جمع شده و یک نوع طناب را تشکیل دهند که تقریبا به صورت یکسان بر روی هم قرار گرفته باشند.
  • بیشتر اسیلاتور ها (هرچقدر بیشتر بهتر) در زمان تشکیل کندل سیگنال، بالاتر از سطح 85 قرار بگیرند.
  • چرخه کوفر اکسترموس یک نقطه قرمز در نزدیکی سطح 100 ام نشان دهد.

 

LiteForex: استراتژی های معاملات روزانه فارکس

 

زمانی که اسیلاتور ها از منطقه اشباع خرید خارج شدند، سفارش خود را باز کنید. نقطه ی قوت این استراتژی، این است که در شکار حرکات قدرتمند قیمت به ما کمک می کند. در این استراتژی اندازه ی سود و ضرر طوری در نظر گرفته شده که اگر در چند معامله متوالی ضرر کرده باشید (بعضی اوقات این اتفاق می افتد)، با یک معامله موفق می توانید تمام آن را پوشش دهید. یک نکته دیگر: بهتر است در زمان انتشار اخبار به دلیل بی ثبات شدن بازار از انجام معاملات خودداری کنید. بهترین زمان برای معامله روز ها می باشد، زیرا در شبها معمولا حرکات بازار ضعیف تر شده و در حالت فلت قرار می گیرد.

2 . رنگین کمان (Rainbow) -  یک اندیکاتور همه جانبه برای تمام تایم فریم ها

اندیکاتور رنگین کمان یک مثال مناسب از نحوه کاربرد یک ابزار پایه برای کمک به توسعه یک تحلیل گرافیکی جامع در بازار فارکس می باشد. همچنین این ابزار از نظر بصری نیز مناسب می باشد. به کمک این ابزار می توانید بیش از یک استراتژی را در معاملات خود لحاظ کنید ولی این روش برای افراد تازه کار کمی سخت است. رنگین کمان برای تمامی جفت ارز ها و تایم فریم ها، مناسب می باشد. این روش براساس میانگین متحرک های exponential (بیش از 60 منحنی، که مناطق متفاوتی تشکیل داده اند) می باشد که می توانید بر اساس آن انواع استراتژی ها را (از اسکالپینگ گرفته تا استراتژی های بلند مدت) توسعه دهید.

برای داشتن معاملات راحت تر در فارکس به کمک این اندیکاتور، باید رنگ های نواحی مهم آن را طوری انتخاب کنید که باهم اشتباه نشوند و تشخیص آنها راحت تر باشد. در نسخه اصلی رنگین کمان، ترکیب رنگ ها به شکل زیر می باشد:

  • رنگ زرد.  EMA با مقدار دوره «2» تا «15» و با increment  (افزایش) «1» ساخته شده است (2،3،4...15).
  • رنگ آبی. EMA با مقدار دوره «17» به «41» و با increment  «2» ساخته شده است (17 ، 19 ، 21... 41).
  • رنگ سبز.  EMA با مقدار دوره «44» به «74» و با increment  «3» ساخته شده است (44،47،55...74).
  • رنگ قرمز.  EMA با مقدار دوره «78» به «122» و با increment  «4» ساخته شده است (78،82،86،...122)
  • رنگ صورتی.  EMA با مقدار دوره «125» به «200» و با increment  «5» ساخته شده است (125 ، 130 ، 135 ...200)

بنابراین تعداد زیادی از میانگین های متحرک به مناطق مختلفی تقسیم شده و به شما این اجازه را می دهند که کل عمق بازار را از روند کوتاه مدت تا بلند مدت مشاهده کنید. قسمت زرد منطقه روند کوتاه مدت می باشد که احتمالا برای اسکالپر ها کاربرد بیشتری خواهد داشت. قسمت آبی نشان دهنده روند های کوتاه مدت برای خرید و فروش روزانه می باشد. قسمت سبز برای افرادی مناسب است  که معاملات میان مدت را ترجیح می دهند و قسمت قرمز برای معامله گرانی که معاملات بلند مدت انجام می دهند مناسب می باشد و منطقه صورتی برای سرمایه گذارانی که قصد سرمایه گذاری چند ساله دارند مناسب می باشد.

کاربرد عملی اندیکاتور برای معامله گران مبتدی (شما می توانید تمپلیت این ابزار را از طریق این لینک دانلود نمایید)

  • نباید هیچ حرکت تصادفی از میانگین های متحرک در این مناطق وجود داشته باشد. EMA ها باید تا حد ممکن به یکدیگر نزدیک بوده، و نباید از هم عبور کرده و یا مانند امواج تیز به نظر برسند. هر قسمت در منطقه سیگنال باید دارای ضخامت یکسان باشد، یعنی مرزهای کانال ها نباید به صورت بصری باریک تر یا پهن تر شوند.
  • میانگین های متحرک باید در جهت یکسان باشند. زمانی که ترکیب بهم ریخته ی رنگین کمان، به صورت منظم قرار بگیرد باید وارد معامله شوید.
  • سیگنال خرید: نواحی رنگی طبق لیست ارائه شده در بالا، از بالا به پایین، به صورت مرتب تشکیل شده باشند (یعنی رنگ زرد باید در بالا و بقیه رنگ ها به ترتیب در پایین آن قرارا داشته باشند).
  • سیگنال فروش: نواحی رنگی طبق لیست ارائه شده در بالا، از پایین به بالا، به صورت مرتب تشکیل شده باشند (یعنی رنگ زرد باید در پایین و بقیه رنگ ها به ترتیب در بالای آن قرارا داشته باشند).

آمیخته شدن میانگین های متحرک به معنای کمبود اطمینان از بی تحرکی یا نوسانات شدید قیمت می باشد. برای اطمینان یافتن، می توانید یک اسیلاتور به این اندیکاتور اضافه کنید یا از سیگنال های کندل شناسی به عنوان تایید کننده استفاده کنید. برای مثال اگر قیمت به مدت زیادی در زیر میانگین های متحرک، حرکت کرده است، سپس با فزایش قیمت مواجه شده ایم، حتی عبور قیمت از کندترین میانگین متحرک نیز به معنی شکست بوده و ورود به یک سفارش خرید، منطقی می باشد. تمام بازه های زمانی می توانند برای این استراتژی مناسب باشند، اما بهتر است از تایم فریم H1 و  بالاتر استفاده شود.

 

LiteForex: استراتژی های معاملات روزانه فارکس

 

در همان ابتدا از نحوه شکل گیری احساسات سرمایه گذاران مشخص است که: ضخامت مناطق یکسان نبوده و مرز کانال ها با هم موازی نیستند در عوض آنها باهم تلاقی داشته و یا از هم جدا می شوند در بعضی از نقاط، کانال رنگین کمان عمومی باریک تر می شود و بعد از آن تعدادی از میانگین های متحرک شروع به حرکت در یک مسیر می کنند (نزولی). مناطق رنگی جدا شده و به وضوح مشخص شده اند. کادر قرمز، قسمتی که می توانید در آن یک پوزیشن فروش باز کنید را مشخص کرده است. مناطق طلایی قسمت های “پر هرج مرج” را مشخص می کند در واقع، شما باید زمانی که منطقه زرد کف را نشان داده و بالا تر رفت و در حال شکست خط روند عمومی نزولی بود معامله خود را ببندید (با فلش نشان داده شده است).

تنظیمات اصلی اندیکاتور رنگین کمان

  • FastEMA - تنظیمات دوره های میانگین متحرک نمایی (exponential) سریع
  • SlowEMA - تنظیمات دوره های میانگین متحرک نمایی (exponential) آهسته
  • SignalSMA - دوره ای برای میانگین های متحرک آهسته مشترک (این قسمت گاها شامل بعضی از ورژنهای اندیکاتور ها می شود که فکر نکنم نیاز به توضیح داشته باشد)
  • Thresh - یک سیگنال برای زمانی که جریان اصلی میانگین های متحرک جهت خود را عوض می کند (این سیگنال بیشتر حکم یک سیگنال تاییدی را دارد و به صورت مکمل استفاده می شود، چرا که فهم دیداری اندیکاتور را بهبود می بخشد)

رنگین کمان یک ابزار مکمل برای تحلیل بازار فارکس می باشد. زمانی که به استفاده از آن عادت کنید، می توانید از آن بهتر استفاه کنید (بعلاوه، استراتژی هایی بر اساس دو یا سه میانگین متحرک وجود دارد، که سیگنال ورود در زمان هایی ارسال می شود که میانگین های متحرک هم زمان با کندل های نزولی یا صعودی به هم می رسند). یا شما فقط می توانید آن را در یک صفحه جدا قرار داده و نمودار را به عنوان محیط اطلاعاتی مطالعه کنید.

3. Alligator یا AntiAlligator؟

3.1. Alligator

بیشتر وقت ها بازار در حال حرکت نبوده و یا بسیار پر هرج و مرج می باشد که فقط اسکالپر ها می توانند از آن استفاده و سود کنند، به طور کلی بازارهای مالی 30 تا 15 درصد از عمر خود را در روند ها سپری می کنند و بهترین استراتژی های فارکس دقیقا با هدف شناسایی این روند ها و ارائه سیگنال از همان ابتدا به کار گرفته می شوند. اندیکاتور Alligator که توسط بیل ویلیامز طراحی شده است (لازم به ذکر است که وی ابداع کننده ابزار های تکنیکال زیادی مانندAwesome Oscillator بوده است)، به صورت اختصاصی برای تشخیص روند ایجاد شده است.

اندیکاتور Alligator از سه میانگین متحرک کند شده و از فرمول محاسبه ی مبتنی بر ترکیب خطوط تعادلی که بر اساس هندسه فراکتال و تحرک غیر خطی می باشد استفاده می کند. به جای قیمت بسته شدن، این اندیکاتور از “مقدار میانگین قیمت”  منهای “مقدار /2(های + لو)” استفاده می کند. به هر حال در اینجا نمی خواهیم جزئیات فرمول الیگیتور را بررسی کنیم. این اندیکاتور به این دلیل، الیگیتور یا تمساح نام گرفته است که میانگین های متحرک زمانی پس از یک تقاطع در یک نقطه از هم جدا شده و به شکل فک تمساح ظاهر می شوند. این حالت دقیقا شبیه یک تمساح است که دهان خود را باز نگه داشته است و نشانگر یک روند قوی می باشد.

نمونه اصلی این اندیکاتور شامل موارد زیر است:

  • SMA آبی (فک). این خط که یک میانگین متحرک ساده می باشد، به فک تمساح معروف است. دوره زمانی که در آن در نظر گرفته شده است، معمولا ۱۳ روزه می باشد که به روی ۸ کندل قبل اعمال شده است.
  • SMA قرمز (دندان ها). این خط که یک میانگین متحرک ساده می باشد، به دندان های تمساح معروف است، و دوره ی زمانی آن، ۸ روزه است که به روی ۵ کندل قبل اعمال شده است.
  • SMA سبز (لب ها). این خط که یک میانگین متحرک ساده می باشد، به لب های تمساح معروف است و دوره زمانی آن، ۵ روزه است که به روی ۳ کندل قبل اعمال شده است.

برنامه های اندیکاتور:

این اندیکاتور از ابزار های همگرایی و واگرایی برای ارائه سیگنال معاملاتی استفاده می کند که فک ها نشانگر چرخش های آهسته و لب ها چرخش های سریع را پدید می آورند.

  • تمساح در حال بیدار شدن: معمولا زمانی که لبهای تمساح (خط سبز) با دندان ها (خط قرمز) و فک (خط آبی) برخورد می کند، حالت بیدار شدن تمساح به وجود می آید. اگر لب از دو خط دیگر، رو به بالا عبور کند، شاهد بیداری تمساح صعودی خواهیم بود. اگر لب از خطوط دیگر به صورت رو به پایین عبور کند، شاهد بیداری تمساح نزولی خواهیم بود.
  • تمساح در حال غذا خوردن: خط روند در حال عبور از خط سبز می باشد، که نشان دهنده قله روند است.
  • تمساح در حال سیر شدن: MA قرمز در حال ورود به محدوده های پایین تر است که نشان گر پایان یافتن روند است.
  • تمساد در حال خواب: تمامی خطوط به یکدیگر نزدیک بوده و به تدریج در یک جهت حرکت می کنند یا دائما در حال قطع کردن یکدیگر هستند، پس تشخیص جهت تقریبا کار غیر ممکنی به نظر می رسد و روند خسته به نظر می رسد.

تشخیص روند به کمک اندیکاتور تمساح (alligator)

 

LiteForex: استراتژی های معاملات روزانه فارکس

 

Alligator به صورت زیر سیگنال دهی می کند:

  • زمانی که تمامی خطوط در یک نقطه یکسان به تقاطع رسیدند یا فاصله آنها به کمترین میزان رسید، روند بازار فلت (ثابت) می باشد. شما با دریافت این سیگنال باید از معاملات خود خارج شده و منتظر بمانید.
  • فاصله گرفتن خطوط بعد از حالت فلت، نشان دهنده ی شروع یک روند جدید می باشد. هر چقدر واگرایی گسترده تر باشد، روند قوی تر خواهد بود. اگر خط آبی در پایین باشد، روند صعودی خواهد بود اگر خط آبی در بالا قرار گرفته باشد، روند نزولی خواهد بود.
  • روند تا زمانی ادامه پیدا می کند که خطوط اندیکاتور به هم نرسند (یعنی به طور موازی در حال حرکت باشند).

استراتژی های معاملاتی فارکس بر اساس alligator، بعضا به دلیل داشتن تاخیر مورد انتقاد قرار گرفته اند. به همین دلیل، شما باید بسیار مراقب باشید : مسیر قیمت را همواره کنترل کنید و سعی کنید روند هایی را انتخاب کنید که ماندگاریی بالایی دارند. (در این قسمت شاید تحلیل فاندامنتال کاربردی باشد). بازه های زمانی پیشنهادی H4 و بالاتر می باشد.

تصور می شود الیگیتور (تمساح) یک اندیکاتور محبوب لست، بنابراین من از آینه این اندیکاتور یعنی آنتی الیگیتور (AntiAlligator) برای توصیف یک استراتژی عملی معاملاتی با تصاویر واقعی استفاده خواهم کرد.

3.2. AntiAlligator

اندیکاتور آنتی الیگیتور بر عکس الیگیتور بیل ویلیامز عمل می کند. همچنین این اندیکاتور یک اندیکاتور روند می باشد، و بر اساس توضیحات ارائه شده، خلاف عملکردی که در الگیتور داشتیم را توصیه می کند. به چه دردی می خورد؟ این سوال بیانی می باشد. من واقعا از ته دل می خواهم تا نظرات خوانندگان این مقاله و معامله گران حرفه ای در این باره را بدانم. شما می توانید در زیر لینک نمونه آنتی الگیتور را پیدا کنید و هر دو اندیکاتور را با هم مقایسه کرده و نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

استراتژی هایی که بر اساس الگیتور باشند اکثرا پیشنهاد های فروش را ارائه می دهند، در حالی که اندیکاتور آنتی الیگیتور سیگنال های خرید خوبی را ارائه می دهد. گفته می شود که سیگنال های آنتی الگیتور تاخیر ندارند و من می خواهم در عمل نیز این نظریه را اثبات کنم.

استراتژی که بر اساس آنتی الگیتور باشد از یک ابزار مکمل موج روند استفاده می کند. این ابزار یک اسیلاتور برای استراتژی های معاملات روزانه است که نظرات زیادی درباره آن داده می شود. این اندیکاتور از یک میانگین متحرک ساده نمایی (ex) استفاده می کند، که نقطه شروع روند را مشخص می کند. مخالفان نظریه همگرایی - واگرایی از این اندیکاتور دوری می کنند اما، همچنان باید گفت که هیچ اندیکاتور بی عیب و نقصی وجود ندارد پس بیایید نمونه این اندیکاتور را از طریق این لینک دانلود کنیم و استراتژی را با هم مطالعه کنیم.

شرایط معاملاتی :

  • تایم فریم - M15 . برخلاف الگیتور، شما می توانید با این روش در بازه های کوتاه مدت نیز معامله کنید
  • جفت ارز -EUR/USD
  • تنظیمات آنتی الیگیتور : Jaws Period (13)، Jaws Shift (8)، Teeth Period (8)، Teeth Shift  (5)، Lips Period (5)، Lips Shift (3)، Type MA (2)، Type Price (4) ، Level 0.001 .
  • تننظیمات НTrendWave : WavePeriod (طبق تایم فریم تنظیم کنید) - 10، AvgPeriod (دوره برای هر دو میانگین متحرک) - 21، Levels: -50,50,-60,60 .

موارد مورد نیاز برای باز کردن یک پوزیشن خرید :

  • موج روند (TrendWave)، یک نقطه آبی رنگ را در زیر سطح منفی 50 نشان دهد.
  •  آنتی الیگیتور یک ستون سبز در همان کندل استیک نشان دهد.

بعد از برآورده شدن شرایط بالا، ما در کندل بعدی وارد معامله خواهیم شد. تایید سیگنال ها یک نقطه آبی زیر سطح -60 و چندین ستون سبز متوالی خواهد بود. استاپ لاس را در فاصله کوتاه تر از 20 پیپ تعیین می کنیم، بعد از دستیابی به سود 10 پیپ، پنجاه درصد از معامله را برداشت می نماییم و از بقیه با تریلینگ استاپ محافظت خواهیم کرد.

 

LiteForex: استراتژی های معاملات روزانه فارکس

 

در تصویر نیز مشخص است که اندیکاتور هنگامی که قیمت در پایین ترین سطح خود قرار دارد، ستون را رنگ می کند و این بدان معناست که در حال حاضر دهان تمساح باز است. در زمانی دیگر : ستون اول بزرگتر از ستون دوم به نظر می رسد، اما فقط چند ستون پیاپی صرف نظر از اندازه ستون آخر، می توانند به عنوان یک سیگنال قوی در نظر گرفته شوند. ستون سومی وجود ندارد، بنابراین وارد معامله می شویم.

موارد لازم برای باز کردن پوزیشن فروش :

  • موج روند (TrendWave)، یک نقطه آبی رنگ را در بالای سطح 50 نشان دهد.
  • آنتی الگیتور یک ستون قرمز در همان کندل نشان دهد.

در این شرایط ما در کندل بعدی وارد معامله خواهیم شد.

 

LiteForex: استراتژی های معاملات روزانه فارکس

 

در اینجا، می خواهم یک واقعیت قابل توجه را اذعان کنم. اگرچه آنتی الیگیتور بر خلاف الیگیتور عمل می کند، اما شما می توانید با استفاده از آن در هر دو جهت وارد معاملات شوید. بعلاوه، نسخه های مختلفی از اسیلاتور ها وجود دارند، و در صورت لزوم می توانید از آنها استفاده کنید.

چرا که نه. این سیستم ها  استراتژی های ساده دنباله ای هستند، پس، اندیکاتور ها را دانلود کرده و آن ها را در MT4 نصب کنید و در اکانت های دمو تست کنید و نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

جمعبندی. ویژگی تمامی این استراتژی ها، این است که سیگنال های زیادی ارسال نمی کنند و روشن است که چرا آنها با استراتژی های روزانه سازگار هستند. من توصیه می کنم این استراتژی ها را در جفت ارزهای مختلف پیاده کنید. به یاد داشته باشید هیچ سیستم معاملاتی بی عیب و نقصی در دنیا وجود ندارد. همه چیز به شرایط بازار بستگی دارد که همیشه در حال تغییر کردن است، بنابراین، عملکرد هر استراتژی به نتایج آزمایش در تاریخچه معاملات و تحلیل آمار بستگی دارد. شما می توانید با استفاده از این لینک در مورد بک تستینگ و بهینه سازی استراتژی ها، اطلاعات بیشتری به دست آورید.

امیدوارم این استراتژی ها برای شما مفید واقع شوند. اگر می خواهید یک ربات معاملاتی تحت این استراتژی ها ایجاد کنید، می توانید از طریق این مقاله با فرایند این کار آشنا شوید. من به دنبال فیدبک های شما هستم، پس لطفا نظرات مثبت و منفی خود و نتایج آزمایش معاملات را با ما به اشتراک بگذارید.

 

دوستان عزیز برای درک  بهتر اموزش ودیدن  یک  دوره  کامل اموزش  میتوانند  با گروه تلگرامی مون  که در  اول وبلاگ  ثبت شده   ( https://t.me/forexmortin2000x  )   ویا به ایدی مورتین   ( https://t.me/MORTIN1353  )مراجعه نمایند واز ویدئوهای ما استفاده کنند 

اموزش الیوت  قسمت اول

نظریه امواج الیوت، توسعه یافته توسط بیل ویلیامز. قسمت 1

 

الگوهای موجی. خصوصیات موج ها. سیگنال های متناوب موج. ترکیب امواج الیوت و اندیکاتور ها.

 

الگوی امواج الیوت

طبق قانون کلی امواج الیوت، هر روند از عناصر اساسی خاصی (یعنی امواج) تشکیل شده است که تمایل به تکرار شدن دارند. با توجه به حالت حرکت، امواج به دو دسته، تقسیم می شوند.

  • امواج ایمپالس (جنبشی)که روند اصلی را تشکیل می دهند
  • امواج اصلاحی که بر خلاف روند حرکت می کنند

در تجزیه و تحلیل امواج الیوت، امواجی که به عنوان عناصر موج جنبشی شناخته می شوند، با شماره علامت گذاری می شوند. عناصر امواج اصلاحی، با حروف علامت گذاری می شوند. امواج جنبشی و اصلاحی در کنار هم، یک الگوی پایه را تشکیل می دهند.

طبق تئوری امواج رالف نلسون الیوت، در هر روند 5 موج وجود دارد. بعد از تکمیل شدن موج پنجم، روند با سه روش، معکوس (برگشت) یا اصلاح می شود. بنابراین، مدل امواج ریزشی یا صعودی در کل شامل هشت موج شود. زمانی که روند برگشت انجام می دهد، چندین موج جنبشی بلند که در مجموع شامل ده عنصر می باشند، تشکیل می شوند. در ضمن، این امواج می توانند در قسمت هایی از نمودار که بر اساس زمان از هم جداشده اند، منقبض یا منبسط شوند، اما اساس آنها تغییر نخواهد کرد.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

نمودار روزانهBTCUSD ، نشان دهنده یک موج کلاسیک الیوت می باشد که از پنج موج جنبشی تشکیل شده است، قله این موج ها توسط اعداد مشخص شده اند و امواج اصلاحی نیز با حروف نشان داده شده اند. موج 1 توسط موج 2 اصلاح شده است، موج 3 توسط موج 4 و موج 5 اوج روند صعودی می باشد.

پس از کامل شدن الگوی پنج قسمتی، این الگو به یکی از امواج الگوی بزرگتر تبدیل می شود. به عبارتی دیگر، به یکی از اعضای یک موج بزرگتر تبدیل می شود. بنابراین حرکت موج 1 تا 5، در الگوی بزرگتر همان حرکت 1، 3 یا 5 محسوب می شود. بر همین اساس، توالی اصلاحی از A به C تشکیل دهنده موج 2 یا 4 در الگوی بزرگتر می باشد.

ویژگی های امواج الیوت

علاوه بر قواعد ذکر شده در بالا، برای فهم بهتر نحوه تشکیل شدن این امواج، باید با ویژگی های آنها نیز آشنا شوید. با این روش تعداد خطا های شما کاهش پیدا کرده و روند کار ساده تر خواهد شد.

موج 1

موج اول همیشه در روند مورد انتظار ما حرکت می کند. برای مشاهده محل شروع موج، شما می توانید از هر ابزاری که نشان دهنده نقطه شروع روند باشد استفاده کنید. برای مثال می توانید از سیگنال های معاملاتی استراتژی سه مرد عاقل (Three Wise Men) بیل ویلیامز استفاده کنید که در مقاله قبلی به صورت کامل با این استراتژی آشنا شدیم، همچنین می توانید به حجم معاملات تکیه کنید.

شما همچنین می توانید از اندیکاتور MFI به عنوان یک ابزار مکمل استفاده کنید. این اندیکاتور وضعیت فعلی بازار را مانیتور می کند و طبق آن نواحی اشباع خرید و فروش و سقف و کف ها را مشخص می کند که این اطلاعات می تواند در شناسایی نقطه برگشت روند به شما کمک کند. به طور پیش فرض، دوره این اندیکاتور بر روی 14 میله آخر تنظیم شده است، مناطق اشباع خرید و اشباع فروش به ترتریب در سطوح 80 و 20 قرار دارند. MFI می تواند سیگنال های زیر را ارائه دهد:

واگرایی (همگرایی) زمانی رخ می دهد که نمودار قیمت در جهت مخالف (هم جهت) خطوط MFI حرکت کند. این سیگنال نشان دهنده ی ضعف و برگشت روند می باشد. باید خاطر نشان کرد که واگرایی (هم گرایی) می تواند برای مدت طولانی مشاهده شود. بنابراین باید در کنار دیگر سیگنال های برگشتی و به منظور تایید آنها استفاده شود.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

در نمودار فوق، واگرایی با رنگ آبی و همگرایی با رنگ سبز مشخص شده است. خط آبی در نمودار قیمت که دو سقف (های) در روند صعودی را به یک دیگر وصل می کند، در خلاف جهت سقف های اندیکاتور می باشد. اندیکاتور شکسته شدن سقف اول در نمودار قیمت را نشان نمی دهد (مترجم: یعنی در داخل اندیکاتور سقفی بزرگتر از سقف قبلی تشکیل نشده). و کف قیمتی بالاتر از نمونه قبلی خود می باشد. بنابراین، دو خط که حداکثر مقادیر قیمت را به یکدیگر وصل می کند به یکدیگر گره خورده اند.

اگر خط MFI تکرار کننده حرکات صعودی قیمت در نمودار باشد، به این معنی است که همچنان سرمایه ای در حال تزریق به بازار بوده و فعالیت های معاملاتی زیادی در حال انجام است. در یک روند نزولی، زمانی که اندیکاتور حرکت قیمت را تکرار می کند، می تواند سیگنالی از این نکته باشد که معامله گران در حال برداشت سود و ترک بازار هستند.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

بیاید برای تمرین بیشتر نمودار بالا را بررسی کنیم. یک روند نزولی در نمودار  قیمتی BTCUSD وجود دارد. خطوط قرمز نشان دهنده نقاطی می باشند که هم در اندیکاتور و هم در نمودار قیمت به صورت همزمان یک کف قیمتی را تایید می کنند، و این بدان معنیست که روند نزولی ادامه پیدا خواهد کرد.

در ادامه، یک همگرایی (خط آبی) قیمتی مشاهده می شود که سعی در اصلاح صعودی قیمت دارد، و این نشان دهنده ی تلاشی دیگر از گاو ها برای افزایش قیمت است، در نمودار بالا این نکته نشانگر خستگی گاوها و ادامه ی روند نزولی است.

اگر نقاط بیشینه قیمت (سقف ها یا کف ها) توسط خطوط اندیکاتور در منطقه اشباع خرید تایید شوند، روند صعودی به زودی تبدیل به ساید وی یا روند نزولی خواهد شد. زمانی که خط MFI سطح 20 را بشکند و در همان زمان یک کف قیمتی جدید وجود داشته باشد، احتمالا یک روند صعودی جدید تشکی خواهد شد.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

برگردیم به چارت قبلی، ما همچنین نقاط ورود قیمت به نواحی اشباع خرید یا فروش را با دایره مشخص کرده ایم. زمانی که اندیکاتور  MFI به سطح 20 و 80 رسید، نمودار اصلاح موضعی قیمت و جایگزینی یک موج با موج دیگر را نشان می دهد.

زمانی که موج در حال شکل گیری است، ما باید ساختار آن را مورد مطالعه قرار دهیم و آن را در بازه های زمانی کوچک تر تجزیه و تحلیل کنیم. اگر موج اول صحیح باشد، باید از پنج موج جنبشی کوچک تر تشکیل شده باشد.

بیایید پنج موج اول مثال خودمان را پیدا کنیم.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

در اولین قسمت از موج 1، یک کندل برگشتی صعودی در نمودار یک ساعته ی BTCUSD قابل مشاهده است. به یاد داشته باشید، این میله (کندل) به اصطلاح اولین مرد عاقل، در استراتژی معاملاتی سه مرد عاقل بیل ویلیامز می باشد. برگشت صعودی، بعد از پایین ترین نقطه ی این کندل آغاز شده است (کندل بعدی باید در نیمه ی بالایی این کندل تشکیل شود) MFI .سیگنالی واضح از برگشت روند نشان نمیدهد. با این حال، خطوط MFI بر خلاف نمودار قیمت، کف را نشکسته و برخلاف نمودار قیمت در حال حرکت است که این نشان دهنده ی یک سیگنال واگرایی و هشدار برگشت روند می باشد.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

حال بیایید موج اول را بررسی کنیم. فرض می کنیم با در نظر گرفتن کامل شدن الگوی پنج موجی در داخل روند صعودی، موج اول روند صعودی تایید شده است. من ساختار پنج موج را با خطوط سبز مشخص کرده ام.

موج 2

هنگامی که اولین موج به قله ی خود می رسد، همیشه یک حرکت کوتاه در خلاف جهت انجام می پذیرد. این حرکت توسط معامله گرانی انجام می شود که سود خود را از بازار خارج می کنند. از آنجایی که بسیاری از این معامله گران، تریدر های کوچکی هستند که به اشتباه تصور می کنند، روند اولیه فقط یک اصلاح دیگر بوده و حرکت به سمت بالا در یک روند نزولی و یا حرکت به سمت پایین در یک روند صعودی فقط برای زمانی کوتاه می باشد (مترجم: آنها تصور می کنند که حرکت صعودی یا نزولی فعلی ادامه نخواهد داشت و فقط یک موج اصلاحی است).

اصلاحات قیمتی معمولا در محدوده ی بین %38 تا %62 فیبوناچی، نسبت به موج قبلی، پایان می پذیرند. گاها، امواج می توانند بزرگتر از 62 درصد باشند و به ندرت کمتر از 38 درصد هستند. در حالت دوم، این اصلاح یک اصلاح نا منظم می باشد.

همانند امواج جنبشی، امواج اصلاحی نیز دارای ساختار موجی پیچیده ای می باشند، که در بازه های زمانی کوتاه مدت به راحتی قابل شناسایی هستند. آنها نه تنها توالی های پنج موجی بلکه سه موجی نیز دارند.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

از نمودار بالا روشن است که موج بزرگ دوم شامل دنباله سه – موجه ی اصلاحی می باشد. این امواج به عنوان یک هدف قیمتی، با مدل امواج الیوت سازگار می باشند. موج دوم (مشخص شده با ناحیه بیضی) در محدودیه بین 0.382 (خط سبز زیتونی) و 0.618 (خط سبز افقی ) به پایان می رسد.

موج 3

در موج سوم معمولا دو عامل کمک کننده برای معامله گران ظاهر می شود. با آغاز موج سوم می توانیم با دقت بالایی، روند جاری بازار را شناسایی کنیم. علاوه بر این، موج سوم معمولا بزرگترین و قدرتمند ترین موج در یک روند می باشد بنابراین فرصتی برای کسب بیشترین سود را فراهم می کند. به همین دلیل است که شناسایی نقطه ی پایانی موج 2 بسیار مهم می باشد.

یکی از روش های شناسایی موج 3، شیب آن می باشد. موج های سوم اغلب نسبت به امواج اول و دوم تندتر هستند و حتی می توانند تقریبا عمودی باشند. اما همیشه اینطور نیست و اگر در مواردی که شما با آن رو به رو می شوید، موج سوم به اندازه کافی شیب دار نیست، نباید آن را به عنوان اشتباه در شناسایی موج تلقی کرد.

دومین فاکتور مهم حجم معاملات می باشد. امواج سوم معمولا با افزایش حجم همراه هستند. با این حال اگر حرکت به اندازه کافی فشرده نباشد، می تواند با حجم عادی نیز همراه باشد. اگر یک حرکت تند با حجم کم همراه باشد، که رخ دادن آن دور از انتظار هم نیست، به اصطلاح انفجار یا جهش قیمتی رخ داده است، که البته چنین روندی نمی تواند برای بازه زمانی طولانی ادامه دار باشد.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

در مثال ما، یک حرکت صعودی خیلی شدید وجود ندارد. بنابراین، طبیعی است که میزان حجم معاملات و فعالیت معامله گران در این روند کم باشد.

و سرانجام، سومین عامل مهم اخبار می باشد. ظهور موج سوم اغلب با اخبار خوب فاندامنتالی که با تحلیل تکنیکال و عوامل روانشناختی ظاهر می شوند، همراه می باشد.

محتمل ترین اهداف قیمتی، در بازه بین 100 درصد و 162 درصد  نسبتت به موج اول می باشد. گاهی اوقات، موج سوم می تواند حتی طولانی تر باشد اما به ندرت کوتاه تر از موج اول است.

بهترین راه برای شناسایی قله ی موج سوم، تشخیص ساختار پنج-موجه در بازه های زمانی کوتاه و کسب اطمینان از وجود شرایط زیر است.

  1. کندلی که نقطه ی اوج (های) آن در محدوده بین 100 درصد تا 162 درصد نسبت به موج 1، تشکیل شود.
  2. اندیکاتور MFI سیگنال برگشت روند را ارسال کند.
  3. در روند های صعودی، باید یک فرکتال (در مقاله آموزش قبلی در مورد فرکتال توضیح داده شد) در نقطه ی اوج (های) تشکیل شود، و همچنین در روندهای نزولی باید یک فرکتال در نقطه ی کف (لو) تشکیل شود.
  4. یک کندل برگشتی، به طور واضح مشاهده شود.
  5. میانگین های متحرک MACD در حال همگرایی یا جدا شدن از هم باشند.

بهتر است بدانید که حتما لازم نیست تمام شرایط بالا به طور همزمان بر قرار شوند. اما تعداد سیگنال های تاییدی ما در تایم فریم های کوچک تر، بیشتر باشد، بهتر است.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

بیایید ببینیم کدام یک از شرایط فوق در نمودار شش دقیقه ای برآورده شده اند. قله ی موج سوم در محدوده بین 100 و 162 درصد موج 1 قرار گرفته است. سیگنال های MFI نزدیک شدن قیمت به ناحیه اشباع خرید را نشان می دهند، که یک هشدار برگشت روند می باشد. علاوه بر این، کندلی که به سقف (های) محلی برخورد کرده است، یک کندل برگشتی می باشد. گرچه به این مورد هم نمیتوان زیاد اعتماد کرد و فقط نقش هشدار را برای ما ایفا می کند.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

حال بیایید نگاهی به MACD داشته باشیم. طبق معمول این اندیکاتور با تاخیر همراه است، اما همچنان سیگنال فرسودگی روند گاوی را در چند میله نشان می دهد.

موج 4

زمانی که موج سوم تکمیل گردید، تریدر های حرفه ای شروع به برداشت سود خود می کنند. اقدامات آنها عامل اصلی به وجود آمدن اصلاحات قیمتی می باشد. ساختار موج 4 در بیشتر موارد دقیقا برعکس ساختار موج دوم می باشد. اگر موج 2 ساده بود، موج 4 پیچیده خواهد بود و یا برعکس. برای مثال، اگر موج 2 زیگزاگ شکل بود، موج 4 یک اصلاح پیچیده ساید وی خواهد شد (یک اصلاح به شکل مثلث نامنظم یا نوعی الگوی پیچیده ی دیگر در تحلیل تکنیکال). انواع اصلاحات و تمایز آنها بایکدیگر را در درس بعدی بررسی خواهیم کرد.

همچنین تحقیقات جالبی نیز وجود دارد که بر اساس آن، در تشخیص موج چهارم الیوت، معمولا از هر پنج تشخیص، چهارتای آنها اشتباه است (البته با تمرین و تکرار میتوانید در آینده به راحتی این موج را تشخیص دهید). پس اگر مطمئن نیستید کدام موج در حال توسعه می باشد، احتمالا موج 4 در حال شکل گیری است. اگر بتوانید کم و بیش و با دقت نقطه ی نهایی آن را دریابید، می توانید به سود خوبی دست پیدا کنید.

هرچند در اغلب موارد موج 4 اهداف قیمتی کوچک تری را لمس می کند و معمولا اندازه ی آن به 38 تا 50 درصد موج سوم میرسد. البته این موج، معمولا طولانی تر از موج 2 شکل می گیرد. علاوه بر این، ممکن است 20 درصد از امواج به سطح 38 درصد نیز نرسند، و رخ دادن این حالت دور از انتظار نیست. من همچنین می خواهم قانون مهمی را برای شما یادآوری کنم، موج 4 به سختی از قله ی موج 1 بالا تر می رود.

برای پیدا کردن نقطه نهایی موج 4، من از همین شیوه استفاده خواهم کرد. من الگوی سه-موجی تشکیل شده در موج چهارم را آنالیز می کنم، و طبق آن حد سود و اهداف قیمتی را مشخص خواهم کرد. علاوه بر این سیگنال های دریافتی از MFI  و MACD را بررسی خواهم کرد و سپس یه سراغ فرکتال ها و کندل های برگشتی خواهم رفت.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

در نمودار قیمتیBTCUSD ، نقطه بیشینه ی موج 4 با ناحیه بیضی مشخص شده است. کف قیمتی کمی بالا تر از 50 درصد موج 3 تشکیل شده است، بنابراین این ناحیه جای مناسبی برای برگشت روند می باشد. اندیکاتور MFI نیز کمی قبل تر از برگشت قیمتی، وارد ناحیه ی اشباع خرید می شود، و بدین ترتیت نشانه هایی از شکل گیری برگشت قیمتی را ارائه می دهد. همچنین یک فرکتال در کف قیمتی تشکیل شده است اما هیچ اثری از کندل برگشتی دیده نمی شود.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

اندیکاتور MACD اندکی بعد سیگنال برگشت را ارسال می کند. به یاد داشته باشید، ما از ابزار به عنوان یک تاییدیه گرفتن استفاده می کنیم. مهمترین مزیت این اندیکاتور دقت بالا در پیشبینی می باشد. به همین دلیل است که یکی از آخرین سیگنال هایی است که برای تایید تحلیل استفاده می شود.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

بیایید ساختار موج 4 ام را باهم بررسی کنیم. همانطور که قبلا هم اشاره کردم، ساختار این موج اغلب بر عکس موج 2 است. به یاد داشته باشید که در مثال ارائه شده، موج سه، یک زیگزاگ سه موجه ساده بود. موج چهارم ساختاری مثلث شکل داشت که از پنج عنصر A-B-C-D-E (در نمودار با خطوط قرمز نشان داده شده است) تشکیل شده اند. احتمال وجود چنین ساختارهایی باید هنگام تحلیل موج 4 در نظر گرفته شود، چرا که تعبیر اشتباه ممکن است منجر به ورود در نقطه اشتباه شود.

موج 5

این موج به اندازه موج 3 ارزشمند نمی باشد، اما همچنان می توانید با استفاده از آن موقعیت های مناسبی برای گرفتن سود بیابید. به این دلیل است که اگر آغاز موج سوم را برای سودگیری از دست داده اید می توانید از موقعیتی که در موج 5 ایجاد شده است استفاده کنید. علاوه بر این، حتی اگر از موقعیتی که در موج 3 داشته اید به خوبی استفاده کرده اید و سود کسب کرده اید با این موج می توانید سود خود را بیشتر کرده و بیشترین استفاده را در انتهای روند کسب کنید. من پیشنهاد می کنم انتها موج 5 را با استفاده از همان روش هایی که هنگام آنالیز امواج 3 و 4 بررسی کردیم، تعریف کنید.

برای شناسایی اهداف قیمتی، من از روش TOM JOSEPH که یکی از دنبال کنندگان امواج الیوت می باشد استفاده خواهم کرد. در ابتدا، ما نیاز داریم تا اختلاف بین قیمت در ابتدا موج 1 با قله موج 3 را اندازه بگیریم سپس 62 درصد و 100 درصد مقدار محاسبه شده را به انتها موج 4 اضافه می کنیم. احتمالا الگو مورد نظر در محدوده ی این اعداد به پایان خواهد رسید. برای افزایش دقت محاسبات، می توانیم موج اصلی را به پنج موج با درجه کمتر تقسیم کرده و برای موج پنجم با درجه کمتر محسابات مشابه را انجام دهیم. در بسیاری از موارد، دامنه باریک در محدوده ای وسیع عمل خواهد کرد.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

بیایید به کمک یک مثال ببینیم روش Tom Joseph چگونه عمل می کند. همانطور که می بینید، مناطق هدف برای موج پنجم از این درجه با یکدیگر مطابقت ندارند (آبی و زیوتنی). در نتیجه، به دلیل گسترش موج 3 با درجه کمتر، نقطه اکستریم (قله) موج 5 بالا تر از 100 درصد خواهد رفت، اما در امواج بررسی شده با درجه های بیشتر، این نقطه حتی به 50 درصد هم نرسیده است. این موارد در عمل کمیاب نیستند، بنابراین شرط لازم برای اتمام راه، رسیدن قیمت به منطقه هدف نیست.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

اکنون، ببینیم دیگر ابزار ها چه سیگنال هایی ارائه می دهند. MFI در سطح اشباع خرید قرار دارد، یک فرکتال نیز در قله ی موج دیده می شود و همچنین یک کندل برگشتی نیز قبل از قله ی موج، قابل مشاهده است.

 

LiteForex: امواج بیل ویلیامز : الگوهای ساده موجی و ویژگی های نظریه امواج الیوت

 

MACD، معمولا بعد از چند کندل، سیگنال برگشتی را ارائه می دهد. بنابراین، حتی اگر برخی از شرایط براورده نشده باشد، علائم کافی برای فرض اتمام موج 5 وجود دارد.

خب، ما ساختار امواج جنبشی را در نظریه امواج الیوت بررسی کرده ایم، همچنین آموختیم که چگونه نقاط آغازی و پایانی امواج را شناسایی کنیم. در مقاله ی بعدی، با انواع اصلاحات قیمتی، بیشتر آشنا شده و اسرار مربوط به هدفمند تر شدن تحلیل را فاش خواهیم کرد، چرا که بسیاری از تحلیل گران بر این باورند نظریه ی امواج الیوت، بیش از حد ذهنی می باشد. در انتها، من این موارد را جمع بندی کرده و یک سیستم معاملاتی بر پایه ی امواج الیوت، ارائه خواهم کرد.

 

دوستان عزیز برای درک  بهتر اموزش ودیدن  یک  دوره  کامل اموزش  میتوانند  با گروه تلگرامی مون  که در  اول وبلاگ  ثبت شده   ( https://t.me/forexmortin2000x  )   ویا به ایدی مورتین   ( https://t.me/MORTIN1353  )مراجعه نمایند واز ویدئوهای ما استفاده کنند 

با آرزو موفقیت و معاملاتی پر سود برای همه شما !

کتابهای مهم موردنیاز یک تریدر  در فارکس

کتابهایی که هر معامله گر باید بخواند

۰۶آوریل.۲۰۱۴:۳۰

خوانندگان عزیز، امروز مجموعه ای دقیق از کتاب هایی را باهم بررسی خواهیم کرد که می توانند برای هر معامله گر، مهم و کاربردی باشند. در بررسی انجام شده در این مقاله با کتاب های مقدماتی شروع خواهم کرد و در انتها کتابی مختص افرادی که تجارب معاملاتی بیشتری دارند معرفی می کنم.

پس بیایید شروع کنیم.

 

LiteForex: کتاب هایی که باید هر معامله گر بخواند

 

 

1) کتاب«Trading for a living»  نوشته  A. Elder

این کتاب می تواند هم برای افراد مبتدی و هم برای حرفه ای ها مناسب باشد. در این کتاب الکساندر الدر نظرات عمومی انجام معاملات و همچنین مکانسیم ها و ابزار های اساسی موثر در بازار را شرح می دهد.

مزیت های این کتاب:

  • این کتاب بر اساس تجربه های شخصی نویسنده می باشد. وی در طول تجربه معاملاتی که داشته است اشتباهات و تجربیات زیادی را کسب کرده است که در نهایت منجر به موفقیت او شده است.
  • این کتاب یکی از پر طرفدار ترین کتاب های تاریخ در مورد معاملات می باشد.

2) «Reminiscences of a Stock Operator» .  نوشته Edwin Lefevre

این کتاب روایت یک معامله گر مشهور دهه 1920 میلادی به اسم جسی لیورمور را شرح می دهد. در این کتاب می خوانیم که چگونه این معامله گر به عنوان یک معامله گر مبتدی کار خود را شروع کرده و در نهایت به یک معامله گر حرفه ای تبدیل شده است. این کتاب نیز در کنار کتاب “معامله برای زندگی” یکی از کتاب های مقدس معاملات محسوب می شود.

مزیت های این کتاب نیز همانند کتاب های قبلی است:

  • خطا های انجام شده توسط لیورمول در طول تجربه معاملاتی طولانی وی به طور کامل توضیح داده شده است.
  • در حوزه معامله گری این کتاب، یک کتاب بزرگ و مهم محسوب می شود.

3)«Enhancing Trader Performance: Proven Strategies From the Cutting Edge of Trading Psychology» اثر Brett N.Steenbarger

ترید، ترید و  دیگر هیچ. در این کتاب شما می توانید پاسخ تمام سوالات مرتبط با معامله گری را با جزئیات کامل دریافت کنید. این کتاب به شما کمک می کند تا استایل معاملاتی خود را تشکیل داده و استراتژی های معاملاتی خود را بهبود دهید. نویسنده در این کتاب شما را ترغیب می کند تا نظم را در جریان معاملات خود دخیل کنید.

مزیت ها :

  • بسیاری از صفحات این کتاب به عوامل روانی موثر در معامله گری و نکات مربوط به کنترل شخصی اختصاص داده شده است.
  • این کتاب توسط چندین نسل از معامله گران آزمایش شده و اعتبار زیادی را کسب کرده است.

4) «Trading in the Zone» اثر   M.Douglas

این کتاب تمامی دشواری هایی را که یک معامله گر می تواند در ابزار های مالی با آن رو به رو شود را شرح می دهد. “Trading in the Zone” در مورد پیچیدگی های خرید و فروش در بازار های مالی حرف می زند که می توانند باعث ایجاد نتایج غیر منتظره ای شوند. در این کتاب مشاوره و یا روش معاملات مشخصی وجود ندارد بلکه ما یاد خواهیم گرفت چگونه فکر کنیم و نحوه تبدیل شدن به یک تریدر حرفه ای را دریابیم.

مزیت ها :

  • نویسنده در این کتاب قصد تحمیل عقاید خود را در مورد معامله گری به معامله گران حرفه ای ندارد.
  • مانند یک مشاور خوب به ما یاد می دهد زمانی که “در یک شرایط بحرانی سپری می کنیم” چه رفتاری داشته باشیم

5) «Trend Following: How Great Traders Make Millions in Up or Down Markets» نوشته M.Covel

اثر M.Covel یک دفترچه راهنما با شکوه برای شناسایی حرکت روند می باشد. علاوه بر این، در این کتاب توصیه های حرفه ای برای ورود و خروج از بازار ارائه شده است. تمام ابزار های لازم با جزئیات کامل دراین کتاب شرح داده شده اند و توصیه هایی نیز برای نحوه استفاده از آنها داده شده است.

مزیت ها :

  • مشاوره ها و توصیه هایی حرفه ای از معامله گران افسانه ای
  • مجموعه مخاطبان گسترده

من در این لیست فقط کتاب هایی را آوردم که به نظرم خواندن آنها برای هر معامله گری حیاتی است و اگر بخواهم آن را ادامه بدهم مطمعنا لیست بسیار بزرگی خواهد شد چرا که هر روز کتاب های جدیدی برای این حوزه در حال نوشته شدن هستند. با این حال، در این مقاله کتاب های اصلی که هسته ادبیات معامله گری حرفه ای را به سادگی توضیح می دهند را باهم مرور کردیم.  و همه آنها در اینترنت نیز در دسترس هستند. 

استراتژی اندیکاتورهای پیکانی

استراتژی های معاملاتی بر اساس اندیکاتور های پیکانی

۰۲آوریل.۲۰۱۷:۰۰

اندیکاتور های پیکانی در باینری آپشن، ابزاری برای تنبل ها محسوب می شوند. در نمودار های فارکس، این اندیکاتور با استفاده از فلش، نقاطی که پتانسیل بالایی برای ورود یا خروج دارند را مشخص می کند.

اندیکاتور های پیکانی در باینری آپشن، ابزاری برای تنبل ها محسوب می شوند. در نمودار های فارکس، این اندیکاتور با استفاده از فلش، نقاطی که پتانسیل بالایی برای ورود یا خروج دارند را مشخص می کند. رنگ سبز به معنی فرصتی برای باز کردن یک سفارش خرید و رنگ قرمز به معنی وجود فرصتی برای سفارش فروش می باشد. در این استراتژی تنها وظیفه ی معامله گر نشستن پای چارت و بررسی سیگنال های ارائه شده می باشد.

مزیت اندیکاتور های پیکانی روند:

  • اندیکاتور های پیکانی، اندیکاتور های ترکیبی هستند که بر پایه ابزار های مختلفی شکل گرفته اند. آنها معمولا بر اساس اندیکاتور های کلاسیک مانند MACD ,RSI , MA ، باند بولینگر و موارد مشابه دیگر، شکل گرفته اند. در این روش معامله گر نیازی به ترسیم خطوط متفاوت و مقایسه کردن آنها با یکدیگر، ندارد. اندیکاتور های پیکانی در حال حاظر به راحتی باهم ترکیب شده و پیچیدگی چندانی ندارند.
  • آنها از نظر بصری به راحتی قابل تشخیص هستند و فشار کمتری به روان و چشم معامله گر می آورند.

معایب اندیکاتور های پیکانی روند:

  • خطاها و رسم مجدد. اسکالپ کردن با این اندیکاتور کار بسیار دشواری است زیرا در تایم های پایین تر مشکلات مربوط به عرضه قیمت، هیجانات قیمت و تاخیر اندیکاتور می توانند باعث ری پینت مجدد سیگنال (حذف شدن فلش قبلی و تشکیل فلش جدید) شده و در نتیجه باعث ایجاد ضرر شود.
  • این اندیکاتور ها بهتر است در معاملات بلند مدت و میان مدت استفاده شوند. اغلب در تایم فریم H1 استفاده می شوند.
  • هنگام استفاده از این اندیکاتور باید عوامل فاندامنتال نیز در نظر گرفته شوند.

نحوه انتخاب یک اندیکاتور پیکانی مناسب برای فارکس.

  • بهتر است اندیکاتور را طبق استراتژی مشخصی انتخاب کنیم. هیچ اندیکاتور پیکانی همه کاره ای وجود ندارد. یکی می تواند سیگنال های دقیقی در روند ساید وی ارائه دهد و دیگری در معاملات روند و یا معاملات بلند مدت بهتر جواب می دهد.
  • باید حداقل 100 معامله را در یک اکانت دمو تست نمایید (این عدد به تناوب سیگنال ظاهر شده بستگی دارد) و بازده استراتژی نباید کمتر از 70 درصد باشد.
  • اندیکاتور باید یک نرم افزار منبع باز برای معامله گر داشته باشد تا با نحوه کار آن آشنا شود و در صروت لزوم اصلاحات لازم را اعمال کند.

در ادامه دو استراتژی پیکانی را به عنوان مثال، توضیح خواهم داد که می توانند توسط معامله گران تازه کار هم استفاده شوند. شما همچنین می توانید از این لینک، اندیکاتور هایی را برای MT4 دانلود کرده (یا  خودتان در اینترنت پیدا کنید). برای نصب قالب (تمپلیت)، شما باید به منو “File” رفته و قسمت “Data catalogue” را انتخاب کنید و الگو خود را به پوشه “Templates” انتقل دهید، سپس اندیکاتورها را به پوشه “MQL4”- “Indicators”  منتقل کنید.

استراتژی های معاملاتی اندیکاتورهای روند پیکانی فارکس

1. Sidus

اندیکاتور ترکیبی Sidus 2v نقاط ورودی را با استفاده از فلش ها به ما نشان می دهد. رنگ قرمز برای فروش بوده و رنگ سبز نقاطی است که باید سفارش خرید ثبت نمایید. این اندیکاتور بر اساس دو ابزار محبوب یعنی RSI کلاسیک و  EMA (میانگین متحرک) به وجود آمده است. Sidus زمانی کهEMA  سریع (میانگین متحرک با دوره کوتاه)، بالا تر از EMA کند قرار بگیرد و RSI نیز به بالای سطح 50 برسد، سیگنال خرید می دهد. در مقابل، سفارشات فروش باید زمانی باز شوند که RSI  کمتر از 50 بوده و EMA سریع، پایین از EMA کند قرار داشته باشد.

زمانی که اخبار جدید منتشر شده است از این استراتژی استفاده نکنید، تایم فریم های کمتر از H1را انتخاب نکنید، در این روش تایم فریم H4 می تواند بهترین گزینه شما باشد، استراتژی را روی جفت ارز EUR/USD اعمال کنید. بهترین تنظیمات اندیکتور به این شکل می باشد:

Fast EMA period- 14 , slow EMA period-21 , RSI period - 14

تمپلیت این الگو را می توانید از اینجا دانلود کنید.

باز کردن سفارش خرید:

  • زمانی که Sidus فلش سبز را نماش می دهد ما باید یک معامله خرید در کندل بعدی ثبت کنیم.
  • حد ضرر را روی 20 پیپ تنظیم کنید.
  • زمانی که سود به 15 پیپ رسید می توانیم حد ضرر را به نقطه نقطه ی ورود انتقال دهیم (breakeven) و 50 درصد پوزیشن خود را ببندیم. مابقی پوزیشن را باید با Trailing Stop با فاصله 15 پیپ مدیریت کنیم.

 

LiteForex: استراتژی های معاملاتی بر پایه اندیکاتور های پیکانی

 

برای استفاده از Trailing stop به یک سرور VPS نیاز خواهید داشت، زیرا زمانی که که اتصال قطع شود Trailing stop  کار نخواهد کرد.

برای گرفتن پوزیشن های فروش، با مشاهده ی فلش قرمز باید دقیقا همانند بالا عمل کنید.

 

LiteForex: استراتژی های معاملاتی بر پایه اندیکاتور های پیکانی

 

2. ورود نقطه ای

در این اندیکاتور، سیگنال ها نه به صورت فلش بلکه به صورت نقطه ای مشخص می شوند اما کلیت کار با روش قبل یکسان می باشد. سیگنال ها بر اساس تغییر قیمت کسینوسی ایجاد می شوند. مزیت این ابزار، کاربرد گسترده آن می باشد؛ که می توان از آن در تایم فریم های M15 (شرایط انعطاف پذیر برای استراتژی هایی با تایم فریم های مختلف)، همه جفت ارز ها از جمله آنهایی که ثبات نسبی ندارند(از یورو و دلار گرفته تا فرانک سوئیس)

پارامتر های نقاط :

  • Length (دامنه اندیکاتور) - 10؛
  • AppliedPrice (نوع قیمت استفاده شده در محاسبات) - 0؛
  • فیلتر - 0؛
  • Deviation (تغییر عمودی اندیکاتور) - 0؛
  • Shift (تغییر افقی اندیکاتور) - 0

در شرایط مختلف بازار، پارامترهای اندیکاتور می تواند تغییر کند. البته به شرطی که بعد از اعمال تغییرات آن را در اکانت سنت یا دمو تست کرده باشید. می توانید تمپلیت این اندیکاتور را از این لینک دریافت کنید.

باز کردن سفارش خرید :

  • زمانی وارد معامله ی خرید شوید که اندیکاتور نقطه سبز را بالاتر از مینیمم کندل صعودی تشکیل داده است. فاصله بین مینیمم و نقطه به صورت چشمی قابل تخمین هستند (هر چه قدر کمتر بهتر).معامله را دقیقا روی کندل بعدی باز کنید.
  • حد ضرر باید در مینیمم کندل قبلی تعیین شود یا می توان آن را هم سطح با سیگنال (نقطه) سبز تعیین کرد (حداکثر 10 پیپ)
  • تریلینگ استاپ خود را بر روی 5 پیپ تنظیم کرده و معامله ی خود را رها کنید.

 

LiteForex: استراتژی های معاملاتی بر پایه اندیکاتور های پیکانی

 

در معاملات فروش نیز به همین شکل اقدام نمایید اما در اینجا برعکس حالت قبلی عمل خواهیم کرد، اندیکاتور نقطه قرمز را بالاتر از ماکزیمم کندل نزولی نشان می دهد.

 

LiteForex: استراتژی های معاملاتی بر پایه اندیکاتور های پیکانی

 

اگر در نمودار فارکس فاصله بین ماکسیمم کندل و نقطه قرمز از لحاظ بصری نسبت به دوره های قبلی طولانی تر به نظر برسد، من توصیه می کنم سفارش جدیدی باز نکنید. به عنوان مثال در نمونه ی قبلی، فاصله حدودا 2 پیپ بود اما در تصویر زیر فاصله چیزی حدود 20 پیپ است.

 

LiteForex: استراتژی های معاملاتی بر پایه اندیکاتور های پیکانی

 

یکی از مزیت های این اندیکاتور، این است که می توان استراتژی های متعددی را در بازارهای مختلف با حجم های مختلف ایجاد کرد. اما اگر بازار مورد نظر شما نوسانات زیادی ندارد و یا عوامل فاندامنتالی بر روی آن تاثیر زیادی می گذارند، نمی توان سفارشی باز کرد. این اندیکاتور از جمله اندیکاتور های هوشمندی است که می تواند تا 70 درصد در معاملات موثر باشد (یعنی تعداد معاملات بسته شده در حد ضرر ناچیز می باشد).

می توانید قالب ها و اندیکاتور ها را از طریق این لینک دانلود کرده و آنها را تست کنید همچنین نظرات خود را از طریق کامنت با ما در میان بگذارید.

شکست فراکتال واستراتژی ترید فراکتال

شکست فراکتال ها، راهنمای قابل اعتماد برای معامله گران

ویژگی های استراتژی روند

از نظر آماری بازار ها 75 الی 80 درصد عمر خود را در روند های رینج (ساید وی) سپری می کنند و در 20 - 25 درصد از عمر خود در حال رشد یا ریزش می باشند. بدون شک، این اعداد می تواند برای شاخص های مختلف، متفاوت باشد. برای مثال S&P 500 برای چندین سال متوالی در حال صعود بود در حالی که معامله گران نفت با فراز و نشیب های فروانی در مدت مشابه رو به رو شده اند. هر زمان که به تردید بی فایده یورو/دلار در سال 2019 و فروپاشی سریع آن در فوریه 2020، فکر می کنم، به درستی این آمار پی میبرم.

بدیهی است، شرایط مختلف بازار، استراتژی های مختلفی طلب می کند. در سال جری قاعده “روند دوست شماست” محبوبیت بسیاری پیدا کرده است. شکار روند در حال حاظر درآمد زیادی دارد، اما نباید در این موضوع افراط کنیم. سیستم معاملاتی “شکست فراکتال” می تواند در این موضوع ما را راهنمایی کند. در معاملات روند، روش شکست فراکتال ها بسیار سریع تر و کارامدتر از سیستم های اندیکاتوری عمل می کند.

تریدر افسانه ای بیل ویلیماز ابداع کننده روش “فراکتال” شناخته می شود. در فراکتال های بالایی، قله ی کندل وسطی باید بلند تر از قله ی دو کندل قبل و بعد از خود باشد. در فراکتال های پایینی، کف میله ی وسطی باید کوتاه تر از دو میله قبلی و بعدی باشد. نویسنده ی “Trading chaos” از ترکیب این الگو ها و اندیکاتور تمساح (Alligator) برای توسعه این استراتژی استفاده کرده است. استراتژی “شکست فراکتال” کمی ساده تر است. برای راحتی کار می توانیم بجای استفاده از اندیکاتور Alligator از EMA-135 (یک میانگین متحرک exponential با دوره 135) استفاده کنیم.

استراتژی”شکست فراکتال” در نمودار AUD/USD

 

LiteForex: شکست فراکتال: استراتژی کاربردی

   

 

اگر نرخ یک جفت ارز زیر EMA-135 باشد روند قیمت، نزولی خواهد بود و باید از شکست فراکتال های رو به پایین برای ورود به معاملات فروش استفاده کنیم. زمان شکل گیری فراکتال ها، سطوح افقی رسم می شوند که به عنوان حمایت در نظر گرفته می شوند. هر شکست، سیگنالی برای فروش AUD/USD می باشد. در این مثال از نمودار یک ساعته استفاده شده است. در تایم فریم های پایین تر، سیگنال های بیشتری دریافت می شوند و مهم ترین عاملی که باید رعایت شود ، فیلتر کردن صحیح آنها است.

بعد از باز کردن معامله، حد ضرر باید بالاتر از سطح MA  قرار گیرند.  توسعه دهندگان این استراتژی توصیه میکنند حد سود خود را 115 پیپ قرار دهید و پس از اینکه 30 پیپ سود کسب کردید باقی سود خود را با تریلینگ استاپ مدیریت کنید. به نظر من به دلیل وجود نوسانات مختلف نمی توان یک نسخه یکسان برای تمامی شرایط تعیین کرد. اهداف قیمتی (حد سود) را می توان با استفاده از الگو های معاملاتی هارمونیک یا دیگر ابزار های تحلیل تکنیکال تعیین کرد. آنچه که اهمیت بیشتری دارد این است که چه زمانی وارد معامله شوید. ممکن است اندیکاتور ADX بتوانند در این مورد مفید باشد. این اندیکاتور معمولا برای ارزیابی قدرت روند استفاده می شود. زمانی که به مناطق مهم نزدیک باشد، بدین معناست که اٍر تریدر های در آن منطقه جمع شده اند و حجم بالایی در آنجا وجود دارد.

فیلتر های استراتژی “شکست فراکتال” در نمودار AUD/USD

 

LiteForex: شکست فراکتال: استراتژی کاربردی

  

 

این استراتژِی هم برای بازار های صعودی و هم برای بازار های نزولی کاربردی می باشد. برای سفارش خرید در USD/SEK ، قیمت باید بالا تر از MA قرار گرقته باشد. باید سفارش در حال انتظار خود را هم سطح با قله ی فراکتال بالایی تعیین کنیم. حد ضرر در زیر EMA-135 قرار می گیرد. در همان زمان، یک معامله گر باید سیگنال های ADX  را نیز مانیتور کند. در این استراتژی مهم ترین عامل، رسیدن قیمت به نقاط اکسترمم (قله یا کف) می باشد.

استراتژی “شکست فراکتال” در نمودار  USD/SEK

 

LiteForex: شکست فراکتال: استراتژی کاربردی

 

فیلتر های استراتژی  “شکست فاراکتال” در نمودار USD/SEK

t

LiteForex: شکست فراکتال: استراتژی کاربردی

 

بنابراین، حتی ساده ترین استراتژی ها هم در صورتی که در جای درست استفاده شوند می توانند کاربردی باشند.

مناطق عرضه وتقاضا

مناطق عرضه و تقاضا فارکس

راهنمای شناسایی سطوح عرضه و تقاضا در فارکس

در این مقاله می خواهیم مفاهیمی را باهم بررسی کنیم که نه تنها در انجام معاملات بلکه در کل اقتصاد اهمیت بسزایی دارند - عرضه و تقاضا. طبق معمول، در این مقاله نیز قصد داریم به پاسخ یکسری از سوالات مهم این بخش بپردازیم، این سوالات عبارت اند از: عرضه و تقاضا چیست؟ چگونه می توان عرضه و تقاضا یک ارز را محاسبه کرد؟ عرضه و تقاضا در دنیای واقعی چگونه کار می کند؟ چطور می توانیم عرضه و تقاضا را در معاملات خود دخیل کنیم؟ نواحی عرضه و تقاضا چیست؟ همچنین من، نظر شخصی خودم را درباره یک استراتتژی ساده با شما در میان خواهم گذاشت.

عرضه و تقاضا در اقتصاد

تا زمانی که با مفهوم اصلی عرضه و تقاضا آشنا نشویم، نمی توان در مورد نحوه استفاده از آن در معاملات صحبت کرد. بیشتر افراد تحصیل کرده با این مفهوم در کلاس های اقتصاد دانشگاه آشنا شده اند. امروزه اصول اساسی اقتصاد حتی در مدارس نیز تدریس می شود و من این دوره را در چند مدرسه برگزار می کنم. قبل از اینکه به کاربرد این قوانین بر روی تریدینگ بپردازیم، بیایید این مفاهیم را از نظر منبع اصلی آن یعنی قوانین کلاسیک اقتصاد، بررسی کنیم.

تقاضا، درخواست خریدار یا مصرف کننده برای خرید کالا یا خدمات است. تقاضا از یک طرف نشان دهنده ی نیاز خریدار به کالا یا سرویس مورد نظر بوده و تمایل آنها به خرید این کالا یا سرویس را در یک مبلغ معین نشان می دهد، از طرفی دیگر نشان دهنده ی قدرت خرید تقاضا کنندگان در یک بازه ی قیمتی مشخص است.

عرضه، فرصت و تمایل فروشنده برای ارائه محصولات با یک قیمت مشخص است. از نظر کمی، میزان عرضه، با بررسی اندازه و حجم، مشخص می شود. حجم یا اندازه ی عرضه، میزان کالایی (کالا یا سرویس) است که فروشنده متناسب با در دسترس بودن یا قابلیت تولید، می خواهد برای مدتی معین، با قیمتی مشخص به بازار فروش ارائه دهد.

تعریف: در کل به وضعیت فرصتهای بین خریداران و فروشندگان در یک بازه ی زمانی مشخص، عرضه و تقاضا می گویند.

بر اساس این تعاریف، ما دو قانون اساسی به نام قانون عرضه و قانون تقاضا در اقتصاد داریم. من این قوانین را به طور کامل توضیح نخواهم داد، اما خلاصه از آن را ارائه خواهم کرد. هر چقدر قیمت چیزی گران تر باشد، عرضه آن هم بیشتر خواهد شد و این قانون در مورد تقاضا برعکس است، هر چقدر قیمت یک محصول پایین تر باشد، تمایل خریدار به خرید این محصول نیز بیشتر خواهد شد. ما در طول مدت زندگی روزمره، با این قوانین رو به رو می شویم. اگر به عنوان یک خریدار در فروشگاهی خرید می کنیم، می خواهیم کالاها را با کیفیتی که در نظر داریم، با کمترین قیمت ممکن خریداری کنیم، اگر فروشنده هستیم، علاقه داریم که کالا های خود را به بالاترین قیمت بفروشیم. همچنین یک مفهوم به نام رضایت از عرضه و تقاضا وجود دارد. این مفهوم بدان معناست که عرضه و تقاضا نمی توانند همیشه درحال رشد باشند، دیر یا زود، لحظه ای فرا می رسد که یک نقطه عطف در روند به وجود آید و یا قیمت آن محصول آنقدر گزان می شود که دیگر کسی توان خرید آن را ندارد و یا برعکس تعداد بسیار کمی از یک کالا با قیمنت پایین در بازار وجود دارند و مردم زیادی مایل به خرید آنها هستند.

چگونگی استفاده از این مفاهیم در بازار فارکس:

  1. تقاضا یعنی تمایل به خرید؛
  2. عرضه یعنی تمایل به فروش؛
  3. عرضه و تقاضا می توانند کاهش یا افزایش یابند؛
  4. اصلی ترین عامل تاثیر گذار در عرضه و تقاضا زمان است؛
  5. هر دو عامل عرضه و تقاضا، تابع حجم هستند.

عرضه و تقاضا در بازار بورس

تقاضا در بورس به شرایطی گفته می شود که یک خریدار می خواهد در یک مقطع زمانی خاص، مقداری سهم را با قیمت مناسب خریداری کند.

عرضه در بورس به موقعیتی اطلاق می شود که فروشنده می خواهد در یک بازه زمانی خاص، مقداری سهم را با قیمت مناسب بفروشد.

همانطور که می بینید، این تعاریف تقریبا با تعاریفی که در اقتصاد کلاسیک مطرح کردیم یکسان هستند، اما در اینجا تاکید ویژه ای بر عوامل دخیل در معاملات یعنی حجم و زمان وجود دارد.

چه زمانی تعداد زیادی از شرکت کنندگان بازار تمایل به فروش دارند؟ به نظرم همه جواب این سوال را می دانند - زمانی که قیمت کالا یا سهام مورد نظر به بیشترین حد خود (قله) رسیده باشد. تمایل به خرید در تعداد زیادی از شرکت کنندگان زمانی ایجاد می شود که قیمت سهم یا کالا بسیار پایین آمده باشد. این قانون اساسی بازار می باشد که از آغاز به وجود آمدن اقتصاد وجود دارد - زمانی که گران است بفروش، زمانی که ارزان است بخر.

اما چگونه می توانیم تعیین کنیم که چه زمانی ارزان است و چه زمانی گران؟ در بورس، زمان آنقدر فشرده است که درک وضعیت قیمت در یک لحظه خاص تقریبا غیر ممکن است اما راه هایی نیز وجود دارد و جواب در خود سوال پنهان شده است - جواب سوال زمان است. عرضه و تقاضا یا بهتر بگوییم میل به خرید و فروش همیشه وابستگی واضحی به زمان دارند. تقاضا ممکن است در یک لحظه خاص بیشتر از عرضه باشد و در زمانی دیگر همه چیز به کل تغییر کند. به این ترتیب که اگر می خواهید نواحی عرضه و تقاضا را در نمودار قیمت پیدا کنید باید نحوه گره زدن آنها به یک نقطه در زمان را یاد بگیرید.

نواحی عرضه و تقاضا

نمودار بالا یک ناحیه ی احتمالی عرضه را مشخص کرده است. با توجه به برگشت های قیمت از این سطح، می توان درک کرد که چرا این ناحیه به عنوان ناحیه ی عرضه در نظر گرفته شده است.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

ناحیه عرضه، ناحیه ای در نمودار است که با رسیدن قیمت به آن، تعداد و قدرت (تمایل) فروشندگان بیشتر از خریداران می شود. تمایل می تواند با استفاده از حجم تعریف شود، بنابراین در این منطقه، حجم فروش از حجم خرید فرا تر خواهد رفت – و به اصطلاح عدم تعادل عرضه و تقاضا ایجاد شده است. اگر این نسبت در یک لحظه از زمان صحیح باشد،  قیمت رشد خود را متوقف کرده و شروع به کاهش خواهد کرد. شاید بزرگترین آرزو هر معامله گر این باشد که چگونه می توان نقطه دقیق این معکوس شدن را مشخص کرد. با بازگشت به نمودار، ما می بینیم که در این منطقه به دلیل عدم وجود تعادل، قیمت در حال معکوس شدن است و قبلا هم این اتفاق 5 بار تکرار شده است.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

نمودار بعدی نشان دهنده ناحیه تقاضا می باشد. منطقه تقاضا، ناحیه ای در نمودار است، که با رسیدن قیمت به آن، افزایش تمایل خریداران نسبت به فروشندگان را مشاهده خواهیم کرد یا به عبارتی دیگر حجم خرید بیشتر از حجم فروش می باشد. اگر این نسبت در یک مقطع زمانی خاص صادق باشد، کاهش قیمت متوقف شده و رشد شروع خواهد شد. این هم یک برگشت قیمتی است که این بار در یک بازار نزولی رخ می دهد. یافتن نواحی عرضه و تقاضا کاری است که هر معامله گر باید قادر به انجام دادن آن باشد.

چگونگی کارکرد عرضه و تقاضا

حالا  بیایید در مورد خود این نواحی صحبت کنیم. یکی از سوالات متداول مردم عبارت است از: چرا باید این مناطق را به صورت ناحیه در نظر بگیریم؟ برای جواب به این سوال، بیایید تئوری شکل گیری یک پوزیشن در بازار سهام را بررسی کنیم. قیمت در بورس به این علت حرکت می کند که در زمان های مختلف شرکت کنندگان بازار اقدام به خرید و فروش می کنند و طبق پیشبینی خود در سهام های مختلف پول (حجم) واریز می کنند. فرض کنیم، من می خواهم یک سهام را در قیمت 100 بخرم و به نظر من این قیمت برای خرید مناسب است. من یک سفارش به بازار ارسال می کنم که تمایل من به خرید با قیمت 100 را به عنوان یک سفارش خرید ثبت می کند. در همان لحظه، ممکن است فردی وجود داشته باشد که فکر کند قیمت 100 برای فروش بسیار مناسب است. در لحظه ای که قیمت سهم به این عدد رسید، سفارش خرید من و سفارش فروش فرد مقابل در یک زمان اجرا می شود. در آینده، قیمت به جهاتی با حجم های بیشتر حرکت خواهد کرد. اگر من 5 لات در قیمت 100 خریداری کرده باشم، و فروشنده 4 لات در قیمت 100 فروخته باشد، تا زمانی که حجم خرید، بالا تر از حجم فروش باشد، قیمت افزایش خواهد یافت. در چنین حالتی، در یک نقطه خاص حرکت برگشتی خواهیم دید. اما در واقعیت اینگونه نیست. چرا؟ زیرا علاوه بر ما، بازیگران زیادی در بازار در حال فعالیت و انجام کارهای مشابه هستند بنابراین، قیمت بالا و پایین رفته و نقطه عطف واقعی بعد از مدتی رخ خواهد داد. به عبارتی دیگر، ممکن است معامله گران در هر لحظه، قیمت های متفاوتی را برای خرید و فروش مناسب ببینند و هرکدام از آنها نظرات مختلفی راجب قیمت داشته باشند. به همین دلیل است که لحظه برگشت قیمت را به صورت یک سطح در نظر نمی گیریم و آن را همانند یک ناحیه می بینیم و هرچه بازه ی زمانی شما بزرگتر باشد، این نواحی نیز بزرگتر می شوند.

نواحی عرضه و تقاضا نسبت به زمان

علاوه بر حجم معاملات، یک پارامتر مهم دیگر وجود دارد - زمان. بیایید در مورد بازه ی زمانی نمودار (تایم فریم) صحبت کنیم.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

در شکل بالا نواحی عرضه و تقاضا در بازه های زمانی مختلف به تصویر کشیده شده اند. نمودار اول از سمت چپ نشان دهنده رفتار قیمت در تایم فریم M1 (یک دقیقه) می باشد. در این نمودار برگشت قیمت از ناحیه ی تقاضا، به صورت واضح قابل مشاهده است. هرچند زمانی که به تایم فریم M15 (پانزده دقیقه) مراجعه می کنیم مشخص می شود که ناحیه ی تعیین شده در تایم فریم یک دقیقه، در بازه های زمانی بالاتر تر، آن قدر ها هم مهم نیست و در هر زمان قیمت می تواند از آن عبور کرده و پایین تر برود چرا که قیمت در راستای حجم قوی تری حرکت می کند که از ناحیه تقاضای قبلی هدایت می شود. زمانی که از تایم فریم H1 (یک ساعته) استفاده می کنیم، می توانیم به وضوح ببینیم که منطقه تقاضا در بازه زمانی M15  چندان قوی نسیت، یک حجم قوی تر نیز وجود دارد که از ناحیه ی تقاضای واقع شده در نمودار یک ساعته، ناشی می شود. بنابراین، می توانیم بازه زمانی را بیشتر و بیشتر افزایش دهیم و در هر کدام ناحیه هایی پیدا خواهیم کرد که قوی تر بوده و از ناحیه هایی که در تایم فریم های کوتاه تر قابل مشاهده بود اهمیت بیشتری دارند.

بر این اساس، ما باید قانون اساسی انجام معاملات بر اساس نواحی عرضه و تقاضا را مشخص کنیم – در هنگام استفاده از این نواحی برای دریافت سیگنال های برگشتی، بهتر است که از یک تایم فریم خاص استفاده کرده و طبق همان تایم فریم معاملات خود را انجام دهید. بیایید این قانون را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم. در ابتدا، اگر ما نواحی تقاضا را در بازه زمانی M15 تعیین کنیم، نمی توانیم از تایم فریم های بالاتر تر و نواحی موجود در آنها استفاده کنیم. دوما، این نواحی، دارای مدت زمان عملیاتی هستند. این بدان معنیست که هر منطقه فقط برای مدت زمان خاصی کاربرد دارد و پس از آن اعتبار خود را از دست خواهد داد. این به دلیل حجم معاملات می باشد. خریدار پوزیشن خرید خود را می بندد و دیگر حجم آن در بازار نشان داده نمی شود بنابراین، تعادل عرضه و تقاضا تغییر می کند. اگر حجمی که ناحیه را به وجود آورده، از بازار خارج شود، دیگر نمیتوان روی آن ناحیه حساب کرد و در این حالت ناحیه به منطقه ای جدید منتقل می شود. بنابراین، نواحی عرضه و تقاضا به زمان حساس می باشند. به عبارت دیگر، ناحیه موجود در تایم فریم M1 بعید است بیشتر از چند ساعت وجود داشته باشد و ناحیه در بازه زمانی 1H  تا چند روز به طول می انجامد. بر این اساس، معامله در این مناطق باید در این بازه های زمانی مدریت شده و انجام گردند.

اندیکاتور های نواحی عرضه و تقاضا

اندیکاتور های مختلفی وجود دارد که ادعا دارند می توانند مناطق عرضه و تقاضا را به طور شگفت انگیزی محاسبه کنند. اما برای ارزیابی اثربخشی آنها، عصاره این مفاهیم را بررسی خواهیم گرد. عرضه و تقاضا حجم های خرید و فروش هستند. بنابراین، این اندیکاتور ها باید توانایی محاسبه ی حجم معاملات را داشته باشند (یعنی مقدار واقعی ارز که خرید یا فروخته شده است). من همچنین بارها در مقالات خود عنوان کرده ام که به دلیل غیر تمرکز گرا بودن بازار، نمی توان به اطلاعات مربوط به میزان واقعی حجم ها در بازار فارکس دست یافت. یک بانک دارای تعداد مشخصی سفارش است بانک دیگر هم به اندازه کمتر یا بیشتر سفارشات مختص خود را دارد، حتی اگر سیستم تبادل اطلاعاتی بین بانکی نیز وجود داشته باشد، هرگر نمی توانیم تشخیص دهیم کدام یک از این سفارشات دارای حجم واقعی هستند و کدام یک با استفاده از اهرم شکل گرفته اند. بر این اساس تقریبا ساختن اندیکاتور عرضه و تقاضا امکان پذیر نمی باشد. متاسفانه، تمام این اندیکاتور ها حاصل تخیل وحشتناک نویسندگان آنهاست که اغلب از الگوریتم های ریاضی برای مرزبندی نواحی حمایتی و مقاومتی استفاده می کنند. تنها حجمی که در بازار فارکس قابل ردیابی است فقط حجم تیک ها می باشد (کوچک ترین تغییرات قیمت در واحد زمان). بر اساس حجم تیک ها، می توانیم فرضیاتی در مورد مناطق مشابه (مناطق اشباع خرید و فروش) با نواحی تقاضا و عرضه ارائه دهیم. شما می توانید این مناطق را در اسیلاتور های اصلی مانند RSI  و CCI پیدا کنید.

نواحی اندیکاتور RSI

اسیلاتور RSI یک اندیکاتور ناحیه ای می باشد. این اندیکاتور ورود و خروج قیمت را از نواحی اشباع خرید و فروش، اطلاع رسانی می کند. زمانی که این اندیکاتور ها ساخته شدند، نواحی اشباع خرید و فروش نیز برای اولین بار بوجود آمدند. مناطق اشباع خرید زمانی شکل می گیرند که بازار با سفارشات خرید اشباع شده باشد و فروشندگان شروع به عرضه کنند. منطقه اشباع فروش زمانی شکل می گیرد که بازار با سفارشات فروش اشباع شده و خریداران شروع به تقاضا می کنند. اگر این تعاریف را با تعاریف عرضه و تقاضا مقایسه کنیم متوجه می شویم که آنها دقیقا یکسان هستند.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

در حقیقت، این اندیکاتور ناحیه هایی با عرضه و تقاضای بیش از حد را مشخص می کند، یعنی دقیقا همان چیزی است که ما به دنبال آن هستیم. هنگامی که خطوط اندیکاتور وارد یکی از نواحی شده و در آنجا باقی بماند، می توان گفت که یک هشدار برگشت قیمت به ما داده شده است و زمانی که خطوط اندیکاتور بالا تر از مرزهای مناطق می رود، اعتقاد بر این است که سیگنال برگشت قیمت، شروع به شکل گیری کرده است.

استراتژی برگشت قیمت بر اساس نواحی عرضه و تقاضا

برای پایان دادن این مقاله در مورد عرضه و تقاضا، میخواهم شما را با یک استراتژی ساده که می توانید از آن در فارکس استفاده کنید آشنا کنم.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

برای استفاده از این استراتژی، به یک جفت ارز و اندیکاتور RSI نیاز داریم. بازه زمانی نمودار قیمت چندان مهم نیست، اما نباید خیلی کوتاه باشد. من 30 دقیقه را انتخاب می کنم. دوره اندیکاتور را روی میزان استاندارد آن یعنی 14 تنظیم می کنیم.

دریافت سیگنال

برای دریافت سیگنال، به یک منطقه بالقوه در نمودار قیمت نیاز داریم تا آن را با نواحی اشباع اندیکاتور تطبیق دهیم:

  1. جهت اندیکاتور را در نمودار قیمت تعیین کنید. در این لحظه، روند صعودی در نمودار در حال رخ دادن است. بنابراین، ما سعی خواهیم کرد تا منطقه ای که پتانسیل برگشت قیمت و تبدیل شدن به روند نزولی را دارا می باشد، شناسایی کنیم؛
  2. شما نیاز خواهید داشت تا سطح مقاومت نسبتا قو  روند را پیدا کنید. ساده ترین راه برای این کار، پیدا کردن کانال های جانبی موجود در نمودار است. یکی از این کانال ها با حرف “A” در نمودار نشان داده شده است؛
  3. کانال را بر خلاف مقادیر اندیکاتور بررسی کنید. اگر اندیکاتور در منطقه اشباع خرید باشد، ناحیه ی ترسیم شده در نمودار صحیح می باشد. در مورد مثال ما، ناحیه ی ترسیم شده در نمودار با نواحی اندیکاتور مطابقت ندارد زیرا قیمت در زیر ناحیه ی اشباع خرید اندیکاتور می باشد. بنابراین، این منطقه کارساز نخواهد بود؛
  4. در صورت وجود نداشتن سطوح مشابه، باید منتظر اندیکاتور باشیم تا وارد منطقه اشباع خرید شود؛
  5. در منطقه “B”، اندیکاتور وارد منطقه اشباع خرید شده است، که به این معنی است که نقطه ای که در آن انتظار معکوس شدن روند را داشتیم، در حال نزدیک شدن است؛
  6. حال نگاهی به نقطه ورود قبلی به ناحیه اشباع فروش در تاریخچه اندیکاتور بیندازید و آن را برخلاف نمودار قیمت بررسی کنید. اگر ناحیه ای در آن قسمت از نمودار قیمت موجود باشد، آن را با قیمت فعلی مقایسه می کنیم. قیمت فعلی باید هم سطح با همین منطقه باشد. در نمودار ما که این شرایط به طور کامل محقق شده اند. بنابراین، سیگنال صحیح می باشد؛
  7. زمانی که اندیکاتور از منطقه اشباع خرید بیرون آمد می توانیم یک سفارش فروش ثبت کنیم؛
  8. حد ضرر دقیقا بالاتر از منطقه عرضه در نمودار تعیین کنید؛
  9. حد سود زمانی است که اندیکاتور به منطقه اشباع فروش رسیده باشد.

جمع بندی

برای جمع بندی، نظر خودم را در مورد استفاده از این مناطق در انجام معاملات تکرار می کنم. من این روش را تست کردم و به این جمع بندی رسیده ام که در فواصل زمانی روزانه بازار بسیار بی ثبات بوده و امکان استفاده کارامد از این مناطق را دشوار می کند. از طرفی دیگر استفاده از آنها برای بازه های زمانی بلند مدت به دلیل خطاهای مارجین و اندازه بزرگ نواحی، بسیار سود آور می باشد.

 

دوستان عزیز برای درک  بهتر اموزش ودیدن  یک  دوره  کامل اموزش  میتوانند  با گروه تلگرامی مون  که در  اول وبلاگ  ثبت شده   ( https://t.me/forexmortin2000x  )   ویا به ایدی مورتین   ( https://t.me/MORTIN1353  )مراجعه نمایند واز ویدئوهای ما استفاده کنند 

تعریف درست مارجین واهرم ( لوریج ) در فارکس

فارکس مارجین چیست؟

۰۱آوریل.۲۰۱۷:۰۰

یکی از مهمترین عوامل مدریت سرمایه

من امروز می خواهم مفهوم مارجین در فارکس را برای شما توضیح دهم که یکی از کلیدی ترین عواملی است که در معاملات فارکس دخیل می باشد. در این مقاله پاسخ این سوالات را خواهید یافت: مارجین در معاملات فارکس به چه معنی می باشد؟ حدقال سطح مارجین در فارکس چه سطحی می باشد؟ چطور می توان سطح مارجین را محاسبه کرد؟ و البته توضیح خواهم داد که چرا اساسا ما به شناسایی مارجین در فارکس نیازمندیم.

مقدمه

تقریبا در هر مقاله من به اهدافی که برای شروع فعالیت در بازار های مالی آن را دنبال می کنیم اشاره کرده ام. هدف اصلی سود آوری است. از آن جایی که تمام فعالیت های بورس های جهانی به منظور اهداف مختلف انجام می شود، از اهداف معمول مانند دلالی در بازار های مالی (ترید کردن) و افزایش دارایی نقدی اکانت گرفته تا استراتژی های پیچیده ای که به منظور حمایت از بیزنس ها و یا افزایش سرمایه گذاری انجام می شده است، نمی توان نتیجه مالی انواع این فعالیت ها را سود بنامیم. در دنیای اقتصاد، پول مارجین نام گرفته است و  با توجه به اهداف هر کدام از این مارجین ها، به دسته های مارجین اختلافی، مارجین آزاد، مارجین محافظت شده و مارجین قفل شده و بسیاری از انواع فرعی آن تقسیم شده اند. هنگام مشخص کردن نرخ بهره بانک مرکزی یا کمیسیون معاملات در بازار بورس ملی،  این مساله می تواند یکی از بزرگترین دغدغه های موسسات ایالتی مانند فدرال رزرو باشد. در هر صورت مفهوم ثابت می باشد، همه این اهداف فرعی به پول مربوط است. به عبارت ساده تر، مارجین در فارکس میزان تفاوت بین قیمت باز شدن سفارش و قیمت فعلی آن است. ممکن است بگویید من فاکتور های زیادی در این تعریف لحاظ نکرده ام. به عنوان مثال، کمیسیون و هزینه های مختلف، اما همه این عوامل در مفهوم مارجین گنجانده شده اند. پس ما نیازی به اختراع چیز جدیدی نداریم، مارجین شما همان سود یا ضرر شما بر اساس نتیجه ی معاملاتتان می باشد.

معاملات بر اساس مارجین

در بین موضوعات مرتبط با مارجین، یکی از مسائل مهم در این باره مارجین تردینگ (معاملات اهرمی) می باشد. که حتما تا به حال با این مفهوم در بورس آشنا شده اید. هرچند تعریف متداول برای این مساله اهرم های مالی است. مارجین تردینگ به معاملاتی گفته می شود که در آن ها  از اهرم های اقتصادی استفاده می شود و یا به عبارتی دیگر وام مارجین گرفته می شود. در این روش شما می توانید به کمک مبلغی که از بروکر قرض می گیرید سرمایه درگیر در معامله را چند برابر کنید. در واقع مارجین تردینگ یا معاملات اهرمی یک سرویس وام دهی کوتاه مدت است که توسط آن بروکر به شما تا زمانی که یک معامله بسته شود مبلغ خاصی را قرض می دهد. البته این سرویس نمی تواند رایگان باشد. بروکر یک سازمان خیریه نبوده و هدف اصلی کار یک بروکر مانند هدف شما درامد مالی است. بروکر برای تامین اهرم کارمزد آن را کسر می کند. میزان کارمزد کسر شده به اندازه وام گرفته شما بستگی دارد.

مفهوم مهم دیگر در مارجین تردینگ، مارجین دپوزیت می باشد. در معاملات سهام، مارجین دپوزیت به عنوان وثیقه تراکنش های مالی شما در نظر گرفته می شود. سپرده یا دپوزیت مقدار دارایی است که وجود آن در اکانت شما برای تکمیل شدن تراکنش الزامی می باشد. به عبارت دیگر مارجین دپوزیت به عنوان ضمانت برای تامین تعهداتتان توسط بروکر از شما دریافت می شود. چه زمانی تعهد دارید؟ تعهد ها زمانی که وارد معامله می شوید ظاهر می شوند. بروکر اهرم مالی معاملات شما را فراهم می کند و شما باید ضمانت کنید که دارایی لازم را برای پوشش دادن ریسک بروکر تامین خواهید کرد. البته نیازی به دادن تهعد کتبی یا شفاهی نمی باشد، بروکر کاملا می داند که آیا شما سرمایه لازم را در اکانت خود دارید یا خیر. اگر مس زان سرمایه کافی نباشد شما قادر نخواهید بود با پارامتر های دلخواه وارد معامله شوید و مجبور خواهید بود اندازه اهرم را تا زمانی که میزان وثیقه کمتر یا برابر سرمایتان باشد، کاهش دهید.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

بنابراین تا اینجا گزینه های مختلف تامین مارجین برای سفارشات را توضیح دادم، اما یک حالت برعکس نیز وجود دارد که با افزایش مقدار اهرم مالی مقدار ابزار مارجین نیز افزایش خواهد یافت. ولی گزینه دیگری نیز وجود دارد که با استفاده از آن، با افزایش مقدار اهرم مالی میزان ابزار مارجین کاهش می بابد. در هنگام کار کردن در حساب خود میتوانید از هرکدام از این موارد استفاده کنید. علاوه بر اهرم برای پوزیشن، اهرم مالی دیگری برای اکانت شما وجود دارد. اهرم دوم می تواند راهی برای کاهش ابزار مارجین شما باشد. این موقعیت در بیشتر اکسچنج های استاندارد ارائه نمی شود، اگر توسط بروکر های فارکس هم پشتیبانی نمی شد، امروز تعداد معامله گران خیلی کمتری در فارکس در حال فعالیت بودند چرا که اندازه این اهرم فرصتی را فراهم می کند که امکان انجام معاملات با سپرده های اندک نیز فراهم شود. در واقع طبق قوانین معاملاتی تنها در صورتی که بودجه کافی در حساب معاملاتی وجود داشته باشد می توانید معاملات با حجم یک لات انجام دهید (یعنی در بازار بین بانکی حداقل میزان حجم یک لات می باشد). من یک راز را با شما در میان می گذارم، نمی توان حجم معاملاتی کمتر از 1 لات داشت چرا که عملی به نظر نمی رسد، در حالی که ما از اعداد اعشاری (همانند 0.1 یا 0.01) برای تعیین میزان حجم استفاده می کنیم (بروکر این امکان به مسشتریان میدهد تا افراد با سرمایه های پایین بتوانند معامله انجام دهند). اگر بروکرها هیچگونه اهرمی برای مشتریان خود ارائه نمی دادند، فرصتی برای انجام معاملات توسط همه امکان پذیر نبود.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

شکل بالا نشان می دهد که اندازه اهرم مالی شما چگونه در ابزار مارجین تاثیر می گذارد. این شکل حداقل مارجین برای خرید و فروش جفت ارزها با استاندارد ثابت حجم 1 لات را نشان می دهد. همانطور که می دانید یک لات استاندارد معادل 100000 واحد از یک ارز در بازار فارکس می باشد. بنابرین هنگام انجام معامله یک لات بدون استفاده از  اهرم، مارجین شما عدد 100000 خواهد بود. یک پوزیشن بدون اهرم به صورت 1:1 تعریف می شود. سپس در مرحله بعد می بینید که به محض افزایش مقدار اهرم استفاده شده در حساب معاملاتی، مارجین نیز با همین نسبت کاهش می یابد. اگر اهرم را 10 برابر افزایش دهید و عدد 1:10 نشان داده شود، مارجین موردنیاز 10 برابر کاهش پیدا خواهد یافت و 10000 واحد ارزی خواهد بود. با ماکسیمم مقدار اهرم، یک معامله به مقدار کمی مارجین در حد 100 واحد ارز به عنوان تضمین تراکنش یک لات نیاز خواهد داشت.

اهرم مالی

اصولا این مفهوم اشاره به مارجین تردینگ دارند اما می خواهم توجه بیشتری به این مفهوم داشته باشم. گرچه همه چیز در مورد اهرم حساب مشخص است، کار با اهرم معاملاتی کار ساده ای نمی باشد. زمانی که شما معامله ای انجام می دهید اطلاع ندارید که چه مقدار از اهرم را استفاده می کنید. شما فقط از مقدار معامله خود اطلاع دارید. بسیاری از معامله گران تا زمانی که یکسری از موارد را به صورت یک پارامتر مشخص در ترمینال معاملاتی مشاهده نکنند، اصلا به سراغ محاسبه ی آن هم نمی روند مثلا در همین مورد: میزان اهرم در ترمینال ثبت نمی شود بنابراین بسیاری از معامله گران در هنگام انجام معامله آن را در نظر نمی گیرند. اما اگر به عنوان معامله گری که مبتدی نیست، فعالیت تجاری خود را جدی بگیرید باید مقدار اهرم به کار رفته در معامله را بدانید. من دلیلش را توضیح خواهم داد.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

علی رغم یک هدف واحد، فقط دو نوع رفتار معاملاتی برای رفتار یک معامله گر فارکس وجود دارد. تهاجمی (پر ریسک) و محافظه کار. به بیان ساده تر این رفتار به میزان تحمل ریسک یک فرد بستگی دارد که یک فرد می تواند ریسک پذیر باشد یا خیر. و دسته بندی این دو گروه معامله گران فارکس مستقیما به اندازه اهرم اقتصادی مورد استفاده آنها بستگی دارد. معاملات تهاجمی همیشه مقدار زیادی ریسک در بر دارند و هر جا ریسک بالا وجود دارد، پتانسیل گرفتن سود بیشتر نیز وجود دارد. پس اگر شما 100 دلار به حساب معاملاتی خود واریز کردید و می خواهیم 10000 دلار در هفته سود داشته باشید باید از یک استراتژی معاملاتی تهاجمی استفاده کنید یا مجبور به قرار گرفتن در این شرایط خواهید بود. در استراتژی معاملاتی تهاجمی مقدار اهرم 1:11 تا 1:1000 قابل تغییر است .استراتژی که ریسک زیادی در بر نمی گیرد نمی تواند سود چشمگیری هم برای شما داشته باشد. در صورت استفاده از این استراتژی محافظه کارانه مقدار اهرم عددی بین 1:1 تا 1:10 خواهد بود. البته این پارامتر ها تقریبی بوده ولی اکثر اوقات به این شکل می باشند. هر کس می تواند نوع استراتژی معاملاتی خود را انتخاب کند. برای اینکه استراتژی معاملاتی مناسب خود را پیدا کنید اول باید مشخص کنید که می خواهید یک تریدر تهاجمی باشید یا محافظ کار، سپس باید مقدار اهرمی که با شرایط شما برای باز کردن پوزیشنی با حجم 0.75 لات و با سرمایه 2000 دلار مطابقت دارد را انتخاب کنید. برای محاسبه این عدد، فرمول ساده ای وجود دارد.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

وقتی وارد یک معامله می شوید باید تمام اطلاعات را در مورد آن بدانید. خوب بگذارید با هم حساب کنیم. به عنوان مثال، شما  تراکنشی با جفت EURUSD  انجام می دهید. بنابراین فرمول به این شکل خواهد بود: اهرم = (1.13120*75000)/2000 = 42.42 و یا 1:42 . مقدار اهرم مالی بدست آمده در محدوده معاملات تهاجمی می باشد، بنابراین شما در حال انجام معامله ای با ریسک بالا هستید. اگر می خواهید ریسک زیادی نکرده و معامله خود را با استراتژی محافظه کارانه ادامه دهید سه راه برای این کار ما توانید داشته باشید: میزان قیمت جفت ارز خود را با انتخاب ارز دیگر کاهش دهید، مقدار لات معامله خود را کاهش دهید، سپرده خود را افزایش دهید. آسان ترین و سریع ترین راه ممکن کاهش حجم معامله می باشد. حال بیاید اهرم یک معامله مشابه با معامله قبلی اما با حجم 0.15 لات را محاسبه کنیم. اهرم= (1.13120*15000 )/2000 = 8.48 یا 1:8 .مقدار اهرم محاسبه شده در محدوده استراتژی محافظه کارانه می باشد. و اگر می خواهید به این شیوه عمل کرده و معامله امنی داشته باشید، راه پیش روی شما کاهش حداکثری میزان حجم معامله می باشد.

چطور مارجین معاملات را مشاهده کنیم؟

بیشتر ترمینال های معاملاتی پارامتر های پایه یکسانی برای نشان دادن مقدار مارجین دارا می باشند.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

  1. Balance (موجودی حساب). این عدد نشان گر میزان دارایی شما در حساب معاملای شما می باشد که فقط شامل معاملات تکمیل شده شما می باشد. معاملات باز شما بر روی میزان بالانس تاثیری نمی گذارند.
  2. Equity (سود خالص). این فیلد نشان دهنده میزان دارایی است که شما در حال حاظر در اکانت خود دارید. این عدد شامل پوزیشن های بسته و باز می باشد. به عبارت دیگر،  Equity = Balance - profit or loss 
  3. Margin (مارجین). این فیلد نشان دهنده مقدار سرمایه شما که به عنوان وثیقه نگه داشته شده می باشد یا به عبارت ساده تر مقدار سرمایه ای که برای انجام معامله درگیر کرده اید
  4. Free margin (مارجین آزاد). این فیلد نشان دهنده میزان دارایی شماست که درگیر پوزیشن های فعلی نمی باشد و شما می توانید توسط آن پوزیشن های جدید باز کنید.
  5. Margin level  (سطح مارجین). این قسمت نشان دهنده رابطه دارایی و مارجین حساب شماست که به صورت درصد نشان داده می شود.

چطور مارجین را در فارکس محاسبه کنیم؟

دو راه اساسی برای محاسبه مارجین در فارکس وجود دارد: یک راه ساده و یک راه بسیار ساده

راه ساده

این روش برای کسانی مناسب است که استعداد خوبی در ریاضیات دارند. برای استفاده از این روش کافیست قیمت جفت ارزی که قصد معامله با آن را دارید و اندازه لات و اهرم اکانت معاملاتی خود را بدانید.

 

 

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

مارجین= اهرم استفاده شده / (قیمت * لات)

ما مقادیر را در این فرمول قرار می دهیم:

مارجین: 31.34$ =400/(1.25373* 10000)

بنابراین، ما مقدار مارجین مورد نیاز برای  انجام معامله با پارمترهای دلخواه خود را بدست اوردیم.

راه خیلی ساده

این راه  برای همه مناسب است، مخصوصا کسانی که نمی خواهند این اعداد را خودشان دستی حساب کنند. شما در این روش به یک محاسبه گر مارجین نیاز خواهید داشت که این محاسبه گر از امکانات معمول اکثر بروکر ها می باشد.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

پارامتر های معامله ی خود را وارد کنید: در ابتدا مقدار اهرم، جفت ارز، حجم معامله، نوع معامله، و قیمت ورود را وارد نمایید این محاسبه گر در همان لحظه تمام جزئیات معاملاتی شما از جمله مارجین را محاسبه کرده و نشان خواهد داد.

سطح مارجین و مارجین آزاد

قبلا در مورد سطح مارجین توضیحات لازم را داده ام. این سطح در اصل رابطه ای بین دارایی معامله گر و مارجین (به صورت درصد نشان داده شده) می باشد. سطح مارجین با مفاهیم مهمی مانند کال مارجین (margin call) و استاپ اوت (stop out) همراه است. کال مارجین زمانی اتفاق می افتد که سطح دارایی های های آزاد شما منفی و یا صفر شود و در این حال شما نخواهید توانست معامله جدیدی باز نمایید و دارایی شما تبدیل به وثیقه برای معامله باز شما خواهد شد. بعد از مارجین کال شدن، در مرحله بعدی می تواند استاپ اوت نیز رخ دهد. در معاملات فارکس، سطح استاپ اوت سطحی است که سطح مارجین شما به درصد خاصی سقوط کند که پس از این مرحله معامله به صورت اتوماتیک بسته می شود. بروکر از معاملاتی که بیشترین میزان ضرر را دارند شروع به بستن معاملات مشتری (“liquidated”) می کند تا از انجام معاملات جدید توسط او جلو گیری کند و وضعیت حساب از قرمز بیرون بیاید.

معامله گرانی که استراتژی تهاجمی به کار می برند با این مفهوم در بعضی از معاملات خود به خوبی آشنا شده اند. البته این تجربه اصلا دلپذیر نبوده و ممکن است تمام سپرده به یک باره از دست برود. معامله گرانی که استراتژی محافظه کارانه در پیش گرفته اند ممکن است هیچ گاه با این شرایط رو به رو نشوند.

بیایید ببینیم چطور می توان  سطح مارجین را متوجه شد و همچنین چطور می توان سطح آزاد مارجین را محاسبه کرد.

 

LiteForex: فارکس مارجین چیست؟

 

مارجین آزاد، اختلاف سود خالص و مارجین استفاده شده می باشد.

سود خالص - مارجین = مارجین آزاد

419856.12 – 31.34 = 419824.78

سطح مارجین، مقدار درصد بر اساس نسبت سود خالص (Equity) به مارجین استفاده شده می باشد.

سطح مارجین = (مارجین / سود خالص)* 100%

133952.39% = 100% * (31.34÷  419856.12)  

نتیجه گیری

اگر مارجین معاملاتی خود را درست اعمال کنید، می توانید عملکرد استراتژی معاملاتی خود را به صورت چشم گیری افزایش دهید. با این حال این بدان معنی نیست که شما با انتخاب بالا ترین حالت اهرم، انتظار وقوع یک معجزه را خواهید داشت. کاربرد معقول این قابلیت به این معناست که شما باید مقدار اهرمی که با آن احساس راحتی می کنید را انتخاب کنید و مقدار تعیین شده باید به گونه ای باشد که روند انجام معامله با احساس فشار همراه نباشد. نمی توان یک مقدار مشخص از اهرم برای همه معامله گران پیشنهاد داد اما هر چقدر شما احساس نگرانی و ترس کمتری داشته باشید تصمیمات عاقلانه تری در جریان معاملات خود خواهید گرفت پس شانس بیشتری نیز برای داشتن سود خواهید داشت. همیشه باید به یاد داشته باشید که هرچه مقدار اهرم مالی بیشتر باشد ریسک معامله نیز بالا تر خواهد بود پس اگر یک معامله گر مبتدی هستید به جای افزایش سود در ابتدا باید به فکر حفظ سرمایه خود باشید. زمانی که به طور کامل یاد گرفتید که چطور سرمایه خود را حفظ کنید، شروع به سود گرفتن خواهید کرد.

عرضه وتقاضا

راهنمای شناسایی سطوح عرضه و تقاضا در فارکس

در این مقاله می خواهیم مفاهیمی را باهم بررسی کنیم که نه تنها در انجام معاملات بلکه در کل اقتصاد اهمیت بسزایی دارند - عرضه و تقاضا. طبق معمول، در این مقاله نیز قصد داریم به پاسخ یکسری از سوالات مهم این بخش بپردازیم، این سوالات عبارت اند از: عرضه و تقاضا چیست؟ چگونه می توان عرضه و تقاضا یک ارز را محاسبه کرد؟ عرضه و تقاضا در دنیای واقعی چگونه کار می کند؟ چطور می توانیم عرضه و تقاضا را در معاملات خود دخیل کنیم؟ نواحی عرضه و تقاضا چیست؟ همچنین من، نظر شخصی خودم را درباره یک استراتتژی ساده با شما در میان خواهم گذاشت.

عرضه و تقاضا در اقتصاد

تا زمانی که با مفهوم اصلی عرضه و تقاضا آشنا نشویم، نمی توان در مورد نحوه استفاده از آن در معاملات صحبت کرد. بیشتر افراد تحصیل کرده با این مفهوم در کلاس های اقتصاد دانشگاه آشنا شده اند. امروزه اصول اساسی اقتصاد حتی در مدارس نیز تدریس می شود و من این دوره را در چند مدرسه برگزار می کنم. قبل از اینکه به کاربرد این قوانین بر روی تریدینگ بپردازیم، بیایید این مفاهیم را از نظر منبع اصلی آن یعنی قوانین کلاسیک اقتصاد، بررسی کنیم.

تقاضا، درخواست خریدار یا مصرف کننده برای خرید کالا یا خدمات است. تقاضا از یک طرف نشان دهنده ی نیاز خریدار به کالا یا سرویس مورد نظر بوده و تمایل آنها به خرید این کالا یا سرویس را در یک مبلغ معین نشان می دهد، از طرفی دیگر نشان دهنده ی قدرت خرید تقاضا کنندگان در یک بازه ی قیمتی مشخص است.

عرضه، فرصت و تمایل فروشنده برای ارائه محصولات با یک قیمت مشخص است. از نظر کمی، میزان عرضه، با بررسی اندازه و حجم، مشخص می شود. حجم یا اندازه ی عرضه، میزان کالایی (کالا یا سرویس) است که فروشنده متناسب با در دسترس بودن یا قابلیت تولید، می خواهد برای مدتی معین، با قیمتی مشخص به بازار فروش ارائه دهد.

تعریف: در کل به وضعیت فرصتهای بین خریداران و فروشندگان در یک بازه ی زمانی مشخص، عرضه و تقاضا می گویند.

بر اساس این تعاریف، ما دو قانون اساسی به نام قانون عرضه و قانون تقاضا در اقتصاد داریم. من این قوانین را به طور کامل توضیح نخواهم داد، اما خلاصه از آن را ارائه خواهم کرد. هر چقدر قیمت چیزی گران تر باشد، عرضه آن هم بیشتر خواهد شد و این قانون در مورد تقاضا برعکس است، هر چقدر قیمت یک محصول پایین تر باشد، تمایل خریدار به خرید این محصول نیز بیشتر خواهد شد. ما در طول مدت زندگی روزمره، با این قوانین رو به رو می شویم. اگر به عنوان یک خریدار در فروشگاهی خرید می کنیم، می خواهیم کالاها را با کیفیتی که در نظر داریم، با کمترین قیمت ممکن خریداری کنیم، اگر فروشنده هستیم، علاقه داریم که کالا های خود را به بالاترین قیمت بفروشیم. همچنین یک مفهوم به نام رضایت از عرضه و تقاضا وجود دارد. این مفهوم بدان معناست که عرضه و تقاضا نمی توانند همیشه درحال رشد باشند، دیر یا زود، لحظه ای فرا می رسد که یک نقطه عطف در روند به وجود آید و یا قیمت آن محصول آنقدر گزان می شود که دیگر کسی توان خرید آن را ندارد و یا برعکس تعداد بسیار کمی از یک کالا با قیمنت پایین در بازار وجود دارند و مردم زیادی مایل به خرید آنها هستند.

چگونگی استفاده از این مفاهیم در بازار فارکس:

  1. تقاضا یعنی تمایل به خرید؛
  2. عرضه یعنی تمایل به فروش؛
  3. عرضه و تقاضا می توانند کاهش یا افزایش یابند؛
  4. اصلی ترین عامل تاثیر گذار در عرضه و تقاضا زمان است؛
  5. هر دو عامل عرضه و تقاضا، تابع حجم هستند.

عرضه و تقاضا در بازار بورس

تقاضا در بورس به شرایطی گفته می شود که یک خریدار می خواهد در یک مقطع زمانی خاص، مقداری سهم را با قیمت مناسب خریداری کند.

عرضه در بورس به موقعیتی اطلاق می شود که فروشنده می خواهد در یک بازه زمانی خاص، مقداری سهم را با قیمت مناسب بفروشد.

همانطور که می بینید، این تعاریف تقریبا با تعاریفی که در اقتصاد کلاسیک مطرح کردیم یکسان هستند، اما در اینجا تاکید ویژه ای بر عوامل دخیل در معاملات یعنی حجم و زمان وجود دارد.

چه زمانی تعداد زیادی از شرکت کنندگان بازار تمایل به فروش دارند؟ به نظرم همه جواب این سوال را می دانند - زمانی که قیمت کالا یا سهام مورد نظر به بیشترین حد خود (قله) رسیده باشد. تمایل به خرید در تعداد زیادی از شرکت کنندگان زمانی ایجاد می شود که قیمت سهم یا کالا بسیار پایین آمده باشد. این قانون اساسی بازار می باشد که از آغاز به وجود آمدن اقتصاد وجود دارد - زمانی که گران است بفروش، زمانی که ارزان است بخر.

اما چگونه می توانیم تعیین کنیم که چه زمانی ارزان است و چه زمانی گران؟ در بورس، زمان آنقدر فشرده است که درک وضعیت قیمت در یک لحظه خاص تقریبا غیر ممکن است اما راه هایی نیز وجود دارد و جواب در خود سوال پنهان شده است - جواب سوال زمان است. عرضه و تقاضا یا بهتر بگوییم میل به خرید و فروش همیشه وابستگی واضحی به زمان دارند. تقاضا ممکن است در یک لحظه خاص بیشتر از عرضه باشد و در زمانی دیگر همه چیز به کل تغییر کند. به این ترتیب که اگر می خواهید نواحی عرضه و تقاضا را در نمودار قیمت پیدا کنید باید نحوه گره زدن آنها به یک نقطه در زمان را یاد بگیرید.

نواحی عرضه و تقاضا

نمودار بالا یک ناحیه ی احتمالی عرضه را مشخص کرده است. با توجه به برگشت های قیمت از این سطح، می توان درک کرد که چرا این ناحیه به عنوان ناحیه ی عرضه در نظر گرفته شده است.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

ناحیه عرضه، ناحیه ای در نمودار است که با رسیدن قیمت به آن، تعداد و قدرت (تمایل) فروشندگان بیشتر از خریداران می شود. تمایل می تواند با استفاده از حجم تعریف شود، بنابراین در این منطقه، حجم فروش از حجم خرید فرا تر خواهد رفت – و به اصطلاح عدم تعادل عرضه و تقاضا ایجاد شده است. اگر این نسبت در یک لحظه از زمان صحیح باشد،  قیمت رشد خود را متوقف کرده و شروع به کاهش خواهد کرد. شاید بزرگترین آرزو هر معامله گر این باشد که چگونه می توان نقطه دقیق این معکوس شدن را مشخص کرد. با بازگشت به نمودار، ما می بینیم که در این منطقه به دلیل عدم وجود تعادل، قیمت در حال معکوس شدن است و قبلا هم این اتفاق 5 بار تکرار شده است.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

نمودار بعدی نشان دهنده ناحیه تقاضا می باشد. منطقه تقاضا، ناحیه ای در نمودار است، که با رسیدن قیمت به آن، افزایش تمایل خریداران نسبت به فروشندگان را مشاهده خواهیم کرد یا به عبارتی دیگر حجم خرید بیشتر از حجم فروش می باشد. اگر این نسبت در یک مقطع زمانی خاص صادق باشد، کاهش قیمت متوقف شده و رشد شروع خواهد شد. این هم یک برگشت قیمتی است که این بار در یک بازار نزولی رخ می دهد. یافتن نواحی عرضه و تقاضا کاری است که هر معامله گر باید قادر به انجام دادن آن باشد.

چگونگی کارکرد عرضه و تقاضا

حالا  بیایید در مورد خود این نواحی صحبت کنیم. یکی از سوالات متداول مردم عبارت است از: چرا باید این مناطق را به صورت ناحیه در نظر بگیریم؟ برای جواب به این سوال، بیایید تئوری شکل گیری یک پوزیشن در بازار سهام را بررسی کنیم. قیمت در بورس به این علت حرکت می کند که در زمان های مختلف شرکت کنندگان بازار اقدام به خرید و فروش می کنند و طبق پیشبینی خود در سهام های مختلف پول (حجم) واریز می کنند. فرض کنیم، من می خواهم یک سهام را در قیمت 100 بخرم و به نظر من این قیمت برای خرید مناسب است. من یک سفارش به بازار ارسال می کنم که تمایل من به خرید با قیمت 100 را به عنوان یک سفارش خرید ثبت می کند. در همان لحظه، ممکن است فردی وجود داشته باشد که فکر کند قیمت 100 برای فروش بسیار مناسب است. در لحظه ای که قیمت سهم به این عدد رسید، سفارش خرید من و سفارش فروش فرد مقابل در یک زمان اجرا می شود. در آینده، قیمت به جهاتی با حجم های بیشتر حرکت خواهد کرد. اگر من 5 لات در قیمت 100 خریداری کرده باشم، و فروشنده 4 لات در قیمت 100 فروخته باشد، تا زمانی که حجم خرید، بالا تر از حجم فروش باشد، قیمت افزایش خواهد یافت. در چنین حالتی، در یک نقطه خاص حرکت برگشتی خواهیم دید. اما در واقعیت اینگونه نیست. چرا؟ زیرا علاوه بر ما، بازیگران زیادی در بازار در حال فعالیت و انجام کارهای مشابه هستند بنابراین، قیمت بالا و پایین رفته و نقطه عطف واقعی بعد از مدتی رخ خواهد داد. به عبارتی دیگر، ممکن است معامله گران در هر لحظه، قیمت های متفاوتی را برای خرید و فروش مناسب ببینند و هرکدام از آنها نظرات مختلفی راجب قیمت داشته باشند. به همین دلیل است که لحظه برگشت قیمت را به صورت یک سطح در نظر نمی گیریم و آن را همانند یک ناحیه می بینیم و هرچه بازه ی زمانی شما بزرگتر باشد، این نواحی نیز بزرگتر می شوند.

نواحی عرضه و تقاضا نسبت به زمان

علاوه بر حجم معاملات، یک پارامتر مهم دیگر وجود دارد - زمان. بیایید در مورد بازه ی زمانی نمودار (تایم فریم) صحبت کنیم.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

در شکل بالا نواحی عرضه و تقاضا در بازه های زمانی مختلف به تصویر کشیده شده اند. نمودار اول از سمت چپ نشان دهنده رفتار قیمت در تایم فریم M1 (یک دقیقه) می باشد. در این نمودار برگشت قیمت از ناحیه ی تقاضا، به صورت واضح قابل مشاهده است. هرچند زمانی که به تایم فریم M15 (پانزده دقیقه) مراجعه می کنیم مشخص می شود که ناحیه ی تعیین شده در تایم فریم یک دقیقه، در بازه های زمانی بالاتر تر، آن قدر ها هم مهم نیست و در هر زمان قیمت می تواند از آن عبور کرده و پایین تر برود چرا که قیمت در راستای حجم قوی تری حرکت می کند که از ناحیه تقاضای قبلی هدایت می شود. زمانی که از تایم فریم H1 (یک ساعته) استفاده می کنیم، می توانیم به وضوح ببینیم که منطقه تقاضا در بازه زمانی M15  چندان قوی نسیت، یک حجم قوی تر نیز وجود دارد که از ناحیه ی تقاضای واقع شده در نمودار یک ساعته، ناشی می شود. بنابراین، می توانیم بازه زمانی را بیشتر و بیشتر افزایش دهیم و در هر کدام ناحیه هایی پیدا خواهیم کرد که قوی تر بوده و از ناحیه هایی که در تایم فریم های کوتاه تر قابل مشاهده بود اهمیت بیشتری دارند.

بر این اساس، ما باید قانون اساسی انجام معاملات بر اساس نواحی عرضه و تقاضا را مشخص کنیم – در هنگام استفاده از این نواحی برای دریافت سیگنال های برگشتی، بهتر است که از یک تایم فریم خاص استفاده کرده و طبق همان تایم فریم معاملات خود را انجام دهید. بیایید این قانون را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم. در ابتدا، اگر ما نواحی تقاضا را در بازه زمانی M15 تعیین کنیم، نمی توانیم از تایم فریم های بالاتر تر و نواحی موجود در آنها استفاده کنیم. دوما، این نواحی، دارای مدت زمان عملیاتی هستند. این بدان معنیست که هر منطقه فقط برای مدت زمان خاصی کاربرد دارد و پس از آن اعتبار خود را از دست خواهد داد. این به دلیل حجم معاملات می باشد. خریدار پوزیشن خرید خود را می بندد و دیگر حجم آن در بازار نشان داده نمی شود بنابراین، تعادل عرضه و تقاضا تغییر می کند. اگر حجمی که ناحیه را به وجود آورده، از بازار خارج شود، دیگر نمیتوان روی آن ناحیه حساب کرد و در این حالت ناحیه به منطقه ای جدید منتقل می شود. بنابراین، نواحی عرضه و تقاضا به زمان حساس می باشند. به عبارت دیگر، ناحیه موجود در تایم فریم M1 بعید است بیشتر از چند ساعت وجود داشته باشد و ناحیه در بازه زمانی 1H  تا چند روز به طول می انجامد. بر این اساس، معامله در این مناطق باید در این بازه های زمانی مدریت شده و انجام گردند.

اندیکاتور های نواحی عرضه و تقاضا

اندیکاتور های مختلفی وجود دارد که ادعا دارند می توانند مناطق عرضه و تقاضا را به طور شگفت انگیزی محاسبه کنند. اما برای ارزیابی اثربخشی آنها، عصاره این مفاهیم را بررسی خواهیم گرد. عرضه و تقاضا حجم های خرید و فروش هستند. بنابراین، این اندیکاتور ها باید توانایی محاسبه ی حجم معاملات را داشته باشند (یعنی مقدار واقعی ارز که خرید یا فروخته شده است). من همچنین بارها در مقالات خود عنوان کرده ام که به دلیل غیر تمرکز گرا بودن بازار، نمی توان به اطلاعات مربوط به میزان واقعی حجم ها در بازار فارکس دست یافت. یک بانک دارای تعداد مشخصی سفارش است بانک دیگر هم به اندازه کمتر یا بیشتر سفارشات مختص خود را دارد، حتی اگر سیستم تبادل اطلاعاتی بین بانکی نیز وجود داشته باشد، هرگر نمی توانیم تشخیص دهیم کدام یک از این سفارشات دارای حجم واقعی هستند و کدام یک با استفاده از اهرم شکل گرفته اند. بر این اساس تقریبا ساختن اندیکاتور عرضه و تقاضا امکان پذیر نمی باشد. متاسفانه، تمام این اندیکاتور ها حاصل تخیل وحشتناک نویسندگان آنهاست که اغلب از الگوریتم های ریاضی برای مرزبندی نواحی حمایتی و مقاومتی استفاده می کنند. تنها حجمی که در بازار فارکس قابل ردیابی است فقط حجم تیک ها می باشد (کوچک ترین تغییرات قیمت در واحد زمان). بر اساس حجم تیک ها، می توانیم فرضیاتی در مورد مناطق مشابه (مناطق اشباع خرید و فروش) با نواحی تقاضا و عرضه ارائه دهیم. شما می توانید این مناطق را در اسیلاتور های اصلی مانند RSI  و CCI پیدا کنید.

نواحی اندیکاتور RSI

اسیلاتور RSI یک اندیکاتور ناحیه ای می باشد. این اندیکاتور ورود و خروج قیمت را از نواحی اشباع خرید و فروش، اطلاع رسانی می کند. زمانی که این اندیکاتور ها ساخته شدند، نواحی اشباع خرید و فروش نیز برای اولین بار بوجود آمدند. مناطق اشباع خرید زمانی شکل می گیرند که بازار با سفارشات خرید اشباع شده باشد و فروشندگان شروع به عرضه کنند. منطقه اشباع فروش زمانی شکل می گیرد که بازار با سفارشات فروش اشباع شده و خریداران شروع به تقاضا می کنند. اگر این تعاریف را با تعاریف عرضه و تقاضا مقایسه کنیم متوجه می شویم که آنها دقیقا یکسان هستند.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

در حقیقت، این اندیکاتور ناحیه هایی با عرضه و تقاضای بیش از حد را مشخص می کند، یعنی دقیقا همان چیزی است که ما به دنبال آن هستیم. هنگامی که خطوط اندیکاتور وارد یکی از نواحی شده و در آنجا باقی بماند، می توان گفت که یک هشدار برگشت قیمت به ما داده شده است و زمانی که خطوط اندیکاتور بالا تر از مرزهای مناطق می رود، اعتقاد بر این است که سیگنال برگشت قیمت، شروع به شکل گیری کرده است.

استراتژی برگشت قیمت بر اساس نواحی عرضه و تقاضا

برای پایان دادن این مقاله در مورد عرضه و تقاضا، میخواهم شما را با یک استراتژی ساده که می توانید از آن در فارکس استفاده کنید آشنا کنم.

 

LiteForex: معاملات فارکس بر اساس عرضه و تقاضا

 

برای استفاده از این استراتژی، به یک جفت ارز و اندیکاتور RSI نیاز داریم. بازه زمانی نمودار قیمت چندان مهم نیست، اما نباید خیلی کوتاه باشد. من 30 دقیقه را انتخاب می کنم. دوره اندیکاتور را روی میزان استاندارد آن یعنی 14 تنظیم می کنیم.

دریافت سیگنال

برای دریافت سیگنال، به یک منطقه بالقوه در نمودار قیمت نیاز داریم تا آن را با نواحی اشباع اندیکاتور تطبیق دهیم:

  1. جهت اندیکاتور را در نمودار قیمت تعیین کنید. در این لحظه، روند صعودی در نمودار در حال رخ دادن است. بنابراین، ما سعی خواهیم کرد تا منطقه ای که پتانسیل برگشت قیمت و تبدیل شدن به روند نزولی را دارا می باشد، شناسایی کنیم؛
  2. شما نیاز خواهید داشت تا سطح مقاومت نسبتا قو  روند را پیدا کنید. ساده ترین راه برای این کار، پیدا کردن کانال های جانبی موجود در نمودار است. یکی از این کانال ها با حرف “A” در نمودار نشان داده شده است؛
  3. کانال را بر خلاف مقادیر اندیکاتور بررسی کنید. اگر اندیکاتور در منطقه اشباع خرید باشد، ناحیه ی ترسیم شده در نمودار صحیح می باشد. در مورد مثال ما، ناحیه ی ترسیم شده در نمودار با نواحی اندیکاتور مطابقت ندارد زیرا قیمت در زیر ناحیه ی اشباع خرید اندیکاتور می باشد. بنابراین، این منطقه کارساز نخواهد بود؛
  4. در صورت وجود نداشتن سطوح مشابه، باید منتظر اندیکاتور باشیم تا وارد منطقه اشباع خرید شود؛
  5. در منطقه “B”، اندیکاتور وارد منطقه اشباع خرید شده است، که به این معنی است که نقطه ای که در آن انتظار معکوس شدن روند را داشتیم، در حال نزدیک شدن است؛
  6. حال نگاهی به نقطه ورود قبلی به ناحیه اشباع فروش در تاریخچه اندیکاتور بیندازید و آن را برخلاف نمودار قیمت بررسی کنید. اگر ناحیه ای در آن قسمت از نمودار قیمت موجود باشد، آن را با قیمت فعلی مقایسه می کنیم. قیمت فعلی باید هم سطح با همین منطقه باشد. در نمودار ما که این شرایط به طور کامل محقق شده اند. بنابراین، سیگنال صحیح می باشد؛
  7. زمانی که اندیکاتور از منطقه اشباع خرید بیرون آمد می توانیم یک سفارش فروش ثبت کنیم؛
  8. حد ضرر دقیقا بالاتر از منطقه عرضه در نمودار تعیین کنید؛
  9. حد سود زمانی است که اندیکاتور به منطقه اشباع فروش رسیده باشد.

جمع بندی

برای جمع بندی، نظر خودم را در مورد استفاده از این مناطق در انجام معاملات تکرار می کنم. من این روش را تست کردم و به این جمع بندی رسیده ام که در فواصل زمانی روزانه بازار بسیار بی ثبات بوده و امکان استفاده کارامد از این مناطق را دشوار می کند. از طرفی دیگر استفاده از آنها برای بازه های زمانی بلند مدت به دلیل خطاهای مارجین و اندازه بزرگ نواحی، بسیار سود آور می باشد.

استراتژی کندل حجم


استراتژی کندل حجم
امروز می خواهم یکی از تاثیر گذار ترین استراتژی های فارکس یعنی استراتژی کندل حجم را به شما آموزش دهم. برای شروع  بیایید نگاهی کلی نسبت به این استراتژی داشته باشیم.
کندل حجم چیست؟
این استراتژی با تمام استراتژی های معمول فارکس متفاوت است. اساسا، همه استراتژی ها بر اساس سیگنال های دریافت شده از اندیکاتورهای ریاضیاتی ساخته شده اند، که استفده از آنها دردسر های خود را دارد. اندیکاتور ها خطاهای بسیاری دارند و برای یک معامله گر کم تجربه، تصمیم گیری بر اساس این سیگنال ها بسیار سخت بوده و نمی توان فهم دقیقی از زمان دقیق ورود به معامله و یا بقیه ی موارد داشت. کندل حجم یک اندیکاتور نمی باشد بلکه یک کندل استیک ژاپنی کوچک در نمودار می باشد و پیدا کردن آن بسیار آسان بوده و به سختی می توان از آن غافل شد.
این کندل بدنه بسیار باریکی داشته و در بعضی موارد بدنه ای ندارد و از سایه بلندی برخوردار است. باید به یاد داشته باشید که چنین کندلی را نمی توانید هر روز ببینید و تشخیص آن بسیار ساده تر از بقیه می باشد. من این شمع را کندل حجم می نامم چرا که در زمان شکل گیری آن، حجم معاملاتی بازار بسیار زیاد بوده و در آن کندل هر دو گروه معامله گران (خریداران و فروشندگان) در حال مبارزه هستند. این کندل نشان دهنده ی این است که قدرت خریداران و فروشندگان تقریبا باهم برابر است و کندل بعدی گروه برنده را مشخص می کند. پس از اتمام شکل گیری (بسته شدن آن)،  با گذشت زمان (چند ساعت و یا حتی چند روز)، حجم خریداران یا فروشندگان از سایرین فراتر رفته و قیمت در جهت روند جدید حرکت می کند. زمانی که قیمت از بالترین یا پایین ترین نقطه ی این کندل عبور می کند، ما این شانس را خواهیم داشت تا به سمت برنده ملحق شده و پوزیشن جدیدی در جهت روند جدید باز کنیم. این عمل در اغلب موارد جهت درست بازار را به ما نشان می دهد، چرا که ما در جهت بیشترین حجم، معامله کرده ایم. به عبارت دیگر، این کندل به ما اجازه می دهد تا سیگنال مشخصی برای باز کردن سفارش در روند فعلی دریافت کنیم، که اکثر متخصصان این روش را تنها راه کسب درآمد در فارکس می دانند.
چگونگی پیدا کردن کندل حجم
حال بیایید ببنیم چگونه می توان کندل حجم را در بین تعداد بسیاری از کندل های دیگر در یک نمودار پیدا کرد.

در نمودار بالا، من تمامی کندل های حجم را با رنگ قرمز مشخص کرده ام. این نمودار بر اساس تایم فریم روزانه و نشان دهنده ی حرکت یک ساله ی قیمت می باشد. در نمودار GBP/NZD، من 12 کندل حجم پیدا کرده ام، و همه آنها به خوبی به سود دهی رسیده اند و 100 درصد نتیجه داده اند. حال سوال این است که چطور باید این کندل را از بقیه تشخیص دهیم؟ 5 قانون برای انجام این کار وجود دارد:کندل حجم، فقط می تواند در تایم فریم روزانه (D1) استفاده شود؛کندل حجم باید به طور کامل شکل بگیرد؛ یعنی کندل بعدی آن باید باز شود تا کندل حجم تثبیت شود؛بدنه کندل حجم باید حداقل 10 برابر کوچکتر از کل طول کندل باشد؛هر کدام از سایه ها (فیتیله ها) باید حداقل 400 پوینت باشد.کندل استیک حجم باید فقط در نماد های اصلی یا کراس استفاده شوند .
چگونه می توان با استفاده از کندل حجم معامله کرد
حال بیایید نگاهی به نحوه اعمال این 5 قانون و چگونگی باز کردن پوزیشن ها داشته باشیم :

در نمودار بالا، یکی از کندل ها را می بینید که با موفقیت طبق سناریو ما عمل کرده است. در ضمن خود من روی این کندل معامله کرده بودم. روند به این شکل است:از قانون اول استفاده کنید : برای جداسازی راحت تر کندل ها، نمودار را به بازه زمانی روزانه تغییر دهید و زوم کنید؛شروع به جستجو کندلی کنید که با توضیحات بالا سازگار باشد؛پس از پیدا کردن کندل مناسب، از قوانین 3 و 4 استفاده کنید: از یک خط کش در ترمینال معاملاتی استفاده کرده و میزان بدنه و سایه کندل را اندازه بگیرید. اگر حداقل یکی از سایه های شمع کمتر از 400 پوینت باشد (حتی اگر 399 است)، این کندل را فراموش کنید چرا که هیچ کاربردی نخواهد داشت. اگر هر دو سایه بیشتر از 400 پوینت بودند، بدنه را اندازه بگیرید. اگر بدنه ی کندل برای مثال 100 پوینت باشد، اندازه ی کلی کندل باید بیشتر از 1000 پوینت باشد. اگر هر دو این شرایط بر قرار باشند - کندل مورد نظر، یک کندل حجم می باشد؛حال به قانون دوم بر می گردیم. یک کندل جدید، یا حتی چند عدد از آنها باید بعد از کندلی که در نظر گرفتیم ظاهر شوند. ولی قیمت نباید بیشتر از کف یا سقف کندلی که انتخاب کردیم پیش برود؛به یاد داشته باشید که این استراتژی فقط بر روی نماد های اصلی و کراس، کارایی دارد؛سفارشات در حال انتظار خود را تعیین کنید. بله، استراتژی کندل حجم بر اساس سفارش های پندینگ (در حال انتظار) مانند بای استاپ و سل استاپ کار می کند؛به طور دقیق طول سایه کندل را اندازه بگیرید. در مورد مثال ما اندازه ی سایه بالایی 748 پوینت، و سایه پاینی 646 پوینت می باشند؛حال 646 پوینت پایین تر از کف کندل را اندازه گرفته و خط افقی بکشید. 748 پوینت بالا را از سقف اندازه بگیرید و خط افقی دیگری رسم کنید؛در سطح کف کندل (sell level)، سفارش سل استاپ خود را تعیین کنید. حد سود (profit level sell) این سفارش را 646 پیپ پایین تر از کف کندل حجم، قرار دهید و حد ضرر (stop level sell) را در سقف این کندل تعیین کنید.در سقف کندل (buy level)، یک دستور استاپ بای قرار دهید. حد سود (profit level buy) را 748 پیپ بالاتر از سقف کندل حجم، قرار دهید و حد ضرر را در کف کندل حجم تعیین کنید(stop level buy)اگر تمامی مراحل را به درستی انجام داده باشید، دسته بندی سفارشات شما باید شبیه شکل بالا باشد. اگر قیمت پایین تر آمد، سود حاصل شده 646 پوینت می باشد و اگر بالا تر رفت ما 748 پوینت بدست خواهیم  آورد.همه چیز آماده است. شما سفارشات خود را در کارگزاری تعیین کرده اید و آنها تمام کارها را برای شما انجام خواهند داد.
همان طور که در شکل بالا مشاهده می کنید، یک سفارش فروش فعال شده است، و بعد از گذشت 2 کندل، با بر خورد قیمت به حد سود ما، معامله بسته شده است، که سود حاصل 646 پوینت می باشد و در صورتی که حجم معامله یک لات باشد چیزی حدود 500 دلار می توانستیم از این معامله سود بگیریم. این استراتژی بسیار ساده می باشد، تمام چیزی که به آن نیاز دارید این است که قوانین را به صورت جدی دنبال کرده و تبدیل به یک معامله گر موفق شوید.

اسکلپ نوسانگیری   (( موجسواری ))

معامله روزانه با استراتژی سویینگ (نوسان‌گیری یا Swing)

استراتژی سویینگ یا نوسان‌گیری، آماده‌ی نوسان‌گیری از اصلاح و بازگشت روند است. بنابراین معامله‌گر بایستی سریع عمل کند. در این استراتژی روش خرید و فروش با نمودار بیان شده است.   

این چه استراتژی است؟

استراتژی سویینگ با هوشیاری و چالاکی ارتباط دارد. معامله‌گر بایستی گوش به زنگ اصلاح روند باشد و آماده نوسان‌گیری از اصلاح و بازگشت روند باشد.

سوال می شود “اصلاح چیست؟”  جواب آن ساده است، اصلاح شامل همپوشانی میله ها یا کندل های قیمت است. روند قیمت به سرعت پیش می رود اما اصلاح صورت نمی‌‌گیرد.

به مثال زیر توجه کنید:

معامله روزانه با استراتژی سویینگ یا نوسان گیری در بورس

در جفت ارز بالا EURUSD در زمان 240 دقیقه، 26 کندل با دایره سبز مشخص شده که قیمت در حدود 100 پوینت ثابت مانده است.

 

چگونه با این استراتژی معامله می‌توان معامله کرد؟

در شکل بالا که خطوط آبی رنگ رسم شده است ، قیمت در حرکت روزانه به صورت قراردادی 20 پوینت را به همراه دارد. معامله‌گر سویینگ (نوسان) بایستی به حداکثر قیمت هوشیار باشد، قیمت قراردادی همپوشانی بسیار زیادی دارد و احتمال بسیار زیادی وجود دارد که قیمت در روند قبلی هفته گذشته ادامه داشته باشد. زمانی معامله فروش صورت می‌گیرد که اولین کندل به پایین محدوده قراردادی از چند کندل گذشته حرکت کند. توقف معامله می‌تواند در بالاترین قیمت سویینگ‌های کوچک اخیر قرار گیرد (فلش نارنجی رنگ).

مثال دیگری در سویینگ یا (نوسان‌گیری) زیر انجام شده است.

استراتژی سویینگ یا نوسان گیری در بورس

مجددا بر روی چارت 240 دقیقه‌ای EURUSD کار می‌کنیم.  

در دایره سبز زنگ، می‌توانیم اصلاح نزولی را مشاهده کنیم، و به حرکت آهسته نزولی روند توجه کنید. به همه کندل‌های قیمت که با هم همپوشانی دارند دقت کنید. با این که اصول یکی است ولی ورود به پوزیشن در این معامله سخت‌تر از نمایش آن است. بایستی صبر  کنیم تا قیمت نشانه‌ای از برگشت را نشان دهد. در پایان اصلاح، دو کندل به صورت جداگانه بالاتر از خط آبی حرکت می‌کنند. نشان‌دهنده این است که قیمت درگیر برگشت است.

بعد معامله‌گر بایستی در قیمت آغازین کندل (Open) خرید کند و توقف را در پایین‌ترین نقطه اصلاح قرار دهد. در حدود 30 پوینت ریسک وجود دارد، در صورتی که موفق به سوار شدن بر روی نوسان شوید، 600 پوینت به دست می آورید. معامله با روش سویینگ یا (نوسان‌گیری) کمی دقیق‌تر و متفاوت از تکنیک‌های متقاطع است. اما سیگنال‌هایی را بر اساس مدیریت مالی و ورود به بازار ارائه می‌دهد.

استاب لاس وتیک پرافیت  ((  تارگت  ))

چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به دستورهای معلق که جهت حفاظت از پوزیشن های معاملاتی قرار داده می شوند احتیاج داریم؟ 

در این مقاله به تمایل معامله گران به نزدیک تر آوردن حد سود (تیک پرافیت) و دورتر بردن استاپ لاس می پردازیم و راه های جلوگیری از آن را بررسی می کنیم. 

سلام! 

بگذارید حدس بزنم، شما یک معامله گر مبتدی در فارکس نیستید. شاید تا به حال چندین استراتژی معاملاتی در فارکس را امتحان کرده باشید که برایتان ''تناسب ندارد''. همچنین، شاید گاهی اوقات حس کرده باشید که استاپ لاس یا تیک پرافیتی قرار داده اید که به نحوی ''غلط'' بوده و یا ''در جایی اشتباه'' قرار داده شده اند. 

اگر بیش از یک سال است که به معامله می پردازید احتمالا در کتاب ها در خصوص استاپ لاس و تیک پرافیت خوانده اید، ویدئوهای پرطرفدار را مشاهده نموده و چگونگی محاسبه ی سطوح استاپ لاس و تیک پرافیت را مطالعه کرده اید. احتمالا الان با لبخندی معنادار بر لب منتظرید که یک مقاله ی خسته کننده ی دیگر در مورد مفهوم ''استاپ لاس بالاتر از نقطه ی اوج/پایین تر از نقطه ی کف'' و ''تیک پرافیت با مقداری فاصله، که کمتر از ۱/۲ سطح استاپ لاس نباشد''‌ بخوانید..اما در عین حال ممکن است هنوز امید داشته باشید که این مقاله به گونه ای شما را ''شگفت زده'' نماید، مقاله ای که به جای کهنگی بوی تازگی بدهد و توجیه پذیرتر به نظر برسد. 

باید بگویم تمامی حس هایی که تا به حالا داشته اید را درک می کنم و امیدوارم ناامیدتان نکنم! 

حال می خواهم به سراغ محتوای بحث بروم. 

۱. استاپ لاس و تیک پرافیت: چرا این دو انقدر آزاردهنده هستند؟! 

بیشتر کتاب ها و مقالات راجع به معامله به توصیف استاپ لاس پرداخته و می گویند از ضرر کردن جلوگیری می کند. البته این کار به همراه ''استاپ های دنباله ای یا کششی'' (Trailing Stop) انجام می شود که در واقع یک دستور محدودیت زا (Limit Order) بوده که ضررهای شما را محدود می سازند. وقتی معامله گران این موارد را مطالعه می کنند سر را به نشانه تایید تکان می دهند که ''بله بله، این دستورها ضررها محدود می کند و چیز خوبیست...موافقم...همه چیز را می فهمم و منطقی به نظر می رسد… و غیره''، اما در عمل هیچ کس ضررهای خود را محدود نمی کند زیرا تا زمانی که حرکت قیمت معکوس نشده دلیلی برای انجام این کار وجود ندارد. افزون بر این، همیشه این زمزمه در ذهن معامله گران وجود دارد که ''من ترسو نیستم، من از ضررها کوچک نمی ترسم، من شجاعم و می توانم حتی ضررهای بزرگ تری را تحمل کنم'' و ''اگر من دستور لیمیت بگذارم و بعدش حرکت قیمت سریعا معکوس شود چه می شود؟''. همه معامله گران کمابیش این موارد را در ذهن خود تکرار کرده اند، درست می گویم؟‌:) پس تا به اینجا همه چیز علیه قرار دادن دستور استاپ لاس به نظر می رسد. 

تیک پرافیت یا تارگت سود همیشه در قالب چیزی توصیف می شود که هیچ کس نمی داند دقیقا چیست و چرا قرار داده می شود. پرسشی که معامله گران ممکن است از خود بپرسند این است که چرا باید سطح قیمتی ای را مشخص کنیم که در آن یک پوزیشن بسته می شود و این در حالی است که قیمت می تواند فراتر رود و سود می تواند بالاتر باشد؟ معمولا اینگونه توصیه می شود که باید در مراحل اول تیک پرافیت را معادل ۱/۲ و ۱/۳ سطح استاپ لاس قرار داد. و دوباره همه معامله گران این زمزمه را در ذهن خود تجربه کرده اند که ''بله بله، برای شروع کردن انجام این کار بد نیست، موافقم، در فلان فاصله تیک پرافیت خود را قرار خواهم داد و بعد خواهم دید که چه می شود…''. علیرغم این تجربه ی ذهنی، تعداد کمی هستند که برایشان مشخص باشد چرا نسبت های تیک پرافیت نامبرده اینگونه هستند و منطق پشتشان چیست؟ معامله گر ممکن است توصیه های مذکور را بخواند و به آن عمل کند اما قیمت به سطوح و نسبت های نامبرده نرسد و سپس از خود بپرسد که ''چرا تیک پرافیت باید در چنین فاصله ای قرار داده شود''؟ وی ممکن است به خود بگوید ''شاید کاری را اشتباه انجام می دهم و به همین دلیل است که قیمت به سطح تیک پرافیت نمی رسد؟''. شاید هم اساسا قیمت به سطح تیک پرافیت برسد اما به حرکت صعودی خود در جهتی که مورد نظر معامله گر بوده ادامه دهد و در اینجا معامله گر با پشیمانی به خود بگوید ''نباید سود را محدود می کردم، باید تیک پرافیت را بالاتر قرار می دادم و غیره…''. 

در نتیجه ی این زمزمه های درونی، معامله گر ممکن است به خود بگوید ''ترجیح می دم صبر بیشتری کنم، اصلا چرا تیک پرافیت باید در این سطح باشد؟ اساسا بهتر است قواعد مدیریت ریسک را دیگر رعایت نکنم ولو اینکه اندازه ی پوزیشنی که باز کرده بودم درست بوده باشد…''. پس از این گفت و شنود های ذهنی معامله گر دیر یا زود به این نتیجه می رسد که نباید از قواعد غیرواضحی که دیگران برایش تعریف کرده اند تبعیت کند. 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

پرسشی که می توان مطرح کرد این است: ''راه حل چیست؟''. راه حل فهم صحیح معامله کردن به طور کلی و مفاهیم استاپ لاس و تیک پرافیت به طور خاص می باشد. 

موضوع این است که پیامی که در پس عبارت ''محدود کردن ضرر'' و ''تثبیت سود'' وجود دارد در اصل اشتباهند و به همین دلیل واکنشی که معامله گر از خود نشان می دهد هم اشتباه خواهد بود. 

۲. چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت احتیاج داریم؟ 

معامله گر ممکن است با خود بگوید که '' اوه من می دانم استاپ لاس و تیک پرافیت برای چه کاری اند..''. قضیه این است که او حقیقتا نمی داند. واقعیت این است که تعداد کمی از معامله گران هستند که هدف اصلی استاپ لاس و تیک پرافیت را می دانند. 

دشواری موضوع در این نهفته است که در مراحل ابتدایی معامله گر متوجه نمی شود ماهیت ترید کردن چیست. وقتی می خواهیم معامله کنیم، فکری که در ذهنمان می آید این است که باید به نحوی باید یاد بگیریم قیمت به کدام سمت حرکت خواهد کرد. به محض اینکه این فکر در سرمان می آید متوجه خواهیم شد که بازار دشمن ماست. 

یک معامله گر به این باور می رسد که بازار جهت حرکت قیمت را به او نشان می دهد، اما اتفاقی که خیلی اوقات در عمل می افتد این است که بازار معامله گر را فریب می دهد و در جهت خلاف آنچه انتظار می رفت حرکت می کند. در نتیجه، حسی در معامله گر به وجود می آید که دیگر دوست ندارد فریب بخورد. 

اگر هدفتان این است که نگذارید بازار فریبتان بدهد، برخورد قیمت با استاپ لاس را پیروزی بازار بر خودتان تفسیر خواهید کرد زیرا پس از برخورد قیمت با استاپ لاس حرکت آن می تواند معکوس شود :) همین را در مورد تیک پرافیت نیز می توان گفت، بدین ترتیب که اگر قیمت به سطح تیک پرافیت بخورد و در جهت قبلی خود همچنان به حرکت ادامه دهد ممکن است به معامله گر حس حماقت دست دهد و فکر کند ترسو است و بعد بخواهد برای مقابله با این حس پوزیشن معاملاتی خود را بیشتر باز نگه دارد. در واقع، معامله گر اینکه نتوانسته بیشتر در بازار بماند تا سود بیشتری کسب کند را ممکن است نوعی شکست برای خود بداند. 

حال بگذارید دیگر سعی بر کشف کردن ''سیگنال های بازار'' برای فهم جهت حرکتی آینده ی شاخص نداشته باشیم. منظورم این است که حال بیایید به چارت قیمتی نگاه کنیم و بگوییم ''علیرغم اینکه شاهد روند/ثبات شاخص/ الگو هستم هنوز هم نمی توانم با قطعیت بگویم که جهت حرکتی آینده ی قیمت کجا خواهد بود و اصلا هم برایم مهم نیست''. ما نمی توانیم حرکت آینده ی قیمت را ''بدانیم''. دلایل این عدم توانایی را به تفصیل در سایر مقالات خود شرح داده ام و نمی خواهم در اینجا آن ها را بازگو کنم. با این روش دیگر به این فکر نمی کنیم که رفتار بازار باید در یک حالت خاص باشد، یعنی مثلا اینطور نیست که لزوما ''اگر نقاط اوج بعدی از نقاط اوج قبلی بالاتر بود قیمت هم باید بالاتر برود''. همچنین، دیگر اینگونه فکر نمی کنیم که اگر چارت قیمتی الگویی خاص را به نمایش گذاشت حتما باید رفتاری مرتبط با آن الگو از خود نشان دهد. اگر غیر از این فکر کنیم از آنجا که انتظاراتمان برآورده نخواهد شد ضربه خواهیم خورد.

بنابراین همیشه به ۲ سناریو معتقد خواهیم بود: 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

ترسناک است نه؟‌ :) موافقم! اما سوال این اینجاست که: ارتباط آنچه گفتیم با حدضرر (استاپ لاس) و حد سود (تیک پرافیت) چیست و چگونه می توانیم بر اساس آن سود کسب کنیم؟ 

می خواهیم به سراغ خبرهای خوب برویم: علیرغم ناممکن بود حدس جهت حرکتی آینده ی قیمت، تمام معامله گران می توانند نگاهی به چارت قیمتی انداخته و ببینند که شکل های حرکتی چندان گوناگونی وجود ندارد. 

اگر بخواهیم ساده تر بگوییم: 

چارت قیمتی تقریبا چیز یکسانی را برای دهه ها نشان می دهد. 

منظورم ''ساختارهای قیمتی'' یا همانطور که برخی به آن اشاره داشته اند ''الگوهای قیمتی'' است. شاخص همیشه به شکلی مشابه معکوس می شود و ''الگوهای قیمتی'' نیز در این خصوص مشابه عمل می کنند. همچنین، حرکت شاخص ها پس از برخورد به استاپ لاس مشابهند. ساختارها و الگوها هر روز، هر هفته، هر ماه، و هر سال تکرار می شوند. 

به طور خلاصه: 

  • نمی دانیم به کجا و برای چه مدت قیمت در لحظه، دقیقه، ساعت، و روزی مشخص به حرکت خواهد پرداخت 
  • اما با چشمانمان می بینیم که از زمانی که بازار های مالی به وجود آمدند شاخص های قیمت الگوهای یکسانی را به نمایش در آورده اند. 

به همین دلیل، ماهیت معامله مشخص می گردد: 

آنچه به آن نیاز داریم پیدا کردن یک الگو (ساختار حرکتی قیمتی) است که به طور مداوم خود را در نمودار تکرار می کند تا بدین ترتیب بر اساس آن به معامله بپردازیم 

در موردش فکر کنید، پدیدار شدن الگوهای یکسان در چارت از ۱۰۰ سال پیش تا کنون متوقف نشده و تغییری نداشته است. حتی جنگ ها، شوک های اقتصادی به بازار و سایر عوامل بین المللی هم نتوانسته اند پدیداری الگوهای یکسان در چارت قیمتی را از بین ببرند. امروز هم همان الگوها در حال پدیدار شدن است - پدیداری ای که در آن عدم قابلیت پیش بینی ۱۰۰ درصدی رفتار قیمت همچنان در آن پابرجاست و اهمیتی ندارد که چه چیزی را معامله می کنیم، می خواهد سهام باشد، کالاهای اساسی باشد و یا جفت های ارزی! 

''مشکلی'' که با آن مواجهیم به طور قطع این است که: 

تا زمانی که شکل گیری یک الگوی واقعا به پایان نرسد نمی توانیم پیشاپیش بگوییم که این الگو شکل خواهد گرفت! 

می خواهم این را با یک مثال از الگوهای معکوس شدن روند توضیح دهم (راستش را بخواهید نمی دانم اسم دقیق الگو چیست اما این الگو بارها و بارها در چارت قیمتی به نمایش درآمده). 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

در اینجا شاهد چه چیزی هستیم؟

در شماره ی ۱ نقطه ی اوج بالاتر از نقطه ی اوج در شماره ی صفر است. روند نیز صعودی است. 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

در نقطه ی ۲ روند می تواند (!) معکوس گردد 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

در نقطه ی ۳ قیمت دوباره صعودی می شود 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

در نقطه ی ۴ یک سیگنال تایید کننده ی روند نزولی وجود دارد و در آنجا الگو به پایان می رسد

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

این الگو در هر چارت قیمتی میلیون ها بار دیده شده است: 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

 خوب است، این موارد هم می توانند وجود داشته باشند:

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

این یک یک مثال واقعی است: 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

وقتی یک تازه کار چنین وضعیتی را مشاهده می کند فکر می کند که باز هم ''نتوانسته تا الگویی خوب را شناسایی کند'' و این فکر به این دلیل است که او فکر می کند که به طور عادی قادر است تا الگویی را پیدا کند که در آن یک سناریوی واحد با نتایج مثبت به وقوع خواهد پیوست. خب طبیعی است. حالا بیایید فرض کنیم معامله گران به این نتیجه رسیده اند که هر الگویی یا به ''شکل درست'' و یا ''به شکل غلط''‌به پایان خواهد رسید. 

در این صورت، وقتی چارت شروع به کشیدن ساختاری می کند که شبیه به الگوی مدنظر ماست آنگاه شروع می کنیم به معامله کردن بر اساس آن و فرضمان هم این است که الگوی مدنظر به پایان خواهد رسید، اما نه لزوما به شکل صحیح آن

به طور مثال: 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

دراین صورت روشمان کاملا از جایی که ''حدس''‌ می زدیم متفاوت است و می دانیم که بازار می تواند هر رفتاری بکند و ما این را می پذیریم. تنها نکته این است که شاخص نمی تواند در اینجا در ''جهتی غیرقابل انتظار'' به حرکت بپردازد زیرا شاخص یا الگو را ایجاد خواهد کرد و یا خیر. به همین دلیل ما پیشاپیش می دانیم که برای چه چیزی آماده خواهیم بود و از این رو بازار نه می تواند ما را شگفت زده کند و نه سردرگم. 

 آیا تمایلتان به گول زدن سیستم معاملاتی از شما خواهد پرسید که '' اگر علیرغم کامل شدن الگو وارد بازار شوم چه می شود''؟ 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

به نظر می رسد که پس از کامل شدن الگو ''روند معکوس شده و قیمت نزولی می شود..'' اوه، حواسمان باشد، تا الان اینگونه صحبت کرده ایم که نمی توانیم آینده را پیش بینی کنیم، درست است؟! 

بنابراین، پس از کامل شدن روند همان فضای عدم قطعیت قبلی موجود خواهد بود: قیمت یا به جهت حرکتی قبلی خود ادامه خواهد داد و یا در جهت مخالف به حرکت خواهد پرداخت. 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

اگر بخواهیم مطالب خود را خلاصه کنیم باید بگوییم تنها یک الگو داریم و آن این است که الگوی قیمتی ای که در حال شکل گیری است یا تمام می شود و یا تمام نمی شود (می خواهم بار دیگر بر روی این نکته تاکید کنم). نمی توانیم از قبل در لحظه ی شکل گیری روند بدانیم که چه اتفاقی خواهد افتاد، تنها چیزی که از قبل می دانیم این است که باید هر دو سناریو را در نظر بگیریم :) اگر این را بپذیریم که هم سناریوی مثبت و هم سناریوی منفی می تواند به وقوع بپیوندد، باید به گونه ای وارد معامله شویم که: 

  • در سناریوی مثبت به اندازه ی کافی سود به دست آوریم
  • در سناریوی منفی از متحمل شدن ضرر هنگفت جلوگیری کنیم

با این روش زمانی که سناریوی ''مورد انتظار'' به وقوع نمی پیوندد پوزیشن هایی که میزان ضررشان کوچک است را می بندید. همچنین، زمانی که سناریوی مورد انتظار به وقوع می پیوندد به میزان کافی سود کسب می کنید. 

اما صبر کنید… 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

۳. ماهیت استاپ لاس و تیک پرافیت

همانطور که متوجه شده اید، این همان کاری است که استاپ لاس و تیک پرافیت انجام دادن آن را میسر می کنند‌ :)! 

برای اینکه به هنگام استفاده از دستورهای حفاظتی خشمگین نشوید باید بدانید که هر معامله ای همیشه می تواند هر نتیجه ای را به همراه داشته باشد. 

تنها چیز قطعی ای که یک بازار می تواند به معامله گر بدهد ساختارهای قیمتی و یا الگوهای قیمتی است که از سالی به سال دیگر تکرار می شوند و البته در هیچ زمانی نمی توان گفت که آیا فلان ساختار یا الگوی قیمتی کامل می شود یا خیر. 

بر این اساس، معامله گر در خصوص هر دو حالت احساس اطمینان می کند: اگر الگو کامل شود تیک پرافیت در سطح قیمتی ای که الگو در آن به پایان می رسد اجرایی می گردد و بدین ترتیب معامله گر سود کسب می کند. اگر الگو نتواند به پایان برسد استاپ لاس در نقطه ای که ''الگو دیگر ادامه پیدا نمی کند'' عملیاتی می شود و بدین ترتیب معامله گر تنها ضرر بسیار کوچکی را متحمل می شود. 

به جزییات کمی بعد اشاره خواهد شد. 

''قیمت ممکن است پس از کامل شدن الگو همچنان به حرکت بپردازد''... ''قیمت ممکن است زمانی که شاخص به استاپ لاس می رسد معکوس شود و در این صورت می توان از ضرر جلوگیری کرد''. دلیلی پشت این اتفاق است. باید در هر صورت به یاد داشته باشیم که در موارد نامبرده همچنان ۲ (!) سناریو داریم که می توانند به وقوع بپیوندند. پس از رسیدن به سطح تیک پرافیت قیمت می تواند یا در جهت قبلی خود به پیش رود و یا معکوس شود، که در صورت اخیر معامله گر سود خود را از دست خواهد داد. پس از اجرایی شدن استاپ لاس، قیمت می تواند معکوس شود و یا به راه قبلی خود ادامه دهد، که در این صورت ضرر معامله گر بسیار بزرگتر خواهد بود. 

برای خلاصه کردن مطالب بالا باید اشاره کنم که: 

استاپ لاس پیش از همه چیز این واقعیت را مشخص می کند که سناریوی مورد انتظار به وقوع نپیوسته است. 

تیک پرافیت پیش از همه چیز این واقعیت را را مشخص می کند که سناریوی مورد انتظار به وقوع پیوسته است. 

استاپ لاس و تیک پرافیت در نقاط دقیقی در چارت عمل می کنند و کار به جایی نمی کشد که معامله گر بگوید ''ضرر بیش از اندازه زیادی را متحمل شده ام'' یا ''به اندازه ی کافی سود کسب کرده ام''. 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

بار دیگر باید تاکید کنیم که در هر نقطه ی ورودی که بخواهید در نظر بگیرید هیچ کس نمی تواند بداند که آیا سناریوی قیمتی مورد انتظار به وقوع خواهد پیوست یا خیر. اگرچه، در همه ی نقاط ورود به معامله می توانیم تعریف کنیم که:

  • در چه نقطه ای محقق شدن سناریوی مورد انتظار را قیمت تایید خواهد کرد (موفقیت) 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

  • در چه نقطه ای قیمت تایید خواهد کرد که سناریوی مورد انتظار محقق نشده است (شکست) 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

هدف اولیه این است که یک الگوی قیمتی تکرار شونده تعریف کنید و برای خودتان مشخص کنید که در چه نقطه ای در چارت این الگو ''پدید نیامده'' و در چه نقطه ای ''پدید آمده''. بدین ترتیب متوجه می شوید که در زمان ورود به معامله نمی توانید پیشاپیش تعیین کنید که قیمت به کدام سمت خواهد رفت (افسوس!)، به همین خاطر باید خود را برای دو سناریویی که پیشتر به آن اشاره شد آماده کنید. 

وقتی این گام را برداشتید می بینید که وجود استاپ لاس و تیک پرافیت وضوح و شفافیت بیشتری به معاملاتتان می بخشد. شفافیت چیز خوبی است، مخصوصا وقتی در ارتباط با یک چیز غیرمطمئن مثل چارت قیمتی باشد :-)

وقتی بر اساس ''حدسیات'' معامله نکنیم اما در عوض از قبل بر اساس سناریوهای قیمتی تعریف شده به معامله بپردازیم (سناریوهایی که سودزایی آن ها بارها تست شده) آنگاه می فهمیم که معامله کردن بدون استاپ لاس و تیک پرافیت غیرممکن است. دلیل این موضوع تمایل معامله گر به فهمیدن این مسئله است که سناریوی قیمتی ''موفق'' بوده یا با ''شکست'' مواجه شده است. 

وقتی به سراغ سناریوهای معاملاتی می رویم دیگر از خودمان سوالاتی از قبیل ''اگر روند معکوس شد چه؟ …'' نمی پرسیم. روشی که در خصوص سناریوهای معاملاتی توضیح دادیم خود متضمن این معناست که باید از تلاش برای پیش بینی حرکت آینده ی قیمت دست برداشت. تنها گزینه هایی که باید به آن توجه داشت ''کامل شدن الگو'' و یا ''کامل نشدن''‌ آن است. 

''سناریوهای معاملاتی'' استاپ ها را در نقاط معینی حذف می کند. احتمالا در قواعد برخی استراتژی های معاملاتی خوانده اید که ''وقتی یک پوزیشن باز می کنید استاپ لاس بیشتر/کمتر از ۱۰/۲۵/۴۵/۹۹۹ واحد باید (نباید) باشد، البته مشخص نیست که مبنای این قاعده چیست. اما وقتی که از روش ''سناریوهای معاملاتی''‌ استفاده می کنید بر اساس یک ''وضعیت فعلی'' استاپ لاس و تیک پرافیت تعیین می کنید و در نتیجه معامله تان متکی و معطوف به نوسانات در حال تغییر نمی شود و مهم هم نیست که برای کوتاه مدت معامله کرده اید یا برای بلند مدت. 

 

LiteForex: چرا به استاپ لاس و تیک پرافیت نیاز داریم؟ آیا اساسا در بازار فارکس به آن ها احتیاجی هست؟

 

خلاصه ی بحث: 

به جای نتیجه گیری می خواهم به این نکته اشاره داشته باشم که بدون ''تجربیات احساسی و البته پختگی''‌ کافی معامله گر نمی تواند به استراتژی ''سناریوهای معاملاتی''‌ که در این مقاله به آن پرداختیم عمل کند. تا زمانی که معامله گر به دنبال یک گوی شیشه ای باشد که در آن بتواند قیمت آینده را در نمودار پیش بینی کند به نظرش روش ''سناریوهای معاملاتی '' ضعیف، ناقص، و یا یک استراتژی معاملاتی ''بازنده'' برای معامله گران کم هوشی خواهد رسید که نتوانسته اند ماهیت معامله را در یابند :) از سویی دیگر، معامله گران نه تنها در صحبت بلکه واقعا در عمل می توانند تلاش کنند راه های خاصی را برای پیش بینی قیمت در پیش گیرند و به همین خاطر این مقاله می تواند در یادشان باقی بماند و در صورت وقوع این اتفاق آنچه این مقاله به دنبال به وجود آوردنشان بود محقق می شود :) 

راه درست استفاده از واگرایی (( دایورجنس ))

واگرایی و هم گرایی: چه معنایی در فارکس دارند، چه تفاوتی باهم دارند و چطور می توان از آن ها هنگام معاملات استفاده کرد.

امروز ما یکی از ملاک های مرتبط با قیمت را که تریدر های بسیاری با آن درامد زایی می کنند را بررسی خواهیم کرد. واگرایی و هم گرای یعنی چه؟ چگونه می توان واگرایی را تشخیص داد؟ کدام اندیکاتور ها برای شناسایی واگرایی مناسب می باشند و کدام یک در این مورد کاربردی نمی باشند. آیا استراتژی مکملی برای شناسایی واگرایی ها وجود دارد؟ آیا یک فرد می تواند همیشه به سیگنال هایی که از واگرایی می گیرد اطمینان کند؟ در این مقاله به تمام این سوالات پاسخ داده خواهد شد.

 

LiteForex: واگرایی در فارکس چیست؟ واگرایی و هم گرایی: از تئوری تا عمل

 

واگرایی و هم گرایی در فارکس

منظور از همگرایی در فارکس تطابق یا شباهت نمودارهای قیمت با اندیکاتور های تحلیل تکنیکال می باشد. برای مثال هنگامی که یک روند نزولی در نمودار قیمت و در اندیکاتور تکنیکال مشاهده شد، و پیک ها نیز در حال کاهش بود یعنی هر دو در یک جهت حرکت کنند، می توان گفت که یک همگرایی تشکیل شده است. همانند مثال زیر:

 

LiteForex: واگرایی در فارکس چیست؟ واگرایی و هم گرایی: از تئوری تا عمل

 

همانطور که در شکل بالا هم مشاهده می شود، در این مورد ،از اسیلاتور AO یا همان "Awesome Oscillator" برای شناسایی همگرایی استفاده شده است. البته می توانید از اسیلاتور MACD نیز استفاده کنید. اما این اسیلاتور در پلتفرم معاملاتی چندان جذابیتی ندارد، چرا که در کل این اوسیلاتور برای این کار ساخته نشده است. بنا به دلایلی، توسعه دهندگان نسخه جدید MACD، روی ترکیب دو میانگین متحرک تمرکز کرده اند و قرار است از این طریق سیگنالهایی برای ورود به بازار بدهند. من واقعا نمی فهمم در صورتی که میانگین های متحرک (EMA) دقیق تری وجود دارند چه لزومی برای انجام این کار بوده است. با این حال، این موضوع اصلی بحث ما نمی باشد. بیایید برگردیم به بحث همگرایی. بنابراین، خطوط آبی در نمودار بازتاب شیب روند های فعلی می باشد. اگر به شیب خطوط نمودار قیمت و اندیکاتور در یک زمان نگاه کنید متوجه خواهید شد که هر دو در یک جهت در حال حرکت هستند. به عبارت دیگر، مقادیر بر هم منطبق هستند، که این نکته نشانگر اصل همگرایی می باشد. همگرایی دارای خواص عملی نبوده و سیگنالی برای ورود به بازار ارائه نمی دهد. این پدیده فقط نشان دمی دهد که روند فعلی به اندازه قابل قبولی قوی بوده و در مرحله توسعه می باشد همچنین به احتمال زیاد روند فعلی ادامه دار خواهد شد.

واگرایی زمانی اتفاق می افتد که قیمت در نمودار و اندیکاتور مخلاف هم باشند. به عبارتی دیگر زمانی واگرایی اتفاق می افتد که نمودار قیمت صعودی بوده و اندیکاتور های تکنیکال نزولی باشد، یا به عبارت دیگر مسیر (اسلوپ) ها در این دو شاخص متفاوت می باشند، مانند شکل زیر:

 

LiteForex: واگرایی در فارکس چیست؟ واگرایی و هم گرایی: از تئوری تا عمل

 

دوباره، در اینجا از AO برای شناسایی واگرایی استفاده می کنیم. در شکل بالا به طور مشابه واگرایی نیز مانند همگرایی نشان داده شده است. فقط در اینجا ما متوجه شدیم که دامنه های خطوط آبی در نمودار قیمت و در اندیکاتور به صورت مخالف هم حرکت می کنند. به عبارتی دیگر، از هم دور شدن این خطوط معنی اصلی کلمه ی واگرایی می باشد. واگرایی  کاربرد های عملی بسیاری دارد. اصلی ترین کاربرد آن این است که واگرایی معمولا زمانی رخ می دهد که روند در حال ضعیف تر شدن می باشد و هر لحظه ممکن است معکوس شود. می توان گفت، واگرایی یکی از اصلی ترین سیگنال های تغییر روند است.

تصورات و توصیه های اشتباه در تعیین واگرایی

قبل از نوشتن این مقاله، طبق معمول من تصمیم گرفتم اطلاعات بیشتری درباره این موضوع در پایگاه های آموزشی فارکس پیدا کنم. من واژه “ مثال های واگرایی” را سرچ کردم و با مثال هایی آشنا شدم که ارزش بررسی کردن هم نداشتن چرا که بیشتر آن ها از یک دیگر کپی شده بودند و بخشی از آن ها هم کلا مثال های غلطی از واگرایی بودند. و قسمت نارحت کننده ماجرا آنجا بود که این کمپانی های آموزشی مثال های غلط را از یکدیگر کپی هم کرده بودند!

تصمیم گرفتم در این مورد زمان بیشتری را صرف تحقیق کنم و یک لیست کوچک از اشتباهاتی که تریدر ها و نویسندگان مقالات آموزشی در مورد تشخیص واگرایی دارند را تهیه کنم:

 

LiteForex: واگرایی در فارکس چیست؟ واگرایی و هم گرایی: از تئوری تا عمل

 

  1. من متوجه شدم بسیاری از وب سایتها و نویسندگان، واگرایی را اشتباه تشخیص می دهند. دلایل این اشتباهات: اگر جهت اندیکاتور صعودی باشد، آنها فکر می کنند خط ترسیم شده تحت قله های اندیکاتور در بیشینه حالت ممکن قرار دارد بنابراین آن ها پیک ها را با یک خط به هم وصل می کنند. به همین ترتیب در مورد روند صعودی نیز، زمانی که پیک های اندیکاتور در بالای خط 0 باشد، کف های قیمتی نمودار را به هم وصل می کنند. به عبارتی دیگر، آنها باور دارند اگر اندیکاتور کاهشی بودن را نشان دهد، باید کف ها را به هم وصل کنند و اگر صعودی بودن را نشان دهد سقف ها را به هم دیگر وصل می کنند. مثال چنین تشخیصی در شکل فوق نشان داده شده است (1). اما این تشخیص کاملا غلط می باشد. در زمانی که روند نزولی می باشد، اگر میله های اندیکاتور زیر خط 0 باشد، ما خطوط را با کف ها در نمودار قیمتی رسم می کنیم. اگر میله های اندیکاتور بالا خط 0 اندیکاتور باشد، زمانی که روند صعودی می باشد، سقف ها را در نمودار قیمت به هم دیگر وصل می کنیم.
  2. دومین خطا معمول، زمانی رخ داده بود که تریدر ها واگرایی را با اتصال پیک های مجاور اندیکاتور تشخیص داده بودند اما خط 0 اندیکاتور را چک نکرده بودند که آیا زمان تشکیل این پیک ها، میله های اندیکاتور از خط 0 عبور کرده اند یا خیر. در داخل تصویر چنین شرایطی با شماره ی (2) نمایش داده شده است. در آنجا کف ها و سقف های اندیکاتور به شکل صحیحی به هم متصل شده اند اما مهم ترین شرط رعایت نشده است. در واقع ایراد کار این است که، در زمان شکل گیری پیک های قیمتی، روند با تغییر مواجه شده بود، که عبور میله ها از خط 0 اندیکاتور، نشان گر این مساله می باشد. در این شرایط پیک های مجاور که به هم متصل شده اند نشانگر یک روند واحد نمی باشند. پیک ها هر کدام از روند های مختلفی می باشند که نمی توان آن ها را به هم دیگر متصل کرد. برای شناسایی واگرایی، فقط می توان نکات نشان دهنده یک روند را با هم مقایسه کرد.
  3. خطای دیگر زمانی رخ می دهد که فکر کنید، اگر در اندیکاتور شیب صعودی وجود داشته باشد و در نمودار قیمت شیب نزولی وجود داشته باشد، این همگرایی است. نمی توانید فقط به دلیل این که دامنه خطوط در یک نقطه معین همگرا می شوند، نتیجه بگیرید که الگوی مشاهده شده یک همگرایی است. و اگر شیب خطوط رسم شده در اندیکاتور، نزولی باشد، و در نمودار قیمت، صعودی باشد - پس این واگرایی است، زیرا خطوط واگرا می شوند و اختلاف ایجاد می شود. در شکل بالا، چنین نمونه ای نیز نشان داده شده است (3). احتمالاً تا الان متوجه شده اید که این یک نظریه کاملاً غلط است و با تعاریف دقیقی از این پدیده ها مغایرت دارد.
  4. همچنین یک عقیده رایج در بین تریدرها وجود دارد که سیگنال های واگرایی را می توان با استفاده از اسیلاتور هایی نظیر RSI نیز دریافت کرد. این نظریه کاملا اشتباه می باشد. شما می توانید از طریق این اسیلاتور اختلاف های موجود را ببینید. زیرا این شاخص بر اساس یک اصل کاملا متفاوت به وجود آمده است و یک میانگین متحرک نمی تواند نشان دهنده واگرایی باشد. اگر اثبات واگرایی با میانگین متحرک امکان پذیر بود. هر تغییر در جهت حرکت نمودار قیمت، نشان گر یک واگرایی بود که طبعا این تغیرات نشان گر تغییر روند نمی باشد.

چگونه از واگرایی ها سیگنال بگیریم

بعد از بررسی اشتباه های رایج بیایید راه های اصلی شناسایی واگرایی را بررسی کنیم و ببنیم چطور می توان با استفاده از واگرایی، سیگنال هایی برای ورود یا خروج دریافت کرد.

 

LiteForex: واگرایی در فارکس چیست؟ واگرایی و هم گرایی: از تئوری تا عمل

 

ما اصول اساسی دریافت سیگنال را در مراحل مختلف بررسی خواهیم کرد:

  1. اول از همه، شما باید در حال حاظر جهت حرکت روند را در نمودار تعیین کنید. در هر دو مورد، روند صعودی است.
  2. سپس، شما باید کف ها و سقف ها را در روند اصلی تشخیص دهید. ما بیشتر به سقف ها علاقه مندیم چرا که روند در نمودار قیمت صعودی می باشد.
  3. سپس برای تعیین واگرایی باید 2 سقف را شناسایی کرده و آن ها را با خطوطی به هم دیگر وصل کنیم.
  4. در مرحله بعدی یک اندیکاتور به نمودار قیمت اضافه می کنیم، که می توانیم آن را از بین AO یا MACD انتخاب کنیم. من شخصا AO را ترجیح می دهم.
  5. سپس بلند ترین نقاط در بین میله های اندیکاتور را انتخاب کرده و به هم وصل می کنیم و این کار را در نمودار قیمت هم تکرار می کنیم قبل از انجام این کار زمان بندی نقاط را به گونه ای هماهنگ می کنیم که با هم دیگر تطابق داشته باشند.
  6. با توجه به این که در هر دو مورد اختلاف (واگرایی) وجود دارد، می توانیم متوجه شویم که روند در حال تغییر می باشد که این نکته می تواند در روند معاملات کاربردی باشد.
  7. حال ما باید نقاط ورود به بازار را تشخیص دهیم. نقطه ی ورود به سیگنال های واگرایی: پس از تشخیص واگرایی منتظر می مانیم تا در داخل اندیکاتور یک میله ی قرمز تشکیل شده و هه زمان با این میله باید یک کندل کاهشی نیز در نمودار قیمت مشاهده کنیم، که این کندل نقطه ی ورود ما می باشد (Sell zone)
  8. نقطه خروج اولین کندل استیک در نمودار قیمتی می باشد، که مطابق با میله اول نمودار اندیکاتور می باشد و بالای میله قبلی بسته شده است وبرخلاف قبلی (قرمز)، دارای رنگ متفاوتی می باشد (سبز) (profit zone)
  9. در یک استراتژی پایه، ما از حد ضرر استفاده می کنیم و آن را کمی بالاتر از سقف قیمتی که توسط واگرایی تشخیص داده ایم تعیین می کنیم.( stop zone)

ویژگی های دریافت سیگنال واگرایی از اسیلاتور

ما این خصوصیات را از طریق مثال اندیکاتور AO در نظر خواهیم گرفت :

  1. اندیکاتور AO دارای دو رنگ می باشد که به واضح بودن آن کمک می کند. میله های سبز نشان دهنده افزایش قیمت بوده و میله های قرمز حاکی از کاهش قیمت می باشند.
  2. شرایطی وجود دارد که پس از دریافت سیگنال واگرایی، میله های اندیکاتور قله های دیگری را تشکیل می دهند و قیمت سقف و کف های دیگری تشکیل می دهد. این پدیده انباشت واگرایی (یا تجمع واگرایی) نام دارد. در این مورد بعدا صحبت خواهیم کرد.
  3. هرچه واگرایی یا شیب خطوط بیشتر باشد، سیگنال قوی تر خواهد بود و در نتیجه این سیگنال قوی تر خواهد بود.

انباشت واگرایی.

تقریبا هر کسی که با واگرایی سر و کار داشته است با این پدیده مواجه شده است اما هرکسی نمی داند که در این شرایط چه کاری باید انجام دهد.

زمانی که با اندیکاتور هایی مانند AO و MACD کار می کنید، شاید متوجه شده باشید که بعد از سیگنال واگرایی، اندیکاتور به درستی کار نمی کند بلکه برعکس یک کف و سقف را تشکیل می دهد در حالی که از خط 0 عبور نمی کند. و ما دو پیک را مشاهده نمی کنیم بلکه سه پیک یا بیشتر وجود دارد. شاید در ابتدا به ذهنمان برسد که این یک خطا بوده و گزینه ای دیگر برای تعیین حد ضرر یا بستن معامله نمی بینیم.

اما اگر بیشتر به شرایط شکل گیری بازار توجه کنیم، خواهیم دید که سیگنال کنسل نمی شود ولی به زمان (تایم فریم) و شرایط دیگری در بازار منتقل می شوند. به عبارت دیگر سیگنال ها با هم جمع (انباشت) می شوند. چرا این اتفاق می افتاد؟ جواب ساده است، زیرا ما در تشخیص واگرایی ها، فقط از قسمتی از روند کلی بازار استفاده می کنیم و گاهی اوقات واگرایی های ما با واگرایی های تایم های بالاتر برخورد می کنند. به عبارت دیگر سیگنال اولیه این معنی را می رساند که روند محلی در محدوده جهانی در حال تغییر است. بنابراین این روند محلی یک حرکت اصلاحی نامیده می شود. پس اندیکاتور نشان می دهد که وجود واگرایی در زمان شروع حرکت اصلاحی و بعد تمام شدن اصلاح و زمانی که روند اصلی در جریان می باشد، اندیکاتور متوجه اشتباه خود شده و بدون تغییر روند کلی شروع به دنبال کردن قیمت می کند (بالاتر از خط 0 نمی رود). زمانی که این روند تمام می شود، اندیکاتور سیگنال واگرایی مجدد می دهد که در داخل سیگنال قبلی جای گرفته است. و هم اکنون این سیگنال یک سیگنال تنها می باشد. این ممکن است تا تغییر روند کلی ادامه پیدا کند. آنطور که من در یاد دارم قوی ترین نوعی سیگنالی که تا به امروز با آن مواجه بودم سیگنای بود که به طور متوالی بین پنج پیک شکل گرفت. اما چنین سیگنالهایی بسیار نادر هستند. در بازار مدرن، مدت هاست که هیچ سیگنالی وجود ندارد که بیش از سه پیک در تایم فریم میان مدت و بیشتر به وجو آمده باشد. در فواصل کوتاه، می توانید 5 یا 6 مورد از این گونه سیگنال ها را بیابید اما چنین سیگنال هایی نمی توانند قابل اطمینان باشند.

بنابراین بیایید ببینیم چگونه می توان از این نکته برای اهداف خود و سود گرفتن استفاده کرد:

 

LiteForex: واگرایی در فارکس چیست؟ واگرایی و هم گرایی: از تئوری تا عمل

 

طبق قوانینی که در بالا توضیح داده شد، پس از دریافت سیگنال تغییر روند، واگرایی را تعیین می کنیم (منطقه فروش 1). سیگنال با استفاده از قیمت ها کار می کند، اما این به چه معنی می باشد؟ بعد از تشکیل شدن تعداد زیادی از میله های قرمز، میله های سبز تشکیل می شوند اما هیچ جابجایی در اطراف خط 0 در اندیکاتور نشان داده نمی شود. در نمودار قیمت، سقف دیگری (یعنی سقف سوم) به صورت موازی شکل می گیرد. حالا یک واگرایی بین سقف دوم و سوم و همچنین بین سقف اول و سوم شکل میگیرد. پس ما با واگرایی های زیادی رو به رو هستیم و یکی پس از دیگری ظاهر می شوند. البته شما در اینجا باید پوزیشن اولیه خود را حفظ کرده و سفارش های را با در نظر گرفتن حد ضرر ببندید در غیر این صورت کل سرمایه شما ارزش خود را از دست خواهد داد. موثرترین روش برای استفاده از این خاصیت، ادغام آن با روش topping up  می باشد که در این مورد در مقاله ای دیگر به صورت مفصل بحث خواهیم کرد. بنابراین باز کردن سفارش جدید روی یک سیگنال جدید منطقی به نظر می رسد. در این حالت ما سیگنال فروش دوم را دریافت می کنیم (منطقه فروش 2). در نتیجه دو سفارش فروش جدید باز خواهد شد. در اینجا ما فقط به تعیین سطح سود نیاز خواهیم داشت (سطح سود کلی). خوشبختانه ما می دانیم که این کار باید چگونه انجام شود  فقط باید به اندازه کافی صبر داشته باشیم. علاوه بر این، اگر عبور از خط 0 طولانی شود، ما سیگنالی مبنی بر بستن سفارش ها دریافت می کنیم. همه معاملات در یک منطقه بسته هستند و ما با هر دو روش سود خواهیم داشت.


جمع بندی :

در شکل بالا، من به طور واضح نشان دادم که واگرایی و هم گرایی می توانند جواب های متفاوتی را برای چگونگی تشخیص صحیح روند داشته باشند.

 

LiteForex: واگرایی در فارکس چیست؟ واگرایی و هم گرایی: از تئوری تا عمل

 

بسیاری از تریدر ها استراتژی مختلف و مستقل از همی را بر اساس نتایج سیگنال های واگرایی از اندیکاتور های AO و MACD اعمال می کنند در بالا در مورد چگونگی باز کردن معاملات با استفاده از این استراتژی توضیح دادیم.

 این فرایند می تواند کاملا قابل اعتماد باشد، اما باید به یاد داشته باشیم که اگر سیگنال در زمانی دریافت شود که در تایم فریم بالاتری قرار دارد، سیگنال قابل اعتماد تری خواهد بود. طبق تجربه شخصی من با این استراتژی، موثرترین بازه زمانی بازه H1 خواهد بود.

به نظر من حتی اگر از این روش به عنوان یک استراتژی معاملاتی استفاده نکنید، باز هم میتوان از آن به عنوان نشانه برای تغییر روند استفاده کرد.

همبستگی ارزهای دیجیتال

بررسی همبستگی نمودارهای قیمتی و حجم ارز مبادله شده. برای توضیح این مسئله مثال هایی از ارز بیت کوین آورده شده است. 

دوستان عزیر،

هدف هر سرمایه گذار درآمد زایی با استفاده از سرمایه ی خود می باشد. ولی ما تصمیمات خرید و یا فروش خود را بر اساس چه مساله ای خواهیم گرفت؟ معمولا تازه وارد ها برای سفارش گذاری از تحلیل تکنیکال استفاده می کنند. آن ها سطوح مقاومتی و حمایتی را تشکیل می دهند و سطوح فیبوناتچی را رسم می کنند و تلاش می کنند بفهمند کدام یک از امواج الیوت در حال حاظر می تواند برای نمودار قیمتی نماد مورد نظر استفاده شود. معامله گرانی که تجربه بیشتری دارند شاخص های فاندامنتال را نیز بررسی می کنند.

در این مقاله، ما تاثیر دو اندیکاتور مهم را بررسی خواهیم کرد که می توان تاثیر آن ها را نوعی تاثیر فاندامنتال در نظر گرفت:

  • حجم کل رمز ارز مبادله شده در شبکه بلاکچین
  • جداسازی نقل و انتقالات حجیم بین کیف پول های بلاکچین

در این مقاله از نمودار بیت کوین برای ارائه ی مثال ها استفاده می شود.

در مقاله اول حجم کل مبادله شده را بررسی خواهیم کرد.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

برای بررسی وابستگی تغییر قیمت بیت کوین نسبت به افزایش حجم معاملات، از تب “sent in USD” سرویس سایت  bitinfocharts.comاستفاده خواهیم کرد. نمودار فوق نشان دهنده تاریخچه تحرک حجم مبادله شده بیت کوین می باشد. ما در این قسمت می توانیم روند رشد را از اواخر سال 2013 به صورت مداوم مشاهده کنیم که روند قیمت تمایل به تکرار شدن به صورت هر دو سال یک بار را دارد. به جای شناسایی الگو، ما به ترتیب هر یک از این قله ها را بررسی خواهیم کرد و آن را با حرکت قیمت مقایسه خواهیم نمود.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

اولین قله قابل مشاهده در نمودار (نمودار بیتکوین های ارسال شده) را در حوالی 26 نوامبر 2013 مشاهده می کنیم (قله توسط  فلش قرمز در نمودار بالا نشان داده شده است). اگر به تاریخ قله نگاه کنید، افزایش نسبی حجم معاملات از نوامبر 2013 شروع شده و به طور پیوسته ادامه یافته است (فلش سبز). این یک سیگنال است که نشان می دهد یک ناهنجاری در شبکه بلاکچین به وجود آمده است.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

اگر این نمودار را با نمودار قیمتی بیتکوین ترکیب کنیم، خواهیم دید که ناهنجاری در اندیکاتور حجم سکه های ارسالی، همزمان با آغاز موج صعودی قوی، رخ داده است که نشان دهنده افزایش 300 درصدی قیمت می باشد. در این نمودار  می توانیم حجم سکه های ارسال شده را ببینید که سقف آن در 26 نوامبر 2013 به وجود آمده است و پس از آن، علی رغم رشد قیمت، هیچ واگرایی قیمتی در تصویر دیده نمی شود (حرکت غیر همسان اندیکاتور و نمودار قیمت).

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

در تاریخ 3 ام دسامبر 2013، یک شکست در روند نمودار حجم سکه های ارسال شده رخ داده است (در تصویر فوق، شکست با رنگ آبی نمایش داده شده است).

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

همانطور که در نمودار بیتکوین هم مشاهده می کنید، در این قسمت قیمت اندکی به سمت بالا حرکت می کند. به طور کلی این نقطه مناسب ترین زمان برای بستن معامله می باشد، بنابراین در این حالت، سیگنال های حجمی نقاط ورود و خروج را به صورت بسیار دقیق نشان می دهند.

برای اطمینان داشتن از صحت  الگو، بیایید ببنیم قیمت چه رفتاری در قله های صعودی سکه های ارسال شده داشته است.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

یکی دیگر از نمونه های حرکت غیر عادی حجم بیت کوین، در اواخر سال 2015 و اوایل 2016 ایجاد شده است. در نمودار فوق، فلش سبز نشانگر شکستن کریدور (راهرو) اندیکاتور حجم می باشد، یعنی می توانیم سیگنالی را  از شروع یک رشد غیر طبیعی دریافت کنیم. فلش قرمز قله را نشان می دهد، و فلش آبی رنگ نشان گر لحظه عبور از خط روند فرض را نشان می دهد.

بییاید ببینیم این نقاط چگونه در نمودار قیمت بیتکوین قرار می گیرند.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

در نمودار بالا اولین ناهنجاری در کلوزآپ قابل مشاهده است. روند افزایشی نمودار حجم، در 28 ام اکتبر 2015 شروع شده است (فلش سبز). در 4 ام نوامبر 2015 قله با سقوط مواجه شده است. نقطه ی خروج در زیر خط روند می باشد یعنی در 15 ام نوامبر، که با فلش آبی نشان داده شده است.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

در نمودار بالا می بینیم که فلش سبز که در ابتدای ناهنجاری قرار دارد به صورت همزمان ابتدای روند صصعودی را نیز نمایش می دهد، با این حال، بیشینه ی حجم همزمان با اوج قیمت بسته شده است که در پیش بینی ما کمک زیادی نمی تواند بکند. فلش آبی که نشانگر تاریخ شکست روند رو به رشد بیتکوین می باشد، در انتهای اصلاح روند نزولی قرار دارد.

بنابراین این سیگنال هیچ کاربردی برای انجام پیشبینی های معاملاتی ندارد.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

حرکت عجیب بعدی، از 25 نوامبر 2015 شروع شده است. قله حجم بیتکوین های منتقل شده در 21 دسامبر 2015 به وجود آمده است و دقیقا بعد از این اتفاق در 26 دسامبر 2015، ما می توانیم خروج از خط روند را مشاهده نماییم.

ویژگی این ناهنجاری این است که حالت ایمپالسی ندارد، بلکه تراکم و یکنواختی حجم در یک بخش با گذشت مدت زمان زیادی ایجاد می شود.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

در نمودار قیمت، وضعیت به همان گونه ای است که در مورد قبلی بحث کردیم. فلش سبز نشانگر آغاز غیر طبیعی رشد حجم بیتکوین های منتقل شده می باشد که همزمان با آغاز روند صعودی می باشد. در همین زمان، قله حجم در قسمتی از محدوده نمودار قیمت قرار می گیرد که روند در حال انتقال به منطقه منفی می باشد که این عامل می تواند به عنوان اولین هشدار روند ریزشی تلقی شود چرا که واگرایی نمودار قیمت و اندیکاتور کاملا قابلا مشاهده می باشد.

فلش آبی نشان دهده ی شکسته شدن روند رشد حجم بیتکوین های ارسال شده می باشد که همزمان با ایمپالس نزولی قیمت می باشد و هیچ کارایی برای فردی که یک پوزیشن طولانی مدت باز کرده است، ندارد.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

ناهنجاری بعدی حجم بیتکوین های منتقل شده در 17 ژانویه 2016 آغاز شده است. عموما می توانیم از فلش سبز ببینیم که این سیگنال چند روز قبل از پالس (pulse) داده شده است. با این حال، قله ی نمودار حجمی (مشخص شده توسط فلش قرمز)، پس از یک اصلاح قوی نزولی، در حال برگشت می باشد به عبارت دیگر ما نمی توانیم روی قیمت های بالا سفارش فروش ثبت کنیم. در اینجا می توان در مورد واگرایی صحبت کرد که باعث معکوس شدن روند می شود. مکان اصلی شکست روند مشخص شده توسط یک فلش آبی همزمان با حرکت خرسی دیگری است و دیگر کاربردی برای خروج اولیه ندارد. به عبارت دیگر، این سیگنال در این زمان کاربردی برای معامله گر ندارد.

حال بیایید پر بار ترین دوره صنعت رمز ارز ها را بررسی کنیم که در این دوره قیمت بیت کوین به سقف تاریخی خود رسید.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

بین اکتبر سال 2017 و ژانویه 2018، شاهد حجم عظیمی از نقل و انتقالات هستیم، آغاز این ناهنجاری حدودا از 17 اکتبر شروع شده است که این سیگنال توسط فلش سبز مشخص شده است. در آن زمان، حجم بیت کوین های انتقالی به صورت چشم گیری افزایش یافته است. در نمودار تغییرات مهمی را مشاهده نمی کنیم. این سیگنال تا چند روزی در بازار رهبری می کرد.

علاوه بر این، نکته اصلی سقف حجم ثبت شده در 18 دسامبر 2017 می باشد. در اینجا می توانیم واگرایی با نمودار قیمتی را به صورت واضح ببینیم که نتوانسته است بر سقف تاریخی خود غلبه کند.

همچنین اگر به نقطه خروج از روند نمودار حجم که حدودا در 13 ژانویه قرار دارد، توجه داشته باشیم متوجه می شویم در این زمان قیمت ریزش زیادی نداشته است و افرادی که پوزیشن های خرید باز کرده بودند، شانس سودگیری را در حوالی قیمت 14000 دلار داشتند.

و آخرین افزایش در حجم بیت کوین، قوی ترین موج گاوی سال 2019 می باشد.

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

برای شروع بیایید نگاه دقیق تری به نمودار واقعی حجم بیتکوین های منتقل شده داشته باشیم. ناهنجاری های رخ داده در سال 2019 از نظر طولانی بودن و قدرت با بقیه ناهنجاری ها متفاوت است. همچنین، این تنها رشد ناهنجاری است که شما می توانید توسط آن با اطمینان بیشتری در مورد شکست روند حرف بزنید (با دایره قرمز مشخص شده است).

علاوه بر این، در این بازه زمانی بعد از موج اصلی صعودی، می توانیم شدید ترین افزایش میزان بیتکوین های منتقل شده را مشاهده کنیم (با دایره سبز مشخص شده است)

بیایید این سه سیگنال را در نمودار قیمت نیز بررسی کنیم

 

LiteForex: آنالیز هبستگی بین نمودار بیت کوین و حجم ارز های دیجیتال ارسال شده (volumes of sent crypto currency)

 

همانطور که در تصویر بالا هم قابل مشاهده است، سیگنال شروع ناهنجاری در همان ابتدا روند صعودی واقع شده است - به فلش سبز توجه کنید.

اوج رشد حجم - به فلش قرمز در 22 ژوئن نگاه کنید - مانند موارد قبل، با واگرایی همراه می باشد در نتیجه پایان موج صعودی را تایید می کند.

شکسته شدن روند با یک فلش آبی در تاریخ 28 ژوئن مشخص شده است و همزمان با انتهای اصلاح روند نزولی می باشد. از این رو برای انجام معاملات کاربردی نمی باشد.

رشد تاریخی در میزان بیتکوین های منتقل شده که برای مطالعات ما مورد توجه خاصی قرار گرفته بود، تاثیری در نمودار نداشته است - به دایره سبز توجه کنید. در این روز یعنی 21 ام آگوست، یک اصلاح کوچک در نمودار رخ داده است که قابل مقایسه با حجم مبادله شده در بلاکچین نمی باشد.

جمع بندی 

به طور کلی، شش مورد بررسی شده در مقاله ارائه شده کافیست تا صحت برخی الگو ها را قبول کنیم و بتوان در مورد برخی همبستگی ها حرف زد.

اولین همبستگی که واگرایی بین اندیکاتور و قیمت می باشد، قابل فهم تر بوده و قابلیت درک بهتری دارد. سیگنال زمانی به صورت دقیق کار می کند که: "نمودار حجم بیت کوین های ارسال شده سقف جدیدی ثبت کند در حالی که نمودار قیمت چنین رفتاری ندارد". در هر چهار مورد ارائه شده، این سیگنال 100 درصد صحیح کار کرده است. و در این شرایط روند حرکت ارز رمز، معکوس شده است. 

به اولین مورد بررسی شده توجه کنید که در آن واگرایی نیز تشخیص داده شده است اما زمانی که شرایط معکوس شده است قیمت سقف جدیدی ثبت کرده است، درحالی که اندیکاتور چنین شرایطی ندارد. این موارد به اندازه کافی کمیاب هستند که نمی توان در مورد قابل اطمینان بودن آنها حرف زد. اما همچنان این مورد یک واگرایی می باشد که به همین دلیل می توانیم آن را در دسته ی سیگنال های موفق خود قرار دهیم.

دومین سیگنال مهم  افزایش شدید میزان بیتکوین های ارسال شده در شبکه بلاکچین می باشد. در تمامی این موارد، این اتفاق قبل از روند صعودی رخ داده است. علاوه بر این، تمامی سیگنال ها قدرت زیادی در دوره اصلی رشد داشته اند. با توجه به اینکه اندیکاتور تغییرات حجم بیتکوین های ارسال شده در تایم فریم های روزانه کار می کند، برای انجام معاملات با این اندیکاتور، باید چشم انداز سرمایه گذاری بلند مدتی داشته باشید. بنابراین، هنگامی که برای باز کردن موقعیت جدید از سیگنال این اندیکاتور استفاده می کنیم، آماده خواهیم بود که حرکت اصلی در عرض 3 یا 4 روز به وقوع بپیوندد. در موارد نادر، شاید نیاز باشد تا یک هفته نیز صبر کنید. در عین حال، با توجه به نوسانات نماد مورد نظر شاید حرکاتی بر خلاف موقعیتی که شما در نظر گرفته اید نیز انجام پذیرد که باید با لحاظ کردنSTOP LOSS  در معاملات، می توانید ضرر خود را تا حد زیادی کنترل کنید.

سیگنال سومی که در نظر گرفتیم، شکست خط روند می باشد. این سیگنال می تواند قابل استفاده باشد ولی به دلیل داشتن تاخیر زیاد عملا کاربرد زیادی در انجام معاملات نداشته و ارزش کمتری برای معامله گران دارد و به جز تایید، چیزی که در نمودار هم قابل مشاهده است (یعنی پایان یافتن روند صعودی)، چیز دیگری برای گفتن ندارد.

چه نتیجه ای می توان گرفت؟ این مقاله نشان داد که اندیکاتور "ارز های دیجیتال ارسال شده" پتانسیل بالایی برای معامله گران داشته و قابلیت سیگنال دهی برای ورود به معامله در ابتدای ناهنجاری و خارج شدن در اوج و بهترین موقعیت را دارا می باشد و می تواند ما را از وجود واگرایی های آگاه کند. بدیهی است، همانطور که در مثال آخر هم دیدیم، این ابزار جادویی نبوده و می تواند سیگنال های غلط هم بدهد. یکی دیگر از معایب قابل توجه اندیکاتور "حجم ارزهای منتقل شده"، این است که فقط در شرایط صعودی کاربرد دارد. در یک روند نزولی، این شاخص سیگنال های با کیفیتی ارائه نمی دهد. محدودیت دیگر این اندیکاتور این است که بر اساس تایم فریم روزانه ساخته است و برای معامله گرانی که معاملاتی با استراتژی کوتاه مدتی دارند، کاربرد چندانی ندارد. با این وجود این اندیکاتور می تواند برای پوزیشن تریدر ها و سرمایه گذران بلند مدتی بسیار کارامد باشد.

بدیهی است، که کل حجم بیتکوین های ارسالی شامل انتقال های خصوصی هم می شود پس برای فیلتر کردن سیگنال های دریافت شده از آنالیز کلی حجم ها، مهم است که بتوانیم حجم ها و جهت های اصلی و کیلیدی را ببینیم و درک کنیم. در مقاله بعدی، این ابزار را با جزئیات بیشتری بررسی خواهیم کرد و خواهیم دید که تشخیص و فیلرینگ سیگنال های غلط ارائه شده از "حجم ارزهای ارسال شده" چه اهمیتی دارد و چه کاربردی برای تشخیص سریع تر سیگنال ها و ورود به موقع به بازار دارد.

موفق باشید!

سه استراتژی مهم وکاربردی در فارکس

بهترین استراتژی های معاملاتی در فارکس که هر معامله گری باید آنها را بشناسد.

هر تازه وارد در معاملات فارکس در نهایت متوجه خواهد شد که تعداد زیادی استراتژی معاملاتی در فارکس وجود دارد. پس فردی که تازه شروع به انجام معاملات در فارکس می کند این سوال برایش پیش خواهد آمد که کدام یک از این استراتژی ها کاربرد بیشتری دارد؟ هر معامله گر می خواهد بداند کدام استراتژی معاملاتی را می توان برای گرفتن سود بیشتر انتخاب (یا خلق) کرد. البته این مساله بیشتر به نوع انجام معاملات شما نیز بستگی دارد، چرا که بعضی از استراتژی ها در کوتاه مدت سود آور هستند و برخی دیگر در معاملات بلند مدت و یا پوزیشن تریدینگ به سود دهی خواهند رسید. برخی از استراتژی ها مناسب معامله گر روزانه هستند و برخی دیگر مناسب سرمایه گذاری بلندمدت هستند. در این مقاله با سه سیستم معاملاتی در بازار فارکس آشنا خواهیم شد که کارایی آنها قبلا به خوبی اثبات شده است.

3 استراتژی برتر برای معاملات فارکس 

شماره 3. استراتژی معاملاتی شکست خط روند 

 

LiteForex: بهترین استراتژی های معاملاتی در فارکس : سه استراتژی سود ده برای انجام معاملات.

این استراتژی جزء اولین و ساده ترین استراتژی های فارکس می باشد که مبتنی بر معکوس شدن روند می باشد. این استراتژی بر اساس حرکت قیمت و معکوس شدن روند بعد از رسیدن آن به سطح خاصی بنا شده است. همچنین در این استراتژی از  سطوح مقاومتی و حمایتی نیز استفاده می شود و من معتقدم این استراتژی برای تمام سرمایه گذاران که سرمایه های مختلفی اعم از CFD ها و سهام و یا کالاها را برای سرمایه گذاری انتخاب کرده اند، مناسب می باشد.

خوب، بگذارید ببینیم که چگونه می توان با استفاده از این استراتژی می توانید پوزیشن های مناسبی برای خرید یا فروش باز کنید:

  1. یک روند واضح پیدا کنید و خط روند را مطابق بر کف و سقف های موجود رسم کنید. در اینجا ما فقط به یک سیگنال نیاز داریم که نشان دهد خط شکسته شده است که در این صورت نشانی از معکوس شدن روند خواهد بود. در روند نزولی ما به خطوط مقاومتی (خط قرمز) و در روند صعودی به خط حمایتی نیاز خواهیم داشت (خط آبی) ؛
  2. حال ما انتظار داریم تا بازار به حرکت خود ادامه دهد تا قیمت این خط روند را بشکند. تنها کافیست که خطوط رسم شده شکسته شوند و این عامل برای دریافت سیگنال معاملاتی توسط ما کافی خواهد بود.
  3. در صورت شکسته شدن روند نزولی، روند به صورت صعودی دنبال خواهد شد و در این صورت ما می توانیم با یک سفارش خرید وارد بازار شویم  (Buy). اگر روند صعودی شکسته شد قیمت معکوس شده و ما باید سفارش فروش ثبت کنیم (Sell).
  4. هنگامی که دو شرط اصلی براورده شد، یعنی قیمت از سطح مقاومتی (خط قرمز) عبور کرد، و قیمت به آخرین های (اوج قیمتی) روند نزولی شکسته شده (Buy level) رسید، می توانید وارد معامله ی خرید شوید.
  5. هنگامی که دو شرط اصلی براورده شد، یعنی قیمت از سطح حمایتی (خط آبی) عبور کرد، و قیمت به آخرین لو (کف قیمتی) روند صعودی شکسته شده (Sell level) رسید، می توانید وارد معامله ی فروش شوید.
  6. زمانی که هر دو شرط به صورت یکجا براورده شدند، می توانیم پوزیشن خرید یا فروش خود را بعد از عبور قیمت از نقاط های یا لو تایین شده در 4 و 5 ، باز کنیم.
  7. حد سود باید نسبت به های و لو (اوج و کف) قبل از نقطه ی ورود ما (یعنی: طبق روشی که در بالا توضیح داده شد، ما هنگامی وارد پوزیشن می شویم که قیمت سطوح حمایت و مقاومت را بشکند و بالاتر یا پایین تر از های یا لو قبلی خود قرار بگیرد، حال برای تعیین حد سود باید یک، های و لو قبل تر از نقطه ی ورود خود را در نظر بگیریم)، تعیین شود.
  8. حد ضرر نیز همانند حد سود تعیین می شود؛

همانطور که می بینید، این یک استراتژی ساده و سود آور در معاملات فارکس می باشد که می تواند در هر بازه زمانی مورد استفاده قرار گرفته و سیگنالهای دقیقی ارائه دهد. طبق آمار، نسبت سود / زیان در این استراتژی 65/36 می باشد.

شماره 2. استراتژی سه شکست EMA 

این استراتژی یکی از استراتژی های اصلی اندیکاتور می باشد و مانند استراتژی قبلی، ساده بوده و در آن از معکوس شدن روند استفاده می شود. این یکی از استراتژی های اندیکاتور فارکس می باشد پس شما باید از میانگین های متحرک در نمودار استفاده کنید.

 

LiteForex: بهترین استراتژی های معاملاتی در فارکس : سه استراتژی سود ده برای انجام معاملات.

 

خب  بیایید ببینیم چگونه می توانیم طبق این استراتژی وارد بازار شویم.

  1. سه EMA را در نمودار قرار دهید. برای راحت تر شدن کار، آنها باید دارای رنگ های مختلفی باشند. اولین  EMA را بر روی دوره 21 تنظیم می کنیم و افست - 2 می باشد (آبی). برای EMA دوم، دوره 14 تنظیم میشود و آفست - 3 می باشد (قرمز). و دوره EMA سوم 9 بوده و آفست آن - 4 می باشد (سبز)؛
  2. بنابراین، EMA آبی کند تر از بقیه حرکت می کند و زمانی که توسط EMA های دیگر (که سریعتر می باشند) قطع شود، سیگنال ورود دریافت می کنیم.
  3. سیگنال فروش زمانی دریافت خواهد شد که EMA سبزEMA  قرمز را به سمت پایین بشکند و سپس هر دو خط، خط آبی را به سمت پایین بشکنند  (Sell 1 , 3, 5)
  4. سیگنال خرید زمانی دریافت خواهد شد که EMA سبزEMA  قرمز را به سمت بالا بشکند و سپس هر دو خط، خط آبی را به سمت بالا بشکنند (Buy 2,4) ؛ در این صورت این استراتژی سطوح خاصی را
  5. برای حد سود و یا حد ضرر پیشنهاد نمی کند پس شما باید طبق شرایط بازار از معاملات خارج شوید و دقت بیشتری برای رعایت قوانین مدیرت ریسک خود به خرج دهید.
  6. زمانی که EMA سبز رنگ و قرمز رنگ در عکس جهتی که شما وارد بازار شدید دوباره از همدیگر عبور کردند باید سفارش را ببندید (چه در ضرر باشید یا سود)

همانطور که می بینید این استراتژی معاملاتی نیز بسیار ساده می باشد. از طریق این استراتژی می توان سیگنال های واضحی برای انجام معاملات با نسبت سود/ضرر 70/30 مبه دست آورد.

شماره 1. استراتژی معاملاتی بر اساس شکستن الگو مثلت

این مورد یکی از بهترین استراتژی های حال حاظر فارکس می باشد. وقتی طبق این استراتژی در بازار فارکس معامله می کنید حداقل باید اطلاعات ابتدایی را درباره تحلیل تکنیکال داشته باشید چرا که باید الگو مثلثی را در نمودار قیمتی پیدا کرده و پایه ها (مرز ها) را به وسیله خط روندها علامت گذاری کرده و سطوح حمایتی و مقاومتی را مشخص نمایید (خطوط آبی) مثلث مانند یک کانال باریک به نظر می رسد.

 

LiteForex: بهترین استراتژی های معاملاتی در فارکس : سه استراتژی سود ده برای انجام معاملات.

 

خب بیایید ببنیم چگونه می توانید با استفاده از این استراتژی وارد معاملات شوید:

  1. این استراتژی به هیچ وجه سیگنال هایی را برای ورود به بازار با قیمت های فعلی ارائه نمی دهد. در این استراتژی باید بیشتر از پندینگ اوردرها (سفارشات در حال انتظار) و سل لیمیت (محدوده ی فروش) و بای لیمیت (محدوده ی خرید) استفاده کنید؛
  2. بعد از یافتن الگو مثلث، می توانید شروع به گذاشتن سفارشات در حال انتظار کنید. شما باید سفارشات خود را در سطوح قیمتی قرار دهید که نشان می دهد که قیمت یکی از خطوط روند الگو را شکسته است.
  3. سفارش بای لیمیت باید نسبت به آخرین "های" تشکیل شده در داخل مثلث تعیین شود (همانند BUY 1 طبق تصویر). اگر یک "های" جدید ایجاد شد، دستور خرید (بای لیمیت) باید به "های" جدید انتقال یابد (Buy 2) و باید به این کار خود ادامه دهید، تا زمانی که قیمت از محدوده ی مثلث خارج شده و سفارش شما را فعال کند.
  4. سفارش سل لیمیت باید نسبت به آخرین "لو" تشکیل شده در داخل مثلث تعیین شود (همانند Sell 1 طبق تصویر). اگر یک "لو" جدید ایجاد شد، دستور فروش (سل لیمیت) باید به "لو" جدید انتقال یابد (Buy 2) و باید به این کار خود ادامه دهید، تا زمانی که قیمت از محدوده ی مثلث خارج شده و سفارش شما را فعال کند.
  5. زمانی که یکی از سفارشات در حال انتظار فعال شد، حد سود خود را در بالاترین قسمت (اگر سفارش خرید باشد) یا پایین ترین قسمت (اگر سفارش فروش باشد)  الگو قرار می دهید؛
  6. حد ضرر باید بر اساس های یا لو قبل از نقطه ی ورود شما تعیین شود. برای مثال برای سفارش فروش (sell 2) باید حد ضرر را در سطح (Buy 2) تعیین کنید.

این استراتژی معاملاتی پیچیدگی بیشتری داشته و نیاز به داشتن تجربه بیشتری در شناخت یک الگوی مثلتی در نمودار قیمت دارد. اما استفاده از این استراتژی می تواند فرصت های معاملاتی فوق العاده ای برای شما فراهم سازد. این استراتژی با توجه به پیچیدگی، سیگنالهایی با دقت بالا ارائه می دهد که درصد سود /ضرر این استراتژی چیزی حدود85 / 15 می باشد .

هم اکنون شما با با سه استراتژی برتری که هر معامله گر فارکس باید آنرا امتحان کرده باشد آشنا شدید. همه را امتحان کرده، و ببنید کدام یک از این استراتژی ها می تواند کارایی بیشتری برای شما داشته باشند و کدام یک می تواند درامد بیشتری از معاملات عاید شما کند.

سه استراتژی مهم وکاربردی در فارکس

بهترین استراتژی های معاملاتی در فارکس که هر معامله گری باید آنها را بشناسد.

هر تازه وارد در معاملات فارکس در نهایت متوجه خواهد شد که تعداد زیادی استراتژی معاملاتی در فارکس وجود دارد. پس فردی که تازه شروع به انجام معاملات در فارکس می کند این سوال برایش پیش خواهد آمد که کدام یک از این استراتژی ها کاربرد بیشتری دارد؟ هر معامله گر می خواهد بداند کدام استراتژی معاملاتی را می توان برای گرفتن سود بیشتر انتخاب (یا خلق) کرد. البته این مساله بیشتر به نوع انجام معاملات شما نیز بستگی دارد، چرا که بعضی از استراتژی ها در کوتاه مدت سود آور هستند و برخی دیگر در معاملات بلند مدت و یا پوزیشن تریدینگ به سود دهی خواهند رسید. برخی از استراتژی ها مناسب معامله گر روزانه هستند و برخی دیگر مناسب سرمایه گذاری بلندمدت هستند. در این مقاله با سه سیستم معاملاتی در بازار فارکس آشنا خواهیم شد که کارایی آنها قبلا به خوبی اثبات شده است.

3 استراتژی برتر برای معاملات فارکس 

شماره 3. استراتژی معاملاتی شکست خط روند 

 

LiteForex: بهترین استراتژی های معاملاتی در فارکس : سه استراتژی سود ده برای انجام معاملات.

این استراتژی جزء اولین و ساده ترین استراتژی های فارکس می باشد که مبتنی بر معکوس شدن روند می باشد. این استراتژی بر اساس حرکت قیمت و معکوس شدن روند بعد از رسیدن آن به سطح خاصی بنا شده است. همچنین در این استراتژی از  سطوح مقاومتی و حمایتی نیز استفاده می شود و من معتقدم این استراتژی برای تمام سرمایه گذاران که سرمایه های مختلفی اعم از CFD ها و سهام و یا کالاها را برای سرمایه گذاری انتخاب کرده اند، مناسب می باشد.

خوب، بگذارید ببینیم که چگونه می توان با استفاده از این استراتژی می توانید پوزیشن های مناسبی برای خرید یا فروش باز کنید:

  1. یک روند واضح پیدا کنید و خط روند را مطابق بر کف و سقف های موجود رسم کنید. در اینجا ما فقط به یک سیگنال نیاز داریم که نشان دهد خط شکسته شده است که در این صورت نشانی از معکوس شدن روند خواهد بود. در روند نزولی ما به خطوط مقاومتی (خط قرمز) و در روند صعودی به خط حمایتی نیاز خواهیم داشت (خط آبی) ؛
  2. حال ما انتظار داریم تا بازار به حرکت خود ادامه دهد تا قیمت این خط روند را بشکند. تنها کافیست که خطوط رسم شده شکسته شوند و این عامل برای دریافت سیگنال معاملاتی توسط ما کافی خواهد بود.
  3. در صورت شکسته شدن روند نزولی، روند به صورت صعودی دنبال خواهد شد و در این صورت ما می توانیم با یک سفارش خرید وارد بازار شویم  (Buy). اگر روند صعودی شکسته شد قیمت معکوس شده و ما باید سفارش فروش ثبت کنیم (Sell).
  4. هنگامی که دو شرط اصلی براورده شد، یعنی قیمت از سطح مقاومتی (خط قرمز) عبور کرد، و قیمت به آخرین های (اوج قیمتی) روند نزولی شکسته شده (Buy level) رسید، می توانید وارد معامله ی خرید شوید.
  5. هنگامی که دو شرط اصلی براورده شد، یعنی قیمت از سطح حمایتی (خط آبی) عبور کرد، و قیمت به آخرین لو (کف قیمتی) روند صعودی شکسته شده (Sell level) رسید، می توانید وارد معامله ی فروش شوید.
  6. زمانی که هر دو شرط به صورت یکجا براورده شدند، می توانیم پوزیشن خرید یا فروش خود را بعد از عبور قیمت از نقاط های یا لو تایین شده در 4 و 5 ، باز کنیم.
  7. حد سود باید نسبت به های و لو (اوج و کف) قبل از نقطه ی ورود ما (یعنی: طبق روشی که در بالا توضیح داده شد، ما هنگامی وارد پوزیشن می شویم که قیمت سطوح حمایت و مقاومت را بشکند و بالاتر یا پایین تر از های یا لو قبلی خود قرار بگیرد، حال برای تعیین حد سود باید یک، های و لو قبل تر از نقطه ی ورود خود را در نظر بگیریم)، تعیین شود.
  8. حد ضرر نیز همانند حد سود تعیین می شود؛

همانطور که می بینید، این یک استراتژی ساده و سود آور در معاملات فارکس می باشد که می تواند در هر بازه زمانی مورد استفاده قرار گرفته و سیگنالهای دقیقی ارائه دهد. طبق آمار، نسبت سود / زیان در این استراتژی 65/36 می باشد.

شماره 2. استراتژی سه شکست EMA 

این استراتژی یکی از استراتژی های اصلی اندیکاتور می باشد و مانند استراتژی قبلی، ساده بوده و در آن از معکوس شدن روند استفاده می شود. این یکی از استراتژی های اندیکاتور فارکس می باشد پس شما باید از میانگین های متحرک در نمودار استفاده کنید.

 

LiteForex: بهترین استراتژی های معاملاتی در فارکس : سه استراتژی سود ده برای انجام معاملات.

 

خب  بیایید ببینیم چگونه می توانیم طبق این استراتژی وارد بازار شویم.

  1. سه EMA را در نمودار قرار دهید. برای راحت تر شدن کار، آنها باید دارای رنگ های مختلفی باشند. اولین  EMA را بر روی دوره 21 تنظیم می کنیم و افست - 2 می باشد (آبی). برای EMA دوم، دوره 14 تنظیم میشود و آفست - 3 می باشد (قرمز). و دوره EMA سوم 9 بوده و آفست آن - 4 می باشد (سبز)؛
  2. بنابراین، EMA آبی کند تر از بقیه حرکت می کند و زمانی که توسط EMA های دیگر (که سریعتر می باشند) قطع شود، سیگنال ورود دریافت می کنیم.
  3. سیگنال فروش زمانی دریافت خواهد شد که EMA سبزEMA  قرمز را به سمت پایین بشکند و سپس هر دو خط، خط آبی را به سمت پایین بشکنند  (Sell 1 , 3, 5)
  4. سیگنال خرید زمانی دریافت خواهد شد که EMA سبزEMA  قرمز را به سمت بالا بشکند و سپس هر دو خط، خط آبی را به سمت بالا بشکنند (Buy 2,4) ؛ در این صورت این استراتژی سطوح خاصی را
  5. برای حد سود و یا حد ضرر پیشنهاد نمی کند پس شما باید طبق شرایط بازار از معاملات خارج شوید و دقت بیشتری برای رعایت قوانین مدیرت ریسک خود به خرج دهید.
  6. زمانی که EMA سبز رنگ و قرمز رنگ در عکس جهتی که شما وارد بازار شدید دوباره از همدیگر عبور کردند باید سفارش را ببندید (چه در ضرر باشید یا سود)

همانطور که می بینید این استراتژی معاملاتی نیز بسیار ساده می باشد. از طریق این استراتژی می توان سیگنال های واضحی برای انجام معاملات با نسبت سود/ضرر 70/30 مبه دست آورد.

شماره 1. استراتژی معاملاتی بر اساس شکستن الگو مثلت

این مورد یکی از بهترین استراتژی های حال حاظر فارکس می باشد. وقتی طبق این استراتژی در بازار فارکس معامله می کنید حداقل باید اطلاعات ابتدایی را درباره تحلیل تکنیکال داشته باشید چرا که باید الگو مثلثی را در نمودار قیمتی پیدا کرده و پایه ها (مرز ها) را به وسیله خط روندها علامت گذاری کرده و سطوح حمایتی و مقاومتی را مشخص نمایید (خطوط آبی) مثلث مانند یک کانال باریک به نظر می رسد.

 

LiteForex: بهترین استراتژی های معاملاتی در فارکس : سه استراتژی سود ده برای انجام معاملات.

 

خب بیایید ببنیم چگونه می توانید با استفاده از این استراتژی وارد معاملات شوید:

  1. این استراتژی به هیچ وجه سیگنال هایی را برای ورود به بازار با قیمت های فعلی ارائه نمی دهد. در این استراتژی باید بیشتر از پندینگ اوردرها (سفارشات در حال انتظار) و سل لیمیت (محدوده ی فروش) و بای لیمیت (محدوده ی خرید) استفاده کنید؛
  2. بعد از یافتن الگو مثلث، می توانید شروع به گذاشتن سفارشات در حال انتظار کنید. شما باید سفارشات خود را در سطوح قیمتی قرار دهید که نشان می دهد که قیمت یکی از خطوط روند الگو را شکسته است.
  3. سفارش بای لیمیت باید نسبت به آخرین "های" تشکیل شده در داخل مثلث تعیین شود (همانند BUY 1 طبق تصویر). اگر یک "های" جدید ایجاد شد، دستور خرید (بای لیمیت) باید به "های" جدید انتقال یابد (Buy 2) و باید به این کار خود ادامه دهید، تا زمانی که قیمت از محدوده ی مثلث خارج شده و سفارش شما را فعال کند.
  4. سفارش سل لیمیت باید نسبت به آخرین "لو" تشکیل شده در داخل مثلث تعیین شود (همانند Sell 1 طبق تصویر). اگر یک "لو" جدید ایجاد شد، دستور فروش (سل لیمیت) باید به "لو" جدید انتقال یابد (Buy 2) و باید به این کار خود ادامه دهید، تا زمانی که قیمت از محدوده ی مثلث خارج شده و سفارش شما را فعال کند.
  5. زمانی که یکی از سفارشات در حال انتظار فعال شد، حد سود خود را در بالاترین قسمت (اگر سفارش خرید باشد) یا پایین ترین قسمت (اگر سفارش فروش باشد)  الگو قرار می دهید؛
  6. حد ضرر باید بر اساس های یا لو قبل از نقطه ی ورود شما تعیین شود. برای مثال برای سفارش فروش (sell 2) باید حد ضرر را در سطح (Buy 2) تعیین کنید.

این استراتژی معاملاتی پیچیدگی بیشتری داشته و نیاز به داشتن تجربه بیشتری در شناخت یک الگوی مثلتی در نمودار قیمت دارد. اما استفاده از این استراتژی می تواند فرصت های معاملاتی فوق العاده ای برای شما فراهم سازد. این استراتژی با توجه به پیچیدگی، سیگنالهایی با دقت بالا ارائه می دهد که درصد سود /ضرر این استراتژی چیزی حدود85 / 15 می باشد .

هم اکنون شما با با سه استراتژی برتری که هر معامله گر فارکس باید آنرا امتحان کرده باشد آشنا شدید. همه را امتحان کرده، و ببنید کدام یک از این استراتژی ها می تواند کارایی بیشتری برای شما داشته باشند و کدام یک می تواند درامد بیشتری از معاملات عاید شما کند.

کسب درامد  تظمینی از یوتیوپ

کسب درآمد از یوتیوب با 8 روش واقعی {100% تضمینی}

 

کسب درآمد از یوتیوب یکی دیگر از روش های کسب درآمد اینترنتی به حساب می آید. افراد بسیار زیادی هستند که قصد کسب درآمد از یوتیوب را دارند و می خواهند از طریق یوتیوب درآمدزایی داشته باشند.

بسیاری از افرادی که قصد درآمد زایی و کسب درآمد از یوتیوب را دارند فکر می کنند به دلیل این که در ایران هستند این کار برایشان غیر ممکن شده و نمی توانند از طریق یوتیوب درآمدزایی داشته باشند. ولی واقعا این طور نیست!

 

کسب درآمد از یوتیوب یکی از روش های کسب درآمد دلاری می باشد. همانطور که می دانید ارزش دلار نسبت به پول ما بسیار زیاد است و اگر بتوانید از طریق یوتیوب کسب درآمد کنید مطمئن باشید به درآمد های زیادی خواهید رسید.

با توجه به اینکه در کشور ایران زندگی می کنیم و تحریم هایی که از جانب یوتیوب صورت گرفته است باز هم بسیاری از افراد هستند که از در حال کسب درآمد از یوتیوب هستند و به درآمد های بسیار زیادی در ماه رسیده اند.

آموزش کسب درآمد از یوتیوب

درآمدزایی و کسب درآمد از یوتیوب بسیار جذاب است. همانطور که میدانید ویدیو یکی از از بهترین ابزارهای ارتباطی در دنیا شناخته شده است. و یوتیوب بزرگترین شبکه اشتراک ویدیو در دنیاست. استفاده از این شبکه اشتراک ویدیو هیچ محدودیتی ندارد و می توانید هر چقدر که می خواهید بدون هیچ محدودیتی ویدیو و فیلم هایتان را در این شبکه اشتراک ویدیو به اشتراک بگذارید.

 

حالا شاید این سوال برایتان پیش بیاید که کسب درآمد از یوتیوب چگونه است؟ یا اینکه چطور می توانیم از یوتیوب درآمد دلاری داشته باشیم؟

کسب درآمد از یوتیوب به این صورت است که این شبکه اشتراک ویدیو به ازای تعداد دیده شدن ویدیوهای شما حاضر است به شما پول بدهد. یعنی هر چقدر ویدیوهای شما بازدید کننده داشته باشد یوتیوب به شما پول می دهد.

 

البته وقتی اسم کسب درآمد از یوتیوب می آید بسیاری از افراد فکر می‌کنند که باید در این شبکه اشتراک ویدیو کانالی راه اندازی کنند و از طریق افزایش دیده شدن ویدیو های شان درآمد زایی کسب کنند. البته این هم یکی دیگر از روش های کسب درآمد از یوتیوب است. اما این راه ممکن است یک مقدار سخت باشد. اما شدنی است. البته تنها راه کسب درآمد از یوتیوب فقط این روش نیست. راه و روش های زیادی برای کسب درآمد از یوتیوب وجود دارد که در این مقاله سعی کردم بهترین روش ها را به شما معرفی کنم.

پس اگر قصد کسب درآمد از یوتیوب را در ایران دارید پیشنهاد می کنم همراه من باشید تا شما را با تمام راه و روش های کسب درآمد از یوتیوب به صورت کامل آشنا کنم. پس همراه من باشید تا بریم سراغ اصل مطلب.

آیا کسب درآمد از یوتیوب ممکن است؟

کسب درآمد از یوتیوب !

همانطور که گفتم بسیاری از افراد تصور می کنند چون در ایران زندگی می کنند درآمد زایی و کسب درآمد از یوتیوب غیر ممکن است. ولی اصلا اینطوری نیست و کسب درآمد از یوتیوب در ایران امکان پذیر است.

بسیاری از افرادی که در ایران زندگی می‌کنند توانستند از طریق این شبکه اشتراک ویدیو به درآمدهای دلاری بسیار زیادی در ماه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم برسند.

 

منظور از کسب درآمد مستقیم از یوتیوب این است که شما به صورت مستقیم از خود یوتیوب درآمد زایی کسب می کنید و منظور از کسب درآمد غیر مستقیم یعنی کسب درآمد به کمک یوتیوب که در ادامه شما را به صورت کامل با این روش ها آشنا خواهم کرد.

فقط باز هم به این نکته اشاره می کنم که کسب درآمد از یوتیوب امکان پذیر است و میتوانید از این شبکه اشتراک ویدیو درآمد زایی کسب کنید.

 

چرا کسب درآمد از یوتیوب ؟

روشهای کسب درآمد از یوتیوب

همانطور که می دانید یکی از روش های کسب درآمد دلاری کسب درآمد از یوتیوب است. با توجه به شرایط اقتصادی کشورمان و ارزش بالایی که دلار دارد این مدل کسب درآمد از اینترنت یکی از پر درآمد ترین و پولساز ترین روش هایی است که می توانید در ایران به درآمد های زیادی در ماه برسید.

تنها دلیل این که به شما پیشنهاد می کنم از یوتیوب درآمد زایی کسب کنید این است که پولی که در میارید به دلار است. قیمت دلار در ایران ۱۳ هزار تومان است و در آینده افزایش پیدا خواهد کرد.اگر بتوانید در ایران به دلار کسب درآمد کنید درآمدتان چندین و چند برابر درآمد فعلی تان خواهد شد.

 

چگونه در یوتیوب تسویه حساب کنیم؟

چگونه از اینستاگرام کسب درآمد کنیم

اما سوالی که پیش می آید این است که با توجه به اینکه یوتیوب کشور ما را تحریم کرده است چطور میتوانیم از طریق درامدی که کسب کردیم را دریافت کنیم؟
شاید فکر کنید با توجه به تحریم هایی که یوتیوب علیه کشور ما انجام داده است برداشت و دریافت پول غیر ممکن شده است.

شاید برداشت پول یک مقدار سخت شده باشد ولی همیشه راه هایی برای دور زدن تحریم ها در ایران وجود دارد. یکی از ساده ترین راه هایی که می توانید انجام بدهید این است که به کمک دوستان و آشنایانی که در خارج از کشور دارید در یوتیوب ثبت نام کنید و یک کانال راه اندازی کنید.

 

توجه داشته باشید کسی که خارج از کشور برای شما در یوتیوب حساب ایجاد کند و داخل یوتیوب عضو شود بسیار بهتر است.

بعد از این که آن شخص داخل یوتیوب عضو شد و کانالی راه اندازی کرد باید شما را به عنوان یکی از مدیران اصلی کانال انتخاب کند. این کار مثل آب خوردن ساده است، فقط کافیست که ایمیل شما را به عنوان یکی از مدیران ثبت کند.

بعد از اینکه شما را به عنوان مدیر اصلی انتخاب کرد کار تقریباً تمام شده است و شما مدیر اصلی کانال هستید. از اینجا به بعد شما باید فعالیت تان را برای کسب درآمد از یوتیوب شروع کنید و به هنگام تسویه حساب پارنترتان باید اقدام کند. پارنترال هم فردی است که از خارج از کشور برای شما داخل یوتیوب کانال ساخته است و شما را مدیر کانال کرده است.

 

بعد از اینکه پارنتر تان با یوتیوب تسویه حساب کرد شما می توانید از طریق صرافی های آنلاین درآمدی دلاری را که کسب کرده اید به تومان تبدیل کنید.این روش یکی از ساده ترین روش ها برای تسویه حساب با یوتیوب است. در این روش تسویه حساب یوتیوب به هیچ عنوان به شما شک نمی کند و تمام مراحل را هم به صورت قانونی پیش می روید.

 

البته برای تسویه حساب با یوتیوب یک روش دیگر هم وجود دارد که یک مقدار ممکن است سخت و پر ریسک باشد .در این روش باید یک سرور مجازی تهیه کنید و از طریق آن یک حساب پی پال ایجاد کنید و تمام فعالیت های تان را برای کسب درآمد از یوتیوب در آن انجام بدهید. اما چون این روش ریسک بالایی دارد اصلا به شما پیشنهاد نمیکنم.

البته با توجه به تحریم های سخت پی پال راه اندازی و ساخت حساب پی پال برای ایرانیان یک مقدار سخت شده است. البته افراد زیادی هستند که برای شما حساب پی پال ایجاد می کنند و در ازای آن از شما هزینه می گیرند.

اگر خودتان بخواهید داخل پی پال حساب ایجاد کنید به آدرس و شماره تلفن واقعی برای وریفای کردن حساب تان نیاز دارید. برای این که بتوانید خودتان حساب پی پال راه اندازی کنید اگر آشنایی در خارج از کشور دارید می توانید آدرس و شماره تماس آشنایی تان را برای راه اندازی حساب پی پال بدهید و بدون دردسر حساب تان را ایجاد کنید.

چگونه از یوتیوب به ما پول می دهد؟

چگونه یوتیوب به ما پول میدهد

یکی دیگر از سوالاتی که بسیاری از افراد در زمینه کسب درآمد از یوتیوب از من می پرسند این است که چگونه یوتیوب به ما پول می دهد؟

قانونی که یوتیوب برای واریز درآمد تان به شما دارد این است که اولاً کانالی که راه‌اندازی کرده اید باید دارای هزار عضو فعال باشد. اولین قدم برای کسب درآمد از یوتیوب این است که اعضای کانال تان را به 1000 عضو فعال برسانید. و دوم اینکه ویدیو های شما باید بالای 4000 دقیقه دیده شده باشد. این بدین معناست که دیگران مجموعاً 4000 دقیقا از ویدیوهای شما را ببیند. حالا ممکن است شما 10 ویدیو داشته باشید که هرکدام از این ویدیو ها 5 دقیقه باشند و بیش از 100 نفر آنها را تا آخر دیده باشند که در مجموع 5000 دقیقه از ویدیو های شما را دیده اند.

 

قانون دوم این است که برای کسب درآمد از یوتیوب حتماً باید سرویس گوگل ادسنس داشته باشید. یعنی شما باید در گوگل ادسنس عضو شوید چون درآمدی که از یوتیوب کسب می کنید از طریق گوگل ادسنس پرداخت میشود. عضویت در گوگل از سنت بسیار راحت است و خیلی ساده می توانید ثبت نام کنید.

نکته بسیار مهم برای کسب درآمد از یوتیوب این است که حتماً باید مشخصات حساب بانکی تان در حساب یوتیوب و گوگل ادسنس یکی باشد. یعنی اگر کسی در خارج از کشور برای تان داخل یوتیوب حساب باز کرد باید مشخصات حساب آن فرد را داخل گوگل ادسنس ثبت کنید. به عنوان مثال اصلاً نمی توانید خودتان داخلگوگل حساب باز کنید و کس دیگری داخل یوتیوب برایتان حساب ایجاد کند، تمام اطلاعات حساب در یوتیوب و گوگل ادسنس باید یکی باشد. باید همه چیز به صورت کاملا واقعی و طبیعی باشد. در غیر این صورت ممکن است که حسابتان داخل یوتیوب بسته شود و نتوانید از یوتیوب کسب درآمد کنید.

 

آموزش فعال سازی کسب درآمد از یوتیوب

 

برای درآمد زایی و کسب درآمد از یوتیوب ابتدا باید قسمت کسب درآمد از کانال یوتیوب را فعال کنید. با فعال سازی این قسمت یوتیوب تبلیغات کلیکی خودش را در ابتدای ویدیو های تان نشان می دهد. همینطور بعد از اینکه قسمت کسب درآمد از یوتیوب را فعال کردید تمام نمایش های ویدیویی تان محاسبه می شود.

برای این منظور به قسمت تنظیمات کانال یوتیوب بروید و بر روی گزینه my channel کلیک کنید و سپس بر روی دکمه customize channel کلیک کنید.

بعد از وارد شدن در صفحه جدید طبق تصویر زیر بر روی گزینه view additional teatures کلیک کنید.

ساخت کسب درآمد از یوتیوب 1 در مرحله آخر برای راه اندازی و فعال سازی بخش کسب درآمد از یوتیوب در قسمت monetization بر روی گزینه Enable کلیک کنید. حالا قسمت کسب درآمد از یوتیوب برای شما فعال می شود.

 

ساخت کسب درآمد از یوتیوب

 

 

کسب درآمد از یوتیوب به روش یوتیوبر های حرفه ای

روش کسب درآمد مثل یوتیوبرهای حرفه ای

همانطور که می دانید یکی از مهم‌ترین اصول برای کسب درآمد از طریق یوتیوب این است که باید کانالی راه اندازی کنید که ویدیو های مفید و جذابی در آن داشته باشید. ویدیو هایی را که داخل کانال یوتیوب تان به اشتراک می گذارید باید جذاب باشد. باید ویدیو های تان به گونه‌ای باشد تا افراد را ترغیب کنند که ویدیو های تان را ببینند. در این قسمت قصد دارم شما را به صورت کامل و قدم به قدم با کسب درآمد از یوتیوب آشنا کنم.

جذاب بودن ویدیو و فیلمی که داخل کانال یوتیوب تان به اشتراک می گذارید بسیار مهم است. چون قرار است از طریق افزایش بازدید ویدیو های تان و تعداد دنبال کنندگان کانال تان از یوتیوب کسب درآمد کنید. در ادامه نکات بسیار مهمی را به شما خواهم گفت که بتوانید مثل یوتیوبر های حرفه ای از یوتیوب درآمد زایی کسب کنید.

 

ویدیو های بهترین ها تولید کنید

بهترین ها همیشه برای مردم جذاب بوده است. بهترین ها مثل بهترین بازی های کامپیوتری، بهترین گوشی های موبایل، بهترین فیلم ها و… همیشه مورد استقبال بسیاری از مردم قرار گرفته است. تاپ تن ها یا معرفی ۱۰ تا از برترین ها هم یکی از بهترین روش ها برای تولید محتوای ویدیویی است. شما با این روش میتوانید مخاطبانتان را ترغیب کنید که ویدیو تان را ببیند.

دقیقاً مشابه تصویر زیر میبیند که ویدیو اول چقدر بازدیدکننده داشته است. در یوتیوب کانال هایی که ویدیو بهترین ها را تولید می کنند تعدادشان زیاد است. اگر ایده ای برای تولید محتوای ویدیویی جذابی ندارید و نمی دانید که چطور می توانید ویدیو های جذاب ای تولید کنید که افراد را ترغیب به دیدن کنند پیشنهاد می کنم از این روش استفاده کنید.
بهترین ها

 فیلم گیمرها را منتشر کنید

یکی دیگر از روش های تولید محتوای ویدیویی جذاب این است که ویدیو های مربوط به گیمر ها را داخل کانال تان قرار بدهید. البته اکثر گیمر ها در کشورهای خارجی و یا حتی ایران از این روش استفاده می کنند. یعنی از گیم بازی کردن خودشان فیلم میگیرند و داخل کانال یوتیوب شان قرار خواهند داد.

 

تولید ویدیوهای آموزشی در یوتیوب

یکی دیگر از بهترین و جذاب ترین روش ها برای افزایش بازدید ویدیو در یوتیوب این است که ویدیو های آموزشی تولید کنید. همیشه و در همه جا ویدیو های آموزشی طرفداران خودش را دارد. شاید در ابتدا فکر کنید که تولید ویدیوهای آموزشی ممکن است کار سخت و دشواری باشد. ولی اصلاً این طور نیست!

یکی از بهترین و ساده ترین راه ها برای تولید ویدیوهای آموزشی این است که بررسی کنید که در چه زمینه ای مهارت و تخصص دارید. در هر زمینه ای که مهارت و تخصص داشته باشید می‌توانید مهارت تان را به ویدیو های آموزشی تبدیل کنید و داخل کانال یوتیوب تان قرار بدهید.

 

به عنوان مثال اگر در زمینه موسیقی فعالیت می کنید و گیتار زدن را بلد هستید می توانید از خودتان در حال گیتار زدن فیلم بگیرید و داخل یوتیوب منتشر کنید.

به عکس زیر نگاه کنید. ببینید که ویدیو اول و ویدیو دوم چقدر بازدید خورده است. این شخص در کانال یوتیوب چیزهایی را آموزش داده است که بیشتر مردم دنبالش هستند. اگر بتوانید در زمینه‌های ویدیو تولید کنید که بیشتر مردم دنبالش باشند بازدید ویدیو های تان به صورت ناگهانی افزایش پیدا خواهد کرد.

تولید ویدیو آموزشی

تولید ویدیو های نقد و بررسی

یکی دیگر از پرطرفدارترین موضوعاتی که می توانید در آن زمینه ویدیو های جذاب ای تولید کنید موضوعات نقد و بررسی است. ویدیو های نقد و بررسی همیشه برای مردم جذاب است. به عنوان مثال نقد و بررسی انواع لپ تاپ های ساخته شده، نقد و بررسی انواع گوشی ها، نقد و بررسی انواع فیلم ها و…

شما با تولید ویدیو های نقد و بررسی می توانید بازدید کانال یوتیوب تان را به طور ناگهانی و شگفت انگیز افزایش بدهید. موضوعات فراوانی در زمینه نقد و بررسی وجود دارد. فقط باید زمان بگذارید و فکر کنید که در چه زمینه ای می توانید فیلم های نقد و بررسی تولید کنید که برای مردم جذاب باشد.

 

تولید ویدیو از بررسی محصولات

یکی دیگر از روشهای تولید محتوای جذاب که مورد استقبال بسیاری از مردم قرار می گیرد این است که یک محصول را به صورت کامل در یک ویدیو بررسی کنید. می توان گفت تولید این ویدیو ها برای بسیاری از مردم جذاب است و برندهای بزرگ در ایران مثل دیجی کالا برای کسب و کارشان از این روش استفاده می کنند. البته دیجیکالا در یوتیوب فعالیت نمی کند و در قسمت دیجی مگ محصولات شان را نقد و بررسی می کنند. سعی کنید محصولاتی که طرفدار زیادی دارند مثل لپ‌تاپ‌ها، گوشی های موبایل، انواع لباس ها و… ویدیو نقد و بررسی آنها را درست کنید و در داخل کانال یوتیوب تان قرار بدهید.

یوتیوب

اگر بتوانید در این زمینه ویدیو های پربازدید در یوتیوب قرار بدهید به راحتی می توانید از سیستم همکاری در فروش و افیلیت مارکتینگ که در ادامه شما را با آن آشنا خواهم کرد کسب درآمد کنید حتی اگر بخش کسب درآمد از یوتیوب تان را فعال نکرده باشید.

 

با دنبال کنندگان یوتیوب تان در تعامل باشید

در کسب درآمد از یوتیوب به این نکته توجه کنید که حتماً با دنبال کنندگان کانال یوتیوب تان در ارتباط باشید. حتماً هر وقت کامنتی را دریافت کردید به صورت کامل به آن پاسخ بدهید. با هر طریقی با آنها در ارتباط باشید به عنوان مثال از آنها بپرسید که به چه موضوعی علاقه مند هستند و در همان موضوع برایشان ویدیو تولید کنید. ایجاد تعامل و ارتباط با دنبال کنندگان تان باعث می شود آنها به شما اعتماد کنند و کانال یوتیوب تان را ترک نکنند.

 

استفاده از عنوان های جذاب برای ویدیو

یکی از مهمترین دلایلی که باعث می شود تعداد بازدید کننده ویدیو های تان افزایش پیدا کند این است که باید حتماً از عناوین جذاب برای ویدیو های تان استفاده کنید. عناوین جذاب باعث ترغیب مخاطبانتان می‌شود. هرچه عناوین شما جذاب تر باشد درصد باز شدن ویدیو تان بیشتر می شود و همین موضوع باعث می شود کسب درآمد از یوتیوب تان افزایش پیدا کند.

اما اگر از عنوان های استفاده کنید که جذاب نیستند نباید انتظار داشته باشید که بازدیدکنندگان ویدیو های تان افزایش پیدا خواهد کرد. اگر محتوای جذابی ارائه کنید ولی عنوان جذابی نداشته باشید هرگز ویدیو هایتان دیده نمی شوند. پس بحث عنوان جذاب را برای تولید محتوای ویدیویی بسیار جدی بگیرید.

 

ساخت عکس سفارشی برای ویدیو هایتان

بعد از عنوان جذاب ترین چیزی که باعث می شود بازدید ویدیوهای افزایش پیدا کند ساخت تصاویر و کاور جذاب برای ویدیو های تان است. در حالت عادی بعد از اینکه فیلم را داخل یوتیوب آپلود کردید یکی از شاخه های ویدیو بر روی عکس اولیه آن قرار خواهد گرفت که شما می توانید برای ویدیو های تان عکس جداگانه طراحی کنید بر روی آن قرار بدهید.

به تصویر زیر نگاه کنید. عکس جذاب که روی این ویدیو قرار گرفته است باعث شده است که مخاطبان زیادی این ویدیو را ببینند. همانطور که می بینید عکس جذاب باعث جذابیت ویدیو میشود.

 

پیشنهاد میکنم از مقاله کار در منزل با 12 ایده پولساز بدون سرمایه با درآمد عالی دیدن کنید

‏8 روش کسب درآمد از یوتیوب

راه و روش های زیادی برای کسب درآمد از یوتیوب وجود دارد. البته راه اندازی کانال یوتیوب فقط یکی از روش های کسب درآمد از یوتیوب است. در ادامه قصد داریم شما را با ۸ روش واقعی برای کسب درآمد از یوتیوب آشنا کنم. تمام روش هایی را که به شما معرفی خواهم کرد روشهایی هستند که بسیاری از افراد حتی در ایران هم با استفاده از این روش ها به درآمد های زیادی در ماه رسیده اند. فقط به این نکته توجه کنید روشی را انتخاب کنید که واقعاً به آن علاقه دارید. پس همراه ما باشید تا شما را با روش های کسب درآمد از یوتیوب آشنا کنم.

 

۱- همکاری در فروش در یوتیوب

یکی از بهترین روشهای کسب درآمد از یوتیوب کسب درآمد از سیستم همکاری در فروش محصولات است. شما می توانید از طریق بازاریابی محتوا در یوتیوب و همکاری در فروش محصولات در یوتیوب کسب درآمد کنید.

به عنوان مثال ویدیو زیر مربوط به آموزش راه اندازی یک استودیو خانگی با تجهیزات لازم است. دختری که در این ویدیو می بینید نحوه راه اندازی استودیو خانگی را به صورت کامل آموزش می‌دهد و در ویدیو تجهیزات لازم را معرفی می کند. در قسمت توضیحات ویدیو هم لینک تهیه و خرید محصول قرار داده شده است تا کسی که خواست استودیو خانگی راه اندازی کند محصولاتی که معرفی شده است را تهیه کند.
کسب درآمد دلاری از یوتیوب

کسب درآمد از یوتیوب

شما از این طریق می توانید در یوتیوب با سیستم همکاری در فروش محصولات درآمدزایی داشته باشید. البته ناگفته نماند که این روش یکی از بهترین روش های بازاریابی محتوا برای فروش محصولات است.

 

۲- تبلیغات اسپانسری

یکی دیگر از روش های کسب درآمد از یوتیوب کسب درآمد از تبلیغات اسپانسری میباشد. البته در این روش باید تعداد اعضای کانال یوتیوب تان زیاد باشد. اگر بتوانید تعداد اعضای کانال تان را افزایش بدهید می توانید با تبلیغات دیگران در کانال یوتیوب تان از برندهای مختلف درآمد زایی کسب کنید.

 

می‌توانید با معرفی محصولات و خدمات برندهای مختلف داخل ویدیو هایی که میسازید از یوتیوب درآمدزایی داشته باشید. برای اینکه بتوانید از این مدل کسب درآمد کنید باید مخاطبان کانال یوتیوب تان افزایش پیدا کند. بهترین راه برای افزایش مخاطبان کانال تان این است که ویدیو های با کیفیت و جذابیت تولید کنید.

البته اگر به زبان انگلیسی مسلط هستید میتوانید ویدیو های به زبان انگلیسی تولید کنید و داخل کانال یوتیوب به اشتراک بگذارید. مطمئن باشید اگر فرد تاثیرگذاری باشید برندهای زیادی با شما تماس خواهد گرفت تا محصولات و خدماتشان را داخل کانال یوتیوب تان تبلیغ کنید.

 

۳- فروش محصولات و خدمات در یوتیوب

دیگر از روش برای کسب درآمد از یوتیوب این است که خیلی ساده و راحت می توانید محصولات تان را در این شبکه اشتراک ویدیو بفروشید. فروش محصولات و خدمات در یوتیوب کار سخت و دشواری نیست. فقط کافیست مردم را به خرید ترغیب کنید.
البته این را هم بگویم یکی از بهترین روش ها برای فروش محصولات تولید ویدیو است. اگر برای محصولاتتان ویدیو تولید کنید فروشتان چندین و چند برابر افزایش پیدا میکند.

طبق تحقیقات انجام شده بالای ۸۰ درصد از خریدار های محصولات با دیدن ویدیو ترغیب به شرکت و تهیه محصول شدند. این روش هم یکی از روش های کسب درآمد از یوتیوب به صورت غیر مستقیم است. در این روش هیچ نیازی به دور زدن تحریم ها نیست و شما به کمک یوتیوب می توانیم محصولات و خدماتتان را بفروشید.

 

۴- درآمدزایی از گوگل ادسنس در یوتیوب

یکی از اصلی ترین روش ها برای کسب درآمد از یوتیوب به صورت مستقیم استفاده از گوگل ادسنس است. اگر از گوگل ادسنس برای کسب درآمد از یوتیوب استفاده نکنید هیچ گاه درآمدتان افزایش پیدا نخواهد کرد. بسیاری از دوستانی که قصد کسب درآمد از یوتیوب را دارند فکر می کنند که به ازای هر ۱۰۰۰ بازدید از ویدیو های شان می توانند درآمد خوبی از خود یوتیوب داشته باشند. اصلاً این طور نیست. شما تا از سرویس گوگل ادسنس استفاده نکنید درآمدتان افزایش پیدا نخواهد کرد.

روش اصلی کسب درآمد از یوتیوب نمایش تبلیغات در ابتدای ویدیوهای شما و کلیک کردن کاربران بر روی آنهاست. یعنی شما اگر بخواهید درآمد خوبی را از یوتیوب کسب کنید باید گوگل ادسنس خود را فعال کنید و به کانال یوتیوب تان متصل کنید.

 

۵- راه اندازی بخش اعضای ویژه در یوتیوب

یکی  دیگر از روش های کسب درآمد از یوتیوب این است که شما می توانید داخل یوتیوب بخش اعضای ویژه راه اندازی کنید. یعنی یوتیوب این امکان را اضافه کرده است است که یک سری ویدیو ها را فقط به اعضای ویژه نمایش بدهد.

در این روش اگر ویدیوهای رایگان جذابی تولید کنید مخاطبان و کاربران زیادی حاضر می‌شوند بابت شرکت در بخش اعضای ویژه کانال یوتیوب تان هزینه بدهند. در این مدل کسب درآمد هر کسی نیاز داشته باشد مبلغ را به صورت ماهانه پرداخت می‌کند و به ویدیوهای بخش اعضای ویژه تان در کانال یوتیوب تان دسترسی پیدا خواهد کرد. جالب است بدانید که گریم مک کویین یکی از یوتیوبر های حرفه ای با این روش به درآمد ماهانه 150 هزار دلار در ماه رسیده است.

 

۶- افزایش بازدید سایت از یوتیوب

یکی از روش های کسب درآمد از یوتیوب به صورت غیر مستقیم افزایش بازدید سایت از یوتیوب است. در این روش شما به صورت مستقیم از یوتیوب کسب درآمد نمیکنید. اگر وب سایتی دارید که محصولات و خدماتی را در آن می فروشید یوتیوب یک گزینه مناسب برای افزایش بازدید و ترافیک سایتتان است. هر چقدر بازدید و ترافیک سایت تان افزایش پیدا کند فروش شما هم زیاد می شود.

شما از طریق تولید محتوا های آموزشی می توانید مخاطبان زیادی را از یوتیوب به سایتتان هدایت کنید و با پیاده سازی بازاریابی اینترنتی بر روی آنها می توانید آنها را به مشتری و خریدار تبدیل کنید. همانطور که می‌دانید یوتیوب بزرگترین شبکه های اشتراک ویدیو در جهان است که روزانه مخاطبان زیادی از این شبکه اشتراک ویدیو استفاده می کنند.

اگر در هر زمینه ای کسب و کار اینترنتی تان را راه اندازی کرده اید میتوانید با تولید محتوای ویدیویی در آن زمینه مخاطبان زیادی را وارد سایت تان کنید و درآمدتان را افزایش بدهید.

 

۷- تبلیغ در توضیحات ویدیو

یکی دیگر از روش های بسیار جالب کسب درآمد از یوتیوب تبلیغ در توضیحات ویدیو است. تبلیغاتی که در توضیحات ویدیو نوشته میشود هم مورد استقبال بسیاری از بازدیدکنندگان قرار میگیرد. اگر در یوتیوب بازدید کنندگان و دنبال کنندگان زیادی را دارید پیشنهاد می کنم از این روش برای کسب درآمد استفاده کنید.

دقیقاً مشابه تصویر زیر در توضیح این ویدیو یک اپلیکیشن موبایل جذاب معرفی شده است. شما هم اگر محصولاتی دارید می توانید آن را در زیر ویدیو تان قرار بدهید و به فروشگاه اینترنتی خود لینک بدهید.

 

۸- کسب درآمد از یوتیوب از سرویس youtube red

یکی از سرویس های یوتیوب برای کسب درآمد سرویس youtube red است.این روش با بقیه روش های کسب درآمد از یوتیوب متفاوت است. است در این روش تبلیغاتی که در ابتدای ویدیو قرار می‌گیرد برای کسی به نمایش نشان داده نمی شود یوتیوب حاضر است بخشی از درآمد خود را که کسب می‌کند به تولید کننده محتوای کانال بدهد. پس در این روش برای این که بتوانید درآمدزایی داشته باشید باید سعی کنید مخاطبان سرویس youtube red را افزایش بدهید. هر چقدر مخاطبان این سرویس را افزایش بدهید درآمد شما بیشتر می شود و میتوانید کسب درآمد از یوتیوب داشته باشید.

پیشنهاد میکنم مقاله کسب درآمد دلاری در ایران را مطالعه کنید

سوالات مهم در زمینه کسب درآمد از یوتیوب

در این روش قصد دارم پرتکرار ترین سوالاتی که در زمینه کسب درآمد از یوتیوب پرسیده می شود را پاسخ بدهم.

 

درآمد یوتیوب از کجاست؟

یکی از پر تکرار ترین سوالاتی که بسیاری از افراد در این زمینه از من می پرسند این است که درآمد یوتیوب از کجاست؟ کاملاً مشخص است. درآمد یوتیوب از طریق تبلیغات است. همانطور که می دانید یوتیوب از گوگل است و بیشتر درآمد گوگل هم از طریق تبلیغات گوگل ادوردز است که گوگل از طریق یوتیوب و گوگل ادسنس درآمدش را افزایش می دهد.

آیا کسب درآمد از یوتیوب ارزشمند است؟

همانطور که قبلا هم اشاره کردم هر روشی که بتوانید از طریق آن کسب درآمد اینترنتی از سایتهای خارجیداشته باشید بسیار برای درآمدزایی مناسب است و کسب درآمد از یوتیوب هم یکی از روش های کسب درآمد دلاری است.

اما اگر بخواهید از طریق یوتیوب کسب درآمد کنید کار چندان راحتی نیست. اگر واقعا به تولید محتوای ویدیویی علاقه مند هستید و در یک زمینه مهارت و تخصص خاصی را دارید پیشنهاد می کنم به فکر کسب درآمد از یوتیوب باشید. اگر هم توانای کسب درآمد از یوتیوب به صورت مستقیم را ندارید پیشنهاد می کنم از روش های غیر مستقیم در یوتیوب کسب درآمد کنید.

 

جمع بندی

در این مقاله راه و روش های کسب درآمد از یوتیوب را به صورت کامل به شما آموزش داده ایم. این مقاله یکی از کاملترین مقاله ها در زمینه آموزش کسب درآمد از یوتیوب در وب فارسی است. اگر در زمینه تولید محتوا های ویدیویی توانایی و مهارت داری می توانید از این مدل کسب درآمد استفاده کنید. البته تولید محتوای ویدیویی کار چندان راحتی نیست و باید کار با یک سری نرم افزارهای گرافیکی مثل افترافکت، پریمیر و حتی فتوشاپ را کامل یاد بگیرید. البته کسب درآمد از یوتیوب به روش های غیر مستقیم بسیار ساده و راحت است. امیدوارم از این مقاله لذت برده باشید. منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم.

استراتژی واگرایی وSKF  قسمت اول

SK-FX یک استراتژی معاملاتی بادقت بالا می باشد، که امروزه بسیاری از معامله گران آن را دست کم می گیرند.

در این مقاله قصد دارم اصول و قواعد اولیه ی استراتژی SK-FX را بیان کنم. من نحوه استفاده از این استراتژی و همچنین الگوی تصمیم گیری را نشان خواهم داد.

دوستان عزیز، 

تا به حال این سوال برای شما پیش آمده است که "یک استراتژی ایده آل برای معامله گری باید چگونه صفاتی داشته باشد"؟ در پاسخ به این سوال 5 ویژگی اصلی برای آن تعریف کردم.

1. میتوان در هر زمانی از آن استفاده کرد

2. میتوان در هر تایم فریمی از آن استفاده کرد

3.در تمام پلتفرم ها و ابزارهای مالی (بازار سهام، فارکس، ارزهای دیجیتال) به خوبی کار کند

4. هیچ سیگنال غلطی نداشته باشد

5. سیگنال های آن قطعی و واضح باشند و نیاز به تایید گرفتن نباشد

الآن با خود می گویید "چنین استراتژی وجود ندارد و غیر ممکن است یک استراتژی بتواند با تمام شرایط بالا مطابقت داشته باشد"، که البته این حرف کاملا درست است؛ اما بعضی از استراتژی ها وجود دارند که به صورت فوق العاده ای به این شرایط نزدیک هستند. این استراتژی در سال 2009 توسط Sergey Kucher برای عموم منتشر شد. متاسفانه، خود من به تازگی این استراتژی را آموخته ام. بعد از اینکه یکی از دنبال کنندگان من یک مقاله راجب SK-FX برای من فرستاد، در مورد آن تردید زیادی داشتم. بالاخره کنجکاوی من تشدید شد و تصمیم گرفتم زمانی را برای مطالعه ی دقیق آن اختصاص دهم. و بسیار خوشحالم که چنین کاری را انجام دادم. استراتژی SK-FX تقریباً تمام جنبه های نظری را شامل می شود، من در مقاله های قبلی درباره آنها صحبت کردم.

اولا، سازنده ی استراتژی تاکید می کند که دشمن اصلی معامله گران، عدم اطمینان به استراتژی معاملاتی می باشد، زیرا دقیقاً همین امر باعث می شود تا تریدرها تصمیمات غیر منطقی بگیرند و پول خود را از دست دهند. بنابراین، باید در تمام حرکات قیمت به دنبال دلیل بگردید. هر چیزی که، مطابق با منطق باشد، می تواند به عنوان یک الگو اسفاده شود و این الگوی را می توان در به شکل یک سیستم در آورد. اگر هیچ منطقی در حرکات قیمت نمی بینید، تا زمانی که آن را بیایید معاملات خود را متوقف کنید.  اصل بعدی، SK-FX این است که "بازار یک سیستم تماشایی" است.

یعنی، بازار توسط بازیگران بزرگ هدایت می شود، بنابراین، میتوان فعالیت های آنها را مشاهده کرد و منطق یا دلیل آنها را متوجه شد. ممکن است بازار برای شما گیج کننده و نامطمعن به نظر برسد اما وقتی فعالیت های بازیگران بزرگ را زیر نظر بگیرید و دلیل کارهای آنها را متوجه شوید، تمام حرکات بازار برای شما مفهوم پیدا خواهند کرد و تشخیص روند آینده آسانتر خواهد شد. SK-FX نشان می دهد که بازار یک سیستم خود تنظیم شده است و تنها یک متغیر در حال تغییر دارد - عرضه / تقاضا.

بازیگران بزرگ این متغییر را تحت تاثیر قرار می دهند، و بازار تغییر می کند و در نتیجه ی سیگنال های عدم تعادل بازار به ما داده می شود که اثر آن باعث می شود تیکر دوباره به سطح تعادل خود باز گردد. بازار همیشه در جهت حفظ سطح تعادل (یعنی تعادل عرضه و تقاضا) حرکت می کند. 

دیگر ایده ی مهمی که SK-FX بر اساس آن ساخته شده است، این است که فقط یک نمودار قیمتی واقعی در بازار وجود دارد، و آن نمودار ماهانه است. بقیه تایم فریم ها فقط جزعیات تایم فریم بالاتر از خود ا نشان می دهند.

یک اصل کلیدی دیگر SK-FX ، اصل گنجاندن مدل های فراکتالی (شکل قرارگیری امواج) در ویژگی های آن است. میتوان نتیجه گرفت که در طی برگشت یک روند اصلی، باید در تمام تایم فریم های کوچکتر نیز برگشت روند انجام شود. از آنجا که بازار همیشه تمایل به تعادل عرضه و تقاضا دارد، بنابراین هر سطحی را که الگوی موج در آن کامل شده باشد می توان سطح تعادل بازار دانست. این بدان معناست که سطوح حمایت و مقاومت را باید بر اساس عرضه و تقاضا در نظر گرفت نه سطوحی که قیمت قبلا به آن ها رسیده و بازگشت انجام داده است.

از آنجایی که هدف اصلی SK-FX ارائه ی سیگنال های دقیق و واضح است، در این استراتژی از تحلیل امواج و تایین سطوح حمایت و مقاومت به روش کلاسیک، استفاده نمی شود.

دقیت استراتژی SK-FX به دلیل استفاده از چندین تایم فریم، زیاد است. در این استراتژی یک ابزار مالی در 8-9 تایم فریم (از ماهانه تا یک دقیقه) تحلیل می شود. نویسنده ی استراتژی این روش را "دید همه جانبه" نامگذاری کرده است. از آنجایی که بعد از اضافه کردن خاصیت "خود مقیاس گذاری" به چارت، تحلیل های دیگر از بین می روند، نوسینده پیشنهاد می کند اندیکاتور های دیگر را در یک صفحه ی جداگانه باز کنید.

برای مثال، می توانید در زیر دید همه جانبه ی نمودار BTCUSD را از ماهانه تا 5 دقیقه ای مشاهده کنید:

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

 

مزایای دید همه جانبه:

1.می توانید در هر زمانی از وضعیت بازار به صورت دقیق آگاه شوید. گذشته نگر، به صورت مداوم در نمودار اختلال ایجاد نمی کند.

2. از آنجایی که خود مقیاس گذاری (self-scaling) در یک پنجره ی جداگانه نمایش داده می شود، فاصله ی زمانی بین حرکات قیمت و سیگنال اندیکاتور کاهش می یابد

3.سیگنال های برگشتی تایم فریم های بزرگتر به راحتی در تایم فریم های کوچکتر قابل مشاهده هستند

4.سیگنال های پیشرو را میتوان به راحتی پیدا کرد

5. قابلیت دیدن همبستگی در تایم فریم های مختلف

استراتژی SK-FX پیشنهاد می کند، پیشبینی های خود را براساس تحلیل دینامیک انجام دهید.

تجزیه و تحلیل دینامیک، ترکیبی از تجزیه و تحلیل کیفی (تجزیه و تحلیل منطق بازار) و کمی (تجزیه و تحلیل فرآیندهای فعلی) است. اندیکاتور های دینامیک از حساس ترین اندیکاتور ها تشکیل شده اند (یعنی اسیلاتور ها و اندیکاتورهای روند نما، میانگین های متحرک).

در حالت کلی، تحلیل SK-FX به این شکل است:

1. در تایم فریم های بزرگتر، لحظه ی برگشت یا اصلاح قیمت تایین می شود

2. در تایم فریم های کوچک تر، نقاط ورود و خروج مشخص می شوند

برای تشخیص روند یا برگشت قیمت، سازنده ی استراتژی توصیه می کند از اندیکاتور هایی که حداکثر همبستگی خطی با قیمت را دارند، استفاده کنید. برای اندیکاتور همبستگی خطی، میانگین های متحرک توصیه شده اند؛ برای اسیلاتورها، می توانید از انواع اندیکاتور مکدی (MACD) استفاده کنید. هدف اصلی این استراتژی، شناسایی عدم تعادل بازار نسبت به نقطه تعادل است. SK-FX تاکید دارد که بازار همیشه به سطح تعادل دینامیک گرایش دارد. در همین راستا، اولین کاری که یک تریدر در زمان ساختن برنامه ی معاملاتی خود باید انجام دهد این است که جهت درست بازار را پیدا کند، زیرا بازار در یک لحظه ی معین از نقطه ی تعادل منحرف می شود؛ و شناسایی نقطه ی تعادل نیز امری بسیار مهم است.

به عنوان مثال از نمودار ماهانه ی BTCUSD استفاده می کنم:

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

 

برای مشخص کردن سطح تعادل اصلی از تایم فریم ماهانه استفاده می کنیم، برای این کار از دو میانگین متحرک کمک میگیریم:

• میانگین متحرک (MA) کوتاه – با دوره ی 5

• میانگین متحرک (MA) بلند – با دوره ی 21

• باید بر روی قیمت بسته شدن تنظیم شوند

در حال حاضر میانگین متحرک بلند در سطح 5,453 دلار قرار دارد، بنابران، برنامه ی میان مدتی ما، پوزیشن های فروش با هدف 6,000 دلار می باشند(هدف باید با تغییر اندیکاتور در ماه آینده مشخص شود).

به همین ترتیب، انحراف قیمت از سطح تعادل توسط میانگین های متحرک کوتاه مدت و بلند مدت MACD مشخص می شوند. در نمودار بالا می توانید نمونه ای از این اندیکاتور را در پنجره دوم مشاهده کنید.

برای نشان دادن تجزیه و تحلیل دینامیک ، نمودار زیر را ارائه می دهم:

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

 

در نمودار روزانه که در سمت چپ قرار دارد، یک فاصله ی بزرگ بین میاگین های (MA) کوتاه مدت و بلند مدت مشاهده می کنیم، که نشان دهنده ی انحراف شدید بازار از سطح تعادل می باشد. مکدی کوتاه مدت در بالای بوردر پنجره قرار دارد، که یعنی در شرایط فعلی، اشباع خرید شدیدی در بازار وجود دارد و به زودی روند برگشت خواهد داشت. در نمودار 12 ساعته، همان شرایط قبلی را با جزعیات بیشتر مشاهده می کنیم، همچنین اختلاف شدیدی بین دو میانگین متحرک دیده می شود؛ و MACD در حال حاضر نشان دهنده واگرایی در آخرین سقف (high) می باشد. در نمودار 4 ساعته، شرایط شبیه نمودار 12 ساعته است. سیگنال های برگشتی در تایم فریم های پایین تر نشان داده شده اند که میتواند شرایط مناسبی برای پوزیشن فروش باشد.

برای انجام این کار باید به تایم فریم های پایین تر نگاه کنیم:

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

 

ماه مارس را مورد بررسی قرار می دهیم، قصد داریم نمودار ساعتی را تحلیل کنیم وضعیت را در 5 مارس بررسی کنیم. در اینجا واگرایی شدیدی (نمودار سمت چپ) را مشاهده می کنیم. یرای پیدا کردن یک نقطه ی ورود مناسب، میانگین های متحرک را در پنجره دوم قرار داده ایم. همگرایی مکدی کوتاه با میانگین متحرک در بوردر (مرز) بالایی پنجره، یک سقف قیمتی را نشان می دهد که باید با یک اصلاح همراه باشد. در نمودار 15 دقیقه ای، ما سیگنال مشابهی از MACD کوتاه را که با میانگین متحرک همگرا است، می بینیم، که یک نقطه ی ورود دقیق برای ما فراهم میکند.

در نتیجه ی این تحلیل، ما یک مومنتوم قدرتمند برگشتی را بدست می آوریم (در چارت پایین نمایش داده شده است):

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

 

نقطه ی خروج نیز با یک روش مشابه تعیین می شود:

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت اول)

 

صبر میکنیم تا مکدی به مرز پایینی پنجره در تایم روزانه برسد(نمودار سمت چپ). هدف ما بررسی واگرایی ها در تایم فریم های پایین ترمی باشد، و با وجود نقاط همگرایی میانگین های متحرک و MACD در نمودارهای دقیقه ، یک نقطه خروج مناسب با حداکثر سود (نمودارهای وسط و راست) را مشخص می کنیم.

در این مقاله، من یک نسخه بسیار ساده از استراتژی SK-FX را نشان دادم تا اصول کلی آن را بیان کنم. اگر این مقاله را دوست دارید و می خواهید در مورد این استراتژی شگفت انگیز بیشتر بدانید، لطفاً نظرات خود را برای ما ارسال کنید.

استراتژی واگرایی

بیاید باهم به مطالعه ی استراتژی SK-FX بپردازیم. در این مقاله درباره ی مفهوم جهش قیمت، واگرایی و همگرایی خواهیم آموخت.

در اینجا جهش های قیمتی، واگرایی و همگرایی را تعریف خواهیم کرد. من تمام خصوصیات، چگونگی استفاده و سیگنال های آنها را به طور کامل توضیح خواهم داد.

دوستان عزیز!

به دلیل استقبال اعضا از مقالات من درباره ی SK-FX ، تصمیم گرفتم قسمت دوم آن را منتشر کنم، در مقالات بعدی نیز بیشتر در مورد آن صحبت خواهیم کرد.

اول با مفهوم "جهش قیمت" شروع می کنیم.

فعالیت های بازیگران بزرگ بازار و فشار های روانی معامله گران، در اغلب اوقات باعث ایجاد جهش های قیمتی و بر هم ریختن تعادل عرضه و تقاضا در بازار می شوند.

پیشبینی ابن جهش ها و درک آنها به معامله گران کوتاه مدت یا بلند مدت کمک زیادی در تحلیل بازار و حرکات قدرتمند آن می کند. 

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

در نمودار بالا، چهار جهش قیمتی رخ داده است. و چهار انحراف (فاصله زیاد بین دو میانگین) بین میانگین های متحرک مشاهده می شود.

تمام جهش ها ویژگی های زیر را دارند:

  1. همیشه بعد از پرش های قیمتی، بازار سعی در جبران آن حرکت می کند و قیمت به نقطه ی قبل از پرش (نقطه ی تعادل) باز می گردد
  2. جهش های قیمتی در تایم فریم های بزرگتر، اهمیت بیشتری دارند.
  3. وقتی بازار به نقطه ی تعادل می رسد، جهش جدیدی به دنبال خواهد داشت. بازار نمی تواند برای مدت طولانی در نقطه ی تعادل باقی بماند.

به صورت کلی دونوع جهش در بازار وجود دارد: "جهش های خلاف روند" (جهش 1,2,3) و "جهش در جهت روند جدید" (جهش 4).

شاید این پرش ها شبیه به هم به نظر برسند اما از نظر فاندامنتالی با یکدیگر تفاوت دارند. "جهش های خلاف روند" همیشه نشانه ی ادامه ی روند می باشند؛ اما "جهش های در جهت روند" نشانه ی تشکیل یک روند جدید می باشند.

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

در نمودار بالا، می توانید مشاهده کنید که بین جهش های 1 و 2 در نمودار ساعتی (نمودار سمت چپ)، هیچ واگرایی قیمتی در داخل اندیکاتور وجود ندارد اما یک واگرایی نزولی بین جهش های 2 و 3 دیده می شود.

علاوه براین، حرکت روند گسترش یافته است و واگرایی نزولی 4-3 به وجود آمده است. همانطور که می دانید، جهش 4 آخرین حرکت روند صعودی می باشد و می تواند باعث برگشت قیمت و در نهایت تشکیل یک روند جدید شود.

برای فیلتر کردن چنین جهش هایی و تشخیص اینکه کدام یک می تواند باعث برگشت روند شود، باید تایم فریم بالاتر را بررسی کنیم. در مورد از تبم فریم H4 استفاده کردم.

در چارت بالا می بینید که، جهش های 1،2،3 باعث به وجود آمدن واگرایی در تایم فریم 4 ساعته نشده اند. فقط در آخرین جهش قیمتی، با توجه به همگرایی (همگرایی نزولی مخفی) ایجاد شده در تایم فریم بالاتر، سیگنال برگشت قیمت داده شده است. می بینیم که بعد از آخرین جهش، اسیلاتور MACD به نقطه ی های (اوج قیمتی) قبلی خود رسیده است، اگرچه چنین چیزی در نمودار دیده نمی شود.

بنابراین، جهش های برگشتی در جهت روند جدید، همیشه با یک همگرایی یا واگرایی (در داخل اسیلاتور) در تایم فریم فعلی یا تایم فریم بالاتر، همراه هستند.

از آنجایی که در استراتژی SK-FX اندیکاتور های روند نما و اسیلاتور ها با هم ترکیب می شوند، یادگیری و درک صحیح این ابزارها اهمیت زیادی دارد!

اغلب تریدر ها کم و بیش با روش کار کرد اندیکاتور های روند نما آشنا هستند، اما بسیاری از آنها هنوز در کار کردن با اسیلاتور ها مشکل دارند. یکی از مهم ترین کاربرد های اسیلاتورها، تشخیص واگرایی ها می باشد! من در این مورد یک مقاله ی کامل نوشته ام (در اینجا مشاهده کنید). پیشنهاد می کنم برای آشنایی بیشتر با اسیلاتور ها، حتما این مقاله را بخوانید.

امروز می خواهم چگونگی استفاده از استراتژی SK-FX و فیلتر کردن سیگنال های نادرست را برای شما شرح دهم. Sergey Kucher استفاده از اندیکاتورهای که بر اساس میانگین های متحرک طراحی شده اند را توصیه می کند مثل OsMA یا MACD. طراح این استراتژی یک سری نکات مهم را درباره ی واگرایی ها بیان کرده است.

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

  1.  سطح صفر را از ذهن خود بیرون کنید. این سطح همان سطحی است که اندیکاتور را از وسط نصف می کند(با فلش آبی نمایش داده شده است). ممکن است این سطح در هنگام تشخیص واگرایی ها، برای تحلیل گر مزاحمت ایجاد کند.
  2. قدرت واگرایی مخفی (هم سو با روند) و واگرایی داخل روند (واگرایی معمولی) باهم برابر است
  3. هرچه تایم فریم بالاتر باشد، واگرایی قوی تر است.
  4. آخرین واگرایی، قدرتمند تریت واگرایی می باشد

* همین شرایط برای همگرایی ها نیز صدق می کند. طبق تحلیل کلاسیک، همگرایی زمانی اتفاق می افتد که، قیمت به بیشترین یا کمترین حد خود در اندیکاتور می رسد.

 یک همگرایی یا واگرایی زمانی رخ می دهد که:

1. واگرایی خلاف روند: شکسته شدن سطح ایجاد شده توسط های (اوج قیمتی) قبلی در نمودار قیمت

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

2. واگرایی خلاف روند: شکسته شدن سطح ایجاد شده توسط های (اوج قیمتی) قبلی در نمودار قیمت

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

3.  همگرایی در جهت روند: شکسته شدن سطح ایجاد شده توسط لو (کف قیمتی) قبلی در نمودار قیمت

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

4. همگرایی در جهت روند: شکسته شدن سطح ایجاد شده توسط های (اوج قیمتی) قبلی در اندیکاتور

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

باید به این نکته توجه داشته یاشید که تشکیل شدن یک واگرایی به تنهایی نمیتواند سیگنال برگشت روند باشد، برای تایید سیگنال بهتر است در تایم فریم های پایین تر نیز از واگرایی تایید بگیرید.

برای افزایش حساسیت استراتژی SK-FX ، سازنده ی آن مفاهیم واگرایی (همگرایی) عمومی یا محلی را معرفی می کند. واگرایی عمومی به واگرایی گفته می شود که در لبه ی دو موج تشکیل می شود. واگرایی محلی به واگرایی گفته می شود که در لبه ی دو موج آخر اتفاق می افتد. بنابراین واگرایی محلی نشان دهنده ی تغییر در ساختار موج است.

سازنده ی استراتژی SK-FX وقت زیادی را برای مطالعه و بهبود سیگنال دهی واگرایی و همگرایی ها صرف کرده است.

با جمع بندی مطالعات وی، به این نتیجه می رسیم که به یکسری از سیگنال های ارائه شده توسط اسیلاتور باید بیشتر توجه شود:

  1. واگرایی (همگرایی) اندیکاتور، نسبت به حرکات قیمت
  2. بازتاب اندیکاتور از مرزهای پنجره. (indicator reflection from the window borders)
  3. جهش های اندیکاتور در جهت یا خلاف جهت روند
  4. سیگنال فاز (phase signal) در جهت یا خلاف جهت روند ("سیگنال فاز" را در بخش مربوطه توضیح خواهم داد)

این نکته بسیار مهم است که، واگرایی یا همگرایی به تنهایی یک سیگنال پیشرو محسوب می شود. یعنی سیگنال های آن نقاط برگشتی آینده را نشان می دهد و بنابراین نقاط برگشتی در سطوح مختلف را به شما نشان می دهد. به عنوان یک قانون کلی، مدت زمان بین مرحله ی سیگنال دهی و شروع شدن برگشت، 1 تا 3 میله طول می کشد.

 علاوه براین، معامله گران در هنگام پدیدار شدن واگرایی باید دقت زیادی داشته باشند، زیرا تا زمانی که واگرایی به طور کامل تشکیل نشده است، هر اتفاقی ممکن است برای آن بی افتد. ممکن است قیمت در طول واگرایی تغییر کند و الگوی واگرایی را بر هم بزند.

در عین حال، سیگنال یک واگرایی یا همگرایی کامل، هیچ وقت اشتباه نبوده است. با این حال، این سیگنال را می توان به اشتباه تفسیر کرد.

حال بیاید مثال های واگرایی عمومی و محلی را بررسی کنیم.

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

در سمت چپ نمودار، دو واگرایی در تایم فریم ساعتی دیده می شود. واگرایی 1 عمومی است، واگرایی 2 محلی می باشد. برای تایید واگرایی ها باید تایم فریم های بالاتر را بررسی کنیم. در سمت راست نمودار، مشاهده می کنیم که واگرایی 1 نامعتبر است، اما واگرایی 2 به صورت واضح دیده می شود. دیگر نشانه ی واگرایی محلی، محل قرار گرفتن آن در امواج می باشد.

 

LiteForex: SK-FX یک استراتژی دقیق (قسمت دوم)

 

همانطور که گفته شد، واگرایی محلی همیشه بین دو موج آخر در یک ترکیب موج قرار می گیرد.

هر کدام از این نشانه ها به صورت مستقل عمل می کنند اما ترکیب آنها، سیگنال برگشت روند را به صورت 100% تضمین میکند.

  1. جهش های قیمتی همیشه به نقطه ی تعادل باز می گردند
  2. جهش های در جهت روند جدید باید یک واگرایی را در تایم فریم فعلی یا تایم فریم بالاتر نشان دهند.
  3. واگرایی ها، سیگنال های پیشرو محسوب می شوند
  4. همه ی واگرایی ها با هم برابر هستند (مثلا قدرت برابر دارند)
  5. هر واگرایی یک سیگنال برگشتی محسوب می شود به شرطی که واگرایی مورد نظر در تایم فریم های پایین تر نیز دیده شود
  6. اعتبار واگرایی ها توسط تایم فریم سنجیده می شود، اول محل تشکیل شدن واگرایی بسیار مهم است، سپس باید آن را توسط تایم فریم های بالاتر تایید کنید.

تمام مطالب گفته شده در مورد واگرایی ها، برای همگرایی ها نیز صدق میکند.

در اینجا آموزش به پایان می رسد.

بزرگ ترین ریسک های موجود درفارکس وراه کم کردن انها

بزرگترین ریسک ها در بازار فارکس. ریسک های معاملاتی و راه های مدیریت آن. تنوع بخشی و روش های تکنیکال به حداقل رساندن ریسک در فارکس، پوشش ریسک. چگونگی توسعه ی یک سیستم مدیریت ریسک در فارکس.

ریسک اولین چیزی است که معامله گری که می خواهد معامله یا سرمایه گذاری کند باید به آن توجه نماید. ریسک از دست دادن سرمایه به دلیل شرایط خارج از اراده (مثلا به علت دستکاری در بازار توسط بازیگران بزرگ بازار، خطاهای تحلیل تکنیکال، و یا غفلت از یک عامل مهم در تحلیل فاندمنتال) همیشه وجود دارد و نمی توان به طور کامل از آن ها دوری جست، اما می شود آن را به حداقل رساند. در مقاله ی حاضر به چگونگی به حداقل رساندن و بهینه سازی ریسک های معاملاتی و روش ایجاد سبد سرمایه گذاری متعادل می پردازیم.

انواع ریسک معاملاتی و روش به حداقل رساندن ریسک سرمایه گذاری: راهنمایی کوتاه در خصوص مدیریت ریسک برای اشخاص مبتدی

در روز ۱۵ ژانویه ۲۰۱۵ بانک مرکزی سوییس به یکباره اعلام کرد که دیگر در مقایسه با ۳ سال پیش نسبت دارایی های فرانک به یورویی که در اختیار دارد را به وسیله ی نرخ ثابت تبدیل ارز معین نخواهد کرد. این موضوع یک شوک روانی به بازار وارد کرد  و در نتیجه ارزش فرانک در برابر دلار و یورو بیش از ۳۰ درصد افزایش یافت. از سویی دیگر، ارزش سهام در بازار سهام سوییس حدود ۱۰ درصد کاهش پیدا کرد و موجب شد که صادرکنندگان آسیب ببینند. همچنین، این اتفاق برای معامله گران یک فاجعه محسوب می شد، زیرا کسانی که معامله ی فروش فرانک باز کرده بودند (پوزیشن شرت) در چند ثانیه سپرده هایشان را از دست دادند. بروکر ها هم آسیب دیدند: چندین بروکر گزارش کردند که با مشکل گردش سرمایه مواجه شده اند.

در روز شنبه ۱۴ سپتامبر سال ۲۰۱۹ تاسیسات نفتی عربستان سعودی به وسیله ی چند پهباد مورد حمله قرار گرفت، اتفاقی که باعث تعلیق ۵۰ درصد از مجموع صادرات نفت عربستان که معادل ۵ درصد از مجموع نفت صادراتی در جهان است شد. ۲ روز بعد یعنی در روز دوشنبه شاخص معاملات آتی نفت برنت حدود ۱۹ الی ۲۰ درصد با سرعت افزایش پیدا کرد. صعود میان روزی که شاخص نفت پس از واقعه ی نامبرده تجربه کرد از زمان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ تا کنون بی سابقه بود. حمله به تاسیسات نفتی عربستان باعث شد معامله گرانی که از معاملات فروش (پوزیشن های شرت) خود قبل از تعطیلات آخر هفته خارج نشده بودند ضرر مالی زیادی کردند.

 

LiteForex: ریسک های معاملاتی فارکس: روش های بهینه سازی ریسک، معامله ی کم ریسک در فارکس

 

هر دو مثال مذکور ریسک های معاملاتی هستند. بله، ما نمی توانیم تمام ریسک ها را در بازار فارکس پیش بینی کنیم زیرا همیشه احتمال وقوع شرایط فورس ماژور وجود دارد، اما همیشه می توانیم ریسک ها را کاهش دهیم. البته، هرچقدر که ریسک ها بالاتر باشند سود احتمالی هم بالاتر خواهد رفت. به طور مثال، در خصوص افزایش سریع شاخص نفت که بالاتر به آن اشاره کردیم کسانی که در معاملاتشان بر روی صعود شاخص نفت حساب باز کرده بودند تنها در ۱ روز حدود ۲۰ درصد سود کردند.

در ادامه ی مطلب موارد ذیل را مطالعه خواهیم کرد:

عوامل ایجاد کننده ی ریسک عمده در معاملات فارکس و ویژگی هر یک از آن ها

راه های کاهش ریسک های معاملاتی و انواع متنوع سازی سبد سرمایه گذاری

در زیر به دو جنبه از به حداقل رساندن ریسک ها اشاره خواهم کرد و به سراغ اشتباهاتی که در استفاده از تحلیل تکنیکال می شود خواهم رفت. همچنین، اشاره ای به برخی خطاهایی که در معاملات فارکس و در تنظیم سبدهای سرمایه گذاری به طور کلی می شود خواهم داشت. موارد زیر صرفا نظر شخصی من است و پیشنهاد می کنم در بخش نظرات به بحث در خصوص آن ها بپردازیم:

چگونگی کاهش ریسک معاملاتی و نحوه ی پوشش سرمایه گذاری در برابر عوامل مختلف ایجاد کننده ی ریسک

تقسیم بندی های مختلفی از ریسک های معاملاتی وجود دارد و نمی توان به یک دسته بندی مشخص بسنده کرد. افزون بر این، نام های متفاوتی بر روی تقسیم بندی ها گذاشته می شود و این می تواند موجب سردرگمی گردد.

انواع ریسک در معاملات فارکس

  • ریسک معاملاتی یا ریسک بازار: ریسک ضرر مالی که دلیل آن یا عوامل تاثیر گذار بر روی جهت حرکتی قیمت است و یا خطاهایی که در تحلیل (پیش بینی) وضعیت بازار رخ می دهد
  • ریسک های تکنیکال: ریسک ضرر مالی که ناشی از مشکلات تکنیکال و یا وجود نقصان و قصور است. این نقصان می تواند از جانب پلتفرم معاملاتی، عمل نکردن دستورات معلق (اوردرها) و یا به دلیل حقه بازی بروکر (کارگزار) به وجود آید
  • ریسک های روانی (رفتاری): ریسک اتخاذ تصمیمات معاملاتی اشتباه که دلیل آن هیجانات معامله گر و یا وضعیت روانی اوست. منظور از هیجانات برخی حالات روانی مانند استرس، خستگی، ترس، و طمع نقش می باشد.

در این جا می خواهم به ریسک معاملاتی یا ریسک بازار بپردازم:

ریسک معاملاتی به معنی عدم قطعیتی و عدم اطمینانی است که در خصوص حرکات قیمتی شاخص در آینده می تواند وجود داشته باشد و دلیل این عدم اططمینان می تواند برخی عوامل بازاری با غیر بازاری باشد. اصولا زمانی که موقعیت معاملاتی باز داشته باشید با یک ریسک مواجه هستید و آن ریسک این است که در عمل مشخص شود حرکت احتمالی قیمت در آینده را به اشتباه شناسایی کرده بودید. اگر شاخص قیمت در جهت مخالف آنچه معامله گر از ابتدا پیش بینی کرده بود جلو برود معامله گر ضرر مالی خواهد کرد.

اگر پوزیشن معاملاتی هنوز باز نشده باشد ریسکی که وجود دارد پیش بینی اشتباه جهت حرکتی قیمت در آینده و یا معکوس شدن آن خواهد بود. در اینجا باید اشاره داشته باشم که تعریف یکسانی از مفهوم ''روند'' وجود ندارد و معامله گران آن را به شکل های متفاوتی ممکن است درک کنند. هر معامله گر برای خود محدوده ای که حاضر است در آن با معکوس شدن حرکت قیمت ریسک کند را معین می کند (Amplitude - Price Reversal) و در واقع برای خودش حد ریسک (Risk Limit) تعیین می کند، البته این موضوع به میزان سپرده گذاری معامله گر بستگی خواهد داشت. به بیانی دیگر، یک معامله گر ممکن است با کاهش ۱۰۰ واحدی یک شاخص مشکلی نداشته باشد و دیگری حتی کاهش ۲۰ امتیازی را هم نتواند تحمل کند. باز هم تکرار می کنیم که هر معامله گری حد ریسک خود را خود تعیین می کند. حال زمان آن رسیده که ریسک های معاملاتی را از لحاظ ماهوی مورد بررسی قرار دهیم.

ریسک های معاملاتی از کجا می آیند؟

  • خطاهای موجود در تحلیل و پیش بینی بازار: هر گونه آمار راجع به وضعیت اقتصادی، انتشار جزییات نشست بانک مرکزی آمریکا، نشست سایر بانک های مرکزی و … هر کدام تاثیرات خود را دارند. پرسش اساسی ای که می توان مطرح کرد این است که آیا سرمایه گذاران به درستی اهمیت هر یک از این اخبار را تحلیل کرده اند؟ آیا پیش بینی هایی که توسط اکثریت انجام شده به حقیقت پیوسته است؟ معامله گران باید همه ی این موارد را تحت نظر داشته باشند. در این حین اشتباهاتی نیز ممکن است رخ دهد و به همین دلیل اگر اتفاق مهمی را معامله گر از قلم بیندازد و یا اشتباه تحلیل کند نهایتا منجر به یک پیش بینی اشتباه خواهد شد.
  • فورس ماژور: که می تواند به اشکال مختلفی اتفاق افتد: تصمیمات سیاسی غیرمنتظره، فجایع به وجود آمده به دست انسان، حملات تروریستی، اکتشاف منابع معدنی یا طبیعی جدید، ورود یک ابزار مالی جدید به بازار، ورشکستگی ناگهانی یک نهاد خاص و غیره. فورس ماژور می تواند تاثیرات فوری و بلند مدت داشته باشد. مثال تاثیرات بلند مدت ''حباب اقتصادی دات کام'' و بحران وام در آمریکا است که به بقیه ی نقاط دنیا هم سرایت کرد. البته این وسط کسانی هم هستند که از این بحران ها سود می برند. در این خصوص پیشنهاد می کنم فیلم The Big Short که در آمریکا ساخته شده را ببینید زیرا خیلی خوب در آن توضیح داده شده که چگونه می توان از وضعیت بحرانی سود کسب کرد.
  • عوامل انسانی: تفسیر اشتباه الگوهای معاملاتی به دلیل خستگی، عدم توجه، استرس و غیره.

دسته بندی دیگری در خصوص ریسک های معاملاتی وجود دارد که ریسک های معاملاتی را به خطاهای مربوط به پیش بینی در تحلیل تکنیکال، تحلیل فاندمنتال، و عوامل انسانی مرتبط می داند. در قسمت بالا در بخش فورس ماژور عوامل فاندمنتال را توضیح دادم و حال می خواهم بیشتر به خطاهایی که در تحلیل تکنیکال به وجود می آید بپردازم.

1. نوسانات بالا در زمان ورود به معامله: هر چقدر نوسانات بالاتر باشند یعنی مقیاس حرکت قیمت بیشتر است و بنابراین بیشتر و سریعتر می توان از آن سود کسب کرد. آنچه که در اینجا ریسک به وجود می آورد تحلیل این نوسان است زیرا اگر قیمت بر خلاف تحلیل هایتان جلو رود ممکن است بیش از آنکه سود کسب کنید متضرر شوید. داده هایی که اندیکاتور ها به دست می دهند و همچنین ماشین حساب های اندازه گیری کننده ی نوسان حالت نسبی دارند. 

 پیشنهادم این است که نوسانات را به طور بصری و چشمی شناسایی کنید. دامنه ی قیمتی در این حالت فاصله ی میان نقاط حداکثری فراکتال شاخص که در مقابل هم قرار دارند می باشد.

2. استراتژی معاملاتی سطوح افقی: این استراتژی روشی کاملا شخصی است. معامله گر در این روش وارد معامله شده و انتظار دارد که یا سطحی مشخص شکسته شود و یا با وقوع بازگشت قیمتی (ریباند) از آن سود کسب کند. برخی معامله گران از سطوح حمایت یا مقاومت برای تنظیم حدضرر (استاپ لاس) استفاده می کنند. حوزه ای در اطراف سطوح فراکتال در تایم فریم های کوتاه مدت وجود دارد که به آن ''حوزه ی تلاطم'' می گویند و در آن قیمت در دامنه ای باریک در جهت های متفاوتی حرکت می کند. در این حوزه تلاش برای پیش بینی حرکات قیمتی چندان فایده مند نخواهد بود.

پیشنهاد: از سطوح افقی تنها به عنوان نوعی ارجاع در معاملات خود استفاده کنید. فراتر از این سطوح وارد معامله شوید و استاپ لاس را در سطوح حمایت یا مقاومت قرار ندهید زیرا این سطوح توسط معامله گران بزرگ استفاده می شود (این افراد تعیین کننده ی حرکات شاخص در بازار هستند و در آینده در خصوص آن ها مطالبی را خواهم نوشت). اگر معامله پیش از این در جهت سطوح نامبرده وارد شده پیشنهاد می کنم که پیش از دستیابی قیمت به آن ها ازمعامله خارج شوید. در غیر این صورت، وقوع ریباند (بازگشت) با مقداری افت قیمتی ممکن است و این می تواند عملکرد مورد انتظار را بدتر کند.

در تحلیل خود باید به این سوالات پاسخ دهید: آیا وقوع شکست (بریک آوت) یا ریباند (بازگشت) از یک سطح حقیقی است (روند) و یا غیرواقعی (کارکشن). آیا ریسک کردن توجیه پذیر است؟

3. ورود به معامله در حوزه های ''بیش خرید'' (Overbought) یا ''بیش فروش'' (Oversold): این ریسک در خصوص باز کردن موقعیت در جایی است که روند در حال پایان یافتن است و جایی مصداق پیدا می کند که وقتی هنوز روند در جریان است اقدام به باز کردن معامله شود. در نقطه ی اوج رشد شاخص معامله گران بزرگ بازار از بازار خارج می شوند و محصول کار معامله گرانی که با هوشمندی کمتری عمل کرده اند را درو می کنند.

به نظر می رسد که استفاده از اندیکاتورهای RSI یا استوکستیک قابل توجیه باشد اما باید بدانیم که این اندیکاتورها نقش چندانی در به حداقل رساندن ریسک ندارند. این اندیکاتورها معمولا تاخیر دارند و با برخی مشکلات دیگر مواجه هستند. بنابراین، حتی زمانی که از آن ها برای تعیین حوزه های مختلف استفاده می کنید کماکان امکان وقوع خطا وجود دارد.

پیشنهاد: می توانید به روش زیر نشانه های به اشباع رسیدن روند را شناسایی کنید: نوسانات قیمتی را در سه بخش فراکتالی که در کنار هم هستند و در تایم فریم M1 مقایسه می کنید (به اشباع رسیدن روند در آن جا به وضوح مشاهده می شود). اگر دامنه محدود تر شود به این معنی است که روند در حال به اشباع رسیدن است.

ساده ترین و عاقلانه ترین توصیه این است که در ابتدای روند وارد معامله شوید و سعی نکنید از اکثریت تبعیت کنید. در خصوص سیگنال هایی که اندیکاتورها از خود بروز می دهند مراقب باشید. هیچ اندیکاتوری وجود ندارد که کامل و بی نقص باشد.

4.  ورود به معامله در جایی که روند مشخصی وجود ندارد: برخی موقعیت ها وجود دارند که در آن معامله گر یک کارکشن و یا یک نوسان داخلی قیمت را اشتباها یک روند می پندارد. این اتفاق معمولا در حرکت های افقی (بازه های ثبات) می افتد. فهمیدن این مسئله دشوار است، مخصوصا اگر معامله گر تجربه کافی در تشخیص پایان یافتن حرکت افقی شاخص نداشته باشد، مخصوصا اینکه این حرکت آغاز و پایان مشخصی ندارد.

پیشنهاد: باز هم پیشنهاد می کنم دامنه های قیمتی را درون حرکت های افقی شاخص (ثبات) مورد بررسی قرار دهید. اگر در تایم فریم کوتاه مدت حرکت قیمتی ای وجود دارد که دامنه اش به شدت متمایل به منحرف شدن از سطح میانگین است باید مراقب باشید. بلافاصله وارد معامله نشوید زیرا اولین نوسان قیمتی ای که به وجود می آید ممکن است یک حرکت اصلاحی (کارکشن) باشد. تایم فریم های مختلفی را مورد بررسی قرار دهید. تایم فریم های زمانی که سیگنال مخابره می کنند М1-М5 می باشد و تایم فریم های تایید کننده بازه های زمانی بلندمدت تر می باشد.

متاسفانه توصیه ی عمومی ای در خصوص چگونگی کاهش ریسک در این وضعیت نمی توان مطرح کرد. ریسک شناسایی اشتباه جهت روند و یا ریسک وارد شدن دیر به بازار در جایی که روند به درستی شناسایی شده همچنان وجود دارد.

5. پارامتر اشتباه در اندیکاتورها: پارامتر اشتباه در اندیکاتورها باعث ایجاد تفسیر غلط از سیگنال ها می شود.

پیشنهاد: پیش از شروع استفاده از یک اندیکاتور با پارامترهای تنظیم شده در یک اکانت واقعی (نه اکانت دمو)، از تست کننده هایی مانند MT4 strategy tester و FxBlue استفاده کنید.

6.استفاده از دستورات معلق: از دستورات معلق در استراتژی هایی استفاده می شود که در آن به هنگام شکست دامنه ی ثبات (بریک آوت در کانسالیدیشن) معامله گر وارد معامله می شود. دستورهای معلق در جهت های مخالف قرارداده می شود و در آن معامله گر امید دارد که یکی از این دستورات موثر واقع گردند. ریسک به این دلیل ایجاد می شود که دستورات معلق بیشتر به طور ''حسی'' تعیین می شوند تا بر اساس حرکات واقعی قیمت. میزان فاصله بر اساس درصدی از عدد میانگین حرکت قیمتی در محدوده ی ثبات (کانسالیدیشن) تعیین می گردد. این ریسک نیز وجود دارد که  قیمت از این حوزه خارج شود و به سطحی که برای آن دستور معلق قرار داده شده برخورد کند و سپس در جهتی مخالف به حرکت بپردازد.

پیشنهاد: برای کاهش ریسک از قرار دادن دستورات معلق خودداری کنید.

7.  افت شدید قیمت زمانی که موقعیت خرید باز شده است: مثال هایی وجود دارند که نشان می دهد قیمت تنها در چند دقیقه ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ واحد تغییر کرده است. به طور طبیعی تقریبا نمی توان واکنش نشان داد، تصمیم گرفت، و وارد معامله شد.

پیشنهاد: همیشه از استاپ لاس (حد ضرر) استفاده کنید.

8. بازیگران بزرگ بازار: یک معامله گر که به طور انفرادی به معامله می پردازد نقش مهره ی پیاده در بازی شطرنج را بر عهده داشته و صحنه گردان این بازی بازیگران بزرگ تر بازار هستند زیرا سرمایه ی عظیمی در اختیار دارند. آن ها می توانند به وسیله ی پیش بینی ها و تحلیل هایشان اطلاعات مورد نیاز را برای تزریق به رسانه ها، انجمن ها، و سایر منابع ایجاد کنند.

اما این تنها چیزی که بازیگران بزرگ در اختیار دارند نیست. آن ها همچنین می توانند ببینند که دستورات معلق خرید و فروش (استاپ لاس و غیره) در کجا متمرکز شده است. تجربه نشان می دهد که بیشتر معامله گران حد ضرر خود را در نقاط انتهایی داخلی قیمت، در جاهایی که اعداد گرد شده (اعداد روند) وجود دارد، و یا در سطوح حمایت و مقاومت قرار می دهند. بازیگران بزرگ بازار معمولا بر خلاف جهت بازار به حرکت می پردازند و قیمت را به سطوحی می رسانند که دستورات نامبرده در آنجا متمرکز شده اند تا علیرغم تمام پیش بینی ها کاری کنند که استاپ لاس هایی که قرار داده شده موثر واقع گردند.

به طور مثال: بازیگران بزرگ بازار می خواهند ارزی خاص را با قیمتی بهتر بفروشند و می بینند که چندین استاپ لاس بالاتر از سطح فعلی قیمت قرار داده شده (خط افقی سبز در اسکرینشات پایین) (=Ask Order). از سویی دیگر، دستورات معلق دیگری نیز در همان محدوده ی قیمتی می تواند وجود داشته باشد که نمی گذارد قیمت بالاتر رود (تعادل حجم ها).

 

LiteForex: ریسک های معاملاتی فارکس: روش های بهینه سازی ریسک، معامله ی کم ریسک در فارکس

 

قیمت به وسیله ی دستورات معلق کوچکی که قرار داده می شود به سطح مورد نیاز صعود می کند و سپس بازیگران بزرگ بازار به وسیله ی استاپ لاس ها ( Ask Order) حجم مورد نیاز خود را پر می کنند. با توجه به تعداد دستورات فروشی که در این رابطه قرار داده می شود قیمت تقریبا افزایش نخواهد یافت.

پیشنهاد: وارد جنگ شدن با بازیگران بزرگ بازار چندان توجیهی پذیر نیست پس باید حوزه هایی که از نظر باالقوه دستورات معلق در آنجا می توانند قرار گرفته باشند را شناسایی کرده و سعی بر دوری کردن از آن ها داشته باشید. این را نیز باید در نظر گرفت که اندیکاتورها نمی توانند اقدامات احتمالی بازیگران بزرگ بازار را نشان دهند. پس اینکه کمتر به اندیکاتورها اعتماد کنیم و بیشتر به سطوح قیمتی، الگوها، و اطلاعات مبادلاتی (=حجم معاملات، جدول دستورات معاملاتی…) توجه داشته باشیم توجیه پذیر است.

اگر با ریسک دیگری در تحلیل تکنیکال آشنا هستید می توانید آن را در بخش کامنت ها بنویسید. حال می خواهیم به سایر راه هایی که با آن ها می توان ریسک های معاملاتی را کاهش داد بپردازیم.

در خصوص کاهش ریسک وقوع پیش بینی های اشتباهی که بر اساس تحلیل بنیادین (فاندمنتال) انجام می شوند می توان چند توصیه را مطرح کرد:

  • به چیزهایی که در رسانه ها مطرح می شود را چشم بسته اعتماد نکنید و در خصوص تحلیل های تخصصی ای که انجام می شود بسیار مراقب باشید. همواره به ''آمار ها و داده های رسمی'' ای که در رسانه ها و منابع رسمی منتشر می شود ارجاع دهید.
  • از ابزارهای تحلیل جانبی مانند تقویم های اقتصادی و استاک اسکرینر ها (Stock Screeners) استفاده کنید
  • وضعیت فعلی داده های اقتصادی را به پیش بینی های قبلی تحلیلگران و با گزارش های قبلی ای که در خصوص آن داده ها منتشر شده مقایسه کنید.

و در آخر در همه لحظات آماده ی واکنش نشان دادن به شرایط فورس ماژور باشید.

استراتژی Hedging یا قفل کردن پوزیشن ها به عنوان نوعی بیمه در برابر ریسک

در این استراتژی وارد دو معامله ی متضاد می شوید. فرض کنید معامله گر یک معامله ی خرید (پوزیشن لانگ) باز می کند اما قیمت نزولی می شود. اگر معامله گر در عین حال یک معامله ی فروش با حجمی مشابه باز کرده باشد، ضرری که معامله ی اول به همراه می آورد به وسیله ی سود حاصل شده از معامله ی دوم جبران می گردد.

مزایای این روش:

  • اگر پوزیشن های متضاد را به درستی و از نظر زمانی به طور دقیق باز و بسته کنید حتی می توانید از این روش سود کسب کنید. حتی می توان نوعی استراتژی بر اساس شبکه ای از دستورهای معاملاتی معلق ایجاد کرد.
  • این روش امکان مدیریت ضرر شناور را به طوری که بالانس حساب و یا آمار معاملاتی معامله گر تاثیر منفی نبیند فراهم می آورد

اگرچه، روش قفل کردن پوزیشن ها یک نقص عمده نیز دارد. در صورت باز شدن اشتباه معامله ی اصلی اول و معامله ی متضاد دوم احتمال اینکه معامله گر از هر دو معامله و به دلیل اسپرد ضرر کند بالاتر می رود. به همین دلیل، این استراتژی (مثل تئوری احتمالات مارتینگل) برای معامله گران مبتدی مضمن ریسکی بالا است اما معامله گران پیشرفته می توانند از آن استفاده کنند.

می توان در خصوص این استراتژی مطالب دیگری نوشت و قواعد آن را با جزییات بیشتری مورد بررسی قرار داد، اگر مایل به وقوع چنین اتفاقی هستید لطفا در بخش کامنت ها یادداشت کنید. 

چگونگی کاهش ریسک و توصیه هایی کلی برای شکل دهی به سبد سرمایه گذاری

1.متنوع سازی: این بهترین توصیه ی ممکن در خصوص حفاظت از سرمایه گذاری ها در برابر ریسک های معاملاتی است. متنوع سازی سرمایه گذاری هنری است که باید با مهارت انجام شده و به طور مداوم بازتنظیم شود.

اقسام متنوع سازی:

  • متنوع سازی بر اساس نوع سرمایه: این نوع متداول ترین روش متنوع سازی است. می توانید نه تنها در خصوص جفت های ارزی یا سهام های مختلف، بلکه در رابطه با اکانت های سپرده گذاری، فلزات گرانبها، ارزها دیجیتال، اموال غیرمنقول و … هم این روش را به کار بگیرید.
  • متنوع سازی بر اساس سطح ریسک: سرمایه هایی وجود دارند که در صورت وقوع شرایط فورس ماژور قیمتشان افزایش می یابد (مثل طلا). از سویی، برخی سرمایه ها نیز حتی در صورت وجود نوسانات شدید قیمتی در بازار قیمتشان به سختی یا خیلی کم تغییر می کند. برخی از سرمایه ها نوسان روزانه شان ۵ درصد است. سرمایه گذاری بر روی دارایی های مختلف با سطوح مختلف نوسان، ریسک، و در نتیجه سود دهی نوعی روش متنوع سازی ریسک می باشد. پیشنهاد می کنم مطلبی که در خصوص سرمایه های دارای ریسک پذیری پایین نوشته بودم را بخوانید.
  • متنوع سازی نهادی: این به معنی کار کردن با نهاد های مختلف در رابطه با معامله است: کارگزاران (بروکر) مختلف، نهاد های مبادلاتی (اکسچنج ها)، موسسات مدیریت سرمایه و غیره. اگر در صورت وقوع شرایط فورس ماژور (همانند مثالی که در خصوص فرانک سوییس دیدیم) یکی از طرفین ورشکسته شود می توانیم حداقل بقیه پول را از شخص دوم بگیریم.
  • متنوع سازی عملی: به معنی توزیع سرمایه ها میان استراتژی های معاملاتی با سطوح مختلف ریسک می باشد، به طور مثال: استفاده از تئوری احتمالات مارتینگل و یا روش های محتاطانه معامله، اسکالپینگ و استراتژی های بلند مدت، معاملات دستی و معاملات الگوریتمی
  • متنوع سازی آماری: این نوع متنوع سازی در خصوص همبستگی های مثبت و منفی مصداق می یابد. به طور مثال، شاخص قیمتی قرارداد های آتی ذرت و گندم اغلب موارد هم جهت هستند و از سویی دیگر حرکت قیمتی شاخص های دلار و طلا مخالف هم اند. ایجاد سبد سرمایه گذاری که در آن سرمایه ها با هم همبستگی منفی دارند سودزایی کمتری دارد، اما کماکان امن تر است زیرا با کاهش قیمتی یک سرمایه شاخص سرمایه ی دیگر افزایش پیدا می کند و این اتفاق باعث جبران شدن ضرر می گردد.

گستره ی استراتژی متنوع سازی ریسک را ایده پردازی معامله گر و توانایی او در تحلیل بازار و همچنین میزان ریسک پذیری او تعیین می کنند. هر چقدر ریسک بالاتر رود سود احتمالی نیز افزایش پیدا می کند و به همین دلیل است که ریسک های معاملاتی و ریسک های روانی به نوعی در هم تنیده هستند.

2. پوشش تکنیکال ریسک های معاملاتی:

استاپ لاس (حد ضرر) تعیین کنید: در اینجا می خواهم حالتی را بیان کنم که در آن رانندگان به برخی دلایل از قانون بستن کمربند خودداری می کنند. سخت است بگوییم چرا برخی افراد اقدامات حفاظتی انجام نمی دهند. اما با قرار دادن استاپ لاس می توان از آسیب هایی که وجود گپ قیمتی به دلیل شرایط فورس ماژور به وجود می آورد خودداری کرد. در صورتی که معامله گر نتواند به دلیل نوسانات بازار در زمانی مناسب واکنش دهد، استاپ لاس حد اقل بخشی از سپرده را حفظ می کند.

تمامی معاملات خود را برای تعطیلات آخر هفته (روز های شنبه و یکشنبه) ببندید: گاهی اوقات شرایط بازار تنها در ۱ ساعت می تواند دستخوش تغییراتی اساسی شود. فرض کنیم مثلا معامله گر ۲۴ ساعته در حال معامله کردن است و در روزهای عادی هفته می تواند به شرایط فورس ماژور واکنش نشان دهد. اما در تعطیلات آخر هفته و زمانی که بازار بسته است اتفاقات غیرمنتظره ای ممکن است رخ دهد. یک مثال در این خصوص حملات اخیر به تاسیسات نفتی عربستان سعودی است. شرایط وقتی بد می شود که با باز شدن بازار در روز دوشنبه یک شاخص معاملاتی خاص با یک فاصله قیمتی (گپ قیمتی) چشمگیر شروع به فعالیت کند.  

استفاده ی معقول از اهرم معاملاتی (لوریج): اگر از لوریج بالا استفاده کنید، حتی فورس ماژوری که از درجه ی اهمیتش چندان بالا نیست هم می تواند پوزیشن های معاملاتی شما را ببندد.

محاسبه ی میزان لات بر اساس حجم سپرده: سطح ریسک مبادله ی مالی و سپرده و سایر عوامل. در این خصوص این مطلب را مطالعه کنید.

نتیجه گیری: آیا همه ی ریسک های معاملاتی فارکس باید به حداقل برسند؟ اینطور فکر نمی کنم. کسانی که می خواهند تمام عوامل ایجاد کننده ی ریسک در فارکس را حذف کرده و یا به حداقل برسانند بهتر است اصلا وارد معاملات فارکس نشوند و سرمایه ی خود را در بانک سپرده گذاری کنند. ریسک باید به وسیله ی تحلیل فرصت ها و همچنین توانایی معامله گر در تحمل ضرر بهینه سازی شود. باید قبل از اینکه به شکل واقعی معامله کنید اول یک استراتژی مدیریت ریسک ایجاد کرده و پس از ورود به معامله قواعد مدیریت پولی را رعایت کنید. این تنها خود شما هستید که باید سیستم مدیریت ریسک خود را ایجاد کنید زیرا هیچ توصیه ی کلی ای که مناسب همه ی سرمایه گذاران باشد را نمی توان پیشنهاد داد.  

استراتژی معاملاتی  ساده

ایجاد استراتژی معاملاتی بر اساس عامل زمانی 

بخش زیادی از عملیات های موجود در بازار مبادلات ارزی فارکس بر روی دلار آمریکا انجام می شود. موسسه ی BIS تخمین زده که حجم معاملاتی که دلار بخشی از آن ها را تشکیل می دهد معادل ۸۵ الی ۸۷ درصد گردش مالی روزانه در بازار فارکس است. عوامل زیادی وجود دارند که شاخص ارزهای شامل دلار را تعیین می کنند. یکی از این عوامل انتشار آمارهای اقتصاد کلان است. آمارهای اقتصادی آمریکا در حین بازه ی معاملاتی فارکس در این کشور (بین ساعت ۱۲ تا ۲ ظهر گرینویچ) منتشر می شود.   بر اساس گزارش های حائز اهمیتی که منتشر می شود معامله گران بزرگ بازار در طی بازه ی زمانی مذکور جهت حرکتی جفت هایی مانند یورو-دلار، دلار-ین، پوند-دلار، دلار آمریکا-دلار کانادا، دلار استرالیا-دلار آمریکا، و برخی ارزهای دیگر را مشخص می کنند. با داشتن این اطلاعات می توانیم استراتژی معاملاتی خود را توسعه دهیم. 

استراتژی معاملاتی سگ بزرگ بر اساس کانال های معاملاتی شکل می گیرد. اولین خط توسط قیمت باز شده در کندلی ایجاد می شود که شکل گیری اش از ساعت ۱۲ ظهر (گرینویچ - GTM) آغاز شده است. دومین خط توسط قیمت بسته شده ی کندل که ۲ ساعت بعد یعنی ساعت ۲ ظهر گرینویچ قابل مشاهده است ایجاد می گردد. نقاط انتهایی (نقاط اکسترمم) این بازه ی زمانی نیز در چارت کشیده می شود. بر روی این استراتژی نام اسکالپینگ نیز می توان گذاشت. تایم فریم مورد استفاده در اینجا ۱۵ دقیقه است و همنطور که می بینیم محدوده ای که کشیده ایم از ۹ خط تشکیل شده است

سود بزرگ در نمودار جفت دلار استرالیا-دلار آمریکا 

 

LiteForex: سگ بزرگ - استراتژی قدرتمند در بازار فارکس

   

 

سود بزرگ، استراتژی معاملاتی ایجاد شده توسط وقوع شکست (بریک آوت) 

طراحان این استراتژی معاملاتی معتقدند که هرچقدر یک بازه ی معاملاتی محدودتر و باریک تر باشد شانس اینکه استراتژی با سود آوری همراه باشد بیشتر است. اگر این دامنه از ۵۰ واحد فراتر رود احتمال کسب موفقیت کمتر از حالتی است که این دامنه ۱۰ تا ۴۵ واحد باشد. از نظر من بیشتر چیزها به این بستگی دارد که نوسانات ابزارهای مالی فارکس چقدر باشد. در اواخر دهه ی اول قرن ۲۱ این نوسانات به نقاط کف تاریخی خود کاهش پیدا کرد و بنابراین دامنه ی ۲۵ واحدی (یا بیشتری) که به وجود آمده می تواند خطرناک باشد. اگر میزان نوسانات افزایش پیدا کند دامنه ی مذکور نیز می تواند گسترده تر شود. 

دستورات معاملاتی معلق توقف خرید (BUY STOP) و توقف فروش (SELL STOP) در سطوح حداکثری و حداقلی دامنه ی قیمتی مذکور قرار داده می شوند. به محض باز شدن پوزیشن معاملاتی دستور معلق (Pending) را باید در نقطه ی مقابل در محدوده ی قیمتی قرار داد. در مثال جفت دلار استرالیا-دلار آمریکا دامنه ی قیمتی ما ۱۳ واحدی است. بار دیگر باید بگوییم، استراتژی فعلی ای که بررسی می کنیم یک استراتژی اسکالپینگ است پس عمل کردن به اصل معاملاتی ''خریدن و نگه داشتن'' چندان در اینجا مناسب نیست. باید سودی که بازار برایمان فراهم آورده را با فاکتور سود ۲ به ۱ برداریم. همانطور که در مثال مشاهده می کنیم دلار استرالیا در برابر دلار آمریکا از سطح ۰.۶۷۵ به سطح ۰.۶۷۷۶ رشد داشته و به معامله گر اجازه داده که ۲۶ واحد سود کسب کند. 

استراتژی معاملاتی سگ بزرگ در چارت جفت دلار استرالیا-دلار آمریکا 

 

LiteForex: سگ بزرگ - استراتژی قدرتمند در بازار فارکس

    

 

همانند سایر استراتژی های شکست، در اینجا نیز ممکن است شکست یا بریک آوت کاذب به وجود بیاید. از نظر من این اتفاق حتی می تواند نشانه ی یک سیگنال بزرگتر باشد. بیایید یکی از مبانی اصلی تحلیل کندل استیک را به یاد بیاوریم: اگر شاخص بازار در جهت مورد انتظار به حرکت نپردازد به احتمال زیاد در جهت مخالف حرکت می کند. این همان اتفاقی است که برای جفت دلار آمریکا-دلار کانادا افتاده است. معامله گر بر اساس قواعد استراتژی یک کانال زمانی ایجاد کرده اما پس از وقوع بریک آوت از پایین یکی از الگوهای معروف تحلیل حجم اسپرد (VSA) یعنی آپتراست در تایم فریم ۱۵ دقیقه ای ایجاد شده است. آنچه اتفاق افتاده این است که شاخص جفت نزولی شده و یک دستور استاپ لاس عملیاتی شده است اما هنوز این امکان وجود داشته که از شرایط به وجود آمده نهایت استفاده انجام گیرد. 

استراتژی سود بزرگ در چارت جفت دلار آمریکا-دلار کانادا

 

LiteForex: سگ بزرگ - استراتژی قدرتمند در بازار فارکس

    

 

در صورتی که یک پوزیشن از رو به رو و به طور مخالف باز می شد می توانست تصمیم عاقلانه ای باشد: پوزیشن فروش دلار آمریکا در برابر دلار کانادا و با اوردری که در سطح ۱۶ واحد قرار داده می شود. با در نظر گرفتن فاکتور سود ۲ به ۱ نه تنها این امکان وجود داشت که ضررهای قبلی جبران شود بلکه ممکن بود از نزولی شدن جفت دلار آمریکا-دلار کانادا سود کسب گردد.

استراتژی سود بزرگ در جفت دلار آمریکا-دلار کانادا 

 

LiteForex: سگ بزرگ - استراتژی قدرتمند در بازار فارکس

 

اصولا استراتژی سود بزرگ یک استراتژی بدون اندیکاتور است، اما در عین حال می توان از MACD، استوکستیک، و یا RSI نیز استفاده کرد. آنچه اهمیت دارد نتیجه ی نهایی است. 

اکسپرت چیست

اکسپرت چیست

 

اکسپرت در لغت به معنی متخصص و ماهر بکار میرود و در بورس به نرم افزاری

اطلاق میشود که بر اساس برنامه ای که به آن داده شده  معاملات را مدیدریت

یا اقدام به گرفتن پوزیشن می کند

 

 *************   انواع اکسپـــــرت   *************

 

اکسپرت ها از لحاظ نوع عملکرد به دو دسته کاربردی ( نیمه اتوماتیک ) و

هوشمند ( تمام اتوماتیک )تقسیم میگردند

-------------------------------------------------------------------------------

 

اکسپرت کاربردی ( نیمه اتوماتیک )

به اکسپرتی اطلاق میشود که کمک یار معامله گر بوده و تریدر بوسیله آن

پوزیشنهای خود را مدیریت میکند . این نوع اکسپرت  زمانهایی که کاربر بخواهد

شروع به فعالیت میکند و بعد از اتمام کار متوقف میگردد .

مهمترین حسن این نوع اکسپرتها تسریع در انجام معاملات و مدیریت تمام یا

بخشی از پوزیشنها می باشد و نیاز نشستن تریدر پای چارت را برطرف میکنند .

 

بعنوان مثال : تریدر پوزیشنی را بر اساس سیستم دستی خود میگیرد و میخواهد

به محض رسیدن پوزیشن به 30 پیپ سود استاپ پوزیشن را به نقطه ورود منتقل کند

در این حالت تریدر مجبور است پای چارت بنشیند و بازار را رصد کند

اما به کمک یک اکسپرت کاربردی میتواند با خیال آسوده به کارهای دیگر

پرداخته و این کار را به اکسپرت واگذارد.

اکسپرتهای کاربردی ، دستیار تریدر در بهینه تر شدن سیستم های دستی وی میباشند.

 

برای دریافت اکسپرتهای کاربردی به این پست مراجعه کنید

 -------------------------------------------------------------------------------

اکسپرت هوشمند ( تمام اتوماتیک )

به اکسپرتی گفته میشود که بصورت خودکار و بر اساس سیستمی که

کاربر تعریف کرده و  در کدنویسی آن منظور گردیده  بصورت شبانه روز در ساعات

کار بازار اقدام به گرفتن پوزیشن و مدیریت آنها میکند .

در این نوع اکسپرت کاربر در ابتداء ورودیهای اکسپرت را تنظیم و بر روی

چارت مورد نظر فعال میکند و دیگر هیچگونه دخالتی در کار اکسپرت نخواهد داشت

و  کلیه معاملات  وتصمیمات و مدیریت پوزیشنها رابه عهده اکسپرت میگذارد .

 

برای دریافت اکسپرتهای هوشمند به این پست مراجعه کنید

 

 *************   تقسیم بندی اکسپرت های هوشمند   *************

 

اکسپرت های هوشمند بر اساس نوع سیستم معاملاتی

به  هفت  گــــــروه اصلی تقسیم میگردند:

 

 

1-     اکسپرت اندیکاتوری                        Indicator Expert  

2-     اکسپرت الگویی                            Pattern Expert

3-     اکسپرت کندل استیک         Candlestick Expert

4-     اکسپرت ریاضی         Mathematical Expert

5-     اکسپرت مارتینگلی      Martingale Expert

      6-     اکسپرت خبری             News Expert

      7-     اکسپرت اسکالپ    Scalp Expert

 

 

مقاومت وحمایت در ترید روند

مقاومت و استراتژی روند

 

 

مفاهیم پشتیبانی و مقاومت  استحکام تحلیل تکنیکال را نشان می‌دهد. آنها بدون شک دو تا از مهم‌ترین موضوعات تحلیل فنی هستند، و هر معامله‌گر جدی باید بداند چگونه آنها را به درستی شناسایی و استفاده کند. این اصطلاح به سطح قیمت روی نمودارهایی اشاره می‌کند که مانند مانع عمل می‌کنند و از فشار قیمت یک دارایی در جهت یک مسیر معین طبق یک نقطه خاص ممانعت می‌کنند.

راه‌های بسیار مختلفی برای تعیین سطح پشتیبانی و مقاومت مثل استفاده از حرکت قیمت جدید وجود دارد، فرمول پیوت پوینت و خطوط  فیبوناچی. این مقاله روی حرکت قیمت تاکید دارد.

در شکل ساده‌ شده‌اش، پشتیبانی و مقاومت افقی چیزی شبیه این می‌شود:

 

 

این یک الگوی زیگزاگی حرکت رو به بالای بازار است.  وقتی بازار بالا می‌رود و بعد دوباره پایین می‌آید، به بالاترین نقطه‌ای که می‌رسد قبل از اینکه دوباره پایین بیاید، آن نقطه را مقاومت می‌نامند (خط آبی)، در حالیکه  وقتی به پایین‌ترین نقطه می‌رسد قبل از اینکه بازار بالا برود، این نقطه پشتیبانی نامیده می‌شود (خط سبز). اگر بازار محدود به خطوط مقاومت و پشتیبانی باشد، گفته می‌شود در کانال قرار دارد، و در نمودار بالا سه تا از آنها وجود دارد. در هر کانال، هر چه بازار مجددا تست یا هر سطح پشتیبانی یا مقاومت را تایید کند، هر سطح مقاوم‌تر می‌شود. در نمودار بالا، حداقل دو تست دوباره در هر سطح با اولین و دومین سطح مقاومتی که در نهایت روی تلاش سوم نفوذ می‌کنند، وجود دارد. وقتی بازار مقاومت اولین و دومین کانال را می‌شکند، مقاومت قبلی پشتیبان می‌شوند و به عنوان مانع جدید برای برگرداندن بازار عمل می‌کند.

در عین حال گاهی بازار الگوهایی شبیه مورد بالا شکل می‌دهد، می‌توان فهمید که بازارها همیشه پویا و نوسان دارند. آنها در هر روز جدید و در هر بازه زمانی جدید متفاوت ظاهر می‌شوند، و بنابراین این سطوح پشتبانی و مقاومت را شناسایی می‌کنند که دقیق و آسان نیستند. فیلسوف یونانی تغییر، هراکلیتوس گفته است که شما نمی‌توانید به یک رود دوبار بروید، و بازار یک مثال عالی از این است، و به نظر می‌رسد هر چیزی در حرکت زیاد، حتی زمان زیاد قرار می‌گیرد، چون آنها در یک آینده احتمالی با قیمت فعلی سقوط می‌کنند. تغییر، افت و خیز، تشکیل امواج زیگزاگی در بازار وجود دارد، و اگر با دقت کافی نگاه کنیم، برخی ساختارها را می‌توانیم ببینیم وقتی مقاومت و پشتیبانی شکل می‌گیرند تا حرکت را در بگیرند، اما با گذشت زمان آنها هم از بین می‌روند و بی‌اعتبار می‌شوند.

این مقاله به دنبال کمک به خواننده در شناسایی و ترسیم این سطوح مقاومت و پشتیبانی است چون آنها خیلی زود شکل می‌گیرند، بنابراین شما می‌توانید از آنها سود ببرید قبل از اینکه آنها بی‌ربط شوند.

پشتیبانی چیست، چگونه ترسیم می‌شود، و چگونه می‌توان از آن سود برد؟

پشتیبانی، پشتیبانی نامیده شده است چون خطی است که معامله‌گران انتظار دارند قیمت را پشتیبانی کند، و خطی که معامله‌گران اجازه نمی‌دهند قیمت کمتر از آن بشود. سطح قیمتی است که فشار خرید خیلی قوی است که به عنوان کف عمل می‌کند، و مانع می‌شود قیمت یک دارایی پایین برود.

پشتیبانی با استفاده از ابزار هدف خط افقی در متاتریدر4 ترسیم می‌شود و می‌تواند این خط افقی را در راستای دامنه پایین معاملات، محصور در موانع پایین‌تر یا ترکیبی از این دو، قرار دهد. مطمئن شوید خطوط افقی‌تان به این پایین‌ها برسد و بیشتر از یک بار محصور شود. هر چه بیشتر به این نقاط پایینی برسد، پشتیبانی قوی‌تر می‌شود.

نمونه GBPUSD از بازه زمانی H4:

 

 

نمودار بالا نشان می‌دهد چگونه نقاط پایینی چند بار تست شده می‌تواند مانند پشتیبانی عمل کند. در اولین کانال، بازار به سطح 1.6105 از چهار موقعیت جدا می‌رسد، هر دفعه قدرت پشتیبانی را تایید می‌کند تا زمانی که در نهایت، مجبور به شکست طبق مقاومت نسبتا ضعیف‌تری می‌شود که و فقط روی دو تماس شکل می‌گیرد. کانال دوم به نظر ابتدا قبلا دیده شده است.بازار به سطح پشتیبانی 1.6285 روی پنج موقعیت جدا می‌رسد، هر دفعه قدرت پشتیبانی را تایید می‌کند. تاکنون، مقاومت فقط دوبار رسیده است و به نظر می‌رسد  اگر بازار به سمت عقب برگردد تا به آن نقطه دوباره برسد، اگر از بین نرود.

همچنین، به سطوح مقاومت قبلی توجه کنید که شکسته شده است، چون آنها به عنوان سطوح پشتیبانی جدید  عمل می‌کنند، مخصوصا اگر سطح پشتیبانی آنی وجود نداشته باشد. سطح مقاومت قبلی شکسته شده در گذشته، بویژه اگر سطح مقاومت سختی وجود داشته باشد، می‌تواند به عنوان پشتیبانی قدرتمندی عمل کند. شما باید مطمئن به ترسیم یک خط افقی از سطح مقاومت قبلی در کل بخش سفید زیر قیمت فعلی باشید. اگر قیمت از این سطح پایین برود، شما تایید می‌کنید که سطح مقاومت قوی وجود دارد.

نمونه بازه زمانی USDCHF H4: 

در نمودار USDCHF بالا، یک سطح مقاومت کلیدی وجود دارد که در 25 مارس سال 2011 شکسته شده است، که به معامله‌گر سیگنال می‌دهد تا دو هفته بعدی این جفت‌ها صعودی می‌شوند. این بخش مقاومت قبلی به پشتیبانی تبدیل می‌شود، سطحی که فروشنده برای معامله بیشتر رغبتی ندارد و خریدار بهترین فرصت را برای معامله می‌داند. سطح پشتیبانی جدید دوباره در 31 مارس سال 2011 با یک جهش بزرگ رو به بالا تست می‌شود و تایید می‌کند که این سطح در واقع پشتیبانی قوی است. بنابراین کمی عجیب بود که قیمت دوباره تا پشتیبانی 0.9130  در 6 آپریل سال 2011 سقوط کند، و دوباره جهش داشته باشد.

استراتژی# 1 :خرید روی جهش پشتیبانی 

منطق پشتیبانی این است که کاهش قیمت به سمت پشتیبانی و ارزان‌تر می‌شود، خریداران تمایل بیشتری به خرید و فروشندگان تمایل کمتری به خرید دارند. اگر روند بزرگ‌تر در حال حاضر صعودی باشد، پس استراتژی خوبی که باید در نظر گرفت موقعیت‌های محدود خرید همراه با سطوح پشتیبانی است، تا از قیمت بهتر و تغییر جهش سود ببرند؛ اگر پشتیبانی به اندازه کافی قوی باشد.

به یاد داشته باشید که پشتیبانی همیشه حفظ نمی‌شود، و شکست زیر علایم پشتیبانی نشان می‌دهد که خرس‌ها بر گاوها پیروز شده‌اند. پشتیبانی می‌شکند و علایم پایین جدید که فروشنده انتظارات‌اش را کاهش می‌دهد و تمایل به فروش حتی با قیمت پایین‌تری دارد.

استراتژی#2 : فروش در سقوط پشتیبانی 

بنابراین استراتژی دوم برای یک شکست از طریق پشتیبانی آماده شده است. شما فروشنده خواهید بود که به دنبال افت از طریق پشتیبانی شاید در خود خط هستید، اما حتی بهتر در نقطه تایید X تعداد پیپ‌های زیر خط پشتیبانی. زمانی که پشتیبانی شکسته می‌شود، پشتیبانی دیگر باید در سطح پایین‌تری شاید در  مقاومت قبلی ایجاد شود. همچنین زمانی که پشتیبانی  شکسته می‌شود، مقاومت جدیدی می‌شود، برای معاملات کوتاه بک اپ بگیرید.

مقاومت چیست، چگونه ترسیم می‌شود، و چگونه می‌توان از آن سود برد؟

مقاومت، مقاومت نامیده شده است چون خطی است که معامله‌گر انتظار مقاومت قیمتی دارد، و خطی که معامله‌گر اجازه نمی‌دهد قیمت بالاتر از آن برود. قیمتی است که فشار فروش خیلی قوی است، گفته می‌شود که به عنوان سقف عمل می‌کند و مانع از بالا رفتن قیمت دارایی می‌شود.

مقاومت می‌تواند با استفاده ابزار خط افقی در متاتریدر 4 ترسیم شود، و می‌توانید این خط افقی را همراه با ارتفاع دامنه معاملاتی یا محصور در موانع بالاتر یا ترکیبی از این دو قرار دهید، هر جا که به نظر می‌رسد که بازار به سقف رسیده است و دوباره به پایین سقوط کرده است. مطمئن شوید خط‌های افقی‌تان به این اوج‌ها بیشتر از یک بار رسیده‌اند. هر چه بیشتر به این اوج‌ها برسند، گفته می‌شود مقاومت قوی‌تری می‌شود.

نمونه EURUSD روی H4:

 

 

نمودار بالا یک سطح خیلی قدرتمند مقاومت را نشان می‌دهد که ابتدا در 22 مارس سال 2011 در 1.4250 شکل گرفته است، که هفته پرنوسانی بود و بعد یک هفته بعد (اولین هفته آپریل)، معامله‌گران سعی کردند این سطح را مکرر تست کنند، و دوباره دوباره به این سقف برسند. در یک نقطه به نظر می‌رسد شش یا  H4  مانع با اوج‌شان نزدیک آن سطح پایان می‌یابند. در نهایت به پشتیبانی 1.4155 سقوط می‌کنند که در اخرین هفته مارس تایید می‌شود، و وقتی شرکت آن را نگه می‌دارد، سیگنالی برای معامله‌گران بود تا مقاومت دیگری را بشکنند. بازارجهش به سمت بالا از پشتیبانی با نیروی کافی دارد تا در نهایت مقاومت سخت را در 1.4250 در 06 اپریل سال 2011 بشکند، که شاهد اوج جدید ماه 1.4350 در آن روز هستیم. جالب اینجاست که معامله‌گران به دنبال فرصتی هستند تا مقاومت قبلی را دوباره تست کنند، حالا پشتیبانی  1.4250 در 7 اپریل سال 2011 و از آن جهش دارد.

نمونه USDJPY در نمودار H4:

 

 

نمودار بالا نمونه‌ای دیگر از مقاومت سرسختانه و سپس شکستن است. اولین خط مقاومت در 83.15 در 30 مارس تعیین می‌شود، و برای یک تعداد حملات ناموفق کنار هم گذاشته می‌شود، اما بعد در 31 مارس، بالاخره شکسته می‌شود، و به آن امکان می‌دهد تا 150 پیپ بالاتر برود. دومین خط مقاومت در 84.45 تعیین می‌شود، اما با هم بیشتر از دو روز می‌مانند، در مقابل برخی از حملات مقاومت می‌کنند تا زمانی که در نهایت در 05 آپریل شکسته می‌شود، و به آن امکان می‌دهد تا 100 پیپ بالاتر و به 85.50 برسد. دوباره تلاش‌ می‌کند تا از 85.50 خارج شود، اما در نهایت ثابت می‌ماند، و بازار به سطح پشتیبانی جدیدی در 84.90 می‌رسد.

 

استراتژی   1 : فروش در  مقاومت

منطق مقاومت این است که قیمت بالا به سمت مقاومت می‌رود، فروشنده انگیزه‌ بیشتری برای خرید و خریدار انگیزه کمتری برای خرید دارد. اگر روند بزرگ‌تر محاسبه شود، پس یک استراتژی خوب خواهد بود تا سفارشات محدود یا نزدیک به خط مقاومت را دنبال کند، و اماده خروج در تایید شکست‌شان می‌شود.

 

استراتژی# 2: خرید روی شکست مقاومت

از نمودارهای بالا دیدید که مقاومت همیشه نگه داشته نمی‌شود و بالای علایم مقاومت شکسته می‌شود که گاوها بر خرس‌ها پیروز می‌شوند. بنابراین، استراتژی دوم که سود ده می‌شود، در توقف خرید در شکست گذاشته می‌شود، شاید xپیپ زیر سطح مقاومت تا آن را به عنوان یک شکست معتبر تایید کند. اگر این مقاومت بشکند، علایم بالای جدید که انتظارات خریدار را افزایش می‌دهد و تمایل به خرید حتی با قیمت های بالاتر دارد.

اگر روند‌های بزرگ‌تر بالا رود، مثل مورد USD/JPY و EUR/USD نمودارهای بالا، شما باید آماده شوید که خریدار روند جدید ‌شوید. این روند دوست‌تان است،  و یک بزرگنمایی از تصویر روزانه می‌تواند به شما ایده مسیر روند را بدهد. زمانی که مقاومت شکسته می‌شود، مقاومت دیگری باید در سطح بالاتر ، شاید در مقاومت قبلی ایجاد شود. همچنین زمانی که مقاومت شکسته شود، یک پشتیبانی جدید می‌شود. این پشتیبانی جدید می‌تواند مثل دوست‌تان عمل کند، تا معاملات را در مسیر این روند حرکت دهد.

ابزارهای متاتریدر 4 برای کمک به ترسیم مقاومت و پشتیبانی   است(براساس اقدامات قیمت)

با آن روبرو می‌شویم، بسیاری از ما خیلی مشغول هستیم و برای ترسیم خطوط افقی در نمودارمان با روشی ثابت پریشان می‌شویم، و بنابراین منطقی است دنبال اندیکاتور‌های باشیم که این خطوط را به صورت خودکار برای ما ترسیم کند.

گاهی یک اندیکاتور خوب می‌تواند همان سختی‌ها را در خود داشته باشد و کار کند و سطوحی را به شما نشان می‌دهد که ذهن درونی شما نمی‌تواند ببیند.

چنین اندیکاتوری اندیکاتور مقاومت و پشتیبانی توسعه یافته توسط باری استندر است:

 

Support and Resistance ( Barry ) 

 

اگر من اندیکاتور‌های دیگری پیدا کنم، آنها را هم در نظر می‌گیرم، اما این مورد به نظر کافی برای این کار می‌رسد. 

اجازه دهید USDJPY H4 نمودار بالا را بررسی کنیم، اما حالا با این اندیکاتور بالا کار می‌کنیم: 

 

این اندیکاتور نقاط آبی را همراه با سطح پشتیبانی ترسیم می‌کند، که از پایین گرفته شده  و نقاط قرمز همراه با سطوح مقاومت از بالا گرفته شده است. به دلیلی که یک اندیکاتور است، دیدن ارتباطات یک مجموعه از نقاط هوشمندانه نیست و دیگری مثل مقاومت که پشتیبانی می‌شود و برعکس، اما می‌توان به آسانی این کار را با توسعه و اتصال نقاط انجام داد. همچنین نقاط پایین و بالای مختلف این قدرت و ارتباط با سطوح پشتیبانی و مقاومت را تایید نمی‌کند. این اندیکاتور اینجا برای شما مانند ابزار است، اما مغز، دانش و تجربه‌تان باید آماده استفاده از آن باشد.

فیبو ناچی

فیبوناچی

 

 

 

شما ممکن است ارقام فیبوناچی، اصلاحات و گسترش‌ها را به عنوان ارقام جادویی معامله‌گران خرافاتی منتشر کرده باشید. برخی از معامله‌گران فیبوناچی بر این باورند که ارقام فیبوناچی و سطوح می‌تواند اقدامات قیمتی را تقریبا از قبل اطلاع دهند گویا ارقام جهانی مرموزی هستند که بازارها به سمت آنها گرایش دارند. حقیقت این است که، در حالیکه ارقام و سطوح فیبوناچی رازهای پیاپی یا نسبت‌هایی نیستند که در ماهیت بازار وجود دارد، روش خیلی محبوب بررسی بازارها است و شبیه هر اندیکاتوری که محبوب است، ارتباط‌اش با محبوبیت‌اش باقی می‌ماند. بسیاری از معامله‌گران در سطوح فیب می‌خرند و می‌فروشند، و بنابراین این سطوح گاهی کار می‌کنند. این مقاله سعی خواهد کرد فواید عملی استفاده از سطوح فیبوناچی را به عنوان  سطوح پشتیبانی و مقاومت تکمیلی شرح دهد که افسانه را از حقیقت جدا می‌کند.

داستان فیبوناچی بدون فیبینگ

 ارقام فیبوناچی، توالی و نسبت‌ها نتایج  کار صورت گرفته توسط ریاضی‌دان معروف ایتالیایی لئوناردو پیسانو (نام مستعارش فیبوناچی است) است. او توالی فیبوناچی را در کتابش با عنوان لیبر آباچی (1202) معرفی کرد، کتابی که  ارقام هندو-عربی را که تا به امروز استفاده می‌شود را به اروپا  معرفی می‌کند که هنوز از ارقام رومی استفاده می‌کردند. مشکل اصلی در لیبر آباچی این سوال را مطرح می‌کند: چند جفت خرگوش می‌تواند از یک جفت تکی به دنیا بیاید، اگر هر ماه هر جفت بالغ چهار جفت جدید به دنیا بیاورند، که از ماه دوم زاد و ولد کنند.

نتیجه نهایی یک سری ارقام است که وقتی شما دو عدد آخر را جمع می‌کنید شما به عدد بعدی در توالی می‌رسید: 1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144, …. وقتی شما 1 و 2 را جمع می‌کنید 3 بدست می‌آید، و وقتی شما 2 و 3 را جمع می‌کنید، 5 بدست می‌آید و همینطور ادامه دارد. هر عدد در توالی به سادگی مجموع دو رقم قبلی است و این توالی تا بی‌نهایت ادامه دارد. زمانی که شما حساب کنید چگونه این توالی را ایجاد کنید، می‌توانید مسئله خرگوش را به سادگی با خواندن دوازدهمین عدد حل کنید: 144 جفت.

همانطور که مردم مسئله را در کتاب لئوناردو  حل می‌کنند، آنها کم‌کم متوجه می‌شوند که این توالی بیهوده ارقام در طبیعت مکررا اتفاق می‌افتد، مانند تعداد گلبرگ‌های گل، مارپیج‌های گل‌ها و مارپیچ‌های روی درخت. به نظر می‌رسد که هر وقت طبیعت یک مارپیچ ایجاد می‌کند، توالی فیب یکی از کارامدترین روش‌های انجام آن است.

پس بعد، شبیه هر رمان کارگاهی خوب، ریاضی‌دادنان شروع به ایجاد ارتباط بین نسبت طولانی یونانی و توالی فیبوناچی قرن سیزدهم کردند. آنها توالی فیبوناچی را در نظر گرفتند و هر عدد را به یک تقسیم کردند که بعد از آن ادامه می‌یافت. اینجا اینگونه بدست می‌آید: 1/1 = 1; 2/1 = 2; 3/2 = 1.5; 5/3 = 1.666 . . . ; 8/5 = 1.6; 13/8 = 1.625; 21/13 = 1.615 . . . ; 34/21 = 1.619 . . . ; 55/34 = 1.6176 . . . ; 89/55 = 1.6181 … . وقتی  آنها نسبت طلایی یونان را با توالی فیبوناچی دیدند، ریاضی‌دانان به روشی که فقط ریاضی‌دانان می‌توانند از آنجا خارج شوند، خارج شدند. بعد آنها برای ارتباط بیشتر یا نسبت قابل توجه‌تر جستجو کردند.

ریاضی دانان شروع به بررسی کردند،  چه می‌شود اگر شما هر عدد را تقسیم بر عددی بکنید که بعد از آن می‌آید، و چه می‌شود اگر شما  تقسیم بر اعداد دیگر بکنید؟ آنها فهمیدند که بعد از اولین اعداد در توالی، این نسبت هر عدد به عدد بزرگ‌تر بعدی تقریبا 0.618 است. برای نمونه 34 تقسیم بر 55 برابر با .618 است. اگر شما این نسبت  را بین ارقام دیگر اندازه‌گیری کنید شما .382 بدست می‌آورید. برای نمونه 34 تقسیم بر 89 = 0.382 می‌شود. بله نسبت پیدا شده یک موضوع ساده تقسیم توالی فیبوناچی از چپ به راست است، بعد از راست به چپ، و تقسیم بر بقیه در هر دو مسیر می‌شود. یک بازی ریاضی بود که در نهایت ابزار معامله‌گران شد. معامله‌گران فیب در نهایت روی نسبت قابل توجه ارقام موافقت کردند که آنها می‌توانستند برای شبکه نوسانات بازار استفاده کنند تا سطوح اصلاحی و سطوح توسعه  را ترسیم کنند. در زیر همه سطوحی هستند که آنها درنهایت موافقت کردند. 

سطوح بازخوانی فیبوناچی

0.236, 0.382, 0.500, 0.618, 0.764

سطوح فرمت فیبوناچی

0, 0.382, 0.618, 1.000, 1.382, 1.618

برخی از معامله‌گران فیب توجه زیادی به نسبت‌های بالا می‌کنند، و بیان می‌کنند که آنها نسبت طلایی هستند، و بنابراین آنها در طبیعت، علوم، معماری، موسیقی و هنر وجود دارند. آنچه آنها بیان نکردند این است که فقط 1.615 نسبت طلایی بحث شده در فیثاغوریس و اقلیدس را نشان می‌دهد، در حالیکه بقیه به سادگی نسبت جالبی در توالی فیبوناچی پیدا کردند، که برخی نسبت فیبوناچی اصلا نیستند. گذشته از این، این نسبت طلایی در حالیکه در برخی از پیچ‌های گل‌ها و برگ‌ها در طبیعت دیده می‌شوند، هیچ وسیله‌ای برای قانون جهانی طبیعت ندارند و در عین حال توسط تعداد کمی از معماران و هنرمندان در گذشته فیلتر شده‌اند، هیچ ابزاری برای نسبت کامل یک مثلث، هرم، صورت یا بدن که برخی تصور کردند وجود دارد، وجود ندارد.

درست همانطور که هیچ قانونی جهانی یا جادویی برای نسبت طلایی وجود ندارد، بنابراین قانون جهانی یا جادویی در هیچ یک از نسبت‌های فیبوناچی وجود ندارد. آنها به سادگی نسبت جالبی هستند که توسط ریاضی‌دانان کشف شدند و بعد توسط معامله‌گران پذیرفته شده‌اند. معامله‌گران با ظاهر جادویی و جذاب نسبت فیبوناچی در بازارها فریب خوردند، و چون بسیاری خرید و فروش در این سطوح انجام می‌دادند، آنها تبدیل به یک پیشگو شدند.

چگونه این سطوح بازخوانی فیبوناچی را روی نمودار ترسیم کنیم؟

خوب شما واقعا نیازی به محاسبه همه اعداد بالا به صورت دستی ندارید. که خیلی وقت گیر است. می‌توانید نرم‌افزار نموداری خودتان را داشته باشید که این کار را برای شما می‌کند. یا بهتر است اندیکاتورهای متاتریدر4 داشته باشید که بتوانید برای ترسیم این سطوح استفاده کنید.

از ابزار هدف در متاتریدر4 استفاده کنید (ابزارهای فیبوناچی/بازخوانی)

 به منظور پیدا کردن این سطوح بازخوانی از ابزار هدف فیبوناچی در متاتریدر4 استفاده کنید، شما باید این نوسان جدید قابل توجه بالا و نوسانات پایین نمودار و بازه زمانی مورد نظر را پیدا کنید.

نکته: با توجه به بازه زمانی، شاید بهتر باشد که با بازه زمانی بالاتر مثل H4 و روزانه حفظ شود، چون اینها به شما تصویر بزرگ‌تری از فعالیت و کجا بهتر نوسانات بالا و پاپین وجود دارد،  می‌دهند.

برای یک روند صعودی: روی نوسان رو به پایین کلیک کنید و مکان‌نما را به بالاترین نوسان جدید بکشید.

برای یک روند نزولی:  روی نوسان رو به بالا کلیک کنید و مکان نما را به پایین‌ترین نوسان جدید بکشید.

تعریف نوسان بالا و نوسان پایین:

  • نوسان بالا یک ساختار شمعی با ارتفاع است که نوار بلندتر از  بلندی تعداد معینی از نوارهای قبل و بعد از آن است.
  • نوسان پایین یک ساختار شمعی کوتاه است که نوار پایین‌تر از کوتاهی تعداد معینی از نوارهای قبل و بعد از آن است.

نکته: نوسان بالا و نوسان پایین می‌تواند برای محاسبه خط روند، خطوط پشتیبانی و مقاومت و نقاط پیوت و حتی در سطوح و فیبوناچی استفاده شود.

اجازه دهید نمودار EUR/USD H4 در 12 آپریل را بررسی کنیم:

شما می‌توانید اینجا H4 را پایین در 27 مارس ببینید که نوسان پایین است، پایین‌تر از همه در نمودارهای قبل و بعد از آن است،  و HH4 بالا در 12 آپریل نوسان بالا است، که بالاتر از همه نوارهای قبل و بعد از آن است. وقتی ما دامنه را از نقاط نوسان پایین تا نقاط نوسان بالا محاسبه می‌کنیم، 500 پیپ است. ابزار هدف در متاتریدر4 به صورت خودکار این دامنه زمانی را در نسبت فیبوناچی ضرب می‌کند: 38.2% (0.382), 50% (0.500), and 61.8% (061.8). بعد این اعداد را از نقاط نوسان بالا کم می‌کند، و به ما سطوح فیبوناچی را می‌دهد. به نمودار در 13 آپریل نگاهی بیاندازید به نظر می‌رسد اولین سطح فیبوناچی در 23.6% حرکت نزولی اولیه را متوقف کرده است، که بیان می‌کند این روند خیلی قوی است که روی کم عمق‌ترین سطوح پشتیبانی معکوس می‌شود.

از محاسبه‌گر بازخوانی فیبوناچی استفاده کنید

نوسان بالای مهم جدید و نوسانات پایین این نمودار و بازه زمانی موردنظر را پیدا کنید. از نمونه‌های بالا روی نمودار EURUSD H4، ما یک نوسان پایین 1.4020  و یک نوسان بالای 1.4520 داریم.

حالا به محاسبه‌گر فیبوناچی بروید و این نوسانات بالا و پایین را در محاسبه‌گر برای روند صعودی قرار دهید:

 

توجه داشته باشید که این محاسبه‌گر همان سطوح بازخوانی فیبوناچی در اندیکاتور متاتریدر4 را ترسیم می‌کند. مزیت محاسبه‌گرمان به اندیکاتور متاتریدر 4 این است که نیازی نیست حساب متاتریدر4 باز کنید و به آن چشم بدوزید که این سطوح چه هستند.

سطوح بازخوانی فیبوناچی برای معاملات جهشی

اگر شما بدانید که بازار شدیدا روندی است، می‌توانید از سطوح فیبوناچی برای معاملات جهشی احتمالی سود ببرید که در مسیر روند اصلی بازگشت دارند.

اینجا سطوح مختلف وجود دارد:

سطوح

اهمیت

23.6%

کم‌عمق‌ترین بازخوانی. برای معاملات جهشی در بازارهایی با روندهای خیلی قوی خوب است.

38.2%

 دومین خط دفاعی روند فعلی، شکستن این سطح برای از بین بردن روند اصلی شروع می‌شود.

50%

نقطه خنثی هر بازخوانی، این نقطه بحرانی است.

61.8% 

سطحی است که بزرگ‌ترین دفاع را برای رهایی روند اصلی دارد و اگر حفظ شود، جهش زیاد خواهد بود.

100%

 این هماهنگ با حرکت است.

 

قانون ورود:

  • برای روند صعودی: شما در بازخوانی سطح پشتیبانی فیبوناچی می‌خرید.
  • برای روند نزولی: شما در بازخوانی سطح مقاومت فیبوناچی می‌فروشید.

البته قسمت فریبکارانه این است که بفهمید کدام سطحی که می‌خواهید جهش را بررسی می‌کند. فرصت‌های بیشتری در اولین سطح و دومین سطح وجود دارد، اما معامله این است که آنها معاملات پرمخاطره‌تری هستند: در یک فاز اصلاحی جدی، اینها سطوحی هستند که می‌توانند خیلی راحت شکسته شوند. می‌خواهید خیلی مطمئن باشید که این بازار به صورت جدی روند دارد و مومنتوم خیلی قوی است قبل از اینکه شما این دو سطح اولیه را بررسی کنید. سطوحی که برگشت بیشتری به آنها داریم سطوح سوم و چهارم هستند، سطج چهارم قوی‌ترین آنها است، اما معاملات در جهش‌های روی این سطوح است که آنها اغلب یکدیگر را قطع نمی‌کنند.

نمونه روند صعودی

 اجازه دهید نگاهی به آنچه در  EUR/USD H4 در 19 آپریل اتفاق افتاده بیاندازیم، بعد از اینکه ما سطوح فیبوناچی‌مان را 12 آپریل ترسیم کردیم:

توجه داشته باشید که در حالیکه در سیزدهم آپریل اولین سطح به نظر می‌رسد حرکت اصلاحی نزولی را متوقف کرده است، و مقداری جهش برای حرکات صعودی ایجاد شده است. اگر شما سودتان را نزدیک نوسان بالا ببرید، شما 50 پیپ یا بیشتر به جیب زده‌اید. هرچند در نهایت که سطح اول در جهت نزولی در 18 آپریل شکسته می‌شود، و این شکست به قدری قدرتمند است که آن را به دو سطح اضافی منتقل می‌کند تازمانی که در نهایت به آهستگی سرش در آخرین سطح قرار می‌گیرد، اما نمی‌تواند کاملا شکست آن را مدیریت کند. اگر شما دفاع‌های در سطح 2 . سطح 3 داشته باشید، شما خیلی بد از این حرکت نزولی ضربه می‌خورید. نمونه بالا دلیل خوبی است که چرا نباید سفارشات محدود در این سطوح قرار داد بدون اینکه برای تایید روند برگشت منتظر ماند، است.

اگر صبورانه برای بازخوانی نزولی به سطح چهارم، سطح طلایی منتظر بمانید، نتیجه نهایی زیاد خواهد بود. در 19 آپریل، نوار H4 که به سطح طلایی نفوذ کرده است  در پایان خاتمه می‌یابد تا نوار صعودی قوی شود: بالاتر از باز شدن‌اش پایان می‌یابد و یک سایه کوتاه‌تر بلند را شرح می‌دهد. سایه کوتاه‌تر بلند نشان می‌دهد که حرکات نزولی قسمتی از نوار را کنترل می‌کنند اما کنترل را در نهایت از دست می‌دهند و حرکات صعودی یک بازگشت چشمگیر ایجاد می‌کنند. این مسئله علامت تایید خواهد بود که سطح طلایی ثابت مانده است، و حرکات صعودی ادامه می‌یابد و یک ضد حمله موثر ظاهر می‌شود. در نهایت، حرکات صعودی  دوباره شجاعت‌شان را بدست می‌آورند و EUR/USD به سطح 0% بر می‌گردد، آخرین نوسان بالا که به نظر می‌رسد شبیه موضوع ساعت‌ها است. نمودار بالا شرح می‌دهد که سطح 0.618، نسبت طلایی معکوس شاید قوی‌ترین سطح پشتیبانی برای جهش معاملاتی در مسیر یک روند باشد. معامله‌گران جدی صبورانه برای یک برگشت بازخوانی به سطح نگاه می‌کنند تا در بازی صعودی با قیمت قابل قبول وارد شوند.

اگر ما به نمودار 21 آپریل نگاهی بیاندازیم یک روز بعد می‌توانیم ببینیم که EUR/USD به نوسان بالای قبلی 1.4520 برگشته است تا یک نوسان بالای جدید در 1.4648 ایجاد کند.

اولین سطح فیب 0.23 در 1.4532 است، و به قدری مطمئن است که بازار از این نقطه جهش دارد. با توجه به جاذبه‌ای مبارزاتی 90%مقدار تراژدی صعودی بازار، می‌توان پیش بینی کرد که این بازار حرکات صعودی خیلی قوی دارد که باید از اولین، و کم‌عمق‌ترین سطح پشتیبانی فیبوناچی جهش زد. خیلی جهش صعودی نداشتند، شاید 50 پیپ، اما به اندازه کافی برای بسیاری بود که در اولین سطح جهش معاملاتی بزنند. بازار هنوز حرکات صعودی قوی دارد و شکی نیست که حرکات صعودی موقعیت‌هایی همراه با سطوح شبکه فیبوناچی داشته باشند. هنوز نمی‌توان گفت آیا اولین سطح حفظ خواهد شد یا شکست دارد، اما در نهایت می‌شکند، هر سطح پایین‌تری به اندازه کافی خوب خواهد بود تا جهش معاملاتی داشته باشد.

نمونه روند نزولی

USD/CHF یک روند نزولی چندین ماه داشته است و بنابراین انتخاب خوبی برای سناریوی فیبوناچی در یک روند نزولی است. در زیر یک نمودار H4 از USD/CHF در 21 آپریل است. همان روزی که EUR/USD حرکت بزرگ رو به بالایش را دارد، USD/CHF حرکت بزرگ رو به پایین‌اش را دارد.

انتظار برای روند نزولی این است که اگر قیمت در نوسان پایین بازخوانی شود، با مقاومت در یکی از سطوح فیبوناچی مواجه می‌شود چون معامله‌گران آماده خواهند بود و منتظر فروش در این سطوح هستند.

توجه داشته باشید چگونه اولین سطح فیبو، در 0.23 در ایجاد مقاومت قوی برای حرکت اصلاحی USD/CHF شکست می‌خورد، در حالیکه همان سطح پشتیبانی برای EUR/USD ایجاد می‌کند. گاهی به سختی می‌فهمیم آیا این اولین سطوح حفظ خواهند شد یا شکسته می‌شود. معامله‌گران فیب در اولین سطوح معمولا در اندازه‌های موقعیت کوچک‌تری  به نسبت سطوح دورتر قرار می‌گیرند. همچنین ایده خوبی نیست که به سادگی سفارش ورود محدود در این سطوح قرار دهیم. همچنین جمع‌اوری علایم تاییدی سودمند است   که این سطح  را حفظ می‌کنند. شما می‌خواهید ساختارهای شمعی شرح دهند که حمله کننده‌های صعودی ضعیف شده‌اند. در مورد بالا، ساختارهای شمعی که سطح اولیه را شکسته‌اند خیلی صعودی ظاهر شده‌اند، و با نوار سفید بلند نشان داده می‌شوند. در این مرحله فاز اصلاحی بازار قدرت شکستن این اولین سطح و شاید حتی دومین سطح را دارد. اگر کسی واقعا بخواهد در روند نزولی این بازار وارد شود، ایده‌آل‌ترین مکان برای معامله جهش نزولی در نسبت طلایی بازگشتی، 0.61 (قیمت:0.89231) خواهد بود، اگر بازار در نهایت به آنجا برگردد و اگر به اندازه‌ای بلند باشد که بتواند علایم ضعیف ساختارهای شمعی صعودی در این سطوح بالاتر را ببیند.

ریسک معاملات جهشی از سطوح فیبوناچی

همیشه به یاد داشته باشید که قیمت همیشه از سطوح فیبوناچی جهش ندارد. گاهی آنها می‌شکنند، و اگر شما به سادگی منتظر در هر سطح باشید، حساب‌تان می‌تواند شکسته شود. بازارها همیشه در مسیر یکسان برای همیشه روند ندارند، گاهی  روند قوی برگشتی شبیه امواج سونامی دارند  که می‌تواند همه سطوح مقاومت و پشتیبانی فیبوناچی را در خود ببلعد، و همه مدافعان در این سطح را از بین ببرد. شما باید در مقابل این پتاسیل برگشتی گارد بگیرید و توقف‌تان را در همه زمان‌ها قرار دهید تا مانع از بین رفتن حساب‌تان شوید. گاهی قیمت ممکن است در 50% یا 61.8% طلایی ضربه بزند، و همانطور که انتظار می‌رود، برگردد اما گاهی این قیمت این سطوح را نادیده می‌گیرد گویا هرگز وجود نداشته‌اند، و آنها را با نیروی زیادی می‌شکنند.

تنظیم توقف در سطوح فیبوناچی

معامله‌گران می‌توانند از سطوح فیبوناچی برای تعیین حد ضررشان استفاده کنند.

اگر معامله‌گر برای نمونه در یک سطح پشتیبانی فیبوناچی بخرد، و این سطح پشتیبانی با قیمت‌های شکسته شده نزولی زیر آن سطح  نقض شود، دلیلی که معامله‌گر بی‌تاثیر می‌شود، باید بستن موقعیت‌ها را در نظر بگیرد.

توقف‌تان  می‌تواند x پیپ زیر/بالای این سطحی باشد که از آن جهش دارید، بسته به اینکه چقدر اتاق تنفس می‌خواهید  این معامله به شما بدهد. شما می‌خواهید قادر به خروج باشید وقتی به وضوح دیده می‌شود که این سطح شکسته شده است، اما شما می‌خواهید سریع خارج شوید، درست در موردی که معلوم شود یک شکست دروغین بوده است.

کاهش ریسک ساختارهای شمعی

وقتی شما به حالت اصلاحی در بازار نگاهی می‌اندازید، و می‌خواهید از موقعیت‌های جهش در سطوح فیب استفاده کنید، شما به دنبال ساختارهای شعی ضعیف شده تیم مخالف هستید. اگر این یک روند نزولی است و حرکات صعودی در ضد حمله اصلاحی هستند، شما می‌خواهید بفهمید که ساختارهای شمعی شکل گرفته در سطوح فیب بیشتر سفیدی‌شان را از دست داده‌اند و حتی سایه‌های بلند بالاتر را نشان می‌دهند که دلالت دارد آنها کنترل بر نبرد نوارها را از دست داده‌اند، که در یک سطح فیب حاکی از آن است که حرکات صعودی کنترل بر نبرد در این سطح را از دست داده‌اند.

پیدا کردن سطوح سود از طریق توسعه فیبوناچی

زمانی که ما سطوح جالب را پیدا می‌کنیم که در بازار با استفاده از سطوح بازخوانی فیبوناچی وارد شویم، سوال بعدی این است: چه نوع حرکتی انتظار می‌رود بازار داشته باشد؟ پیش بینی حرکت قیمتی طبق نقاط نوسان جواب هر معامله گری است که به دنبال آن است.

ابزار توسعه فیبوناچی می‌تواند در متاتریدر4 پیدا شود.

بعد شما این ابزار را از نوسان پایین جدید به جدیدترین نوسان بالا می‌کشید. این دفعه وقتی شما این ابزار توسعه را در همه این سطوح می‌کشید، خواهید دید که بازار بالای نوسان بالا شبکه‌ای شده است، در عوض در دامنه بین نوسان بالا و پایین شبکه‌ای شده است.

شما این سطوح را بدست خواهید آورد: 0.618، 1.000 و 1.618 و آنها برای تنظیم حد سودتان استفاده می‌شوند. بعد از قرار دادن سفارشات در سطوح مختلف بازخوانی فیبو،  می‌توان به سادگی حد سود در یکی از سه سطح توسعه بالا قرار داد.   احتمال زیادی وجود دارد که معامله‌گران به دنبال توسعه در 0.618 خواهند بود چون هدف اولیه در سود قفل شده است. اگر بازار شدیدا روند داشته باشد، و مومنتوم خیلی قوی باشد، معامله‌گران می‌توانند حد سودشان را   در سطح بعدی 1.00 یا حتی 1.618 تنظیم کنند.

قبلا به شما سطوح بازخوانی EURUSD را نشان دادیم که از نوسان پایین H4 در 27 مارس تا H4 نوسان بالا در 12 آپریل محاسبه شده است. در روزهای بعدی، نشان داده شده است که بازار به صورت خلاصه از اولین سطح بازخوانی جهش داشته است،   و این حرکات نزولی در کنترل بودند تا زمانی که آنها پایدارترین مقاومت در سطح طلایی را پیدا کنند، که حرکات صعودی در یک ضد حمله در ادامه روند اصلی شروع شده‌اند. اگر فردی به اندازه کافی خوش شانس باشد که وارد معامله در این سطح شود، عجیب است که از کجا سود بدست می‌آورد. آیا در آخرین نوسان بالا است؟ اما چه می‌شود اگر آخرین نوسان بالا دور شود، بعد می‌توان یک حد سود قرار داد؟

خوب، اگر فرد باید ابزار توسعه فیب استفاده کند و روی همان نوسان پایین در 27 مارس تا نوسان بالای 12 آپریل کلیک کند، می‌توان دید که سطوح توسعه یافته بالای نوسان بالا هستند که بازار می‌تواند به سمت آنها حرکت کند.

سطوح بازخوانی روی نمودار بالا بجز برای سطح بازخوانی 0.618  ترسیم نشده‌اند، موردی که حرکات صعودی با موفقیت جهش داشته‌اند، تا از درهم ریختگی ممانعت کنند. می‌توانید ببینید که ابزار توسعه همان دو نقطه نوسان را استفاده می‌کند که سطوح بازخوانی را تولید کرده‌اند همانطور که سطوح توسعه را تولید کرده‌اند. سطح توسعه اولیه 61.8 به بهترین شرط بر می‌گردد بنابراین از حرکات صعودی که سود داشته باشند، دور شده‌اند. این بازار ارتفاع کمی 1.4648 داشته است اما این زمان برای توسعه زیاد خیلی کوچک بوده است، و خیلی سریع منتقل شده است.

نتیجه‌گیری: معدل طلایی

 تا کنون، ما در این سطوح توسعه و بازخوانی فیبوناچی غیر انتقادی بوده‌ایم، و آنها را در نظر گرفتیم که به سطوحی واگذار کنیم که وزن‌ بیشتر و اعتبار بیشتری از سطوح درصد تصادفی حفظ می‌کنند.

اگر بخواهیم کلاه خودمان را قاضی کنیم، ما سه استدلال مخالف سطوح فیب را بیان می‌کنیم: 

1)    نسبت فیب برای ریاضی‌دانان جالب است اما کاملا در بازار اختیاری است

 وقتی شما زرق و برق هالیوودی را از نسبت فیبوناچی جدا می‌کنید، واقعیت را از داستان جدا می‌کنید، شما یک تعداد نسبت بدست می‌آورید که برای ریاضی دانان و آنها که می‌خواهند پیچ گل‌ها را حساب کنند، جالب است اما خارج از این حوزه، شما معامله‌گرانی عاشق این نسبت‌ها دارید چون شجره‌نامه باستانی و مرموزشان نسبت طلایی 61.8 است. حتی اگر ما این نسبت را در زمینه‌های منطقی رد کنیم، بعد به ما گفته می‌شود که انها را در زمینه‌های پوپولیستی بپذیریم: ما باید آنها را دنبال کنیم چون افراد زیاد دیگر آنها را دنبال می‌کنند. ایا این بازی گروهی است که می‌خواهیم بازی کنیم؟

2)    کثرت دوگانگی بوجود می‌آورد

چون سطوح بازخوانی فیبوناچی زیادی وجود دارد، یکی از آنها  باید کار کند. راه دیگری قرار دهید، شما این نمودار را با سطوح 5-4 شبکه بندی می‌کنید، و شما موظف به درک هستید که یکی از  آنها دارای فعالیت قیمتی است. شما می‌توانید نسبت اختیاری خودتان از سطوح عمیق 5-4 را ایجاد کنید، و آنها را پایین روی نمودار بگذارید، و شما ممکن است بفهمید که این قیمت‌ها متوقف و معکوس درست مثل این سطوح شده‌اند.

3)    تفسیر بیاس شمارش فقط ضربه می‌زند و خطاها را نادیده می‌گیرد

زمانی که مجذوب فیب‌ها می‌شویم، تمایل به دیدن همه دفعاتی داریم که آنها کار می‌کنند، و همه دفعاتی که کار نمی‌کنند را نادیده می‌گیریم. شاید ما باید نمودارها را هر زمانی که فیب‌ها کار نمی‌کنند،  اعلان کنیم. شاید بهترین روش برای اثبات این سیستم این است که اثبات نکنیم که واقعا کار می‌کنند. باید سخت تلاش کنیم تا معایب این سیستم را بررسی کنیم به جای اینکه موفقت‌ها را بررسی کنیم.

پاسخ به شبهات: سطوح فیبوناچی گاهی به دلیل خود پیشگویی‌شان کار می‌کنند.

 مطمئنا، بیشتر ما به اندازه کافی منطقی هستیم که بفهمیم آنها به خاطر حضور جهانی‌شان در طبیعت یا بازارها کار نمی‌کنند. و بله دلایل اولیه برای این سطوح توسط معامله‌گران در بازار شاید بدون معیار زیادی استفاده ‌شود، اما وقتی معامله‌گران بیشتر و بیشتری خرید و فروش را در این سطوح شروع می‌کنند، این سطوح کم‌کم  مهم‌تر از نسبت تصادفی می‌شوند که می‌تواند یک روی سکه باشد.

ما باید از حقیقت مطلع شویم که سطوح بسیاری روی این نمودار ترسیم می‌کنیم، یکی که ممکن است عمل کند. سطوح فیبوناچی به خودی خود حاشیه ندارند. اما اگر تلاقی بین سطوح فیبوناچی و ابزارهای مقاومت و پشتیبانی دیگر مثل خطوط روند، و خطوط SD مشتق شده از فعالیت قیمتی و نقاط پیوت وجود داشته باشد، پس این تلاقی می‌تواند حتی وزن بیشتری به هر یک از سطوح پشتیبانی وارد کند. همچنین ما باید در مقابل تفسیر بیاس محافظت کنیم، و آماده باشیم که پتاسیل برای هر سطح فیبی که اشتباه شده را ببینیم، هر سطح شکست تا زمانی که حفظ می‌شود. این دلیلی است که ما تایید اضافی از ساختارهای شمعی  خواستاریم، و تمایل داریم حد ضرر منطقی قرار دهیم اگر اشتباه ثابت شود.

در مجموع،  فرض می‌شود ما این مسیر معدل طلایی یونان را در رابطه با اعتماد به سطوح فیبوناچی دنبال می‌کنیم: ما باید نسبت به اهمیت اساسی و توانایی نگهداری آنها در هر سطح معینی بسیار تردید داشته باشیم ، همانگونه که باید خواستار اعتمادی باشیم که  که این سطوح می‌توانند از هر سطح تصادفی قدرتمندتر باشند. به سختی می‌توان این حقیقت را کاهش داد که هزاران معامله‌گر این سطوح را ترسیم و می‌سنجند، و منتظر قیمت برای بازگشت بازخوانی آنها هستند قبل از اینکه معاملات جهشی در مسیر روند اصلی را شروع کنند، و اگر همگی دنبال آن باشند، ما معامله‌گران آن را انجام خواهیم داد اگر ما را پولدار کند.

پیوت ومعاملات   بر اساس  پیوتها

استراتژی معاملاتی نقاط پیوت

 

 

وقتی با خطوط مقاومت و پشتیبانی معامله می‌کنید، فواید زیاد و مهم دارد، و آنها باید یک اصل در هر اسلحه معامله‌گر باشند. روش موثر دیگر گرفتن خطوط مقاومت و پشتیبانی چندگانه و افقی استفاده از فرمول مشتق شده از نوار بالا و پایین دیروز است. این فرمول سطوح نقاط پیوت که دارای پیوت هستند ، و سه سطح پشتیبانی و مقاومت را ترسیم می‌کنند، و این سطوح می‌تواند خیلی با همان روش معامله شود همانطور که با سطوح مقاومت و پشتیابنی   منظم و خطوط روند معامله می‌کنند، و از ترکیب شکست و افت استراتژی‌های معاملاتی استفاده می‌کنند.

فایده اصلی مطرح شده برای این تکنیک نقاط پیوت این است که انها عینی هستند طوری که بسیاری از معامله‌گران از همان سطوح براساس همان فرمول استفاده می‌کنند. هیچ اختیاری وجود ندارد. در مقابل، روش ترسیم سطوح پشتیبانی و مقاومت و خط روند می‌تواند ذهنی‌تر و امپرسیونیست باشد، حتی وقتی دی‌مارک و دیگران تلاش‌هایی کردند که آنها را عینی و هدفمندتر کنند.

فایده مرتبط دوم استفاده از انها این است چون بسیاری از افراد در این سطح جستجو می‌کنند آنها خود به خود ایجاد می‌شوند. دلیلی که نقاط پیوت خیلی محبوب هستند این است که آنها قابل پیش بینی برخلاف تاخیرشان هستند. شما از اطلاعات روز قبل استفاده می‌کنید تا نقاط برگشت را برای روز معاملاتی فعلی محاسبه کنید. چون بسیاری از معامله‌گران از نقاط پیوت پیروی می‌کنند، بازار به این سطوح واکنش نشان می‌دهد، و به شما فرصتی برای معامله با آنها می دهد. درست مثل زمانی که ما فعالیت قیمتی سطوح پشتیبانی و مقاومت را می‌بینیم، معامله‌گر می‌تواند معامله در این سطوح شکست و صعود را انتخاب کند.

چگونه این سطوح معامله می‌شوند؟

اینجا این فرمول جادویی وجود دارد:

مقاومت 3= High + 2*(Pivot – Low)

مقاومت 2=Pivot + (R1 – S1)

مقاومت 1=2 * Pivot – Low

نقطه پیوت= ( High + Close + Low )/3

پشتیبانی 1=2 * Pivot – High

پشتیبانی 2=Pivot – (R1 – S1)

پشتیبانی 3=Low – 2*(High – Pivot)

به نظر من جالب است که با داشتن اوج و افت و بستن روز قبل شما می‌توانید در نهایت با 7 نقطه تمام کنید: نقطه پیوت واقعی، سه سطح مقاومت، و 3 سطح پشتیبانی. سه تا از رایج‌ترین سطوح PP,R1,S1 هستند.

اگر شما از جبر و تفکر کار هر روز با ماشین‌حساب و ابزارهای ترسیم برای استخراح و ترسیم این سطوح متنفر هستید، نترسید. فرمول بالا توصیفی از این تئوری است و چیزی نیست که باید هر روز محاسبه کنید. اندیکاتورهای متاتریدر4 بسیاری وجود دارد که این کار را برای شما می‌کنند، به صورت خودکار این سطوح و ترسیم واضح آنها برای شما روی نمودارتان را محاسبه می‌کنند.

راه‌های بسیاری وجود دارد که با این نقاط پیوت محاسبه شده معامله می‌کنند، و ما اینجا درباره سه تا از آنها بحث خواهیم کرد:

  1. معامله با جهش از پیوت
  2. معامله با شکست پیوت
  3. معامله با جهش از پشتیبانی و مقاومت

استراتژی# 1: معامله با جهش (برگشت) از پیوت

 اگر شما ایده خوبی از مسیر کلی بازار دارید، می‌توانید معاملات جهشی از نقاط پیوت در مسیری انجام دهید که بازار نسبت به نقاط پیوت در روز بازی است.

بسیاری از معامله‌گران نقطه پیوت را به عنوان داور اصلی تعیین می‌بینند اگر بازار بالا و پایین است. اگر بازار روز‌اش را بالای نقطه پیوت شروع کند، گفته می‌شود بالا است (صعودی) و اگر پایین شروع کند، گفته می‌شود پایین (نزولی) است.

 

مسیر سیگنال

شرایط

صعودی

اگر بازار بالای نقطه پیوت در شروع روز باشد.

نزولی

اگر بازار زیر نقطه پیوت در شروع روز باشد.

 

 

گذشته از این هرچه بیشتر جفت‌های ارز با نقطه پیوت برخورد کنند و بعد معکوس شوند، این سطح قوی‌تر است، و پیوت به سادگی به معنای رسیدن به سطح مقاومت و پشتیبانی و بعد بازگشت است.

بنابراین، استفاده از نقطه پیوت به عنوان مبنای مسیر کلی، شما سعی خواهید کرد با معامله جهشی معامله کنید وقتی بازار دوباره نقطه پیوت را تست می‌کند.

 

قوانین ورود و خروج:

 

قوانین ورود و خروج

بلند

کوتاه

قانون ورود

اگر قیمت بالای نقطه پیوت شروع شد، نزدیک خط نقطه پیوت یا روی آن بخرید یا سفارش را محدود کنید. اگر نقطه پیوت از بین رفت، و بازار قویا بالا رفت، معامله دیگر در بیاس بلند مسیر نقطه پیوت وجود دارد: اگر بازار در مقاومت 1  و 2 متوقف شد و به نقطه پیوت برگشت، می‌توانید معامله طولانی از جهش PP داشته باشید.

اگر قیمت زیر نقطه پیوت شروع شد، نزدیک خط نقطه پیوت یا روی آن بفروشید یا سفارش را محدود کنید. اگر نقطه پیوت از بین رفت، و بازار شدیدا سقوط کرد، معامله دیگر در بیاس کوتاه مسیر نقطه پیوت وجود دارد: اگر بازار در پشتیبانی 1  و 2 متوقف شد و به نقطه پیوت برگشت، می‌توانید معامله کوتاه از جهش PP داشته باشید.

قانون ورود (محافظه‌کار)

شما می‌خواهید بازار با این خط برخورد کند و معامله را فقط وقتی بالا ببرد که بازار  X پیپ بالای سطح نقطه پیوت بسته شود، و بیان می‌کند این خط ثابت شده است.

شما می‌خواهید بازار با این خط برخورد کند و معامله را فقط وقتی بالا ببرد که بازار  X پیپ زیر سطح نقطه پیوت بسته شود، و بیان می‌کند این خط ثابت شده است.

قانون حد ضرر

قانون حد ضرر چند پیپ زیر نقطه پیوت یا زیر پشتیبانی 1 برای انحراف بیشتر معاملاتی است.

قانون حد ضرر چند پیپ بالای نقطه پیوت یا بالای مقاومت  1 برای انحراف بیشتر معاملاتی است.

قانون حد سود

قانون حد سود در پشتیبانی 2، و اگر به پشتیبانی 1 برسد، خط پشتیبانی تا سر به سر شدن حرکت می‌کند.

قانون حد سود در مقاومت 2، و اگر قیمت به مقاومت 1 برسد، خط پشتیبانی تا سر به سر شدن حرکت می‌کند.

 

نمونه USD/JPY، سطح روزانه پیوت (11 آپریل سال 2011):

 

 

اینجا بازاری دارید که درست زیر نقطه پیوت شروع شده است، بیاس کوتاهی برای آن روز را علامت دهی می کند، و اولین بار این روز واقعا به سطح نقطه پیوت برخورد می‌کند. چیزی که جالب است بررسی نوار بعدی بعد از سطح نقطه پیوت است که با هم برخورد کرده‌اند: یک ساختاری شمعی بلند سیاه  را تشکیل داده که نشان می‌دهد خرس‌ها بر گاوهای در بیشتر نوار میله‌ای غلبه کرده‌اند، بدون اینکه با گاوها مبارزه کنند. پس عجیب نیست که قیمت از اینجا کاهش پیدا می‌کند، چون خرس‌ها اطمینان دارند که آنها توپ را در دست دارند. بازار سریع از سطح نقطه پیوت از طریق پشتیبانی 1 و 2 کاهش پیدا می‌کند. فقط اگر شما حالت تهاجمی داشته باشید، یعنی معامله کوتاه نزدیک نقطه پیوت داشته باشید، بعد از اینکه ساختار شعی خرسی را نگاه می‌کنید می‌توانید از این معامله خارج شوید. همچنین شما باید در نوار میله‌ای باز صعود داشته باشید، که در نیمه شب GMT یا دیگری از بین می‌رود. پرنده اولیه کرم را می‌گیرد. (نفر اول و موفق می شوید.)

توجه داشته باشید چگونه گاوها (روندهای صعودی) در نزول در این روز یک ضدحمله خوب در پشتیبانی 3 می‌کنند، و خرس را دفع می‌کنند و آنها بازار را دوباره به سطح پشتیبانی 1 بر می‌گردانند. این تصویر خوبی از استراتژی 3 است، که در زیر بحث شده است، که می تواند در باازر در پشتیبانی 2 و 3 خرید تا از از شرایط فروش زیاد سود برد. گاو نر در پشتیبانی 3 قادر به انتخاب 70 پیپ سریع خواهد بود اگر آنها یک سطح سود دور از پشتیبانی 1 داشته باشند.

اگر شما اولین فرصت جهش آن روز در پیوت را از دست بدهید، شما فرصت دوم را پیدا خواهید کرد که جهش کوتاه در پشتیبانی  داشته باشید. چون پیوت اوایل روز ثابت نگه می‌دارد، این روز بیاس کوتاه بود و چون پشتیبانی 1 از اوایل روز تخلف کرده بود، نقش بازگشتی پیدا کرد تا مقاومت شد. درک جهش‌های نزولی موقعیت‌هایی در پشتیبانی 1 می‌گیرد تا در مقابل جهش‌های صعودی پشتبانی 3 مقاومت کند، و آنها به اسانی موفق می‌شوند. دو باری که به پشتیبانی 1 برخورد می‌کنند قویا الگوهای ساختار شمعی نزولی را شکل می‌دهند: سایه بلند بالاتر نشان می‌دهد که این گاوهای توپ را در قسمتی از بازی در کنترل دارند اما در پایان کنترل را از دست می‌دهند و حرکات نزولی بازگشت چشمگیری دارند.

نکته: همانطور که ما در معاملات پیوت و جهش‌های پشتیبانی 1 دیده‌ایم، مشاهده رفتار ساختار شمعی  بعد از اولین برخورد با این سطح می‌تواند دیدگاه بدهد که تیم توپ‌ها را کنترل کند: کف ساختار شمعی نشان می دهد حرکات نزولی در کنترل هستند، و سقف نشان می‌دهد حرکات صعودی در کنترل هستند. هرچه به بستن نزدیک می‌شویم بالا است، قدرت بیشتر به گاوها داده می‌شود، و هرچه به بستن نزدیک می‌شویم پایین است و قدرت بیشتری به خرس‌ها داده می شود.

ریسک جهش از پیوت

 فایده اصلی که شما در گرفتن جهش معاملاتی از پیوت می‌برید مسیر روز است که دلخواه‌تان است. همیشه خوب است که از دست بالایی برخوردار باشید و قادر به بازی باشید که به نفع‌تان است. هرچند پیوت یک خط خیلی قابل بحث است، و حرکات صعودی و نزولی از طرف دیگر پیوت اغلب سعی خواهند کرد به سخت‌ترین شکل ممکن این خط را بشکنند و شما باید از شسکت بالقوه محافظت کنید. اگر موقعیت‌تان را بشکند توقف‌تان غیر قابل تحمل می‌شود. همانطور که ما دیده‌ایم می‌توانیم محتاط باشیم و سعی ‌کنیم جهش را فقط بعد از اینکه شبیه شکل شمع‌ها بعد از برخورد با پیوت بگیریم که به دلخواه‌مان است: سفید برای صعودی، سیاه برای نزولی، با علامت ایده‌الی که دوباره از پیوت با سایه بلند دشمن‌تان عقب نشینی می‌کنند. اگر شما شمع‌هایی با سایه بلند شکل دشمن‌تان ببینید، می‌توانید مطمئن شوید که دشمن‌تان حمله را دفع کرده و شما می‌توانید با اطمینان بیشتری از این شرایط سود ببرید.

استراتژی # 2: معامله با شکست پیوت

بازار همیشه بالا/پایین نقطه پیوت شروع نمی‌شود و در آن مسیر بقیه روز باقی نمی‌ماند. در حقیقت، زمانی که شما ممکن است سعی درجهش از پیوت داشته باشید، در عوض بازار آن را می‌شکند. اگر شما پیشگام قبلی باشید، شما باید خواستار خروج از معامله‌تان در اولین فرصت باشید، و بعد چشم بدوزید تا از شکست سود ببرید.

بنابراین پیوت پرچم علامت گذاری است که شما باید خواستار تغییر تعهدتان باشید: شما ممکن است تعهدتان را براساسی که قیمت مربوط به پیوت باز است، شروع کنید، حرکات صعودی اگر بالا و حرکات نزولی اگر پایین باشند. هرچند، اگر قیمت پیوت را بشکند، شما باید خواستار تغییر شکل باشید: اگر قیمت از طریق پیوت بشکند، شما باید خواستار شارژ بی‌پروایانه یک حرکت صعودی باشید و در این بازار بخرید؛ اگر از طریق پیوت بشکند، شما باید خواستار یک رشد شبیه حرکات نزولی باشید و در بازار کوتاه مدت بفروشید.

اگر بازار از طریق پیوت به سمت صعود شکسته شود،  علامتی است که معامله‌گران روی جفت‌های صعودی هستند، و شما باید خرید را شروع کنید. متعاقبا اگر قیمت از طریق پیوت به سمت نزول شکسته شود، علامتی است که معامله‌گران روی جفت‌های نزولی هستند و فروشندگان می توانند دست بالاتر برای بخش معاملانی را دارند.

 

 

قوانین ورود:

 

قوانین ورود و خروج

طولانی

کوتاه

قوانین ورود

اگر قیمت به کمتر از نقطه پیوت برسد و نقطه پیوت را بشکند، در بازار بخرید یا X پیپ بالای سطح نقطه پیوت  توقف کنید. متناوبا اگر شما شکست را از دست بدهید، می‌توانید دوباره این شکست را در سطح نقطه پیوت بخرید. اگر شکست خیلی سریع بشکند و دوباره تست وجود نداشته باشد، می‌توانید یک موقعیت طولانی در مقاومت 1 بگیرید تا زمانی که مومنتوم قوی است و به نظر می‌رسد که در حال شکستن است.

اگر قیمت به بالای نقطه پیوت برسد و نقطه پیوت را بشکند، در بازار بفروشید یاX پیپ زیر سطح نقطه پیوت ورود توقف کنید. متناوبا اگر شما شکست را از دست بدهید، می‌توانید دوباره این شکست را در سطح نقطه پیوت بفروشید. اگر شکست خیلی سریع بشکند و دوباره تست وجود نداشته باشد، می‌توانید یک موقعیت کوتاه در پشتیبانی 1 بگیرید تا زمانی که مومنتوم قوی است و به نظر می‌رسد که در حال شکستن است.

قوانین ورود(محافظه کار)

اگر قیمت در نقطه پیوت بشکند و H1 بالای این سطح بسته شود، بعد شما می‌توانید محدودیت سفارش خرید را در نقطه پیوت برای تست دوباره قرار دهید.

اگر قیمت در نقطه پیوت بشکند و H1زیر این سطح بسته شود، بعد شما می‌توانید محدودیت سفارش فروش را در سطح نقطه پیوت برای تست دوباره قرار دهید.

قانون حد ضرر

حد ضرر پیپ را زیر نقطه پیوت ثابت می‌کند، یا چند پیپ زیر سطح پشتیبانی 1برای بیشتر معاملات است.

حد ضرر پیپ را بالای نقطه پیوت ثابت می‌کند، یا چند پیپ بالای سطح مقاومت 1 برای بیشتر معاملات است.

قانون حد سود

حد سود در مقاومت 2 است. اگر قیمت به مقاومت 1 برسد، حد ضررتان را تا سطح نقطه پیپ تنظیم کنید تا کمترین ریسک را داشته باشد.

حد سود در پشتیبانی 2 است. اگر قیمت به پشتیبانی 1 برسد، حد ضررتان را تا سطح نقطه پیپ تنظیم کنید تا کمترین ریسک را داشته باشد.

 

نمونه EURUSD M30 با استفاده از پیوت روزانه

 

 

در نمودار بالا، EURUSD این روز زیر سطح نقطه پیوت شروع شده است، که بیاس کوتاه برای این روز سیگنال می‌دهد. معامله‌گران کم‌کم کوتاه‌کردن جفت‌های ارز را بدون انتظار برای تست نقطه پیوت شروع می‌کنند و آنها آن را خلاصه می‌کنند تا در پشتیبانی 2 متوقف شود. پشتیبانی 2 دوباره تست می‌شود، و وقتی  که ثابت ‌شد، جهش‌های صعودی در پشتیبانی 2 منتظر هستند تا بازار را تا 1.4045 پیوت بالا ببرد، و یک نبرد کوتاه دو ساعته انجام می‌شود.  اولین نوار H2 که به پیوت می‌رسد آن را  با 10 می‌شکند، که به حرکت صعودی امیدوار است. هرچند، نوار زیر تا 25 پیپ کاهش می‌یابد، و در آن لحظه زمانی سقوط می‌کند، و به نظر خواهد رسید جهش پیوت نزولی برنده شده است و EURUSD با موفقیت از پیوت رد شده است. اما این نوار با یک پیچ جالب پایان می‌یابد اگر از نزدیک به ساختار شمعی نگاه کنید: سایه بلند پایین‌تر نشان می‌دهد که حرکت نزولی توپ را در قسمتی از بازی کنترل می‌کند، اما در پایان کنترل را از دست می‌دهد زمانی که حرکت صعودی یک برگشت چشمگیر ایجاد می‌کند. این برگشت خیلی موثر است که حرکت صعودی را تشویق می‌کند تا بازار را مستقیما از این طریق به حرکت درآورد و نقطه پیوت را روی بار بعدی می‌شکند، و چون نقطه پیوت با موفقیت در این بازی روبرو می‌شود برای بقیه روز به نفع‌شان است. نبرد 4 ساعته دیگری در سطح مقاومت 1 وجود دارد، اما در نهایت بر حرکت صعودی غلبه می‌کند و بازار را تا مقاومت 2 جلو می‌برد.

توجه کنید چگونه این حرکت نزولی روی حرکت برگشتی برای این روز در یک ضد حمله خوب در مقاومت 2 ظاهر می‌شود، و با شدت بازار را پایین می‌راند تا دوباره در سطح نقطه پیوت تست کند. این یک تصویر خوب از استراتژی #3 است، که در زیر بحث شده است، که می‌تواند در بازار در مقاومت2 یا 3 بفروشد تا از شرایط خرید زیاد سود ببرد. جهش کوتاه در مقاومت 2 قادر خواهد بود 60 پیپ سریع را انتخاب کند. 

هرچند، زمانی که روز در نهایت در جهت صعودی است چون آنها با موفقیت نقطه پیوت اولیه را در این روز می‌شکنند، و بازی را به نفع خودشان تغییر می‌دهند، حرکات نزولی از ضد حمله در نقطه پیوت دست می‌کشند، و حرکات صعودی فرصت دیگری برای سوار شدن در روند برای یک جهش خوب در نقطه پیوت دارند.

چون از نظر ماهیت خاص و محبوب است، EUR/USD ارز خوبی است تا از استراتژی‌های پیوت سود ببرد.

ریسک شکست پیوت:

همه تلاش‌ها برای معامله در مسیر شکست پیوت یک ریسک ذاتی دارند که پیوت ثابت نگه می‌دارد. شما نمی‌دانید آیا حرکت اولیه از طریق پیوت ادامه خواهد داشت یا نه. شما در حال جنگ با جهش پیوت در سمت دیگر پیوت هستید، ابهام جنگ کمتر از این جریان فریبکارانه نیست چون در میدان جنگ مستقیم است. شکست‌های اشتباه، دام و حمله زیادی وجود دارد که منتظر شکست پیاده نظام است. ممکن است با تفکر درباره قیمت وارد شوید که با موفقیت نفوذ کرده است، فقط برای اینکه در دام گیر بیفتد چون جهش‌ها موقعیت‌تان را تغییر می‌دهند و شما را به سمت توقف‌تان سوق می‌دهند. شکست به نظر می‌رسد گویا اتفاق افتاده است اما  در این مسیر شکست ادامه نداشته است و موسوم به شکست اشتباه شده است و چیزی که اشتباه است شکستی که اتفاق افتاده نیست بلکه نتیجه‌گیری‌تان درباره این تراژدی است. شما باید قادر باشید خیلی سریع لایه‌های جریان و ساختارهای شمعی را بخوانید که در لحظه شکست شکل گرفته‌اند و خیلی زود تغییر کرده‌اند، تا به شما کمک کنند که چگونه شکست تحقق یافته است. اگر شما یک پیوت صعودی هستید، شما می‌خواهید درباره شکل‌گیری ساختارهای شمعی سفید بعد از شکست بفهمید، می‌خواهید احتیاط کنید اگر نوار سفید قبلی‌تان شبیه یک شبه کوچک شده است و انقدر به سمت پایین نزدیک شده است که علامتی است که روند هم سوی شما می‌شکند و شما باید برای خروج سریع آماده شوید. همچنین شما می‌خواهید مطمئن شوید که شکست‌تان یک مورد فنی درست است و به دلیل حرکت بد انتشار اخبار مهم نیست. بخش‌های ناپایدار  در مدت رویدادهای جدید رایج هستند و تصور می‌کنند معامله‌گران از آنچه در تقویم فارکس برای روز مورد نظر است، آگاه هستند. 

استراتژی# 3: معامله جهش از سطح SR (سطوح خرید زیاد/فروش زیاد)

از برخی رویدادهای مهم و انتشار اخبار ممانعت کنید، بازارهای کمی می‌توانند در یک مسیر بدون تجربه یک حرکت اصلاحی پیشرفت کنند. بازارها در یک دوره زیگزاگی حرکت می‌کنند، و پایین و بالا و بالا و پایین حرکت زیگزاگی دارند. در تصویر بزرگ، یا بازه زمانی طولانی افقی هستند، می‌توانند شبیه بازاری باشند که به طور پیوسته در یک جهت حرکت می‌کند، اما طبق یک بازه زمانی کوچک‌تر بازار مکررا به سمت بالا و پایین حرکت زیگزاگی دارد. غیر از روندهای بزرگ و برگشت این روندها، حرکات اصلاحی از روند غالب وجود دارد، و می‌توان از آنها سود برد.

معامله جهش از سطوح SR یک استراتژی است که از حرکات اصلاحی در بازار سود می‌برد. این سطوح SR به معنای حفظ یا دارای بازار است، و دلیلی است که آنها اینچنین نامیده می‌شوند. مقاومت فرض می‌شود برای مقاومت در مقابل پیشرفت‌های بازار است، و پشتیبانی فرض می‌شود برای پشتیبانی از کف قیمتی در مقال کاهش بازار است.

نقاط پیوت به شما سه سطح پشتیبانی و مقاومت می‌دهند، و ما یک جهش روند معکوس فقط روی دو سطح آخر پیشنهاد می‌کنیم: R2/S2 و R3/S3. قیمت روز به خوبی بین R1 و S1  حرکت می‌کند، اما این سطوح اولیه برای معامله ضد روند توصیه نمی‌شوند، به شرطی که برگشت قوی از پیوت بتواند به آسانی بازار را از طریق R1 و S1 تغییر دهد، و هیچ کس نمی‌خواهد پیشقدم باشد که سطح در مقابل حمله بشکند. فقط اگر شما در مسیر کلی معینی از بازار باشید می‌توانید در R1/S1 به دلخواه معامله کنید که روند کلی مسیر است. از درک دقیق مسیر بازار ممانعت می‌شود، در عوض توصیه می‌شود در موقعیت‌های سطح R2/S2 معامله کنید چون در این زمان بازار به این سطوح می‌رود، که خسته‌تر و به دلیل حرکت اصلاحی خواهد بود. توصیه نمی‌شود در موقعیت‌های سطوح R3/S3 وارد شوید چون بازارها معمولا حرکت نمی‌کنند که در یک روز بعید است، و اگر آنها حرکت کنند، آنها شدیدا روند دارند و خطرناک است که در یک موقعیت ضد روند معامله کنید.

 

 

قوانین ورود

 

قوانین ورود و خروج

بلند

کوتاه

قانون ورود

محدودیت خرید در سطح S2 قرار دهید تا معامله فروش بیش از حد را بگیرید.

محددیت فروش در سطح R2 قرار دهید، تا معامله خرید بیش از حد را بگیرید.

قانون ورود (محافظه کارانه)

شما می‌خواهید بازار با خط برخورد کند و معامله کنید فقط وقتی بازار X پیپ بالای سطح نقطه پیوت نزدیک شود و بیان می‌کند  خط ثابت شده است.

شما می‌خواهید بازار با خط برخورد کند و معامله کنید فقط وقتی بازار Xپیپ زیر سطح نقطه پیوت نزدیک شود و بیان می‌کند  خط ثابت شده است.

قانون حد ضرر

حد ضرر X پیپی زیر S3 قرار دهید و در پتاسیل شکست محتاط باشید.

حد ضرر X پیپی بالای R2 قرار دهید و در پتاسیل شکست محتاط باشید.

قانون حد سود

اگر در S2 طولانی باشد، سطوح TP 1-2 در بالای S1 یا نقطه پیوت قرار دهید.

اگر در R2 کوتاه باشد، سطوح TP 1-2 در پایین R1 یا نقطه پیوت قرار دهید.

 

نمونه USD/CHF M30 با پیوت روزانه:

 

 

شما می‌توانید از نمودار بالا بفهمید که تصور می‌شود حرکات نزولی وقتی بازار را کنترل می‌کنند که در پیوت در شروع روز می‌شکند. حرکات رو به پایین سریع و قدرتمند هستند، و با یک  نوار سیاه خیلی بلند در M30در S1 می‌شکند و سعی در تست S2 دارد. فکر می‌کنم که هر وقت شما یک نوار M30 داشته باشید روی کاهش حرکت صعودی منتقل می‌شود، و مجبور به حرکت اصلاحی است. شبیه یک سرباز خودسر است که چون با موفقیت بر یک خط غلبه کرده است،  ادامه می‌دهد و فکر می‌کند یک سوپرمن نابودگری است که بدون وقفه با مدافعان خط دوم می‌جنگد. در عوض، بدن‌اش را در مقابل نیزه قرار می‌دهد. جهش‌های صعودی هوشمند خیلی برای این لحظه منتظر شده‌اند تا بر این خودسری، گسترش زیاد و کاهش حرکات نزولی غلبه کنند. توجه داشته باشید چگونه امکان نفوذ در S2 به سختی وجود دارد، و در عوض به شدت این خط را معکوس می‌کند، با جهش‌های صعودی که بازار را به S1 بر می‌گردانند تا دوباره پیوت را تست کنند. یک جهش صعودی در S2 می‌تواند به آسانی در 50 پیپ در این معامله انتخاب شود.

خطرات جهش‌های ضد روند از خطوط S/R

چون شما در حال افزایش معاملات در مقابل روند اصلی روز هستید، شما خطر روند خیلی قوی پیش رو دارید که به نسبت سطح مقاومت یا پشتیبانی نگه داشته نمی‌شود و  شما از سمت حرکت روندتان  دور می‌شوید و متوقف می‌شوید. شما باید بدانید ریسک محسوب می‌شود و ضررهایتان را با بردتان یکی است. توقف‌تان را در جایی دارید که آسیب‌تان را موقعی که اشتباه می‌کنید، محدود می‌کند. معامله بدون توقف احمقانه است چون بازار می‌تواند اوج و فرود جدیدی داشته باشد، و به نظر می‌رسد هرگز به موقعیت ورود اولیه‌تان بر نمی‌گردد.

نتیجه‌گیری

ما مشاهده کردیم که چگونه خطوط پیوت از فرمول مشتق شده از نوار بالا، پایین استفاده می‌کنند تا پیوت و سه سطح پشتیبانی و مقاومت را تعیین کنند. جمعا سطوح پیوت نامیده می‌شود، فواید استفاده از آنها این است که آنها عینی‌تر از خطوط پشتیبانی  و مقاومت شکل گرفته در همه نوسانات بالا و پایین هستند، و آنها خیلی محبوب هستند، اغلب به قدری محبوب که این خطوط خود به خود تکمیل می‌شوند، و قابل پیش بینی در جایی می‌شوند که قیمت توقف خواهد کرد و معکوس یا در مقابل آن تلاش می‌کند.

زیبایی خطوط پیوت این است که آنها نقشه نبرد برای فعالیت قیمتی آینده و آتی می‌شوند. زمانی که شما اندیکاتور مناسب خطوط پیوت  در نمودارتان قرار می‌دهید، می‌توانید همه سایت‌های نبرد تاریخی این بازار را ببینید، و می‌توانید پیش بینی کنید کجا نبردهای آنی در بازار منتقل می‌شوند. بنابراین خطوط پیوت به شما دسترسی به روند کلی را ممکن می‌سازد، که می‌توانید نیروهای صعودی و نزولی را روی نقشه ببینید. با استفاده از این دانش می‌توانید استراتژی‌های سود‌ده خودتان را بسازید.

خود پیوت در مرکز فعالیت است،  و گروهی که پیوت را نگه می‌دارد بالاتر در این روز است تازمانی که پیوت رد شود. اگر روند کلی تیم دلخواه‌تان در این روز قوی باشد و شما روز با جهت درست پیوت شروع کرده باشید، شما باید استراتژی جهش پیوت را اتخاذ کنید. اگر روند کلی هنوز در سمت شما باشد اما شما در جهت اشتباه پیوت روز را شروع کرده باشید، باید استراتژی شکست پیوت را اتخاذ کنید. چه معامله شکست یا جهش در پیوت را انتخاب کرده باشید، شما باید روی تشکیل   اولین زوج ساختارهای شمعی تمرکز کنید که این خط را تست می‌کند، برای اینکه ببینید کدوم گروه برنده است، مشاهده کنید آیا بار بر حرکات صعودی سفید، حرکات نزولی سیاه غالب است، و چقدر سایه‌ها وجود دارند. مقاله‌مان دربارهساختارهای شمعی ژاپن را ببینید.

استراتژی نهایی با خطوط پیوت معاملات ضد روند همراه با مقاومت و پشتیبانی مخصوصا در R2/S2 را اتخاذ می‌کند. در این خط، حرکات صعودی و نزولی در حال حرکت هستند، و سخت دفاع می‌کنند و با احتمال زیاد یک ضد حمله را شروع می‌کنند. گاهی خوب است که در سمت مدافعان باشیم و امواج را با ضد حمله هدایت کنیم.  به اندازه شکست/جهش پیوت استراتژی مطلوبی نیست، اما می‌تواند سود ده باشد. اگر مسیر کلی بازار به دلخواه‌تان باشد، و هیچ رویداد جدید گیج کننده‌ای وجود نداشته باشد، مهاجمان را به سمت جلو هدایت می‌کند مگر اینکه آنها پیوت روز را نقض کرده‌ باشند، و بعد یک ضد حمله در R2/S2 اتخاذ کرده باشند که می‌تواند با احتمال زیاد موفقیت بالایی داشته باشد. اگر شما واقعا شجاع باشید و فکر می‌کنید که حمله کننده امروز ضعیف هستند و حملات‌شان کوتاه است، پس می‌توانید روی یک حرکت ضد روند در R1/S1 معامله کنید، با این ایده که شما با قیمت و موقعیت بهتری وارد شوید و آنچه روند بزرگتری در مسیرتان دارد را بازیابی کنید و حمله کننده امروز شاید برای هدایت قیمت در R2/S2 شکست بخورد.

استراتژی اسکالپ یک وپنج دقیقه

ستراتژی معاملاتی اسکالپ فارکس که در تایم های یک دقیقه و پنج دقیقه بکار می رود.

در ابتدا لازم است گفته شود که ایندیکاتور RSIOMA نسخه حرفه ای تر ایندیکاتور RSI می باشد.

جفت ارزهای پیشنهادی:

  • EUR/USD
  • AUD/USD
  • GBP/USD

تایم فریم معاملاتی: یک دقیقه و ۵ دقیقه

ماکزیمم اسپرد: ۰٫۰۰۰۲۵

ایندیکاتورهای مورد نیاز:

  • ۲MA متقاطع (تنظیمات پیش فرض)
  • هیکن آشی (smoothed)
  • RSIOMA (تنظیمات پیشفرض)
  • DoubleCCIWoody (تنظیمات پیشفرض)
  • spudfib

شرط ورو به پوزیشن خرید:

  1. خطوط ۲MA از روی یکدیگر به سمت بالا کراس کنند.
  2. ایندیکاتور DoublCCIWoody به رنگ سبز باشد.
  3. ایندیکاتور RSIOMA بزرگتر از ۶۵ باشد.

شرط ورود به پوزیشن فروش:

  1. خطور ۲MA از روی یکدیگر به سمت پایین کراس کنند.
  2. ایندیکاتور DoublCCIWoody به رنگ قرمز باشد.
  3. ایندیکاتور RSIOMA کوچکتر از ۳۵ باشد.

قوانین خروج در تایم یک دقیقه:

قیمت هدف: ۱۰ پیپ یا برخورد به سطوح فیبوناچی
حد ضرر: ۱۰ پیپ یا رنگ هیکن آشی از سبز به قرمز تغییر کند.

قوانین خروج در تایم ۵ دقیقه:

قیمت هدف: ۱۵ پیپ یا سطوج فیبوناچی.
حد ضرر: ۱۲ پیپ یا رنگ هیکن آشی از قرمز به سبز تغییر کند.

فراموش نکنید که هرگز در زمان اخبار مهم ترید نکنید. اگر در زمان معاملات بودید و خبر مهمی در راه بود، نیم ساعت قبل و بعد از آن خبر هرگز ترید نکنید.

اگر نرم افزار معاملاتی شما ایندیکاتور RSIOMA را پشتیبانی نکرد می توانید از ایندکاتور ساده RSI استفاده نمایید. برای این منظور می توانید از قوانین ذیل جهت ورود استفاده کنید:

شرط وارد شدن به پوزیشن خرید:

کراس رو به بالای دو خط ۲MA
ایندیکاتور DoublCCIWoody سبز رنگ باشد.
ایندیکاتور RSI بیشتر از ۵۵ باشد

شرط وراد شدن به پوزیشن فروش:

کراس رو به پایین دو خط مویینگ اوریج
ایندیکاتور DoublCCIWoody سبز رنگ باشد
ایندیکاتور RSI کمتر از ۴۵ باشد.


دانلود فایلهای ضمیمه:
جهت دریافت ایندیکاتور و اکسپرت و تمپلیت این استراتژی به این قسمت مراجعه نمایید. تمامی فایلها رایگان است تنها کافیست آنها را به سبد خرید اضافه کرده و مراحل را دنبال نمایید تا فایل برای شما دانلود شود.

معامله با کمک خطوط روند

 

چگونه به کمک خطوط روند معامله کنیم؟

 در این مبحث درباره نحوه انجام معاملات با کمک خطوط روند و سطوح حمایت و مقاومت صحبت خواهیم کرد.

از آنجا که میخواهیم همه چیز را ساده کنیم، سطوح حمایت و مقاومت داد و ستد را به دو ایده ساده تقسیم می کنیم: پرش و شکست.

 

پرش

آموزش فارکس. معامله با خطوط روند

همانگونه که از نام آن پیداست، یکی از روش های سطوح حمایت و مقاومت داد و ستد درست بعد از پرش است. پرش یعنی فاصله گرفتن منطقی قیمت از مناطق حمایت و مقاومت.

بسیاری از معامله گران خرده فروشی این اشتباه را مرتکب می شوند که دستورات خود را مستقیما روی سطوح حمایت و مقاومت تنظیم میکنند و سپس صبر می کنند تا معامله مورد نظرشان انجام شود.

ممکن است این روش بعضی از اوقات جواب دهد اما این روش فرض میکند که سطح حمایت و مقاومت سر جای خود می ماند بدون آنکه قیمت واقعا به آنجا برسد.

ممکن است با خود بگویید: “چرا یک دستور ورودی درست روی خط نگذارم؟! به این ترتیب، خیالم از بهترین قیمت ممکن راحت می شود.”

هنگام بازی پرش، می خواهیم اوضاع را به نفع خود تغییر دهیم و نوعی تایید به دست آوریم که حمایت یا مقاومت باقی خواهد ماند.

به جای خرید یا فروش در همان ابتدای کار، صبر کنید که قبل از ورود، قیمت پرش کند.

با انجام این کار، از آن لحظاتی که قیمت سریع حرکت می کند و در سطوح حمایت و مقاومت می شکند اجتناب می کنید.

بنا به تجربه، گرفتن چاقوی در حال سقوط می تواند واقعا خطرناک باشد…

آموزش فارکس. معامله با خطوط روند

 

شکست

در دنیای کامل، سطوح حمایت و مقاومت تا ابد باقی می مانند، غذاهای مک دونالد سالم خواهند بود و همه ما روی کوله پشتی خود جت داریم.

در دنیای کامل داد و ستد، می خواهیم هر گاه قیمت به سطوح حمایت و مقاومت مهم برخورد می کند پرش کنیم و کلی پول به جیب بزنیم.

واقعیت امر این است که این سطوح اغلب شکسته می شوند.

بنابراین، فقط بازی پرش کافی نیست. همچنین باید بدانید که هر گاه سطوح حمایت و مقاومت راه می دهند چه باید کرد! دو راه برای بازی شکستن وجود دارد: راه تهاجمی یا راه محافظه کار.

 

راه تهاجمی

ساده ترین راه برای بازی شکستن همانا خرید یا فروش در هر زمانی است که قیمت از منطقه حمایت یا مقاومت عبور متقاعد کننده ای دارد.

کلمه کلیدی در اینجا متقاعد کننده است زیرا فقط می خواهیم در زمانی که قیمت از سطح حمایت یا مقاومت عبور می کند وارد شویم.

می خواهیم منطقه حمایت یا مقاومت طوری عمل کن که انگار همین الان ضربه کاراته “چاک نوریس” را دریافت کرده است: می خواهیم قیمت در آنجا بشکند و از درد به خود بپیچد.

آموزش فارکس. معامله با خطوط روند

 

راه محافظه کارانه

این وضعیت فرضی را در نظر بگیرید: تصمیم دارید EUR/USD را خریداری کنید به امید آن که پس از پرش از سطح حمایت افزایش یابد.

بلافاصله پس از آن، حمایت می شکند و اکنون در موقعیت ضرر قرار دارید، و مانده حساب تان به آرامی در حال سقوط است.

آیا…

  • شکست را می پذیرید، و موقعیت خود را نقد می کنید؟

یا

  • معامله خود را حفظ می کنید و صبر می کنید تا قیمت دوباره بالا رود؟

اگر دومی را انتخاب کنید، آنگاه به راحتی این نوع روش داد و ستد را درک می کنید.

به یاد داشته باشید، هر زمان که موقعیتی را می بندید، طرف مقابل معامله را بر می دارید.

بستن معامله (خرید) EURUSD در نقطه سر به سر یا نزدیک آن به معنای فروش همان مقدار EURUSD است.

حال اگر فروش و نقد کردن موقعیت های زیان ده در سطح حمایت شکسته شده به اندازه کافی رخ دهد، قیمت معکوس خواهد شد و دوباره شروع به سقوط خواهد کرد.

این پدیده دلیل اصلی این امر است که چرا سطوح حمایت شکسته شده در زمانی که می شکنند به مقاومت تبدیل می شوند.

همانطور که حدس زده اید، استفاده از این پدیده تمامن متکی به صبور بودن است. به جای ورود درست در زمان شکستن، صبر کنید تا قیمت به سطح حمایت یا مقاومت شکسته شده بر گردد و پس از پرش قیمت وارد شوید.

آموزش فارکس. معامله با خطوط روند

 

چند هشدار…

این امر همیشه اتفاق نمی افتد.

“ریست شدن” سطوح حمایت و مقاومت همیشه رخ نمی دهد.

گاهی اوقات قیمت در یک جهت حرکت می کند و شما را پشت سر می گذارد.

به این دلایل، همیشه از دستور توقف استفاده کنید و هرگز فقط به دلیل امید داشتن که بالاخره این معامله خوب خواهد شد آن را نگه ندارید.

اموزش انتقال دیتا به متاتریدر  توسط فارکس یار

موزش ورود دیتای قیمت به متاتریدر

 اشتراک گذاری

جهت گرفتن بک تست از یک استراتژی نیاز است تا دیتای قیمتی از گذشته بازار در اختیار داشت.

هرچند که این احتمال وجود دارد که بروکرها دیتاهای خوبی در اختیار شما قرار دهند اما این دیتاها بسیار محدود هستند.

لذا برای اینکه دیتاهای زیادی در اختیار داشته باشید و در ضمن معتبر هم باشند باید از سایتهایی که در این زمینه فعالیت میکنند کمک بخواهید.

سایتهایی هستند که دیتاهای بازار فارکس را به رایگان در اختیار شما قرار می دهند. اما تیم ما در فارکس یار دات کام علاوه بر ارائه دیتای با کیفیت رایگان در این مقاله میخواهد نحوه صحیح اضافه کردن دیتای قیمتی به نرم افزار متاتریدر را به شما آموزش دهد.

شما می توانید این دیتا را وارد نرم افزار متاتریدر کرده و توسط اکسپرت بک تست گیری حرفه ای که در سایت فارکس یار دات کام به رایگان ارائه شده است استفاده کنید و استراتژی های خود را در گذشته بازار به صورت لایو تست کنید.

البته تهیه دیتاهای بسیار حرفه ای و کامل نیازمند این است که هزینه ای پرداخت نمایید. اما ما آنها را به رایگان در اختیار شما قرار داده ایم.

با ما همراه باشید…

 

گام اول: دانلود داده ها

  • ابتدا در سایت فارکس یار دات کام عضو شوید.
  • سپس با ورود به بخش مارکت زیر منوی دیتای فارکس- اینجا – دیتای جفت ارز مورد نظر خودتون رو انتخاب نمایید. و یا بر روی لینکهای ذیل کلیک کنید و مراحل را دنبال کنید تا لینک دانلود برای شما نمایان شود.
جفت ارزبازه زمانیحجم
EURUSDJan 2001 – 31 Jan 2019۳۵ مگابایت
AUDUSDJan 2001 – 31 Jan 2019۳۱ مگابایت

 

گام دوم: انتقال داده ها به نرم افزار متاتریدر

پس از اینکه داده های مورد نظر خودتون رو دانلود کردید، ابتدا آنها را از داخل پوشه که به صورت زیپ شده هستند خارج کرده و مثلا در دسکتاپ خود قرار دهید. فایل مورد نظر به صورت یک فایل تکست زیپ شده می باشد که باید حتما از حالت فشرده خارج شود.

EURUSD-history-data-zip-file

سپس وارد نرم افزار متاتریدر شده و از منوی برنامه گزینه Tools و سپس زیرمنوی History Center را انتخاب کنید. و یا دکمه F2 را فشار دهید.

اضافه_کردن_دیتا_به_متاتریدر

همانند تصویر ذیل پنجره ای باز می شود که در سمت چپ آن گزینه های Symbols لیست شده است. بسته به نوع بروکر شما ممکن است گزینه های متفاوتی را مشاهده کنید. با این حال با جستجو در منوی مذکور می توانید جفت ارزی که دیتای آن را دانلود نمودید، پیدا نمایید.

اضافه_کردن_دیتا_به_متاتریدر

ما در این مثال جفت ارز یورودلار (EURUSD) را انتخاب کردیم. پس از باز کردن منوی جفت ارز مورد نظر بر روی بانک اطلاعاتی تایم یک دقیقه کلیک کنید. دقت داشته باشید فقط یک دقیقه نه تایم دیگر. زیرا داده های ما بر اساس تایم یک دقیقه می باشند.

با انتخاب بانک اطلاعاتی تایم یک دقیقه در سمت راست لیست قیمتها با مشخصات کامل آنها ظاهر می شود.

اکنون اگر در بالای جدول دقت کنید تعداد رکوردهای این بانک اطلاعاتی نمایش داده شده در اینجا در نرم افزار ما ۵۳۲ داده وجود دارد.

سپس در پایین پنجره بر روی دکمه Import کلیک کنید در این مرحله میخواهیم داده های خود را وارد بانک اطلاعاتی کنیم.

 

با کلیک بر روی دکمه Import پنجره مورد نظر که تصویر آن در پایین آمده است باز می شود. در این پنجره به تنظیمات آن دست نزنید و فقط بر روی دکمه Brows کلیک کنید تا آدرس فایل داده های خود را وارد این بخش کنیم. دقت کنید که فایل حتما باید از حالت فشرده خارج شده باشد.

وارد کردن دیتای قیمت به متاتریدر

بعد از آنکه فایل را وارد کردید کمی تامل کنید چون با توجه به سرعت سیستم شما ممکن است این کار کمی زمان ببرد. پس از ورود موفقیت آمیز مانند تصویر ذیل داده ها به صورت جدول لیست می شوند.

ورود داده های قیمت به متاتریدر

پس از طی این مراحل بر روی دکمه OK کلیک کنید. اکنون مانند تصویر ذیل همانطور که با کادر آبی علامت گذاری شده است تعداد رکوردهای بانک اطلاعاتی جفت ارز مورد نظر که در اینجا یورودلار بود به ۶۳۶۷۳۶۰ رکورد افزایش یافته است. البته این عدد نسبی هست و ممکن است که در نرم افزار شما بیشتر از این نمایش داده شده باشد.

این یعنی اینکه تا اینجای کار داده ها به صورت موفقیت آمیز وارد نرم افزار متاتریدر شما شده است. اکنون وقت آن است که تنظیمات بعدی را انجام دهیم.

ورود موفقیت آمیز داده به متاتریدر

در این مرحله بر روی دکمه Close کلیک کرده و پنجره را ببندید.

در پنجره اصلی متاتریدر در منوی اصلی بر روی Tools و سپس Options کلیک کنید. و یا کلیدهای ترکیبی Ctrl+O را فشار دهید.

در پنجره Options تب Charts را باز کرده و در کادر پایین عددهای ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ را وارد کنید. ما در این قسمت میخواهیم نرم افزار متاتریدر بیشترین تعداد رکورد را در چارت برای ما به نمایش بگذارد. به تصویر ذیل دقت کنید…

پنجره آپشن متاتریدر

 

سپس بر روی OK کلیک کنید.

بسیار خوب. تا الان ما داده ها را وارد نرم افزار کردیم. اما این داده ها مربوط به تایم یک دقیقه هست و شاید اصلا مورد نیاز ما نباشند و شاید مثلا ما بخواهیم در تایم ۵ دقیقه یا ۱۵ دقیقه و یا حتی یکساعت استراتژی معاملاتی خود را بک تست گیری کنیم.

برای این منظور باید از اسکریپت تبدیل تایم که به صورت پیش فرض در خود نرم افزار متاتریدر قرار دارد استفاده کرد. با این مقاله همراه باشید تا نحوه اجرای آن را به شما آموزش دهیم…

 

تبدیل رکوردهای تایم یک دقیقه به تایم دلخواه

جفت ارزی که داده های جدید را وارد نرم افزار کردیم را باز کرده. (File: New Chart). اگر طبق راهنمای این مقاله پیش رفته باشید با باز کردن چارت یورودلار. اگر بازار باز بود دکمه اسکرول اتومات چارت که علامت فلش زرد رنگ به سمت راست را دارد خاموش کرده تا چارت به صورت اتوماتیک به انتها نرود. سپس با زدن دکمه Home بر روی کیبورد به ابتدای چارت بروید. همانطور که مشاهده میکنید تاریخ اولین داده مربوط به سال ۲۰۰۱ می باشد.

دیتاهای یورودلار از سال 2001

این یعنی اینکه چارت شما توانسته است داده های ۱۸ سال را نمایش دهد.

اما این داده ها برای ما کاربردی نیست و ما باید آنها را به تایم دلخواه خود تبدیل کنیم. بنابراین باز زدن دکمه Ctrl+N پنجره Navigator باز می شود. در پنجره Navigator، منوی اسکریپت را باز کنید و اسکریپت PeriodConverter را پیدا کرده و آن را کشیده و بر روی چارت بیاندازید. با این کار پنجره تنظیمات این اسکریپت ظاهر می شود.

تبدیل دوره زمانی در متاتریدر

در این پنجره در تب Common دقت کنید که تیک عبارت Allow DLL imports خورده باشد. سپس وارد تب Inputs شوید. در این تب شما در کادر نمایش داده شده باید عددی را وارد کنید. این عدد دوره زمانی شما بر اساس دقیقه هست. بعنوان مثال اگر می خواهید زمان چارت که اکنون یک دقیقه هست به ۵ دقیقه تبدیل شود عدد ۵ و اگر میخواهید به یک ساعت تبدیل شود عدد ۶۰ را وارد کنید.

ما در اینجا عدد ۱۵ را وارد میکنیم. پس از درج عدد بر روی دکمه OK کلیک کنید.

تبدیل دوره زمانی در متاتریدر

 

اکنون پنجره بسته می شود اما عملیات در پشت صحنه در حال اجراست. مدتی صبر کنید. این انتظار بسته به سرعت سیستم شما ممکن هست از چند ثانیه تا چند دقیقه طول بکشه.

پس از گذشت چند دقیقه اکنون داده های شما به تایم دلخواه تبدیل شده اند. برای اینکه به درستی متوجه شویم داده ها تبدیل شده اند کافیست مراحل ذیل را انجام دهید…

از منوی فایل گزینه Open Offline را انتخاب کنید. سپس در پنجره باز شده جفت ارز مورد نظر خود را که در جلو آن تایم آن را نیز نوشته انتخاب  و کلید نمایید.

قیمتهای آفلاین در متاتریدر

همانطور که در تصویر بالا ملاحظه میکنید تعداد ۴۴۱۵۹۹ میله قیمت در چارت ۱۵ دقیقه از تاریخ ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۹ درج شده است. این یعنی که تبدیل داده ها به صورت موفقیت آمیز بوده است.

امواج ولف

امواج ولف

در ابتدا تشکر میکنیم از زحمات استاد عزیزمون جناب آقای رضا گلشاهیان بابت ارائه رفرنس اصلی این مقاله امیدواریم که توانسته باشیم ترجمه روان و قابل درکی را ارائه کرده باشیم. (تیم ترجمه فارکس یار)


این روش خاصی است که شاید منحصر به فرد ترین، روش تجارت موثر من (لیندا) تاکنون باشد! آن توسط یک دوست خوب توسعه و اشتراک گذاری شده بود، بیل ولف، کسی که برای ۱۰ سال گذشته تجارت زنده  S & P را ساخته بود و پسر او، برایان، نیز آن را معامله می کرد.

برایان اولین نوجوانی بود که من تا حالا دیدم که به طور مداوم از طریق اسکالپینگ درآمد خوبی ساخته بود. برایان، که در حال حاضر ۲۱ ساله است، به تجارت موج ولف در بازارهای دیگر پیشرفت کرده است.

ساختار نظریه ولف

نظریه ی ساختار موج بیل بر اساس اولین قانون فیزیک نیوتون می باشد: برای هر عمل یک واکنش مخالف وجود دارد. این جنبش یک موج مشخص با قابلیت طرح ارزشمند ایجاد می کند. این موج به وضوح، زمانی که نوسانات خوبی وجود دارد راه اندازی می گردد. با کمی تمرین، آسان است که چشم خود را برای تشخیص فوری این الگوها تمرین دهید.

قوانین امواج ولف

قوانین زیر زمانی که شما نمونه ها را بررسی می کنید، مفهوم خواهند شد. (لطفا به دنباله عجیب و غریب در شمارش توجه داشته باشید. همان طور که شما خواهید دید، آن برای تجزیه و تحلیل قیاسی لازم است.)

با شروع با یک بالا (قله) یا پایین (دره) در نمودار میله ای، ما از شروع شمارش در یک موج جدید مطمئن شده ایم.

این برای راه اندازی یک دستور خرید محاسبه می گردد. ما شمارش را از یک بالا (قله) شروع می کنیم. (شمارش موج می تواند معکوس شود اگر ما از یک پایین (دره) شروع کرده باشیم و به دنبال راه اندازی یک دستور فروش باشیم.)

  1. موج شماره ۲ یک قله است.
  2. موج شماره ۳ پایین تر از موج کاهشی اول است.
  3. موج شماره ۱ دره ی قبل از موج ۲ (بالا) است. نقطه ۳ باید پایین تر از نقطه ۱ باشد.
  4. موج شماره ۴ بالای موج ۳ است. نقطه ی موج ۴ باید بالاتر از کف موج ۱ باشد.
  5. یک خط روند از نقطه ۱ به نقطه ۳ رسم شده است. گسترش این خط نقطه برگشت پیش بینی شده را طرح ریزی می کند که ما آن را موج ۵ می نامیم. این نقطه ورود برای سوار شدن تا خط EPA (خط ۱ به ۴) است.
  6. قیمت تخمینی در ورود (EPA) خط روند ترسیم شده از ۱ به ۴ است. آن قیمت هدف پیش بینی شده را طرح ریزی می کند. حد ضرر اولیه ما درست در زیر نقطه چرخش تازه شکل گرفته در نقطه ۵ قرار می گیرد. می توان آن را سریعا به نقطه ی تراز (نقطه ی ورود) منتقل کرد.

نکته مهم: شما نمی توانید تا زمان تشکیل نقاط ۱، ۲، ۳، و ۴ شروع به جستجوی موج ولف کنید.

به خاطر داشته باشید که نقطه ۳ باید پایین تر از نقطه ۱ برای راه اندازی خرید باشد. و البته باید بالاتر از نقطه ۱ برای راه اندازی فروش باشد.

همچنین، در بهترین امواج، نقطه ۴ بالاتر از نقطه ۱ برای راه اندازی خرید و کمتر از ۱ برای راه اندازی فروش خواهد بود.

حالا نمونه ها را مطالعه نمایید و ببینید که می توانید چشم خود را آموزش به شروع دیدن موج ولف دهید.

 

تصویر ذیل آنچه را که یک موج ولف به نظر می رسد، زمانی که شروع به تشکیل شدن می نماید را نمایش می دهد.

نقطه ۱، ۲، و ۳ باید پیش از این تشکیل شده باشند. نقطه ۲ باید نوسان قابل توجهی رو به بالا یا پایین داشته باشد. یک خط روند سپس بین نقاط ۱ و ۳ کشیده شده که این جایی است که تشکیل نقطه ۵ را پیش بینی می کند.

در شکل زیر نقطه ۵ تشکیل شده است. ما خرید خواهیم کرد از نقطه ی چرخش قیمت از این منطقه و حد ضرر کوچک زیر آن قرار می دهیم. اگر ما یک خط روند از نقطه ۱ به نقطه ۴ رسم کنیم، آن باید به ما یک پیشبینی از هدف قیمت بدهد.

چند مثال در این باره:

قیمت هدفش را با بدست آوردن پتانسیل ۱۲ امتیاز دید!

نقطه ی ۲ نقطه شروع اولیه برای الگو است. من همیشه آن را به ساده ترین راه برای شروع شمارش در این نقطه پیدا می کنم. سپس، به عقب برمی گردیم و نقطه ۱ و ۳ را پیدا می کنیم. فراموش نکنید که نقطه ۴ باید بالاتر از نقطه ۱ باشد. خط روند ترسیمی ما نقطه ۵ را طرح ریزی کرده است.

بازار نقطه حمایت را در این سطح پیدا می کند، بنابراین ما وارد یک موقعیت خرید در بازار می شویم و حد ضرر را درست در زیر نقطه ۵ قرار می دهیم. و معامله به هدف خودش رسیده است.

معاملات بر اساس حجم

 معامله گری فارکس بر اساس حجم

سلام معامله گران فارکس

آیا تا به حال در سهام و یا بازار آتی معامله کرده اید؟

تقریبا همه از اهمیت حجم معاملات در بازار سهام و آتی مطلع هستند. اما آیا حجم معاملات در بازار فارکس هم کاربردی دارد؟ چگونه از حجم معاملات در بازار فارکس استفاده کنیم؟

حجم_در_فارکس

صرف‌نظر از پاسخ به سئوال مطرح شده در بالا، همه می‌دانند که حجم در تحلیل سهام و آتی چقدر مهم است. حجم، نرخ باز شدن و رفتار قیمت، اجزای کلیدی در تصمیم‌ گیری‌های معاملاتی هستند.

آیا متوجه شدید که حجم در سهام و آتی اهمیت یکسانی ندارد؟ یا، در واقع، آیا تا به حال از حجم در نمودار فارکس استفاده کرده‌اید؟ چگونه حجم در بازار فارکس اندازه‌گیری می‌شود؟ آیا بازار فارکس نیز از سطوح حجم استفاده می‌کند؟ ما می‌خواهیم تمام این سوال‌ها و چیزهای دیگر را مورد بحث قرار دهیم. لطفا تجربیات خود را در بخش نظرات در پایین بنویسید.

حجم_معاملات

 

اندازه گیری حجم

بازار فارکس، بازاری غیر متمرکز است، به این معنی که هیچ فرمولی برای اندازه‌گیری حجم قرارداد و اندازه قرارداد، مانند بازار سهام وجود ندارد. بازار فارکس حجم را با شمارش حرکات خطوط اندازه‌گیری می‌کند. منطق پشت این موضوع ساده است:

  1. قیمت در خطوط به بالا و پایین حرکت می‌کند.
  2. بازار فارکس نمی‌تواند نحوه فروش بسیاری از قراردادها را اندازه‌گیری کند، اما می‌تواند اندازه خطوط و یا بالا و پایین رفتن قیمت در هر چارچوب زمانی مشخص را اندازه بگیرد.
  3. آن را می توان با اندازه‌ گیری این که چقدر خطوط قیمت بالا و پایین می‌رود اندازه‌گیری کرد.
  4. بدون توجه به اینکه چه تعداد تراکنش ها تکمیل شده‌اند تا قیمت را حرکت دهند، اثر خالص اندازه‌گیری خواهد شد.

این معادل تمرکز بر نتیجه بعدی به جای تجزیه و تحلیل فرآیند است.

اندازه‌گیری حجم در بازار فارکس در حال بررسی این است که چقدر قیمت در یک دوره مشخص حرکت می‌کند و مهم نیست که چقدر؟ کم یا زیاد؟ در واقع معامله خرید و فروش نیاز است تا قیمت، یک خط حرکت کند.

تنها چیزی که می‌داند این است که چند خط حرکت می کند در صورتی که ۱۰۰یا ۱۰۰۰۰معامله در این راه مشارکت داشته باشند.

 

چگونه از حجم استفاده کنیم

رفتار قیمت همیشه کانون توجه اولیه ما است و ما نباید هرگز آن را فراموش کنیم! اگر لازم باشد آن را روی یک تکه کاغذ بنویسید، اگر لازم باشد، با یک علامت زرد ضخیم بنویسید: قیمت مقیاس شماره یک است!

تقریبا همه چیز از قیمت گرفته می‌شود و براساس قیمت محاسبه می‌شود، بنابراین منطقی است با استفاده از رفتار قیمت به عنوان یک منبع اولیه برای تصمیم‌گیری، به معامله بپردازیم.

استفاده از حجم برای تعریف تصمیمات معاملاتی منطقی است اگر به عنوان یک تایید استفاده شود. مزایای اولیه آن عبارتند از:

۱ – قدرت تایید روند: حجم می‌تواند مسیر روند را تایید کند زیرا معامله گران زمانی خواهان افزایش حجم در جهت روند و کاهش آن هستند که جفت ارز در جهت مخالف روند اصلاح می‌شود.

برای یک روندصعودی، یعنی افزایش حجم زمانی است که قیمت بالا می‌رود و هنگامی که قیمت پایین می‌رود، حجم کاهش می‌یابد.

برای یک روند نزولی، یعنی افزایش حجم زمانی است که قیمت پایین می‌رود و هنگامی که قیمت بالا می‌رود حجم کاهش می‌یابد.

۲- شناسایی ضعف روند: اگر قیمت به سطوح جدیدی از حداکثر (سقف های بالاتر و کف های پایین تر) برسد، اما حجم از آن سطوح جدید قیمت تایید و پشتیبانی نکند، پس این می‌تواند سیگنال‌های هشدار دهنده اولیه را فراهم کند که روند  تضعیف می‌شود (اصلاح قابل انتظار باشد) و یا پایان (حرکت معکوس / رنج ).

اطلاعات بیشتری در مورد چگونگی تفسیر واگرایی در اینجا بخوانید.

۳- تایید شکست: در طول یک تحکیم، اندازه‌گیری‌ های حجم معمولا پایین هستند. اگر حجم بر روی تجزیه و تحلیل الگوی تحکیم (گوه، مثلث، پرچم، و غیره)افزایش یابد، آنگاه حجم شانس بیشتری برای شکست پایدار را تایید می‌کند. موارد بیشتر در مورد معامله بر اساس شکست ها را در اینجا مطالعه کنید.

 

 تراکم/ توضیع A/D 

تراکم زمانی است که خریداران در حال کنترل بازار هستند. اگر حجم زمانی افزایش یابد که بازار یک روند نزولی را تصحیح می‌کند، پس این به طور معمول به این معنی است که خریداران بیشتری وارد بازار می‌شوند و بازگشتی می‌تواند رخ دهد. معمولا، اینها زمانی تایید می‌شوند که:

الف) افزایش حجم در مقایسه با روز قبل از اینکه قیمت بسته شود بالاتر باشد.

ب) قیمت به سختی پایین می‌رود، حتی با وجود اینکه حجم افزایش‌یافته است.

توزیع یک مرحله زمانی است که فروشندگان بازار را کنترل می‌کنند. اگر حجم زمانی افزایش یابد که بازار در یک روندصعودی اصلاح شود، به این معنی است که فروشندگان دیگر وارد بازار می‌شوند و بازگشتی می‌تواند رخ دهد. معمولا، اینها زمانی تایید می‌شوند که:

الف) افزایش حجم در مقایسه با روز قبل از اینکه قیمت بسته شود کم‌تر باشد

ب) قیمت به سختی بالا می‌رود، حتی با وجود اینکه حجم افزایش‌یافته است.

اندیکاتوری وجود دارد که این تراکم / توزیع را اندازه‌گیری می‌کند و AD نامیده می‌شود. این روش به صورت زیر محاسبه می‌شود:

AD = ( (قسمت بسته شدن – باز شدن) /  (بالاترین قیمت – پایین ترین قیمت) * حجم

اگر اندیکانور کاهش یابد، توزیع (فروش) ارز را نشان می‌دهد. اگر اندیکاتور در حال افزایش است، نشان‌دهنده تراکم (خرید) ارز است.

روش‌های اندازه گیری حجم

در اینجا لیستی از ابزارهایی که معامله گران فارکس می‌توانند انتخاب کند آورده شده‌است.

 

حجم_در_فارکس

 

حجم:

منطقی ترین مکان برای شروع، اندیکاتور حجم است. این ابزار تعداد خطوط را محاسبه می‌کند که یک جفت ارز بالا و پایین می‌رود. اغلب در محاسبات دیگری نیز به کار می‌رود. به عنوان مثال، روش‌شناسی AD که در پاراگراف بالا ذکر شد شامل حجم به عنوان بخشی از پارامترهای اصلی آن است.

حجم تراز تجاری  (OBV):

این ابزار توسط Joe Granville توسعه داده شد و برای تشخیص اینکه آیا حجم نزولی یا صعودی است استفاده می‌شود. OBV نشان‌دهنده حجم خاص روز به عنوان نزولی یا صعودی است، بسته به این که آن روز نزولی و صعودی بوده‌ است. سپس آن را به مجموع قیمت های باز شدن اضافه/ کم می کند. سپس کل نشان‌دهنده احساس کلی بازار است.

شاخص جریان پول:

شاخص جریان پول، جریان پول را نشان می‌دهد و در چند مرحله محاسبه می‌شود. در مقالات بعدی در خصوص جزئیات این شاخص صحبت می شود.

شاخص تسهیلات بازار (MFI):

این MFI توسط، معامله گر، بیل ویلیامز ساخته شده‌ است و براساس حجم نیز می‌باشد. MFI به صورت زیر محاسبه می‌شود:

MFI = بالاترین – پایین ترین قیمت/ حجم

فرمول بسیار ساده است، با این حال، تفاسیر متفاوتی در ترکیب با حجم ارائه می‌دهد. ۴ ترکیب مختلف براساس MFI و حجم وجود دارد. کدهای رنگی دارای معانی زیر هستند:

  • سبز MFI بالا/ حجم بالا                     ادامه ­ی روند            سبز
  • قهوه ­ای MFI پایین/ حجم پایین        پایان روند               کم رنگ
  • آبی MFI بالا/ حجم پایین                   اسپایک                  تقلبی
  • صورتی MFI پایین/ حجم بالا             شروع                     اسکات

رنگ سبز حالت قوی ادامه روند را نشان می‌دهد. قهوه ای یک منطقه بالقوه پایان این روند را نشان می‌دهد. آبی زمانی رخ می‌دهد که بازار در یک جهت اسپایک ایجاد می کند و اغلب باعث سردرگمی در مورد جهت روند می‌شود. صورتی آغاز روند ادامه‌ دار یا برگشت را نشان می‌دهد.

واگرایی

قدرت واگرایی: چگونه آینده را پیش بینی کنیم؟

 اشتراک گذاری

واگرایی و همگرایی چیست؟

تعریف همگرا یعنی به سمت هم آمدن است. برای مثال خطوط در این نقطه همگرا می‌شوند. واگرا یعنی از هم دور شدن. وقتی یک جفت ارز همگرا می‌شود، به این معنی است که قیمت و مومنتوم همگام با هم هستند. قیمت نیز با سرعتی پایدار حرکت می‌کند. و زمانی که یک جفت ارز واگرا می شود، به این معنی است که قیمت و مومنتوم همگام با یکدیگر نیستند.

این عمل با سرعت ثابت / پایدار کمتری حرکت می‌کند و احتمال اصلاح یا معکوس کردن افزایش می‌یابد. تحلیل همگرایی – همگرایی قدرت یک جفت ارز در یک نقطه با یک نقطه دیگر در زمان را اندازه‌گیری می‌کند. سپس آن دو را با یکدیگر مقایسه می‌کند. سپس تحلیلگر می‌تواند قضاوت کند که آیا این جفت ارز، قدرت یا ضعف از خود نشان می دهد یا خیر؟

 

چرا مهم است؟

ابزار همگرایی و واگرایی یک روش بسیار قدرتمند است. فایده اصلی این تجزیه و تحلیل ناشی از این واقعیت است که تاخیری نیست. مشابه رفتار قیمتی، تحلیل همگرایی و واگرایی یک پشتیبانی بسیار مفید در پیش‌بینی رفتار قیمت آتی براساس ارزش های فعلی است. این نقطه مقابل این شاخص‌های تاخیری است. لذا با این تعریف، آن‌ ها همیشه بدنبال رفتار قیمت در توسعه خود هستند.

رفتار قیمت همیشه اطلاعات به روز می دهد. تعبیر قیمت یک هنر است و کار آسانی نیست. افزودن یک روش برای پشتیبانی از استراتژی فرد، و تحلیلی که ارزش پیش‌ بینی‌کننده بیشتری دارد، می‌تواند بسیار مفید باشد.

 

واگرایی و همگرایی در یک نمودار چگونه به نظر می رسد؟

در هسته ی اصلی معامله گری واگرایی، یک قانون مهم و حیاتی وجود دارد. اگر قیمت سقف بالاتر بسازد، Oscillator نیز سقف بالاتر می سازد. اگر قیمت کف های پایین تر بسازد، Oscillator نیز کف های پایین تر می سازد. این جمله را می توانید چاپ کنید و بر بالای مانیتور کامپیوترتان قرار دهید. در مواردی که این اتفاق نمی‌افتد، چیزی« مشکوک» در حال رخ دادن است. تحلیلگر ممکن است به دنبال نشانه‌ های بیشتری برای تعیین رفتار و تشخیص این جفت ارز باشد.

واگرایی- همگرایی تنها زمانی می‌تواند مورد ارزیابی قرار گیرد که قیمت نیز این شکل ها را به خود بگیرد:

  • یک سقف بالاتر از سقف قبلی
  • یک کف پایین تر از کف قبلی
  • سقف دوقلو
  • کف دوقلو

MACD و Awesome Oscillator بهترین اندیکاتورها برای اندازه‌گیری چنین حرکتی هستند. شاخصRSI، مقاومت نسبی، نیز یک روش دیگر است.

خود بنده استفاده از Awesome Oscillator را ترجیح می‌دهم. یک واگرایی مناسب تنها زمانی وجود دارد که نمودار هیستوگرام نشان‌دهنده بازگشت به خط صفر باشد. دو قله یا دره ی متوالی که در آن هیستوگرام ها به خط صفر برگشته اند، واگرایی مناسبی نیستند. اینها گاهی اوقات واگرایی بد  نامیده می‌شوند. اغلب اگر یک معامله گر در چارچوب زمانی ۱ دقیقه زوم کند، واگرایی مناسب می‌تواند در آنجا قابل‌توجه باشد.

واگرایی_مخفی_صعودی

چگونه از واگرایی-همگرایی معمولی استفاده کنیم؟

یک واگرایی معمولی به عنوان یک نشانه ممکن از یک توقف روند یا برگشت روند مورد استفاده قرار گیرد. یک واگرایی صعودی معمولی زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت کف های پایین تر بسازد. اما Oscillator کف های بالاتری ایجاد می‌کند. معمولا، این اتفاق در انتهای یک روند نزولی رخ می‌دهد. انتظار می‌رود که قیمت و مومنتوم در یک خط با هم حرکت کنند. اگر قیمت یک کف جدید بسازد، اما Oscillator موفق به ایجاد چنین کف جدیدی نشود، این احتمال وجود دارد که قیمت اصلاح یا معکوس شود.

نقطه مقابل برای واگرایی نزولی معمولی صحیح است. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که قیمت سقف های بالاتری بسازد، اما Oscillator سقف های پایین تری بسازد. این نوع واگرایی را می توان در یک روند صعودی یافت. زمانی که چنین واگرایی در قیمت رخ می‌دهد، به احتمال زیاد قیمت ها اصلاح یا معکوس می‌شوند.

واگرایی و هم‌گرایی را می توان در رفتار چند گانه به کار برد:

  • وقتی جفت ارز همگرا می شود، احتمال ادامه روند بالاست. احتمال معکوس شدن بسیار کم است (ای رهنمود تا حدی در چارچوب های زمانی پایین تر قابل اعتماد است)
  • وقتی جفت ارز واگرا می شود، احتمال ادامه روند رو به کاهش است. این یعنی معکوس شدن روند ممکن است.
  • زمانی که جفت ارز دارای واگرایی برابر یا سه برابر باشد، احتمال ادامه روند رو به کاهش است. برگشت گرایش یک احتمال مناسب است.

Oscillatorها به ما نشان می‌دهند که حرکت احتمالا در حال تغییر است. با اینکه قیمت قله و دره های جدید می سازد، شانس پایدار شدن مومنتوم و ادامه روند کاهش می یابد. واگرایی معمولی برای پیش‌بینی محتاطانه ی پایان یک روند مفید است. تنها در برخی موارد جفت ارز به طور کامل برای گرایش در جهت مخالف معکوس می‌شوند. می‌توانیم کلمه احتیاط را در جمله قبلی تاکید کنیم. این یک عنصر معاملاتی پیچیده برای حرفه ای ها است. همیشه اضافه کردن روش‌های دیگری برای تایید یک روند به طور بالقوه مفید است.

 

روش های دیگر تایید واگرایی

یک روش تجزیه و تحلیل واگرایی از یک دیدگاه متفاوت با استفاده از خطوط روند و کانال‌ های روند است. هنگامی که واگرایی در بازار رخ می‌دهد، خطوط روند منفرد می‌تواند زمانی مشخص شود که یک روند به پایان برسد. این ممکن است نشانه پایان یک روند باشد. انتظار برای این شکست می‌تواند یک راه واگرایی معاملاتی باشد. همچنین خطوط منحنی مشابهی نیز می‌توانند در شاخص‌ های مومنتوم خود (برای مثال استفاده از نقاط یکسان در زمان همانند رفتار قیمتی). خطوط مومتنوم در شناسایی و مشاهده معکوس و تجزیه و تحلیل گرایش مفید خواهند بود.

نکته مهم دیگر، مدیریت انتظارات نسبت به واگرایی است. تفاوت قابل‌توجهی بین اندازه پیپ یک بازگشت و اصلاح وجود دارد. مراقب باشید و درباره هر دو در برنامه ی معاملاتی خود حساب شده و دقیق باشید. یک راه برای تشخیص بین این دو، نگاه کردن به چارچوب زمانی است. اگر یک معامله گر در حال مشاهده واگرایی در نمودار ۱۵ دقیقه یا ۱ ساعته باشد، این واگرایی به احتمال زیاد یک وقفه ایجاد خواهد کرد یا به یک روند گسترده‌ تر ادامه خواهد داد.

اگر یک چارچوب زمانی بالاتر دارای واگرایی باشد، احتمال برگشت گرایش بیشتر است. در واقع هرچه چارچوب زمانی بالاتر باشد، همان طور که می‌توانید در این مثال از EURUSD ببینید، قدرتمندتر است. همچنین، احتمال برگشت روند در صورتی افزایش می‌یابد که واگرایی دو یا حتی سه برابر تشخیص داده شود. در اصطلاح امواج الیوت، این موضوع با واگرایی بین موج ۳ و ۵ از موج بزرگ‌تر ۳ توضیح داده می‌شود. و سپس واگرایی بین موج بزرگ‌تر ۳ و ۵.

یک معامله گر همچنین می‌تواند خطر معامله بر اساس واگرایی را با تنها زمانی که در چارچوب‌ های زمانی چندگانه رخ می‌دهد، کاهش دهد. احتمال افزایش بازگشت زمانی افزایش می‌یابد که چارچوبهای زمانی بیشتری حرکات متفاوت بین قیمت و مومنتوم را نشان دهند.

چگونه از واگرایی پنهان استفاده کنیم؟

در حالی که واگرایی معمولی برای پیش‌بینی دقیق پایان یک روند مفید است، واگرایی پنهانی می‌تواند نشانه خوبی از تداوم روند باشد.

واگرایی صعودی پنهان زمانی رخ می‌دهد که قیمت کف های بالاتر می سازد. اما Oscillator کف های پایین تر را نشان می‌دهد. در یک روند صعودی واگرایی پنهانی، زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت کف های بالاتر می سازد، اما Oscillator کف های پایین تر بسازد.

واگرایی نزولی پنهان زمانی رخ می‌دهد که قیمت سقف های پایین تر می سازد. اما Oscillator سقف های بالاتر ایجاد می‌کند. در یک روند نزولی، واگرایی پنهان زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت سقف های پایین تر می سازد، اما Oscillator سقف های بالاتر می سازد.

چگونه_از_واگرایی_پنهان_استفاده_کنیم؟

آخرین مورد

لطفا در هنگام اجرای این روش در استراتژی‌ های خود مراقب باشید. اطمینان حاصل کنید که تست مناسب را انجام داده اید و ابزارها و چارچوب‌ های زمانی را برای تایید خوانش واگرایی و هم‌گرایی استفاده میکنید.

استراتژی زیگزاگ

 استراتژی معاملاتی زیگزاگ – چگونه در فارکس به سرعت پول درآوریم؟

 اشتراک گذاری

یکی از بهترین روشهای ترید در فارکس  و همچنین راه آسان برای بدست آوردن پول در فارکس استفاده از استراتژی معاملاتی زیگزاگ است. الگوی زیگزاگ نمای شفاف تری از نوسانات قیمت بازار در چارچوب‌های زمانی مختلف به شما خواهد داد.

شما می‌توانید معاملات نوسانی، معاملات روزانه و حتی اسکالپ با الگوی زیگزاگ انجام دهید. ما همچنین بر روی استراتژی معاملاتی فراکتال نیز به شما آموزش خواهیم دید.

ما مطمئن هستیم که اگر چند دقیقه در بازار سپری کرده باشید، متوجه این موضوع شده اید که بازارها فقط مستقیم به بالا و پایین حرکت نمی‌کنند. همیشه امواج یا نوسان قیمت‌ ها و فراز و نشیب‌ ها یا قله‌ها و دره‌ها وجود دارند که در هر حرکت قیمت اتفاق می‌افتند.

مهم نیست که ما صعودی یا نزولی معامله می کنیم، شما هنوز هم این حرکت موجی قیمت ها را خواهید داشت. ما می‌توانیم از الگوی زیگزاگ برای پیدا کردن قسمت های مهم جهت سود جستن از آنها، استفاده کنیم.

ایندیکاتور زیگزاگ

ایندیکاتور زیگزاگ یک اندیکاتور تکنیکال برجسته است. اگر شما به دنبال الگوهای نمودار معاملاتی مانند بازگشت های فیبوناچی، آنالیز امواج الیوت و یا هر نوع رفتار قیمتی هستید که از مفهوم تحلیل موج استفاده می‌کند، می توانید از ایندیکاتور زیگزاگ استفاده کنید.

این ایندکاتور در اکثر نرم افزارهای معاملاتی از قبیل متاتریدر موجود می باشد.

در ادامه ی مقاله، قرار است در مورد اندیکاتور زیگزاگ صحبت کنیم و توضیح مختصری از نحوه معامله با اندیکاتور زیگزاگ به شما بدهیم.

زیگزاگ-1

اگر واقعا می‌خواهید داده‌های مناسب و کافی از قیمت را پوشش دهید، پارامترهای ایندیکاتور زیگزاگ بسیار مهم هستند به طوری که ایندیکاتور می‌تواند امواج زیگزاگ را در نمودار شما نشان دهد.

اینها پارامترهای ورودی هستند که باید مشخص کنید:

  • عمق – به میزان بازگشت به نمودار کندل ها، اشاره می‌کند. برای رسیدن به حد بالایی و پایین، باید مطمئن شوید که به اندازه کافی «عمق» دارید.
  • انحراف – چه درصدی در تغییر قیمت به تغییر خط روند از مثبت به منفی نیاز دارد.

مهم است که با این پارامترها کلنجار روید تا زمانی که سبک معاملاتی مناسب خود را پیدا کنید.

اما اگر پارامترها برای تنگ شدن تنظیم شوند، شما می‌توانید اثر زیگزاگی زیادی داشته باشید. اما ما می‌خواهیم یک دیدگاه وسیع‌تر از آنچه که نوسان واقعی بالا و پایین دارد داشته باشیم.

زمانی که پارامترهای زیگزاگ را تنظیم کردید، باید به سه چیز نگاه کنید:

۱. تقارن قیمت که باید به شما یک موج هندسی خوب و یکنواخت بدهد، یعنی الگوی AB = CD.

۲. عمق موج که باید به شما عمق خوبی از امواج بین پستی و بلندی‌های نوسان بدهد.

۳. سطح قیمت پیش رو، که باید اطمینان حاصل کند که شما قادر به تشخیص یک روند هستید.

استراتژی_معاملاتی_زیگزاگ

چگونگی معامله گری با ایندیکاتور زیگزاگ

استراتژی معاملاتی نوسانی زیگزاگ ارایه‌ شده در زیر نیازمند استفاده از یک ایندیکاتور خاص است. همچنین از ایندیکاتور دنباله فیبوناچی برای تایید الگوی ABCD استفاده می‌شود، اما برای مدیریت معامله نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

اکنون، قبل از این که جلوتر برویم، ما همیشه توصیه می‌کنیم که یک تکه کاغذ و یک خودکار بردارید و قوانین این روش ورودی را یادداشت کنید.

برای این مقاله، ما قصد داریم به طرف خریدار نگاه کنیم.

گام # ۱: تنظیمات اندیکاتور زیگزاگ را در ۲۰ برای عمق و ۵ % انحراف تنظیم کنید.

اول اینکه، ما می‌خواهیم اطمینان حاصل کنیم که ابزار زیگزاک در بازار پر نوسان، سقف و کف قابل‌توجه بیشتری را نشان خواهد داد. برای این کار، ما باید حداقل ۲۰ دوره برای  عمق و ۵ درصد انحراف برای نمایش دقیق نوسانات بازار استفاده کنیم. به تصویر ذیل توجه کنید:

تنظیمات_ایندیکاتور_زیگزاگ

 

حالا همه ما آماده تسخیر امواج نوسان بازار هستیم.

گام # ۲: طرح گسترش دنباله فیبوناچی، زمانی که دو موج اول نوسان برقرار می‌شود.

برای طرح خط گسترش (Fibonacci Extension) دنباله فیبوناچی، ما به سه نقطه مرجع نیاز داریم. به محض اینکه دو موج اول این الگوی زیگزاگ توسعه داده شدند، ما سه سطح نوسان را پیشنهاد کردیم که قصد داریم تا سطوح دنباله فیبوناچی را رسم کنیم.

استراتژی_معاملاتی_زیگزاگ

دلیل اینکه چرا ما از سطوح گسترش فیبوناچی استفاده می‌کنیم این است که سعی کنیم پیش‌بینی کنیم که آخرین موج نوسان زیگزاگ شکل خواهد گرفت یا خیر؟

در این ایندیکاتور فقط نوسان کف را بسیار با تاخیر نشان می دهد و تکیه بر آن با باز کردن معامله مناسب نمی باشد. این دلیل اصلی است که ما از روش‌های مختلف معاملاتی برای پیش‌بینی نقطه ی پایانی محتمل تر زیگزاک استفاده می کنیم.

گام # ۳: برای موج سوم صبر کنید تا بین ۰.۶۱۸ – ۰.۷۸۶ یا بین ۱.۰ – ۱.۲۷۲ به پایان برسد

واقعیت این است که تقارن بازار اغلب اتفاق نمی‌افتد. الگوی AB = CD نیاز به دقت زیادی دارد تا تمام شرایطی که این الگو باید معتبر باشد را داشته باشد.

در سراسر نرم‌افزار backtesting، دریافتیم که موج سوم الگوی زیگزاگ در بین ۰.۶۱۸ – ۰.۷۸۶ یا بین ۱.۰ – ۱.۲۷۲. به پایان می‌رسد.

 

استراتژی_معاملاتی_زیگزاگ

از آنجا که نمی‌توانیم مطمئن شویم که موج سوم کجا پایان خواهد یافت، ما می‌خواهیم یکی از تکنیک‌های معاملاتی مورد علاقه خود را برای نقطه نوسان در بازار به کار بگیریم.

گام # ۴: صبر کنید تا یک کندل با کف پایین تر در سمت راست و چپ داشته باشید. کندل سمت راست باید بالای کندل سمت چپ را بشکند.

الگوی سه کندل که نقطه نوسان بازار را تشخیص می‌دهد بسیار ساده است.

تنها کاری که باید انجام دهید این است که صبر کنید تا کندلی بوجود آید که در سمت چپ و سمت راست آن کف بالاتر داشته باشد. برای این الگوی سه کندلی نیز باید تایید شود که ما همچنین به کندل از سمت راست برای شکستن بالای کندل های سمت چپ نیاز داریم.

الگوی_سه_کندلی

برای درک بهتر این که چگونه وقتی یک نوسان کف در حال شکل گرفتن است، یک تصویر ساده درست کردیم (شکل بالا را ببینید).

حالا شما به این الگو نیاز دارید که بین ۰.۶۱۸ – ۰.۷۸۶ یا بین ۱.۰ – ۱.۲۷۲ توسعه پیدا کند.

استراتژی_معاملاتی_زیگزاگ

 

استراتژی زیگزاگ تمام شرایط معاملاتی را برآورده می‌سازد، که به این معنی است که ما می‌توانیم قدم بعدی را برداریم و توضیح دهیم که شرایط برای استراتژی ورود ما چیست؟

ادامه مقاله را مطالعه نمایید:

مرحله # ۵: استراتژی معاملاتی زیگزاگ: خرید در نزدیکی الگوی سه کندلی

بعد از تکمیل الگوی سه کندلی، ما نمی‌خواهیم زمان بیشتری را از دست بدهیم، و در بازار خرید می‌کنیم.

توجه: ما از الگوی سه کندلی برای پیش‌بینی نقاط نوسان بازار با تمام استراتژی‌های معاملاتی خود استفاده می‌کنیم.

استراتژی_معاملاتی_زیگزاگ

این مساله ما را به نکته ی مهم بعدی می‌رساند که باید برای بهترین استراتژی زیگزاگ ایجاد کنیم، تعیین نقطه ی قرارگذاری حدضرر.

 

مرحله # ۶: حد ضرر خود را زیر الگوی سه کندلی قرار دهید.

حد ضرر در زیر الگوی سه کندلی قرار می گیرد. حد ضرر شما ممکن است بسته به چارچوب زمانی که شما معامله می‌کنید کمی بزرگ‌تر باشد.

شما می‌خواهید مطمئن شوید که الگوی سه کندلی جایی است که حد ضرر شما حداقل ۲ % ریسک را حفظ می‌کند.

شما نمی‌خواهید بیش از ۲ درصد از حساب خود را در هر معامله ی مشخص به خطر بیندازید.

استراتژی_معاملاتی_زیگزاگ

 

 آخرین اما نه کم اهمیت ترین مورد این است که باید مشخص کنیم که کجا سود می‌بریم؟

مرحله # ۷: حد سود خود را ۲ یا ۳ برابر بیشتر از حد ضرر خود قرار دهید

حالا، هدف سود ما کجاست؟

الگوی ABCD، اساسا شما را در یک نسبت پاداش ریسک ۱: ۱ نگه می‌دارد. همچنین، خیلی از زمان‌ها با الگوی ABCD، آن را به طور مرتب خواهید دید که آن نواحی هدف متقابل هستند.

با این حال، هنگامی که شما با این اندیکاتور زیگزاگ کار می‌کنید، قادر به کسب دو یا حتی سه برابر بیشتر از این ریسک هستید.

استراتژی_معاملاتی_زیگزاگ

 

نکته :بالا مثالی است از یک معامله ی خرید با استفاده از سیستم معاملاتی زیگزاگ است. از همان قوانین برای فروش استفاده کنید – اما برعکس. در شکل زیر می‌توانید یک مثال معاملاتی فروش واقعی را ببینید.

استراتژی_معاملاتی_زیگزاگ

 

نتیجه‌گیری

امیدواریم که از این روش گام‌به‌گام برای استفاده از این ایندیکاتور زیگزاگ برای زمان ورود و شناسایی نقاط نوسان بازار لذت ببرید. ایده پشت این استراتژی به صورت ساده، داشتن یک ارزیابی بهتر از روند است تا شما بتوانید تصمیمات معاملاتی بهتری بگیرید. همچنین می‌توانید استراتژی معاملاتی موفق بر اساس اخبار را بخوانید.

سبد های معاملاتی واستراتژی افت وخیز روند

 یک سیستم ساده‌ی مبتنی بر پرایس‌اکشن برای یک سبد از جفت ارزهای AUD (دلار استرالیا)

 

پیدا کردن مقالاتی در مورد سیستم های معاملاتی که در گذشته بازار نتایج مثبت و بلندمدت را در جفت ارزهای بسیار فرّار فارکس بدست می آورند نسبتا آسان است.

اگر چه این موضوع کمی دشوار می شود وقتی که بخواهیم در جفت ارزهای عجیب و غریب جابجا بشویم، چون هزینه های تجاری به طور کلی توسعه سیستم های تجاری سودآور برای این نمادها را سخت تر می سازد. با این حال شمار قابل توجهی از کراسهای با فرّاریت بسیار بالایی وجود دارند که در هزین های معاملاتی کم، معامله می شوند (به میزان سه الی پنج پیپ) و به طور کلی می توانند به دلیل اینکه  به اندازه ی کافی ارزان هستند برای توسعه استراتژی های تجاری مناسب مورد توجه باشند. در این مقاله ما در مورد یک استراتژی برای تجارت یک سبد از نمادهایی که شامل AUD می باشند، به ویژه EURAUD – AUDJPY – GBPAUDصحبت خواهیم کرد. ضمنا اینها به عنوان برخی از جفت ارزهای تجاری معمولی مورد استفاده قرار می گیرند.

این استراتژی مبتنی بر رفتار قیمت (پرایس اکشن)، از مقادیر  باز/بالا/پایین/بسته  در نمودارهای روزانه استفاده می کند. قوانین ورود و خروج در ذیل نشان داده شده است. توجه داشته باشید که عدد بین براکت ها نشان می دهد که چه تعداد کندل باید در گذشته به عقب برگردند (مثال: باز [۱] = مقدار باز شدن آخرین کندل بسته شده، پایین [۱۰] = مقدار پایین دهمین کندل بسته شده در گذشته و غیره)

قوانین ورود به موقعیت خرید:

بالا [۱۴۱] > پایین [۴۶]  و بستن [۱۴۶] > باز [۱۵۶]

قوانین ورود به موقعیت فروش:

پایین[۱۴۱]  < بالا[۴۶]    و بستن[۱۴۶] < باز[۱۵۶]

 

معاملات با حد ضرری معادل با ضریب ۲٫۷۵ برابر شاخص ATR20 وارد می شوند، که در آن ۲۰ نشان دهنده دوره شاخص است. معاملات همچنین با حد سودی معادل با ضریب ۲٫۵ برابر شاخص ATR20 شروع می شوند.

اگر یک معامله باز و یک سیگنال در جهت مخالف دریافت شود، معامله بسته می شود و معامله ای دیگر در جهت مخالف باز می شود. اگر یک معامله باز شود و یک سیگنال در همان جهت دریافت شود، حد ضرر و حد سود مجدد با سیگنال جدید تنظیم می شوند. مقادیر دقیق قوانین این استراتژی و مقادیر حد ضرر و حد سود برای تمام جفت های آزمایش شده استفاده و تست شد.

اندازه ی معاملات ما (اندازه ی لات) همیشه بر اساس مقدار حد ضرری که روی هر معامله داریم، همیشه بر پایه ی ۱ درصد ریسک از بالانس حساب به دست می آید. یعنی زمانی که حد ضرر معامله ی ما عمل کرد، تنها ۱ درصد از بالانس حساب ما از دست خواهد رفت. اینگونه تعادل حساب ما حفظ خواهد شد.

 

شبیه سازی برای این استراتژی با استفاده از داده های روزانه بین سالهاى ۱۹۸۶-۲۰۱۷ انجام شد. اسپرد ثابت ۳ پیپ برای تمام نمادهای تجاری مورد استفاده قرار گرفت. توجه داشته باشید که میانگین اسپرد فعلی این نمادها در بسیاری از کارگزاران کوچک در حال حاضر به طور قابل توجهی کمتر از این مقدار است، بنابراین اسپرد بزرگتر برای تشخیص اسپردهای بیشتر احتمالی تاریخی از طریق شبیه سازی در حساب استفاده می شود. از آنجا که فرکانس معاملات این سیستم ها نسبتا پایین است، تأثیر اسپرد نیز محدود می شود.

 

بهترین نتایج برای EUR / AUD  است که نسبت شارپ و CAGR  بالاتر را دارا است. در مقایسه با سایر نمادها، نسبت پاداش به نسبت ریسک به میزان قابل توجهی بالاتر از نمادهای دیگر است در حالیکه نسبت برنده تقریبا یکسان است که منجر به انتظارات بیشتر در هر تجارت می شود. نتایج ضعیف تر برای GBP / AUD  است که نسبت شارپ بسیار پایین تر از AUD / JPY  و یا EUR / AUD  را دارا است.

جدول ذیل خلاصه‌ای از برخی آمارهای سیستم معاملاتی مربوطه برای سه نماد AUD به علاوه‌ی یک پرتفولیوی هم‌وزن می باشد

رفتار قیمت میان سه جفت ارز در زمانهای مختلف به طور چشمگیری متفاوت است، هنگامیکه دوره‌های افت سرمایه(drawdown) و سودآور اتفاق می‌افتند. برای مثال استراتژی بر روی جفت ارز EUR/AUD یک افت سرمایه طولانی بین ۲۰۰۸ و ۲۰۱۴ دارد در حالیکه بر روی جفت ارز GBP/AUD اساساً در این دوره فلت(یا رِنج یا سایدوی یا نوسان کننده در محدوده قیمتی معین) معامله شده و میزان موجودی شناور (equity) در این جفت ارز به اوج جدیدی می‌رسد قبل از آنکه در جفت ارز EUR/AUD برسد.

این موقع ساختن یک پورتفولیو هنگامی که نتایج بین نمادهای مختلف هج(hedge) می‌شوند مفید واقع می‌شود. با استفاده از این سه جفت ارز در یک پورتفولیوی هم‌وزن (ریسک هر معامله ۰٫۳۳ درصد)، حداکثر افت سرمایه برای استراتژی می‌تواند به ۸٫۸ درصد کاهش یابد در حالیکه نرخ رشد ترکیبی سالیانه (CAGR) به ۳٫۱۲ درصد افزایش می‌یابد. نسبت شارپ به دست آمده یک سازش بین سه سیستم با ارزش نهایی ۰٫۶۴ است.

توضیحات اصطلاحات متن بالا:

drawdown یا افت سرمایه در واقع تفاوت بین بالانس (موجودی اولیه) و موجودی خالص حساب است. در محاسبه ی موجودی خالص، معاملات بازی که در حال سوددهی و ضرردهی هستند هم منظور می شوند. برای مثال اگر یک معامله‌گر یک بالانس ۱۰۰۰۰ دلاری داشته باشد و با ضرر ۵۰۰۰ دلاری حساب خود را به ۵۰۰۰ دلار برساند در واقع ۵۰ درصد دراوداون داشته است. نکته‌ی جالب توجه این است که این معامله‌گر برای جبران ضرر ۵۰ درصدی باید مقداری بیشتر سود نماید. یعنی برای جبران ضرر ۵۰ درصدی باید ۱۰۰ درصد سود نماید.

فلت: در حالت فلت بازار رونددار نبوده و در محدوده‌ی قیمتی معینی نوسان می‌نماید. استراتژی‌های معامله در دو حالت بازار فلت و بازار رونددار متفاوت است. سرمایه گذار باید بتواند روند و محدوده قیمتی را تشخیص بدهد. سود کردن در بازار فلت سختتر از بازار روند دار است.

هج: از لحاظ فنی هج کردن یا hedging، یعنی سرمایه گذاری بر روی دو جفت ارزی که همبستگی قیمتی منفی یا خلاف جهت هم دارند. کاربرد اصلی هج در پوشش و مدیریت ریسک است.

(Compound Annual Growth Rate CAGR) یا نرخ رشد ترکیبی سالیانه، ارزش سالانه‌ی یک سرمایه‌گذاری در طول یک دوره‌ی معین زمانی می‌باشد.

همچنین شایان ذکر است که این یک سیستم دنباله‌رو روند نیست، زیرا فاقد برخی ویژگی‌های شاخص این استراتژی می‌باشد. برای مثال نسبت سود بطور چشمگیری بالاست (بزرگتر از ۵۰ درصد) و نسبت سود به ضرر (ریوارد به ریسک) برای همه‌ی جفت ارزهای معامله شده با این سیستم در واقع نزدیک به ۱ است. این باعث راحتی معامله با این سیستم می‌شود زیرا مجازات روانشناختی دریافت شده توسط معامله‌گر در قالب ضررهای معاملاتی کمتر تکرار می‌شود و موقعی که چنین ضررهایی اتفاق می‌افتند آنان تقریباً به اندازه‌ی معاملات بسته شده با سود می‌باشند. این واقعیت که ما با یک سیستم دنباله‌رو روند معامله نمی‌کنیم این استراتژی را به عنوان روشی جهت تکمیل رویکرد دنباله‌رو روند در میان نقد شونده‌ترین جفت ارزهای فارکس ارزشمند می‌سازد.

توضیحات فوق نشان می‌دهد که شما واقعاً می‌توانید استراتژی‌های معاملاتی ایجاد نمایید که حداقل در برخی سبدها در جفت ارزهای غیر اصلی دارای اسپرد کم با نقد شوندگی پایین‌تر، نتایج تست بلندمدت مثبت ارائه دهند. این استراتژی‌ها به ندرت دنباله‌رو روند هستند زیرا این جفت ارزها تمایل به روند به شدت جفت ارزهایی مانند EUR/USD یا USD/JPY ندارند.

این نوع از استراتژی‌های معاملاتی همچنین می‌توانند برای سبدهای جفت ارزهای غیر اصلی با استفاده از JPY (ین ژاپن)، GBP (پوند انگلستان) و EUR (یورو) توسعه داده شوند. لیکن، اجتناب از وارد نمودن جفت ارزهای حاوی USD (دلار آمریکا) به داخل این سبدها مهم است چون جفت ارزهای حاوی USD معمولاً دارای عناصر روندی خیلی قویتر هستند که جفت ارزهای دیگر فاقد آن هستند.

crosses یا جفت ارزهای غیر اصلی، جفت ارزهای معامله شونده در فارکس هستند که شامل دلار آمریکا نمی‌شوند. برای مثال جفت ارز EUR/JPY یک جفت ارز cross می‌باشد.

ترید در الگوی مستطیل

و معامله کردن در برک‌اوت‌ها

برک‌اوت:  زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت از نوعی ثبات یا دامنه‌ی معاملاتی شکسته شود. برک‌اوت همچنین وقتی سطح خاصی از قیمت، مثل سطوح پشتیبانی و مقاومت، نقاط پیوت، سطوح فیبوناچی و … می‌شکند، رخ می‌دهد. برک‌اوت‌ها معمولاً می‌توانند زمینه‌چینی‌های ریسک/سود بالقوه‌ی بالاتری را ارائه دهند که به معامله‌گر اجازه می‌دهد که حد توقف ضرر خود را کاملاً نزدیک به هدف سود بالقوه‌ی خود قرار دهد. یکی از روش‌های انجام این کار استفاده از الگوی مستطیل است که وقتی قیمت بین دو سطح پشتیبانی و مقاومت جمع می‌شود، ایجاد می‌شود. یک معامله‌گر، قبل از اینکه جفت‌ارز حرکت عمده‌ی بعدی خود را انجام دهد، منتظر دوره‌هایی است که قیمت ادغام می‌شود.

تحلیل تکیکال فارکس

در این درس یاد می‌گیرید:

  • الگوی مستطیل چیست؟
  • مزایای استفاده از الگوی مستطیل برای معامله کردن در برک‌اوت‌ها
  • نکات و استراتژی‌های معاملاتی

 

الگوی مستطیل چیست؟

الگوی مستطیل، یک توقف را در روند نشان می‌دهد که وقتی نیروهای عرضه و تقاضا نسبتاً برابرند، قیمت حرکتی افقی بین دو سطح موازی پشتیبانی و مقاومت دارد. این الگو معمولاً نشاندهنده‎ی یکپارچه شدن قیمت قبل از ادامه‌ در جهت روند فعلی است.

یک شمع تأییدکننده نزدیک بیرون مرز بالایی یا پایینی نشانگر پایان الگوی مستطیل است و برک‌اوت جهت روند ادامه‌دهنده را نشان می‌دهد.

شما همیشه باید با تحلیل نمودار کلی از معکوس‌های احتمالی روند آگاهی داشته باشید زیرا می‌تواند الگوهای بزرگتر را نمایش دهد.

الگوی مسطیل در روندهای صعودی و نزولی دیده می‌شوند. تصاویر زیر، الگوی مستطیل را به ترتیب در روندهای صعودی و نزولی نشان می‌دهد.

الگوی مستطیل در روند صعودی و بازارهای پررونق Bullish Market

الگوی ادامه‌دهنده‌ای که در یک روند صعودی اتفاق می‌افتد، معامله‌گران را برآن می‌دارد که وقتی قیمت پشتیبانی را می‌شکند و در ناحیه‌ی برک‌اوت بسته می‌شود، به دنبال معاملات بلندمدت باشند.

الگوی مستطیل در روند نزولی و بازارهای کم‌رونق Bearish Market

الگوی ادامه‌دهنده‌ی یک روند نزولی، به ما می‌گوید که باید وقتی قیمت پشتیبانی را می‌شکند و در ناحیه‌ی برک‌اوت بسته می‌شود، باید به دنبال معاملات کوتاه‌مدت باشیم.

الگوهای مستطیل

مزایای استفاده از الگوی مستطیل در معامله کردن در زمان برک‌اوت

وقتی به استراتژی برک‌اوت می‌رسیم، دلایل زیادی وجود دارد که معامله‌گران بخواهند از الگوهای مستطیل استفاده کنند:

  • در نمودار مستطیل به راحتی می‌تواند محدوده‌ی پشتیبانی و مقاومت را تعیین کرد.
  • در بازارهای مختلف قابل اجراست.
  • درک مفهوم الگوهای مستطیل برای معامله‌گران تازه‌کار، ساده است: به رسمیت شناختن یک الگوی ادغام و در روندی که از قبل وجود دارد و سپس، معامله کردن در برک‌اوت.
  • در انجام معامله، محدوده‎ی ورود، توقف و خروج به سادگی قابل تشخیص و پیاده‌سازی است.
  • به عنوان یک استراتژی برک‌اوت یا محدود به محدوده‌ی قیمت قابل استفاده است.

در نهایت، برک‌اوت مستلزم حرکت قیمت در محدوده‌ی سطح پشتیبانی یا مقاومت تعیین‌شده است. الگوی مستطیل، این کانال‌ها را تشکیل می‌دهد که یعنی، به طور مستقیم با فرصت‌های معاملاتی برک‌اوت در ارتباط است.

اشاراتی مهم برای معامله کردن در برک‌اوت‌ با الگوی مستطیل نمودار

معامله کردن در برک‌اوت بازار فارکس با الگوهای مستطیل کاری نسبتاً ساده است. فهرست زیر به صورت خلاصه به شما یاد می‌دهد که هنگام ورود به یک معامله باید چه کار کنید:

  • روند از پیش موجود را شناسایی کنید.
  • قبل از انجام تحلیل الگوی مستطیل، مطمئن شوید که الگوهای بلندمدت یا کلان دیگری وجود ندارد.
  • با وصل کردن نقاط بالا و پایین سطح مستطیل، سطوح پشتیبانی و مقاومت را مشخص کنید.
  • در مسیر روند اصلی و شمعی نزدیک به زیر/بالای پشتیبانی/مقاومت (بسته به جهت روند)، منتظر برک‌اوت مسیر اصلی باشید و وارد معامله شوید.
  • با اندازه‌گیری ارتفاع مستطیل و پیش‌بینی آن در بالای مقاومت و پایین پشتیبانی، می‌توانید قیمت هدف برک‌اوت را تعیین کنید.

نمودار زیر، یک مثال عملی از جفت ارز فارکس ایودی دلار  را با استفاده از این الگوی ساده اما مؤثر، نمایش می‌دهد.

این شکل یک الگوی مستطیل را در بازار کم‌رونق Bearish Market که در روند نزولی ماقبل که با خط روند آبی که بالاترین بالا و پایین‌ترین پایین را مشخص می‌کند، نشان می‌دهد. مستطیل با شروع حرکت افقی بازار شکل می‌گیرد. این حرکت افقی، به صورت جانبی انجام می‌شود و یک محدوده‌ی قیمتی که با پشتیبانی و مقاومت محدود شده و در شکل با مستطیل قرمز نمایش داده شده است، شکل می‌دهد.

وقتی مستطیل شناسایی شد، ورود توسط شمعی که نزدیک برک‌اوت است، مشخص می‌شود. این می‌تواند برخلاف معامله از طریق یک مستطیل صعودی باشد که معامله‌گر سعی می‌کند معاملات نزدیک و بالای مقاومت را پیدا کند.

الگوی ادامه دهنده

معرفی الگوهای ادامه دهنده

وقتی یک معامله‌گر به نمودار قیمت سهام نگاه می‌کند، تحرکات ممکن است تصادفی به نظر برسد. اغلب همین‌طور است اما در دل این تحرکات، الگوهایی وجود دارد. الگوهای نمودار، اشکالی هندسی هستند که در داده‌های قیمتی دیده می‌شوند و در مورد عملکرد قیمت به معامله‌گر مشاوره می‌دهند. معامله‌گران با استفاده از این الگوها می‌توانند پیشبینی کنند که قیمت می‌خواهد به کجا برود. وقتی الگوهای ادامه‌دهنده رخ می‌دهند، می‌خواهند بگویند که روند قیمت ادامه پیدا می‌کند. در این درس به معرفی این الگوها می‌پردازیم و نحوه‌ی بررسی آن‌ها را به شما یاد می‌دهیم.

الگوهای ادامه‌دهنده

انواع الگوهای ادامه‌دهنده

این الگوها در اواسط روند اتفاق می‌افتند و مکثی در عملکرد قیمت Price Action مدت‌های مختلف هستند. هنگام بروز این الگوها، می‌توانیم بگوییم که روند بعد از اینکه کامل می‌شود، دوباره از سرگرفته می‌شود. یک الگو وقتی کامل در نظر گرفته می‌شود که شکل گرفته باشد (بشود آن را ترسیم کرد) و «برک‌اوت‌ها»ی آن الگو، به‌صورت بالقوه با روند قبلی ادامه بدهند. الگوهای ادامه‌دهنده در همه‌ی بازه‌های زمانی دیده می‌شوند. متعارف‌ترین الگوهای ادامه‌دهنده شامل مثلث Triangles، پرچم Flags، قلاب Pennants و مستطیل Rectangles هستند.

الگوی ادامه‌دهنده مثلث Tringles

الگوی مثلث یک الگوی رایج است که با پایین‌های بالاتر و بالاهای پایین‌تر، می‌توان آن را به سادگی همگرای دامنه‌ی قیمت تعریف کرد. پرایس اکشن (عملکرد قیمت) همگرا شده یک مثلث ایجاد می‌کند. مثلث‌ها سه نوع اصلی دارند. متقارن Symmetrical، صعودی Ascending، نزولی .Descending در معامله‌گری هر سه نوع این مثلث به صورت مشابهی به کار می‌آیند.

مثلث‌ها در مدت‌زمان با هم تفاوت دارند اما دست‌کم دو نوسان بالا و دو نوسان پایین در قیمت دارند. اگر قیمت به همگرا شدن ادامه دهد، در نهایت به رأس زاویه می‌رسد؛ هرچه قیمت به رأس زاویه نزدیکتر شود، عملکرد قیمت محکم‌تر و محکم‌تر می‌شود و احتمال برک‌اوت را بالاتر می‌برد.

مثلث متقارن Symmetrical

یک مثلث متقارن، یک دامنه‌ی شیب‌دار به سمت بالا و یک دامنه‌ی شیب‌دار به سمت پایین دارد.

مثلث صعودی Ascending

مثلث صعودی یک سرحد افقی بالایی و یک سرحد افقی پایینی دارد.

مثلث نزولی Descending

مثلث نزولی یک سرحد بالایی شیب‌دار رو به بالا و یک سرحد افقی پایینی دارد.

پرچم Flag

پرچم‌ها در جایی که قیمت در یک رنج قیمت کوچک در میان خطوط موازی محدود می‌شود، در روند وقفه ایجاد می‌کنند. این وقفه در میانه‌ی روند، به الگو یک ظاهر پرچم‌مانند می‌دهد. پرچم‌ها از لحاظ مدت‌زمان کوتاه هستند و تا چند میله دوام می‌آورند و به عنوان یک محدوده‌ یا کانال روند، حاوی نوسان قیمت نیستند. پرچم می‌تواند موازی یا شیب‌دار رو به بالا یا پایین باشد.

قلاب Pennants

قلاب‌ها شبیه مثلث‌ها هستند اما کوچکتر؛ قلاب‌ها معمولاً تنها توسط چند ایجاد می‌شوند. این یک قانون سفت و سخت نیست اما اگر یک قلاب شامل بیش از بیست میله‌ی قیمت باشد، می‌توان آن را مثلث در نظر گرفت. این الگو وقتی شکل می‌گیرد که قیمت همگرا شود و محدوده‌ی قیمت نسبتاً کمی را در اواسط روند پوشش می‌دهد. همین موضوع به الگو ظاهری شبیه به قلاب می‌دهد.

مستطیل Rectangles

غالباً وقفه‌هایی در روند ایجاد می‌شود که در آن‌ها، عرضه و تقاضا تا درصد بالایی یکسان است؛ پس عملکرد قیمت یک خط افقی را تشکیل می‌دهد که بین دو سطوح پشتیبانی و مقاومت محدود شده است.

به مستطیل‌ها، محدوده‌ی معاملاتی Trading Range نیز می‌گویند و می‌توانند برای مدتی کوتاه یا تا چندین سال ادامه پیدا کنند. این الگو بسیار معمول است و در اغلب روزها و در بازه‌های زمانی طولانی‌تر دیده می‌شود.

نحوه کار با الگوهای ادامه‌دهنده

این الگوها، برای عملکرد قیمت یک منطق ارائه می‌دهند. وقتی الگوها را بلد باشید، می‌توانید برای استفاده از مزایای الگوهای معمول، یک برنامه‌ی معاملاتی ایجاد کنید. الگوها، فرصت‌های معاملاتی‌ای در اختیارتان قرار می‌دهند که ممکن است با استفاده از روش‌های دیگر، نتوانیم چنین فرصت‌هایی پیدا کنید.

البته، صرف اینکه اسم این الگوها ادامه‌دهنده است، به این معنا نیست که همیشه قابل اعتمادند. یک الگو ممکن است در طول روند ایجاد شود اما معکوس شدن روند هم همچنان ممکن است اتفاق بیفتد. همچنین، ممکن است به محض اینکه روی نمودارهایمان الگوها را رسم کردیم، ممکن است مرزها تغییرات اندکی را تجربه کنند اما یکBreak Out کامل اتفاق نمی‌افتد. به این حالت برک‌اوت جعلی یا غلط گفته می‌شود و می‌تواند تا چندین بار قبل از شکسته شدن الگو اتفاق بیفتد و ادامه یا معکوس شدن رخ دهد. از آن‌جایی که مستطیل محبوبیت دارد و به سادگی قابل تشخیص است، در معرض شکست‌ها یا برک‌اوت‌های جعلی قرار دارد.

الگوهای ادامه‌دهنده

الگوها همچنین می‌توانند ذهنی باشند؛ آن‌چه که یک معامله‌گر می‌بیند، چیزی نیست که یک معامله‌گر دیگر می‌بیند و هر معامله‌گری با روش خودش این الگوها را روی نموداری که استفاده می‌کند رسم می‌کند. این لزوماً چیز بدی نیست زیرا به هر معامله‌گری پرسپکتیو و چشم‌انداز خاص خودش را نسبت به بازار می‌دهد. پیدا کردن الگوها، ترسیم آن‌ها و فرموله کردن برنامه‌ای برای استفاده از آن‌ها، نیازمند وقت گذاشتن و تمرین زیاد است.

حرف آخر

الگوهای ادامه‌دهنده که شامل مثلث، پرچم، قلاب و مستطیل می‌شود، برای پیشبینی بالقوه‌ی روندی که بازار پیش می‌گیرد، منطق فراهم می‌کند. این الگوها غالباً در میانه‌ی روند اتفاق می‌افتند نشانگر ادامه‌ی روند هستند. برای ادامه‌ی روند، الگو باید در مسیر صحیح شکسته شود. با اینکه الگوها در گرفتن تصمیمات معاملاتی به معامله‌گر کمک می‌کنند، همیشه قابل‌اعتماد نیستند. مشکلات بالقوه‌ای که ممکن است اتفاق بیفتد شامل معکوس شدن روند به جای ادامه پیدا کردن و پس از شروع شکل‌گیری الگو، برک‌اوت‌های جعلی متعدد است.

الگو های فارکس


12نوامبر201818:20

TOP 100 الگوهای فارکس با مثال

الگوی نمودار چیست؟ چگونه الگوهای قیمت را در فارکس به درستی تشخیص دهیم؟ چگونه بطور صحیح سفارشات stop را قرار دهیم؟ به چه الگوهای قیمتی ارزش اعتماد ندارد؟ کدام الگوهای در هیچ جای دیگر توصیف نمی شود؟ چرا نویسندگان نمی خواهند الگوهای اصلی خود را به اشتراک بگذارند؟

در این بررسی ، قصد دارم به مفهوم تحلیل تکنیکال الگوی قیمت بپردازم. من همچنین می خواهم به تفصیل الگوبرداری هایی از قبیل Double Top ، Triple Top ، Double Bottom ، Triple Bottom ، سر و شانه ها ، سر و شانه های معکوس ، مثلث ، گوه ، پرچم ، Pennant ، سازند گسترش ، الماس ، سنبله ، شمعدان جلد ، برج بالا و الگوهای برج پایین ، الگوی سه کلاغ و برخی دیگر. و این همه نیست! من برخی از الگوهای نمودار معمول تجزیه و تحلیل تکنیکی کمتر را شرح می دهم: الگوی موچین ، الگوی کوه ، الگوی کانال متقارن ، الگوی سه مرحله ، الگوی Flat Breakout ، من همچنین تجارت در مورد شکاف قیمت را شرح خواهم داد.

الگوی قیمت به عنوان ابزاری برای تجزیه و تحلیل فنی در تجارت

تجزیه و تحلیل حرکت قیمت ها از زمان ظاهر شدن نمودار شروع شد. نمودارهای اول بر روی کاغذ نمودار کشیده شده است ، و این در حالی است که اولین تحلیلگران متوجه شدند که برخی از مناطق در نمودار وجود دارد که در آن قیمت در نوسانات مشابه در دوره های مختلف زمانی ایجاد می کند. این اولین الگوهای نمودار بودند. معامله گران آنها را الگوی قیمت می نامند زیرا الگوهای اول شبیه اشیاء هندسی مانند مثلث ، مربع ، الماس بودند. هنگامی که برای دیدن نمودار روی صفحه رایانه و تجزیه و تحلیل دوره های طولانی تر در دسترس قرار گرفت ، الگوهای جدیدی ظاهر شدند. در حال حاضر ، بیش از 1000 تشکل قیمت وجود دارد که توسط آنالیز گرافیکی ، شاخه ای از تجزیه و تحلیل فنی مورد مطالعه قرار می گیرد.

البته بسیاری از آنها فقط تصور نویسندگان آنها هستند؛ اما ، از طرف دیگر ، چگونه ، اولین و محبوب ترین الگوهای نمودار ظاهر شدند. بعداً ، تجزیه و تحلیل فنی گسترش یافت و الگوهای نمودار توسط الگوهای شمعدان غنی شد. در قسمت های بعدی به معمول ترین الگوهای شمعدان و برخی از تنظیمات اصلی می پردازم.

معامله گران از الگوهای نمودار برای شناسایی سیگنال های معاملاتی - یا علائم حرکت قیمت های آینده استفاده می کنند تا بتوانند در یک مکان مناسب تجارت کنند. همانطور که قبلاً خاطرنشان کردم ، تصور می شود اولین الگوی تجزیه و تحلیل نمودارهای معاملات ، که شامل تجزیه و تحلیل فنی است ، الگوی مثلث باشد. بنابراین ، من با آن شروع می کنم.


الگوی نمودار مثلث

در حال حاضر ، مثلث های مختلفی وجود دارد. با این حال ، همه آنها بر اساس یک اصل یکسان هستند.در تحلیل تکنیکی معمول ، مثلث در گروه الگوهای نمودار ادامه است. این نشان می دهد که روند ، قبل از ظاهر شدن مثلث ، می تواند پس از کامل شدن الگوی از سر گرفته شود.

 

LiteForex: کارآمدترین الگوهای نمودار فارکس.  چگونه الگوهای نمودار فارکس را بخوانیم؟

 

من n تا تصویر بالا، شما می توانید یکی از مثلث مشترک است که هنوز در حال حاضر کامل شده را مشاهده کنید.

از نظر فنی ، مثلث کانال باریک باریک است که معمولاً در انتهای روند ظهور می کند. مثلث اساساً وقتی کار کند که دامنه نوسانات قیمت بسیار کم باشد ، یک شتاب ظهور پیدا می کند و قیمت ، با شکستن یکی از پاهای شکل ، در جهت شکست می رود. پیشنهاد می کنم سناریوهای هر دو حرکت صعودی و نزولی را به عنوان مثال تجزیه و تحلیل کنید.

بنابراین ، در تجزیه و تحلیل فنی کلاسیک ، الگوهای نمودار مثلث نشان می دهد که قیمت می تواند به هر صورت حرکت کند. خوشبختانه ، لازم نیست حدس بزنید ، همانطور که وقتی الگوهای توسعه می یابد ، قوانین مشخصی برای شناسایی نقاط ورودی وجود دارد.

اگر یک الگوی مثلث را معامله می کنید ، معقول است که وقتی قیمت ، با عبور از خط مقاومت در الگوی ، به اوج خود برسد و از اوج های محلی برسد ، قبل از شکستن خط مقاومت (منطقه خرید) ، از مرزهای محلی عبور کرده و فراتر رفته است.

سود موردنیاز باید در نظر گرفته شود که قیمت مسافت کمتر یا مساوی از وسعت موج الگوی اول (خرید منطقه سود) را پوشش دهد. ضرر متوقف در این حالت ممکن است در سطح محلی پایین ، مشخص شده قبل از شکست سطح مقاومت (خرید منطقه توقف) باشد.

موقعیت فروش می تواند زمانی باز شود که قیمت ، پس از شکسته شدن در خط حمایت از الگوی ، به سطح محلی محلی رسیده و یا تحت فشار قرار گیرد ، قبل از شکست سطح پشتیبانی (منطقه فروش). سود هدف باید زمانی ثابت شود که قیمت مسافت مساوی یا کمتر از وسعت موج اول را پوشش دهد (منطقه سود فروش). در این حالت ضرر متوقف شده باید قبل از خط پشتیبانی (فروش منطقه توقف) در سطح محلی محلی قرار گیرد.

چه چیزی می تواند اضافه شود؟ از نظر آماری ، 6 از 10 مثلث در جهت روند قبلی شکسته شده است.بنابراین ، هنگام معامله در فارکس ، باید بیشتر مراقب معامله گران باشید ، در مقابل روند.

الگوی مثلث در تحلیل موج الیوت بسیار مهم است. تصور می شود الگوی مثلث یکی از امواج اصلاحی چرخه کارگردانی باشد ، این شواهد بیشتر است که نشان می دهد روند در حال انجام پس از اتمام این الگو احتمالاً از سر گرفته می شود.


الگوی نمودار بالا

این الگوی به عنوان یکی از ساده ترین ها طبقه بندی می شود ، بنابراین ، معمولاً از الگوهای دیگر کارآیی کمتری دارد. در تجزیه و تحلیل فنی کلاسیک ، تشکیل Double Top به عنوان الگوی نمودار معکوس طبقه بندی می شود. این روند ، قبل از ظهور تشکیل ، در حال بازگشت است پس از کامل شدن الگوی.

این الگوی دو ارتفاع مرتفع را نشان می دهد ، که قله های آن تقریباً در یک سطح قرار دارند. این الگوی می تواند مستقیم و شیب باشد. در حالت دوم ، باید پایه های تاپ هایی را که باید همزمان با اوج باشند ، با دقت بررسی کنید.

در تجزیه و تحلیل کلاسیک ، Double Top فقط در صورت معکوس شدن روند و پایین آمدن قیمت کار می کند. اگر قیمت به رده سوم برسد ، تشکیل به الگوی Triple Top تبدیل می شود.

 

LiteForex: کارآمدترین الگوهای نمودار فارکس.  چگونه الگوهای نمودار فارکس را بخوانیم؟

 

ورود به داد و ستد فروش زمانی معقول است که قیمت ، با عبور از خط حمایت از الگوی ، از طریق سطح محلی پایین بیاید یا فشار یابد ، و قبل از شکست سطح پشتیبانی (منطقه فروش) پیش برود. سود موردنظر باید زمانی تعیین شود که قیمت مسافت ، کوتاهتر از یا مساوی از ارتفاع هر یک از قسمت های بالای (منطقه سود) را پوشش دهد. قبل از شکست خط پشتیبانی (منطقه توقف) می توان یک دستور توقف را کمی بالاتر از سطح محلی قرار داد. با این حال ، باید به خاطر داشته باشید که تشکیل اغلب به یک الگوی Triple Top تبدیل می شود.


الگوی نمودار دو پایین

الگوی Double Top که در بازار سقوط شکل گرفته است ، آینه را نشان می دهد. در تجزیه و تحلیل کلاسیک ، یک الگوی Double Bottom وقتی تغییر می کند که روند روند خود را تغییر می دهد و قیمت در حال افزایش است. اگر قیمت به پایین ترین سطح رسید؛ شکل گیری به یک الگوی نمودار Triple Bottom تبدیل می شود.

 

LiteForex: کارآمدترین الگوهای نمودار فارکس.  چگونه الگوهای نمودار فارکس را بخوانیم؟

 

می توانید موقع خرید قبل از شکست مقاومت (منطقه خرید) ، سطح خرید محلی را بدست آورید یا از آن فراتر بروید ، می توانید موقعیت خرید را باز کنید. سود مورد نظر در مسیری مشخص می شود که برابر با ارتفاع الگوی پایین یا پایین یا کوتاه تر باشد. قبل از شکست مقاومت (ناحیه توقف) ، می توان چند پیپ را در زیر سطح محلی قرار داد. با این حال ، باید به خاطر داشته باشید که تشکیل اغلب به یک Triple Bottom تبدیل می شود. بنابراین ، این بسیار خطرناک است که شما را از دست دادن خیلی نزدیک به سطح پایین متوقف کنید.


الگوی نمودار سه گانه بالا

الگوی ادامه یک دوبل برتر است. در تجزیه و تحلیل فنی کلاسیک ، Triple Top به عنوان الگوی نمودار معکوس طبقه بندی می شود. این بدان معناست که روند ، قبل از ظهور شکل گیری ، در حال بازگشت است پس از کامل شدن الگوی.

این الگوی زمانی شکل می گیرد که قیمت به سه قله متوالی یعنی تاپ ها ، که تقریباً در همان سطح قرار دارند ، برسد. بیشتر اوقات ، این الگوی بعد از تلاش ناموفق برای پیاده سازی الگوی دوبل بالا ظهور می یابد ، بنابراین ، بیشتر از نمونه دوم احتمالاً کارایی دارد. این الگوی می تواند مستقیم و شیب باشد.در مورد دوم ، شما باید با دقت پایه های تاپ ها را بررسی کنید ، که باید به موازات قله ها باشد.

در تجزیه و تحلیل کلاسیک ، یک مقاومت سه گانه فقط در صورت معکوس شدن روند و پایین آمدن قیمت کار می کند. اگر قیمت از اوج جدید برخورد کند ، تشکیل به مثلث یا پرچم تبدیل می شود.

 

LiteForex: کارآمدترین الگوهای نمودار فارکس.  چگونه الگوهای نمودار فارکس را بخوانیم؟

 

معقول است که هنگامی که قیمت از طریق خط حمایت از تشکیل (گردنبند) شکسته شود ، از پایین محلی ، قبل از شکستن خط حمایت (منطقه فروش) برسد و یا از آن عبور کند ، معامله معقول است. سود مورد نظر باید در مسافتی کوتاهتر یا مساوی با ارتفاع هر قسمت بالای تشکیل (منطقه سود) تعیین شود. قبل از شکستن گردنبند (منطقه توقف) ، می توان یک توقف معقول معقول را به اندازه سطح محلی ایجاد کرد.


الگوی نمودار سه گانه پایین

این الگوی آینه ای از Triple Top است که در بازار سقوط شکل گرفته است.

در تجزیه و تحلیل کلاسیک ، پایین آمدن سه گانه تنها در صورت معکوس شدن روند و افزایش قیمت افزایش می یابد.

 

LiteForex: کارآمدترین الگوهای نمودار فارکس.  چگونه الگوهای نمودار فارکس را بخوانیم؟

 

می توانید وقتی که از طریق خط مقاومت در الگوی (گردنبند) بالا رفته و به محلی بالاتر برسید ، یا قبل از شکستن گردنبند (منطقه خرید) مشخص کرده و یا از آن فراتر بروید ، می توانید موقعیت خرید را باز کنید. سود هدف را می توان در سطحی که به اندازه هر یک از بردهای الگوی یا پایین تر (منطقه سود) ثابت باشد ، ثابت کرد. قبل از شکست خط مقاومت (منطقه توقف) ، می توان مقداری از توقف منطقی را کمی پایین تر از سطح محلی قرار داد.


الگوی نمودار سر و شانه ها

این الگوی یک نسخه اصلاح شده از الگوی Triple Bottom است. در تجزیه و تحلیل فنی کلاسیک ، سر و شانه الگوی معکوس روند است. یعنی ، این نشان می دهد که روند ، قبل از ظهور تشکیل ادامه می یابد ، احتمالاً پس از اتمام آن معکوس می شود.

الگوی سر و شانه ها با سه ارتفاع پیاپی مشخص می شود ، که قله های آن در سطوح مختلفی قرار دارند: قله میانی باید بالاترین (سر) و سایرین پایین و تقریباً برابر (شانه ها) باشد. با این حال ، برخی از اصلاحات الگوی ، هنگامی که شانه ها در سطوح مختلف هستند وجود دارد. در این حالت ، باید مطمئن شوید که قله میانی بالاتر از هر دو شانه است. یکی دیگر از ویژگی های اصلی برای شناسایی الگوی ، روند واضح و واضح است ، پیش از ظاهر الگوی.

این الگوی می تواند مستقیم و شیب باشد. در حالت دوم ، شما باید مراقب باشید که آیا پایه های تاپ ها موازی با قله ها هستند یا خیر. کمترین میزان بین این قله ها با یک خط روند گره خورده است که به آن خط گردن گفته می شود.

تحلیل تکنیکال معمول نشان می دهد که این الگوی فقط در صورت واژگونی روند کار می کند. اگر قیمت بالاتر از اوج الگوی باشد ، احتمالاً به اشتباه تشخیص داده می شود.

 

LiteForex: کارآمدترین الگوهای نمودار فارکس.  چگونه الگوهای نمودار فارکس را بخوانیم؟

 

شما ممکن است هنگامی که قیمت ، پس از شکسته شدن در گردن ، به پایین یا پایین می رود ، موقعیت فروش را باز کنید (قبل از شکستن گردنبند (منطقه فروش)). سود هدف را می توان در مسافتی قرار داد که کمتر از یا مساوی ارتفاع قله میانی (سر) شکل گیری (منطقه سود) باشد. ممکن است قبل از شکستن گردنبند یا در سطح شانه راست (منطقه توقف) ، میزان متوقف شدن را در حدود سطح محلی بالا قرار دهید.

چه چیزی باید اضافه شود؟ الگوی سر و شانه ها نقش مهمی در تحلیل موج الیوت ایفا می کند. تصور می شود که یک سر و شانه ها ، در نمودار ظاهر می شوند ، نشان می دهد که چرخه اصلی به پایان می رسد و تصحیح در حال آغاز است. این الگوی اغلب موج 5 و موج A را پیوند می دهد.


الگوی نمودار معکوس سر و شانه ها

این الگوی به سادگی معکوس سر و شانه بالا در بازار در حال سقوط است و گردنبند یک سطح مقاومت برای تماشای یک برآمدگی بالاتر است.

در تجزیه و تحلیل فنی رایج ، الگوی معکوس سر و شانه ها فقط در صورت معکوس روند به سمت بالا ، یعنی رشد قیمت عمل می کند.

 

LiteForex: کارآمدترین الگوهای نمودار فارکس.  چگونه الگوهای نمودار فارکس را بخوانیم؟

 

ممکن است هنگامی که قیمت گردنبند را شکسته و از آخرین سطح محلی بالاتر یا بالاتر از آخرین سطح محلی ، که قبل از شکستن گردنبند (منطقه خرید) است ، می توانید وارد یک موقعیت خرید شوید. سود مورد نظر می تواند مسافتی کوتاهتر یا مساوی از ارتفاع قله میانی (سر) الگوی (منطقه سود) باشد. از دست دادن توقف معقول در این حالت می توان در سطح محلی پایین ، مشخص شده قبل از شکستن گردنبند ، یا در پایین ترین سطح شانه چپ (منطقه توقف) تعیین کرد.


الگوی نمودار گوه

این شکل گیری مثل یک مثلث است ، با یک تفاوت متفاوت اما بسیار مهم. مثلث فقط در صورت وجود روند مشخص وجود دارد. به همین دلیل است که الگوی می تواند از هر دو طرف مطابق جهت الگوی کار کند.

در تحلیل رایج ، الگوی Wedge به عنوان یک الگوی معکوس طبقه بندی می شود.

 

LiteForex: کارآمدترین الگوهای نمودار فارکس.  چگونه الگوهای نمودار فارکس را بخوانیم؟

 

در تصویر بالا گوهی را می بینید که چندی پیش در نمودار قیمت EURJPY شکل گرفته است.

از نظر فنی ، گوه مانند مثلث مثل کانال باریک باریک به نظر می رسد ، اما گوه و مثلث نیز در اندازه متفاوت هستند. Wedge به طور معمول بسیار بزرگتر از مثلث است و برای تکمیل شکل گیری ماه ها و حتی سال ها طول می کشد.

بنابراین ، در تجزیه و تحلیل کلاسیک ، Wedges ، به طور معمول ، نشان می دهد که قیمت ممکن است در جهت ، بر خلاف الگوی حرکت کند. به عبارت دیگر ، روند در حال تغییر است که روند خود را تغییر می دهد.

منطقی است که قبل از شکست مقاومت (منطقه خرید) ، قبل از شکست مقاومت ، آخرین قیمت محلی را بدست آوریم یا از آن فراتر برویم. بعضی اوقات ، ممکن است حدود 3٪ از حرکت قیمت را بین نقطه مقاومت مقاومت و ورود خود از دست دهید. سود هدف را می توان در مسافت ، مساوی یا کمتر از وسعت موج اول الگوی قرار داد. از دست دادن توقف معقول می توان در سطح محلی پایین ، مشخص شده قبل از شکست مقاومت (منطقه توقف) قرار داد.

چه چیزی باید اضافه شود؟ در تجزیه و تحلیل فنی ، چند قانون برای مشخص کردن الگوی Wedge وجود دارد که ارزش رعایت آنها وجود دارد:

1) گوه به عنوان یک قاعده ممکن است در امواج 4 ، 6 و هر موج پی در پی با حتی یک عدد شکسته شود. اولین موج برای Wedge مانند مثلث ، حرکتی است که شروع به توسعه الگوی می کند ، یعنی در جهت روند مداوم.

2) گوه معمولاً فقط درصورتی که قیمت وارد شده به آخرین قسمت سوم تشکیل شود ، می توان از بین برد. برای فهمیدن آن ، کل الگوی گوه مورد انتظار را به سه فاصله مساوی تقسیم کنید. به فاصله زمانی که سطح پشتیبانی و مقاومت در آنجا ملاقات کرده باشید نیاز دارید.


الگوی نمودار پرچم

این الگوی نمودار یکی از ساده ترین الگوهای کوتاه مدت است. بنابراین ، کارآیی آن به عوامل متعددی بستگی دارد.

در تجزیه و تحلیل فنی رایج ، الگوی Flag به عنوان الگوی ادامه طبقه بندی می شود. بنابراین ، این سیگنال را نشان می دهد ، روند غالب قبل از ظهور الگوی ، احتمالاً پس از اتمام شکل گیری ادامه خواهد یافت.

این الگوی نشان می دهد که به دنبال حرکت قوی که اغلب مانند کانال به نظر می رسد ، در مقابل روند غالب ، یک حرکت برگشتی اصلاحی وجود دارد.

در تحلیل تکنیکی کلاسیک ، الگوی نمودار Flag فقط می تواند در ادامه روند باشد.

 

LiteForex: کارآمدترین الگوهای نمودار فارکس.  چگونه الگوهای نمودار فارکس را بخوانیم؟

 

در تصویر بالا ، می توانید پرچم شیب دار را ببینید ، که نشان می دهد قیمت آن به سمت بالا می رود.

ورود به خرید زمانی معقول است که قیمت ، با شکسته شدن از خط مقاومت در الگوی ، به بالاتر از محلی برسد ، یا قبل از شکست مقاومت (منطقه خرید) مشخص شود. سود قبل از ظهور الگوی (منطقه سود) باید در فاصله ، نه بیشتر از روند باشد. قبل از شکست مقاومت (منطقه توقف) ممکن است یک دستور توقف در سطح محلی محلی قرار داده شود.

چه چیزی باید اضافه شود؟ تجزیه و تحلیل فنی برای شناسایی صحیح یک الگوی Flag چند قانون پیشنهاد می کند.

1) زاویه بین کانال Flag و روند غالب نباید گسترده تر از 90 درجه باشد.

2) خود کانال Flag نباید از پایین تر از نیمی از روند قبلی باشد.


الگوی نمودار قلم

این الگوی نمودار ، اصلاح پرچم است ، بنابراین دارای همان ویژگی های اصلی است.

در تجزیه و تحلیل فنی رایج ، الگوی Pennant به عنوان یک الگوی ادامه طبقه بندی می شود. بنابراین ، این سیگنال را نشان می دهد ، روند غالب قبل از ظهور الگوی ، احتمالاً پس از اتمام شکل گیری ادامه خواهد یافت.

این الگوی نمودار ، نشانگر برگشتی اصولی است که به دنبال حرکت قوی و کارگردانی که اغلب مانند یک مثلث کوچک به نظر می رسد ، در برابر روند غالب شیب دار است. یک پرچم در بازه زمانی طولانی تر اغلب مثلث در نمودار کوتاه مدت است.

در تحلیل تکنیکی کلاسیک ، الگوی نمودار Pennant فقط در ادامه روند ممکن است.

 

LiteForex: کارآمدترین الگوهای نمودار فارکس.  چگونه الگوهای نمودار فارکس را بخوانیم؟

 

ورود به خرید زمانی معقول است که قیمت ، با شکسته شدن از خط مقاومت در الگوی ، به بالاتر از محلی برسد ، یا قبل از شکست مقاومت (منطقه خرید) مشخص شود. سود مورد نظر باید قبل از ظهور الگوی (منطقه سود) در مسافت ، مساوی یا کوتاه تر از روند تعیین شود. قبل از شکست مقاومت (منطقه توقف) ممکن است یک دستور توقف در سطح محلی محلی قرار داده شود.


الگوی سازند گسترش (الگوی مگافون)

سازه گسترش ، که به عنوان یک الگوی مگافون نیز شناخته می شود ، مانند یک مگافون یا مثلث متقارن معکوس به نظر می رسد. بنابراین ، اصول کار آن مشابه اصول مثلث است. در تجزیه و تحلیل تکنیکی کلاسیک ، شکل گسترده ای به عنوان الگوی ادامه طبقه بندی می شود ، اگرچه بیشتر اوقات یک روند مستقل است. این بدان معنی است که روند ، غالب قبل از شروع تشکیل ، احتمالاً پس از اتمام آن از سر گرفته می شود.

 

LiteForex: کارآمدترین الگوهای نمودار فارکس.  چگونه الگوهای نمودار فارکس را بخوانیم؟

 

یکی از اشکال سازند Broadening در تصویر بالا نشان داده شده است.

از نظر فنی ، شکل گیری به نظر می رسد مانند یک کانال کناری گسترده ای که گاهی اوقات می تواند شیب کند. تحقق این الگو بر این اساس است که قیمت هر روند محلی جدید نشان دهنده افزایش و پایین ترین نرخ های جدید است. بنابراین شما الگوی تجارت را انجام می دهید تا قیمت آن را در داخل سازه مشاهده کنید ، نه اینکه انتظار داشته باشید شکست از دامنه نوسان باشد ، مثل آنچه برای مثلث توصیف شده است.

بنابراین ، بیایید نمونه هایی از سفارشات ورودی را در داخل الگوی مشاهده کنیم.

شکل گیری ، مثل مثلث ، دارای امواج درونی است. و مانند یک مثلث حرکت قیمت ها از بالا تا پایین حرکت می کنند.

در صورت رسیدن قیمت به سطح پشتیبانی خط ، می توان ورود معقول خرید را در آن ایجاد کرد که از پایین ترین سطح قبل از فعلی فعلی (منطقه خرید 1) یا پایین تر از آن عبور می کند. سود هدف را می توان در سطح محلی بالا و به دنبال آن فعلی یا بالاتر (منطقه سود 1) تعیین کرد. ضرر متوقف معقول را می توان کمی پایین تر از پایین قرار داد ، پس از آن وارد تجارت (منطقه توقف 1) شد.

ورود به داد و ستد فروش هنگامی که قیمت با برخورداری از مقاومت در برابر تشکیل ، به سطح محلی بالاتر یا از آن فراتر رود ، منطقی است و به دنبال آن میزان فعلی (منطقه فروش 2). سود مورد نظر باید در سطح پایین یا پایین محلی (منطقه سود 2) تعیین شود. در این حالت ممکن است سفارش متوقف شده بالاتر از سطح محلی باشد و در پی آن وارد تجارت شوید (منطقه توقف 2).

چه چیزی باید اضافه شود؟ چند قانون ساده برای شناسایی صحیح یک الگوی سازند گسترش و جلوگیری از اشتباهات رایج وجود دارد:

1. شما فقط باید پس از اتمام موج 4 الگوی ، تجارت را در داخل الگوی شروع کنید.

2. موقعیت در جهت روند ، قبل از شروع الگوی غالب ، ایمن تر بوده و بیشتر برای دستیابی به سود مورد نظر است.

3. شما باید سفارشات متوقف را نه تنها فراتر از پایین ترین سطح یا بلندی های محلی قرار دهید ، بلکه خوب است که در صورت وجود شکست های دروغین خطوط ، آنها را فراتر از سطح پشتیبانی و مقاومت تشکیل دهید.


الگوی نمودار الماس

این سازه ترکیبی از مثلث و سازند گسترش است

در تجزیه و تحلیل فنی رایج ، الماس به عنوان یک الگوی معکوس طبقه بندی می شود ، و اغلب یک تغییر تحریف شده از الگوی سر و شانه ها است.

 

LiteForex: کارآمدترین الگوهای نمودار فارکس.  چگونه الگوهای نمودار فارکس را بخوانیم؟

 

هنگامی که قیمت از طریق خط پشتیبانی الگوی عبور کرده ، به پایین محلی می رسد و می شکند و به دنبال آن حمایت از منطقه (منطقه فروش) وارد معامله فروش می شوید. سود مورد نظر در فاصله مساوی یا کوتاهتر از عرض بزرگترین موج درون الگوی (منطقه سود) تعیین می شود. قبل از شکست خط حمایت (منطقه توقف) ، یک توقف منطقی در سطح محلی خواهد بود.

چه چیزی می تواند اضافه شود؟ برخی از قوانین ساده وجود دارد که به شما کمک می کند الگوی الماس را با کارآمدتر تجارت کنید و از اشتباهات رایج خودداری کنید:

1. این الگوی به ندرت می تواند منجر به ادامه روند شود. در این حالت ، شما می توانید به راحتی با سفارشات در حال معامله تجارت کنید ، یا مراقب باشید که خطوط پشتیبانی و مقاومت الگوی موازی با یکدیگر هستند.

2. پربارترین الگویی است که بزرگترین موج آن توسط یک شمعدان واحد شکل می گیرد و بالا و پایین سایه های شمعدان است.

3. الگوی الماس اغلب در انتهای روندهای طولانی ظاهر می شود ، بنابراین بهتر است در بازه های زمانی ، از 4H و طولانی تر به دنبال آن باشید.


 

ویژگی های الگوی نقطه ی اوج (کف) انبساطی

با بررسی الگوهای پرایس اکشن معمولا با نام های متفاوتی از یک الگوی واحد برخورد می کنیم. به طور مثال، الگویی که لیندا راشکه آن راسه سرخ پوست می نامد در سیستمهای هارمونیک ''سه گام'' و در الگوی کندل استیک سه کوه(سه دره) نامگذاری شده است. افزون بر این، استراتژی سوپ لاکپشت نویسنده ی کتاب باهوش های خیابانی: استراتژی های معاملاتی با احتمال بالا به آن اشاره داشته از خیلی جهات با الگوی هارمونیک کوسه که ویکتور اسپراندئو در سیستم معاملاتی 2B نقاط کف/نقاط اوج به آن اشاره کرده مشت تحلیلگران متفاوت حالت های متناوب مشابهی را در حرکات شاخص ها مشاهده کرده اند و بر روی آن ها نام های متفاوتی گذاشته اند، اما این نباید ما را شگفت زده کند. آنچه حائز اهمیت است این است که منطق آن ها را با هدف افزایش اثرگذاری معامله درک کنیم. در این خصوص، پیدا کردن الگوی گوه های انبساطی(Expanding Wedge) در کتاب دانشنامه ی الگوهای نموداری برای من واقعا جالب بود.

برای استفاده از آموزش های تخصصی و بهره مندی از ربات های سودمند ورایگان در بروکر زیر ثبت نام نموده وبه ایدی تلگرامی مراجغه فرمایید @mgeuq ادرس بروکر : https://www.litefinance.org/fa/?uid=240422727

پس از استفاده از الگوی معاملاتی1 2 3 در برای مدتی زیاد استراتژی معاملاتی خود متوجه شدم که بازار نقاط انتهایی جدیدی ایجاد (کف/اوج) و استاپ لاس تعیین می کند. در وهله ی اول تصورم این بود که چنین چیزی در واقع دام بازیگران بزرگ بازار برای بازیگران کوچک است اما همینطور که مشاهدات خود را ادامه دادم الگوی جدیدی را کشف کردم و از نظر من این الگو در مقایسه با الگوی اولیه اثرگذاری بیشتری داشت: نام آن را گوه انیساطیگذاشته و خیلی تعجب کردم وقتی متوجه شدم توماس بولکوزکی در یکی از پرفروش ترین کتاب های خود در مورد همین الگو صحبت کرده و اسم آن را نقطه ی اوج انبساطیگذاشته است. از نظر من مشاهدات وی برای شناسایی الگو و ایجاد یک استراتژی معاملاتی جدید بسیار مفید هستند.

به گفته ی نویسنده ی کتاب دانشنامه ی الگوهای نموداری شرایط الزامی شکل گیری یک الگو به شرح ذیل است: اول: یک روند باید به طور واضح وجود داشته باشد---دوم: باید حداقل دو نقطه ی اوج افزایشی و دو نقطه ی اوج کاهشی ایجاد شوند. هر چقدر که یک الگو گسترده تر باشد و اوج داشته باشد اثرگذاری آن بیشتر است. از سویی دیگر، هر چقدر که یک الگو سریع تر ایجاد شود و در سطح کف قرار داشته باشد شانس انجام یک معامله ی سودمندکمتر خواهد شد. بولکفسکی نام نقاط انتهایی (اکسترمم ها) را نا آرامی هایی گذاشته که از آن ها نظم به وجود می آید. تحقیقات وی نشان می دهد که الگو در شرایطی که حجم معامله رو به کاهش است از اثرگذاری بالایی برخوردار خواهد بود.

از نظر من تناوبی که میان نقاط اوج (ماکزیمم ها) رو به افزایش و نقاط کف (مینیمم ها) رو به کاهش به وجود می آید نشانگر نبرد میان عرضه و تقاضا است. کار اصلی ای که معامله گر باید بکند صبر کردن برای معلوم شدن برنده و طرفداری از اوست! در این رابطه باید اشاره داشت که اولین نشانه ی ضعف در عرضه حجم رو به کاهش در موج های ۳-۴ است و در اینجا معامله گر باید آماده ی ایجاد روند صعودی باشد.

روش توماس بولکفسکی در خصوص تعیین تارگت در الگوی نقاط کف/اوج انبساطی بسیار جالب به نظر می رسد. پیشنهاد وی این است که فاصله ی بین بالاترین نقطه ی اوج (4) و پایین ترین نقطه ی کف (5) اندازه گرفته شود و سپس خط سیری که کشیده می شود (Projection) به پایین تر از خط حمایت یا بالاتر از خط مقاومت (سطوح شکست یا بریک آوت) منتقل گردد. همانطور که از مثال جفت آزی به ین پیداست این روش یک روش موثر است.

از نظر من متاسفانه روش بولکفسکی در خصوص تعریف نقطه ی ورود به معامله از قطعیت کافی برخوردار نیست. وی توصیه می کند که وقتی قیمت از سطح بالایی خط روند (۲-۴) پولبک داشت و یا زمانی که شاخص بعد از عقب نشینی سطح پایینی خط روند (۳-۵) دوباره رشد کرد اقدام به فروش شود. در مورد قبل الگو هنوز به طور کامل ایجاد نشده و در مثال آخر هنوز سطح معینی برای ورود به معامله مشاهده نمی شود. استفاده از سطوح فیبوناچی، مثلث ها، و سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال به ما کمک می کنند که این مشکل را حل کنیم. در هر حال، تجربه ی سایر تحلیلگران تکنیکال برای ما هم مفید خواهد بود. تنها کاری که باید در این رابطه انجام دهیم این است که با ارزش ترین نکاتی که این تحلیلگران به آن ها اشاره داشتند را اقتباس کنیم.

چطور بروکر ECN را از مارکت میکر تشخیص دهیم واز کلاه برداریها در امان باشیم

چطور بروکر های مارکت میکر را از ای سی ان واس تی پی تشخیص دهیم

برای استفاده از آموزش های تخصصی و بهره مندی از ربات های سودمند ورایگان در بروکر زیر ثبت نام نموده وبه ایدی تلگرامی مراجغه فرمایید @mgeuq ادرس بروکر : https://www.litefinance.org/fa/?uid=240422727

در گذشته غالب معامله گران اطلاعات چندانی پیرامون بروکر های مارکت میکر، معاملات بین بانکی و بروکر های ئی سی ان/ اس تی پی نداشتند. اما در حال حاضر معامله گران از کلیات این مسائل آگاه هستند و عموما ترجیح می دهند که در بروکر های ئی سی ان/ اس تی پی واقعی معامله کنند. این باعث می شود بسیاری از بروکر های مارکت میکر وانمود کنند که ECN/STP هستند!

ما چگونه می توان پیش از باز کردن حساب Live متوجه شد که بروکر از کدام نوع است؟

لطفا اجازه دهید پیش از این که پاسخ این پرسش را بدهم، توضیح کوتاهی پیرامون سیستم های Market Maker و ECN/STP بدهم.

هنگامی که شما یک اکانت لایو یا ریل نزد یک بروکر مارکت میکر باز می کنید، معاملات شما با خود بروکر انجام خواهد شد، یعنی طرفِ معامله شما خود بروکر است و نه پهنه جهانی بازار. در حقیقت، بازار همان بروکر شما است (البته قیمت ها و نحوه ثبت آن ها به جز در موارد معدودی، شباهت حداکثری با سایر بروکر ها و نرخ های جهانی دارد). در پلتفرم معاملاتی شما اردر هایتان هرگز فراتر از کامپیوتر های بروکر نخواهند رفت و معاملات شما داخل چارچوب کارگزاری انجام می شود. پس اگر سودی به دست بیاورید، بروکر باید آن را پرداخت کند و از طرفی اگر پولی از دست بدهید، به جیب بروکر تان خواهد رفت. این یعنی سود شما به منزله زیان بروکر است و بر عکس.

بر خلاف بروکر های مارکت میکر، بروکرهای ECN/STP واقعی معاملات شما را راهی بانک ها می کنند که به آن ها لیکوئیدیتی پروایدر نیز گفته می شود. این بروکر ها، پلتفرمی که شما روی کامپیوتر تان نصب کرده اید را به کامپیوتر های لیکوئیدیتی پروایدر ها متصل می کنند. این بروکر ها نه نفعی از زیان های شما می برند و نه زیانی از سود های شما می بینند.

یک بروکر مارکت میکر سود آوری شما را نمی پسندد. معامله گرانی که سود های متوالی بدست می آورند، دشمنان بزرگ این بروکر ها هستند چرا که سود های آن ها باید از جیب بروکر پرداخت شود. صد البته که اکثر قریب به اتفاق معامله گران به خودی خود ضرر می کنند و نیازی نیست بروکر برای به زیان انداختن آن ها به خود زحمتی بدهد. با این وجود بسیاری از مارکت میکر ها تمام تلاش و توان خود را به کار می گیرند تا مشتریان آن ها راحت تر ضرر کنند و به ندرت موفق به سود کردن شوند.

بر خلاف بروکر های مارکت میکر، بروکر ها ECN/STP واقعی، هیچ تلاشی برای زیان دیدن مشتری نمی کنند، چرا که هیچ تفاوتی برایشان ندارد. در واقع بسیاری از آن ها حتی تلاش هم می کنند که مشتریان شان به سود برسند و بتوانند حساب های خود را رشد دهند. زیرا این باعث می شود مشتری هر چه بیشتر و طولانی تر با بروکر بماند و معاملات بیشتری انجام دهد.

به این دلیل است که معامله گران ترجیح می دهند نزد بروکر های ECN/STP حساب باز کنند. چرا که دوست ندارند اسیر نیرنگ ها و بد حسابی های بروکر های مارکت میکر شوند.

مشکل این جا است که امروزه بسیاری از بروکر های مارکت میکر تلاش می کنند که ECN/STP باشند. حتی برخی از آن ها اردرهای شما را به برخی به اصطلاح (!) لیکوئیدیتی پروایدر ها هم ارسال میکنند، اما مشکل این است که لیکوئیدیتی پروایدر مذکور یا یک کارگزار مارکت میکر دیگر از اقمار شرکت خودشان یا موردی از این دست خواهد بود، یا هم در نهایت بانک کوچک و ضعیفی در اقیانوس آرام!

در نتیجه دلیل استفاده من از عبارت “بروکر ECN/STP واقعی” این است چون بروکر های ECN/STP تقلبی هم وجود دارند.

مارکت میکر بودن لزوما بد یا غیر قانونی نیست. چیزی که بد یا غیر قانونی (با توجه به نوع قانونی که قانون گذار تدوین کرده) است، تلاش بروکر مارکت میکر برای زیان وارد کردن به مشتری است. این بروکر ها مقادیر هنگفتی پول به جیب می زنند چرا که 95% معامله گران به خودی خود و بدون به کار گیری هیچ ترفندی از سوی کارگزار، در بازار ضرر می کنند. مشتریانی که چه در حساب لایو و چه در حساب دمو، در هر صورت ضرر می کنند!

مشکل جایی حاد می شود که بروکر مارکت میکر حریص می شود و دلش می خواهد در مدت هر چه کوتاه تری پول بیشتری به جیب بزند.

در نتیجه شروع به دستکاری پوزیشن های مشتریان می کنند، هم مشتریانی که جز بازندگان هستند و هم کسانی که حساب های سود آور دارند. البته بدیهی است که تمام تلاش خود را می کنند تا مشتریان سود آور خود را سریع تر از گردونه خارج کنند تا فرد حساب معاملاتی خود را ببندد و به همکاری خود با بروکر پایان دهد.

خب حالا به نحوه تشخیص دادن بروکر های Market Maker و ECN/STP واقعی از یکدیگر می رسیم.

خوشبختانه راه هایی وجود دارند تا بتوان آن ها را از یکدیگر تشخیص داد. حتی پیش از آن که اقدام به باز کردن حساب لایو نزد آن ها کنیم.

1- اسپرد (Spread):معامله گران همیشه دوست دارند اسپرد کمتری پرداخت کنند تا سود بیشتری ببرند. در نتیجه برای ارائه دادن اسپرد های کمتر، بین بروکر ها رقابت وجود دارد تا از این طریق مشتری بیشتری جذب کنند. بروکر های مارکت میکر تسلط کاملی بر نحوه تنظیم کردن اسپرد هایشان دارند. حتی ممکن است اسپرد صفر را نیز ارائه دهند. زیرا تصمیم گیری در مورد تمام جوانب کار در اختیار خودشان است. بروکر های ECN/STP تقلبی هم ممکن است چنین کنند. به دلیل این که لیکوئیدیتی پروایدر هایشان تحت کنترل خودشان است.

اما! بروکر های ECN/STP واقعی کنترلی بر اسپرد ها ندارند، زیرا این لیکوئیدیتی پروایدر است که اسپرد را تعیین می کند. این بروکر ها می توانند اسپرد ها را افزایش دهند، اما به هیچ وجه نمی توانند رقم آن را پایین تر از مقدار ارائه شده از سوی لیکوئیدیتی پروایدر بیاورند.

به همین جهت، تمام بروکر هایی که اسپرد های ثابت یا صفر ارائه می دهند مارکت میکر هستند. این اولین علامتی است که باید در نظر بگیرید. اسپرد در بازار واقعی جهانی نمی تواند ثابت باشد. همچنین بروکر هایی که اسپرد های بیش از حد بالا ارائه می دهند نیز مارکت میکر هستند. برای مثال در حال حاضر اسپرد برای نماد معاملاتی EUR/USD در حدود یک پیپ و حتی کمتر است و بروکر هایی که رقم های بالاتر از دو پیپ ارائه می دهند یا مارکت میکر هستند یا ECN/STP تقلبی. کمیسیون تنها محل قانونی درآمد بروکر های ECN/STP واقعی از معاملات مشتریان است.

2- سوئپ (Swap):سوئپ هم می تواند به طور کامل تحت کنترل بروکر مارکت میکر باشد. بروکری که حساب بدون سوئپ ارائه دهد مشخصا مارکت میکر است (مساله حساب های بدون سوئپ اسلامی جداست).

هیچ لیکوئیدیتی پروایدر قانونی وجود ندارد که سوئپ اعمال نکند. این یکی از محل های درآمد آن هاست، چرا که خودشان باید به سایر معامله گران و سازمان های فعال در بازار که طرف حساب شان هستند، سوئپ بپردازند.

همچنین هنگامی که سوئپ اعمال شده روی حساب های بطور مستقل کم و زیاد می شود، بروکر مورد نظر مارکت میکر است. لطفا به یاد داشته باشید که محاسبه مقدار سوئپ، فرمول مخصوص به خود را دارد و لیکوئیدیتی پروایدر های مختلف می توانند سوئپ های متفاوتی ارائه بدهند.هرچند بروکرهای معتبر جهت جذب مشتری یا با توجه به درخواست او برای برداشتن سوئپ موافقت میکنند و این بستگی به سیاست اجرای بروکر دارد و باید اطمینان پیدا کنید. حتی بروکر های مارکت میکر در مقابل درخواست مشتری جهت برداشتن سوئپ ممکن است موافقت کرده و در سوی دیگر اسپردها رو تغییر بدن.

3- ضریب اهرم (Leverage):ضریب اهرم 1:100 معمولا ضریب اهرمی است که لیکوئیدیتی پروایدر های قوی ارائه می دهند. نتیجتا بروکر هایی که ضریب اهرم های بالاتر از این مقدار ارائه می دهند، یکی از نشانه های مارکت میکر بودن یا ECN/STP تقلبی بودن را دارند.

همچنین بروکر هایی هستند که در آخر هفته ضریب اهرم حساب معاملاتی مشتریان را پایین می آورند. آن ها ادعا می کنند این کار را برای محافظت از سرمایه مشتری انجام می دهند که باید گفت کاملا مزخرف و یک کلاهبرداری تمام عیار است. آن ها این کار برای به این منظور انجام می دهند تا اکانت هایی که معاملاتِ وارد زیان شده در آن ها باز است را به استاپ اوت برسانند و از عرصه به در کنند!هر بروکری که ضریب اهرم را تغییر دهد مارکت میکر است. هیچ تردیدی در این اصل وارد نیست.وبه تازگی بروکرهای معتبر اهرم های تا 1:500 نیز در اختیار مشتری های خود قرار میدهند.

4- اسکلپینگ (Scalping):بروکر های ECN/STP واقعی هیچ اهمیتی برایشان ندارد که شما چگونه و از چه طریقی سود می کنید یا چه زمانی معاملات را باز می کنید و می بندید. آن ها اجازه اسکلپینگ را به شما می دهند و محدودیتی در این زمینه اعمال نمی کنند. شما حتی می توانید ربات های اسکلپر روی پلتفرم معملاتی تان نزد بروکر ECN/STP واقعی اجرا کنید تا خودش کار را به روشی که برایش تعیین شده انجام دهد.

اما! مارکت میکر ها اسکلپینگ را دوست ندارند. زیر دلشان نمی خواهد شما سود های کوچک بیشمار جمع کنید. به همین جهت این بروکر ها محدودیت های عدیده و عجیب غریبی را روی روش های کسب سود و زمان باز و بسته کردن معاملات اعمال می کنند. برای مثال اجازه نمی دهند که معاملاتتان را به سرعت ببندید.در قراردادها حتما توجه کنید و علت و عوامل ایجاد این محدودیت هارو از جانب بروکر بررسی کنید.

زمانی که با چنین محدودیت هایی روبه رو شدید، بدانید که طرف حسابتان یک بروکر مارکت میکر است.

5- حد ضرر، حد سود و جابجایی حد ضرر:بروکر های مارکت میکر محدودیت هایی روی حد ضرر ها، حد سود ها و جابجایی حد ضرر ها وضع می کنند. اما یک بروکر ECN/STP هیچ اهمیتی به این موارد نمی دهد.

6- بونوس (Bonus):بونوس یکی دیگر از موارد است که به روشنی به شما اثبات می کند بروکر مورد نظرتان مارکت میکر است. تعدادی از بروکر ها حتی تا 50% بونوس هم ارائه می دهند. واقعا خودتان فکر می کنید یک بروکر ECN/STP که تنها محل درآمدش کمیسیون های معاملات مشتریان است، اقدام به چنین کاری می کند؟! قطعا نه.

از بروکر هایی که بونوس می دهند دوری کنید. آن ها این کار را انجام می دهند تا مشتریانی که پول اندکی و ناچیزی در دست دارند را جذب کنند.در اکثر موارد استفاده از بونوس موجب محدودیت های حساب میگردد یا میزان بونوس دارای زمان اکسپایر هست و کاملا از شرایط استفاده از بونوس ها باید آگاه شوید.

7- محافظت از بالانس منفی:این یکی دیگر از حیله هایی است که بروکر های مارکت میکر به کار می بندند. یک بروکر ECN/STP واقعی فقط با پول واقعی کار می کند. اگر نوسان ناگهانی و سنگینی مانند آنچه در فرانک سوئیس به تاریخ 15 ژانویه 2015 رخ داد در بازار ایجاد شود، و حساب مشتریان به دلیل نداشتن استاپ لاس یا عمل نکردن آن وارد بالانس منفی شود، این معامله گر است که مسئولیت پرداخت بالانس منفی را به عهده دارد.

البته گفتنی است من هیچ وقت تا به حال ندیده ام که بروکر ها مشتری را بابت بالانس منفی حسابش بازخواست کنند. چرا که اگر به مشتری بگوید برای جبران بالانس منفی باید حساب خود را شارژ کنی، دیگر هیچ مشتری جرات نمی کند با بروکر قرارداد ببندد.

بروکر های ECN/STP مسئولیت پرداخت بالانس های منفی به لیکوئیدیتی پروایدر ها را خودشان به عهده می گیرند. زیرا تنها نهادی هستند که لیکوئیدیتی پروایدر ها بابت بالانس های منفی از آن ها جواب می خواهد و اگر چنین کاری انجام ندهند باید در شرکت خود را تخته کنند!

برای استفاده از آموزش های تخصصی و بهره مندی از ربات های سودمند ورایگان در بروکر زیر ثبت نام نموده وبه ایدی تلگرامی مراجغه فرمایید @mgeuq ادرس بروکر : https://www.litefinance.org/fa/?uid=240422727

برای بروکر های مارکت میکر یک میلیارد دلار بالانس منفی روی اکانت ریل، هیچ تفاوتی با یک میلیارد دلار بالانس منفی روی اکانت دمو ندارد.

پس بحث محافظت حساب از بالانس منفی، فقط برای فریب دادن معامله گران است تا مثلا احساس امنیت کنند. بروکر به شما می گوید با ما قرار داد ببندید که شما را از بالانس منفی در امان نگه می داریم، در حالی که مشتری نمی داند چنین بروکری مارکت میکر است و علاقه زیادی به ضرر کردن مشتریانش دارد.

اما بروکری که پیشنهاد محافظت از بالانس منفی را نمی دهد، یک بروکر ECN/STP واقعی است که بر خلاف مارکت میکرها خواهان سود کردن مشتریانش است.
موفق و سربلند باشید یکبروکر مطمئن طبق بررسی های انجامشده https://fa.liteforex.com/?uid=240422727&cid=52318 میباشد که بالینک ثبت نام کنید واز پشتیبانی تیم مورتین برخوردار شوید کاری از گروه مورتین 10/6/1398